فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی کردستان - سال هجدهم شماره 3 (پیاپی 69، پاییز 1392)
  • سال هجدهم شماره 3 (پیاپی 69، پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/07/18
  • تعداد عناوین: 14
|
  • فاتح رحمانی، محمد علی کیانی، فرزین رضاعی، مرضیه نصوری، مدبر آراسته صفحات 1-12
    مقدمه
    شاید بتوان بخشی از تفاوتهای گسترده بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی را برحسب تمایزهای مشخصی در شخصیت،آسیب شناسی روانی، وضعیت هوشی و هیجانی این بیماران توضیح داد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نیمرخ های این بیماران از زوایای ذکر شده است.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر، از نوع توصیفی- مقایسه ای است. از میان بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر سنندج، که با تشخیص روانپزشکان، مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بوده و همکاری در پژوهش حاضر را پذیرفتند، 30 نفر انتخاب شدند. بعد از ثبت ویژگی های جمعیت شناختی، نخست با آزمون میلون 3، جهت تایید و کمی کردن تشخیص اولیه و سپس، با استفاده از پرسشنامه وضعیت هیجانی و آزمون هوشی وکسلر بزرگسال، مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه 30 نفری همتای این بیماران نیز به-همین ترتیب مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج، با تحلیل نیمرخ و تحلیل واریانس یکراهه، با استفاده از نرم افزار SPSS مورد مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها، بیانگر تفاوت معنادار دو گروه، در تمام نیمرخ های آزمون های میلون 3، وکسلر بزرگسال، و وضعیت هیجانی بود. تحلیل منفرد مقیاس ها، بیانگر تفاوت های آنها در گستره وسیعی از متغیرهای شخصیتی، هوشی و هیجانی بود.
    نتیجه گیری
    نتایج، دربردارنده نقش مهمی برای مولفه های هیجانی در زیربنای اختلال شخصیت مرزی و همایندی بسیاری از علائم اختلالات بالینی و شخصیتی در این بیماران است. متغیرهای هوشی این بیماران نیز قادر است بخش مهمی از علائم این اختلال را تبیین کند. به نظر می رسد درک عمیق تر مشکلات شناختی، عاطفی و رفتاری این بیماران، مستلزم توجهی خاص به این متغیرهاست.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت مرزی، آسیب شناسی روانی، شخصیت، هوش
  • محمد یخچالی، مهدی رنجبری کی جندابه صفحات 13-19
    زمینه و هدف
    لیشمانیوزیس بیماری انگلی است که توسط گونه های مختلف لیشمانیا در انسان، گوشتخواران و جوندگان بروز می کند. در ایران، گونه های لیشمانیا عامل لیشمانیوزیس جلدی است که از نواحی مختلف از جمله استان اصفهان به دفعات گزارش گردیده است. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر ترکیب گیاهی خرزهره، دانه فلفل، پودر بادام و روغن کرچک بر ضایعه جلدی ناشی از گونه های لیشمانیا در شرایط آزمایشگاهی و تاثیر آن بر روند ایجاد ضایعه در موش سوری انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه که از نوع تجربی (Repeated) بود، از ضایعات جلدی 10 نفر از افراد مبتلا به صورت تصادفی نمونه برداری شد. از 3 مورد آلوده به گونه های لیشمانیا (30درصد) در محیط کشت حاوی سرم جنین گاو 10 درصد پروماستیگوت تهیه شد. سپس اثر ترکیب گیاهی (برگ گیاه خرزهره، دانه فلفل، پودر بادام و روغن کرچک، 10 میکرولیتر) حاصل از جوشانده صاف شده برگ و تکه های نازک ساقه گیاه خرزهره به اضافه پودر مغز بادام، دانه کرچک و فلفل بر تکثیر انگل در محیط کشت حاوی پروماستیگوت های لیشمانیا (104×5 در میکرولیتر) و سرم جنین گاو (10درصد) با 3 تکرار و در حضور شاهد مطالعه گردید. در هفته چهارم 2/0 میلی لیتر از رقت های تهیه شده از پروماستیگوت های لیشمانیا گروه های تیمار و شاهد غنی شده در محیط در قاعده دم موش های سوری در گروه های تیمار (6 عدد) و شاهد (2 عدد) تلقیح شد و وسعت ضایعه جلدی تا 7 هفته مطالعه گردید. در خصوص ارزیابی اثر ترکیب گیاهی بر رشد کمی ضایعه جلدی از آزمون t استفاده گردید.
