فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال پنجم شماره 1 (1392)
  • سال پنجم شماره 1 (1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • تغذیه طیور
  • محمد الزوقری، حسن کرمانشاهی، حسن نصیری مقدم صفحات 1-10
    به منظور بررسی اثر افزودن سه سطح اسید آلی (صفر، 15/0 و 3/0 درصد) و سه سطح صفرای گاوی خشک شده (صفر، 25/0 و 50/0 درصد) بر عملکرد، قابلیت هضم ظاهری چربی، متابولیت های خون و ویسکوزیته شیرابه ایلئومی جوجه خروسهای گوشتی با 5 درصد پیه تغذیه شده بودند، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی و با ترتیب فاکتوریل 3×3 و 4 تکرار در هر تیمار انجام گرفت. جیره های آغازین و رشد با انرژی و پروتئین یکسان به ترتیب از 7 تا 21 و 22 تا 42 روزگی به طور آزادانه در اختیار جوجه ها قرار گرفتند. عملکرد جوجه ها برای دوره آغازین و رشد اندازه گیری شد. برای تعیین قابلیت هضم ظاهری چربی در 19 تا 21 روزگی و 40 تا 42 روزگی، 3 گرم اکسید کروم در کیلوگرم به جیره های آزمایشی افزوده شد. شاخص های کلسترول سرم، تری گلیسرید، لیپوپروتئین با دانسیته بالا، لیپوپروتئین با دانسیته پایین و ویسکوزیته شیرابه ایلئومی در 21 و 42 روزگی اندازه گیری شدند. افزودن صفرای گاوی در سن 7 تا 42 روزگی به طور معنی داری اضافه وزن بدن جوجه ها را افزایش داده و میزان ضریب تبدیل در سن 7 تا 21 روزگی در سطح 25/0درصد بهبود یافت. قابلیت هضم ظاهری چربی به طور معنی داری با افزودن صفرای گاوی و نیز با افزودن اسید آلی در سطح 15/0درصد افزایش یافت اما اثرات متقابلی بین صفرای گاوی و اسید آلی بر قابلیت هضم ظاهری چربی مشاهده نشد. تفاوت در متابولیت های خون پرندگان تغذیه شده با اسید آلی در دوره آغازین و رشد معنی دار نبود. هرچند که، افزودن اسید آلی غلظت لیپوپروتئین با دانسیته بالا را در دوره رشد افزایش داد. استفاده از مکمل 5/0 درصد صفرای گاوی خشک شده به طور معنی داری میزان کلسترول، تری گلیسرید، لیپوپروتئین با دانسیته بالا و لیپوپروتئین با دانسیته پایین را افزایش داد. نتایج این مطاله نشان داد که مکمل صفرای گاوی خشک شده به طور معنی داری اضافه وزن بدن را افزایش داده و به طور خطی قابلیت هضم ظاهری چربی جیره های حاوی 5 درصد پیه را افزایش می دهد. افزودن مکمل صفرای گاوی خشک شده به جیره همچنین به طور معنی داری متابولیت های خون را تغییر می دهد.
    کلیدواژگان: اسید آلی، صفرای گاوی، پیه، قابلیت هضم چربی، جوجه های گوشتی
  • وفا متجدد، حسن نصیری مقدم، احمد حسن آبادی صفحات 11-19
    این آزمایش به منظور بررسی اثر پودر نعناع بر عملکرد، جمعیت میکروبی و خصوصیات لاشه در جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های حاوی سطوح مختلف گندم انجام شد. این تحقیق در قالب طرح کاملا تصادفی و به روش فاکتوریل 4×2 (8 گروه آزمایشی) با استفاده از 384 قطعه جوجه خروس گوشتی از سویه راس، با چهار تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار مورد بررسی قرار گرفت. تا سن 7 روزگی جوجه ها با جیره های غذایی بر پایه ذرت- کنجاله سویا تغذیه شدند. جوجه ها از سن 7 تا 42 روزگی با جیره های حاوی سطوح مختلف گندم (صفر، 10، 15 و20 درصد) جایگزین شده به جای ذرت جیره شاهد (ذرت- کنجاله سویا)، با و بدون پودر نعناع (0 و2 درصد) تغذیه شدند. نتایج بدست آمده نشان دادکه اثر جایگزینی سطوح مختلف گندم و افزودن نعناع بر وزن بدن، افزایش وزن روزانه، خوراک مصرفی، ضریب تبدیل غذایی، وزن نسبی لاشه و طول و وزن نسبی اغلب اندام های گوارشی معنی دار نبود. تعدادکل باکتری های هوازی وکلی فرمی در محتویات ایلئوم تحت تاثیر نعناع به طور معنی داری کاهش یافت. شمار باکتری های تولیدکننده اسید لاکتیک تحت تاثیر افزودن نعناع قرار نگرفت. اثر متقابل نعناع وگندم بر تعداد کل باکتری های هوازی، کلی فرمی و لاکتوباسیل های ایلئوم جوجه های گوشتی معنی دار بود.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، نعناع، گندم، عملکرد، جمعیت میکروبی، خصوصیات لاشه
