فهرست مطالب

حدیث پژوهی - پیاپی 9 (بهار و تابستان 1392)
  • پیاپی 9 (بهار و تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/07/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عاطفه زرسازان صفحه 7
    صدوق از محدثان و عالمان برجسته شیعه و دارای آثار فراوانی در زمینه دانش های مختلف دینی است. در این میان، کتاب کمال الدین و تمام النعمه از جایگاه ویژه ای برخوردار است، زیرا در این کتاب که از دیدگاه مکتب تشیع در موضوع غیبت و طول عمر امام مهدی(عج) نوشته شده، بسیاری از نصوص و احادیث مربوط به غیبت که غالبا سنددار، با ترتیبی خاص و به همراه براهینی متین درج گردیده است، لذا در این پژوهش سعی شده است به معرفی و روش صدوق در این اثر پرداخته شود. به همین منظور، بعد از ذکر مزایای نگارشی کتاب، طرق تحمل حدیث و روش وی در تبیین احادیث بیان شده و در نهایت به بررسی روایات از جهت متن و سند پرداخته شده است. صدوق غالبا احادیث را از طریق سماع فرا گرفته و در نگارش کتاب برخی روش های ویژه، چون ترتیب نیکو درآوردن روایات در باب مناسب، ذکر کامل سلسله سند، روایت از افراد متعدد و ذکر موارد تقطیع را به کار برده است. همچنین وی برای فهم بهتر روایات در بعضی موارد از آیات قرآن استفاده کرده است یا به شرح معنای حدیث یا واژگان موجود در آن و استدلال های کلامی نیز می پردازد.
    کلیدواژگان: صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، روایت، روش شناسی
  • فتحیه فتاحی زاده، سعیده کاظم توری صفحه 33
  • محمد تقی شاکر، علیرضا حسینی صفحه 57
    شخصیت علمی ابن ولید و تاثیر او بر اندیشمندان پس از خود، نمایانگر جایگاه اوست و نیاز به بازنگری و کاوش بیشتر در دیدگاه های او را نشان می دهد. پژوهش حاضر پس از معرفی شخصیت و آثار محمد بن حسن بن ولید و گزارشی از دیدگاه های او در عرصه های مختلف، با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی، تحلیلی؛ متمرکز در بررسی دیدگاه برجسته وی در مسئله استثنا به ویژه نسبت به کتاب محمد بن احمد بن یحیی شده است و به این نتیجه رسیده که استثنای ابن ولید از برخی از رجال در جهت هشدار به لزوم احتیاط و نیازمندی دقت بیشتر در برخورد با روایت آن هاست.
    کلیدواژگان: ابن ولید، استثنا، توثیق، نوادر الحکمه، احتیاط و هشدار
  • محسن قاسم پور صفحه 85
    ابن غضائری و نجاشی از عالمان رجالی دوران متقدم به شمار می آیند که آرایشان در میان عالمان دوران متاخر تاثیر انکارناپذیری داشته است. ابن غضائری به دیدگاه های رجالی محدثان قم به ویژه در عرصه جرح و تضعیف راویان به نوعی وابسته بوده و تحقیق و بررسی انگاره های رجالی شان از وجود نوعی همگرایی بین آنان حکایت دارد. این نکته به ویژه از رهگذر توصیف و معرفی راویان در کتاب الرجال او به دست می آید. از سوی دیگر، همکاری نجاشی با ابن غضائری و بهره گیری هر دو از مشایخ و محدثانی مانند حسین بن عبیدالله غضائری، پدر ابن غضائری، بیانگر وجود دیدگاه مشترک در سیره رجالی آن دو است. افزون بر وجوه دیدگاه مشترک در موارد نسبتا قابل توجه، به طور خاص می توان از تاثیرپذیری نجاشی از ابن غضائری نیز سخن به میان آورد. مقایسه دیدگاه های این دو عالم رجالی بر اساس دو اثر ماندگار آن ها، مشی اجتهادی و نه حس و مشاهده را در تبیین جنبه های رجالی راویان نشان می دهد. در کنار این دیدگاه های مشترک، همچون آرای محققانه، مخالفت با برخی اقوال محدثان قم، تفاوت بین ثقه بودن راوی و حدیث آن ها، استناد به نظریه مشهور اصحاب در جرح و تعدیل راویان، از جمله مشترکات به شمار می آید. البته نمونه هایی روشن از تمایزات و تفاوت ها در آرای رجالی ابن غضائری و نجاشی قابل توجه است، مثل غلظت و سختگیری ابن غضائری در ابراز رای رجالی که تحت تاثیر باورهای رجالی محدثان قم شکل گرفته است در مقایسه با آرای معتدل تر نجاشی حتی در جرح راویان.
