فهرست مطالب

مطالعات عرفانی - پیاپی 15 (بهار و تابستان 1391)
  • پیاپی 15 (بهار و تابستان 1391)
  • 244 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1392/07/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علی اکبر احمدی دارانی* صفحه 5
    ابوحفص حداد نیشابوری از بزرگ ترین صوفیان خراسان در قرن سوم است. شرح حالی مستقل یا تالیف و تصنیفی از او در دست نیست و تنها بر اساس سخنان و حکایت های پراکنده ای که در متون صوفیه به وی منسوب شده و در منابع مشهور تصوف غالبا با تفاوت هایی تکرار شده است، می توان شخصیت و گوشه هایی از اندیشه وی را شناخت. بسیاری از بزرگان تصوف با او صحبت داشته اند و با ارجمندی از وی یاد کرده اند. در منابع اولیه و مشهور تصوف، به فارسی و عربی، او را از بزرگان تصوف خراسان و از پیشروان ملامتیه شمرده اند. در این مقاله، با ردیابی آنچه مربوط به زندگانی، سخنان و حکایت های منسوب به ابوحفص حداد نیشابوری است، افکار و اندیشه های وی بازسازی، نقد و بررسی شده و بر اساس آنچه در منابع در معرفی ابوحفص ذکر شده، پیوند او با ملامتیه نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ابوحفص حداد نیشابوری، تصوف خراسان، ملامتیه، جنید بغدادی
  • پرویز رستگار، محمدتقی رحمت پناه صفحه 23
    عارفان و صوفیان، آنگاه که نگارش تجربه های روحانی شان را آغاز کردند، افزون بر آیات قرآن از احادیث نیز کمک گرفتند و در ادب نهان گرایانه خود به فراخی و فرخی از آن ها سود جستند. یکی از روایاتی که این گروه، بسیار به آن استناد کرده اند، حدیث «من عشق و کتم و عف و ثم مات مات شهیدا» بوده است که درون مایه اش، فرخنده فرجامی عاشق است. بسیاری از حدیث پژوهان بر این روایت خرده گرفته و آن را نادرست دانسته اند، ولی با بررسی گزارش های گوناگون سند روایت، روشن می شود که این روایت بر پایه سنجه های حدیثی، پذیرفتنی است. مقاله حاضر، نگاهی است به سند و متن این روایت بر پایه معیارهای اهل سنت در درستی یا سستی روایات.
    کلیدواژگان: حدیث من عشق و کتم و عف، بررسی صدوری، بررسی دلالی، عرفان و تصوف
  • تورج زینی ون*د، عیسی نجفی صفحه 53
    ابوالحسن علی ابن محمد(احمد) دیلمی(/ 391 ق) مولف نخستین و کهن ترین تصنیف تصوف اسلامی ایرانی(عطف الالف المالوف علی اللام المعطوف) در زمینه عشق الهی است. درباره زندگی این صوفی نظریه پرداز و در عین حال گمنام، دانسته های زیادی وجود ندارد. از اثر وی(عطف الالف) و زندگانی برخی از استادانش که دیلمی درباره سیره آنان(سیرت شیخ کبیر ابوعبدالله ابن خفیف شیرازی) قلم زده است، چنین برمی آید که وی در قرن چهارم هجری می زیسته و از مکتب عرفانی شیراز و شاگردی ابن خفیف(269371 ق)، بهره های فراوانی برده است. نظریه های عرفانی وی در باب «عشق الهی»(ماهیت، منشا، سبب، تقسیمات و مراتب، عشق انسانی و الهی) که در کتاب عطف الالف نمود یافته است، بازتاب گسترده ای در آثار برخی از بزرگان تصوف اسلامی، به ویژه روزبهان بقلی(522606 ق) داشته است. اثرپذیری از تصوف اسلامی و حکمت یونانی، ویژگی بارز نظریه های وی در تفسیر عشق، به ویژه عشق الهی است.
