فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (خرداد 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیدمحمود طباطبایی صفحات 1-16
    با گذشت بیش از نیم قرن از شروع نجات زندگی تعداد زیادی از بیماران با استفاده از اندام های مبتلایان به مرگ مغزی به وسیله ی انجام موفقیت آمیز اعمال جراحی متنوع و گاهی شگفت انگیز و هم چنین نگارش کتاب ها، مقاله ها و تشکیل جلسات و گردهمایی های محلی، منطقه ای و بین المللی در ارتباط با این رویداد، هنوز بین اندیشمندان حوزه های مختلف هم چون علوم پزشکی، دینی، اخلاقی و حقوقی درباره ی موارد متعددی از کلیات و جزییات نظری و عملی این موضوع، اتفاق رای به وجود نیامده است. اگرچه مسائلی از قبیل اقرار در وصیت نامه، اخذ رضایت در زمان حیات، جلب رضایت خانواده ی بیمار مبتلا به مرگ مغزی، نوع عضو مورد نیاز، رعایت موازین مذهبی، فرهنگی و عرفی و شان یا منزلت افراد و موارد متعدد دیگری در این حوزه مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته اند، اختلاف دیدگاه متخصصان و صاحب نظران به ویژه پزشکان و عالمان دین درباره ی تعیین زمان خروج روح از بدن و تعریفی از مرگ که متفق علیه باشد، مهم ترین چالشی است که سایر جزییات را تحت تاثیر قرار داده است. بر این اساس، گروهی از پژوهشگران با مطرح کردن نیاز ضروری بیماران به استفاده از اندام های اهدایی و عرف خاص گروهی از متخصصان پزشکی، سعی کرده اند که مرگ مغزی را همسان مرگ قطعی و بدن بدون روح معرفی کنند تا شاید چالش های دینی، اخلاقی و حقوقی به حداقل ممکن کاهش بیابد و راه برای استفاده از اندام های مبتلایان به مرگ مغزی هموارتر شود، اما برخی دیگر تلاش کرده اند تا به تعریف زمان مرگ قطعی و خروج روح از بدن بر اساس حقایق لغوی، شرعی و پزشکی و بدون توجه به اثبات یا نفی همسانی با مرگ مغزی و حکمی که بر مبنای آن تعریف مترتب خواهد شد، بپردازند و راه حل مشکلات نیازمندان به اندام های پیوندی را از هم زمان ساختن مرگ مغزی با خروج روح از بدن جدا کرده و صاحب نظران را به پیدا کردن راه حل های دیگری ترغیب کنند. به طور کلی، استفاده از اندام های مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، ضرورت اجتماعی غیر قابل انکاری است که بدون نیاز به تغییر بنیادین معانی لغوی و فقهی از راه های متعددی هم چون مطرح کردن «اضطرار»، «حیات غیر مستقره» و به طور کلی «مسائل مستحدثه» قابل حل است. در این مقاله با مراجعه به منابع لغوی، فقهی و پزشکی و بررسی پژوهش های پیشین، به بازخوانی تعاریفی از مرگ، روح و زمان خروج آن از بدن که در ارتباط با مرگ مغزی کاربرد عینی دارند، پرداخته خواهد شد و علیرغم تایید استفاده از اندام های مبتلایان به مرگ مغزی برای نجات جان بیماران نیازمند، موضوع تغییر حقایق لغوی و شرعی برای تامین مصالح و اهداف نوظهور مورد بحث قرار خواهد گرفت.