    یافته ها
    از نظر کمی، تعداد پروماستیگوت های انگل لیشمانیا در مواجهه با ترکیب گیاهی در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بودند. مطالعه ضایعه جلدی در قاعده دم موش های سوری تحت بررسی نیز بیانگر تاثیر معنی دار ترکیب گیاهی بر روند تشکیل زخم و ندول جلدی در قاعده دم موش های تیمار در مقایسه با گروه شاهد بود.
    نتیجه گیری
    ارزیابی اثر این ترکیب گیاهی بر رشد انگل در شرایط آزمایشگاهی و در تلقیح به موش سوری بیانگر تاثیر مثبت آن بر لیشمانیا و روند تشکیل زخم بود. توصیه می شود تحقیقات تکمیلی در خصوص سایر جنبه های داروشناسی این ترکیب گیاهی انجام شود.
    کلیدواژگان: خرزهره، لیشمانیا، پروماستیگوت، ایران
  • فردین غریبی، عطاء الله حیدری، مژده زارعی صفحات 20-28
    مقدمه
    بخشی از درآمد خانوار در همه کشورها صرف هزینه های مرتبط با سلامت می شود. مقدار این سهم و توزیع آن نشان دهنده تحمیل بار مالی سلامت به جوامع است. این مطالعه با هدف تعیین درصد پرداخت های مستقیم خانوارها برای دریافت خدمات، مراقبتها و وسایل بهداشتی مردم استان کردستان انجام گردید.
    روش مطالعه
    این مطالعه به روش توصیفی بر روی 1518 خانوار ساکن مناطق شهری و روستایی استان کردستان در سه ماهه چهارم سال 1388، در 150 خوشه 10 خانواری در سطح استان انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود که در دو بخش مشخصات خانوار و بخش هزینه های سلامت خانوار (هزینه سرپایی، هزینه بستری، هزینه مراقبت پرستاری، هزینه دارو و سایل طبی، هزینه های تشخیص طبی، پیرا پزشکی) طراحی شده بود. هزینه خدمات بهداشتی درمانی سرپایی (ویزیت، تشخیص، دارو و وسایل بهداشتی) و بستری در طول چهار هفته (شامل هفته آخر دی ماه، هفته دوم و چهارم بهمن ماه و هفته دوم اسفند ماه 1388) برای هر یک از اعضاء و یا خانوار را بصورت هزینه کل و هزینه پرداخت شده توسط خانوار در پرسشنامه ثبت گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار spss.16 و محاسبه میانگین، انحراف معیار و میانه تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    سهم مردم برای داروهای نسخه ای 3/43 درصد و برای سایر داروهای غیر نسخه ای و لوازم مصرفی 100 درصد، برای هزینه وسایل درمانی با دوام 4/95 درصد، برای خدمات تشخیصی درمانهای سرپایی 1/54 درصد، خدمات پزشکان بویژه ویزیت در مطب های خصوصی، درمانگاه یا منزل 5/75 درصد بوده است. سهم خانوار برای پرداخت هزینه های خدمات پزشک عمومی 3/62%، پزشک متخصص 5/76 %، روانپزشکان 7/75 % و برای دندانپزشکان برابر 9/80 درصد بود. مردم 8/13 درصد هزینه های بستری را پرداخت نموده بودند. میانگین کل هزینه خدمات سلامت خانواده های مورد مطالعه در مدت چهار هفته ای که این بررسی انجام شد برابر 252012 ± 85380 با میانه 41050 تومان بود که سهم پرداخت از جیب توسط مردم برابر 55 درصد بدست آمد.