    کلیدواژگان: ابن غضائری، نجاشی، دیدگاه رجالی، جرح و تعدیل، حدیث، راوی
  • محمدکاظم رحمان ستایش، روح الله شهیدی صفحه 113
    یکی از مهم ترین ویژگی های میراث شیعه، مکتوب بودن آن است. احادیث ولوی و نبوی از زمان صدور از رهگذر کتاب ها و اصول شیعیان به نسل های پسین منتقل می شد، تا اینکه از سوی نویسندگان جوامع حدیثی، به ویژه صاحبان کتب اربعه، تدوین و تبویبی منقح یافت و از آن زمان، منابع و مصادر کهن اندک اندک به دست فراموشی سپرده شد. امروزه نیز از راه های گونه گون، به ویژه استفاده از فهارس نجاشی و طوسی و... می توان این مصادر کهن را بازسازی کرد. پژوهش پیش رو با استفاده از این راهکار، منابع تفسیر قمی را بازسازی کرده است. این تفسیر یکی از مهم ترین منابع تفسیر ماثور شیعه است، با وجود این، در انتساب تفسیر موجود به علی بن ابراهیم، چند و چون هایی وجود دارد. در این مقال کوشیده ایم با استفاده از نتایج بازسازی منابع، مناطق دریافت آن ها، اعتبار برخی مآخذ کتاب و نویسندگان آن ها از دیدگاه رجالیان متقدم و خط مشی فکری نویسنده تا حدودی روشن گردد و قراینی دقیق تر برای بررسی انتساب تفسیر موجود و شناخت نویسنده اصلی آن به دست داده شود.
    کلیدواژگان: تفسیر قمی، منابع، فهارس شیعی
  • مژگان سرشار صفحه 153
    چند تن از افرادی که در باب سیزدهم رجال شیخ طوسی آمده اند، به ظاهر از امامان شیعه روایت نکرده اند، در حالی که در کتب حدیثی شیعه، روایاتی از آنان به نقل مستقیم از ائمه دیده می شود. با وجود اینکه از روات ائمهk به شمار آمده اند، در باب «من لم یرو عنهم» نیز از آنان یاد شده است. این مسئله که ظاهرا نوعی اختلاف و تناقض در روش شیخ طوسی است، تحلیل هایی به دنبال داشته است. این مقاله با بررسی تفصیلی یک تن از این راویان، به نام بکر بن محمد ازدی و مرور اجمالی یازده تن از دیگر راویان (در باب سیزدهم) روشن می کند که این عمل شیخ طوسی در آوردن گروهی از اصحاب ائمه در باب های گوناگون رجال، از جمله باب سیزدهم، از روی سهو و نسیان نبوده است، بلکه نوعی جرح غیرمستقیم و مخفی به شمار می آید. این امر از طریق بررسی تخلیط در متن و سند روایات افراد مذکور یا شخصیت راویان به دست می آید. با تحقیق در روایات این دست افراد و بررسی شرح حال آنان در زمان نقل روایت و شیوه نقل احادیث آنان، می توان مراد تلویحی شیخ را در باب سیزدهم رجال بهتر فهمید. مثلا تعابیری مانند «روی عن فلان» یا «روی عنه فلان» در همین باب درباره آنان آمده است که نشان می دهد خدشه، اضطراب یا تخلیطی در طریق روایات آنان وجود دارد یا فرد راوی ضعیف است و شیخ با ذکر آنان در این باب، آنان یا روایاتشان را به طور غیرمستقیم مورد طعن قرار داده است تا وهن احادیث آنان را متذکر شود. با این همه، در برخی موارد که شیخ طریق روایات آنان را منقطع دانسته است، طعن وی مردود است؛ زیرا با رجوع به نسخه نجاشی، سند کامل معلوم می شود و می توان حدس زد که سند کامل نزد طوسی نبوده است.