    کلیدواژگان: ابوالحسن دیلمی، عطف الالف المالوف علی اللام المعطوف، عشق و محبت الهی، تصوف و عرفان اسلامی
  • مرتضی شجاری* صفحه 77
    عین القضات، «دل» را حقیقت آدمی می داند؛ لطیفه ای علوی و ملکوتی که چندی با قالب کثیف و ملکی همراه شده است و این همراهی، حجاب آدمی است که تا رفع نشود، شناخت دل امکان پذیر نخواهد بود. از نظر وی، «دل آدمی» سکینه الهی، و لوح محفوظی است که قرآن بر آن نازل می شود. هدف سالک، رسیدن به خداوند است و بنا بر آیه «و فی انفسکم افلا تبصرون»(ذاریات/ 21) خداوند در دل سالک است، و راه رسیدن به او جز شناخت دل نیست. عین القضات در تقابل میان نفس و دل، نفس آدمی را بشریت و دل او را ربوبیت می داند، و بر این باور است که ربوبیت با بشریت هرگز جمع نمی شود. بنابراین لازم است که سالک، نفس اماره را از بین برده و همه «دل» شود. نفس، دوزخی است که آدمی را از عبودیت خارج می کند و دل آدمی، بهشت الهی است. اهل دل کسانی اند که دل ایشان در مقابل قلم الهی است و خداوند بر آن می نویسد. چنین کسانی آنچه را ندانند به دل خود رجوع می کنند و به آن معرفت می یابند. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی و با استفاده از آثار عین القضات، دیدگاه وی را در مورد دل، ویژگی های آن و اهل دل بررسی کرده است.
    کلیدواژگان: عین القضات همدانی، دل، عرفان، خودشناسی، اهل دل
  • محمد جواد شریعت، امیرحسین همتی صفحه 103
    یکی از موضوعات مطرح شده در عرفان و تصوف اسلامی، مسئله طبقه بندی کرامات و در نظر گرفتن اسماء و انواع، برای هریک از افعال ناقض عادت است. ارباب سیر و سلوک را در باب این انواع، و اسماء مربوط به هریک، اقوالی متعدد و فراوان است. انواع کرامات، در آغاز، در سه یا چهار طبقه کلی جای می گرفته است، اما به مرور، و هم زمان با پیشرفت و تکامل تصوف، این انواع نیز، تا بیست و پنج قسم افزایش یافتند. آنچه از تامل در باب آرا و عقاید مشایخ اهل طریقت، درخصوص تعداد و انواع کرامات حاصل می شود، آن است که درباره وقوع و ظهور برخی از این اقسام، میان اهل تصوف اتفاق نظر کامل وجود داشته است. این وحدت نظر، سبب گردیده تا همه با یک نام، و یا عناوینی تقریبا یکسان، از این قسم کرامات یاد نمایند؛ اما در باب بعضی دیگر از کرامت ها، این اتفاق نظر مشاهده نمی شود. انواع کرامات را در یک طبقه بندی کلی، به دو گروه «شایع و نادر» می-توان تقسیم کرد. درخصوص انواع شایع، اطلاعاتی فراوان در متون عرفانی موجود است، اما در باب اقسام نادر، به زحمت می توان از خلال منابع اهل تصوف به آگاهی هایی دست یافت. یکی از این انواع نادر، «طوام» نام دارد. طوام، به معنی بزرگ شدن و فربه شدن جسم است. در این مقاله، سعی بر آن است تا با تکیه بر این اسناد اندک شمار، کرامت مورد اشاره معرفی و چگونگی وقوع آن بررسی شود.
