فهرست مطالب

فضای جغرافیایی - پیاپی 42 (تابستان 1392)
  • پیاپی 42 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/06/22
  • تعداد عناوین: 13
|
  • ایما رضایی، علیرضا کشور دوست صفحات 1-15
    مجموع مرزهای جمهوری اسلامی ایران 8755 کیلومتر مربع است که شامل 2700 کیلومتر مرز دریایی و 1893 کیلومتر مرز رودخانه ای و 4162 کیلومتر مرز خشکی می باشد. از مجموع رودخانه های مرزی 3 رودخانه مرزی درشمال کشور قرار دارند. مرزهای شمالی ایران، اعم از مرزهای خشکی و رودخانه ای و نیز مرزهای دریای خزر، طی یک رشته رویدادهای در دوره روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی استقرار یافته اند. مرزهای ایران همراه با تحولات بین المللی در دو سده نوزدهم و بیستم میلادی و با کاهش قدرت سلسله ها بویژه در دوره قاجار، روندی انقباضی داشته و باعت جدا شدن بخش هایی از کشور شد. همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایران با شماری از جمهوری های تازه استقلال یافته همسایه شد و ادعاهای ارضی و مرزی تازه ای شکل گرفت. ایران از سوی شمال با کشورهای ترکمنستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان هم مرزگردید و خط مرزی ایران و جمهوری های شوروی سابق که قسمتی از آن را مرز آبی دریای کاسپین و مرزهای رودخانه ای تشکیل می دهد، جمعا در حدود 2643 کیلومتر است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی – توصیفی صورت گرفته و برآن است تا با استفاده از داده هایی همچون نقشه، جدول و آمار به شناسایی تحولات ژئوپلتیکی مرزهای شمالی ایران پرداخته و با رویکردی علمی و نگرشی بازنگرانه این دگرگونی ها را مورد بررسی قرار دهد. سعی بر آن است تا به این پرسش که روند تغییرات مرزهای شمالی کشورمان چه بوده است، پاسخ دهد.
    کلیدواژگان: مرز، خزر، روسیه، قاجار، جمه، وری های تازه اس، تقلال یافته، تحولات ژئوپلتیکی
  • علی اکبر رسولی، ایمان بابائیان، هوشنگ قائمی، پیمان زوار رضا صفحات 17-31
    با توجه به اهمیت پهنه های آبی و دمای سطح آنها در تامین رطوبت کشور، سری های زمانی دمای سطح آب دریاهای خزر، سیاه، مدیترانه، سرخ، عمان و خلیج فارس در دوره 2008-1854 (155 سال) مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه از داده های دمای سطح آب بازسازی شده (ERSST) که به روشی تلفیقی از مقادیر واقعی شامل داده های دیده بانی شده توسط بویه های ثابت و شناور، ایستگاه های هواشناسی دریایی ثابت، کشتی های اقیانوس شناسی، کشتی های داوطلب، سنجنده های ماهواره ای و روش های محاسباتی برای مناطق و دوره های فاقد داده در شبکه های منظم 2×2 درجه جغرافیایی تهیه می شوند، استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در دوره مورد مطالعه بیشترین آهنگ افزایش دمای سالانه به میزان 0049/0 درجه سانتی گراد (5/0 درجه سانتی گراد در 100 سال) در دریای عمان رخ داده است. پس از آن دریای سرخ، خلیج فارس و دریای مدیترانه به ترتیب با آهنگ افزایش 0028/0، 0027/0 و 0019/0 درجه سانتی گراد در سال در رتبه های بعدی قرار دارند. روند تغییرات دما در چهار پهنه آبی مذکور معنی دار است. در همین دوره آهنگ تغییرات دریاهای خزر و سیاه بسیار کم بوده و معنی دار نمی باشند. تحلیل داده های مورد استفاده در 25 ساله اخیر نشان می دهد که آهنگ افزایش سالانه دما در تمامی پهنه های آبی یاد شده چندین برابر شده که آهنگ افزایش دمای دریای خزر از سایر پهنه ها بیشتر می باشد. با اعمال آزمون من-کندال، مشخص شد که در سال های 1981، 1954، 1972 و 1980 در الگوی زمانی دمای پهنه های آبی خلیج فارس، دریای عمان، دریای سرخ و مدیترانه تغییرات ناگهانی رخ داده است.
    کلیدواژگان: تغییراقلیم، پهنه های آبی منطقه ای، دمای سطح آب، روند، ایران
  • فریبا کرمی، مریم بیاتی خطیبی، محمدرضا نیکجو، داود مختاری صفحات 33-53
    شمال غرب ایران به دلیل استقرار در منطقه برخورد دو سپر قاره ای (اوراسیا و عربستان) یکی از نواحی فعال تکتونیکی است. حوضه آبریز شهرچای نیز به علت وجود گسل های جنوبی بزقوش، قره چمن و غیره از نواحی فعال تکتونیکی در شمال غرب کشور می باشد. با استفاده از شاخص ها و شواهد ژئومورفولوژیک موجود در منطقه، تکتونیک فعال در حوضه های شمالی شهرچای (7 حوضه) مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. شاخص های ژئومورفیک مورد استفاده شامل شاخص شیب طولی رودخانه (Sl)، شاخص سینوسی جبهه کوهستان (Smf)، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع آن (Vf) و شاخص عدم تقارن حوضه آبریز (AF) می شوند. برای برآورد و محاسبه شاخص ها و شناسایی شواهد زمینی از نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، مدل رقومی ارتفاع (DEM) و تصاویر ماهواره ای استفاده شد. در این زمینه بازدیدهای میدانی نیز انجام شد. در ترسیم نقشه ها و نمودارها از نرم افزارهای ArcGIS، Excel استفاده شد. نتایج تحلیل شاخص های ژئومورفیک با شاخص (Iat) نشان می دهد که 1/57 درصد حوضه های شمالی شهرچای دارای حرکات تکتونیکی متوسط هستند. در 6/28 درصد آنها فعالیت فرایندهای تکتونیکی زیاد می باشد و فقط در 3/14 درصد فعالیت تکتونیکی کم است. شواهد ژئومورفولوژیک متعددی در حوضه های با فعالیت تکتونیکی زیاد و متوسط وجود دارند که از بین آنها می توان به پرتگاه ها و دره های گسلی، مخروط افکنه های جبهه کوهستانی گسلی و مئاندری شدن رودخانه اشاره کرد.
