فهرست مطالب

  • سال بیست و سوم شماره 2 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • ویدا منتخبی کلجاهی، علی اصغر جعفرزاده، فرزین شهبازی صفحه 1

    این تحقیق در اراضی ایستگاه تحقیقاتی کرکج واقع در 12کیلومتری شرق تبریز جهت ارزیابی کیفی تناسب اراضی برای محصولات چغندر قند، پیاز و گلرنگ صورت گرفته است. اطلاعات خاکشناسی بر اساس مطالعه 11 پروفیل خاک در اراضی مذکور و داده های اقلیمی از ایستگاه کلیماتولوژی خلعت پوشان تهیه گردید. همه نیازهای زمین نما، خاک و اقلیمی چغندر قند، پیاز و گلرنگ از جداول ارائه شده توسط سایس و همکاران اقتباس و با استفاده از آنها کلاس تناسب کیفی برای محصولات ذکر شده به روش محدودیت ساده و ریشه دوم مشخص گردید. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه برای کشت پیاز و گلرنگ از نظر اقلیمی مناسب و برای چغندرقند دارای تناسب متوسط است. بنابراین تعیین کلاس نهائی تناسب تابع خاک، شرایط زمین، نوع کشت و کار و مدیریت تولید محصول مب باشد. بر اساس سیستم محدودیت ساده تقریبا 9% اراضی دارای تناسب متوسط (S2) و 91% اراضی با تناسب بحرانی (S3) برای کشت چغندرهستند. در این منطقه به ترتیب 18%، 45/45%، 2/18 % و 35/18 %در کلاس های S2، S3، N1 (بالفعل نامتناسب ولی بالقوه متناسب) و N2 (نامتناسب) برای پیاز قرار می گیرند. همچنین در منطقه مطالعاتی 82% و 18% به ترتیب در کلاس های S3 و N2 برای گلرنگ اختصاص می یابند. در روش ریشه دوم 45/45 % اراضی در کلاس S3 و 55/54 % بقیه دارای کلاس N (نامناسب) برای چغندر بوده و برای کشت پیاز 18/18 % اراضی در کلاس S2، 45/45% در کلاس S3 و 37/36% در کلاس N، اما برای گلرنگ 45/45 % اراضی در کلاس S3 و 55/54 % در کلاس N می باشند. براساس نتایج حاصله اقلیم برای محصولات پیاز و گلرنگ با تناسب بالا (S1) بوده و برای چغندرقند دارای تناسب متوسط (S2) می باشد. بعلاوه مهمترین محدویت های خاک منطقه خصوصیات حاصلخیزی از جمله pH و مواد آلی می باشد.

    کلیدواژگان: تناسب کیفی، روش های محدودیت ساده و پارامتریک ریشه، دوم، چغندرقند، پیاز و گلرنگ
  • محمد جره، حسین بیات، علی اکبر صفری سنجانی، ناصر دواتگر صفحه 13

    مقاومت فروروی (PR) خاک دارای تغییر پذیری بالایی است و در بسیاری از پایگاه های اطلاعاتی آگاهی چندانی درباره آن وجود ندارد. از سوی دیگر اندازه گیری این پارامتر پرهزینه نیز می باشد. بنابراین هدف این پژوهش برآورد PR از دیگر پارامتر های زود یافت خاک با بهره-گیری از توابع انتقالی (PTFs) بود. تعداد 53 نمونه خاک از خاک های شاخص بر پایه سری خاک های غالب از استان همدان نمونه برداری شد. توزیع اندازه ذرات (کوچک تر از 2 میلی متر)، توزیع اندازه خاکدانه های درشت (25/0 تا 8 میلی متر) و ریز (کوچک تر از 2 میلی متر)، رطوبت خاک در حین اندازه گیری PR و جرم مخصوص ظاهری در آزمایشگاه اندازه گیری شد. PR و پارامتر های کیفی ساختمان خاک (شکل، نوع و اندازه خاکدانه) در محل نمونه برداری در دو لایه رویین (10 تا 35 سانتی متری) و زیرین (20 تا 45 سانتی متری) خاک اندازه گیری شد. ابتدا جرم مخصوص ظاهری و رطوبت خاک که پارامتر های مرسوم برآورد کننده PR می باشند وارد مدل رگرسیونی شدند. سپس پارامتر های کیفی ساختمان خاک (شکل، نوع و اندازه خاکدانه) و همچنین پارامتر های فراکتالی توزیع اندازه ذرات و خاکدانه های درشت و ریز نیز به پارامتر های پیشین افزوده شدند. در پایان میزان بهبود و برتری هر یک از مدل ها بر پایه آماره های ضریب تبیین، ضریب تبیین تعدیل شده، مجذور میانگین مربعات خطا، معیار اطلاعات آکایک و بهبود نسبی ارزیابی شد. نتایج نشان داد که افزودن پارامتر های فراکتالی، به ورودی های مرسوم برآورد کننده PR باعث بهبود معنی دار معیار های ارزیابی صحت مدل ها شد. همچنین بکارگیری پارامتر های کیفی ساختمان خاک به همراه پارامتر های فراکتالی توزیع اندازه ذرات باعث بهبود معنی دار پیش بینی PR شد.

    کلیدواژگان: بعد فراکتالی، توابع انتقالی، مقاومت فروروی
  • میترا ابراهیمی، محمدرضا ساریخانی، علیرضا فلاح صفحه 29

    آلودگی خاک و آب به آلاینده های نفتی یکی از معضلات محیط زیست به شمار می رود. زیست پالایی یکی از روش های برطرف سازی این آلاینده ها است که متکی بر میکروارگانیسم های بومی و غیربومی می باشد. با توجه به نقش مثبت باکتری های جنس سودوموناس در زیست پالایی، در این مطالعه توانایی دو گونه باکتری بومی و غیربومی از جنس سودوموناس به ترتیب به نام های Pseudomonas putida P13، Pseudomonas fluorescens CHAO و یک گونه غیر سودوموناس به نام Pantoea agglomerans P5 به عنوان باکتری های استفاده کننده از هیدروکربن ها در حضور مواد نفتی مختلف از قبیل گازوئیل (2 درصد)، تولوئن (1 درصد) و فنانترن (05/0 درصد) برآورد شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار با بکارگیری مایه تلقیح میکروبی (با جمعیت CFU/ml 108) در هر دو محیط مایع و جامد انجام پذیرفت. برای این منظور از محیط حداقل عاری از کربن (CFMM) و جایگزین نمودن مواد نفتی مختلف به عنوان منبع کربن استفاده شد. بررسی توانایی باکتری ها در محیط جامد بر اساس سنجش قطر کلنی و در محیط مایع بر اساس کدورت سنجی و شمارش جمعیت باکتری ها انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بیشترین رشد و تجزیه مواد نفتی توسط باکتری های جنس سودوموناس اتفاق می افتد و هر دو گونه سودوموناس رفتار و رشد یکسانی را در حضور هر سه ماده نفتی نشان دادند در حالی که گونه Pantoea agglomerans P5 کمترین رشد را داشت. از میان مواد نفتی استفاده شده بالاترین تجزیه مربوط به ماده نفتی گازوئیل و به دنبال آن به ترتیب فنانترن و تولوئن بود. همچنین توانایی باکتری ها در تجزیه مواد نفتی با گذشت مدت زمان انکوباسیون افزایش یافت. نتایج این آزمایش توانایی گونه های سودوموناس را در زیست پالایی محیط های آلوده شده به هیدروکربن ها به ویژه هیدروکربن های آلیفاتیک نشان داد.

    کلیدواژگان: زیست پالایی، سودوموناس، گازوئیل، محیط حداقل
  • حسین بانژاد، حمید محب زاده، محمدحسین قبادی، مجید حیدری صفحه 43

    شبیه سازی عددی جریان آب های زیرزمینی به دلیل تخمین پارامترهای هیدرولیکی و هیدرولوژیکی ابزاری مهم برای مدیریت منابع آب آبخوان ها می باشد. این تحقیق نتایج حاصل از یک مدل ریاضی شبیه سازی جریان آب های زیرزمینی در آبخوان دشت نهاوند واقع در غرب ایران را نشان می دهد. برای انجام این کار از کد عددی MODFLOW-2000 که در قالب نرم افزار مدل سازی آب های زیرزمینی (GMS) قرار گرفته است، استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از قبیل اطلاعات زمین شناسی، هیدرولوژیکی، هیدروژئولوژیکی و نقشه های توپوگرافی ابتدا مدل سه بعدی هیدروژئولوژیکی دشت با استفاده از لاگ چاه های منطقه و اطلاعات ارتفاعی لایه سطحی دشت تهیه شد و سپس MODFLOW برای شبیه سازی جریان مورد استفاده قرار گرفت. پس از شبیه سازی اولیه جریان، مدل با استفاده از سعی و خطا و روش تخمین پارامتر و اطلاعات تراز آب چاه های منطقه برای حالت پایدار کالیبره گردید. نتایج حاصل از کالیبراسیون نشان می دهد که خطای میان تراز مشاهده شده و محاسبه شده با توجه به حد مجاز 20± متر در دامنه مطلوب می باشد همچنین تراز محاسبه شده توسط مدل نشان دهنده حرکت آب های زیرزمینی در جهت شیب غالب منطقه یعنی از جنوب شرقی به شمال غربی است. درنهایت از کد عددی MODPATH که انتقال توده ای ذرات را شبیه سازی می کند برای تخمین مسیر حرکت آلودگی و همچنین مبدا آلودگی استفاده شد.

