فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 7 (پاییز 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/08/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدعلی چلونگر، زهرا سادات کشاورز صفحات 7-30
    جامعه شناسی تاریخی به شناخت بستر، زمینه و ساختار اجتماعی جامعه گذشته می انجامد که رفتارها و کنش های تاریخی در قالب آنها صورت می گرفته است. پس از وفات پیامبر (ص)، جانشینی ایشان و واقعه سقیفه بنی ساعده مهم ترین مسئله مطرح در جامعه اسلامی بود. افزون بر امام علی (ع)، شخصیت برجسته اهل بیت (ع)، گروه ها و خط های فکری دیگری مدعی دست یابی به خلافت بودند. آنان برای منفعل کردن علی (ع) در افکار عمومی، به تاکید بر زمینه های اختلاف در مرجعیت فکری جامعه و تقویت آنها پرداختند و از ابزارهایی همچون پیدایی فرق و مذاهب گوناگون، جعل حدیث و...، برای رسیدن به این هدف بهره گرفتند. این سنت در قرن های بعدی نیز دنبال و سازمان دهی و استوار شد.
    این پژوهش پس از عرضه تعریفی درباره شبه جزیره عربی پیش از ظهور اسلام، به انگیزه نزدیک شدن به هدف پژوهش، به تبیین جامعه شناختی گروهی خواهد پرداخت که به سرعت شکل گرفت و حتی به رغم انتظار طراحانش، ناباورانه کامیاب شد و ساختاری تازه در هرم قدرت حکومت اسلامی بنیاد گذارد.
    کلیدواژگان: ساختار اجتماعی، سیره و نظام جاهلی، قبایل، خلافت، جانشینی پیامبر (ص)، اهل بیت(ع)، قریش، سقیفه بنی ساعده
  • محمدعادل ضیایی، موسی عزیزی صفحات 31-57
    فقه حنفی هم از دید شمار پیروانش و هم از دید گستره جغرافیایی و تدوین یافتگی آرا و فتاوای عالمانش، از مذاهب مهم اسلامی به شمار می رود. این فقه که شیوه کمال یافته و منسجم مکتب «اهل رای» است، از آغاز پیدایی اش در خراسان و بلاد ماوراء النهر جایگاه برجسته و تاثیرگذاری داشت. شاید بتوان گفت که نشر و گسترش فقه حنفی در آن سامان، در دوره حکم رانی سامانیان به اوج رسید؛ چنان که پس از عراق بلاد خراسان و ماوراءالنهر را فراگرفت و این شهرها به دومین مرکز مهم حنفیان بدل شدند. پیشرفت فقه حنفی در آن دیار در عصر سامانیان، عوامل گوناگونی داشت که موثرترین آنها بدین شرح است:نزدیکی دیدگاه های ابوحنیفه با مرجئه به ویژه در زمینه تعریف ایمان و جدایی آن از عمل؛ زیادت و نقصان ناپذیری ایمان و تکفیر نکردن مرتکب کبیره؛ پشتیبانی فقهای حنفی به ویژه ابوحفص کبیر از بانیان سلسله سامانی و تاثیر آنان در تثبیت و اقتدار و مشروعیت بخشی به حکومت سامانیان و حمایت حاکمان سامانی از فقی هان حنفی و سپردن مناصب قضا و افتا به آنان؛ تلاش های گسترده شاگردان بی واسطه و با واسطه ابوحنیفه همچون ابومطیع بلخی، ابوالقاسم سمرقندی، ابوحفص کبیر و پسرش ابوحفص صغیر در گسترش فقه حنفی در آن دیار و ژرفابخشی به آن؛ واقع گرایی و عقلی بودن فقه حنفی؛ توجه به حقوق زنان، ذمیان و تازه مسلمانان ترک؛ آسان گیری فقه حنفی به ویژه در احکام مرتبط با اقلیت های کم تر برخوردار؛ استعداد فراوان فقه حنفی در اهتمام ویژه به عرف، قیاس و استحسان.