    کلیدواژگان: خوارق عادات، کرامت، طوام، تجلی جلالی، تجلی جمالی
  • مصطفی گرجی* صفحه 139
    بررسی اجمالی اندیشه مولوی نشان می دهد انسان شناسی به نسبت حوزه های دیگر معرفت شناسی همچون خداشناسی، هستی شناسی و... مهم ترین لایه از لایه های معرفتی مثنوی معنوی است. از میان مجموعه ساحت های انسان شناسی نیز می توان ساحت مربوط به روان شناسی انسان را در لایه های عقیدتی معرفتی، احساسی عاطفی، ارادی(نیازها و خواسته ها)، گفتاری و کرداری مهم ترین ساحت از ساحت های انسان شناسی مثنوی تلقی کرد. با توجه به این اصل، یکی از مهم ترین ساحت های روان شناختی انسانی در همه لایه ها به ویژه لایه احساسی عاطفی و عقیدتی معرفتی مسئله درد و رنج انسان است که یکی از مهم ترین وجوه تراژیک زندگی انسان هاست. در این مقاله، نویسنده سعی کرده است بعد از بررسی ابعاد مختلف این مسئله و ماهیت و مفهوم درد و رنج در نظام حاکم بر اندیشه و زبان مولوی، مجموعه دیدگاه او را در مثنوی در چهار حوزه معناشناسی، وجودشناسی، غایت شناسی و شان اخلاقی درد و رنج، طبقه بندی، بررسی و تحلیل کند. بررسی این حوزه ها نشان می دهد که مولوی به همه حوزه های یاد شده اهتمام ورزیده است؛ اگرچه در عمل و در مقام تبیین و تفسیر مسئله به وجودشناسی درد و رنج توجه بیشتری کرده است.
    کلیدواژگان: درد و رنج، مثنوی مولوی، انسان شناسی، معرفت شناسی
  • محسن محمدی فشارکی*، محمد چهارمحالی صفحه 163
    «خواب» و «رویا» در آثار صوفیه، از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که بعضی از معروف ترین کتب عرفانی، بخش ویژه ای برای خواب و رویا و انواع آن اختصاص داده اند. از جمله والاترین خواب ها نزد صوفیه و مشایخ آن، «خواب دیدن پیامبر گرامی اسلام» است. در این گفتار، تنها به خواب هایی از پیامبر(ص) پرداخته می شود که در مهم ترین آثار منثور صوفیه در طی چهار قرن (قرن چهارم تا هشتم) نقل شده است. این خواب ها از منظر موضوعی و محتوایی، تفکیک و تبیین گردیده است، و اولین خوابی که از ایشان دیده شده و مهم ترین خواب ایشان در کتب مورد بررسی و همچنین از تاثیر و نتیجه این خواب ها و رویاها سخن می رود. همچنین در آغاز این مقاله به تفصیل درباره خواب و رویا و دیدگاه های مختلف مشایخ صوفیه نسبت به آن در منابع مورد بحث، سخن رفته است.
    کلیدواژگان: خواب، پیامبر، صوفیه، عرفان، مشایخ
  • محمد مشهدی نوش آبادی* صفحه 185
    این مقاله نقش صوفیه در گسترش قصه گویی، نقالی و روضه خوانی را در سه بخش دنبال می کند. در بخش اول به قصه گویی به عنوان یکی از کارکردهای اجتماعی تصوف می پردازد و علل مخالفت علمای دوره صفوی با قصه گویی را بازگو می کند. در ادامه، موضوع قصه ها و ارتباط آن با واقعه کربلا و چگونگی تطور مقتل خوانی به قصه خوانی در روضه الشهداء کاشفی و عکس العمل متفاوت عالمان رسمی شیعه در این باره بررسی می شود. در بخش دوم، به معرفی نقالی و دو صورت فرعی آن یعنی پرده خوانی و سخنوری پرداخته و قصه گویی صوفیه در کسوت نقالان در دوران صفوی را در آیینه اسناد و گزارش های سیاحان غربی نشان می دهد. همچنان که در دوره قاجاری نیز نقالی یکی از کارکردهای اصلی دراویش خاکساری و به خصوص فرقه عجم مطرح می شود. در بخش سوم، به نقش اصلی نقالان صوفی در گسترش روضه خوانی در دوران صفوی و قاجاری اشاره شده و نشان داده شده که نقالی مذهبی و گرایش به نقل واقعه عاشورا هم در ماده و هم صورت، عنصری صوفیانه است. این آیین ها به رغم مخالفت اولیه متشرعان با اقبال عمده عوام و خواص مواجه شده و از مهم ترین سنت های عزاداری به شمار می رود.