    کلیدواژگان: مرگ، مرگ مغزی، پیوند اعضا، روح
  • فاطمه طرف صفحات 17-30
    مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای، نوعی روش درمان و بهسازی ژن در گستره دانش مهندسی ژنتیک است که با هدف اصلاحات قابل توارث در نسل های متوالی به انجام می رسد. مطابق با مبانی علمی، رویان یکی از اصلی ترین سوژه های پژوهشی و عملیاتی این مهندسی محسوب می شود. بنابراین، نتایج حاصل از پژوهش های علمی این مهندسی در صورتی که سوژه ی انسانی را در دستورکار خود قرار داده باشند، ارتباط تنگاتنگی با مبانی فقهی و حقوقی مرتبط با رویان انسان پیدا خواهند نمود. مقاله حاضر کوششی است برای ارائه ی تحلیلی نو در خصوص شان رویان انسان و نوع روابط والدین با آن که به طور خاص بر فناوری مهندسی ژنتیک سلول های نطفه ای انسان متمرکز شده است. در این راستا کوشش شده است تا با اتکا بر ایده ای که رویان را فاقد روح انسانی می داند به طرح ریزی تحلیلی نوین در خصوص ماهیت آن نائل آییم؛ تحلیلی که در بادی امر با چالش ها و سوالاتی روبه رو خواهد شد که در ورطه ی رویارویی با آن ها جز به مدد پالایش و تدقیق موفق نخواهد بود. در چارچوب پژوهش حاضر جنین پیش از دمیده شدن روح، جزئی از اموال مشترک والدین خود تلقی شده است. بنابراین، هسته ی مرکزی این مقاله به طرح ایده ی مملوکیت و مالیت رویان پرداخته و در نهایت به ترسیم حدود و ثغور آن اقدام شده است. در تحلیل مورد نظر نگارنده، مالیت داشتن نشانه ی ارزش و منفعت ذاتی چیزی (در این جا رویان) است و هرگز مستلزم رابطه ی مستقیم بین ارزش آن چیز با قابلیت داد و ستد در بازار نخواهد بود. به علاوه بازخوانی و توجه کافی به مفاد قاعده ی تسلیط در خصوص حدود مالکیت والدین بر رویان گامی اساسی در تنقیح و دفاع از این دیدگاه جدید است که در این پژوهش به آن اشاره شده است. بر این اساس، تسلط مالک بر اموال خود که در قاعده ی تسلیط بیان و تشریح می شود، محملی برای انواع تصرفات و مداخلات سلیقه ای و بی حد و حصر مالک در اموال خود نخواهد بود.
    کلیدواژگان: مهندسی سلول های نطفه ای انسان، رویان، روح انسان، کرامت انسانی، مالکیت
  • منصوره مدنی صفحات 31-42
    زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجه ای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقاله ی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و به منظور تسهیل در امر تصمیم گیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مساله مورد بررسی قرار گیرد.
    یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاک های عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاه ها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزش های پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه درباره ی کسی است که در نهایت حق تصمیم گیری دارد؛ هم چنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مساله ی تقدس حیات، به ویژه در دیدگاه های مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل می دهد.
    برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بوده اند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرف نظر از این که چه تعریفی پذیرفته شود، بررسی ها نشان می دهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بی اعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیش تر در زمینه ی مراقبت های پایان حیات در دیدگاه های مذهبی پیش می آید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهم تری چون محدودیت بودجه ی سلامت، می توان به قواعد عملی و راهگشا دست یافت.
    کلیدواژگان: بیهودگی، درمان بیهوده، اتونومی، اتانازی غیرفعال، حرمت حیات
  • احمد ایزدی، الهام ایمانی، زهرا خادمی، فریبا اسدی نوقابی، نینا حاجی زاده، فاطمه نقی زاده صفحات 43-56
    پرستاران در عمل با مسائل اخلاقی چالش برانگیزی مواجه می شوند و این امر تصمیم گیری را برای آن ها سخت می کند. هدف از این مطالعه تعیین میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیم گیری های بالینی و همبستگی آن با رفتار مراقبتی آن ها در بخش های مراقبت های ویژه ی بیمارستان های آموزشی - درمانی بندرعباس در سال 1391 است. این پژوهش مطالعه ای توصیفی - تحلیلی است و همه ی پرستاران شاغل در بخش های مراقبت های ویژه نمونه های آن هستند. پرسشنامه ی اطلاعات دموگرافیک و زمینه ای، پرسشنامه ی استاندارد حساسیت اخلاقی پرستاران در تصمیم گیری و پرسشنامه ی رفتار مراقبتی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شدند. اطلاعات با نرم افزار SPSS16 و آمار توصیفی و آزمون های من ویتنی یو، کروسکال والیس و همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. میانگین نمره ی حساسیت اخلاقی پرستاران90/6 ± 15/70 با حداکثر امتیاز 96 و حداقل امتیاز 49 بود و 6/85 درصد حساسیت اخلاقی متوسط داشتند. میانگین نمره ی رفتار مراقبتی پرستاران 62/10 ± 90/108 با حداکثر نمره ی 120 و حداقل نمره ی 69 محاسبه شد. همبستگی معنی داری بین نمره ی حساسیت اخلاقی و نمره ی رفتار مراقبتی وجود نداشت اما هر دو نمره با بخش محل کار رابطه ی معنی دار داشتند. بعد میزان احترام به استقلال مددجو با سابقه ی شرکت در سمینار یا کارگاه اخلاق پزشکی ارتباط معنی دار داشت. میزان حساسیت اخلاقی پرستاران در این پژوهش در حد متوسط بود و با رفتار مراقبتی آن ها همبستگی معنی داری نداشت. از آنجا که پرستاران در امر مراقبت از بیمار با موقعیت های جدی برخورد می کنند که نیاز به توانایی های اخلاقی در تصمیم گیری و عملکرد مناسب دارد، لازم است نسبت به مسائل اخلاقی مربوط به حرفه ی خود حساس و آشنا باشند.