    کلیدواژگان: شواهد ژئومورفولوژیک، شاخص های ژئومورفیک، تکتونیک فعال، حوضه های شمالی شهرچای
  • علیرضا شیخ الا سلامی، مریم بیرانوندزاده، کبری سرخ کمال صفحات 55-70
    بکارگیری معیارها و روش های کمی جهت سطح بندی سکونتگاه ها در سیستم فضایی مناطق از سویی منجر به شناخت میزان نابرابری نقاط سکونتگاهی و از سوی دیگر معیاری جهت تلاش در راستای کاهش و رفع نابرابری های موجود میان آنها محسوب می گردد. در واقع بررسی و شناخت وضعیت نواحی، قابلیت ها و تنگناهای آن در برنامه ریزی از اهمیت بسزایی برخوردار است. به طوری که استفاده از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و... می تواند معیاری مناسب برای تعیین جایگاه نواحی در جهت رفع مشکلات و نارسایی های آنها برای نیل به رفاه اقتصادی و سلامتی اجتماعی باشد. با علم به این موضوع، هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، تعیین جایگاه استان خراسان شمالی در کشور از لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه و همچنین بررسی وضعیت توسعه در سطوح مختلف استان و مقایسه آنها با یکدیگر می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است استان خراسان شمالی در مقایسه با سایر استان های کشور بر اساس روش موریس و امتیاز استاندارد رتبه 26 و بر اساس روش تاکسونومی رتبه 28 را کسب نموده، معضل عدم توازن در میزان توسعه یافتگی در سطوح مختلف (شهرستان و بخش) استان کاملا مشهود می باشد که به تفصیل بدان پرداخته شده است. لذا شکاف و تشدید نابرابری منطقه ای را موجب گردیده است. مطالعه نابرابری در مقیاس های مختلف، یکی از اقدامات ضروری و پایه ای برای برنامه ریزی و اصلاحات در جهت رشد اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی است که می تواند در تخصیص منابع با هدف رفع نابرابری های منطقه ای موثر واقع گردد. لذا با توجه به این که رفع عدم تعادل، یکی از اهداف برنامه های توسعه کشور می باشد، ضروری است تا در بلندمدت، از طریق اعمال سیاست های سنجیده و منطقی شرایط لازم جهت کاهش و رفع عدم تعادل های موجود فراهم گردد.
    کلیدواژگان: سطح بندی سکونتگاه ها، نابرابری، توسعه متعادل، عدالت اجتماعی، خراسان شمالی
  • هدی افشاری، علی اکبر تقوایی صفحات 71-102
    طراحی ساختمان ها بر اساس اصول معماری همساز با اقلیم هر منطقه، علاوه بر ایجاد آسایش حرارتی در فضای داخلی ساختمان، سبب کاهش مصرف سوخت و سالم سازی محیط زیست خواهد شد. این امر در مناطقی همچون خرمشهر که یکی از گرم ترین و حادترین مناطق اقلیمی کشور بوده و دارای شرایط آب و هوایی سخت است، اهمیت دو چندان می یابد. نتایج تحقیقات نشان می دهد که در صورت توجه به مسائل اقلیمی در طراحی ساختمان های این منطقه، استفاده از تاسیسات کنترل کننده فضاهای داخلی به حداقل ممکن می رسد. در پژوهش حاضر روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده، جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای، الکترونیکی و میدانی می باشد؛ به این ترتیب که به بررسی ویژگی های آب و هوایی خرمشهر و انطباق آن بر مطالعات اقلیمی چندین دانشمند در این زمینه پرداخته شده، در نهایت استانداردهای اقلیمی عناصر مختلف مسکن و مجموعه های مسکونی استخراج می گردد. نتایج این تحقیقات راهنمای مناسبی جهت طراحان و به عنوان مرجعی جهت دستیابی به اصول طراحی معماری ساختمان های مسکونی همساز با این بوم می باشد. نتایج بررسی پیرامون شرایط اقلیمی خرمشهر نشان دهنده آن است که مشکل عمده در این شهر، بادهای گرم و غبارآلود منطقه و نیز شدت گرما در فصول گرم می باشد که در برخی مواقع تمهیدات معماری اقلیمی پاسخگو نبوده، استفاده از کولر گازی را ضروری می سازد. اما در فصل زمستان با استفاده از سیستم های غیرفعال خورشیدی و گاه وسایل حرارتی بسیار ساده، آسایش حرارتی برقرار می گردد. طراحی مناسب اجزای مختلف مسکن و نیز مکان یابی مناسب مجموعه های مسکونی (در حاشیه جنوبی رودخانه کارون)، این امکان را فراهم می سازد که از شرایط اقلیمی به نحو مطلوب بهره گرفته شده، از ورود عوامل آب و هوایی نامطلوب تا حد امکان جلوگیری به عمل آید.
