فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 19، 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/05/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن عسکری، حسن آل منصور، محمدرضا زرگران و منصور قاضی صفحه 1
    یکی از روش های پایش جمعیت و یا کنترل پروانه ی جوانه خوار بلوط Tortrix viridana L. (Lep.: Tortricidae) استفاده از فرومون جنسی آن است. رنگ تله ها و محل نصب آنها روی درخت می تواند نقش موثری در میزان جلب حشره ی مورد نظر داشته باشد. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر رنگ تله های فرومونی و همچنین تاثیر ارتفاع نصب آنها روی درختان در میزان شکار حشرات نر جوانه خوار بلوط با استفاده از فرومون جنسی آن در استان های آذربایجان غربی، کردستان و فارس انجام شد. در آزمایش نخست تیمارها شامل تله های دلتایی به رنگ های سفید، سبز، زرد و قهوه ای بود. در آزمایش دوم تله های دلتایی در بخش داخلی نیمه ی پایینی تاج درخت و بخش داخلی نیمه ی بالایی تاج درخت نصب شدند. تله ها هنگام ظهور اولین پروانه ها نصب و به فواصل هر هفته یک بار، پروانه های نر شمارش شده و تیمارها پس از تجزیه ی واریانس به روش دانکن و یا t-test مقایسه شدند. در مطالعه ی تاثیر رنگ تله، نتایج نشان داد که در استان آذربایجان غربی تله های سفید رنگ، بیشترین میزان جلب پروانه ی جوانه خوار بلوط را با میانگین 6/16±5/298 عدد پروانه (در مدت 25-20 روز) به ازاء هر تله داشته و تفاوت معنی داری با میزان شکار سایر تله ها داشت. در استان های کردستان و فارس میزان شکار توسط تله ها تفاوت معنی داری نداشت. نتایج آزمایش دوم نشان داد که در استان آذربایجان غربی، تله هایی که در نیمه ی بالایی تاج درختان نصب شده بودند (با میانگین شکار 07/8±9/295 پروانه) نسبت به تله هایی که در نیمه ی پایینی تاج درختان نصب شده بودند (با میانگین 05/7±3/254 پروانه) به صورت معنی داری پروانه بیشتری شکار کردند. در استان های کردستان و فارس میانگین شکار در نیمه ی بالایی تاج و در نیمه ی پایینی تاج تفاوت معنی داری نداشت. بنابراین با توجه به نتایج به نظر می رسد کاربرد تله های دلتایی سفید رنگ در نیمه ی بالایی درختان کارآیی بیشتری را در جلب آفت داشته باشند
    کلیدواژگان: بلوط، فرومون، جوانه خوار بلوط، تله ی رنگی، کنترل بیولوژیک، Tortrix viridana
  • علی برهانی، شیرزاد محمد نژاد کیاسری، سیف الله خورنکه، سعید علی موسی زاده صفحه 10
    بررسی میزان سازگاری و تولید گونه های سوزنی برگ در مناطق مختلف جنگل های شمال کشور از بیش از دو دهه قبل، توجه بسیاری از محققان و دست اندرکاران منابع طبیعی را به خود اختصاص داده است. درختان سوزنی برگ نوئل(L.) Karst Picea abies از گونه های سریع الرشد بوده که در ارتفاعات بالاتر از 1000 متر از سطح دریا در استان مازندران کشت شده است. مشاهده علائم سرخشکیدگی در درختان نوئل منطقه توسکا چشمه از سال 1384 موجب شد تا تحقیق حاضر در سال 1387 انجام گردد. پس از جداسازی، خالص سازی و با کشت نمونه ها در محیط کشت PDA، عامل قارچی Pestalotiopsis funerea (Desm.) Steyaert شناسایی و بیماری زایی آن بر روی نهال های گلدانی دو ساله به اثبات رسید. همچنین درصد درختان آلوده در سطح 5 هکتار با روش آمار برداری صددرصد انجام شد. نتایج این بررسی نشان داد که 93/21 درصد درختان منطقه دچار سرخشکیدگی بوده اند. بنابراین ازآنجایی که عامل سرخشکیدگی قارچ پارازیت ضعیف شده است، مدیریت در سطح جنگلکاریهای آلوده باید بر قطع و خروج درختان خشک و افزایش فضای رویشی برای سایر پایه درختان پیسه آ و همچنین حفظ پاجوش و ریشه جوش های گونه های پهن برگ منطقه استوار باشد.