    کلیدواژگان: رفتار، بخش مراقبت های ویژه، حساسیت اخلاقی، اخلاق پرستاری
  • عباس عباس زاده، نوذر نخعی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده* صفحات 57-66

    یکی از موضوعات شایع در حرفه ی پرستاری دیسترس اخلاقی است که روز به روز بیش تر مورد توجه پژوهشگران این حرفه قرار می گیرد. دیسترس اخلاقی پدیده ای است که می تواند تاثیرات زیادی را بر پرستاران، بیماران و سیستم های بهداشتی داشته باشد. یکی از اثرات مهم و قابل توجه آن تاثیر بر تمایل پرستاران برای باقی ماندن در حرفه شان است. لذا مطالعه ی توصیفی – تحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط دیسترس اخلاقی با تمایل به باقی ماندن در حرفه در پرستاران انجام گرفته است. واحدهای پژوهش پرستاران بیمارستان های آموزشی شهر بیرجند بودند که به روش سرشماری و مطابق با معیارهای ورود انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر توسط پرسشنامه ی 22 سوالی که شامل اطلاعات دموگرافیک، دیسترس اخلاقی Corley و تمایل به باقی ماندن در حرفه Need جمع آوری شد. روایی و پایایی این پرسشنامه پس از ترجمه از زبان انگلیسی توسط محقق مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و تمایل به باقی ماندن در حرفه در پرستاران مورد بررسی رابطه ی معنی داری وجود ندارد (P >0/05). میزان دیسترس اخلاقی نیز در پرستاران در حد متوسط گزارش شد (6/0 SD=، 25/2 mean=). با توجه به سطح دیسترس اخلاقی در پرستاران و پیشگیری از پیامدهای احتمالی آن باید استراتژی ها و راهکارهایی به منظور آشنایی پرستاران با دیسترس اخلاقی و عوامل زمینه ساز آن در نظر گرفته شود تا بتوان در جهت کاهش هر چه بیش تر این پدیده ی اخلاقی موثرتر عمل کرد.

    کلیدواژگان: دیسترس اخلاقی، ترک حرفه، تمایل به ادامه ی خدمت، پرستاران
  • نازآفرین قاسم زاده، نازیلا نیک روان فرد، محمدحسین رحیمی راد، سارا موسوی پور، فاطمه فرامرزی رزینی صفحات 67-85
    با توجه به توسعه و گسترش روزافزون پژوهش در علوم پزشکی و استفاده از آزمودنی های انسانی در طرح های تحقیقاتی، لزوم اجرای پژوهش براساس معیارها و اصول اخلاقی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. در این مطالعه میزان پایبندی مجریان طرح های تحقیقاتی به شاخص های اخلاق در پژوهش بر اساس مفاد بیانیه های معتبر ملی و بین المللی در طرحنامه های تحقیقاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی ارومیه از سال 1382 تا 1387 مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه به صورت توصیفی گذشته نگر برروی 324 طرحنامه ی تحقیقاتی مصوب انجام شد. اطلاعات از طریق چک لیست هایی که با استفاده از پرسش نامه های استاندارد کمیته ی اخلاق در پژوهش سازمان بهداشت جهانی (WHO/ERC) و سایر مطالعات مرتبط تهیه شده بود استخراج و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که به طور کلی در 277 طرح (5/85 درصد) و در 6/96 درصد کارآزمایی های بالینی، بخش ملاحظات اخلاقی در طرحنامه ها مورد توجه قرار گرفته و تکمیل شده بود. آزمودنی ها در 4/68 درصد موارد از شرکت در مطالعه آگاه می شدند و در 8/66 درصد موارد کسب رضایت آگاهانه پیش بینی شده بود که 9/50 درصد آن کتبی بود. اخذ رضایت آگاهانه در میان کارآزمایی های بالینی 80 درصد بود که 5/85 درصد آن ها به صورت کتبی بودند. از بین 60 کارآزمایی بالینی، 38 طرح (3/63 درصد) به کمیته ی اخلاق در پژوهش ارجاع و تاییدیه ی کمیته ی اخلاق داشتند. رعایت اصول اخلاق در پژوهش در این مطالعه نسبت به مطالعات مشابه پیشین مورد توجه و دقت بیش تری قرار گرفته است که به نظر می رسد این امر ناشی از تاسیس و فعالیت کمیته های منطقه ای اخلاق از سال 82 به بعد باشد. اما برای نزدیک کردن این نتایج به استانداردهای موجود، برگزاری کارگاه های آموزشی برای پژوهشگران و نظارت دقیق تر کمیته های اخلاق به ویژه در کارآزمایی های بالینی و مطالعات حیوانی سودمند خواهد بود.