    کلیدواژگان: خرمشهر، اقلیم، آسایش، طراحی اقلیمی، مسکن
  • علی محمد خورشیددوست، کاوه محمدپور، حسین بیورانی صفحات 103-125
    در مقاله حاضر با استفاده از روش های تحلیل آمار توصیفی و استنباطی به مطالعه و ارزیابی تاثیر عناصر اقلیمی و آلاینده های هوای شهر سنندج بر میزان ورودی بیماری آسم و مرگ و میر سکته قلبی پرداخته شده است. جمعیت مورد بررسی تعداد افراد مراجعه کننده به بیمارستان ها در دوره 8 ساله (2001-2008) برای بیماری آسم و تعداد مرگ و میر طی دوره 5 ساله (2004-2008) برای بیماری سکته قلبی شهر سنندج بوده است. آمارهای مربوط به آلودگی از سازمان محیط زیست (سال 2008) و آمارهای مربوط به عناصر اقلیمی (2001-2008) از سازمان هواشناسی شهر سنندج تهیه گردیده است. نتایج حاصله نشان می دهد با وجود صرف عناصر آب و هوایی، افزایش هر واحد از عناصر میانگین حداقل دما، میانگین حداکثر رطوبت نسبی و سرعت باد غالب مرگ و میر سکته قلبی را به ترتیب 16/0، 06/0 واحد افزایش و 202/0 واحد کاهش داده است؛ اما در صورت وجود آلودگی، با افزایش هر واحد در میانگین حداقل دما و حداکثر سرعت باد، احتمال مرگ و میر به ترتیب 211/0 واحد افزایش و 360/0 واحد کاهش پیدا کرده است. پس هر واحد دما با وجود آلاینده ها در منطقه 051/0 واحد بر روی مرگ و میر بیشتر تاثیر داشت. بدون وجود آلاینده ها در منطقه، میزان تاثیر متوسط حداقل رطوبت نسبی، متوسط رطوبت نسبی، متوسط سرعت باد و سرعت باد غالب به ترتیب 160/0، 141/0، 632/0- و 198/0 مقدار بر روی مراجعه کننده های بیماری آسم شهر سنندج بوده است. در صورت وجود آلاینده ها و عناصر آب و هوا به طور توام، هیچ کدام از عناصر و آلاینده ها با ورودی بیمارستانی ناشی از بیماری آسم تاثیر معنی داری را نشان ندادند. مرگ و میر سکته قلبی در هر دو جنس زن و مرد معنی دار برآورد شده است و این درجه معنی داری با افزایش سن بیشتر خود را نشان می دهد. همچنین ارتباط بین هر دو جنس و مراجعه کننده و با سن-های 0-20 و 21-40 معنی دار است؛ به عبارت دیگر برخلاف بیماری سکته قلبی، میزان آسم در سن های کمتر از 40 سال بیشتر دیده می شود. در مجموع، بیماری های سکته قلبی و آسم در شهر سنندج به ترتیب، تابع جنس و سن خاصی نیستند.
    کلیدواژگان: اقلیم و پزشکی، عناصر آب و هوایی، آلاینده، مرگ و میر سکته قلبی، مراجعه کننده آسم، سنندج
  • حسین فراهانی، زهرا اصدقی سراسکانرود صفحات 127-148
    این تحقیق با هدف بررسی اثرات شکل گیری شبکه تولید و جمع آوری شیر بر توسعه روستایی و افزایش سطح رفاه روستاییان و تقویت پیوندهای روستایی-شهری انجام گرفته است. برای بررسی این موضوع از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی استفاده شده است و برای گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و پیمایش میدانی بهره گرفته شده است. در پیمایش میدانی از ابزار مشاهده و مصاحبه و تکمیل پرسشنامه از نخبگان روستایی، شیرآوران، ایستگاه ها و مراکز جمع-آوری شیر استفاده شده است و داده ها و اطلاعات لازم ازجامعه آماری از طریق نمونه گیری مطبق از 42 روستای بخش مرکزی شهرستان هشترود به دست آمده است. به منظور تحلیل داده ها، از نرم افزارهای SPSS و Excel و آمارهای توصیفی و برای آزمون فرضیه تحقیق از آزمون رتبه علامت دار ویلکاکسون استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که ایجاد زیر ساخت ها و امکانات برای جمع آوری، فرآوری و بازاریابی محصولات لبنی پیش نیاز اساسی برای توسعه فعالیت های لبنی و زمینه ساز افزایش سطح رفاه و توسعه اقتصادی و تعادل بخشی و بهبود مناسبات شهر و روستا می باشد. لذا در راستای تنوع بخشی به درآمدهای حاصل از بخش کشاورزی، توجه به چگونگی تولیدات دامی بویژه فرآوردهای شیر و محصولات این بخش، همراه با کاهش هزینه های تولید می تواند به افزایش درآمد ها و سطح رفاه روستائیان و ایجاد اشتغال و تنوع شغلی و در نهایت به پایداری اقتصادی منجر شود و به بهبود مناسبات اقتصادی شهر و روستا در راستای حفظ منافع تولید کنندگان خرد روستایی از یک سو و تامین احتیاجات غذایی جامعه شهری به شکل مناسب از سوی دیگر یاری رساند.
    کلیدواژگان: شبکه، توسعه روستایی، پیوندهای روستایی، شهری، هشترود
  • سید حسین میرموسوی، حسن زهره وندی صفحات 149-167
    یکی از مهم ترین عوامل موثر در مدیریت صحیح منابع آب، شناخت دقیق احتمالات رخداد بارش و نحوه توزیع روزهای متوالی خشک و بارانی است. چنین شناختی می تواند زمینه های مناسبی برای برنامه ریزان در جهت مقابله با اثرات مخرب خشکسالی ها و نوسانات شدید بارش ارائه دهد. در این مطالعه، به منظور تحلیل احتمالات رخداد بارش در استان همدان، از 7 ایستگاه هواشناسی این استان و داده های روزانه بارش استفاده شده است. روش مورد استفاده در این مطالعه مدل مرتبه اول زنجیره مارکوف می باشد. آمار بارش روزانه بر اساس ماتریس شمارش تغییر حالت روزهای بارانی و فاقد بارش مرتب شده، سپس ماتریس احتمال تغییر وضعیت بر اساس روش x2 و آزمون علیه روند اسپیرمن محاسبه گردید. با توان های مکرر این ماتریس، احتمال پایا و دوره بازگشت روزانه هر یک از دو حالت بارش و خشکی برآورد و دوره های بازگشت خشکی های 3، 4، 5، 6 و 7 روزه در طول سال و به صورت هفتگی (برای 52 هفته سال) محاسبه شده است. نتایج نشان می دهد که بیشترین احتمال وقوع روزهای خشک متوالی، خشکی های 3 روزه و کم ترین احتمال وقوع، خشکی متوالی 7 روزه می باشد. احتمال دوره بازگشت خشکی متوالی 3 روزه در طی فصول تابستان و پاییز به حدود 100 درصد رسیده ولی به طور کلی در هیچ کدام از هفته های سال میزان این احتمال کم تر از 80 درصد نیست. از هفته 24 تا 38 که شامل ماه های جولای و آگوست در فصل تابستان می باشد. احتمال خشکی متوالی 7 روزه نیز به حدود 100 درصد می رسد. نتایج محاسبه توزیع احتمال هفته های توام با بارندگی نشان داد که در اکثر ایستگاه ها از هفته 1 تا 21 و 42 تا 52 بیشترین احتمال وقوع بارش در طول سال وجود دارد و درهفته های 22 تا 41 احتمال بارش به حداقل میزان خود می رسد کمترین احتمالات روزهای خشک متوالی 7 روزه در فصل بهار و حداقل آن در هفته های 11 و 12 با احتمال 45 درصد می باشد.