    کلیدواژگان: جنگلکاری، نوئل، سرخشکیدگی، مازندران
  • سیده معصومه زمانی، ابراهیم محمدی گل تپه، ناصر صفایی، میترا امام، جمشید بوجاری و محمد جعفر فارسی صفحه 19
    امروزه با توجه به از بین رفتن جنگلهای طبیعی به لحاظ فرسایش، تنش های محیطی و بهره برداری های بی رویه، نیاز به برنامه های پژوهشی در امر بهینه سازی جنگلکاری ها ضرورت بیشتری نسبت به قبل دارد. در این خصوص استفاده از قارچ های میکوریز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که هیف این قارچ‎ها در میان ریزوسفر گسترش می‎یابد و موجب اصلاح و بهبود جذب آب و عناصر معدنی از خاک می‎گردد؛ بنابراین یک ارتباط قوی بین سیستم ریشه گیاه و خاک برقرار می شود. در نتیجه، گیاهان میکوریزایی نسبت به گیاهان غیرمیکوریزایی اغلب قدرت رقابت و توانایی بالاتری را برای رشد و نیز تحمل تنش های محیطی دارند. در این تحقیق همزیستی اکتومیکوریزایی در شرایط درون شیشه ای روی ریزقلمه های سفید پلت (Populus caspica) انجام شد تا امکان بهبود خصوصیات فیزیولوژیکی و رویشی و افزایش مقاومت آن در برابر خشکی، پس از انتقال به گلخانه در مرحله سازگار سازی مورد ارزیابی قرار گیرد. ازاین روگیاهچه های سفید پلت از طریق کشت بافت تکثیر شدند، سپس برقراری همزیستی با قارچ Pisolithus tinctorius انجام شد. اندازه گیری ویژگی های فیزیولوژیک، رشد و وضعیت آبی گیاه انجام گردید تا تاثیر قارچ میکوریز روی این ویژگی ها تعیین شود. نتایج این تحقیق نشان داد که برقراری همزیستی اکتومیکوریزایی روی گیاهچه های سفید پلت سبب افزایش ارتفاع ساقه، بیومس ریشه، ساقه و برگ، فتوسنتز، تعرق، هدایت روزنه ای و کلروفیل برگ شده و از سوی دیگر اثرات منفی تنش خشکی را کنترل نمود. بنابراین با توجه به بهبود وضعیت آبی، افزایش رشد و بیومس و اصلاح خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه تلقیح شده با قارچ میکوریز در مقایسه با شاهد، می توان برقراری همزیستی اکتومیکوریزایی را راهکاری نوین برای افزایش موفقیت نهال کاری در برنامه های احیائی معرفی نمود.
