فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 4 (تیر 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/07/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله مروری
  • میترا حریری، زمزم پاک نهاد صفحات 333-334
    مقدمه
    امروزه تعداد زیادی از مطالعات مشاهده ای و اپیدمیولوژیکی پیشنهاد می کنند که اختلالات رفتاری با کاهش دریافت اسیدهای چرب امگا 3 در ارتباط می باشند. این شواهد باعث انجام مطالعات کارآزمایی بالینی به منظور بررسی اثر این اسیدهای چرب در اختلالات رفتاری شدند. در مطالعه مروری حاضر، کلیه کارآزمایی های بالینی که از سال 2009 به بعد به منظور بررسی اثر اسیدهای چرب امگا 3 روی اختلالات رفتاری منتشر شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند.
    روش ها
    در بسیاری از مطالعات حجم نمونه خیلی کوچک بود، ولی به دلیل طراحی بسیار عالی، در این مقاله بررسی شدند. اسیدهای چرب امگا 3 هم در کودکان و هم در بزرگسالان خیلی خوب تحمل می شد و تنها عوارض جانبی گزارش شده، ناراحتی های جزیی گوارشی بود که در خیلی از بیماران دیده شد. در مورد اسکیزوفرنی، خیلی از شواهد نشان دهنده موثر بودن اسید چرب امگا 3 در درمان بیماری است. در مورد بیش فعالی- نقص توجه نتایج نشان دهنده تاثیر جزیی اسیدهای چرب امگا 3 در درمان این بیماری است، ولی تاثیرات سودمند امگا 3 در مدرسه بیشتر از محیط خانواده گزارش شد. در مورد افسردگی ممکن است اسید چرب ایکوزاپنتوئنوئیک اسید موثرتر از دوکزاهگزا انوئیک اسید باشد، ولی به علت عوامل مخدوش کننده فراوان نمی توان به طور قطعی اظهار نظر کرد.
    نتیجه گیری
    با وجود این که نمی توان به طور قطعی اسیدهای چرب امگا 3 را به عنوان درمان اختلالات روان توصیه کرد، اما شواهد در دسترس که توجیه کننده انجام مطالعات بالینی بیشتری می باشند، بسیار قوی هستند.
    کلیدواژگان: ایکوزاپنتوئنوئیک اسید، دوکزاهگزا انوئیک اسید، اسکیزوفرنی، بیش فعالی، نقص توجه، افسردگی
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • پرستو اوجیان، فاطمه الحانی، آذر طل صفحات 345-353
    مقدمه
    پرستاران همواره با حجم کار زیاد و منابع انسانی محدود مواجه هستند و از طرف دیگر باید نقش خود را به عنوان عضو موثر در خانواده ایفا نمایند. با توجه به این که لازم است پرستاران در برقراری تعادل بین مسوولیت های کاری و خانوادگی خود ایفای نقش نمایند، ممکن است این امر بر کیفیت زندگی آن ها تاثیرگذار باشد. مطالعه حاضر با هدف، ارزیابی وضعیت تضاد شغلی و تضاد خانواده با شغل در پرستاران شاغل در بیمارستان و ارتباط بین این عوامل با کیفیت زندگی آنان طراحی و اجرا گردید.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که در آن 60 پرستار شاغل در سه بیمارستان آموزشی شهر تهران با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل چهار قسمت اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه های تضاد شغل با خانواده و تضاد خانواده با شغل Carlson و پرسش نامه کیفیت زندگی (SF-36) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و همبستگی استفاده گردید و سطح معنی داری در این مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میزان تضاد شغل با خانواده در پرستاران به مراتب بیشتر از تضاد خانواده با شغل بود که در ابعاد زمان و کشش نقشی قابل ملاحظه تر بود. همچنین این دو متغیر با هم ارتباط معنی دار، مستقیم و خطی داشتند (01/0 > P، 388/0 = r). از سوی دیگر، میزان کیفیت زندگی بیشتر پرستاران (90 درصد) در حد متوسط بود. کیفیت زندگی با دو متغیر تضاد شغل با خانواده (01/0 > P، 469/0- = r) و تضاد خانواده با شغل (05/0 > P، 282/0- = r) ارتباط معنی دار، معکوس و خطی داشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد با توجه به وضعیت تضاد شغل پرستاری با خانواده و تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد شاغل، ارایه راهکارهای جامعی برای کاهش این تضاد در محیط کار اجتناب ناپذیر می باشد.