    کلیدواژگان: روز های خشک متوالی، زنجیره مارکوف، احتمالات بارش، استان همدان
  • ارزیابی شرایط اقلیم گردشگری استان های شمالی حاشیه دریای خزر با استفاده از شاخصTCIو تحلیل خوشه ای در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS)
    صمد فتوحی، اکبر زهرایی، ابراهیم ابراهیمی تبار صفحات 169-189
    شرایط اقلیمی یکی از فاکتورهای مهم در توسعه صنعت گردشگری هر منطقه جغرافیایی است. در این پژوهش با استفاده از شاخص اقلیم گردشگری میکزکوفسکی (TCI) اقلیم گردشگری در گستره استان های شمالی کشور حاشیه دریای خزر (گلستان، مازندران و گیلان) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) ارزیابی شده است. در نهایت توسط تحلیل خوشه ای شرایط اقلیم گردشگری برای استان های مورد مطالعه به عمل آمد. برای انجام پژوهش حاضر از هفت عنصر هواشناسی دخیل در شاخص اقلیم گردشگری 14 ایستگاه هواشناسی در گستره استان های شمالی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل های اولیه با استفاده از نرم افزار های آماری انجام گردید. در مرحله بعد با استفاده از رابطه های مدل میکزکوفسکی مقادیر TCIبرای شهرهای مورد مطالعه استخراج گردید. در پایان مقادیر TCI وارد سامانه اطلاعات جغرافیایی (ArcGis) گردید و با استفاده از میان یابی به روش مجذور فاصله معکوس (IDW) مقادیر TCI به گستره استان ها تعمیم یافت و نقشه های پهنه بندی در مقیاس ماهانه برای استان های شمالی تهیه گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در فصل بهار به طور کلی قسمت شرقی مناسب تر از قسمت غربی از نظر اقلیم گردشگری می باشد. در فصل تابستان تنها شهر سیاه بیشه در استان مازندران از شرایط عالی جهت گردشگری برخوردار است. در فصل پاییز، ماه آبان شرایط بهتری را نسبت به دو ماه دیگر دارد و دو شهر منجیل و مراوه تپه دارای بهترین شرایط جهت گردشگری می باشد. فصل زمستان به طور کلی از لحاظ اقلیم گردشگری وضعیت مناسب و ایده آلی در منطقه مشاهده نمی گردد. در پایان توسط تحلیل خوشه ای برای شهر های مورد مطالعه تعداد چهار خوشه شناسایی گردید.
    کلیدواژگان: استان های شمالی، شاخص اقلیم گردشگری (TCI)، تحلیل خوشه ای، سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)
  • دوست محمد کلیم، محمد رضا پیشوایی، پیمان محمودی صفحات 191-208
    در این تحقیق ارتباط بین لکه های خورشیدی سالانه (ASN) و جمع بارش سالانه (APT) در سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان با استفاده از دو روش آماری تابع همبستگی متقاطع و جداول توافقی مورد بررسی قرار گرفته است. ایستگاه های بوشهر، جاسک و شیراز تنها ایستگاه هایی هستند که در نیمه جنوبی ایران دارای داده های بارش بیش از صد سال هستند. داده های بارش این سه ایستگاه به ترتیب از سه منبع سازمان هواشناسی کشور، سازمان آب منطقه ی استان فارس و کتاب اسمیت سونین فراهم شد. شکاف های موجود در داده ها نیز توسط روش های مناسب رگرسیونی پر گردیدند. همچنین اعداد لکه های بین المللی روزانه نیز در دوره 1871 تا 2005 از مرکز ملی داده های ژئوفیزیکی آمریکا اخذ گردید. نتایج ضرایب همبستگی متقاطع، یک همبستگی منفی معنی دار را بین تاخیرهای سه ساله لکه های خورشیدی سالانه (ASN) و جمع بارش سالانه (APT) روی دو ایستگاه بوشهر و جاسک نشان می دهد اما هیچگونه رابطه معناداری برای ایستگاه شیراز در هیچکدام از تاکیرها به دست نیامد. بر این اساس برای تاکیرهای سه ساله دو ایستگاه جاسک و بوشهر، جداول توافقی متعددی در نظر گرفته شد. آزمون کی دو وجود ارتباط میان بارش و لکه های خورشیدی با تاخیر 3 ساله را برای جاسک اثبات نمود و ضریب کندال (تو-ب) نیز میزان شدت ارتباط را ضعیف و جهت آن را معکوس نشان داد؛ اما برای بوشهر و شیراز هرچند از نظر آماری ارتباط معنی داری حاصل نشد اما چون ضرایب کندال (تو-ب) برای بیشتر جداول توافقی منفی است لذا ارتباط بسیار ضعیف معکوس را نشان می دهد. از آنجا که کمینه های لکه های خورشیدی در سال های 2007 و 2008 میلادی رخ داده است، لذا انتظار می رود که بارش سواحل عمان (در جنوب ایران) ظرف سال های 2009 تا 2011 میلادی دوره نرمال و یا ترسالی را سپری کند.