    کلیدواژگان: اخلاق پژوهش، کارآزمایی بالینی، رضایت آگاهانه، مطالعات حیوانی
  • محمداسماعیل انصاری، محمد شاکر اردکانی صفحات 86-98
    اخلاق کاری در سالیان اخیر به دنبال شکست شرکت های بزرگ و بحران های غرب اهمیت بسیاری پیدا کرده است. هدف اصلی مطالعه، بررسی رابطه ی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی و ابعاد سه گانه آن شامل تعهد عاطفی، مستمر، و هنجاری است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شده است. در این مطالعه نمونه ی آماری به حجم 159 نفر از کارکنان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش تصادفی طبقه ای انتخاب و استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها برای شاخص اخلاق کار اسلامی از پرسشنامه ی 17 آیتمی Ali و برای شاخص تعهد سازمانی و ابعاد آن از پرسشنامه ی استاندارد 24 آیتمی Meyer و Allen استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS از طریق ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل عاملی چند بعدی بودن تعهد سازمانی را اثبات کرده است و هم چنین، نتایج تجزیه و تحلیل همبستگی و رگرسیون رابطه ی مثبت و مستقیمی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی کل و ابعاد سه گانه را نشان می دهد. متغیر های جمعیت شناختی تاثیری بر اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی نداشته است. با توجه به نتایج تحقیق، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیش تر یا به دلیل پیوند عاطفی به سازمان یا به دلیل نداشتن فرصت های شغلی بهتر در خارج از سازمان به سازمان متعهد اند که این نتایج باید مورد توجه مدیران قرار بگیرد و نشان می دهد که کارکنان بی میل به ترک سازمان برای یافتن شغلی بهتر با شرایط بهتر نیستند. با توجه به رابطه ی میان اخلاق کار اسلامی و ابعاد تعهد به مدیران دانشگاه توصیه می شود که با ارائه ی کدهای اخلاقی و توسعه ی اصول اخلاق کار اسلامی تعهد سازمانی را در سازمان افزایش دهند.
    کلیدواژگان: اخلاق کار اسلامی، تعهد سازمانی، تعهد عاطفی، تعهد مستمر، تعهد هنجاری
  • صبریه خزنی، مرضیه شایسته فرد، منصوره سعیدالذاکرین، بهمن چراغیان صفحات 99-110
    شناخت و آگاهی از جو اخلاقی وچگونگی درک آن در محیط کاری می تواند به پرستاران و مدیران در شناسایی و اجرای مکانیسم هایی جهت تغییر، ارتقاء و اداره جو اخلاقی کمک کند. این مطالعه با هدف مقایسه ی درک پرستاران از جو اخلاق سازمانی واقعی و ایده ال در بیمارستان های آموزشی دانشگاه جندی شاپور اهواز انجام شد.