    کلیدواژگان: تضاد شغل با خانواده، تضاد خانواده با شغل، کیفیت زندگی، پرستاران
  • ذبیح الله قارلی پور، سید محمد مهدی هزاوه ای، بابک معینی، مهین نظری، عباس مقیم بیگی صفحات 354-361
    مقدمه
    مصرف سیگار در نوجوانان یکی از مشکلات مهم بهداشتی محسوب می شود و عامل خطر مهمی برای بروز رفتارهای پرخطر در بزرگسالی است. با توجه به شروع مصرف سیگار در سنین پایین و خطرات ناشی از آن، توجه به سطح دانش و رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در نوجوانان ضروری می باشد. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثربخشی برنامه های آموزشی در ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در نوجوانان بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مداخله ای از نوع نیمه تجربی بود که بر روی دانش آموزان پسر پایه دوم راهنمایی شهر شیراز در سال 89-1388 انجام گرفت. بر این اساس و قبل از شروع مداخله، مطالعه ای در این راستا انجام شد و طبق آن 240 نفر از دانش آموزان از دو مدرسه به صورت تصادفی، یکی به عنوان مداخله (120 نفر) و دیگری به عنوان شاهد (120 نفر) انتخاب شدند. سپس پرسش نامه در اختیار آنان قرار گرفت و پس از اجرای برنامه آموزشی در گروه مداخله، داده های لازم از دو گروه جمع آوری گردید و پس از ورود به نرم افزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمون های آماری Independent t، Paired t، McNemar و 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره آگاهی از عوارض و پیامدهای مصرف سیگار بعد از مداخله آموزشی در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشت (0001/0 > P). همچنین میانگین نمره رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار در گروه مداخله بعد از برنامه آموزشی افزایش معنی دار آماری را نشان داد (0001/0 > P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه، باید برنامه های آموزشی مناسبی در جهت تقویت رفتارهای پیشگیری کننده مصرف سیگار برای پیشگیری و کنترل مصرف دخانیات در سنین پایین تر در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: آموزش، دانش آموزان، مصرف سیگار، عملکرد
  • سمیه ابراهیمی، حسین غضنفری، الهه طاهری، کریم زمانی، محمود باباییان، اکبر حسن زاده صفحات 362-369
    مقدمه
    سیلیکوزیس (Silicosis) بیماری ریوی با سیر تکاملی آهسته و از بیماری های شغلی و غیر قابل برگشت می باشد که در مراحل ابتدایی فاقد علایم بالینی بوده و علامت اصلی آن تنها علایم رادیولوژیکی است. بروز این علایم بستگی به سن، حساسیت فردی، سابقه کار، مصرف سیگار و مدت زمان مواجهه دارد. هدف این مطالعه، بررسی شیوع بیماری سیلیکوزیس و عوامل مرتبط با آن در کارگران سنگ تراش خمینی شهری بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر به صورت مقطعی، از طریق سرشماری روی70 سنگ تراش انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز از طریق معاینات کارگران (طبق فرم شماره 1 معاینات کارگران) و فرم ارجاع جمع آوری گردید. از تمام افراد گرافی قفسه سینه گرفته شد که با معاینه پزشک طب کار افراد مبتلا مشخص و دوباره از آن ها گرافی قفسه سینه با کیفیت بالا گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS و به وسیله آزمون های 2c، Mann-Whitney و Independent t صورت پذیرفت.
    یافته ها
    میانگین سن مبتلایان به سیلیکوزیس 04/18 ± 4/46 سال به دست آمد. 57/28 درصد افراد مبتلا کمتر از 20 سال سابقه کار داشتند، ضمن این که از 7 نفر مبتلا به این بیماری، 3 نفر سیگاری بودند. آزمون 2c رابطه معنی داری بین سیگاری بودن و ابتلا به سیلیکوزیس را نشان داد (05/0 = P). آزمونIndependent t رابطه معنی داری بین سابقه کار و سن افراد با سیلیکوزیس نشان نداد.
    نتیجه گیری
    با توجه به ابتلای 6/15 درصد شاغلین، متولیان سلامت شغلی باید با برنامه ریزی صحیح تر در خصوص بهسازی شرایط محیط کار، معاینات به موقع پزشکی و کنترل عوامل زیان آور محیط کار نسبت به حفظ سلامت این افراد اقدام نمایند.
    کلیدواژگان: سیلیس، سیلیکوزیس، کارگاه سنگ تراشی
  • رحیم عالی، مهناز نیک آیین، شراره مقیم صفحات 370-377
    مقدمه
    میکروارگانیسم ها و پاتوژن های انسانی زیادی از جمله باکتری ها، ویروس ها و پروتوزئرها در لجن فاضلاب وجود دارند. بنابراین، لجن دفعی نهایی به عنوان یک آلاینده زیست محیطی و انتقال دهنده عوامل مسبب بیماری ها مورد توجه می باشد. آنتروویروس ها به عنوان عامل مبنایی گاستروانتریت های حاد و هپاتیت ها، یکی از مهم ترین پاتوژن های روده ای موثر بر سلامتی انسان هستند. هدف از این تحقیق، ردیابی آنتروویروس ها در لجن دفعی دو تصفیه خانه در اصفهان بود.
    روش ها
    در این تحقیق 30 نمونه از دو تصفیه خانه فاضلاب برداشت شد. بعد از اندازه گیری درجه حرارت، نمونه ها به آزمایشگاه منتقل و آزمایش جامدات کل، جامدات فرار و آنتروویروس ها بر اساس استاندارد متد (بخش F 9510) و راهنمای کنترل پاتوژن و جذب ناقلین در لجن فاضلاب [EPA (Environmental Protection Agency) ضمیمه F] انجام شد.
    یافته ها
    میانگین درجه حرارت نمونه ها 23 درجه سانتی گراد بود. میانگین تعداد آنتروویروس ها در دو تصفیه خانه A و B به ترتیب 106 5/4 و105 7/7 واحد تشکیل دهنده پلاک (Plaque-forming unit یا PFU) در 4 گرم لجن دفعی نهایی بود. آنالیز آماری ارتباط معنی دار مهمی بین آنتروویروس ها و جامدات فرار نشان داد. تعداد آنتروویروس ها در تابستان در مقایسه با پاییز بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که نمونه ها نتوانستند الزامات کلاس A مرتبط با آنتروویروس ها را پوشش دهند و پتانسیل خطر برای مردم در مواجهه با لجن دفعی وجود دارد. بنابراین، محدودیت کاربرد در زمین برای حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست ضروری است. به هر حال برای کاهش پاتوژن ها و دستیابی به استانداردهای کاربرد لجن در زمین، باید روش های خاص تصفیه لجن مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: لجن دفعی نهایی، انتروویروس، تصفیه خانه های فاضلاب
  • حسین شهنازی، غلامرضا شریفی راد، مهنوش رئیسی، سید همام الدین جوادزاده، فاطمه رجعتی، عبدالرحمان چرکزی، میترا مودی صفحات 378-384
    مقدمه
    هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط بین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (حساسیت درک شده، موانع درک شده، منافع درک شده، خودکارامدی درک شده و راهنما برای عمل) و مصرف سیگار در میان دانش آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر اصفهان بود.