    کلیدواژگان: بارش، لکه های خورشیدی، همبستگی متقاطع، جدول توافقی، جنوب ایران
  • حمید نوری، علیرضا ایلدرمی صفحات 209-227
    پیش بینی واکنش هیدرولوژیک حوضه های آبخیز در قالب آبنمود خروجی حوضه، به بارش ورودی، از مهم ترین اهداف علم هیدرولوژی آب های سطحی در مدیریت وقایع فرین به ویژه طراحی و اجرای برنامه های سازه ای، مدیریت حوضه های آبخیز و توسعه پایدار منطقه ای است. از یک سو با توجه به هشدارهای هیات بین الدول تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در خصوص گرم شدن زمین و افزایش وقایع فرین مانند خشکسالی ها و سیلاب ها بخصوص در عرض های جغرافیایی متوسط کره زمین و از سوی دیگر نقش آمار و اطلاعات مناسب در دستیابی به تحلیل های واقعی تر از وقایع سیلابی و نیز وسعت و نیاز حوضه های فاقد آمار به ویژه در کشورهای توسعه نیافته و درحال توسعه مانند ایران، این پژوهش به بررسی دقت و درجه کارایی مدل های آبنمود واحد لحظه ای ژئومورفوکلیماتولوژی و ژئومورفولوژی برای تعیین ابعاد آبنمود سیل یک رگبار با شدت و مدت معین در حوضه آبریز سد اکباتان همدان پرداخته و آن ها را باروش های ناش، روسو و scs مقایسه نموده و موثرترین و کارآمدترین مدل را معرفی کرده است. به منظور افزایش دقت و سرعت در اجرای کار از سیستم اطلاعات جغرافیایی و برای بررسی کارایی و دقت مدل ها از شاخص های آماری«میانگین توان دوم خطا»و«میانگین خطای نسبی»استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روش ژئومورفوکلیماتولوژی نسبت به روش های ژئومورفولوژی، ناش، روسو و scs به ترتیب 12/109، 56/168، 99/137، 26/195 درصد وروش ژئومورفولوژی نسبت به روش های ناش، روسو وscs به ترتیب 43/156، 77/121، 23/187 درصد و روش روسو نسبت به روش های ناش و scs به ترتیب 14/164، 55/186 درصد و روش ناش نسبت به scs 24/122 درصد مناسب تر و کارآمدتر می باشند. لذا می توان در این حوضه، روش ژئومورفوکلیماتولوژی راکه مبتنی بر داده های ژئومورفولوژی و اقلیم شناسی است برتر از سایر روش ها معرفی نمود.
    کلیدواژگان: آبنمود واحد لحظه ای، مدل ناش، مدل روسو، مدل scs، حوضه آبخیز اکباتان
  • آزاده امیری، مهدی نیکو، محمد نیکو صفحات 229-251
    روندیابی سیلاب، یکی از پیچیده ترین مسائلی است که در علم هیدرولیک کانال های باز و مهندسی رودخانه مورد بررسی قرار گرفته است. روش های مختلفی در زمینه روندیابی سیلاب وجود دارند که به دو گروه گسترده و متمرکز تقسیم بندی می شوند. امروزه تکنیک جدید استفاده از مدل شبکه های عصبی مصنوعی تکاملی که مبتنی بر هوش مصنوعی می باشد کاربرد گسترده ای در زمینه های مختلف علمی به ویژه مهندسی آب پیدا کرده است. در این تحقیق به روندیابی سیل در رودخانه مارون، بازه خیرآباد-پل فلور با استفاده از مدل های شبکه عصبی مصنوعی تکاملی MNN FF، JEN، وRBF پرداخته شد. از جمله مواردی که به عنوان یک روش جدید بیان شده است تعیین تعداد و تاخیر زمانی موثر داده های ورودی در مدل های شبکه عصبی مصنوعی با استفاده از روش همبستگی عرضی خطی بین سری های زمانی ورودی ها و خروجی ها می باشد. با استفاده از الگوریتم ژنتیک ساختار مدل های شبکه عصبی مصنوعی از نظر تعداد لایه ها، تعداد گره ها در لایه پنهان، نوع تابع انتقال و الگوریتم یادگیری شبکه بهینه گردید. نتایج نشان می دهد که روش همبستگی عرضی به خوبی تعداد و تاخیر زمانی موثر داده های ورودی را تعیین می نماید. علاوه بر این مقایسه خروجی مدل ها با مقادیر واقعی نشان می دهد که مدل MNN انتخاب شده نسبت به مدل های آماری و مدل های دیگر شبکه عصبی مصنوعی توانایی، انعطاف پذیری و دقت بیشتری در پیش بینی و روندیابی سیلاب در رودخانه مارون را دارند.
