فهرست مطالب

  • پیاپی 9 (پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/08/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • منصور نصیری صفحه 9
    سودگرایی اخلاقی ازجمله نظریه های غایت شناختی بسیار مهم در فلسفه اخلاق است. این نظریه از همان آغاز طرح در فلسفه اخلاق، با بحث و بررسی اندیشمندان بسیاری روبه رو شد. به نظر می رسد مبنای کارهای آدمی نیز معمولا همین نظریه باشد. در این مقاله، با اشاره به پیشینه نظریه سودگرایی، به تعریف و ویژگی های کلی این نظریه پرداخته و پس از اشاره به انواع آن و چگونگی محاسبه سود، برخی اشکالات آن را نیز بیان داشته ایم. آنگاه از نگاه دینی آن را بررسی نموده و با توجه به مضامین دینی به نظریه ای خواهیم رسید که آن را «برین سودگرایی» نامیده ایم. از منظر نگارنده، نظریه «برین سودگرایی»، هم از متون و مضامین دینی برمی آید و هم از اشکالات وارد بر سودگرایی، تهی است.
    کلیدواژگان: سودگرایی، غایت گرایی، سود، محاسبه سود، برین سودگرایی
  • مجتبی مصباح صفحه 39
    بر اساس تعریف برگزیده ما، مطلق بودن اخلاق به معنای معتبر بودن برخی احکام اخلاقی بدون هیچ قید و شرط، یا مقید نبودن هیچ حکم اخلاقی به قیود ذهنی و غیر واقعی است و نسبیت اخلاق هم به معنای آن است که همه احکام اخلاقی با قید و شرط معتبرند و اعتبار هر حکم اخلاقی وابسته به قیودی ذهنی و غیر واقعی، مانند دستور، سلیقه و قرارداد است.
    در ادامه، این پژوهش به نقد مبانی و مهم ترین دلائل نسبیت اخلاقی پرداخته، تناقض های نظری و پیامدهای غیر قابل قبول التزام عملی به آن را برمی شمرد. ضمن آنکه مکتب اخلاقی اسلام با نسبیت اخلاقی سازگار نیست و باید این مکتب را واقع گرا و مطلق گرا دانست.
    کلیدواژگان: اخلاق، اطلاق، نسبیت، اقسام نسبیت، لیبرالیسم اخلاقی، تساهل اخلاقی، واقع گرایی
  • سید اکبر حسینی صفحه 71
    واقع گرایی اخلاقی به عنوان یکی از اصلی ترین موضوعات عرصه فلسفه اخلاق به این نکته می پردازد که حقایق اخلاقی از یک سو با نگاهی هستی شناسانه از آدمی مستقل بوده و از سوی دیگر با رویکردی معرفت شناختی، اولا با ابزارهای ادراکی انسان و نیز وحی قابل شناخت اند. و در ثانی احکام اخلاقی، قابل صدق و کذب بوده و آخر اینکه دست کم برخی از این احکام صادق اند.
    در این نوشتار کوشیده ایم با نگاهی تحلیلی، درباره این موضوع به بحث بنشینیم که حقایق اخلاقی، وجودی مستقل و منحاز از آدمی دارند، آن هم از سنخ معقولات ثانیه فلسفی.
    کلیدواژگان: اخلاق، واقع گرایی اخلاق، حقایق اخلاقی، معقول ثانیه فلسفی
  • حسن مهرنیا صفحه 95
    بحث اخلاق از مهم ترین مباحث معرفتی بوده و فراز و نشیب بسیاری داشته است. دکارت در کتاب گفتار در روش، ضمن نقد روش و آرای علمای اخلاق به ویژه ارسطو و متهم نمودن آنان به گزافه گویی، تصویرپردازی و توصیف گرایی و نیز عدم ارائه راه صعود به قله رفیع اخلاق، وعده می دهد که در نظام اخلاقی خود، نردبانی برای صعود به این قله و نیز اخلاقی کاربردی و توصیه ای ارائه نماید.
    این مقاله به بررسی تطبیقی این دو رویکرد می پردازد و نشان می دهد اتهامات دکارت به اصحاب مدرسی به ویژه ارسطو صحیح نیست و وی به رغم استفاده فراوان از ارسطو در بحث اخلاق و مابعدالطبیعه، جانب انصاف را نگه نداشته است. همچنین وعده او به ارائه بنای استوار اخلاقی و اخلاق کاربردی و توصیه ای هیچ گاه جامه عمل نپوشید.