  • رضا مصدق، سمیه سالاری، محسن ساری، طاهره محمد آبادی، محسن تقی زاده صفحات 20-28
    به منظور بررسی تاثیر اسانس گیاه دارویی بومی مرو تلخ (Salvia mirzayanii) و مقایسه آن با آنتی بیوتیک آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 5 تکرار و 12 پرنده در هر تکرار به مدت 42 روز با استفاده از تیمارهای شاهد، آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین 10 درصد (100 ppm) و سه سطح اسانس مرو تلخ (200، 400 و 600 ppm) انجام پذیرفت. افزایش وزن و مصرف خوراک به صورت هفتگی ثبت و تجزیه لاشه و خون گیری در سن 28 و 42 روزگی صورت پذیرفت. در 22 تا 42 روزگی (دوره رشد)، بیش ترین افزایش وزن در سطح 200 ppm اسانس و در1 تا 42 روزگی (کل دوره) در سطوح 200 و 600 ppm اسانس مشاهده گردید. تیمارهای 200و 600 ppm اسانس مرو تلخ به طور معنی دار بیش ترین مصرف خوراک در دوره رشد و کل دوره آزمایش را به خود اختصاص دادند. بهترین ضریب تبدیل خوراک در دوره رشد و کل دوره مربوط به تیمار 200 ppm اسانس بود. وزن سنگدان و کل دستگاه گوارش به طور معنی دار با افزودن آنتی بیوتیک کاهش یافت. افزودن اسانس کاهش معنی دار کلسترول، HDL و LDL خون را موجب گردید. تیمار 400 ppm اسانس بیش ترین و تیمار 600 ppm کم ترین وزن بورس فابریسیوس را به طور معنی دارنشان دادند. افزودن اسانس موجب کاهش معنی دار ائوزینوفیل خون گردید. نتایج نشان داد که اسانس این گونه از مریم گلی می تواند به عنوان یک محرک رشد در نظر گرفته شده و سطوح پایین اسانس این گیاه موجب بهبود عملکرد و تقویت سیستم ایمنی می شود.
    کلیدواژگان: اسانس مرو تلخ، آنتی بیوتیک، عملکرد، فراسنجه های خونی، سیستم ایمنی
  • تغذیه نشخوارکنندگان
  • مهدی مرادی، علی حسین خانی، اکبر تقی زاده، صادق علیجانی، حسین دقیق کیا صفحات 29-38
    این مطالعه به منظور تعیین ارزش تغذیه ای پسماند رستوران و جایگزینی آن با دانه جو در جیره و تاثیر آن بر عملکرد بره های پرواری صورت گرفت. ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، عصاره اتری و خاکستر پسماند رستوران مورد آزمایش به ترتیب برابر 4/33، 9/95 1/15، 1/14 و 4 درصد بود. 36 راس بره نر و ماده به ترتیب با وزن اولیه 5/0± 4/33 و 5/0± 7/29 کیلوگرم در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفت. بره ها از سه گروه آمیخته: قزل × مرینوس (12 راس)، مرینوس × مغانی (18 راس) و قزل × بلوچی (6 راس) انتخاب شدند. پسماند رستوران در دو سطح 50 و 100 درصد جایگزین دانه جو در جیره های غذایی مورد آزمایش شد و به همراه گروه شاهد (جیره فاقد پسماند) گروه های آزمایشی را تشکیل دادند. جیره روزانه طی سه وعده در ساعات 6، 14 و 20 در اختیار بره ها قرار گرفت. ماده خشک مصرفی بین گروه های مورد آزمایش تفاوت معنی داری نداشت. متوسط تغییرات وزن روزانه، ماده خشک مصرفی، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک مصرفی بین جنس نر و ماده تفاوت معنی داری نشان داد. افزایش وزن برای جنس نر و ماده در طول دوره پروار به ترتیب 3/250 و 6/171 گرم در روز محاسبه شد. جایگزینی تمامی دانه جو با پسماند رستوران در تیمار سوم منجر به تغییرمعنی داری در pH شکمبه و مدفوع، کل اسیدهای چرب فرار و نیتروژن آمونیاکی شکمبه و گلوکز و نیتروژن اوره ای خون جیره غذایی در مقایسه با گروه شاهد شد. جایگزینی دانه جو در 50 و 100 درصد با پسماند رستوران موجب کاهش قیمت هر واحد افزایش وزن زنده نسبت به جیره کنترل به ترتیب به میزان 24 و 7/37 درصد شد.