    نتیجه گیری
    بطور کلی با توجه به درصد بالای سهم مردم از هزینه های سلامت، گسترش نقش سازمان های بیمه گر بر اساس سه هدف پوشش جمعیتی بیش از 90 درصد، افزایش سهم از هزینه های خدمات بخش دولتی و بخش خصوصی بیش از 70 درصد، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: هزینه سلامت، سهم خانوار، خدمات درمانی، خدمات بستری
  • محمد کارگر، پژمان عباسی، عباس دوستی، صادق قربانی دالینی صفحات 29-38
    زمینه و هدف
    سویه های اشریشیا کلی انتروتوکسیژنیک (ETEC) دومین گروه بزرگ اشریشیا کلی در ارتباط با اسهال و مسئول بیش از 25% از کل بیماری های کودکان می باشند. هدف از این پژوهش ارزیابی شیوع سویه های ETEC و ژن های بیماری زای آن در کودکان زیر 2 سال در شیراز می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بر روی 285 نمونه مدفوع اسهالی کودکان زیر 2 سال در شیراز انجام شد. در ابتدا سویه های اشریشیا کلی با استفاده از تست های بیوشیمیایی استاندارد جداسازی گردیدند. سپس شیوع سویه های ETEC و حضور ژن های st و lt با استفاده از تکنیک Real-Time PCR و حساسیت آنتی بیوتیکی با روش انتشار دیسک (CLSI) مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    از مجموع نمونه های مورد پژوهش، 49 مورد (17%) اشریشیا کلی تولید کننده اسهال جداسازی گردید که 7 مورد آن (3/14%) مربوط به سویه ETEC بود. از سویه های ETEC شناسایی شده، 4 مورد (14/57%) ژن lt، 1 مورد (29/14%) ژن stIa و 2 مورد (57/28%) دارای هر دو ژن lt، stIa بودند. تمامی سویه های ETEC نسبت به آنتی بیوتیک های کلرامفنیکل، آمیکاسین و نیتروفورانتویین حساسیت و نسبت به پنی سیلین و ماکرولیدها مقاومت داشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که سویه های اشریشیا کلی انتروتوکسیژنیک در منطقه مورد پژوهش شیوع گسترده ای دارند. بنابراین پایش گسترده بیمارستانی این پاتوتیپ با استفاده از روش های دقیق مولکولی به منظور ارزیابی شیوع آن در سایر مناطق کشور پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: اشریشیا کلی انتروتوکسیژنیک، Real، time PCR، نوزادان، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • طاهره ذبیح الهی، شوگار گفتاری، فردین غریبی، کژال نادری، اعظم کرانی، امامه دانش، ناصر رضاپور، فرزاد سردارزاده صفحات 39-46
    زمینه و هدف
    نان روزانه بخش اعظمی از انرژی، املاح معدنی و ویتامین های مورد نیاز انسان را تامین می کند. در دهه های اخیر مصرف جوش شیرین (بی کربنات سدیم) که باعث ورآمدن سریع خمیر نان و نمک اضافی که باعث جبران نواقص خمیر می شود، در کشور ما رواج پیدا کرده است. بقایای جوش شیرین موجود در نان موجب ناراحتی های گوارشی و مانع جذب کلسیم، آهن و سایر عناصر ضروری در دستگاه گوارش می شود و درصد نمک اضافی، صدمات جبران ناپذیری را بخصوص برای بیماران کلیوی و مبتلا به فشار خون بالا را درپی دارد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت استفاده از جوش شیرین و نمک در نانوایی های استان کردستان در سال های 13891387 و پیشنهاد راهکارهای مناسب برای کاهش استفاده از جوش شیرین و نمک در نان است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی (توصیفی تحلیلی) در سال های 87 تا 89 در استان کردستان انجام شده است. pH و درصد نمک طعام نمونه نان های پخت شده مطابق روش استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران به شماره 2628 اندازه گیری شده است. pH بالاتر از 3/6 نشان دهنده استفاده از جوش شیرین در نان و pH کمتر از این مقدار، نشانگر عدم استفاده از جوش شیرین در نان درنظرگرفته شده است. همچنین نمک بالاتر از 3/2 درصد نشان دهنده استفاده از نمک به مقدار زیاد می باشد.
    یافته ها
    تعداد 2098 قرص نان طی سال های 87 تا 89 به آزمایشگاه کنترل مواد غذایی استان کردستان ارسال شده که میانگین pH به دست آمده از کلیه نان ها 32/0±01/6 می باشد. به تفکیک نوع نان، بربری دارای میانگین pH (74/0 ±24/6)، سنگک دارای میانگین pH (57/0±86/5) و لواش دارای میانگین pH (26/0 ±00/6) می باشد. میانگین نمک در نان ها 78/0±19/2 بود.
    نتیجه گیری
    متوسط کل pH در نانوایی های مورد مطالعه در حد استاندارد بود؛ اما متوسط کل درصد نمک از حد استاندارد اندکی بیشتر بود که از عوامل آن می توان به کیفیت آرد اشاره کرد. علی رغم ممنوعیت مصرف جوش شیرین در تولید نان از سوی وزارت بهداشت، این ماده همچنان در فرآیند یاد شده مصرف می شود. مصرف جوش شیرین در نان بربری رایج تر از نان سنگک و لواش است. همچنین مصرف نمک اضافی سیر صعودی دارد.