    کلیدواژگان: رجال طوسی، من لم یرو عنهم، راویان امامی، بکر بن محمد ازدی
  • پرویز رستگار، علیرضا پوربرات صفحه 179
    کتاب صحیح بخاری از کتاب های پایه و مورد رجوع مسلمانان است که روایات تفسیری در بخشی از آن گردآوری و «کتاب التفسیر» نامیده شده است. با آنکه از یک کتاب حدیثی صرف و نگارش یافته در سده های نخستین، نباید چشم داشتی جز رویکردی ویژه به حدیث مسند داشت، بخش کتاب التفسیر آن، جلوه گاه گونه ای از تفسیر عقلی (ادبی بلاغی) و نه کاملا اثری است. بریدن سند روایات، بهره گیری فراوان از سخن مفسران مجتهد، گردآوری روایات تفسیری در یک جا و نام گذاری آن ها و برگزیدن روایات سره از دیگر روایات، مواردی است که اجتهاد در این تفسیر را پررنگ تر می سازد. بخاری در این تفسیر، ذیل تفسیر واژگان و مفردات قرآنی، نام مفسر آن را نیز یاد می کند اما گاهی از مفسر آن ها نامی نمی برد که گمان می رود تفسیر از خود ایشان باشد، در حالی که چند سده بعد شارحان صحیح بخاری، بیشتر آن ها را به ابوعبیده معمر بن مثنی تیمی نسبت داده اند؛ از این رو، هنگام جست وجو از انگیزه و چرایی یاد نکردن نام ابوعبیده، دو علت اصلی شایسته یاد کردن و درنگ است: یکی رفتار بر اساس شیوه متقدمان در نام نبردن از صاحب مطالب و دیگری جلوگیری از افزایش حجم این تفسیر.
    کلیدواژگان: کتاب التفسیر، تفسیر روایی، تفسیر اجتهادی، تفسیر ادبی، ابوعبیده
  • غلامرضا مهدی راونجی صفحه 203
    چیستی ایمان یکی از مهم ترین مسائل مورد اختلافی بود که فرق کلامی و سیاسی قرن اول و آغاز قرن دوم هجری در قالب مکاتب فکری به بحث درباره آن پرداختند. این مسئله یکی از ریشه ای ترین مسائل اختلافی فرقه های خوارج، مرجئه و شیعه است. امام صادق با تعریف اسلام و ایمان و تحدید حدود این دو مفهوم، صورت بندی جدیدی از مفهوم متدرج ایمان ارائه کرد که از سویی در ارتباط با نظریه امامت ایشان و از سوی دیگر، راه حل جدیدی بر این مسئله تلقی می شد.در این مقاله سعی شده است تا مقایسه ای میان نگاه فرق مختلف به این مقوله بیان شده و دیدگاه امام صادق (ع) نیز در مقایسه تشریح گردد.