    کلیدواژگان: انتقال آلودگی، جریان آب های زیرزمینی، GMS، MODFLO
  • مسلم ثروتی، علی اصغر جعفرزاده، احمد حیدری، فرزین شهبازی صفحه 59

    نمود تجمع گچ با تکامل خاک ارتباط داشته و به لحاظ میکرومورفولوژی، روند تکاملی افق های تجمع گچ در سطوح مختلف ژئومورفولوژیک متفاوت است. هدف از انجام این تحقیق بررسی نحوه تشکیل گچ در خاک های واقع بر سطوح دامنه ای (پدیمنت) و در مناطقی که آب زیرزمینی کم عمق دارند یا سیلاب از اطراف وارد آن ها می شود (دشت سیلابی)، در جنوب منطقه اهر می باشد. به منظور شناسایی نمودهای خاکساختی گچی در هر دو لندفرم نمونه های دست نخورده برداشته شد و پس از تهیه مقاطع نازک با میکروسکوپ پلاریزان مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج موید تکامل بیشتر خاک در لندفرم پدیمنت نسبت به دشت سیلابی است که وجود پر شدگی های کامل و پیوسته، اندازه بزرگتر و شکل توسعه یافته تر کریستال های گچی و هوادیدگی بیشتر کانی ها و بقایای گیاهی، فرآیندهای خاکساختی متنوع و طولانی مدت می توانند از دلایل مهم آن باشد. همچنین گچ موجود در هر دو لندفرم از نوع خاکساختی بوده و در لندفرم پدیمنت بلورها درشت و همگی یوهیدرال هستند در حالیکه در لندفرم دشت سیلابی بلورها نسبتا ریز، یوهیدرال وساب-هیدرال هستند.

    کلیدواژگان: پدیمنت، تکامل خاک، دشت های سیلابی، میکرومورفولوژی، نمودهای خاکساختی
  • کاظم بدو، مهدی نجف زاده صفحه 71
    با انجام یک سری آزمایش های آزمایشگاهی، گزینه های مختلف لایه های مانع انتقال آلودگی (لاینر) در مدفن زباله مورد ارزیابی قرار گرفت. مصالح انتخاب شده لاینر، برای خصوصیات انتشار مولکولی مورد آزمایش قرار گرفته و ضریب انتشار مولکولی یون کلر تعیین گردید. سه نوع گزینه لاینر شامل لایه رسی روی لایه سیلتی، لایه عایق رسی-ژئوسینتتیک (GCL) روی لایه سیلت، و لایه عایق رسی- ژئوسینتتیک روی لایه رسی، روی لایه سیلتی، به عنوان گزینه های لاینر یک مدفن زباله با استفاده از مدل های آزمایشگاهی و تحت شرایط انتقال یون کلر به طریقه انتشار مولکولی- فرارفت مطالعه شدند. با استفاده از ضرایب انتشار مولکولی تعیین شده در آزمایشگاه و سرعت جریان آب رو به پائین در مدل ها، انتقال آلودگی مشاهده شده یون کلر به طریقه انتشار مولکولی– فرارفت با انتقال آلودگی پیش بینی شده با استفاده از مدل نظری، در گزینه-های مختلف لاینر ها مورد ارزیابی قرار گرفته و به عنوان لاینر موثر و مناسب در مدفن زباله برای کاهش انتقال آلودگی باهم مقایسه شدند. مقایسه غلظت های مشاهده ای و نظری مدل شده نشان داد که توافق خوبی بین آنها وجود داشته و مدل نظری استفاده شده قادر است بخوبی رفتار مدل های آزمایشگاهی را پیش بینی کند. مقایسه غلظت های مشاهده شده در سفره آب زیرزمینی شبیه سازی شده در کف لاینر های مدل شده نشان داد که برای شرایط آزمایشگاهی در نظر گرفته شده در این مطالعه، هر سه گزینه لاینر انتخابی موانع خوبی از نظر کنترل انتقال آلودگی بوده، تفاوت معنی داری بین آنها وجود نداشته، و دارای عملکرد مشابهی هستند.
    کلیدواژگان: انتشار مولکولی، رس، ژئوسینتتیک، سیلت، عایق رسی، عملکرد، فرارفت، مدفن زباله
  • جواد حسین زاد، فاطمه کاظمیه، اکرم جوادی، هوشنگ غفوری صفحه 85

    آب عامل و محرک اصلی کشاورزی در جهان به شمار می رود. علی رغم محدودیت منابع آبی در اکثر مناطق، گزارش ها حاکی از آن است که فعالیت های کشاورزی حدود 70 درصد آب مصرفی در سطح جهان را به خود اختصاص داده است. بدیهی است شناخت مسائل و مشکلات مدیریت منابع آب و ارائه سازوکارها می تواند گامی موثر در جهت بهبود مدیریت منابع آب و در نتیجه باعث توسعه کشاورزی باشد. در این مطالعه زمینه ها و سازوکارهای مدیریت آب کشاورزی در منطقه دشت تبریز که یکی از مناطق مهم کشاورزی استان آذربایجان شرقی است مورد بررسی قرار گرفته است، ابتدا به طبقه بندی مشکلات و عوامل موثر بر مدیریت منابع آب پرداخته شد و در مرحله بعد، شاخص های مدیریت آب کشاورزی شناسایی شدند. برای کاهش تعداد شاخص ها به تعداد کمتر از سازو‎کارهای اساسی و شاخص های موثر، از تحلیل عاملی استفاده شد. عدم تناسب بین تعداد چاه های بهره برداری و مساحت زمین زیر کشت، شور شدن منابع آب زیرزمینی در اثر برداشت بی رویه از این منابع و افت سطح آب زیرزمینی به عنوان اولویت های اول تا سوم مشکلات مدیریت آب کشاورزی منطقه شناخته شدند. هم چنین نتایج نشان داد که حدود 61 درصد از تغییرات واریانس کل مدیریت آب کشاورزی به وسیله سه عامل آب های سطحی و زیرزمینی عمیق و نیمه عمیق تبیین می شود. بنابراین، کاهش میزان تخلیه چاه ها و استفاده بهینه از آب های سطحی در جهت افزایش سطح زیر کشت آبی در مدیریت منابع آبی منطقه موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: تحلیل عاملی، شاخص های مدیریت آب کشاورزی، دشت تبریز، مسائل و مشکلات مدیریت آب کشاورزی
  • تورج هنر، سوده پورحمزه صفحه 99

    در این تحقیق، از یک شبکه عصبی مصنوعی در برآورد پروفیل پرش هیدرولیکی در حوضچه آرامش همراه با دیواره همگرا که از حالت های خاص و پیچیده پرش هیدرولیکی می باشد، استفاده شده است. تعداد 1500 داده آزمایشگاهی اعماق پرش هیدرولیکی مربوط به مقاطع مستطیلی، برای همگرایی %7/2، %4 و %3/5 مورد استفاده قرار گرفته است. در توسعه مدل شبکه عصبی مصنوعی، 10 ساختار پرسپترون، با تعداد لایه های پنهان و نرون های مختلف، مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مورد نتیجه نهایی، ساختاری که بالاترین مقدار ضریب همبستگی را تولید می کرد، به عنوان مدل بهینه انتخاب گردید. برای مقاطع همگرا، مناسب-ترین مدل شبکه عصبی برای پروفیل پرش هیدرولیکی ساختار 1-3-5 با 15 نرون در لایه های مخفی با ضریب رگرسیون 999/0 به دست آمد. مقادیر بالای به دست آمده برای ضریب رگرسیون، بیانگر همبستگی نزدیک بین مقادیر خروجی مدل شبکه عصبی با داده های آزمایشگاهی می باشد.