    کلیدواژگان: فقه حنفی، ابوحنیفه، ماوراءالنهر، سلسله سامانی، مرجئه
  • مهدی طباطبایی، حمیدرضا شریعت مداری صفحات 59-78
    نویسندگان مسلمان در تحلیل پیشرفت های علمی، از شرح حال نگاری بسیار بهره می برند؛ زیرا اطلاعات درباره زندگی افراد که در بررسی گرایش های فکری خاص آنان به کار می آید یا اوضاع جغرافیایی شان، بیشتر از این کتاب ها فراچنگ می آید. هم چنین برای تحلیل های کمی به انگیزه دست یابی به تصویری از شکل کلی جامعه به طور عام و طبقات علمی به طور خاص، از این کتاب ها می توان بهره گرفت. اندیشه محمدامین استرآبادی از پیشرفت های علمی در این زمینه در قالبی تازه و البته افراطی، چهار قرن پیش (سده یازدهم) مطرح شد. این اندیشه در زمان او و عصر پس از خودش، بسیار تاثیرگذار بود؛ چنان که بیش از صد سال، اندیشه ای فراگیر و حاکم بر جهان تشیع به شمار می رفت. استرآبادی را گاهی موسس و زمانی احیاگر مکتب «اخباری»می خوانند. اینکه کدام یک از این لقب ها شایسته اوست، به سرآغاز تاریخ مکتب اخباری وابسته خواهد بود؛ یعنی اینکه از نخستین دوره های تشیع دوازده امامی پس از غیبت کبرا سرچشمه می گیرد یا پدیده ای نوظهور به شمار می رود. به هر روی، اندیشه اخباری در دوره صفویه، شیوه فقاهت و اجتهادرا به چالش فراخواند. این مقاله در پی بررسی این مسئله است که به رغم تاثیرگذاری چنین مکتبی در آن عصر و فراگیر بودن اخباری گری امین استرآبادی در سده یازدهم، چرا شرح حال نگاری ها تا 150 سال پس از وفات او در این باره کم تر سخن گفته اند.
    کلیدواژگان: اخباری گری، استرآبادی، نزاع اصولی، اخباری، شرح حال نگاری، صفویه، فقه
  • غلام رضا ظریفیان، قسیم یاسین صفحات 79-100
    دولت ایوبی در ناآرام ترین روزگاران شامات پدید آمد؛ یعنی سده ششم هجری که از بحرانی ترین برهه های زمانی در حوزه غرب دنیای اسلام به شمار می رود. روی دادهای برآمده از جنبش ها و هجوم های وحشیانه صلیبی به میراث دولت فاطمی در خدمت اتابکان سلجوقی، از حوادث عرصه سیاسی این دوران است.
    قلمرو ایوبیان از مصر تا جزیره «فراتیه» گسترده بود و خودش کانون میراث تمدنی و خاستگاه روی دادهای فراوان به شمار می رفت. با توجه به تاثیرگذاری این دولت اسلامی در جهاد با دشمنان صلیبی، پرداختن به نظام حکومتی و دیوان سالاری آن در این حوزه تمدنی برای آگاهی از سامانه اداری و دیوانی و حکومتی اش، بسیار مهم می نماید. بنابراین، این مقاله به روش توصیفی تحلیلی در پی تبیین و تحلیل ساختار نظام حکومتی و دیوان سالاری ایوبیان است و به بررسی پیشینه تاریخی و روند پیدایی آن در این حوزه تمدنی خواهد پرداخت. فرضیه ای که در این مقاله آزموده می شود، چنین است: «ساختار حکومتی و اداری ایوبیان بیش از تاثیرپذیری از نظام فاطمیان، از ساختار حکومتی و اداری سلاجقه و اتابکان آنها و اوضاع و نیازهای روزگار خودش تاثیر پذیرفته و بر پایه نیازهای زمانه، متحول شده است».
    کلیدواژگان: ایوبیان، فاطمیان، اتابکان سلجوقی، صلاح الدین، نظام حکومتی و دیوان سالاری
  • جلیل نائبیان، شهرام فرحناکی صفحات 101-121
    ناحیه خورازم در ماوراءالنهر، در قرون نخست اسلامی بسیار مهم بوده است. با توجه به ویژگی های اقتصادی و سیاسی این منطقه در این دوران، توسعه اقتصادی سیاسی اش را می توان بررسی کرد. بازرگانی پویا و تجارت کالاهای پررونق برای بررسی توسعه اقتصادی و ساختار سیاسی دو قطبی آن، برای بررسی توسعه سیاسی، بسیار مهم می نماید. قرارگیری خوارزم بر سر راه های تجاری دنیای آن روز به ویژه راه ابریشم، این منطقه را به نقطه اتصال بازرگانی شرق غرب بدل ساخت و در توسعه اقتصادی اش بسیار تاثیر گذارد. جایگاه جغرافیایی خوارزم و ویژگی های طبیعی اقلیمی اش نیز از دید غنای منابع طبیعی و کشاورزی و دسترس آن به دو رودخانه سرشار، در رونق بازرگانی مردمان خوارزم و توسعه اقتصادی اش تاثیرگذار بوده است. ساختار سیاسی دوقطبی منطقه؛ یعنی خاندان های محلی تابع دولت مرکزی ایران که هم مروج علوم و هم حامی بازرگانی بودند، موجب رشد حیات شهری و توسعه سیاسی خوارزم در آن دوران شد. داده های گردآوری شده به شیوه کتابخانه ای بر پایه شیوه توصیفی و پس از آن، شیوه تحلیلی بررسی شده اند. خوارزم بر پایه عوامل موثر در توسعه آن، به الگویی از منطقه توسعه یافته اقتصادی سیاسی در قرون نخست اسلامی به شمار می رفت و حضور خاندان های محلی حاکم بر آن جا مانند آل آفریغ در کنار دولت مرکزی ایران، در توسعه سیاسی و رشد حیات شهری این منطقه تاثیرگذار بود.