    روش ها
    مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر به شیوه مقطعی بر روی 382 نفر از دانش آموزان پسر شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. در این مطالعه، آزمودنی ها از میان 8 مدرسه در سطح شهر اصفهان به شیوه تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 18، آمار توصیفی و آزمون های 2c و Independent t استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین سنی دانش آموزان 62/0 ± 72/17 سال بود. در کل 2/7 درصد از آزمودنی ها در طول 30 روز گذشته سیگار کشیده بودند و 7/32 درصد از آن ها در طول زندگی خود تجربه مصرف سیگار را داشتند. نتایج آزمون t نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین حساسیت درک شده (03/0 = P)، منافع درک شده (01/0 = P)، خودکارامدی درک شده (001/0 = P) بین افراد سیگاری و غیر سیگاری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که بین سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و مصرف سیگار در افراد مورد مطالعه ارتباط معنی دار آماری وجود دارد. بنابراین انتظار می رود توسعه برنامه های پیشگیری کننده از مصرف سیگار و یا برنامه های آموزشی با تمرکز بر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در این زمینه مفید واقع گردد.
    کلیدواژگان: مصرف سیگار، مدل اعتقاد بهداشتی، دانش آموزان، اصفهان
  • میترا مودی، انسیه نوروزی، محسن رضاییان، فیروزه مصطفوی، غلامرضا شریفی راد صفحات 385-394
    مقدمه
    سرطان پستان شایع ترین سرطان برای زنان در سراسر دنیا به شمار می رود که در صورت تشخیص در مراحل اولیه، قابل کنترل می باشد. ماموگرافی دقیق ترین روش برای تشخیص زودرس سرطان پستان است. مطالعه حاضر به بررسی و مقایسه اثربخشی سه روش مختلف آموزشی بر میزان آگاهی و باورهای بهداشتی زنان بالای 40 سال شهر اصفهان نسبت به انجام رفتار غربالگری ماموگرافی پرداخت.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعه ای و تجربی بود که به صورت مبتنی بر جمعیت در میان 96 نفر از زنان بالای 40 سال شهر اصفهان انجام شد. این زنان به طور تصادفی در 3 گروه مداخله آموزشی (آموزش گروهی همراه با کتاب، آموزش گروهی و ارسال پستی کتاب) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ای شامل سه بخش مشخصات فردی، سوالات آگاهی و سوالات مربوط به سازه های مدل اعتقاد بهداشتی (بر اساس پرسش نامه مدل اعتقاد بهداشتی Champion) می شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و از طریق آمار توصیفی و تحلیلی 2c، ANOVA و Paired t در سطح معنی داری 05/0 = α مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    قبل از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری در میانگین نمرات آگاهی و سازه های مدل اعتقاد بهداشتی بین سه گروه مورد مطالعه وجود نداشت؛ در حالی که سه ماه بعد از مداخله اختلاف معنی داری در میانگین نمرات آگاهی و سازه های مدل بین سه گروه مورد مطالعه مشاهده شد. همچنین آزمون های آماری اختلاف معنی داری بین میانگین نمرات آگاهی و اغلب سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در هر یک از گروه های مورد مطالعه، قبل و سه ماه بعد از مداخله نشان دادند (001/0 £ P).
    نتیجه گیری
    در میان روش های مورد بررسی در این مطالعه، آموزش گروهی توام با کتاب نسبت به دو روش دیگر تاثیر بیشتری بر افزایش آگاهی، حساسیت، شدت درک شده و منافع درک شده ماموگرافی و نیز کاهش موانع درک شده ماموگرافی داشت. این مساله لزوم توجه به طراحی برنامه های آموزشی ترکیبی را می رساند.
    کلیدواژگان: مداخله آموزشی، مدل باور بهداشتی، ماموگرافی
  • آرش نجیمی، محتشم غفاری صفحات 395-402
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله آموزشی بر ارتقای مصرف میوه و سبزیجات در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان در سال 1389 انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه تجربی، 138 نفر از دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (68 نفر) و شاهد (70 نفر) تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته و پرسش نامه ثبت غذایی بود. روایی و پایایی پرسش نامه به وسیله روایی صوری، روایی محتوا و پایایی درونی (86/0 = α) بررسی گردید. داده های هر دو گروه به صورت مشابه و در دو زمان قبل و 3 ماه پس از مداخله آموزشی جمع آوری شد. مداخله آموزش تغذیه در گروه آزمون در قالب 4 جلسه آموزشی 60 دقیقه ای و به صورت آموزش گروهی برگزار گردید. داده ها به وسیله آزمون های آماری 2c، Independent t و Paired t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مشارکت افراد در این تحقیق داوطلبانه و با رضایت آگاهانه بود.
    یافته ها
    میانگین نمره آگاهی (001/0 > P)، نگرش نسبت به رفتار (001/0 > P) و حمایت اجتماعی (030/0 = P) سه ماه پس از مداخله آموزشی در گروه مداخله بهبود معنی داری یافت. علاوه بر آن، مقایسه رفتارهای تغذیه ای 3 ماه پس از مداخله آموزشی بهبود معنی داری را در میانگین سهم روزانه دریافت گروه غذایی میوه و سبزیجات در گروه مداخله نشان داد (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که آموزش تغذیه به عنوان ابزاری در دسترس و موثر در برنامه های ارتقای سلامت با تمرکز بر توسعه رفتارهای تغذیه سالم قابل استفاده می باشد.