    کلیدواژگان: پرش هیدرولیکی، پروفیل سطح آب، دیواره همگرا، شبکه عصبی مصنوعی
  • ناصر شیرزاده، ناصر علی اصغرزاد، نصرت الله نجفی صفحه 111

    فلزهای سنگین پیامدهای جبران ناپذیری بر بوم شناسی میکروبی خاک دارند و در پژوهشهای گوناگونی پیامد فلزهای سنگین بر ویژگی های میکروبی خاک بررسی شده است. در این پژوهش برخی شناسه های میکروبی برای بررسی پیامدهای زیانبار سرب و روند تغییرات آنها طی شش ماه انکوباسیون خاک با سطوح گوناگون سرب بر سلامت خاک اندازه گیری شدند. سطوح گوناگون سرب شامل 0، 100، 200، 300، 400 و 500 میلی گرم سرب بر کیلوگرم خاک از نمک نیترات سرب به خاک افزوده شد و در دوره های انکوباسیون 3، 15، 30، 90 و 180 روز، کربن زیتوده، تنفس پایه، تنفس برانگیخته و دو شاخص اکوفیزیولوژیک (بهر میکروبی و بهر متابولیک) به عنوان شناسه های بسیار حساس زیستی در برابر آلاینده ها اندازه گیری شدند. در روزهای نخست و در سطوح پایین سرب، تنفس برانگیخته ابتدا افزایش نشان داد ولی با افزایش غلظت سرب، این شاخص نیز مانند دیگر شناسه ها کاهش یافت. با گذشت زمان سطوح پایین تر سرب نیز باعث کاهش معنی دار تنفس برانگیخته شد. در پایان انکوباسیون، در نتیجه القای تحمل در ریزجانداران خاک، با وجود کاهش منابع کربن در دسترس ریزجانداران، تنفس میکروبی وکربن زیتوده خاک در برابر روز 90 بیشتر بود. بر پایه یافته های این پژوهش، محدوده غلظت های 100 تا 300 میلی گرم سرب افزوده شده بر کیلوگرم خاک، محدوده غلظت بحرانی سرب خاک برای شناسه های کیفی بررسی شده است، به گونه ای که در غلظت های بالاتر از آن، پیامد های زیانبار سرب به گونه معنی داری نمایان شد.

    کلیدواژگان: آلودگی سرب، تنفس میکروبی خاک، شناسه های اکوفیزیولوژیک، کیفیت خاک
  • مصطفی قبادی، شاهرخ جهانبین، حمیدرضا اولیایی، رحیم مطلبی فرد، خسرو پرویزی صفحه 125

    به منظور بررسی تاثیر کودهای زیستی فسفر بر فراهمی فسفر خاک، عملکرد و میزان فسفر جذب شده در سیب زمینی (Solanum tuberosum L.) رقم ساوالان، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1388 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی همدان اجرا گردید. تیمارها شامل 1) بدون استفاده از کود شیمیایی و زیستی (شاهد)، 2) 100 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل (TSP)، 3) 200 کیلوگرم (TSP) در هکتار، 4) 300 کیلوگرم کود بیوفسفات طلایی با 3600 گرم پودر باکتری تیوباسیلوس در هکتار، 5) 100 کیلوگرم (TSP) + تیمار چهارم، 6) 300 کیلوگرم کود بیوفسفات طلایی به همراه 7200 گرم پودر باکتری تیوباسیلوس در هکتار، 7) 100 کیلوگرم (TSP) + تیمار ششم، 8) 5 لیتر در هکتار مایه تلقیح بیوفسفر، 9) 100 کیلوگرم (TSP) + تیمارهشتم، 10) 10 لیتر در هکتار مایه تلقیح بیوفسفر و 11) 100 کیلوگرم (TSP) + تیمار دهم بودند. نتایج نشان داد که بیشترین غلطت فسفر غده (284/0 %)، میزان فسفر قابل جذب گیاه در خاک (mg/kg 6/26)، حداکثر عمکرد (kg ha-1 67083) و کمترین pH خاک (8/7) در تیمار 100 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل با 300 کیلوگرم بیوفسفات طلایی به همراه 7200 گرم باکتری تیوباسیلوس در هکتار و بیشترین غلظت فسفر برگ (3/0 %)، ماده خشک غده (8/24%) و بلندترین ارتفاع ساقه (cm 82) نیز متعلق به تیمار 100 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل با 300 کیلوگرم بیوفسفات طلایی به همراه 3600 گرم باکتری تیوباسیلوس در هکتار بود. کمترین میزان عملکرد، فسفر غده و برگ، ارتفاع ساقه، فسفر قابل جذب گیاه در خاک و هم چنین بالاترین میزان pH (26/8) در تیمار شاهد ثبت گردید. بطور کلی برای رشد سیب زمینی در خاکهای مشابه، مصرف 100 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل با 300 کیلوگرم بیوفسفات طلایی به همراه 3600 گرم باکتری تیوباسیلوس در هکتار می تواند توصیه شود.

    کلیدواژگان: خاک، سیب زمینی، عملکرد، فسفر، کود زیستی
  • سپیده کریمی، جلال شیری، امیر حسین ناظمی صفحه 139

    فرآیند تبخیر و تعرق به عنوان یکی از مولفه های اصلی چرخه هیدرولوژیک دارای اهمیت فراوانی در مدیریت و توسعه منابع آب و نیز برنامه ریزی آبیاری می باشد. در مطالعه حاضر به بررسی قابلیت سیستم استنتاج عصبی – فازی تطبیقی در بهبود تخمین میزان تبخیر و تعرق روزانه گیاه مرجع (ETo) پرداخته شد. داده های اقلیمی بکار گرفته شده در این مطالعه، شامل دمای هوا، تشعشع خورشیدی، سرعت باد و رطوبت نسبی می باشد که از دو ایستگاه هواشناسی مجهز به دستگاه های اندازه گیری الکترونیکی (سالواتیرا و زامبرانا) در کشور اسپانیا اخذ گردیده و به عنوان ورودی های مدل عصبی– فازی به منظور تخمین میزان ETo بر اساس معادله پنمن- فائو- مونتیث مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از مدل های عصبی– فازی و شبکه عصبی مصنوعی و نیز معادله های تجربی هارگریوز-سامانی، ریتچی، مک کینگ و تورک در منطقه مقایسه شدند. حاصل تحقیق بیانگر دقت بالای مدل های عصبی- فازی با مقادیر RMSE بین 276/0 تا 437/0میلی متر در تخمین میزان تبخیر و تعرق (نیاز آبی) روزانه گیاه مرجع می باشد. مدل های شبکه عصبی مصنوعی با مقادیر RMSE بین 298/0 تا 5/12میلی متر نیز عملکرد بهتری نسبت به معادله های تجربی نشان دادند.

    کلیدواژگان: تبخیر و تعرق گیاه مرجع، سیستم عصبی، فازی، شبکه های عصبی مصنوعی، معادله های تجربی
  • مهدی بحرینی طوحان، اسماعیل دردی پور، فرهاد خرمالی صفحه 159
  • راشد احمدی نژاد، نصرت الله نجفی، ناصر علی اصغرزاد، شاهین اوستان صفحه 177