    کلیدواژگان: پسماند رستوران، دانه جو، بره های دورگ، عملکرد
  • محمد مهدی محقی، عبدالمنصور طهماسبی، رضا ولی زاده، عباسعلی ناصریان صفحات 39-47
    به منظور ارزیابی تاثیر سطوح مختلف ساپونین (0، 30 و 60 گرم به ازای هرکیلوگرم ماده خشک) با سطوح مختلف اسید تانیک (0، 25، 50، 100 و150 گرم به ازای هرکیلوگرم ماده خشک) بر پارامترهای تخمیری شکمبه و قابلیت هضم مواد مغذی، مطالعه ای در دو مرحله با استفاده از تکنیک تولید گاز و کشت ثابت انجام گرفت. در مرحله اول میزان گاز تولیدی در زمان های 2، 4، 6، 8، 16، 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از انکوباسیون اندازه گیری شد. نرخ تولید گاز با افزایش سطوح ساپونین و اسید تانیک به محیط کشت نسبت به شاهد کاهش، ولی در مورد تیمارهایی که در آن ها تنها از ساپونین استفاده شده بود، این مقدار افزایش یافت. میزان تولید گاز بصورت تجمعی در زمان های 24، 48 و 96 ساعت انکوباسیون با افزودن اسید تانیک و وجود همزمان ساپونین و اسید تانیک نسبت به شاهد افزایش داشت و بیشترین افزایش در تیمارهای با سطح پایین ساپونین (30 گرم به ازای هر کیلوگرم ماده خشک) همراه با سطوح پایین اسید تانیک (25و50 گرم به ازای هرکیلوگرم ماده خشک) مشاهده شد. به طور کلی میزان تولید گاز در تیمارهای حاوی ساپونین و اسید تانیک، نسبت به تیمارهای حاوی اسید تانیک به تنهایی و شاهد بیشتر بود. در مرحله دوم آزمایش که با استفاده از کشت ثابت صورت گرفت، میزان pH، نیتروژن آمونیاکی و پتانسیل تجزیه پذیری ماده خشک خوراک اندازه گیری شد. pH کلیه تیمارها نسبت به شاهد به طور معنی داری کمتر بود، اما بین تیمارها اختلاف معنی داری وجود نداشت. میزان تولید نیتروژن آمونیاکی با افزایش سطوح ساپونین و اسید تانیک نسبت به گروه شاهد کاهش داشت و بیشترین کاهش در تیمارهای دارای ساپونین توام با اسید تانیک مشاهده گردید. پتانسیل تجزیه پذیری ماده خشک در همه تیمارها نسبت به گروه شاهد بالاتر بود، اما در تیمارهای دارای ساپونین توام با اسید تانیک این افزایش بیشتر بود. میزان اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، انرژی قابل متابولیسم و قابلیت هضم مواد آلی در تمام تیمارها نسبت به گروه شاهد افزایش نشان داد اما در تیمارهای دارای سطوح مختلف ساپونین توام با اسید تانیک این مقدار بیشتر از تیمارهایی بود که درآن ها تنها از اسید تانیک و یا ساپونین استفاده شده بود. نتایج حاصل نشان داد که استفاده توام از ساپونین و تانن در سطوح پایین، تاثیر مثبتی بر روند تخمیر شکمبه و قابلیت هضم مواد مغذی داشته است.