    کلیدواژگان: صوفیه، عزاداری محرم، قصه خوانی، نقالی، روضه الشهدا، روضه خوانی
  • سیدعلی اصغر میرباقری فرد*، محبوبه همتیان صفحه 215
    فصوص الحکم از مهم ترین آثار عرفانی است که به سبب داشتن ویژگی های متعدد از همان زمان تالیف، توجه بسیاری را به خود معطوف کرده است. یکی از خصایص این کتاب، شیوه تبویب و نام گذاری فص های آن است. شارحان فصوص، همواره سعی کرده اند این نام گذاری ها و دلیل انتساب هر حکمت را به پیامبری خاص توجیه و تفسیر کنند. نویسندگان این مقاله با بررسی فصوص الحکم و دیدگاه های ابن عربی و شارحان فصوص درباره نام گذاری فص ها، ارتباط بین حکمت هر فص و نام پیامبری را که آن حکمت به او منسوب شده است، مشخص می کنند. تامل در مطالب و موضوعات مطرح شده در هر فص تا حدی مشخص می کند که وجوه نام گذاری فصوص چه بوده و ابن عربی چه شاخص ها و معیارهایی برای این کار در نظر داشته است.
    کلیدواژگان: فصوص الحکم، وجه تسمیه فص، ابن عربی، شارحان فصوص
|
  • A. Ahmadi Dar?ni * Page 5
    reatest Sufis of Khorāsān in the third century(A.H.). There found to be no separate biography or writing attributed to this scholar. Thus, in order to be acquainted with his personality and views, one can only rely on sporadic anecdotes or words which are related to him and reappeared regularly in famous resources of Sufism with detailed differences. It is observed that many Sufi intellectuals kept company with him and regard him as a venerable character. In the primary sources of Persian and Arabic Sufism, he is presumed to be one the great Sufis of Khorāsān who is a pioneer of the school of Malāmatiyya. The current article seeks to explore about biography and words of al-Haddād. Anecdotes which are related to him are also examined. The next step of study addresses his thoughts and perspectives which are gathered and carefully pieced together in order to be analyzed and criticized. Finally, his association with Malāmatiyya is indicated via the collected data in relevant references.
    Keywords: Abu Hafs al Hadd?d al Neish?buri, Sufism in Khor?s?n, Mal?matiyyah, Junayd of Baghd?d
  • P. Rasteg?r *, M.T. Rahmat Pan?h Page 23
    When mystics and Sufis began to write down their spiritual experience, in addition to the verses of Quran, they took advantage of Hadith as well, and auspiciously and widely benefited from it in their cryptic literature. One of the traditions to which this group has vastly referred was the Hadith: “He who loves and remains chaste and conceals his secret and dies, dies a martyr.” The content of this Hadith tells us about the happy fate of a lover. This Hadith is criticized and repudiated by many Hadith researchers, but analyzing various reports on the documentation of this tradition, we found out that, based on the criteria used for the authenticity of Hadith, this tradition is acceptable. The present article is a glimpse at the documentation and the text of this tradition based on the Sunni criteria for ascertaining the authenticity of traditions.