    این تحقیق برای بررسی تاثیر کودهای آلی و نیتروژن بر کارایی مصرف آب، عملکرد و ویژگی های رشد گندم (Triticum aestivum L.) رقم الوند، با هدف استفاده بهینه از کود های آلی و شیمیایی برای دستیابی به کشاورزی پایدار، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 15 تیمار و سه تکرار در شرایط مزرعه ای در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا گردید. تیمارها شامل شاهد (بدون مصرف کود آلی و نیتروژن)، کود اوره (kg/ha150)، کود اوره (kg/ha300)، لجن فاضلاب شهری (t/ha30)، لجن فاضلاب شهری (t/ha60)، کمپوست زباله شهری (t/ha30)، کمپوست زباله شهری (t/ha60)، کود دامی (t/ha30)، کود دامی (t/ha60)، لجن فاضلاب شهری (t/ha30) + 50% کود اوره، لجن فاضلاب شهری (t/ha30) + اوره (kg/ha150)، کمپوست زباله شهری (t/ha30) + اوره (kg/ha150)، کمپوست زباله شهری (t/ha60) + اوره (kg/ha150)، کود دامی (t/ha30) + اوره (kg/ha150)، کود دامی (t/ha60) + اوره (kg/ha150) بودند. شاخص کلروفیل برگ ها در وسط دوره رشد و عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد سنبله در متر مربع، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، طول سنبله، ارتفاع گیاه، تعداد برگ در بوته، شاخص برداشت و کارایی مصرف آب در پایان دوره رشد اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که مصرف 150 و 300 کیلوگرم اوره در هکتار، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد برگ در بوته، شاخص کلروفیل برگ ها و کارایی مصرف آب را نسبت به تیمار شاهد افزایش داد اما بر تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه، تعداد سنبلچه در سنبله و شاخص برداشت اثر معنی داری نداشت. مصرف لجن فاضلاب، کمپوست زباله شهری و کود دامی اکثر صفات مورد مطالعه به جز تعداد سنبله در مترمربع و تعداد سنبلچه در سنبله را افزایش داد. افزایش سطح کود های آلی از 30 به 60 تن در هکتار قطر ساقه و شاخص کلروفیل برگ ها را به طور معنی داری افزایش داد ولی بر سایر صفات مورد مطالعه اثر معنی داری نداشت. مصرف توام کود های آلی و نیتروژن، صفات زراعی، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و کارایی مصرف آب گندم را در مقایسه با شاهد و کاربرد کود های آلی و نیتروژن به-تنهایی افزایش داد. بیشترین عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه گندم در تیمار 60 تن کود دامی+ 150 کیلوگرم اوره در هکتار مشاهده شد. به طور کلی، برای کاهش مصرف کود های نیتروژن، افزایش عملکرد گندم و بهبود کیفیت آن، مصرف 150 کیلوگرم اوره به همراه 60 تن در هکتار از لجن فاضلاب شهری یا کود دامی و یا کمپوست زباله شهری می تواند در شرایط مشابه توصیه شود.

    کلیدواژگان: کمپوست، کود دامی، گندم، لجن فاضلاب، نیتروژن
  • مهوش منصوری هفشجانی، محمود شفاعی بجستان صفحه 195

    آب شستگی نوعی از فرسایش است که در اثر جریان آب در سواحل دریاها و رودخانه ها و در اطراف سازه های احداث شده در آنها به وقوع می پیوندد. این پدیده در قوس رودخانه به علت وجود جریان ثانویه، نسبت به کانال مستقیم تشدید می گردد، لذا توجه به موضوع فرسایش، کنترل و کاهش آن در این بخش از رودخانه، دارای اهمیت ویژه ای می باشد. استفاده از سنگ چین(ریپ رپ) یکی از متداول ترین روش ها جهت حفاظت سواحل و بستر رودخانه می باشد. در این تحقیق، رقوم قرارگیری سنگ چین در محل تکیه گاه پل های واقع در قوس 90 درجه رودخانه مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق به منظور مشاهده و تحلیل رفتار سنگ چین با چگالی ها و اندازه های مختلف و در سه سطح هم تراز و بالا تر و پایین تر از رسوبات بستر و به ازای قطرهای75/4، 52/9، 7/12و 05/19 میلی متر و چگالی های مختلف سنگ-چین (51/1، 05/2 و 65/2) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که سنگ چین هم تراز با بستر بیشترین میزان پایداری و سنگ-چین بالاتر از بستر کمترین میزان پایداری را دارند.

    کلیدواژگان: آب شستگی، تکیه گاه پل، جریان ثانویه، رقوم قرارگیری، سنگ چین
  • نصرت الله نجفی، المیرا سرهنگ زاده، شاهین اوستان صفحه 205

    در این تحقیق، اثر شوری و غرقاب خاک بر غلظت آهن، روی، مس و منگنز بخش هوایی و ریشه ذرت علوفه ای (Zea mays L.) رقم سینگل کراس 704 در شرایط گلخانه ای مطالعه گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی و با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل مدت غرقاب خاک در پنج سطح (0، 2، 4، 8 و 20 روز) و قابلیت هدایت الکتریکی (EC) عصاره اشباع خاک در چهار سطح (11/0، 2، 4 و 8 دسی زیمنس بر متر) بودند. برای بستر رشد گیاه از یک خاک شن لومی و برای ایجاد سطوح شوری در آن از نمک کلرید سدیم استفاده گردید. فاکتورهای شوری و غرقاب به-طور هم زمان و در مرحله پنج برگی گیاه اعمال گردید. گیاهان پس از 60 روز رشد برداشت شدند و غلظت آهن، روی، مس و منگنز بخش هوایی و ریشه آن ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در شرایط غیرغرقاب، با افزودن نمک کلرید سدیم به خاک، غلظت آهن، مس و منگنز بخش هوایی و غلظت آهن، روی و مس ریشه ذرت کاهش ولی غلظت روی بخش هوایی افزایش یافت در حالی که غلظت منگنز ریشه تغییر معنی داری نکرد. در شرایط غرقاب، اثر افزودن کلرید سدیم بر غلظت آهن، روی، مس و منگنز در بخش هوایی و ریشه ذرت به مدت غرقاب خاک بستگی داشت. بدون افزودن کلرید سدیم، غلظت آهن، مس و منگنز بخش هوایی و غلظت آهن، روی و مس ریشه در شرایط غرقاب کمتر از شرایط غیرغرقاب بود در حالی که غلظت روی بخش هوایی و منگنز ریشه در شرایط غرقاب تفاوت معنی داری با شرایط غیرغرقاب نداشت. در شرایط کاربرد کلرید سدیم، اثر مدت غرقاب خاک بر غلظت آهن، روی، مس و منگنز در بخش هوایی و ریشه به سطح شوری بستگی داشت. گیاه ذرت در شرایط شور (4 و 8 دسی زیمنس بر متر) روی را در بخش هوایی و در شرایط غیرشور (11/0 و 2 دسی زیمنس بر متر) در ریشه انباشته کرد. در شرایط غرقاب و غیرغرقاب، غلظت روی در بخش هوایی بیشتر از ریشه بود. در تمامی شرایط مورد مطالعه، گیاه ذرت آهن، مس و منگنز را در ریشه انباشته کرد. نتایج نشان داد که حتی دوره های کوتاه غرقاب خاک بر غلظت آهن، روی، مس و منگنز بخش هوایی و ریشه ذرت علوفه ای اثر معنی داری داشت.

    کلیدواژگان: آهن، روی، ذرت، شوری، غرقاب، مس، منگنز
  • اکبر کریمی، حبیب خداوردی لو، میر حسن رسولی صدقیانی صفحه 227

    پالایش سبز، استفاده از گیاهان و همزیستی آن ها با ریزجانداران برای پالایش مکان های آلوده، روشی نویدبخش برای پالایش خاک های آلوده به فلزات سنگین است. در این پژوهش نقش برخی گونه های قارچ گلوموس (G. intraradices، G. mosseae و G. fasciculatum) و باکتری سودوموناس (P. putida، P. fluorescens و P. aeruginosa) در پالایش آلودگی سربی خاک توسط بنگ دانه (Hyoscyamus niger) بررسی شد. این مطالعه در شرایط گلخانه ای به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با دو فاکتور غلظت سرب (در 4 سطح) و تیمار میکروبی (در 3 سطح) و در سه تکرار انجام گرفت. یک نمونه خاک با نمک نیترات سرب به طور یکنواختی برای ایجاد غلظت های مختلف سرب (صفر، 250، 500 و 1000 میلی گرم بر کیلوگرم) آلوده شد. خاک آلوده شده استریل و سپس مایه زنی مخلوط سه گونه قارچ گلوموس و مخلوط سه گونه باکتری سودوموناس انجام شد. گیاه بنگ-دانه در این خاک ها کشت گردید. نتایج نشان داد قارچ های گلوموس و باکتری های سودوموناس مقدار پرولین، زیست فراهمی سرب، زیست توده ریشه و شاخساره و مقدار سرب تثبیت شده و استخراج شده توسط بنگ دانه را به طور معنی داری (05/0p≤) نسبت به تیمار شاهد افزودند. قارچ های گلوموس و باکتری های سودوموناس، مقدار سرب استخراج شده توسط شاخساره را به ترتیب بیش از 7/2 و 2 و مقدار سرب تثبیت شده در ریشه را به ترتیب بیش از 1/3 و 9/1 برابر نسبت به تیمارهای مشابه در شاهد افزایش دادند. می توان نتیجه گیری کرد که میکروب های مورد مطالعه عواملی نوید بخش برای کاهش سمیت سرب در بنگ دانه و افزایش کارآیی پالایش سبز سرب توسط گیاه هستند.