    کلیدواژگان: همزیستی اکتومیکوریزایی، سفید پلت، ویژگی های رشد، ویژگی های فیزیولوژیک
  • حسن سام دلیری صفحه 33
    انجام چوبکشی با دستگاه های کشنده زمینی در جنگلهای کوهستانی شمال ایران با برش های تک گزینی منجر به آسیب فیزیکی توده باقیمانده و کاهش کیفیت تنه و ارزش درختان حاشیه مسیرهای چوبکشی می گردد. در این تحقیق برای ارزیابی دو روش مورد استفاده معمول (تایر و چوبدستک) از ساقه بند نیز در جهت جلوگیری از صدمات به تنه درختان حاشیه مسیرهای چوبکشی و مقایسه آنها با درختان شاهد استفاده گردید. برای دستیابی به اهداف مذکور، این تحقیق در پارسل 212، سری شوراب، جنگل گلبند انجام شد. پس از اتمام چوبکشی با محاسبه درصد سطح زخم تک تک درختان و استفاده از نرم افزار 16.0 SPSS تجزیه واریانس انجام گردید و برای مقایسه میانگین ها از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که بین درصد زخم در روش های مختلف حفاظت از تنه درختان در چوبکشی تاثیر معنی داری وجود داشته به طوری که درختان شاهد، تایر و چوبدستک در گروه یک و ساقه بند در گروه دو قرار گرفتند. همچنین نتایج نشان داد که بین درصد زخم دو کلاسه زاویه مختلف (140-100 و 180-140 درجه)، و بین کلاسه های ارتفاع محل زخم نیز تاثیر معنی داری وجود داشته است، به طوری که با استفاده از ساقه بند در چوبکشی درختان کمتری دچار خسارت گردیده و ابعاد زخم نیز کاهش یافت
    کلیدواژگان: صدمه توده سرپا، چوبکشی زمینی، ساقه بند، چوب دستک، سطح زخم
  • محمدجعفر فارسی، وحیدرضا منیری، جمشید بوجاری و ستار زینالی صفحه 46
    تاغ (Haloxylon spp.) به عنوان یک گونه ی گیاهی مقاوم به شرایط خشک و بیابانی کشور در تثبیت شن های روان مورد توجه می باشد. در حال حاضر سطح تاغزارهای دست کاشت کشور 5/1 میلیون هکتار برآورد می گردد. ملخ کوهان دار تاغ Dericorys albidula (Serv.) به عنوان آفتی تک خوار، هرساله خسارت قابل ملاحظه ای به تاغزارها وارد می کند. کاربرد ترکیبات شیمیایی در محدوده ی جنگل ها و مراتع به دلیل حساسیت های زیست محیطی با محدودیت های ویژه ای همراه است، بنابراین فراورده بیولوژیکی Green Muscle شرکت BCP که ماده ی موثره ی آن اسپور قارچ Metarhizium anisopliae var. acridum می باشد، برای کنترل ملخ کوهان دار تاغ به میزان 50 گرم در هکتار روی پوره های ملخ کوهان دار تاغ در 2 سال متوالی (1389 و 1390) در قالب طرح آزمایشی کاملا تصادفی به ترتیب با چهار و پنج تکرار در شرایط صحرایی (داخل قفس) در منطقه ابوزیدآباد کاشان و حسین آباد قم با سمپاش ULV و الکترواستاتیک، مورد ارزیابی قرارگرفت. از گازوئیل به عنوان ماده حامل استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمارها در سطح یک درصد با هم اختلاف داشتند. البته بین سمپاش ها تفاوت آماری مشاهده نشد. به طوری که بیشترین تلفات در سال دوم با سمپاش ULV(98 درصد) و کمترین میزان تلفات در سمپاش الکترواستاتیک و سال اول (92 درصد) وجود داشت. بنابراین کاربرد این فرآورده با توجه به کارایی و اختصاصی عمل کردن آن در کنترل این ملخ در تاغزارها قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: ملخ کوهان دار، تاغ، گرین ماسل، کنترل بیولوژیک، متاریزیوم
  • مرتضی صابری صفحه 56