    کلیدواژگان: اسید تانیک، اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، ساپونین، کشت ثابت، گاز تولیدی، نیتروژن آمونیاکی
  • رضا علی محمدی، حسن علی عربی صفحات 48-55
    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف مکمل سلنیوم بر عملکرد، متابولیت های خون و گوارش پذیری مواد مغذی در بره های نر نژاد مهربان دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول 18 راس بره با سن 5-4 ماه و میانگین وزن بدن 7/2 ± 9/35 بطور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند و تیمارها شامل: تیمار اول (جیره شاهد بدون افزودن مکمل سلنیوم، که حاوی 06/0 پی پی ام سلنیوم بود)، تیمار دوم (جیره شاهد + 2/0 پی پی ام سلنیوم بصورت سلنیت سدیم) و تیمار سوم (جیره شاهد + 4/0 پی پی ام سلنیوم بصورت سلنیت سدیم) بود. این آزمایش 70 روز به طول انجامید. در روز های صفر، 35 و 70 آزمایش خونگیری انجام شد. در آزمایش دوم 4 راس بره از هر کدام از گروه های آزمایش اول بطور تصادفی به قفس های متابولیکی انتقال یافتند تا اثر مکمل سلنیوم بر گوارش پذیری ظاهری مواد مغذی اندازه گیری شود. آزمایش قابلیت هضم شامل 12 روز عادت پذیری و 6 روز جمع آوری نمونه ها بود. این تحقیق بصورت طرح کاملا تصادفی انجام شد. افزودن سلنیوم به جیره تاثیر معنی داری بر عملکرد بره ها نداشت. در بین تیمار ها اختلاف معنی داری از لحاظ غلظت عناصر معدنی پلاسما، متابولیت های چربی سرم و همچنین گوارش پذیری مواد مغذی جیره وجود نداشت. در تیمارهای دریافت کننده سلنیوم، کاهش معنی داری در غلظت هورمون تترایدوتیرونین (T4) و افزایش معنی داری نیز در غلظت هورمون تری-یدوتیرونین (T3) سرم و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) خون کامل مشاهده شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد که با سطح 2/0 پی-پی ام سلنیوم نیاز بره های در حال رشد مهربان، تامین می شود.
    کلیدواژگان: بره، سلنیوم، عملکرد، گوارش پذیری
  • ژنتیک و اصلاح دام و طیور
  • رضا ولی زاده، محمد رضا نصیری، علی اصغر اسلمی نژاد، غلام داشاب، داوود علی ساقی، مریم قلی زاده صفحات 56-61
    در این مطالعه چندشکلی 4 جایگاه میکروساتلایت ای BMS1915،BMS1350، LGBو ILSTS45 به منظور تعیین سطح تنوع در جمعیت گوسفندان بلوچی مورد بررسی قرار گرفت. نمونه خون از 185 گوسفند نژادبلوچی واقع در ایستگاه اصلاح نژاد عباس آباد مشهد تهیه شد. استخراج DNA با روش گوانیدین تیوسیانات - سیلیکاژل انجام شد. قطعات ژنی مربوط به جایگاه های میکروساتلایت ای با استفاده از واکنش های زنجیره ای پلی مراز و براساس روش استاندارد تکثیر شدند. محصولات واکنش PCR با استفاده از ژل پلی آکریل آمید 8% و رنگ آمیزی با روش نیترات نقره مورد بررسی قرار گرفت. اندازه آلل ها با استفاده از نرم افزار Photo-Capt خوانده شدند. انحراف از تعادل هاردی- واینبرگ در هیچ کدام از جایگاه های مورد مطالعه مشاهده نشد. (005/0>(P. آلل E در جایگاه BMS1915 با فروانی 53/0، آللD در جایگاهBMS1350 با فراوانی 71/0، آلل B در جایگاه LGB با فراوانی 78/0و آلل A در جایگاه ILSTS45 با فراوانی 91/0دارای بیشترین فراوانی بودند. دامنه هتروزیگوسیتی از 83/0 در جایگاه LGB تا 91/0 در جایگاه BMS1350 متغییر بود. بیشترین مقدار شاخص شانون، 05/2 مربوط به جایگاه BMS1350 و کمترین مقدار، 65/1 مربوط به جایگاه LGB بود. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش و سایر پژوهش هایی که بر روی این نژاد انجام شده است می توان بیان کرد که با وجود انجام فعالیت های اصلاح نژادی در سال های گذشته، جمعیت گوسفندان بلوچی مورد بررسی، از تنوع ژنتیکی بالایی برخوردار هستند.
    کلیدواژگان: چندشکلی، گوسفند بلوچی، نشانگر میکروساتلایت، تنوع ژنتیکی
  • مرتضی بی طرف ثانی، علی اصغر اسلمی نژاد، عاطفه سید دخت صفحات 62-68
    هدف از این تحقیق برآورد پارامترهای ژنتیکی و مطالعه روند فنوتیپی و ژنتیکی تغییرات سن اولین زایش، روزهای باز و عملکرد تولید شیر در اولین دوره شیردهی گاوهای هلشتاین ایران است. تعداد رکوردهای سن اولین زایش، روزهای باز و تولید شیر جهت ارزیابی های ژنتیکی به ترتیب 71736، 20126 و 20126 بودند، که طی سالهای 1363 تا 1384 جمع آوری گردیده است. از مدل های تک صفتی و دوصفتی، روش حداکثر درستنمایی محدود شده و نرم افزار Wombat جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی استفاده گردید. وراثت پذیری سن اولین زایش، روزهای باز و تولید شیر به ترتیب 02/0± 20/0، 01/0 ± 04/0 و 9/0 ± 47/0 برآورد گردید. روند ژنتیکی و فنوتیپی سن اولین زایش منفی بود، به طوری که میانگین فنوتیپی و ارزش های اصلاحی این صفت طی سالهای 1363 لغایت 1384 کاهش یافت. روند فنوتیپی و ژنتیکی برای روزهای باز و تولید شیر مثبت برآورد گردید. همبستگی ژنتیکی و فنوتیپی تولید شیر و روزهای باز به ترتیب 23/0+ و 07/0 + محاسبه گردید.