    کلیدواژگان: بنگ دانه، پالایش سبز، سرب، سودوموناس، گلوموس
  • جواد کشاورز زرجانی، ناصر علی اصغر زاد، شاهین اوستان صفحه 245

    پتاسیم یکی از عناصر غذایی ضروری پر مصرف برای گیاهان است که نقش مهمی در رشد و توسعه آن ها ایفا می کند. در این تحقیق توانائی شش سویه از باکتری های آزاد کننده پتاسیم، شامل Lysinibacillus fusiformis سویه JK1 و پنج سویه از باکتری Bacillus megaterium (JK2، JK3، JK4، JK5و JK6) بر بهبود رشد و افزایش جذب پتاسیم توسط گیاه گوجه فرنگی در یک خاک لوم شنی با پتاسیم قابل استفاده 70 میلی گرم در کیلوگرم مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور آزمایشی در قالب یک طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانه ای انجام شد. تیمارها شامل شش سطح سویه باکتری، تیمار کود پتاسیم (اضافه کردن کود پتاسه و بدون تلقیح با باکتری) و شاهد (بدون تلقیح با باکتری و فاقد کود پتاسه) بود. نتایج بررسی نشان داد که اثر تلقیح شش سویه نام برده بر وزن خشک اندام هوایی و ریشه در سطح احتمال پنج درصد معنی دار می-باشد. بیشترین وزن خشک اندام هوایی و وزن خشک ریشه به ترتیب مربوط به سویه های JK4 و JK5 بود که تفاوت معنی داری با بقیه تیمارها نداشت و نسبت به شاهد به ترتیب 97/23 و 23/52 درصد افزایش نشان داد. بیشترین غلظت و مقدار پتاسیم بخش هوایی مربوط به تیمار کود پتاسیم بود که با بقیه تیمارها دارای تفاوت معنی-دار (در سطح احتمال یک درصد) بود و نسبت به شاهد به ترتیب 88/69 و 06/88 درصد افزایش نشان داد. در بین سویه های مورد آزمایش بیشترین غلظت پتاسیم بخش هوایی مربوط به سویه های JK5 (10/17میلی گرم در گرم) و JK6 (10/17 میلی گرم در گرم) بود که نسبت به شاهد 04/32 درصد افزایش نشان داد و با JK1 تفاوت معنی-داری نداشتند. همچنین بیشترین مقدار پتاسیم بخش هوایی مربوط به سویه JK6 بود که نسبت به شاهد 28/59 درصد افزایش داشت، که تفاوت معنی داری با سویه JK5 و JK1 نداشت. بیشترین غلظت و مقدار پتاسیم ریشه مربوط به تیمار کود پتاسیم بود که با بقیه تیمارها دارای تفاوت معنی دار بود. در بین سویه های مورد آزمایش بیشترین غلظت و مقدار پتاسیم ریشه مربوط به سویه JK4 بود

    کلیدواژگان: باسیلوس مگاتریوم، باکتری های آزاد کننده پتاسیم، پتاسیم، گوجه فرنگی، لیزینی باسیلوس فوزیفورمیس
  • عزیز سوزه پور، محمود شفاعی بجستان، یوسف قدو صفحه 257

    در این مطالعه سری آزمایش هائی در قوس 90 درجه ی تند با 2R/B= با عمق ثابت 17 سانتی متر در سه دبی 15، 25 و 35 لیتر بر ثانیه با اعداد فرود 17/0، 28/ و 4/0انجام گرفته است. با ایجاد شبکه 60×12×4 (به ترتیب از راست به چپ در جهت طولی، عرضی و عمقی) در محدوده قوس مولفه های سه بعدی سرعت در هر گره توسط دستگاه سرعت سنج ثبت گردیده و سرانجام توسط نرم افزارهایتک پلات و اکسل شکل ها و نمودارها ترسیم و تحلیل گردید. نتایج نشان می-دهد که با افزایش عدد فرود، شروع ناحیه جداشدگی جریان از دیوار داخلی در نیمه دوم قوس به طرف بالادست قوس پیشروی می کند و توزیع تنش برشی کف دو ناحیه پرتنش یکی از موقعیت 10 تا 70 درجه نزدیک دیوار داخلی و دیگری از موقعیت 80 درجه تا انتها میدان داده برداری را نشان می دهد و همچنین روند تغییرات قدرت جریان ثانویه در طول قوس، دو نقطه حداکثر مقدار قدرت یکی در موقعیت 50 درجه و دیگری در موقعیت 80 درجه را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: الگوی جریان، تنش برشی، قدرت جریان ثانویه، قوس 90 درجه تند
  • میلاد عبدالله پور، علی حسین زاده دلیر صفحه 269

    این مطالعه به منظور توسعه روشی برای تخلیه رسوبات انجام شده تا به کمک آن بتوان بخشی از حجم مرده مخزن را بازیابی کرد. در این تحقیق با کارگذاری سازه نیم استوانه در جلوی تخلیه کننده تحتانی تاثیر این سازه در ایجاد جریان گردابی برای تخلیه رسوبات مورد آزمایش قرار گرفت. در زیر سازه شکاف هائی در ارتفاع و طول های مختلف ایجاد گردید به طوری که بالای شکاف هم سطح رسوبات در مخزن که آن قسمت نیز همتراز پایین دریچه بود. آزمایش ها بر روی سازه نیم استوانه در قطر ها و ارتفاع سطح آب مختلف انجام پذیرفت. بررسی ها نشان داد که تغییرات حجم رسوب -شویی در یک سطح آب حساسیت کمتری نسبت به طول شکاف دارد. در حالتی که نسبت قطر سازه به طول شکاف برابر 2 بود رسوب شویی بیشتری اتفاق افتاد. تغییرات حجم رسوب شویی نسبت به ارتفاع شکاف زیاد بوده به طوری که در نسبت ارتفاع شکاف به قطر سازه نیم استوانه برابر 6/0، حجم رسوب شویی به میزان قابل توجهی افزایش یافت. هم چنین با قطر سازه 5/2 برابر قطر تخلیه کننده، بیشترین حجم رسوب شویی حاصل شد و در این حالت حجم رسوب شویی نسبت به حالت بدون قرار گیری سازه 30 برابر گردید.

    کلیدواژگان: تخلیه کننده تحتانی، جریان گردابی، رسوب شویی، سازه نیم استوانه، مخزن
  • زهرا شجاعیان، سیدمحمود کاشفی پور صفحه 283

    وقوع پرش هیدرولیکی در پایین دست سرریز سدها یکی از مهمترین راه های استهلاک انرژی می باشد. در این تحقیق پدیده پرش هیدرولیکی به کمک نرم افزار Flow-3D با استفاده از دو نوع مدل استاندارد و RNG شبیه سازی شد. ابتدا برای پیش بینی دقیق خصوصیات پرش هیدرولیکی، با استفاده از داده های اندازه گیری شده توسط چانسون و چاچرو در فلوم آزمایشگاهی دو مدل آشفتگی صحت سنجی شدند. بررسی انجام شده نشان داد که نتایج مدل آشفتگی RNG در مقایسه با مدل استاندارد بهتر می باشد. سپس از این مدل برای شبیه سازی پرش هیدرولیکی در مدل فیزیکی حوضچه آرامش سد مخزنی نمرود استفاده شد. مقادیر محاسبه شده فشار، توزیع سرعت و پروفیل سطح آب با اندازه گیری های آزمایشگاهی مقایسه شدند، که انطباق خوبی با هم داشتند.

    کلیدواژگان: پرش هیدرولیکی، سد مخزنی، مدل آشفتگی، نرم افزار Flow، 3D
|
  • V. Montakhabi Kalejahi, Aa Jafarzadeh, F. Shahbazi Page 1

    In this research work qualitative land suitability evaluation was carried out for sugarbeet، onion and sufflower at Karkaj Research Station which is located at 12 kilometers distance from the East of Tabriz. Soil and climate data were collected from11 soil profiles at research farms and Khalat Poushan climatological Station، respectively. Sugar beet، onion and sufflower growth of landscape، soil and climate requirements were determined using Sys et al tables and qualitative suitability classification of this crops were done by simple limitation and parametric square root methods. The results showed that the study area climate was highly suitable for onion and sufflower and moderately suitable for sugarbeet. Therefore determination of final suitability classes depend on soil، land properties، cultivation and management. Based on simple limitation method moderately (S2) and marginally (S3) suitable areas are 9 and 91 % for sugarbeet respectively. In the area 18، 45. 45، 18. 2 and 18. 35% are moderately (S2)، marginally (S3)، conditionally (N1) and permanently (N2) unsuitable for onion respectively. Also 82 and 18% of the study area are marginally suitable (S3) and permanently unsuitable (N2) for sufflower respectively. In square root parametric method، 45. 45% of the area S3 and the remain area (54. 55%) are unsuitable (N) for sugarbeet and 18. 2% of area S2، 45. 45% S3 and 36. 35% are N for onion، but 45. 45% of area S3 and 54. 54% are N for sufflower. According to the obtained results climate is highly suitable for onion and sufflower and moderately suitable for sugarbeet. In addition، pH and %OC are also important limiting factors in the area.