    گیاهان به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم می توانند تحت تاثیر ترکیبات شیمیایی آللوپاتیکی قرار گیرند که در این صورت از سایر گیاهان و یا میکروارگانیزمها آزاد می شوند. در همین راستا به بررسی اثرات محرک های شیمیایی بر بهبود جوانه زنی و حمایت گونه Bromus inermis تحت تنش با ترکیبات آللوپاتیک در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی پرداخته شد. تیمارها شامل پیش تیمار بذر با جیبرلیک اسید (250، 500 و 1000 پی پی ام)، نیترات پتاسیم (1/0، 2/0 و 3/0 درصد) و سالیسیلیک اسید (100، 200 و300 میلی گرم در لیتر) و 5 غلظت (0، 5، 25، 50 و 75 میلی گرم در لیتر) از ترکیبات آللوپاتیک Thymus kotschyanus بود که بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در چهار تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد با افزایش غلظت ترکیبات آللوپاتیک کاهش درصد و سرعت جوانه زنی و اجزاء مختلف گیاهچه برای بذر پرایم و غیر پرایم معنی دار بود. اما میزان کاهش در بذر پرایم شده به مراتب کمتر از بذر غیر پرایم بود. به طوری که بطور متوسط پیش تیمار بذر در گونه مورد مطالعه توانست درصد و سرعت جوانه زنی و رشد اولیه گیاهچه ها را بهبود بخشد. بطورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که پاسخ این گونه به پیش تیمار بذر با سالیسیلیک اسید و جیبرلیک اسید مثبت بوده، به نحوی که می توان با تکنیک پیش تیمار بذر با تیمارهای فوق قبل از کاشت اثرات سوء ترکیبات آللوپاتیک Thymus kotschyanus را در مرحله جوانه زنی و استقرار از طریق افزایش سرعت جوانه زنی و رشد گیاهچه بطور معنی داری کاهش داد
    کلیدواژگان: آللوپاتی، Thymus kotschyanus، جوانه زنی، محرک های شیمیایی، Bromus inermis
  • کرم سپه وند، علی محمدیان صفحه 67
    تیره گندمیان در ایران 120 جنس دارد که بیشترین گسترش را در میان گیاهان گل دار دارند. این گیاهان در استان لرستان از مهمترین گونه های مرتعی به شمار می روند که یکی از مهمترین بیماریهای آنها سفیدک پودری است. در این تحقیق نمونه های مختلفی از گندمیان آلوده به سفیدک پودری از مراتع استان لرستان جمع آوری گردید و پس از شناسایی نمونه های گیاهی، اندام های قارچی عامل بیماری میکرومتری شد و تمام مشخصات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک آنها ثبت و با کلیدهای مربوطه تطابق و تمام گونه های گیاهی زیر به عنوان میزبان برای قارچ Blumeria graminis (DC.)Speer تشخیص داده شد:**Bromus tectorum L.، **Agropyrum podperae Nab.، **Agropyrum pertenue (C.A.Mey.) Nevski، *Phalaris minor Retz، **Avena barbata Pott ex link، **Agropyrum elongatiform Drobov، *Aegilops umbellate Zhuk.، *Aegilops triuncialis L.، **Eremopoa persica (Trin.) Roshev،**Heteranthelium piliferum (Banks and Soland.) Hochst.، *Hordeum bulbosum L.، **Elymus elongatiformis (Drobov) Assadi، **Aegilops caudate L.، *Hordeum geniculatum All.، **Hordeum violaceum Boiss. et Huet، *Hordeum marinum Hudson، **Bromus scoparius L.، *Bromus danthoniae Trin.، *Poa bulbosa L.، **Lolium multiflorum Lam.، **Lolium rigidum Gaudin، **Bromus Rechingeri Melderis، **Bromus tomentellus Boiss.، **Agropyrum trichophorum (Link) Richter، *Hordeum sp.، **Aegilops cylindrica Host، *Hordum glaucum Steud.، *Hordeum vulgare L.
    گونه هایی که با علامت یک ستاره و یا دو ستاره مشخص شده اند به ترتیب گزارش میزبان جدید این قارچ برای استان لرستان و یا ایران می باشند.