    کلیدواژگان: روندیابی سیلاب، شبکه عصبی مصنوعی مودولار، سری زمانی، الگوریتم ژنتیک، مدل های آماری، رودخانه مارون
  • جعفر توکلی صفحات 253-272
    پژوهش حاضر با هدف تمهید زمینه برنامه ریزی ناحیه ای به ارزیابی بسترهای طبیعی- مدیریتی توسعه کشاورزی شهرستان های استان کرمانشاه پرداخته است. در این راستا از 8 شاخص توان طبیعی و 21 شاخص مدیریتی در مقوله های زیرساختی، نهادی و نیروی انسانی بهره گیری شده است. پس از رفع اختلاف مقیاس و وزن دهی به هر شاخص با استفاده از تحلیل عاملی، شاخص ترکیبی نهایی به دست آمد. نتایج گویای آن است که از نظر شاخص ترکیبی توان طبیعی شهرستان های سنقر و کرمانشاه با 49/5 و 06/5 در رتبه های اول و دوم و شهرستان های ثلاث و باباجانی و پاوه با امتیاز 74/3 و 46/3 در رتبه های یازدهم و دوازدهم قرار گرفتند. همچنین از بعد شاخص ترکیبی توسعه مدیریتی شهرستان های کرمانشاه و اسلام آباد غرب با 39/22 و 65/17 رتبه های اول و دوم و شهرستان های قصرشیرین و ثلاث و باباجانی با امتیاز 36/6 و 02/4 رتبه های یازدهم و دوازدهم را کسب نمودند. بالا بودن ضریب تغییرات در شاخص های ترکیبی نهادی (714/0)، زیرساختی (56/0) و نیروی انسانی (559/0) گویای فاصله زیاد شهرستان های استان از بعد بسترهای مدیریتی توسعه کشاورزی است. لذا توجه به توزیع متوازن توسعه در بخش کشاورزی استان مورد تاکید قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی، توان های طبیعی، نابرابری ناحیه ای، توسعه مدیریتی، توسعه کشاورزی
|
  • Pages 1-15
    The total of the borders of the Islamic Republic of Iran are 8755 Kilometers including marine borders (2700 Kilometers)، riverine borders (1893 Kilometers) and mainland borders (4162 Kilometers). There are 3 edgy rivers in the north of the country. The northern borders of Iran such as mainland and riverine borders and Caspian Sea، were verified during some events in Russian Tsars، CCCP age. The international changes during 19th and 20th centuries and decreasing of the authority of the Qajar dynasty lead the constriction of the borders of Iran and separating some parts of that. Contemporary with extinction of CCCP، Iran neighbored some countries that have gained their freedom recently and it led to the formation of new territorial and marginal pretensions. Iran neighbored Turkmenestan، Armenia and Azerbaijan from the north. The border of Iran and old CCCP which was made Caspian Sea and riverine borders about 2643 Kilometers. This research is based on the analytic-descriptive method and by using data such as maps، tables and statistics we studied geopolitical changes on Iran''s northern borders and checked it with a scientific method and reviewed these changes. We tried to answer this question that what was the process of the changes of the northern borders of our country.
    Keywords: Border, Caspian, Russian, Qajar, Republics that gained freedom, Geopolitical changes
  • Pages 17-31
    Regarding the role of water bodies and their sea surface temperature (SST) in providing humidity of weather systems affecting Iran، SST time series of main regional water bodies including Caspian، Mediterranean، Black، Oman، Red Sea and Persian Gulf are analyzed in this researchover the period of 1854 to 2009 (155 year). The Extended Reconstructed sea surface temperature (ERSST) data set in 2×2 latitude/longitude resolution، which was provided by the National Oceanic and Atmospheric Administration (NOAA)، are used in this study. Results of current research over the period under study showed that the maximum annual increasing rate of SST has been occurring in the Oman Sea by 0. 0049 TºC (around 0. 5 TºC per 100 years). Red Sea، Persian Gulf and Mediterranean Sea by 0. 0028، 0. 0027 and 0. 0019 have other remaining maximum annual increasing rates of SST. Increasing trends of SST are statistically significant in four mentioned water bodies. But at the same period، amount of trends in Caspian and Red Seas were very low and statistically not significant. Analysis of the SST also reveals that the increasing rate in the most recent 25 years is multiplicities overall water bodies. Maximum increasing SST rate is detected to be in the Caspian Sea. Mann-Kendal test is then applied over SST time series for finding abrupt change in the dataset. We found that the abrupt change in annual SST has been occurring in 1981، 1954، 1972، and 1980 in time series of Persian Gulf، Oman، Red and Mediterranean Seas، respectively.
    Keywords: Climate Change, Regional water bodies, Sea surface temperature, Trend, Iran
  • Pages 33-53
    The northwest of Iran has located in a collision zone of two continental plates (Eurasian and Arabian plates). Also it is one of regions of active tectonics. It seems that Shaharchai basin is an active tectonic region. Because south Boagoosh fault and Garacheman fault have located in Shaharchai basin. Therefore، active tectonic was analyzed by geomorphic indices and geomorphological evidences (landforms) of this region. The indices used include: ratio of valley-floor width to valley height (Vf)، stream length–gradient index (Sl)، drainage basin asymmetry (Af) and index of mountain from sinuosity (Smf). For the estimation of indices of and recognition geomorphological evidences we used topographic maps، geological maps، and digital elevation model while several field observations were done in the study region. Maps and charts were drawn by ArcGIS and Excel. The results of the analyses show that 57. 1 percent of drainage basins in the study region have moderate tectonic activity، 28. 6 percent have high values of tectonic activity and 14. 3 percent have the lowest values of tectonic activity. There are several geomorphological evidences such as scarps، alluvial fans، fault valleys and meandering of the river in the high and moderate active tectonic basins.
    Keywords: Geomorphological evidences, Geomorphic Indices, Active tectonic, Northbasins of Shaharchai
  • Pages 55-70
    Application of quantitative criteria and methods for the grading system of settlements in the areas of spatial inequality in hand، to identify areas of settlements and the criteria to work towards reducing and eliminating disparities among them are considered. To identify areas of the state، and bottlenecks in capacity planning is important، so that economic، social، cultural and health indicators should be determined. A criterion for determining the status and problems in the areas of their failure to achieve economic prosperity and social well being is with this knowledge. The main purpose of this study was to determine the position of North Khorasan province in terms of development indicators، and the status of development at different levels and to compare them with each other. The results showed that compared with other provinces of North Khorasan province، based on Maurice and the standard score of 26 and taxonomy based on rank 28 were achieved. The problem of imbalance in the rate of development at different levels (and city) is evident، which was studied in detail. The gap has caused and exacerbated regional inequalities. Study of inequality at various scales، was one of the essential and basic steps for planning and reform for economic growth with social justice. It can address the regional disparities in the allocation of resources to be effective، Therefore، the imbalance، is one of the goals of development programs، and is essential it the long term. Deliberate policies and reasonable conditions necessary to reduce and eliminate the existing imbalances can be provided.