    کلیدواژگان: میوه، سبزیجات، دانش آموزان، آموزش
  • اسماعیل جهانبخش، منصور حقیقتیان، فرانک روان مهر، کبری حسین پور صفحات 403-411
    مقدمه
    یکی از بیماری های قرن حاضر که متاسفانه اکثر جوان ها به خصوص دختران و زنان جوان به این بیماری مبتلا می شوند، بیماری مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS) می باشد. علت این بیماری هنوز از نظر پزشکان متخصص دنیا مشخص نیست. با توجه به تعداد زیاد این بیماران و اهمیت شناسایی عوامل موثر بر ارتقای کیفیت زندگی آنان، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین حمایت های اجتماعی و کیفیت زندگی بیماران MS انجام گردید.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی با نمونه گیری تصادفی ساده در بین 230 نفر بیمار مبتلا به MS در شهر اصفهان (164 نفر زن و 66 نفر مرد) با ابزار پرسش نامه انجام گردید. متغیرهای مورد استفاده عبارت از حمایت های اجتماعی- اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، خدماتی، بهبودی نسب بیماران، رضایت از زندگی، ارتقای پایگاه اجتماعی بیمار، احساس امنیت، اعتماد به نفس، عبادت و افسردگی بودند. معیار سنجش متغیرها طیف لیکرت بود. پس از تعیین روایی و پایایی در مطالعه اولیه، داده های نهایی با سطح معنی داری 95 درصد و با استفاده از نرم افزار SPSS و آمارهای توصیفی و آزمون ضریب همبستگی Pearson تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه 3/71 درصد پاسخگویان زن، 7/35 درصد متاهل و 9/30 درصد شاغل بودند. بین حمایت های اجتماعی با احساس رضایت از زندگی، ارتقای پایگاه و موقعیت فرد در اجتماع، امید به زندگی، انگیزه جهت پذیرش علایم و اختلالات بیماری و افزایش اعتماد به نفس در بیماران MS (28/0 = r، 001/0 > P) رابطه معنی دار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از اهمیت حمایت های اجتماعی است که می تواند به احساس رضایتمندی از زندگی و امیدواری در بیماران مبتلا به MS منجر شود. حمایت های اجتماعی به صور گوناگون اعم از مالی- اقتصادی، فرهنگی- آموزشی و حمایتی- خدماتی می تواند در رفاه حال بیماران مبتلا به MS موثر واقع گردد. با این وجود به سبب نبود درمان قطعی جهت درمان این بیماری، حمایت های اجتماعی همه جانبه نیز نمی تواند با بهبودی نسبی این مبتلایان رابطه معنی داری داشته باشد.
    کلیدواژگان: بیماری MS، حمایت، حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی، بیماران
  • فاضل زینت مطلق، غلامرضا شریفی راد، فرزاد جلیلیان، مهدی میرزایی علویجه، عباس آقایی، تورج احمدی جویباری صفحات 412-420
    مقدمه
    آموزش تغذیه به بیماران مبتلا به دیابت برای کنترل بهتر بیماری یک ضرورت می باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ارتقای آگاهی تغذیه ای روی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با بهره گیری از مدل اعتقاد بهداشتی بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی بود که روی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی روستایی شهرستان گچساران انجام شد. برای این امر از مسوولین مرکز بهداشت شهرستان گچساران مجوز اخذ گردید و با مراکز بهداشتی درمانی روستایی هماهنگی صورت گرفت. سپس به تصادف بیماران 2 مرکز بهداشت به عنوان گروه مداخله و بیماران 2 مرکز دیگر به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. به تعداد 140 نفر از بیماران (70 نفر در گروه شاهد و 70 نفر در گروه مداخله) به صورت تصادفی ساده از بین بیماران جهت ورود به مطالعه انتخاب شدند. گروه مداخله آموزش های مورد نظر را دریافت نمودند. در نهایت پس از گذشت 3 ماه از انجام مداخله آموزشی از هر دو گروه ارزشیابی نهایی به عمل آمد.
    یافته ها
    بعد از اجرای برنامه آموزشی اختلاف معنی داری در افزایش میانگین نمره آگاهی، شدت درک شده، حساسیت درک شده، منافع درک شده و خودکارامدی درک شده و کاهش موانع درک شده در بین بیماران گروه مداخله حاصل شد (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه سودمندی اجرای برنامه های آموزشی در خصوص ارتقای آگاهی تغذیه ای در بین بیماران گروه مداخله را نشان داد.
    کلیدواژگان: آموزش تغذیه، مدل اعتقاد بهداشتی، دیابت نوع دو
  • محمود یاحی، فاطمه صمدانیان، محسن حسینی، لیلا آزادبخت صفحات 421-429
    مقدمه
    بررسی های اخیر حاکی از افزایش شیوع هشداردهنده چاقی در سراسر جهان می باشد. با توجه به افزایش آمار چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی در جامعه ایرانی و ارتباط این عارضه با شیوه زندگی و ساختارهای اجتماعی و شغلی، بررسی وضعیت شاخص های تن سنجی و میزان شیوع آن ها جهت انجام مطالعه ها و تحقیق های بعدی ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان شیوع چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی در دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی، 215 نفر دانشجوی شاغل به تحصیل در رشته ها و مقاطع مختلف دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان به طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. علاوه بر تکمیل فرم اطلاعاتی مشخصات آنتروپومتریک آنان طبق پروتکل استاندارد اندازه گیری شد.