    Keywords: Onion, Qualitative land suitability evaluation, Simple limitation, parametric square root methods, Sufflower, Sugar beet
  • M. Jorreh_H. Bayat_A. A Safari Sinejani_N. Davatgar Page 13

    Penetration resistance (PR) is a highly variabe soil property and there is no accurate and representative PR data in most databases. On the other hand، direct measurement of the PR is costly and expensive. The objective of this study was prediction of PR from easily available soil properties using pedotransfer functions (PTFs). Fifty three soil samples were taken from dominant soil series of Hamadan province. Particle، macro and micro aggregate size distributions، water content and bulk density were measured in the laboratory. PR and soil structural qualitative parameters were measured in the field. In the first regression model، bulk density and water content as conventional predictors of PR were introduced to the model. Then، soil structural qualitative parameters (aggregates shape، type and size)، primary particle، micro and macro aggregate size distribution fractal parameters were introduced to the models to predict PR. Finally the improvement of PR prediction using various developed PTFs were evaluated by the statistical indices as R2، R2adj، root mean square error، Akaike information criterion and relative improvement. The results showed that using fractal parameters as predictors along with the conventional predictors significantly improved the accuracy and reliability of the models. Using soil structural qualitative parameters along with fractal parameters of particle size distribution may significantly improve the PR predictions.

    Keywords: Fractal dimension, Pedotransfer functions, Penetration resistance
  • M. Ebrahimi, Mr Sarikhani, Ar Fallah Page 29

    Soil and water contamination by oil is one of the great environmental concerns. Bioremediation is one of principal strategies for remediation، wherein the pollutants can be removed by use of microorganism or any biological process that uses native or exogenous microorganisms. According to the positive role of Pseudomonas genus in bioremediation، in this study the potential of two Pseudomonad bacteria، including Peudomonas fluorescens CHAO، P. putida P13 and a non-Pseudomonad Pantoea agglomerans as hydrocarbon utilizing bacteria were estimated in presence of three compounds including gas oil (2%)، toluene (1%) and phenanthrene (0. 05%). Bacterial inoculum containing 108 cfu/ml was used in plate and liquid assays، which were performed in factorial experiment based on completely randomized design with three replications. Results showed that in CFMM plate assay، diameter of colony is not affected by any of bacterial isolates and compounds. In broth assay، P. putida P13 and P. fluorescence CHAO had similar behavior in the presence of Gas oil، toluene and phenanthrene and trend of bacterial growth was the same at different times، while with P. agglomerans P5 the lowest number of bacteria was achieved. Among three compounds the highest degradability was recorded to the gas oil، followed by phenanthrene and toluene. The ability of bacteria in degradation of oil-compounds increased by increasing time of incubation. To conclude، this study suggests the potential use of two Pseudomonas isolates for bioremediation of hydrocarbon-contaminated environments especially with aliphatic hydrocarbon.

    Keywords: Bioremediation, Gas oil, Minimal medium, Pseudomonas
  • H. Banejad, H. Mohebzadeh, Ag Ghobadi, M. Heydari Page 43

    Numerical simulation of the groundwater flow in order to hydraulic and hydrologic parameters estimation is an important tool for management of aquifers. This study presents results of a mathematical model developed for simulation of groundwater flow in Nahavand plain aquifer in southwest of Hamedan province. For this purpose Groundwater Modeling Software (GMS) was used which supports the MODFLOW-2000 code. After gathering required data same as hydrological، hydrogeological data and topography maps، first 3D hydrogeological model of plain was constructed using boreholes and surface elevation data. Then MODFLOW was used for simulation of flow. After initial simulation of flow، model was calibrated in steady state with trial-and-error and parameter estimation methods and groundwater table monitoring data. Results of calibration show that error between observed head and computed head is in allowable range (±20m). Also results of computed head with model show that groundwater flow is in direct of dominant slope (southeast to northwest). Finally MODPATH code which simulates advective transport of particles was used for estimation of flow path and source of contaminants.

    Keywords: Contaminant transport, Groundwater flow, GMS, MODFLOW
  • M. Servati, Aa Jafarzadeh, A. Heydari, F. Shahbazi Page 59

    It has been shown that accumulative form of gypsum is influenced by evolution and from micromorphological point of view، gypsic horizons have different trend of evolution and various geomorphologic surface. The purpose of this research work is to study gypsum formation on two landforms of pediment and flood plain in south of Ahar. Undisturbed samples from soils of both landforms were Processed at thin section preparations for gypsum pedofeature identification with a polarize microscope. The results showed more evidence of soil development on pediment as compared with flood plain. Continuous gypsum infillings، consisting of large gypsum crystals، high degree of weathering of primary minerals and plant residues، and evidences for polygenesis were among important indication for long soil pedological processes. Gypsum in both land forms is pedogenic، with large euhedral crystals in pediment and fine euhedral and subhedral crystals in flood plain.

    Keywords: Flood plains, Micromorphology, Pediment, Pedofeature, Soil evolution
  • K. Badv, M. Najafzadeh Page 71
    By performing a series of laboratory tests، different landfill barrier layers alternatives (liners) were investigated. The selected liner materials were tested for molecular diffusive transport and the diffusion coefficient of chloride ion was determined. Three liner alternatives comprising of clay over silt، geosynthetic clay liner (GCL) over silt، and GCL over clay over silt، were evaluated using laboratory models and under chloride ion advective-diffusive transport. Using the chloride diffusion coefficients obtained in the laboratory and the models downward flow velocity، the observed advective-diffusive transport of chloride ion was evaluated against the predicted transport by theoretical model in three landfill liner alternatives. They were then compared as an effective and suitable liner to decrease contaminant transport in the landfill. The comparison of observed and predicted concentrations showed that there is a good agreement between the two and the theoretical model is capable to predict the behavior of the experimental models. The comparison of the observed concentrations in the simulated ground water underneath the modeled liners showed that for the prevailed test conditions in this study، all three selected liners are good barriers in terms of controlling contaminant transport and there is no significant difference between them، and all possess similar performance.
    Keywords: Advection, Clay, Diffusion, Geosynthetic clay liner, Landfill, Performance, Silt
  • J. Hosseinzad, F. Kazemiyeh, A. JavadiÆ H. Ghafouri Page 85

    Water is the main stimulus factor for farming in the world. In spite of the limitation of the water resources in most areas، reports claim that agricultural activities allocates 70 percent of the used water on the world; therefore، the top responsible people in this economic field should consider finding ways and methods of adjusting and utilizing water consumption. Quite obviously، being well aware of the problems of water resources management and presenting the effective solutions may be an effective step forward to improve the management of water resources and consequently develops sustainable agriculture. For this purpose، the basis and mechanism of agricultural water management in Tabriz plain as one of the most important areas of farming in East Azarbaijan is being studied. In this study، first problems and effective factors in agricultural water management were classified. At the second stage، management indices of agricultural water were recognized. To reduce the number of indices smaller than the fundamental mechanisms and effective indices، factor analysis has been used. According to experts opinion، the imbalance between the operating wells and the area of the fields under cultivation، salinity of the groundwater due to irregular usage of this resource and drawdown of groundwater are known as the first three prior problems of agricultural water management of the region. Also، according to the viewpoints of the farmers، drawdown of groundwater، unawareness of the farmers of the importance of the groundwater and reduction of average discharge of the wells are the first three prior problems of the agricultural water management in the region. The results indicated that 61 percent of the variance of the total water management indices has been defined by factors of surface and ground water. Therefore، reducing water extracted from the wells and optimum use of surface water for extending irrigated farms will be effective in water resources management of the region.