    کلیدواژگان: حکمت نظری، حکمت عملی، فضیلت، عقل، اراده، انفعالات، نفس، بدن
  • مجید ملایوسفی، محسن جاهد صفحه 123
    طبق نظر ارسطو در اخلاق، خیر اخلاقی انسان مطابق بودن با عقل است و شر اخلاقی او نیز عدم مطابقت با عقل. ارسطو در تحلیل خود از خیر و شر اخلاقی به چیزی ماورای عقل تمسک نمی جوید. در عالم اسلام نیز غزالی در برخی از آثار خود در بحث از فضایل اخلاقی به گونه ای سخن گفته که نشان دهنده اثرپذیری او از اخلاق یونانی ارسطویی است و از این سو در پاره ای از آثار خود همچون تهافت الفلاسفه نیز به شدت به فلسفه یونانی تاخته است. حال جای این پرسش است که از نظر غزالی، اخلاق بر چه مبنایی استوار است؟ آیا اخلاق نزد وی همانند ارسطو، تنها مبتنی بر عقل است یا مبتنی بر شریعت و یا مبتنی بر هر دو، یا اینکه شق دیگری در کار است؟ در این پژوهش بدین سوالات پاسخ خواهیم گفت.
    کلیدواژگان: غزالی، فضیلت، اخلاق، مبنای اخلاق، اخلاق فضیلت، عقل، شرع
  • حسین اترک صفحه 141
    درستی و نادرستی اعمال به نظر قاضی عبدالجبار ناشی از ذات اعمال است، یا به تعبیر خودش ناشی از وجوه و عللی است که اعمال بر آن واقع می شود. مثلا ظلم به دلیل ظلم بودن، نادرست است و عدالت به دلیل عدالت بودن، درست. عبدالجبار وجوه و علل درست ساز و نادرست ساز عمل را به دو بخش تقسیم می کند: وجوهی که اصول محسنات و مقبحات هستند و علم به آنها ضرورتا موجب علم به درستی و نادرستی اعمال است (مانند عدل و ظلم) و وجوهی که با علم به آنها تنها علم به درستی و نادرستی در نگاه نخست عمل حاصل می شود که ممکن است در شرایط عمل، به خلاف آنها حکم شود؛ مانند ضرر که در نگاه نخست، وجه نادرست ساز عمل است، ولی اگر از روی استحقاق و جزا باشد، وجه درست ساز عمل است. عبدالجبار وظیفه گرایی قاعده نگر و شهودگرایی مبناگراست.
    کلیدواژگان: وظیفه گرایی، اخلاق هنجاری، غایت گرایی، نظریه اخلاقی، قاضی عبدالجبار معتزلی
  • ولی الله عباسی صفحه 173
    جان رالز بزرگ ترین فیلسوف سیاسی و اخلاقی قرن بیستم در کتاب نظریه عدالت، فلسفه سیاست و فلسفه اخلاق را در سطح عمیقی به یکدیگر مربوط ساخته است. وی در این کتاب با ابتنای اخلاق بر قراردادگرایی، درصدد به دست دادن نظریه جامع اخلاقی است تا جایگزین فایده گرایی شود. بدین سان، وی امیدوار است بتواند کاری را که منتقدان شهودگرا و کمال گرا طی سال ها چالش فکری با فایده گرایی نتوانسته اند انجام دهند، به سامان رساند و این دیدگاه جامع اخلاقی و فلسفی را در اختیار نهد.
    نگارنده در این مقاله، پس از طرح مسئله و بیان نظریات مختلف درباره معیار صواب و خطا در اخلاق هنجاری (نظریات غایت گرایانه، وظیفه گرایانه، فضیلت گرایانه و قراردادگرایانه)، قراردادگرایی رالز و مفاهیم اساسی در اندیشه وی را تبیین نموده و سپس با اشاره به انتقادات متعدد از نظریه رالز، نقد مک اینتایر (فیلسوف اخلاق فضیلت مدار و جامعه گرا) را بیان داشته است.
    کلیدواژگان: اخلاق، فایده گرایی، قراردادگرایی، وضع نخستین، اصول عدالت
|
  • Mansoor Nasiri Page 9
    Ethical utilitarianism has been known one of the very effective teleological theories in ethics. The theory has been much attended to and studied by the thinkers of various tastes from the beginning. It seems to be justified as a basis on which human deeds can be studied. In the paper, making a reference to the background and types of the theory, its definition and outline have been presented. The way for measuring utility, then, has been produced and some difficulties have been reminded.Furthermore the theory has been critically studied in a religious consideration. In this way, a theory called transcendent ethical utilitarianism by the author has been proposed. The proposal theory, as the author has claimed, has been originated from religious main source and lacked the difficulties of ethical utilitarianism.