    کلیدواژگان: جوش شیرین، نمک، نان، نانوایی
  • رحیم احمدی، غلامرضا عابدی*، وحید عسگری صفحات 47-54
    زمینه و هدف

    مطالعات مختلف نشان می دهند که مصرف دخانیات می تواند عملکرد غده تیروئید را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این پژوهش، شناخت اثرات توام دود سیگار یا دود قلیان وبی حرکتی مزمن برسطوح سرمیTSH، T3 و T4 در موشهای صحرایی نر می باشد.

    روش بررسی

    طی این تحقیق تجربی - آزمایشگاهی موشهای صحرایی نر نژاد ویستار به گروه های 5 سری شاهد، دریافت کننده دود قلیان، دریافت کننده دود سیگار، تحت بی حرکتی مزمن، و تحت بی حرکتی مزمن همراه با دریافت دود سیگار یا قلیان تقسیم شدند. نمونه ها به مدت 6 هفته تحت تجربیات آزمایشگاهی قرار گرفتند و پس از این مدت، نمونه های خونی از طریق خونگیری از قلب جمع آوری شدند. بعد از تهیه سرم، سطح هورمونهای TSH، T3 و T4 با استفاده از روش رادیوایمونواسی مورد سنجش قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه، بین گروه ها مورد مقایسه واقع شدند.

    یافته ها

    سطح سرمی هورمون TSH در کلیه گروه های تجربی نسبت به گروه شاهد، دچار تغییر معناداری نشد. سطح سرمی هورمونهای T3 و T4 در گروه دریافت کننده دود قلیان در مقایسه با گروه شاهد دچار افزایش معنادار شده (01/0>P)، در گروه دریافت کننده دود سیگار نیز نسبت به گروه شاهد، افزایش معناداری یافت (به ترتیب 001/0>P و 01/0>P). از طرفی، اختلاف معناداری در سطح سرمی این هورمون ها بین گروه های تحت استرس بی حرکتی و گروه شاهد، مشاهده نشد. اما سطح سرمی هورمونهای T3 و T4 در گروه تحت بی حرکتی دریافت کننده دود قلیان و گروه تحت بی حرکتی دریافت کننده دود سیگار در مقایسه با گروه شاهد و گروه تحت بی حرکتی، دچار افزایش معناداری گردید (01/0>P).

    نتیجه گیری

    نتایج بیانگر آنند که مصرف دود سیگار یا قلیان افزاینده سطح سرمی هورمونهای T3 و T4 است. بر این مبنا، از دیدگاه پاتوفیزیولوژیک، تاثیر دخانیات در ایجاد پرکاری تیرویید قابل توجه است.

    کلیدواژگان: دود سیگار، دود قلیان، بی حرکتی، TSH، T3، T4، موش صحرایی
  • اسماعیل ایزدپناه، علی عبدالملکی، سارو خظیبی بانه، مجید قادری، سلیمان کرد، کامبیز حسن زاده صفحات 55-63
    زمینه و هدف
    تجویز مزمن اپیوئیدها منجر به بروز وابستگی جسمانی و روانی به آنها می شود. با وجود تحقیقات فراوان در این زمینه، هنوز مکانیسم سلولی دخیل در بروز پدیده وابستگی به اپیوئیدها به خوبی روشن نشده است. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر دونپزیل به عنوان یک مهار کننده ی استیل کولین استراز، بر علائم سندرم محرومیت مورفین در حیوانات وابسته بود.
    روش کار
    در این مطالعه که بصورت تجربی انجام شد، 6 گروه از موش های صحرایی نر از نژاد Sprague Dawly در محدوده ی وزنی 225 تا 300 گرم روزانه مرفین (ip،kg/mg 10) به همراه نرمال سالین (ip،kg/ml 1) یا دونپزیل (ip،kg/mg 5/1، 1، 5/0) دریافت می کردند. به منظور القاء وابستگی، حیوانات دوزهای افزایشی از مرفین را به مدت 9 روز (روزی2 بار) دریافت نمودند. در روز نهم نیم ساعت بعد از آخرین دوز تزریق مورفین، به گروه کنترل، سالین (ml/kg 1) و به گروه های درمانی دونپزیل یا دیزوسیلپین به صورت داخل صفاقی تزریق شد و مجددا نیم ساعت بعد به همه گروه ها نالوکسان (mg/kg، ip 4) تزریق گردید و به مدت 60 دقیقه علایم سندرم محرومیت شامل (پرش، ایستادن روی پاها، تیمار کردن آلت تناسلی، کشیدن شکم روی زمین، تیمار کردن بدن و حرکات شبیه سگ خیس) ثبت شد.