    Keywords: Agricultural water management indices, Agricultural water management problems, Factor analysis, Tabriz plain
  • T. Honar, S. Pourhamzeh Page 99

    In this research، an Artificial Neural Network (ANN)، was adapted to model the hydraulic jump surface profile of the stilling basin with convergent wall. More than 1500 experimental data on depths of hydraulic jumps for basins of rectangular sections with 2. 7%، 4%، 5. 3% converged walls، were used. In developing ANN، 10 configurations، each having different number of hidden layers and/or neurons، were investigated. In each case، a configuration with attained the highest R2 value was selected as the optimal model. For stilling basin with convergent wall، the best ANN model for hydraulic jump profile was obtained with a 5-3-1 configuration، having 15 neuron in each of hidden layer and R2 =0. 999. High values of R2 obtained in all cases، suggesting a close agreement between the ANN،s output variable and the experimental data

    Keywords: Artificial Neural Network, Convergent wall, Hydraulic jump, Water surface profile
  • N. Shirzadeh, N. Ali, Asgharzad, N. Najafi Page 111

    Heavy metals have adverse effects on soil microbial ecology. Impact of heavy metals on microbial populations has been investigated worldwide. In this study، some microbial indices were determined to evaluate the negative effects of lead on soil health during the six-month incubation of soil with different levels of lead. Lead was added to the soil at rates of 0، 100، 200، 300، 400 and 500 mgkg-1 as Pb (NO3) 2. Microbial biomass carbon، basal respiration، substrate induced respiration and two ecophysiological indices (metabolic quotient and microbial quotient) were measured as the most sensitive biological indices of soil against the pollutant after incubation times of 3، 15، 30، 90 and 180 days. In initial days of incubation and in low levels of lead، substrate induced respiration was increased. But this index was decreased by the increment of lead pollution level. By increasing the incubation time، low levels of lead also decreased substrate induced respiration. At 180 days of incubation despite of decreasing in available carbon sources، increment in some of indices such as microbial respiration and microbial biomass carbon were observed as a result of community tolerance induction. Based on our results، Pb concentration range of 100-300 mgPbkg-1 soil can be considered as critical range of Pb for quality indices in this soil at which negative effect was markedly observed.

    Keywords: Ecophysiological indices, Lead contamination, Soil microbial respiration, Soil quality
  • M. Ghobady, S. Jahanbin, Hr Owliaie, R. Motalebifard, K. Parvizi Page 125

    To evaluate the effect of phosphorus biofertilizers on soil phosphorus availability، yield and phosphorus absorption of potato (Solanum tuberosum L.) cv. Savalan، a field experiment was conducted based on randomized complete blocks design with three replications in Agricultural Research Center of Hamedan during 2009. Treatments were included: (1) control; (2) 100 kg ha-1 triple super phosphate (TSP)، (3) 200 kg ha-1 TSP; (4) 300 kg ha-1 Golden Biophosphate + 3600 g ha-1 of Thiobacillus; (5) 100 kg ha-1 + treatment four; (6) 300 kg ha-1 Golden Biophosphate and 7200 g ha-1 Thiobacillus; (7) 100 kg ha-1 TSP + treatment six; (8) 5 Lha-1 Biophosphor inoculation (BIS) (Pseudomonas and Thiobacillus); (9) 5 Lha-1 of BIS and 100 kg ha-1 TSP; (10) 10 Lha-1 of BIS and (11) 10 Lha-1 of BIS and 100 kg ha-1 TSP. The results showed that maximum P concentration in tuber (0. 284%)، available phosphorus of soil (26. 6 mg/kg) and yield (67083 kg ha-1) and minimum of soil pH (7. 8) were obtained with 100kg ha-1 TSP and 300 kg ha-1golden biophosphat and 7200 g ha-1 in Thiobacillus treatment. Also 100 kg ha-1 TSP and 300 kg ha-1 golden biophosphat plus 3600 g ha-1 Thiobacillus treatment had highest P concentration of leaves (0. 3 %)، dry matter of tuber (24 %) and stem height (82 cm). Lowest amount of yield، tuber، leaves and soil phosphorus and stem height and highest rate of soil pH (8. 26) was resulted in control treatment. In general، to achieve the optimum growth of potato in similar soils، application of 100 kg ha-1 TSP and 300 kg ha-1 golden biophosphat plus 3600 g ha-1 Thiobacillus could be recommended.

    Keywords: Bio¬¬fertilizer, Phosphorus, Potato, Soil, Yield
  • S. Karimi, J. Shiri, Ah Nazemi Page 139

    Evapotranspiration، as a major component of the hydrologic cycle، is important in water resources development and irrigation planning. This paper aimed at investigating the abilities of Adaptive Neuro-Fuzzy Inference System (ANFIS) to estimate daily reference evapotranspiration (ET0). The daily climatic variables such as air temperature، relative humidity، wind speed and solar radiation from two weather stations (Salvatierra and Zambrana) in Spain equipped with electronic sensors for collecting of climatic data، were used as inputs to the Neuro-Fuzzy model to estimate ET0. Comparisons were made among the estimates provided by the ANFIS، Artificial Neural Networks (ANNs) and following the empirical models: Hagreaves – Samani، Ritchie، Makkink and Turc. The comparisons revealed that the ANFIS models (with RMSE between 0. 276-0. 437 mm) could be employed successfully in modeling evapotranspiration process. The ANNs (with RMSE between 0. 298-12. 5 mm) were also found to perform better than the empirical models in this regard.

    Keywords: Empirical equations, Neural networks, Neuro, Fuzzy System, Reference crop evapotranspiration
  • R. Ahmadinezhad, N. Najafi, N. Aliasgharzad, Sh Oustan Page 177

    The effects of organic and nitrogen fertilizers on water use efficiency, yield and growth characteristics of wheat (Triticum aestivum cv. Alvand) with the aim of optimum using of chemical and organic fertilizers for achieving sustainable agriculture, were studied in a randomized complete blocks design with 15 treatments and three replicates at field conditions in Agricultural Research Station of University of Tabriz. The treatments included: control (without manure and nitrogen application), 150 kg urea/ha, 300 kg urea/ha, 30 ton sewage sludge/ha, 60 ton sewage sludge/ha, 30 ton municipal compost/ha, 60 ton municipal compost/ha, 30 ton manure/ha, 60 ton manure/ha, 30 ton sewage sludge + 150 kg urea/ha, 60 ton sewage sludge + 150 kg urea/ha, 30 ton municipal compost + 150 kg urea/ha, 60 ton municipal compost + 150 kg urea/ha, 30 ton manure + 150 kg urea/ha and 60 ton manure + 150 kg urea/ha. The chlorophyll index was determined in the middle of growth period. The grain yield, biological yield, plant height, stem diameter, number of spikes per square meter, grain number per spike, 1000-grain weight, spike length, leaf number per plant were measured at the end of plant growth period. The results showed that application of 150 and 300 kg urea/ha increased the grain yield, biological yield, plant height, stem diameter, leaf number per plant, chlorophyll index and water use efficiency while it had no significant effect on grain number per spike, number of spikelet per spike, 1000-grain weight, and harvest index. Application of animal manure, municipal compost and sewage sludge increased the most of agronomic characteristics of wheat except spikes number per square meter and number of spikelet per spike. By increasing the level of organic fertilizer from 30 to 60 t/ha, the stem diameter and chlorophyll index increased significantly but other studied characteristics did not change significantly. Integrated use of organic fertilizers (manure or municipal compost or sewage sludge) with nitrogen fertilizer (urea) increased grain yield, biological yield, chlorophyll index and water use efficiency of wheat compared to the control and the use of nitrogen and organic fertilizers alone. The highest grain yield and biological yield were observed in 60 ton manure + 150 kg urea/ha treatment. In general, in order to decrease nitrogen fertilizers, to increase wheat yield and quality, application of 150 kg urea and 60 ton manure or municipal compost or sewage sludge per hectare can be recommended at similar conditions.

    Keywords: Compost, Manure, Nitrogen, Sewage sludge, Wheat
  • M. Mansoori, Shafaei Bejestan Page 195

    Scouring is a type of local erosion that usually occurs downstream of most of hydraulic structures and around any obstacles in rivers. This phenomenon can be intensified at the river bend due to occurrence of secondary flow in comparison with straight channels، so attention to the erosion and its control and mitigation at this part of river is very important. Using riprap is one of the usual methods to protect river banks and bed against erosion. In this research، the riprap placement level at a bridge abutment site located at a 90 degree river bend was investigated. This research was carried out to observe and analyze the riprap behavior with various specific gravities and sizes and three different riprap placement levels namely، the same، upper and lower than river bed sediments level. Three different types of riprap with specific gravities of 1. 51، 2. 05 and 2. 65 and four different sizes of 4. 75، 9. 52، 12. 7 and 19. 05 millimeters were also utilized. The results show that the riprap placed at the bed level has the most stability، and the riprap placed above the bed has the lowest stability.