    کلیدواژگان: سن اولین زایش، روزهای باز، تولید شیر، گاو شیری، هلشتاین
  • حامد سرایی، همایون فرهنگ فر، حسن نعیمی پور صفحات 69-76
    در پژوهش حاضر، از 116984 رکورد وزن ماهانه متعلق به 12397 راس بره بلوچی ایستگاه اصلاح ن‍ژاد عباس آباد مشهد (1357 تا 1387)، برای ارزیابی فنوتیپی صفت حداکثر سرعت رشد روزانه و آنالیز اثر عوامل محیطی بر تغییرات آن، استفاده گردید. ابتدا داده های اولیه توسط نرم افزار فاکس پرو ویرایش، سپس مدل غیر خطی گمپرتز بر ارقام وزن بره ها توسط رویه غیر خطی نرم افزار SAS برازش داده شد. در گامه بعد، مقدار حداکثر سرعت رشد روزانه هر یک از بره ها برآورد گردید. آنالیز اثرات محیطی بر صفت مزبور، توسط یک مدل مختلط خطی که در برگیرنده اثرات سال و ماه تولد، جنس بره، تیپ تولد، متغیرهای کمکی سن مادر و وزن تولد، اثرات متقابل بین سال و جنس، بین سال و تیپ تولد، بین تیپ تولد و جنس و اثر تصادفی پدر حیوان بود، انجام شد. همه ی عوامل تاثیر معنی دار بر تغییرات فنوتیپی صفت داشتند. مقدار روند فنوتیپی برای صفت حداکثر سرعت رشد روزانه 043/0±092/0 گرم در سال برآورد گردید (05/0)
    کلیدواژگان: گوسفند بلوچی، حداکثر سرعت رشد روزانه، مدل غیر خطی گمپرتز
  • فیزیولوژی
  • آزاده محمدی نودهی، محمد روستائی علی مهر صفحات 77-83
    این بررسی به منظور تعیین اثر زرده تخم مرغ و سردکردن بر اسپرم پوشش دار شده قوچ انجام شد. منی از سه راس قوچ با استفاده از واژن مصنوعی متصل به لوله حاوی تریس فروکتوز- 15% زرده تخم مرغ جمع آوری شد. نمونه های تجمیع شده به مدت 10 دقیقه با قدرت g× 700 سانتریفیوژ و مایع رو حذف شد. سپس نمونه ها با استفاده از تریس گلوکز رقیق و جهت حذف زرده تخم مرغ و مایع منی مجددا سانتریفیوژ شد. رسوب به دو بخش و هر بخش به پنج قسمت مساوی تقسیم شد و به هر قسمت 5، 10، 15 و 20% زرده تخم مرغ اضافه شد. نیمی از تیمارها به صورت تدریجی سرد شد و نیمی دیگر در معرض شوک سرما قرار گرفت. سپس نمونه ها به مدت 72 ساعت در دما 5 درجه سانتی گراد ذخیره شد. تحرک پیش رونده اسپرم، سلامت غشا پلاسمایی، زنده مانی (هوخست بیس بنزامید33258) و واکنش آکروزومی (آلکسافلور-488) در ساعت صفر، 24، 48 و 72 بررسی شد. نتایج نشان داد سلامت غشاپلاسمایی و آکروزومی اسپرم در تیمارهای حاوی زرده تخم مرغ تفاوت نداشت. در هر دو شرایط سردکردن زنده مانی اسپرم بین تیمارهای حاوی زرده تخم مرغ تفاوت نداشت. میزان تحرک پیش رونده اسپرم در 15 و 20% زرده تخم مرغ تفاوتی نداشت ولی بیشتر از مقدار آن در صفر و 5% زرده تخم مرغ بود. بیشترین اختلاف معنی دار در تحرک پیش رونده بین مقدار صفر و 20% زرده تخم مرغ مشاهده شد. در نتیجه به منظور ذخیره سازی اسپرم پوشش دار شده قوچ در دما 5 درجه سانتی گراد استفاده از 20 % زرده تخم مرغ توصیه می شود.