    کلیدواژگان: ایمان(faith)، مرجئه، خوارج، امام صادق، علم کلام
  • مرتضی عرب، سید کاظم طباطبایی صفحه 225
    از جمله روایات امامیه که نیازمند به بررسی است، توقیعی منسوب به حضرت حجت است. ضمن این روایت، عبارت «نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا» که عبارتی ثقیل و موهم غلو است، جلب نظر می کند. پژوهش حاضر در مسیر دست یابی به فهم شایسته از آن، در آغاز به بررسی سندی روایت دست یازیده و در مرحله بعد، با مراجعه به لغت و ادب عربی، معانی محتمل این عبارت را بررسی کرده است و با توجه به واژه کلیدی آن، یعنی لفظ «صنایع» که در لغت به معانی «آفرینش، احسان و برگزیدن» و به طور التزامی به معنای «پرورش دادن» است ارتباط معنای آن واژه را با اهل بیت، پیش رو نهاده است. آن گاه با بهره گیری از قواعد فهم حدیث، مقدار اعتبار این معانی را در ترازوی نقد قرار داده و در نهایت با ابطال معنای نخست از معانی پیش گفته، که موهم غلو و تفویض است، سه معنای معتبر از روایت را شناسانده، و در پایان، با ملاحظه سیاق و قراین متنی، آخرین معنا از معانی یاد شده را بر دیگر معانی رجحان داده است.
    کلیدواژگان: حدیث شناسی، صنع، غلو، تفویض، آفرینش، احسان، برگزیدن، پرورش دادن
  • سید رضا میراحمدی، علی نجفی ایوکی، فاطمه لطفی مفرد نیاسری صفحه 255
    یکی از جذاب ترین مباحث زیبایی شناسی متن، بحث متناقض نماست. بهره گیری از شگرد متناقض نما از عالی ترین شیوه های آشنایی زدایی هنری به شمار می رود که موجب دور شدن کلام از حالت عادی و برجسته سازی و اثرگذاری چشمگیر بر مخاطب می گردد. نهج البلاغه از جمله متونی است که شگرد متناقض نما در آن بسامدی قابل توجه و اثرگذار دارد. این متن علاوه بر بعد دینی، اهل ذوق و بلاغت را شیفته بیان و اسلوب خود کرده، و قابلیت آن را دارد که از این نظرگاه ادبی نیز مورد بررسی قرار گیرد. چنین استنباط می شود که هرگاه حضرت علی قصد روشنگری درباره دنیا و یا ایجاد معرفت الهی در مردم را داشته، از این فن بیانی بهره بیشتری برده است. شاید بتوان یکی از علت های گزینش این گونه بیان، در موضوعات پیش گفته را دو بعدی بودن دنیا و عدم شناخت حضرت حق با حواس ظاهری دانست. نکته دیگر اینکه بیشتر متناقض نماها با قرار گرفتن در قالب تشبیه از پیچیدگی و ابهام نخستین خود، فاصله می گیرند و در پی آن، مخاطب به زیبایی بافت اولیه کلام پی می برد. پژوهش پیش روی، ضمن تقسیم بندی تازه از انواع متناقض نما، خطبه ها و نامه ها و حکمت های نهج البلاغه را از این چشم انداز، به بوته نقد و تطبیق می کشاند و موارد و مصادیق برجسته آن را رمزگشایی و تحلیل می کند.
    کلیدواژگان: نهج البلاغه، متناقض نما، آشنایی زدایی، برجستگی زبانی
|
  • ātefeh Zarsazān Page 7
    Al-Shaykh al-Saduq is a Shia leading scholar with many works in different areas of religious knowledge among which Kamal al-Din wa Tamam al-Nimah ("the perfection of the religion and the end of the blessings") is regarded to be one of his most famous books. This book has been dedicated to Shia perspective about the occultation and age of Imam Mahdi including logical arguments along with many texts and Hadiths about occultation which are usually valid and well-ordered. The present study tries to introduce Al-Shaykh al-Saduq’s method in this book. After noting literal advantages of this book, his approach in quoting Hadiths are studied. Different traditions are also examined in terms of their context and validity. It is detected that al-Saduq has usually heard the Hadiths which are written in his book. He has also found to exercise special methods such as organizing traditions under proper headings, citing document series of all Hadith thoroughly, and stating traditions from different individuals’ view. In some cases, He employed Quranic verses to gain better understanding of traditions or described the meaning of Hadith, its vocabularies, and theological demonstration.