    Keywords: Bridge abutment, Placement level, Riprap, Scouring, Secondary flow
  • N. Najafi, E. Sarhangzadeh, Sh Oustan Page 205

    In this research، the effects of salinity and soil waterlogging on the concentrations of Fe، Cu، Zn and Mn in forage corn (Zea mays cv. single cross 704) shoot and root were studied in greenhouse conditions. A factorial experiment on the basis of completely randomized design with three replications was performed. The experimental factors were duration of waterlogging in five levels (0، 2، 4، 8، 20 days) and soil saturated extract electrical conductivity (EC) in four levels (0. 11، 2، 4، 8 dS/m). A loamy sand soil for plant growth substrate and NaCl salt for establishing the levels of salinity were used. The salinity and waterlogging factors imposed simultaneously at the five-leaf stage of plant growth. The plants were harvested after 60 days of growth and the concentrations of Fe، Cu، Zn and Mn in shoot and root were determined. The results showed that under non-waterlogged conditions، by addition of NaCl salt، the concentrations of Fe، Cu and Mn in shoot and those of Fe، Cu and Zn in root were decreased but that of Zn in shoot was increased; while the root concentration of Mn did not change significantly. Under waterlogged conditions، the effect of NaCl addition on the concentrations of Fe، Cu، Zn and Mn in shoot and root was dependent on the duration of soil waterlogging. Without NaCl addition، the shoot concentrations of Fe، Cu and Mn and the root concentrations of Fe، Cu and Zn were lower under waterlogged conditions than non-waterlogged conditions، while the concentration of Zn in shoot and that of Mn in root under waterlogged conditions were not significantly different from non-waterlogged conditions. At NaCl added conditions، the effect of the duration of soil waterlogging on the concentrations of Fe، Cu، Zn and Mn in shoot and root was dependent on the salinity level. The corn plant accumulated Zn in shoot under saline conditions (4 and 8 dS/m) and in root under non-saline conditions (0. 11 and 2 dS/m). The Zn concentration of shoot was greater than that of root under waterlogged and non-waterlogged conditions. In all studied conditions، the corn plant accumulated Fe، Cu and Mn in root. The results demonstrated that even short periods of soil waterlogging had significant effect on the Fe، Cu، Zn and Mn concentrations of shoot and root of forage corn.

    Keywords: Corn, Cupper, Iron, Manganese, Salinity, Waterlogging, Zinc
  • A. Karimi, H. Khodaverdiloo, Mh Rasouli Sadaghiani Page 227

    Phytoremediation، the use of plants in association with microorganisms for remediation of contaminated sites، is a promising technique for reclamation of heavy metals contaminated soils. In this research the role of selected species of Glomus (G. intraradices، G. mosseae و G. fasciculatum) and Pseudomonas (P. putida، P. fluorescens و P. aeruginosa) in phytoremediation of soil Pb contamination by Hyoscyamus (Hyoscyamus niger) was investigated. This study was carried out in greenhouse condition as a factorial experiment based on a randomized complete block design with two factors including Pb concentration (in four levels) and microbial treatment (in three levels) and in three replications under greenhouse conditions. A soil sample was spiked uniformly with Pb-nitrate salt to create different Pb concentrations (0، 250، 500 and 1000 mg kg-1). The contaminated soils were then sterilized and subsequently inoculated with the species of Glomus fungi and Pseudomonas bacteria. Hyoscyamus plant was grown in these soils. Results indicate that Glomus fungi and Pseudomonas bacteria increased significantly (P≤ 0. 05) the amount of proline، soil bioavailable Pb، biomass of root and shoot and the amount of Pb was stabilized and extracted by Hyoscyamus niger as compared to the control treatment. Glomus fungi and Pseudomonas bacteria increased the amounts of extracted Pb by shoots up to 2. 7 and 2 times and the stabilized Pb in roots up to 3. 1 and 1. 9 times higher than corresponding control treatments، respectively. It can be concluded that the studied microbes are promising agents to alleviate Pb phytotoxicity and to enhance Pb phytoremediation efficiency by Hyoscyamus.

    Keywords: Glomus, Hyoscyamus niger, Pb, Phytoremediation, Pseudomonas
  • J. Keshavarz Zarjani, N. Aliasgharzad, Sh Oustan Page 245

    Potassium availability in soil is an important criterion for plant growth and yield production. In this study the ability of six strains of potassium releasing bacteria including Lysinibacillus fusiformis (JK1) and five strains of Bacillus megaterium (JK2، JK3، JK4، JK5 and Jk6) On growth and potassium uptake of tomato plants was investigated in a sandy loam soil with 70 mg kg-1 available-K. An experiment based on completely randomized design with four replications was conducted under greenhouse conditions. Treatments consisted of six strains of bacteria، K- fertilizer treatment (+K and -bacteria) and control (- K and - bacterial). The results showed that the effect of six bacterial strains inoculum on dry weight of shoot and root in treatment of bacteria was significant (P<0. 05). The highest amounts of dry weights shoot and root were accounted for JK4 and JK5 which in comparsion with the non-bacterial control showed 23. 97 and 52. 23% increments، respectively، while their difference with other strains were not significant. The highest concentration and content of potassium in shoot was calculated for K treated and non-bacterial plants that was significantly different from other treatments (P<0. 01)، which compared to the non-bacterial control showed 69. 88 and 88. 06 % increase، respectively. Among the strains tested here the highest concentration of shoot potassium was belong to the strains JK5 (17. 10 mg g-1) and JK6 (17. 10 mg g-1) that compared to the non-bacterial control showed 32. 04 % increase and showed no significant difference with JK1. Also the highest content of shoot potassium was obtained with strain JK6 that compared to the non-bacterial control showed 59. 28 % increase and showed no significant difference with JK5 and JK1. The highest concentration and content of root potassium was related to K treated and non-bacterial plants that showed significant difference with other strains. Among the strains tested the highest concentration and content of root K was related to strain JK4.

    Keywords: Bacillus megaterium, Lysinibacillus fusiformis, Potassium, Potassium releasing
  • A. Sozepor, M. Shafaai Bejestan, Y. Ghado Page 257

    In this study a series of tests in a 90 degree sharp bend with R/B=2 and constant flow depth 17cm at three different flow discharges of 15، 25 and 35 lit/sec having Froude numbers of 0. 17، 0. 28 and 0. 4 respectively are conducted. By applying a mesh with the nodes no. of 4*12*60 (in depth، width and longitude) within the bend، the three components of flow velocity were measured at each node. The obtained data were plotted by Tecplot and were analyzed by Excel software. The results show that by increasing the Froude number، the initiation separation region from the inner wallbends at bend middle has been shifted to the upstream. Bed shear stress distribution show that it reaches to a maximum value at two locations: the first location is within 10-70 degree in inner wall and the second location is within 80 degree till the end of bend in outer wall. Computation of secondary flow strength show that its maximum magnitude happens at 50 degree (in inner bank) and 80 degree (in outer wall) locations.

    Keywords: Bed shear stress, Pattern flow, Secondary flow strength, 90 degree sharp bend
  • M. Abdolahpour, A. Hosseinzadeh Dalir Page 269

    This study is done with the purpose of developing an effective method to release sediment out of dam reservoirs. Semi-cylinder is employed in front of bottom outlet to enhance vortex flow and their effects were tested. On the semi-cylinder، gaps with different height and length were created in such a way that the top of the gap was in the bed level and as well as the bottom level of the outlet. The experiments were carried out on the semi-cylinder with different diameters and water levels. The results indicated that for a given water level flushing capacity was less sensitive to gap length. When the ratio of semi-cylinder diameter to length of gaps equals to 2، the maximum flushing capacity occurred. The flushing capacity variation with respected to the gap height is large، and when the ratio of gap height to diameter of the semi-cylinder was 0. 6 flushing capacity increased significantly. Furthermore when diameter of semi-cylinder was 2. 5 times larger than the bottom outlet diameter the maximum amount of flushing capacity was occurred. This flushing capacity was 30 times more than the rate in which no semi-cylinder was installed.

    Keywords: Bottom outlet, Reservoir, Sediment flushing capacity, Semi, cylinder structure, Vortex flow
  • Z. Shojaeian, Sm Kashefipour Page 283

    One of the most important ways for dissipation of excess energy in downstream of overflow dams is the occurrence of hydraulic jump. In this research the hydraulic jump phenomenon was simulated using the Flow-3D software with two different turbulence models including the standard and RNG models. For this type of phenomenon and most accurate predictions of hydraulic jump characteristics، these two turbulence models were first verified using the data measured in a laboratory flume by Chanson and Chacherau. It was found that the RNG turbulence model performed much better than the standard turbulence model. The model was then applied for simulation of hydraulic jump in the physical model of Nemrood dam stilling basin. The computed pressure، velocity distributions and water surface profiles were compared with the corresponding experimental measured data that matched together successfully.

    Keywords: Flow, 3D software, Hydraulic jump, Reservoir dam, Turbulence mode