    کلیدواژگان: پوشش دار کردن، زرده تخم مرغ، شوک سرما، قوچ تالشی
|
  • M. Alzawqari, H. Kermanshahi, H. Nassiri Moghaddam Pages 1-10
    In order to study the effect of different levels of desiccated ox bile (DOB; 0.00, 0.25, and 0.50%) and organic acid (OA; 0.00, 0.15, and 0.30% of the diet) on performance, fat digestibility, blood metabolites and ileal digesta viscosity in broiler chickens fed diets containing 5% tallow, in a completely randomized design with a 3×3 factorial arrangement and 4 replicates in each treatment, 360 day-old Ross male broiler chickens were used. The isocaloric and isonitrogenous starter and grower diets were fed ad libitum to chickens from 0-21 and 21-42 days of age, respectively. Feed intake (FI), body weight gains (BWG), and feed conversion ratio (FCR) was measured for starter (7-21d) and grower periods (21-42 days of age). Chromic oxide at the rate of 3 g/kg was added to experimental diets to determine fat digestibility at 19-21 and 40-42 days of age. Serum cholesterol (Chol), triglyceride (TG), high density lipoprotein (HDL), low density lipoprotein (LDL) and ileal digesta viscosity were measured at 21 and 42 days of age. Addition of DOB significantly increased BWG during 7 to 42d of age and FCR during 7 to 21 was improved. Although fat digestibility significantly increased by supplemental 0.50% DOB and 0.15% OA in the starter period, no interaction was observed between dietary DOB and OA for these parameters. Dietary OA had no effect on blood parameters, but supplemental 0.50% DOB significantly increased blood chemistry. Interaction between DOB and OA showed an increasing effect in Chol and TG at 42 days of age. Digesta viscosity was remained unchanged by dietary treatments. The results of this study indicated that supplementation of DOB in the diet significantly increased BWG and measured blood metabolites. Dietary supplementation of DOB increased fat digestibility of the birds fed diet containing 5% tallow.
    Keywords: Organic Acid, Dessiccated Ox Bile, Tallow, Fat Digestibility, Broiler Chickens
  • V. Motejaded, H. Nassiri Moghaddam, A. Hassan Abadi Pages 11-19
    This experiment was conducted to investigate the effect of mint powder added to diet with different levels of wheat on performance، microbial population and carcass characteristics of broiler chickens. A total of 384 Ross male broiler chickens were used in a completely randomized design in a 4×2 factorial arrangement with 4 replicates (floor pens) and 12 birds each. Birds were fed diets containing two levels of ground mint (0 and 2%) and four levels of wheat (0، 10، 15 and 20%) during 7- 42 days of age. The results indicated that supplementation of mint powder and dietary wheat levels had no significant effect on body weight، gain، feed intake، feed conversion ratio and carcass characteristics of broiler chickens during experimental period. Feeding diets supplemented with mint powder did not significantly affect the length of small and large intestines. Broilers fed diets supplemented with mint powder had significantly lower total aerobic bacterial count as well as coliform count in the ileal contents. However، the number of lactobacilli was not significantly affected by the mint supplement. Significantly interaction between mint powder and wheat was observed in ileum microflora، total aerobic bacteria، coliforms، and lactobacillus.
    Keywords: Broiler, Mint powder, Wheat, performance, Microbial population, Carcass characteristics
  • R. Mosaddegh, S. Salari, M. Sari, T. Mohammadabadi, M. Taghizadeh Pages 20-28
    In order to investigate effects of addition of Salvia mirzayanii essence and comparison with antibiotic an experiment was conducted as dietary a completely of the randomized design with 5 treatments، and 5 replicates with 12 chickens per replicate for 42 days with treatments control، virginiamycin antibiotic 10% (100 ppm) and three levels of S. mirzayanii essence (200، 400 and 600 ppm). Weight gain and feed intake recorded weekly and carcass characteristics analysis and blood parameters were determined at 28 and 42 days of age. Highest weight gain was observed at the level of 200 ppm essence at the 22-42 days of age (grower phase) and at1-42 days of age (total of experiment)، 200 and 600 ppm essence showed the highest results. Feed intake was highest in 200 and 600ppm essence level in the grower phase as well as overall. Best feed conversion ratio at the grower phase and total of experiment observed in the 200 ppm essence treatment. Gizzard and gastrointestinal tract weights significantly decreased with addition of antibiotic. This essence significantly decreased cholesterol، HDL and LDL. Bursa of fabricius weight was significantly highest at level of 400 ppm essence and lowest at the level of 600 ppm. Dietary addition of essence significantly decreased blood eosinofil. The results of this experiment showed that S. mirzayanii essence could be used as growth promoter and using low levels of the essence could improve performance and immune system.