    این تحقیق توصیفی مقطعی، بر روی 558 نفر از پرستاران بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز که با روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای مشتمل بر 2 بخش ویژگی های دموگرافیک، پرسشنامه ی جو اخلاقی واقعی و پرسشنامه ی جو اخلاقی ایده ال بود. پرسشنامه ی جو اخلاقی بر اساس نسخه ی فارسی پرسشنامه ی جو اخلاقی Olson، بوده است که در 5 حیطه (مدیران، همکاران، پزشکان، بیماران، بیمارستان) جو اخلاقی را در محیط بیمارستان بررسی می کند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی آزمون t-test مستقل و آنالیز واریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که جو اخلاقی واقعی حاکم بر بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز جو مثبتی بوده است (66/3= میانگین). هم چنین، جو اخلاقی ایده ال پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، جوی مثبت بوده است (7/4=میانگین). تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات درک پرستاران از جو اخلاقی واقعی و ایده ال وجود داشته است(P <0.05). سمت و سابقه ی کار پرستاران ارتباط معنی داری با میزان درک پرستاران از جو اخلاقی واقعی داشته است(P < 0.05). در تحقیق حاضر، جو اخلاقی موجود جو مثبتی بوده است. اما با جو اخلاقی ایده ال پرستاران فاصله دارد. بنابراین، مدیران باید جو اخلاقی موجود را حفظ و از طرفی استراتژی هایی جهت ارتقاء جو اخلاقی به کار گیرند.
    کلیدواژگان: اخلاق، جواخلاقی واقعی و ایده ال، درک پرستاران، اخلاق سازمانی، بیمارستان
|
  • Seyed Mahmood Tabatabaei Pages 1-16
    More than half a century has passed since the onset of successful life-saving and at times astonishing transplantations of organs from brain dead donors، numerous books and articles have been written on the subject، and local، regional and international meetings and conferences have been held. Nevertheless، no consensus has yet been reached among scholars of various fields such as medical sciences، religion، ethics and law on a number of generalities as well as theoretic and practical details of this issue. There have been discussions on topics such as the organ donor’s legal will، gaining consent while the donor is still alive، seeking consent from the brain dead patient’s family، nature of the required organ، observance of religious، cultural and conventional standards، individuals’ dignity and so on. The main challenge to overshadow other factors has so far been the discord among experts، physicians and religious scholars specifically، over determining the time the spirit leaves the body، and a unified definition of death. Some researchers have attempted to minimize religious، ethical and legal challenges and thus facilitate organ donation following brain death by emphasizing the urgency of organ donation and the practices related to certain specialties، and even maintain that brain death is the equivalent of death and a lifeless body. Others have focused on the time of death and the spirit leaving the body based on lexical، religious and medical evidence، regardless of equality of brain death and death، and ensuing rulings. These researchers have thus separated the solution to the problem of those in need of transplants from considering brain death to occur at the same time when the spirit leaves the body، and encourage experts to seek different solutions. Organ donation by brain dead patients is an undeniable social necessity that can be resolved without bringing about fundamental changes in lexical and jurisprudential concepts، and through other alternatives such as propounding “urgency”، declaring a patient “as good as dead” and in general “non-elucidated jurisprudential issues”. Through references to lexical، jurisprudential and medical sources and examination of previous research، the present article will review several definitions of death، spirit، and the time the spirit leaves the body، as these are concepts that are related to brain death for all practical purposes. The article also considers organ donation following brain death to be an undeniable and unavoidable fact of life in human societies، and will examine the necessity of altering lexical and jurisprudential concepts to accommodate current interests and goals.
    Keywords: Death, Brain Death, Organ Transplantation, Spirit
  • Fatemeh Torof Pages 17-30
    Practically، scientific foundations illustrate that the embryo plays a main role in the related technical scenarios. Considering this fact، if technical researches orientated to human subjects، essential legal and juridical arguments will be generated. This article aims to offer a new analysis about moral and juridical nature of human embryo and the associated parental relationships. Adopting this idea that the embryo before 4th month has no human dignity، the author attempted to present a parental relationship based on ownership and material value. Although the author believes that this idea is built on the legal foundations، it primarily seems that the adopted idea will be faced to moral challenges. From the stand point of this article the concept of the material value of the embryo absolutely refers to an intrinsic value and it doesn’t necessarily relate to financial treats. On the other hand، according to the main pure content of the Islamic juridical rule of Taslit، it illustrates that the right of ownership has been limited by different restrictions.