    یافته ها
    در این مطالعه مشخص شد که صفر درصد دختران و 88/5 درصد پسران دچار اضافه وزن (kg/m2 25 > Body mass index یا BMI)، صفر درصد دختران و 92/3 درصد پسران دچار چاقی (kg/m2 30 BMI >) و 31/5 درصد دختران و 95/4 درصد پسران دارای چاقی شکمی بودند. درصد افراد بدون این عارضه در دو گروه دختران و پسران اختلاف کمی داشت (7/52 در برابر 3/47 درصد). این شیوع ها با افزایش سن و سابقه فامیلی نسبت مستقیم داشت.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه شیوع اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی تفاوت چندانی در گروه های مختلف سنی، جنسی و حتی بر اساس سابقه فامیلی نداشت. پیشنهاد می گردد که عوامل خطر بروز چاقی، اضافه وزن و چاقی شکمی و عوامل موثر بر آن در مطالعه های آینده مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: چاقی، اضافه وزن، چاقی شکمی، دانشجویان
  • علیرضا چوبینه، ماندانا آقابیگی، سید حمیدرضا طباطبایی، شاهد اسدی، فوزیه جوادپور، احمد سلطان زاده صفحات 430-440
    مقدمه
    مطالعه ای روی نظام نوبت کاری و مشکلات ناشی از آن در پرسنل نوبت کار یک شرکت پتروشیمی انجام شد. در آن مطالعه پیشنهاداتی برای تغییر نظام نوبت کاری ارایه گردید و آن شرکت نظام نوبت کاری خود را از نظام 12 ساعتی به نظام 8 ساعتی تغییر داد. پس از سپری شدن یکسال، این مطالعه با هدف ارزیابی اثر تغییر برنامه نوبت کاری بر میزان شیوع مشکلات بهداشی در میان نوبت کاران شاغل در آن شرکت انجام شد.
    روش ها
    نمونه ها در این مطالعه مقطعی شامل 79 نوبت کار مطالعه فعلی و 74 نوبت کار مطالعه قبلی بودند. ابزار جمع آوری داده ها مشابه مطالعه قبلی و متشکل از پرسش نامه ای بود که سوال هایی در زمینه ویژگی های دموگرافیک، مشکلات بهداشتی و نظرخواهی در مورد تغییر برنامه نوبت کاری در آن گنجانده شده بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین سابقه کار در نظام نوبت کاری افراد مورد مطالعه در مطالعه فعلی و قبلی به ترتیب 40/2 ± 91/5 و 79/3 ± 18/5 سال بود (05/0 P >). شیوع برخی مشکلات گوارشی و اختلالات اسکلتی- عضلانی در مطالعه فعلی به طور معنی داری بیشتر از مطالعه قبلی بود (05/0 P <)، اما شیوع برخی مشکلات ذهنی در بین نوبت کاران مطالعه فعلی به طور معنی داری کمتر از شیوع آن ها در بین نوبت کاران مطالعه قبلی بود (05/0 P <). برنامه جدید از نظر نوبت کاران کمیت و کیفیت خواب آنان را بهبود بخشیده بود. همچنین یافته های این مطالعه نشان داد که 5/97 درصد افراد مورد مطالعه، نظام جدید را نسبت به نظام قبلی بهتر می دانستند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، تغییر برنامه نوبت کاری از نظام 12 ساعتی به 8 ساعتی باعث کاهش شیوع اختلالات ذهنی در نوبت کاران شده بود و به بهبود وضعیت خواب و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انجامیده بود. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که تغییر ایجاد شده در برنامه نوبت کاری مفید بوده است و اغلب افراد آن را اثربخش و مثبت ارزیابی نمودند.
    کلیدواژگان: مشکلات بهداشتی، برنامه نوبت کاری، صنعت پتروشیمی
|
  • Mitra Hariri, Zamzam Paknahad Pages 333-334
    A growing number of observational and epidemiological studies have suggested that mental illness، in particular mood disorders، is associated with decreased dietary intake and/or cellular abundance of omega-3 polyunsaturated fatty acids (PUFA). This has prompted researchers to test the efficacy of omega-3 PUFA in a range of different psychiatric disorders. We have critically reviewed the double-blinded placebo controlled clinical trials published prior to April 2009 to determine whether omega-3 PUFA are likely to be efficacious in these disorders. Most trials involved a small number of participants but were largely well designed. Omega-3 PUFAs were well tolerated by both children and adults with mild gastrointestinal effects being the only consistently reported adverse event. There was little evidence of a robust clinically relevant effect for schizophrenia. In the case of attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) and related disorders، most trials showed at most small benefits over placebo. A limited meta-analysis of these trials suggested that benefits of omega-3 PUFA supplementation may be greater in a classroom setting than at home. A meta-analysis of trials involving patients with major depressive disorder and bipolar disorder provided evidence that omega-3 PUFA supplementation reduces symptoms of depression. Furthermore، meta-regression analysis suggested that supplementation with eicosapentaenoic acid may be more beneficial in mood disorders than with docosahexaenoic acid (DHA); although several confounding factors prevented a definitive conclusion being made regarding which species of omega-3 PUFA is most beneficial. The mechanisms underlying the apparent efficacy of omega-3 PUFA in mood disorders compared to schizophrenia were discussed as is a rational for the possibly greater efficacy of eicosapentaenoic acid compared to docosahexaenoic acid. While it is not currently possible to recommend omega-3 PUFA as either a mono or adjunctive-therapy in any mental illnesses، the available evidence is strong enough to justify continued study، especially with regard to attention، anxiety and mood disorders.