    Keywords: the Hadith: “He who loves, remains chaste…”, Critical study of Hadith implication, Critical study of the transmitters of Hadiths, Islamic Mysticism
  • T. Zinivand *, I. Najafi Page 53
    Abu al-Hasan Ali ibn Muhammad (Ahmad) Daylami (391 AH.) is the writer of the first and oldest book in Islamic-Iranian Sufism about Divine love. There seems to be inadequate data about biography of this uncelebrated and theorist Sufi. Through studying his work (‘Atf al- Alf…) and some of his teachers whom he wrote about (e.g. Muhammad ibn Khafif known as Sheykh-i Kabir), it can be deduced that he lived in the fourth century AH. and benefit from mystical schools of Shirāz and ibn Khafif courses (269-371AH.). His divine theories about “mystical love” (its’ nature, source, reason, categorizations and levels, along with comparison of Human and divine love), as disclosed in ‘Atf al-Alf, has extensively been echoed in works of great Islamic Sufis, especially Rouzbehān Baqli (522-606 AH). It appears that his theories in interpretation of love, especially mystical one, are mostly affected by Islamic Sufism and wisdom of Greece.
    Keywords: Abu al Hasan al Daylami, Atf al Alf, Mystical Love, Islamic Sufism, Mysticism
  • M. Shaj?ri * Page 77
    To ‘eyn al-Qozāt Hamadāni, the heart is the essence of humanity, a divine subtle truth temporarily encapsulated by the impure material body. This essence, the divine tabula raza on which God’s message is recorded, cannot be uncovered as long as the material mask is not removed. To Hamadāni, God resides within man if he is prepared to look based on verse 21 of the Zāreyāt chapter of the holy Quran. In the contrast between the self and the heart, Hamadāni calls the former the manly and the latter the divine. He sees the two as irreconcilables. The sufi, then, needs to control the carnal desire, the hell that Drives man away from servitude and from the paradise of the heart. People of the heart are those who expose the tabula raza of the heart to God to write on and who refer to the heart for what they wish to know.
    Keywords: eyn al Qoz?t, the Heart, Mysticism, Self, Knowledge, People of the heart
  • M. Shariat, A. Hemmati Page 103
    One of the topics, raised in Islamic Sufism and Mysticism and specially attended by Sufis, is presumed to be classifying kerāmāts (miraculous power of saints) and considering names and types of supernatural actions. Sufis are said to have various views about these actions, their types and their titles. Kerāmāts were originally sorted in three or four general kinds. But because of the development and evolution of Sufism over time, they were increased to twenty five subcategories. Examining perspectives of Sufi Sheikhs reveals that Sufis were in complete agreement about some of these types. This consensus caused different Sufis to choose rather similar entitles forthese kerāmāts. However, other kerāmāts do not seem to be agreed upon. For example, some Sufis may point to a kind of kerāmāt which is not found in the prominent scholars’ texts. Accordingly, kerāmāts may be divided in two main subclasses of “common and uncommon”. Data about the common category is assumed to be easily accessible, whereas one may hardly gain knowledge of uncommon subgroup through investigation of Sufi sources. One of the uncommon types of kerāmāt is perceived to be “Tawāmm”. Obviously, Records and documents about this uncommon kerāmāt are rare and infrequent. Employing these few documents, the current research aimed at introducing Tawāmm and analyzing the way it happens
    Keywords: Miracle, kerāmāt, Tawāmm, God's Glorious Manifestation, God's kindness Manifestation
  • M. Gorji * Page 139
    An overview of Jalāl al-din Muhammad Rumi and his thoughts may indicate that anthropology, as compared to areas of epistemology such as theology and ontology is found to be the most important layer of wisdom in Mathnawi. Among the various scopes of anthropology in Mathnawi, human psychology is discerned to be the most significant one. Likewise, Searching among Ideological-cognitive, volitional (needs and wants), emotional, spoken and practical layers clarified that psychology is assumed to be the most crucial area of Mathnawi. One of the chief problems in different branches of human psychology, especially emotional and cognitive-ideological layers, is suspected to be the issue of pain and suffering which appears as a critical aspect of tragic part of human life. This article sought to study nature of pain and its’ different facets in the thought and prose of Molavi. Subsequently, the collection of Rumi’s viewpoints inMathnawi is categorized in terms of four areas of semantics, ontology, teleology, and moral status of pain and suffering. The result shows that ontology of pain and suffering is the mostly focused, studied and interpreted layer of wisdom in mathnawi. however, Rumi has considered all aforementioned areas in his work.