    Keywords: Grading Settlements, Inequality, Balanced Development, Social Justice, North Khorasan
  • Pages 71-102
    Designing buildings based on principles of architecture in harmony with the climate of each region، not only creates thermal comfort in interior spaces، but also it reduces fuel consumption and more importantly it makes a clean and green environment. This issue becomes more intense in some geological areas such as Khorramshahr، which has a warm، tropical and critical climate. Studies have shown that by regarding climatic issues in designing building of this region، using air conditioning utilities would be minimized. The research method of the present study is descriptive–analytical، and Information was gathered through library and field research. Thus the climatic characteristics of Khorramshahr was reviewed and adapted to climatic studies of several scholars in this field; finally، climatic standards of different residential building elements were extracted. The results of this research are a guide and reference for designers to achieve the architectural principles of residential buildings in harmony with this region’s climate. The results indicate that the main problem in Khorramshahr is hot and dusty winds and the intense heat of the summer which sometimes it won’t be solved by climatic architecture، whereas it requires the use of air-conditioners (gassy cooler). While، in winter these spaces can be kept warm at the level of human comfort by using solar energy or sometimes simple thermal devices. Proper design of the different components of housing and suitable location of residential complexes (in southern side of Karun River) will effectively uses the climatic issues، and prevents from adverse climatic factors.
    Keywords: Khorramshahr, climate, comfort, climatic design, housing
  • Pages 103-125
    In this paper using descriptive and inferential statistics we tried to analyze and assess the impact of climate elements and air pollutants in Sanandaj. on the input rate of asthma and mortality we. Studied populations as the number of people admitted to the hospitals in 8-year period (2001-2008) for asthma and the number of deaths during the five-year period (2004-2008) for heart failure disease in the city of Sanandaj. Data on pollutants were supplied from the Environment Department (2008) and data on climateelements (2001-2008) were collected from the Meteorological organization of Sanandaj city. The results show that considering the weather elements in the model، each unit increase in average of minimum temperature of the elements، the average maximum relative humidity and prevailing wind speed woud cause increase in heart failure deaths، respectively، at 0. 16 and 0. 06. With of each unit increase in mean minimum temperature and maximum wind speed، 0. 211 death units were increased while 0. 360 units were decreased. So despite the pollutants per unit of temperature in the region 0. 051 units regardless of the model were more or less the impact of mortality. Without entering pollutants in the model، the effectof average minimum relative humidity، average relative humidity، average wind speed and prevailing wind speed has respectively 0. 160، -0. 141، -0. 632 and 0. 198 values on the asthma admissions. By entering pollutants had climatic elements of the combined model، none of the elements and pollutants impacted on hospital admissions for asthma. MI mortality was significant in both sexes. The relationship between both sexes and admissions and ages was 0-20 and 21-40 and significant. In other words، unlike heart failure disease، the rate of asthma at the ages of less than 40 years was seen. In general، heart failure and asthma were respectively not dependent on gender and age.
    Keywords: Climate, medicine, Climatic elements, Pollutant, Heart failure (MI) Mortality, Asthma admission, Sanandaj City
  • Pages 127-148
    This research has studied the effects of the milk collection network for the rural development، and the increasing rural welfare and strengthening rural-urban linkage especially in social and economic dimension. For this mean descriptive and analytical research methods were used. For collecting data needed، documentary methods and field studies have been applied. In field studies some of the tools like observation and complement questionnaires and interviews were used to collect data and information. For this، 42 villages and 15 milk collectors in a central district of Hashtrood township has been selectedthrough stratified sampling. In order to describe and analyze collected data، the SPSS software and descriptive statistics were applied. For hypothesis test in gresearch Wilcoxon sign rank test was applied. The results indicate that the creation of infrastructure and facilities for collection، processing and marketing dairy products were essential prerequisites for the development of dairy activities and the underlying increase in the welfare and economic development and improving relations between urban and rural areas. Therefore، in order to diversify agricultural income، especially considering how and what of the production of milk and livestock production in this section، along with reduced production costs can increase income and welfare in the rural area as well as help create and diversify job opportunity and finally economic sustainability
    Keywords: Network, Rural development, Rural linkages, Hashtrood township
  • Pages 149-167
    One of the most important factors in the proper management of water resources is understanding the probability distribution of rainfall and dry and wet spell lengths days. Such cognitive areas can be suitable for the planners to deal with the devastating effects of drought and intense rainfall fluctuations. In this study، in order to do probability analysis of precipitation، daily rainfall data from 7 meteorological stations in Hamedan province have been used. The method used in this study was the first order Markov chain model. Daily rainfall statistics based on matrix mode change count and the lack of raingdays were sorted، then the probability of switching matrix based on x2 test methods against the trend was calculated by the Spearman method. Using the power of repeated these matrices، probability and reliable return period day of each of the two modes of precipitation and drought were estimated and periods returned to mainland were three، four، five، six and seven days during the year and weekly (for 52 weeks Years) which were calculated. Results show that the highest probability consecutive dry days are 3 and the lowest probability، consecutive dry days are 7. Likely return period of three consecutive dry days during the summer and autumn are about 100 percent. The probability was less than 80 percent، from 24 to 38 weeks which include the months of July and August. In summer there are 7 likely consecutive dry days that have also reached about 100 percent. The results also show that the probability distribution of weeks with rainfall in most of the stations were 21 and 42 to 52 weeks in a year and there is more chance of precipitation and 22 to 41 weeks in a minimum amount of rainfall. The minimum probability of 7 consecutive dry days in spring and minimum during weeks 11 and 12 with probability 45 percent are revealed.
    Keywords: Dry spell lengths days, Markov chain, Probability of precipitation, Hamedan province
  • An Investigation of Climatical Conditions of Tourism in Northern Provinces of Caspian Sea, Using TCI and Cluster Analysis and Geographic Information System (GIS)
    Pages 169-189
    Of considerable factors in the development of tourism industry of each geographic region are climatic conditions. The present research has examined tourism climate in domain of the country، northern provinces، surrounding Caspian sea (Golestan، Guilan and Mazandaran provinces)، using Miczochofscky، index of touristic climate (TCI) within geographic information system (GIS) environment. Finally، the conditions of the tourism climate of study provinces were evaluated through cluster analysis. In performing the research، statistics and data from 14 climatologic stations within northern provinces were utilized. Preliminary analysis was carried out، using seven climatologic elements، and involved in the tourism climatic index as well as statistical software. Then، the values of TCI were derived from studying cities، using the relations of Miczochofscky model. At the final step، TCI values were put in the of geographic information system (ArcGIS). Using inverse distance weighted (IDW) for mean finding، TCI values were expanded to the provinces. The zoning maps were prepared based on a monthly scale for northern provinces. The results of this research show that on spring، the eastern side is more appropriate than western side regarding tourist climate. In summer، only Siahbishe city of Mazandaran province possesses ideal conditions for tourism. In the fall season، month of Aban is more desirable than other two months and two cities of Mansil and Muravetappe possesses the best conditions for tourism. Considering the tourism climatology no proper and ideal condition is observed during winter. Eventually، four clusters were identified for studying cities، using cluster analysis.