    Keywords: Eicosapentaenoic Acid, Docosahexaenoic Acid, Schizophrenia, Attention Deficit Hyperactivity Disorder, Major Depression
  • Parastoo Oujian, Fatemeh Alhani, Azar Tol Pages 345-353
    Background
    Nurses are always faced with workload and lack of human resources and on the other hand they must play their family roles as well. According to needs of coordination between work and family tasks، this may have some effects on quality of life. This study aimed to assess work and family conflicts and its association with quality of life (QoL) among clinical nurses.
    Methods
    This was a cross-sectional study with simple randomization which was conducted on 60 nurses who worked in three university hospitals of Tehran. The study tools included demographic information، Carlson’s Work-Family Conflict Scale and 36-Item Short Form Health Survey (SF-36). The significant level was set at 0. 05.
    Findings
    Result of the study revealed that work conflict with family was more than family conflict with work which time and role conflicts were more significant domains. Furthermore، these two variables had significant، linear and direct association to each other (r = 0. 388; P < 0. 001). Quality of life of many nurses was moderate. QoL had a significant and indirect association with work conflict with family (r = -0. 469; P < 0. 001) and family conflict with work (r = -0. 282; P < 0. 005).
    Conclusion
    It seems that some strategies must be performed to decrease the work-family conflicts in workplace among clinical nurses.
    Keywords: Work, Family Conflict, Family, Work Conflict, Quality of Life Nurses
  • Zabihollah Gharlipour, Seyed Mohammad Mahdi Hazavehei, Babak Moeini, Mahin Nazari, Abbas Moghimbeygi Pages 354-361
    Background
    Smoking in adolescent is an important health issue. It is a serious high-risk factor for other risk behaviors in later adulthood. Regarding the start of smoking in lower ages and also the relative risks، giving attention to the level of knowledge and preventive behaviors of smoking is important in adolescents. Therefore، the present study aimed to determine the effectiveness of educational program on promotion of smoking preventive behaviors in adolescences.
    Methods
    A quasi-experimental study was carried out in the secondary school male students (2nd grade) of Shiraz، Iran in academic years 2009-2010. Before starting the study، a baseline study was carried out and two schools were selected; then a total number of 240 students were randomly selected for the intervention (n = 120) and the control (n = 120) groups. A questionnaire was designed for the prevention group، and then the data were collected after two months in both groups. Data were analyzed using independent t-tests، paired t-test، McNemar’s test and chi-square test.
    Findings
    The results showed that educational intervention had a significant effect on intervention group’s average response for knowledge of smoking side-effects (P < 0. 0001) in addition to average response for the preventive behaviors (P < 0. 0001).
    Conclusion
    Given these findings، educational programs must be applied for promotion of smoking preventive behaviors for controlling and prevention of tobacco use among adolescents.
    Keywords: Education, Students, Smoking, Behavior
  • Somayeh Ebrahimi, Hossein Ghazanfari, Elaheh Taheri, Karim Zamani, Mahmoud Babaeian, Akbar Hassanzadeh Pages 362-369
    Background
    Silicosis is a lung disease with irreversible and slow evolution which is one of the occupational diseases، and has no symptoms in the early stages، and the main symptoms are exclusively radiological signs. Symptoms are depending upon age، individual susceptibility، working history، smoking and exposure time. The aim of this study was to review the prevalence of silicosis and its related factors among the stone carving workers in Khomeinishahr، Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted using census method on 70 stone carving workers. Required data were obtained by workers’ form No. 1 for check-ups and form S-5 for workers exposure to silica. Chest X-Ray was obtained from all the subjects and was examined by an occupational medicine physician. Data were analyzed through chi-square، Mann-Whitney and independent t-test.
    Findings
    The mean age of patients with silicosis was 46. 4 ± 18. 4 years. 28. 57% of the patients had less than 20 years of experience. Besides 3 out of the 7 patients with this disease were smokers. Chi-square test showed a statistically significant association between smoking and risk of silicosis (P = 0. 05). Independent t-test showed no statistically significant association between experience and age in silicosis patients.
    Conclusion
    Due to the risk of 15. 6% among the workers، occupational health authorities have to provide more accurate plans for improving workplace conditions، timely medical examination and control of harmful agents in the workplace to protect and maintain the health of such individuals.
    Keywords: Silica, Silicosis, Stone Carving Workshop
  • Rahim Aali, Mahnaz Nikaeen, Sharareh Moghim Pages 370-377
    Background
    There are high numbers of human pathogenic microorganisms existing in municipal sewage sludge including bacteria، viruses، and protozoan parasites. Therefore، biosolids could be considered as the environmental contaminants and a major carrier of disease causing diseases. As the etiological agents of acute gastroenteritis and hepatitis، enteroviruses are one of the most significant enteric pathogens affecting human health. The aim of this research was to detect the enteroviruses in the sludge of two wastewater treatment plants (WWTP) in Isfahan، Iran.
    Methods
    In this study، 30 biosolid samples were taken from two WWTPs. After measuring the temperature، the samples were transported to the laboratory and analyzed for total solids (TS)، volatile solids (VS) and enteroviruses according to the test methods of Standard Methods (part 9510F) and manual of Control of Pathogens and Vector Attraction in Sewage Sludge from Environmental Protection Agency (EPA) appendix F.
    Findings
    Average temperature of the samples was about 23° C. The average number of enteroviruses was 4. 5 × 106 and 7. 7 × 105 plaque-forming unit (PFU) in 4 grams sludge for two WWTPs، respectively. The statistical analysis revealed a significant association between the enteroviruses and volatile solids. The number of enteroviruses was higher in summer in comparison to autumn.