    Keywords: human germ line engineering, embryo, human spirit, human dignity, ownership
  • Mansureh Madani Pages 31-42
    When medical treatment is futile، the physicians must refrain from treating patients، and this can lead to serious and stressful problems. In this paper، in order to facilitate ethical decision making relevant literatures have been reviewed. This review article aimed to explaining the different clinical forms of futile treatment، and exploring theoretical and practical dimensions of futility. The first problem in this field is ambiguity in the definition of futility. The next problem is determining the practical criteria and attributing the meaning of futility to particular treatments. This ambiguity is partly due to different perspectives about the goal of treatment، and variations in physicians'' and patients’ values and also disagreements regarding the person who should have the right to make decisions ultimately. It may also be related to finances and immoral motives. The third problem is some practical conflicts the most notable are futile care، requested by the patient and the sanctity of life، especially in the concern of religious considerations. In this regard، several definitions have been proposed for the futile treatment. Studies indicate that requesting futile care is often due to emotional problems or lack of trust a case that requires the physician’s tact to resolve and rarely is resolved by rule. Another serious problem that is regarding to end of life cares، especially in the context of religious views، is the necessity of life saving، that is closely related to the inactive euthanasia. This can be solved by giving priority to more important issues such as health budget constraints.
    Keywords: futility, futile care, autonomy, inactive euthanasia, sanctity of life
  • Ahmad Izadi, Hlham Imani, Zahra Khademi, Fariba Fariasadi Noughabi, Nina Hajizadeh, Fatemeh Naghizadeh Pages 43-56
    Nurses encounter challenging ethical issues in practice that can make decision making tough for them. The purpose of this study was to determine the moral sensitivity of critical care nurses in clinical decision making and its correlation with their caring behavior in teaching hospitals of Bandar Abbas in 2012. This research is a descriptive analytic study with intensive care unit nurses as its participants. A demographic and background questionnaire، a standard questionnaire of the nurses’ moral sensitivity، and a caring behavior questionnaire were used to collect information. Data were analyzed using SPSS16 software، descriptive statistics، Mann-Whitney U test، Kruskal-Wallis، and Spearman’s correlation. The mean score of the nurses’ moral sensitivity was 70. 15 ± 6. 90 (maximum score was 96 and minimum score was 49) that was moderate in 85. 6% of the nurses. The mean score of the nurses’ caring behavior was 108. 90 ± 10. 62 (maximum score was 120 and minimum score was 69). There was no significant correlation between moral sensitivity and caring behavior scores، but both scores were significantly associated with the place where the nurses were working. The dimension of respect for patient autonomy had a significant relationship with participation in medical ethics seminars or workshops. The moral sensitivity of the nurses in this study was moderate and did not have a significant correlation with caring behavior scores. In view of the fact that nurses deal with serious situations in patient care that call for adequate ethical abilities for decision-making as well as good performance، it is necessary for them to be familiar with and sensitive to ethical issues related to their profession.
    Keywords: caring behavior, intensive care unit, moral sensitivity, nursing ethics
  • Abbas Abbaszadeh, Nozar Nakhaei, Fariba Borhani, Mostafa Roshanzadeh Pages 57-66

    Moral distress is one of the common issues in nursing that has been receiving a lot of attention in research related to this profession. Moral distress is a phenomenon that can impact nurses، patients and health systems greatly. One significant impact of moral distress on nurses is its role on their desire to continue to work in their profession، and the present cross-sectional، descriptive and analytical study was conducted in order to determine this impact. Study samples were nurses in Birjand teaching hospitals who were selected through polls and according to entrance criteria. A 22-item questionnaire was developed by combining demographic information، Corley’s moral distress scale and the nurses’ desire to stay in the profession. The questionnaire was translated from English by the researcher and its validity and reliability were assessed. The results indicated that there is no significant relationship between moral distress and the desire to stay in the nursing profession (P>0/05). Moreover، levels of moral distress in the nurses in this study were moderate 2. 25±0. 6 (mean±SD) Given the level of moral distress in nurses and its possible consequences، strategies and solutions should be devised to familiarize nurses with moral distress and its underlying factors in order to reduce the undesirable outcomes of this phenomenon more effectively.