    Keywords: Salvia mirzayanii Essence, Antibiotic, Performance, Blood parameters, Immune system
  • M. Moradi, A. Hosseinkhani, A. Taghizadeh, S. Alijani, H. Daghigh Kia Pages 29-38
    This study was conducted to determine the nutritive value of restaurant waste (RW)، substituted with dietary barley grain and its effects on the performance of finishing lambs. Dry matter، organic matter، crude protein، ether extract and ash content of RW were 33. 4، 95. 9، 15. 1، 14. 1 and 4 percent respectively. 36 male and female lambs، (initial weight of 33. 4± 0. 5 and 29. 7± 0. 5 kg respectively) were used in the experiment. The experimental lambs were from three hybrid groups: Ghezel*Merino (n=12)، Merino*Moghani (n=18) and Ghezel*Baluchi (n=6). Dietary barley grains at the levels of 50 and 100 percent were replaced with RW and along with control group (no RW) compromised experimental treatments.. Experimental diets were offered three times daily at 6. 00، 14. 00 and 20. 00 hours. Dry matter intake was not significantly different between the treatments. The average daily gain and feed conversion ratio were differ between sexes. Weight gain of male and female lambs during the fattening period was 250. 3 and 171. 6 g/day respectively. Replacement of barley grain with RW in the 3rd treatment significantly affected ruminal pH، N-NH3 and total volatile fatty acids content and fecal pH، as well as blood glucose and BUN comparing the control group. Replacement of RW with barley grain at levels of 50 and 100 percent reduced cost of the live weight gain up to 24 and 37. 7 percent respectively versus control diet.
    Keywords: Restaurant waste, Barley grain, Hybrid lambs, Performance
  • M.M. Moheghi, A.M. Tahmasbi, R. Valizadeh, A.A. Naserian Pages 39-47
    Two experiments were conducted for evaluation the effect of different levels of saponin (0، 30 and 60 g per kg DM) and tannic acid (0، 25، 50، 100 and 150 g per kg DM) on rumen fermentability parameters. In the first stage، gas production at 2، 4، 6، 8، 16، 24، 48، 72 and 96 hours after incubation was measured. Constant rate of gas production decreased with increasing of saponin and tannic acid to the batch culture Compared the to control treatment، although this value increased in the saponin treatment alone. Cumulative gas production with tannic acid with or without saponin at 24، 48 and 96 hours after incubation increased in comparison with the to control treatment additon low levels of saponin (30 g per kg DM) with tannic acid had the most cumulative gas production at this times. In the second stage، according to batch culture pH، Nitrogen-ammonia and degradability potential of dry matter was determined. The pH was the less for all of the treatments than control treatment but there wasn’t a significant difference between treatments. Nitrogen-ammonia concentration with increasing of saponin and tannic acid levels was decreased compare to control group and saponin with tannic acid treatments had the most concentration. Degradability potential of DM in all of the treatments was higher than control group، but this higher value was specific for saponin with tannic acid treatments. Short chain fatty acids، metabolism energy and organic matter digestibility concentrations for all of the treatments was higher than control group، but this values at the different levels of saponin with tannic acid together was higher than tannic acid or saponin alone. The obtained results indicated that combination of saponin and tannic acid at low level could affect rumen fermentation pattern and nutrient digestibility positively.
    Keywords: Batch culture, Gas production, Nitrogen, ammonia, Saponin, Short chain fatty acids, Tannic acid
  • R. Alimohamady, H. Aliarabi Pages 48-55
    Two experiments were conducted to evaluate the different levels of selenium supplements on performance، blood metabolites and nutrient digestibility in Mehraban male lambs. The first experiment consisted of 18 lambs، 4-5 months of age and 35. 9±2. 7 kg average in weight randomly allotted to 3 treatments. Treatments were: 1) Control diet (a diet without selenium، containing 0. 06 ppm of selenium)، 2) Control diet + 0. 2 ppm Se as sodium selenite and 3) control diet + 0. 4 ppm Se as sodium selenite. This trial lasted for 70 days. Blood samples were taken on days 0، 35 and 70. In the second experiment، 4 lambs were randomly selected from each treatment group and moved to digestibility boxes to evaluate the effects of different selenium levels on apparent nutrient digestibility. The experiment continued for 18 days with the first 12 days as the adaptation period plus 6 days of sampling. The trial were carried out as a completely randomized design. Supplementations of selenium to diet did not have significant effect on lambs performance. There were no significant differences in concentrations of plasma minerals، serum lipid profile and apparent nutrient digestibility. The serum level of tetra-iodothironine (T4) were decreased significantly. Furthermore، supplementation of selenium increased serum tri-iodothironine (T3) level and whole blood GPX activity. Overall، the results of this study showed that requirement of growing Mehraban lambs، met with 0. 2 ppm selenium.