    Conclusion
    The results showed that all the biosolid samples could not meet the Class A pathogen requirements for enteroviruses and poses a potential health risk for people exposed to. Therefore، restrictions in land application of biosolids are required in order to protect public health and the environment. Moreover، special biosolid treatment procedures must be used to reduce pathogens and to meet land-application standards.
    Keywords: Biosolids, Enteroviruses, Wastewater Treatment Plants
  • Hossien Shahnazi, Gholamreza Sharifirad, Mahnoosh Reisi, Seyed Homamodin Javadzadeh, Fatemeh Rajati, Abdolrahman Charkazi, Mitra Modi Pages 378-384
    Background
    The present study aimed to determine the association between constructs of the health belief model (HBM) (i. e. perceived susceptibility to smoking health-related problems، perceived barriers to non-smoking، perceived benefits of non-smoking، and perceived self-efficacy to non-smoking and cues to action of non-smoking) and cigarette smoking among male pre-university students.
    Methods
    A cross-sectional survey of 382 pre-university students was conducted in Isfahan، Iran in 2011. The sampling method was systematic randomized and students were selected from eight schools. The instrument was developed by the researchers based on the HBM. Statistical analysis was carried out using chi square and independent t-tests.
    Findings
    The mean age of students was 17. 72 ± 0. 62 years. In total، 7. 2% of the subjects reported smoking in the past 30 days and 32. 7% of them also reported ever having smoked in their lifetime. Results of t-test showed that there were significant differences in knowledge، perceived susceptibility (P = 0. 03)، benefits (P = 0. 01)، self-efficacy (P < 0. 01) and cues to action (P = 0. 07) between smokers and non-smokers.
    Conclusion
    The results suggested that constructs of HBM can be incorporated when examining the predictors of cigarette smoking and developing smoking preventive programs among pre-university students. In addition، with a better understanding of factors affecting this complex behavior (cigarette smoking)، it can be a useful step to reduce rate of mortality، costs، and improve community health outcomes.
    Keywords: Health Belief Model, Cigarette Smoking, Students
  • Mitra Moodi, Ensiyeh Norozi, Mohsen Rezaeian, Firoozeh Mostafavi, Gholamreza Sharifirad Pages 385-394
    Background
    Breast cancer is the most frequently occurring cancer among women worldwide so that، if detected in early stages، it would be controllable. Mammography is considered as the most exact means of detecting breast cancer in the earlier stages. This study evaluated and compared the effectiveness of three educational interventions on knowledge and health beliefs regarding breast cancer screening behaviors in women above 40 years in Isfahan، Iran.
    Methods
    This population-based، experimental study was conducted on 96 women above 40 years in Isfahan، Iran. These women were randomly divided into three interventional groups (group education along with book، group education، and mailing the book by post). Data collection tool was a three-part questionnaire which covered demographic data، knowledge questions and questions about constructs of the health belief model (HBM) (based on Champion’s health belief model questionnaire). The obtained data were analyzed using descriptive and analytical statistics such as chi-square، paired t-test and one-way analysis of variance (one-way ANOVA) at the set significance level α = 0. 05.
    Findings
    There was no statistical significant difference in mean scores of the knowledge and the HBM constructs between the three groups before the intervention. Whereas three months after the intervention، there was a statistical significant difference observed in mean scores of the knowledge and model structures between the three groups. The statistical tests showed a statistical significant difference between the mean scores of the knowledge and most of the HBM’s constructs before and after three months of intervention in each of the study groups (P ≤ 0. 001).
    Conclusion
    Among the methods examined in this study، group education along with books has been increasingly awarded. As a result، their perceived sensitivity، severity، and perceived benefits increased and perceived barriers to mammography decreased. This issue demands to the design of combined educational programs.
    Keywords: Educational Intervention, Knowledge, Health Belief Model, Mammography
  • Arash Najimi, Mohtasham Ghaffari Pages 395-402
    Background
    The aim of this study was to determine the effects of educational program on fruit and vegetable consumption among the fourth grade elementary school students.
    Methods
    This experimental study randomly divided 138 students into intervention group (n = 68) and control group (n = 70). Data collection tool was a self-administered questionnaire and food recording and food frequency questionnaire. The validity and reliability of the questionnaire was provided using content validity، face validity and internal reliability (α = 0. 86). The six 60-minute educational sessions were conducted during one month. Data of the two groups were collected before and three months after the educational intervention. Finally، the data were analyzed using chi-square، t-test and paired t-test.
    Findings
    Findings of this study showed that mean scores of the knowledge (P < 0. 001)، attitude to action (P < 0. 001) and social support (P = 0. 030) were significantly increased in the intervention group compared to the controls after the intervention. Moreover، the number of serving intakes regarding the fruit and vegetable has been increased significantly in the intervention group (P < 0. 001).
    Conclusion
    Our findings suggested that nutritional education is an accessible effective tool in health promotion programs with a focus on development of healthy nutritional practices.
    Keywords: Fruit, Vegetables, Students, Education
  • Esmaeil Jahanbakhsh, Mansoor Haghighatian, Faranak Ravanmehr, Kobra Hossein Pour Pages 403-411
    Background
    One of the diseases in the present century، which unfortunately affects the youths particularly the young girls and women، is the multiple sclerosis (MS). The cause of this disease is still unclear in the view of medical specialists in the whole world. Given numerous number of MS patients and importance of identifying effective acts to promote their quality of life (QoL)، this study accomplished to review the association between social support and the QoL of MS patients.