    Keywords: Pain, Suffering, Mathnawi, Jal?l al din Rumi, Antropology, Epistemology
  • M. Mohammadi Fesh?raki *, M. Chah?r Mah?li Page 163
    “Dreams” and “visions” appear to have special status in Sufi books so that some of the extremely famous mystical books devote a special section to dream and its different types. According to Sufi scholars, one of the extremely prominent dreams is assumed to involve “the divine presence of the holy prophet (Muhammad)”. The present study is aimed at investigating those dreams about prophet that are cited in the most significant Sufi books during the four centuries (i.e. from Fourth to Eighth Centuries AH). These dreams are characterized on the basis of content. Moreover, this article aimed to study the very first dream about the prophet and the most important one observed in the explored sources. The effects and results of these dreams are also described. It is noteworthy that the outset of the current study is dedicated to presenting a comprehensive introduction about the concept of dream and perspectives of different Sufi scholars about it.
    Keywords: Dream, Prophet Muhammad, Sufism, Mysticism, Sufi Masters
  • M. Mashhadi Noosh?b?di * Page 185
    The present study attempts to investigate the role of Sufism in development of story-telling, naqqāli (narrating of important old Iranian stories) and Rawzahkhāni (telling story of mourning for Imams) arranged in three sections. The first part of the article is intended to inspect story-telling as a social practice of Sufism. It also expresses the reasons behind Safavid Scholars’ opposition with storytelling. Then, the content of stories, their connection to the event of Karbalā, the evolution of maqtal khāni in Kāshefi’s Rawzat al- Shohadā (The Garden of the Martyrs), and different reactions of Shi‘a scholars to this event is analyzed. Next section of present study seeks to introduce Naqqali and its’ subcategories such as Pardeh khāni. Besides, Sufis’ story-telling in the Safavid era as reflected in reports and records of western travelers is explored. Naqqali appears as one of the main activities exercised by dervishes of Khāksār especially in the sect of ajam. In the third section, the main role of Sufi Naqqals in the development of rawzakhāni in Safavid and Qajāri periods are revealed. Further analysis indicates that people’s tendency toward religious Naqqali and description of ‘Ashourā event presumed to be a Sufism concept. Although firstly opposed by extremists, these traditions have been mostly welcomed by public and nobles so that both of them emerged to be the most important traditions of mourning.
    Keywords: Sufism, Muhharam Mourning, Story, telling, Naqq?li, Mourning, Story, telling, Naqq?li
  • S. A. Mirb?qeri Fard *, M. Hemmatian Page 215
    Fusus al-Hikam (translated as The Ringstones of Wisdoms) is presumed to be one of the most significant mystical works with specific characteristics. Even in the very first years of its publication, it motivated scholars to concentrate on it. One of the characteristics of this book is perceived to be its’ approach for classifying data in different chapters and entitling these chapters. Interpreters of Fusus al-Hikam have usually sought to justify and explain the logic behind chapters’ titles. They have also attempted to argue and analyze the reason why each wisdom (=Hikmat) is associated to a specific prophet. through examining views of Ibn Arabi, analyzing Fusus al- Hikam, and studying arguments of interpreters about entitling chapters, the present article elucidate on the correlation between wisdom of each chapter and the name of relevant prophet. Reflecting on the content of each chapter may roughly uncover aspects of entitling chapters and the criteria or standards employed by Ibn Arabi when selecting of these titles.
    Keywords: Fusus al Hikam, Arabic ethymology of Fass, Ibn Arabi, interpreters of Fusus al Hikam