    کلیدواژگان: سفیدک پودری، گرامینه مرتعی، لرستان
|
  • H. Askary*, H. Alemansoor, M. R. Zargaran, M. Ghazi Page 1
    Use of sex pheromone traps is known as an effective method for monitoring and controling Tortrix viridana L. (Lep. Tortricidae). Trap shape, trap color and placement on trees are factors affecting male’s captures. The main goal of this research was to determine the effect of pheromone traps color and placement on the rate of males catches in three provinces of West Azarbaijan, Kordestan and Fars. First experiment accomplished by different colored delta traps (yellow, brown, white and green) which placed at middle height canopy of oak trees, following first emergence of males. In experiment 2, delta traps placed in upper half section and lower half part of trees as two treatments. In both experiments, captured males were counted weekly and trap catch data were subjected to analysis of variance and differences among means were determined by Duncan or t-test methods. In West Azarbaijan white traps were the most effective captured T. viridana males significantly higher than the other trap colors (mean=298.5±16/6). While in Kordestan and Fars Province trap color had no effect on the rate of moth captured. In second experiment, results indicated that maximum rate of captured moth was observed in upper half part of oak trees (mean=295.5±8.07) compared with those placed in lower part of the trees (mean=254.3±7.05) in west Azarbaijan province. There was no significant difference between upper and lower sections of the trees in Kurdistan and Fars Provinces. Based on the obtained results, white delta traps must be placed in upper half part of oak trees to capture maximum rate of moths
    Keywords: biological control, sex pheromone, oak, colored trap, Tortrix viridana
  • A. Borhani*, Sh. M. Kiasari, S. Khorankeh, S. A. Mosazadeh Page 10
    Study on adaptability and productivity of conifer species in different areas of northern forests have been performed by many natural resources researchers and practitioners for the last two decades. In this regard, Picea abies (L) Karsten as a fast growing species have been planted in altitude of over 1000 meters in some of Mazandaran province. Toska Cheshmeh is one of these areas that located in altitude about 1400 meters. The first die back symptoms were detected in 2005 and the present study was initiated during 2008. For evaluation of the disease losses, the trees were measured by full callipering. The result showed severe infestation in the area as 21.93 percent. The infected tree parts were cultured on PDA medium. Pestalotiopsis funerea was isolated and to determine the pathogenicity of the isolated fungus,2-year-old seedlings were inoculated. Management practices should be based on the removal of the dead trees, provide good growing conditions for healthy Norway spruce stands and to keep all the native broadleaf outgrowths in the area.
    Keywords: forestation, Norway spruce, die back, Mazandaran
  • S. M. Zamani, E. Mohammadi Goltap, N. Safaie*, M. Emam, J. Boujari, M. J. Farsi Page 19
    Currently, there is great concern over natural forests depletion because of erosion, stress and over-use., Developing Research programs is an essential approach for the reforestation and rehabilitation efforts; In this regard the application of mycorrhizas is a valuable method. The mycorrhizal fungal hyphae extend into the rhizosphere and improve the absorption of water and nutrients from the soil thereby providing a critical linkage between the plant root system and the soil. As a result, mycorrhizal plants are often more competitive and better able to growth and tolerate environmental stresses than nonmycorrhizal plants. The aim of this study was to figure out the influence of the ectomycorrhizal symbiosis on amelioration the performance of micropropagated Populus caspica in acclimatization process. After inoculation of micropropagated P. caspica with Pisolithus tinctorius, It was found that establishment of this symbiosis on plantlets of P. caspica enhanced seedling height, Biomass of root, shoot and leaves, photosynthesis, transpiration, stomatal conductance and leaf chlorophyll. These data indicate that mycorrhization improved the plant water relations, growth and performance; thereby ectomycorrhization has the ecological significance in sustainable plant production systems
    Keywords: ectomycorrhizal symbiosis, Populus caspica, growth parameters, physiological parameters
  • H. Sam Daliri Page 33
    Skidding by ground-base Machines in mountainous forests of northern Iran on selective cutting leads to physical damages of residual stand, lowering of stem quality and tree value in border skid trail. In present research, two conventional methods (picket-wood and machine tire) as well as rubberized - stem were evaluated for preventing damage to surrounding stand and compared with the control. In this regard the study was carried out in parcel 212 of Shorab district, in Golband Forest. Following the end of skidding operation, affected area for any single tree was measured. and data were subjected to analysis of variance. Differences among means were determined by Duncan test. Results showed significant statistical differences between scar severities due to skidding operation in different stem protection methods. Based on the obtained results, picket-wood, machine tire and the control trees were in class one and Rubberize-stem was in class two. Furthermore, there were significant difference between scars in two angle class (100 -140 and 140-180 grade) and the scar height classes. Use of rubberized-stem in skidding operation, will result in fewer trees affected and less scar dimensions..