    کلیدواژگان: خوارزم، توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی، بازرگانی، سیاست، تجارت
  • هادی وکیلی، انسیه سادات حسینی شریف صفحات 123-136
    تصوف و عرفان اسلامی در تاریخ مذهبی ایران به ویژه در خراسان و دوره پیش از مغول، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. چگونگی روی کرد مذاهب گوناگون اسلامی به این پدیده و تغییر سو گیری ها در این زمینه در درازنای تاریخ آن، از مسائل مهم در این موضوع به شمار می رود. برخی از مذاهب تسنن همچون حنفی و شافعی، بیشتر به تصوف و عرفان گراییدند که خود این گرایش و ارتباط نزدیک، از سده پنجم به پیوند بیشتر عرفان با شریعت انجامید. گمان می رود علمای شافعی در این پیوند و رشد، بسیار تاثیر گذارده اند. تصوف در این دوره از پذیرشی برخوردار شد که بر پایه آن، به جرگه مذاهب اهل سنت درآمد. این مقاله می کوشد با توجه به منابعی همچون کتاب های تاریخی، ملل و نحل، رجال و طبقات و شرح زندگانی عرفا و علمای مذاهب به چگونگی پیوند تصوف با تسنن در خراسان و چیستی عوامل موثر در آن پاسخ گوید.
    کلیدواژگان: تصوف، خراسان، شریعت، حنفی، شافعی
|
  • Mohammad Ali Chelongar, Zahra Sadat Keshavarz Pages 7-30
    Historical sociology prepares the ground for a better understanding of social structures of past societies in which particular historical events and actions have taken place. After the demise of the Prophet, the issue of his succession and SakifatBaniSiida became the most important issues in the new Muslim community. In addition to Imam Ali, as the outstanding figure of the Household, there were other groups and trends of thought that also laid a claim to the caliphate. To publicly overshadow Ali (A), they kept overemphasizing on points of disagreement over the intellectual leadership of the society and reinforcing them. To that end, they took advantage of measures such as creating diverse religions and sects, fabricating narrations (Hadith), etc. Such customs were continued, organized and strengthened more vigorously throughout the next centuries.The present research aims to briefly introduce Saudi Arabia prior to the advent of Islam. For this purpose, it draws attention to a quickly-formed social flow which could unbelievably succeed well, despite the expectations of its designers, and could establish a new structure within the power pyramid of the Islamic government.
    Keywords: Social Structure, Method, Unwise System, Tribes, Caliphate, Prophet\'s succession, Household, Quraysh, SakifatBaniSiida
  • Mohammad Adel Ziaei, Mosaazizi Pages 31-57
    Hanafi jurisprudence is considered to be one of the important Islamic sects in terms of number of its followers, geographical expansion, codification of votes and judgments of its scholars. This jurisprudence, which is a more advanced and organized methodology of the school of “people of opinions”, has had a prominent and influential status since its birth in Khorasan and Transoxania. It can be said that the dissemination and expansion of Hanafi jurisprudence in those lands probably reached its apex during the Samanid reign; in a way that it made Khorasan and Transoxania as the second important center of Hanafi School after Iraq. The improvement of Hanafi jurisprudence in those lands during the Samanid era has had different factors but the most important ones are as follows:The closeness of Abu Hanafeh viewpoints with those of the Murjites especially in their definition of faith and its separation from action; the belief in increasing rather than decreasing nature of faith and the necessity of not excommunicating someone who commits mortal sins; the aid provided by Hanafi jurisprudences— especially the great Abu Hafse—in support of the Samanid founders and its consequent impact on confirming and legitimizing the Samanid government and the support of Samanian governors from Hanafi jurists and entrusting them to positions of judgments and jurisdiction in return; the great efforts made by immediate or mediate pupils of Abu-Hanifeh, like Abu MotiBalkhi, AbulqasemSamarqandi, Abu HafseKabir and his son Abu HafseSaqir in the development and deepening of Hanafi jurisprudence in that land; the realism and rationalism inherent in Hanafi jurisprudence; the attention given to the rights of women, blame- worthy people and newly-Muslim Turkish; the leniency of Hanafi jurisprudence especially in verdicts related to less-advantaged minorities; and finally, the outstanding capacities of Hanafi jurisprudence in its special attempts with regard to customs, analogical reasoning and praising.