    Keywords: moral distress, retention, nurses
  • Nazafarin Ghasemzadeh, Nazila Nikravan Fard, Mohammad Hossein Rahimi Rad, Sara Mousavipour, Fatemeh Faramarzi Razini Pages 67-85
    Considering the importance of medicine and the ever-increasing developments in medical research، the implementation of such research according to the ethical principles and criteria of creditable national and international declarations is of great significance. According to these declarations، the researcher has the highest responsibility to observe the rights and safety of participants. The present study intends to survey the rate of observance of research ethics in proposals approved at Urmia University of Medical Sciences between the years 2003 and 2008. Three hundred and twenty four research proposals that had been approved between 2003 and 2008 were evaluated retrospectively. Related checklists (self- constructed ones and World Health Organization checklists) were completed for each project، a statistical analysis of the results was done by SPSS software، and descriptive statistics were subsequently extracted. A summary of the most important results is as follows: In 85. 5% of the proposals، the ethical considerations part was completed. In 68. 4% of the cases the participants were aware of participating in the study and in 67. 9% of the cases the informed consent of participants was obtained، 50. 9% of which was in written form. Among clinical trials، in 80% of the proposals informed consent was obtained، 85% of which was written. Out of 60 clinical trials، 37 projects (62%) were confirmed by the ethics committee. Considering the results obtained in this study، principles of research ethics were applied more closely in this study compared to similar studies in Iran. It seems this is due to the establishment and launch of regional ethics committees in 2003 and afterwards. However، in order to bring these measures closer to current standards، holding educational workshops for honorable members of scientific boards and students is recommended. Moreover، more accurate supervision of ethics committees، especially in clinical trials and animal experimentations، seems to be beneficial.
    Keywords: research ethics, clinical trial, informed consent, animal research
  • Mohammad Esmaiel Ansari, Mohammad Shaker Ardakani Pages 86-98
    The study of work ethics has gained great significance in recent years following the failures of major corporations and the West’s crisis. The main objective of this study is to examine the relationship between Islamic work ethics (IWE) and organizational commitment and its three dimensions including affective، continuance and normative commitments. This is a descriptive study that has been conducted in 2010. One hundred and fifty nine employees participated in this study who selected from hygiene، nursing & midwifery، pharmacy & medicinal sciences، dentistry، rehabilitation sciences، and management & information faculties through stratified random sampling. Data were collected via the 17-item Islamic Work Ethics Questionnaire، constructed by Ali (2000)، and the 24-item Organizational Commitment and its dimensions questionnaire، constructed by Meyer & Allen (1991). The collected data were analyzed through correlation and regression using SPSS17. The result of factor analysis confirmed the multidimensional nature of organizational commitment. The result of correlation and regression analysis also showed that there is a positive and direct relationship between IWE and total organizational commitment and its three dimensions. The demographical variables did not impact on IWE and organizational commitment. According to the results، the employees of Isfahan University of Medical Sciences are committed to the organization either because of an emotional bond to the organization or in the absence of better job opportunities outside the organization. It may be beneficial to convey these results to managers in order to make them aware of the fact that the employees are not reluctant to leave the organization for a better job with better conditions. In view of the relationship between Islamic work ethics and organizational commitment، it is recommended that university directors and presidents attempt to increase organizational commitment by providing ethical codes and promoting Islamic work ethics principles.
    Keywords: Islamic Work Ethics (IWE), organizational commitment, affective commitment, continuance commitment, normative commitment
  • Sabriyeh Khazani, Marziyeh Shayestehfard, Mansooreh Saeed Al Zakererin, Bahman Cheraghian Pages 99-110
    Nurses and administrators can identify and implement mechanisms to manage، change، and improve the ethical climate in their workplace through an understanding and awareness of this concept as well as how it is perceived by everyone involved. This study aimed to compare the nurses’ perception of the actual and ideal organizational ethical climate in hospitals of Ahwaz Juondishapour University of Medical Sciences. This was a cross-sectional descriptive study conducted on 558 nurses working at 9 medical centers of Ahwaz Jondishapour University of Medical Sciences selected by systematic sampling. Data instrument consisted of 2 parts: 1) demographic characteristics، and 2) actual & ideal climate questionnaire based on the Farsi version of Olson’s ethical climate questionnaire، used to assess nurses’ perception of the hospital ethical climate in 5 categories (managers، colleagues، physicians، patients، and hospitals). Descriptive and inferential statistical tests، independent T-test and One-Way ANOVA were used to analyze the data. Results demonstrated a positive hospital ethical climate (mean = 3. 66)، while the nurses’ perception of the ideal ethical climate was positive as well. A significant difference was found between the mean scores of the nurses’ perceptions of actual & ideal ethical climates (P<0. 05). Results demonstrated a significant relationship between nurses’ work experience & organizational level، and their perceptions of the hospital ethical climate. A positive ethical climate exists in hospitals، although it is far from the ideal ethical climate، and therefore managers must maintain the actual ethical climate and at the same time implement strategies to improve their hospitals’ ethical climate.
    Keywords: ethics, actual, ideal ethical climate, ethical climate, nurse's perception