    Keywords: damage residual stand, ground, skidding, rubberize, stem, picket, wood, wound area
  • M. J. Farsi*, V. R. Moniri, J. Boujari, S. Zeinali Page 46
    Haloxylon spp. as a resistant species against dry and desert conditions of Iran has been widely used for sand dune fixation since 1965. Haloxylon plantation areas are estimated more than 1.5 millions hec. Dericorys albidula is a monophagus pest inflicting considerable damage to the forests every year. Application of chemical compounds in forest and range areas has largely criticized in terms of environmental conditions, therefore, Green Muscle (BCP Co. S. Africa) as a biological product (conidia of Metarhisium anisopliae var acridum) were used at the rate of 50 g/hec. to control Dericorys albidula nymphs. during 2 years (2010 and 2011). Two field experiments (screen cages) were conducted in a randomized complete design with 4 and 5 replications in Abuzeid Abad, Kashan and Hossein Abad, Qom respectively ULV and electrostatic sprayers were used with. diesel fuel as carrier was used. Results showed that treatments were statistically different at 0.01% level. Sprayers were not significantly different. Maximum mortality rate (98%) was observed in ULV sprayer and second year, while least mortality rate (92%) was in electrostatic sprayer and in the first year. Thus, taking into account Green Muscles great efficacy and specificity, it exhibit high potential as a selective material against grasshoppers in saxaul plantations.
    Keywords: Dericorys albidula, Haloxylon, Green Muscle, biological control, Metarhizium
  • Morteza Saberi Page 56
    Plants maybe affected directly or indirectly by allelochemicals which released from plants or microorganisms. The objective of this study was to evaluate the effectiveness of chemical stimulators in improving seed germination and growth of Bromus inermis in response to five concentration of the allelopathic extract of Thymus kotschyanus (0, 5%, 25%, 50% and 75 %) under laboratory conditions. Pretreatments included: gibberlic acid (250,500 and 1000 ppm), potassium nitrate (0.1%, 0.2 % and 0.3%) and salicylic acid (100,200 and 300 mg/l). This experiment was carried out as a factorial experiment based on a randomized completely design with four replications. The results showed that seed germination, germination speed and seedling vigor were significantly (P <0.01) decreased by increasing extract concentration of Thymus kotschyanus allelopathic compounds in unprimed seed (control) compared with primed seeds. Seed priming enhanced germination percentage, germination speed and initial growth. Overall, the results of this study showed that reaction of the Bromus inermis to pretreatment of seed was positive. Thus, pretreatments of seeds with the above treatments prior to planting can significantly reduce negative effect of allelopathic components of Thymus kotschyanus during germination stage and establishment of plant by increasing germination speed and growth of embryo.
    Keywords: allelopathy, Thymus kotschyanus, germination, chemical stimulators, Bromus inermis
  • K. Sepahvand*, A. Mohammadian Page 67
    Poacea family with 120 genera has the widest distribution range among flowering plants in Iran. The family comprises important rangeland plants. One of the most common diseases of the plants is powdery mildew. In this research samples were collected from infected range plants in different localities of Lorestan province. Following determination of host plants, fungi organs were micrometeried. All macroscopic and microscopic characters were recorded and the fungal organs shapes were drawn and microscopic picture taken and compared using appropriate keys. Following species were identified as host plants for the fungus Blumeria graminis (DC.) Speer. Species with one or two asterisk are new record for the province and the country, respectively:**Bromus tectorum L., **Agropyrum podperae Nab., **Agropyrum pertenue (C.A.Mey.) Nevski, *Phalaris minor Retz., **Avena barbata Pott ex link, **Agropyrum elongatiform Drobov, *Aegilops umbellate Zhuk., *Aegilops triuncialis L., **Eremopoa persica (Trin.) Roshev., **Heteranthelium piliferum (Banks and Soland.) Hochst., *Hordeum bulbosum L.,**Elymus elongatiformis (Drobov) Assadi, **Aegilops caudate L., *Hordeum geniculatum All., **Hordeum violaceum Boiss. et Huet, *Hordeum marinum Hudson, **Bromus scoparius L., **Bromus danthoniae Trin., *Poa bulbosa L., **Lolium multiflorum Lam., **Lolium rigidum Gaudin, **Bromus Rechingeri Melderis, **Bromus tomentellus Boiss., **Agropyrum trichophorum (Link) Richter, *Hordeum sp., **Aegilops cylindrica Host, *Hordum glaucum Steud. and *Hordeum vulgare L., were the host of Blumeria graminis (DC.) Speer.
    Keywords: poaceae, Blumeria graminis, rangland plants, Lorestan