    Keywords: utilitarianism, teleology, utility, measuring utility, transcendent utilitarianism
  • Mojtaba Mesbah Page 39
    Can ethical statements be regarded absolute or relative? The question has been answered by ethical schools differently. Clearly the position taken here would lead to its own consequences. In this paper, therefore, author’s definition of ethical absoluteness and relativity has been made clear. In this view, by the former is meant that ethical judgments are valid without any mental or real limitation but by the latter is meant contrarily. Furthermore, ethical relativity has been studied descriptively, meta-ethically and normatively and it has been considered based on ethical non-realism. The author, having studied ethical relativity critically with view to its basic principles and proofs, has paid a critical attention to the very claim and its theoretical contradictions and unacceptable consequences when obliged in human behavior.And finally, the paper, referring to the principles of Islamic ethics, it has been known absolute, realist and in disagreement with ethical relativity and what is meant by some great Muslim scholars such as Allaamah Tabatabayi consists in its being comparative and can never interpreted as ethical relativity.
    Keywords: ethical absoluteness, ethical relativity, ethical liberalism, ethical tolerance, ethical realism, ethical non, realism
  • Seyyd Akbar Hosini Page 71
    Ethical studies have been performed in three areas including those of normative, descriptive and meta-ethical. Ethical realism has been known as a meta-ethical branch in which ethical problems are dealt with theoretically. Meta-ethics also in its turn consists in various parts of ontology, epistemology, semantics and logic. Ethical realism would have been of relationship to the four parts and on the basis of given discussions in them, ethical philosophers have been called realist or idealist.In the view of a realist ethical philosopher, ethical values have been known objective and real and so have the concepts such as good, bad, correct, incorrect, ought, ought not and duty that refer to the values. The values and values, however, have been regarded to be independent from one’s beliefs, presuppositions and tendencies; though these concepts have been abstracted by particular functions of human mind. On this basis, ethical statements would be qualified with truth and falsity and at least, some of them would be true.
    Keywords: realism, ethical realism, ethical concepts, ethical statements, ethical knowledge, ethics
  • Hassan Mehrnia Page 95
    Aristotle and Descartes have been known as two permanent philosophers belonging respectively to ancient Greek and modern times. Their views on ethics have been studied comparatively in this paper. In his “discourse de la method”, Descartes has argued against the scholars of ethics, particularly against Aristotle, in detail. Knowing their ethics as a kind of exaggeration, figment of the imagination and a descriptive field, he claims that in their ethics, one can never find a way to ascend the highest point in morality. Descartes himself, however, promises that he will show the straight way for reaching the highest morality and found an applicable and prescriptive ethics in his system.In this paper it has been made clear that neither Descartes` claims against scholastic scholars have proven true nor his promise has been performed. In spite a great and fundamental utilizing Aristotelian ethico-metaphysical teachings, one can say that Descartes has not gone in justice toward Aristotle.
    Keywords: Aristotle', s ethics, Descarte's ethics, comparative ethical studies, ethical system, ethics
  • Majid Mollayousefi, Mohsen Jahed Page 123
    In Nicomachean Ethics in responding to the question that what is the good of man? Aristotle says that an activity of the soul in conformity to the virtue. On the other hand in his Metaphysics Aristotle identified the specific form of man with his rational soul. Thus what the human form gives us is the logos or reason. Therefore, if the moral good means the activity of the soul according to the virtue, then the moral good of man means being correspond to the reason and the moral evil means to be not accord with the reason. In his analysis of moral good and evil, Aristotle does not appeal to any thing beyond reason. In the world of Islam, Ghazali in some of his works in discussion of moral virtues, debated in the way that he seems to be influenced by Aristotelian Greek ethics. On the other hand in some of his books such as Tahafut alfalasifa(Incoherence of the Philosophers) Ghazali criticized strongly the Greek philosophy. Now there is a question to the effect that from Ghazali’s views what is the basis of morality? Did Ghazali believe like Aristotle that the only base of morality is reason or shari’ah (Islamic Law) or reason and shari’ah together or there is an other alternative
    Keywords: Ghazali, Virtue, morality, The Revival of Religious Sciences (Ihya Ulum al Din), The Alchemy of Happiness (Kimiya, yi Ssaadat), Criterion of Action (Mizan al Amal), The Forty Fundamentals of Religion(al, Arbain fi Usul al Din), Deliverance from Error (al, unqidh min al Dalal)