    Keywords: Hanafi jurisprudence, Abu Hanafeh, Transoxania, Samanid dynasty, Murjites
  • Gholam Reza Zarifiyan, Ghasimyasin Pages 79-100
    The sixth lunar century is consideredto be one of the mostsensitiveperiodsof the western part of the Islamic world. Given that, theAyyubidgovernment was established in one of the most criticalperiods of Damascus (Shamat). From among the political events of that time, we can refer to events resulted from the political movements and brutal crusade invasions onthe heritage of the Fatimidsgovernment serving the SaljuqAtabeks.TheAyyubids territoryextended from Egypt to "Foratiyeh” island and was regarded as thehearthof civilization heritage and a good number of events.Given the crucial role played by this Islamic government in Jihad against the crusaders, studyingits bureaucracy in this civilization areacan prove effective in clarifying the administrative, bureaucratic and governmental systems of this dynasty. With that in mind, the present descriptive-analytic study aims to study the Ayyubid governmental andbureaucratic systems. To that end, it studies the historical background and process of formation of this system within this civilization area. The hypothesis tested in this study clarifies the point that the structure of the Ayyubid government and its bureaucracy system was more influenced by the Saljuqs,theAtabeks and the circumstances of the era than by the Fatimids, while adaptingitself to the needs and demands of its age.
    Keywords: Ayyubids, Fatimids, SaljuqAtabeks, Salahoddin (Saladin), Governmental system, Bureaucracy
  • Jalilnaebiyan, Shahramfarahnaki Pages 101-121
    Khwarazm area located in Transoxianahas been of great importance in the early Islamic centuries. Given the economic and political qualitiesof Kharazmduring this era, itspolitico-economic development can be taken into consideration.Considering theeconomic developments, we will focus on its active, dynamic and lucrativetrading system and considering the political developments, we will study its bipolar political structure. Having been located in the center of the commercial roads of the world, particularly Silk Road,Kharazmdeveloped asEast-West trade route. This had a major influence on its economic growth. Khwarazm geographical location and natural conditions including richness of natural and agricultural resources plus its access to two rich rivers also affected the commercial prosperity of its residents as well as its economic development. The political structure of the region was bipolar in which local families were subsets of the central government of Iran. This proved effective in commercial development and urban life of khwarazm since the central government wasboth a science promoter and commercial sponsor. The present study is adescriptive-analytic one and the data was collected through library method. The results of the study show that as a result of the above-mentioned factors, Khwarazm was seen as a regional model of politico-economic development during the early Islamic centuries. It should be mentioned that the presence of local government such as Al-Eafrigh along with the central government of Iran influenced the political development and growth of urban life in Khwarazm.
    Keywords: Khwarazm, Political Development, Commerce, Politics, Economic Development, Trade
  • Hadi Vakili, Ensiyeh Sadat Hosseini Sharif Pages 123-136
    The Islamic Sufismor mysticism has been of especial importance in the religious history of Iran,particularly in Khorasanand prior to the reign of the Mongols. The nature of approaches taken by different Islamic religions towards this phenomenon and their alteration of positions throughouthistoryare amongimportant issues. Some Sunnite sects includingHanafite and Shafiiteshowedgreater tendency to Sufism and mysticism. From fifth century onward, this tendency and closenessled to stronger connections between mysticism and Shariah.It seems that the Shafiite clergymen had an effective role in this connection and its development. During this period, Sufism gained such an acceptance that itbegan to be seen as one of the Sunnite sects. The present study-through taking advantage of resources such as history, Melal and Nehal books, Rejal and Tabaghat and life stories of mystics and clergymen-aims to explore the ways through which the connection between Sufism and Sunnismtook place.
    Keywords: Sufism, Khorasan, Sharia, Hanafis, Shafeism