    Keywords: Al, Shaykh al Saduq, Kamāl al din wa Tamām al Nimah, Traditions, Methodology
  • Fathiyeh Fattāhizādeh, Saeideh Kāzem Toori Page 33
    Due to his vast knowledge of traditional and rational sciences, Allāmeh Sha’rāni has written interpretation on different Hadith books and clarified their ambiguities. In an attempt to gain an accurate account of the infallibles’ traditions, He has focused on two main processes to discover the meaning of Hadiths, namely understanding texts of Hadith and their main goals. He has also found to be absorbed with Hadith books, specially Kitab al-Wafi when trying to find the meaning of Hadiths. Meanwhile, He has compared different versions of Hadith books with respect to their main ideas. To precisely understand the Hadith text, Allāmeh has defined and described the applied vocabularies and their combination. Besides, he has discussed literary and rhetorical rules of traditions and noted valuable points about distinguishing the goal of Hadith. He has also tried to prevent misunderstanding of traditions via pointing to different possibilities of interpretation. To perceive traditions, He has utilized those aspects of science which has been verified by wisdom or religion.
    Keywords: Allāmeh Sharāni, Understanding Hadith, Explanation of Hadith, scientific understanding of Hadith, Kitāb al Wāfi
  • Mohammad Taghi Shāker, Alirezā Hosseini Page 57
    Scientific personality of Ibn al-Walid and his effect on succeeding scholars indicate of his prominent status and imply researchers’ need to overview and investigate his points of view. The present article is an introduction of Muhammad Ibn al-Hasan Ibn al-Walid and his works and a report of his perspectives in different issues. Employing a library method and descriptive-analytic approach, the current study attempts to cultivate his outstanding and notable view about the problem of exception specifically in Nawadir al-Hikmah written by Muhammad Ibn al-Ahmad Ibn al-Yahya. The results show that exception of Ibn al-Walid is aimed at warning scholars to be more cautious and careful when studying narratives.
    Keywords: Ibn al Walid, Exception, Documentation, Nawadir al Hikmah, Caution, Warning
  • Mohsen Qāsempur Page 85
    Ibn al-Ghazāeri and al-Najāshi are assumed to be rijāl scholars of early era whose thoughts have undoubtedly affect on rijāl scholars of late era. Ibn al-Ghazāeri was dependent to rijāli views of Qom’s Hadith narrators. Analyzing their rijāli perspectives indicates a sort of similarities between them. This point results from especially describing and introducing narrators in his Kitāb al-rijāl. Meantime, cooperation of al-Najjāshi and Ibn al-Ghazāeri and their use of narrators such as Hossein Ibn Obeidallāh al-Ghazāeri, the father of Ibn al-Ghazāeri, illustrates that they have similar views in terms of their rijali method and manner. Beside their identical views about substantial issues, we can point to the influence of Ibn al-Ghazāeri on al-Najashi. Comparing these two rijāli scholars on the basis of their significant works shows their approach to Ijtihād rather than their reliance on observation when stating rijali aspects of narrators. In addition to their matching viewpoints such as their scholarly views, opposition with some Qomi narrators, the difference between validity of narrator and their Hadith, al-Najāshi and Ibn al-Ghazāeri are similar in their citation of famous theory of jarh and tadil (disparagement and crediting of narrators of Hadith). There also found to be some differences between these two scholars’ ideas. Obvious instances of these differences can be found in their opposing rijāli views. For example, Ibn al-Ghazāeri is strict in expression of rijāli views which is formed on Qomi narrators’ rijāli views, while al-Najjāshi is more moderate even in disparagement of narrators.