    Keywords: Lamb, Selenium, Performance, Digestibility
  • R. Valizadeh, M.R. Nassiry, A.A. Aslaminejad, Gh. Dashab, D.A. Saghi, M. Gholizadeh Pages 56-61
    The poly morphism of 4 micro satellite loci (BMS1350، LGB، ILSTS45، BMS1915) associated with functional traits were evaluated for detecting the diversity level in Baluchi breed of sheep. One hundred eighty five blood samples were collected from sheep herd in Abbas-Abad breeding station. DNA extraction was performed using guanidinethiocyanate silica gel method. Gene fragments of micro satellites were amplified by polymerase chain reaction based on the recommended standard method. The PCR products were visible using poly acry lamide gel electrophoresis and stain methods with silver. Alleles were typed using the Photocapt software version 3. All loci were in the Hardy-Weinberg equilibrium (p)
    Keywords: Polymorphism, Baluchi sheep, Microsatellite marker, Genetic diversity
  • M. Bitaraf Sani, A.A. Aslaminejad, A. Seyeddokht Pages 62-68
    The objective of this study was to estimate genetic parameters coupled with genetic and phonotypic trends for age at first calving (AFC)، open days (OD) and milk yield (MY) of first lactation in Iranian Holstein cows. Records of reproduction and production for genetic evaluation from 1984 to 2005 for AFC، OD and MY were 71736، 20126 and 20126، respectively. Single and two-variable animal models were used to estimate genetic parameters by restricted maximum likelihood procedures and WOMBAT software. heritability of AFC، OD and MY was estimated 0. 20±0. 02، 0. 04±0. 01، 0. 47±0. 9 respectively. Genetic and phonotypic trends of AFC were negative so that phenotype and breeding value average had decreased from 1984 to 2005. Genetic and phonotypic trends of OD and MY were positive. The genetic and phonotypic correlations between OD and MY were +0. 23 and +0. 07 respectively.
    Keywords: Age at first calving, Open days, Milk production, Dairy cow, Holstein
  • H. Saraee, H. Farhangfar, H. Naeemipour Pages 69-76
    A total number of 116،984 weight records belonging to 12،397 Baluchi lambs reared in Abbas Abad breeding station during years 1978-2008 were used for phenotypic evaluation of maximum daily growth (MDG) and analysis of environmental factors affecting this trait. The initial data were performed by FOXPRO program and then Gompertz non-linear model was fitted on the weight records of individual lambs using non-linear procedure of SAS software. MDG was estimated for each lamb. The analysis of environmental factors on the trait was carried out by a linear mixed model consisting of effects of year and month of birth، lamb sex، birth type، covariates of dam age and birth weight، interaction between year and sex، year-birth type، birth type-sex، and random effect of lamb’s sire. All factors had significant effect on MDG. A non significant phenotypic trend (0. 092±0. 043 g/y) was revealed for MDG.
    Keywords: Baluchi sheep, Maximum daily growth rate, Gompertz non, linear model
  • A. Mohammadi, Nohdehy, M. Roostaei, Ali Mehr Pages 77-83
    This study was conducted to evaluate the effect of egg yolk and cooling on ram coated spermatozoa. Semen was collected from three ram by artificial vagina contacted with a tube containing Tris- fructose-egg yolk 15%. Samples were pooled، centrifuged by 700 g for 10 min and removed supernatant. Then، samples were diluted by Tris-glucose and centrifuged again to remove seminal plasma and egg yolk. Aliquots split into two fractions and each one was split into 5 parts and added egg yolk 0، 5، 10، 15 and 20%. The half of the treatments were gradually cold and other ones were encountered with cold shock then samples were incubated at 5C for 72 h. Progressive sperm motility، plasma membrane integrity، viability (by Hoechst 33258 fluorescent staining) and acrosome reaction (by PNA-Alexa flur-488) were investigated at 0، 24، 48 and 72 h. The results showed that there was no difference between 15% and 20% egg yolk in the progressive sperm motility but they were higher than 0% and 5% egg yolk. There was highest difference between 0% and 20 % egg yolk in the progressive sperm motility. There was no difference among the treatments containing egg yolk in plasma membrane integrity and acrosome reaction. In both cooling rate، there was no difference among the treatments containing egg yolk in the sperm viability. It was suggested that 20% egg yolk was superior to keep the function of ram coated spermatozoa for storage at 5C.
    Keywords: Coating, Cold shock, Egg yolk, Taleshi ram