    Keywords: Northern Provinces, Tourism climatology index, Cluster analysis, Geographic Information System (GIS)
  • Pages 191-208
    In this study، the relationship between annual sunspot number (ASN) and annual precipitation totals (APT) has been investigated over the northern coasts of the Persian Gulf and Oman Sea using two statistical
    Methods
    cross-correlation function and contingency tables. Bushehr، Jask and Shiraz stations are alone stations in which long term annual precipitation records more than 100 years exist have in the south half of Iran. Precipitation records of these three stations were collected from three resources of Iran Meteorological Organization، Regional Water Organization of Fars Province and Smithsonian Miscellaneous Collections، respectively. The statistical gaps were filled with suitable regression models. Daily international sunspot numbers in 1871-2005 periods were prepared from the National Geophysical Data Center. Results indicate negative significant cross-correlation coefficients between 3-year lagged ASN and APT over two stations of Bushehr and Jask but nothing is found Whatsoever significant relationship for Shiraz station in none of lags. On the basis of this 3 year lags، for two stations of Jask and Bushehr have been constructed several contingency tables. The chi-square test was used to determine whether there was a dependency between observations. Also Kendal Tau-b coefficient can show the intensity of association between observations. Almost in all cases for Jask (Tau-b=-0. 2 averagely)، the Chi-square tests Were significant at the 5% level while there Were not a significant relationship for Shiraz and Bushehr but there Were minor cases in Bushehr (tau-b=-0. 03 averagely). Inasmuch as a sunspot minimum has occurred in 2007 and 2008، therefore we Would expect that Oman Sea coasts precipitation during 2009-2011 Was higher than normal.
    Keywords: Precipitation, Sunspot, Cross, correlation, Contingency tables, South of Iran
  • Pages 209-227
    Forecasting of watershed Hydrologic reaction to rainfall in the form of outlet hydrograph is one of the most important objectives of surface water hydrology in order to manage extreme phenomena، and to create and execute construction programs. The purpose of this research is to investigate the accuracy and precision of the efficiency of geomorphology And geomorpho-climatology instantaneous unit hydrograph models for appointing dimensions of flood hydrograph due to rainfall with determined intensity، duration and to compare them with Nash، Rosso and SCS methods and finally to introduce the most efficient model In Ekbatan of Hamedan Watershed. In order to increase the precision and velocity of processes GIS is used and in order to be efficient in precision، MRE and MSE statistical indicators are used. The results show that the efficiency of geomorpho-climatology model ratio to geomorphology، Nash Rosso and SCS are 109/12، 168/56، 137/99، 195/26 percent respectively and geomorphology model ratio to Nash، Rosso and SCS are 156/43، 121/77، 187/23 percent respectively and، Rosso model ratio to Nash and SCS are 164/14، 186/55 percent respectively and Nash model ratio to SCS is 122/24 percent. Therefore، geomorphoclimatology model that is based on geomorphologic and climatic data ratio to geomorphology، Nash، Rosso and SCS can be introduced as the most efficient model for estimating flood discharges.
    Keywords: Geomorphology, geomorpho, climatology instantaneous unit hydrograph models, Nash model, Rosso model, SCS model, Hamedan watershed
  • Pages 229-251
    Flood routing، one of the most complex issues in hydraulic open channel science and river engineering is investigated. There are different methods in the field of flood routing which are divided broad and focus groups. Today، a new technique using evolutionary artificial neural network model based on artificial intelligence is widely used in various fields، especially water engineering works. In this study the flood routing in Maroon river، Khyrabad-Pol Felor reach using MNN، FF، JEN، and RBF evolutionary artificial neural network models Were Studied. Including cases where a new method is a model using linear cross correlation between input and output time series. Using genetic algorithm models the structure of artificial neural networks in terms of number of layers، number of nodes in the hidden layer، the type of network learning algorithm and transfer function were optimized. Results show that the method of cross correlation. and the output models compared with actual values show that the MNN selected model has capabilities، flexibility and greater accuracy in forecasting and flood routing in the river than the statistical model and other models of artificial neural network determining the number and time delay. Effective input data were effecative، while the number and time delay input data were also effective
    Keywords: Flood routing, Modular Artificial Neural Network, Time series, Genetic algorithms, Statistical models, Maroon river
  • Pages 253-272
    This research was conducted for regional planning provision، and the evaluation of natural-managerial context of agricultural development in Kermanshah province townships in Iran. To this end we employed 8 indicators for measuring natural potentiality and 21 indices utilized for assessing managerial issues such as infrastructure، institutional، and work forces. After releasing indexes from various scales and weighting them on the basis of factor analysis method the final composite indicator was determined. According to the results of natural potentiality، Songhor and Kermanshah townships placed first and second with 5. 49 and 5. 06 score in the ranking and Salas and Babajani and Paveh townships with 3. 46 and 3. 74 acquired eleventh and twelfth positions. Also in respect of managerial development، Kermanshah and Eslamabad-e-Gharb townships with scores of 22. 39 and 17. 65 placed first and second in the ranking and Ghasre-shrin and Salas and Babajani townships with 6. 36 and 4. 02 acquired eleventh and twelfth position. Value of coefficient of variation for infrastructure (0. 56)، institutional (0. 714)، and work force (0. 559) composite indicators indicate high disparity between the townships with regard to managerial contexts. Therefore، focusing on balanced agricultural development in the province was emphasized.
    Keywords: Regional planning, Natural diversity, Regional disparity, Managerial development, Agricultural development