    Keywords: Ibn al Ghazāeri, al, Najāshi, Rijāli View, Jarh, Tadil, Hadith, Narrators
  • Mohammad Kāzem Rahmān Setāyesh, Roohollāh Shahidi Page 113
    One of the most significant characteristics of Shia heritage is said to be the fact that it is provided in written discourse. From their outset, Hadiths that are attributed to Prophet and Imams have always been conveyed to the next generation through books and Shia’s principles. Then, Authors of Hadith bookss, especially writers of The Four Books, gathered them together and provided a written script of them so that the old sources were gradually forgotten. Nowadays, these old sources may be restored via different processes, specifically using indexes of al- Najāshi, Tusi and etc. By applying this approach, the current study attempts to restore sources of Tafsir Al-Qomi. This exegesis is assumed to be one of the most important sources of Shai’s traditionary commentaries. Attribution of the Tafsir-e Al-Qomi to the Ali Ibn Ibrahim Al-Qomi is somehow doubted. Through employing the results of resource restoring, the present article sought to elucidate on the validity of sources and authors of the books from earlier authoritie's view. The authors’ ideology has also been clarified to some extent. Meantime, attempts have been made to present precise evidences of knowing the real writer of aforementioned book.
    Keywords: Tafsir Al Qomi Ali Ibn Ibrahim Qommi, Resources of Quranic interpretation, Shia Indexes, Tafsir Al Masoor
  • Mojgān Sarshār Page 153
    Some individuals mentioned in thirteenth section of Tusi’s Al-Rijal. In the thirteenth section of his work, Al-Rijal, under the title of “man lam yarwi ‘anhum’” (Those who didn’t qoute from Imams), Tusi has quoted from many individuals who apparently didn’t declare traditions from Shiite Imams. This is while some of their traditions in the Shiite Hadith collections are directly recited from Imams. Although they have been considered to be Imam’s narrators, they are stated under the section of “man lam yarwi ‘anhum”. This problem which seems to result in a contrast and contradiction in Tusi’s method has been analyzed in this article. Through a comprehensive investigation of one of these narrators, Bakr Ibn Muhammad Al-Azdi, and a preview of other eleven narrators in the thirteenth section, the present study clarifies that Tusi‘s categorization of Imam’s companions under different headings of Al-Rijal is not an indication of his inadvertence and forgetfulness. The article shows that this taxonomy is due to a kind of covert and indirect disparagement of narrators. This conclusion emerges from analysis of the aforementioned traditions in respect with their text and validity along with their narrators’ personality. Tusi’s innuendos in the thirteenth section shall be better understood when their traditions, and their situations while narrating, and their method for citing Hadith are closely examined. For example, Tusi has brought these pharases: “rawa ‘an fulanin” or “rawa ‘anhu fulanun” (he quoted from someone or someone quoted from him). These show that there is some sabotage, shakiness or mixing in the path of the chain of narrator’s traditions; or the narrator is weak and Tusi has indirectly criticized him or his narrations through mentioning his name in this section in order to note slackness in their traditions. Tusi has mentioned that the path of narrations in some cases has been disconnected. His blame may be rejected when referring to Najāshi’s version which confirmed that the chain of narrators is complete. This seem to be an indication of the fact that Tusi have not utilized the complete document.
    Keywords: Tusi's al Rijāl, Man Lam Yarwi Anhum, Imāmi Narrators, Bakr ibn Muhammad Azdi
  • Parviz Rastegār, Alirezā Poorbarāt Page 179
    Sahih al-Bukhāri, one of the source books and references of Sunni Islam, includes a section called the book of commentary (Kitāb al-Tafsir) which is a collection of interpretive narrations. Every simple Hadith book written in early centuries is only expected to be regarded in terms of its special approach to supported tradition. The aforementioned section of Sahih al-Bukhāri, however, appears to be a display of rational (literary-rhetorical) interpretation rather than traditional interpretation. Documenting narratives, using mojtahid interpreters, choosing pure narrations, collecting interpretive narrations, and entitling them, and selecting sound traditions from others are factors which highlights Ijtihād in this exegesis. In this exegesis, most of the time, al-Bukhāri have mentioned the name of interpreter under the interpretation of the words of Quran. When the interpreter’s name is not included, it is assumed that he himself is the interpreter of that part. A few centuries later, the exegetes of Sahih al-Bukhāri attributed most of those interpretations to Abu Obeida Moammar ibn al-Muthanna. Investigating why al-Bukhari hesitate to bring the name of Abu Obeida indicates that there are two main reasons; (a) following early scholars’ method in avoiding to cite main reference of statements, and (b) attempting to decrease the size of book.