    Methods
    This descriptive study selected 230 MS patients with simple random sampling method (164 females and 66 males). MS in Isfahan، Iran was measured with a questionnaire. The variables included socioeconomic، socio-cultural، services، patient relative recovery، life satisfaction، enhanced social status، sense of security، confidence، devotion and depression supports in a Likert scale measure. After determining the reliability and validity of the primary study، the final data were analyzed using descriptive statistics and Pearson’s correlation coefficient.
    Findings
    Results of this study showed that there were 71. 3% females، 35. 7% married، and 30. 9% employed subjects. Results showed that there was a statistical significant association between the social support and life satisfaction، enhanced social status، and life expectancy، motivation for accepting the disease and symptoms، increased confidence in MS patients)r = 0. 28; P < 0. 0001).
    Conclusion
    The results suggested that the importance of social support can lead to a sense of satisfaction with life and hope in MS patients. However، the social supports financially، educationally، in terms of training and serviced may have an impression on MS patients’ welfare، but due to lack of a definite treatment for this disease، all the social support cannot have a statistical significant association with the relative improvement of the said sufferers.
    Keywords: Multiple Sclerosis, Support, Social Support, Quality Of Life, Patients
  • Fazel Zinat Motlagh, Gholamreza Sharifirad, Farzad Jalilian, Mehdi Mirzaei Alavijeh, Abbas Aghaei, Toraj Ahmadi-Jouibari Pages 412-420
    Background
    Nutritional education is a necessity in diabetic patients to better control of the disease. The aim of this study was to determine the effectiveness of educational programs to promote nutritional knowledge in type II diabetes patients using the health belief model (HBM).
    Methods
    This was a quasi-experimental study which was performed among type II diabetic patients referred to rural health centers in Gachsaran، Iran. Thus، after obtaining permission from officials of the health center in Gachsaran city and coordination with rural health centers، two centers as the intervention group and two centers as the control group were randomly selected، and then for study enrollment، 140 of the patients (70 patients in control group and 70 patients in intervention group) were selected in simple random sampling method among the patients; intervention group received the intended educations and were taken final assessment after 3 months of educational intervention in both groups.
    Findings
    The results showed a statistical significant difference after the implementation of educational programs in the intervention group in the mean knowledge scores، perceived severity، perceived susceptibility، perceived benefits and perceived self-efficacy and decreased perceived barriers (P < 0. 05).
    Conclusion
    The results demonstrated usefulness of implementing educational programs among intervention group concerning the promotion of nutritional knowledge. Keywords:
    Keywords: Nutrition Education, Health Belief Model, Type II Diabetes
  • Mahmood Yahai, Fathemeh Samadanian, Mohsen Hosseini, Leila Azadbakht Pages 421-429
    Background
    Current studies show high increase of obesity worldwide. Regarding the increment of prevalence of obesity، overweight and central obesity in Iranian community and its association with lifestyle and social and professional structures، anthropometrics indices and the prevalence of mentioned problems need to be assessed in future studies. The present study aimed to determine the prevalence of overweight، obesity and central obesity among students of School of Medicine in Isfahan University of Medical Sciences، Isfahan، Iran.
    Methods
    In this cross-sectional study، 215 students of different courses and degrees in School of Medicine were selected by cluster randomized stratified sampling method. The questionnaires were completed and their anthropometrics were determined by a standard protocol.
    Findings
    None of the females and 5. 88% of the males afflicted with overweight (Body Mass Index or BMI > 25); none of the females and 3. 92% of the males with obesity (BMI > 30)، 5. 31% of the females and 4. 95% of the males with central obesity. There was a slight difference between the subjects with or without these disorders. The prevalence were directly associated with the age increase and family history.
    Conclusion
    There were no statistical significant differences regarding the prevalence of obesity، overweight and central adiposity in different age، sex and family history groups.
    Keywords: Overweight, Obesity, Central Obesity, University, Students
  • Alireza Choobineh, Mandana Aghabeigi, Seyeh Hamidreza Tabatabaee, Shahed Asadi, Fouzieh Javadpour, Ahmad Soltanzaheh Pages 430-440
    Background
    After conducting a study on shift work and its related health problems in a petrochemical company and recommending a new shift system، the company changed its shift schedule from 12-hour to 8-hour pattern. After a year of implementing this new system، the present study was carried out to evaluate the effects of this change on health problems of shifting workers.
    Methods
    In this cross-sectional study، the subjects consisted of 79 shifting workers of the present study and 74 shift workers from the previous study. Data were collected by an anonymous questionnaire، similar to the one used in the previous study، in which questions on demographic characteristics، health problems and workers’ views about shift pattern change were included.
    Findings
    Mean working experience in shift work workers of the present and the previous study were 5. 91 ± 2. 40 and 5. 18 ± 3. 79 years، respectively (P > 0. 05). The results showed that the prevalence of some gastrointestinal and musculoskeletal problems in the present study were statistically and significantly higher than those of the previous study (P < 0. 05); however، the prevalence of some psychological disorders were lower in the present study subjects as compared to the individuals of the previous study (P < 0. 05). The results revealed that from the viewpoint of shift workers، new shift pattern improved quality and quantity of sleep. Furthermore، the findings showed that 97. 5% of the subjects evaluated the new shift schedule to be better than the previous one.
    Conclusion
    Based on the findings، changing the shift pattern from 12-hour to 8-hour system resulted in decreased prevalence of psychological problems، improvement of sleeping quality and improvement of their lives. It is، therefore، concluded that the change implemented in the shift pattern was useful، and most subjects evaluated it to be effective and positive.
    Keywords: Health Problems, Shift Schedule, Petrochemicall Industry