    Keywords: Kitāb al Tafsir, Sahih, e al Bukhāri, Narrative Interpretation, Ijtihādi interpretation, Literal Interpretation, Abu Obeida
  • Gholām Rezā Mahdi Rāvanji Page 203
    The essence of faith was one of the major problems among political and scholastic theological sects of first and early second century after Hijrah. Khawārij, Morji’ah and Shia discussed it in defferent ways. The main issues which can be provided in an integral category are as follows: indication of faith and Islam, asking about the level of accepting faith, determining the level of faith and the quality of a believer’s (Momen’s) rule in this world and future life. In this case, lots of companions’ and students’ questions have been clearly answered by Imam Sadiq in various traditions. In this article, considering the views of different sects, we explain the viewpoint of Imam Sadiq in this regard.
    Keywords: Faith, Morjiah, Khawārij, Imām Sādegh, Theology
  • Seyyed Kāzem Tabātabāei, Mortezā Arab Page 225
    One of the Imami hadith required to be investigated is assumed to be a documentation attributed to Imam Mahdi. In this hadith, which is "We are sanāye' (creation/ beneficence/ and selection) of God and then people are creation/ beneficence/ selection of us" there appears to be a complicated and apparently vague phrase. The present study seeks to reach to a complete and proper understanding of this phrase. First, a document review of the narration is presented. In the next phase, Arabic literature and terminology are closely examined to detect possible definitions of this phrase. As the main keyword of this phrase, the Arabic term "sanaye'" is carefully analyzed in the subsequent stage. The results indicate that while explicit meaning of the Arabic word "sanaye'" is considered to be "creation, beneficence, and selection", its implicit meaning is found to be "training". Applying main rules of Hadith studies, the validity of these meanings are assessed and finally the first meaning is rejected and other three authentic meanings are proposed. The last presented meaning is preferred to other meanings.
    Keywords: Hadith Studies, Creation, Exaggeration, Submission, Hadith “We are sanāye (creation, beneficence, selection) of God, then people are creation beneficence, selection selection of us”
  • Seyyed Rezā Mirahmadi, Ali Najafi, Fātima Lotfi Mofrad Page 255
    Paradoxicality appears to be one of the most interesting topics in aesthetics of written rhetoric. Employing paradox is assumed to be an outstanding approach to poetic defamiliarization which cause the statements to be unfamiliar, striking, and highly effective. With a noticeably high range of paradoxical utterances, Nahj al-Balāgha has attracted the attention of linguists and rhetoricians. Thus, It seems to have the potentials of being explored from literal point of view beside religious one. It is presumed that Imam Ali (PBUH) applied this rhetorical device when he meant to elucidate on the world or provide people with knowledge of God. The main reasons of this choice is likely to be bidimensionality of world as well as impossibility of recognition of God through external senses. Additionally, when taking the form of simile, paradoxical statements may become more obvious and simple to interpret. So, the audiences can discover the beauty of the primary context. In addition to presenting a new categorization of different paradoxicalities, the current study tries to probe and compare sermons, letters and narrations in Nahj al-Balāgha in terms of their paradoxical statement. The linguistically prominent instances of paradoxicalities in Nahj al-Balāgha are also attempted to decode and analyze.
    Keywords: Nahj al Balāgha, Paradoxicality, Defamiliarization, Linguistic Prominance