    نتایج
    نتایج این مطالعه نشان داد که دونپزیل نه تنها علایم قطع مصرف را به صورت جداگانه کاهش داد، بلکه توانست علایم تام سندرم ترک را نیز به طور معنی داری کاهش دهد..
    نتیجه گیری
    در مجموع نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که دونپزیل به عنوان یک مهار کننده استیل کولین استراز توانست بروز علایم قطع مصرف مرفین را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: دونپزیل، مورفین، وابستگی و علائم قطع مصرف
  • اصغر توفیقی، صابر ساعدموچشی، غفور غفاری صفحات 64-70
    زمینه و هدف
    تمرین ارتعاش کل بدن از طریق متاثر ساختن سیستم عصبی عضلانی و نیز سازوکارهای مکانیکی باعث بهبود قدرت عضلانی می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین تاثیر هشت هفته تمرینات ویبریشن کل بدن بر عملکرد عصبی-عضلانی زنان سالمند سالم بود.
    مواد و روش ها
    بر اساس یک طرح تجربی، 30 زن سالمند (5/5 ± 50 سال) انتخاب و در دو گروه 15 نفره تمرین و شاهد قرار گرفتند. قبل و بعد از انجام هشت هفته تمرین ویبریشن؛ آزمون های Time Up & Go و 5-Chair Stand به منظور ارزیابی عملکرد عصبی عضلانی افراد سالمند به عمل آمد. تحلیل داده ها توسط بسته نرم افزاری SPSS نسخه 18 و بوسیله آزمون تحلیل واریانس یک راهه در سطح معناداری آلفای 5 درصد انجام شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد که به دنبال انجام هشت هفته تمرین ویبریشن، بهبود معناداری در عملکرد عصبی عضلانی گروه تمرین در مقایسه با گروه شاهد دیده می شود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد تمرینات ویبریشن کل بدن، می تواند با بهبود عملکرد عصبی عضلانی افراد سالمند خطر زمین خوردگی را در این افراد کاهش دهد.
    کلیدواژگان: زنان سالمند، ویبریشن درمانی، عملکرد عصبی، عضلانی
  • حبیب الله حسن زاده، مژده بهرام رضایی، آرش پولادی، عبدالله حسن زاده صفحات 71-77
    زمینه و هدف
    استفاده از سبک های تدریس گوناگون با نظارت بر نیازهای متنوع یادگیرندگان و همچنین استفاده از تنوع در روش ها و سبک های تدریس در طی فرآیند یاددهی-یادگیری می تواند علاوه بر افزایش میزان و عمق یادگیری، مشوق یادگیری طولانی مدت در تمام طول زندگی یادگیرندگان نیز باشد. هدف از انجام این پژوهش تعیین سبک های آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی در دروس تئوری می باشد تا بتوان مبنایی اطلاعاتی را برای بهره گیری از روش های متنوع تدریس، توسعه سبک های موثرتر ترکیبی و نیز بررسی تطابق با سبک یادگیرندگان در آینده فراهم ساخت.
    روش بررسی
    روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمامی اساتید عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان می باشند (135 نفر) که از میان آنها تعداد 124 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند و وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه سبک تدریس گراشا و ریچمن می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بهره گیری از آزمونهای آماری چون ANOVA و مجذور کای تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته های مطالعه بیانگر غالب بودن سبک تدریس تعاملی با (5/60%) و سپس اقتدارگرا با (9/33%) و کمترین سبک های مورد استفاده نیز شامل سبک تدریس تسهیل گر با (8/0%) و نیز سبک تدریس مدلهای شخصی با (6/1%) می باشد (سبک تدریس تخصصی نیز در 2/3% از افراد مورد مطالعه مشاهده گردید).آزمونهای آماری صورت گرفته بر روی داده های این مطالعه، بیانگر عدم وجود رابطه معنی دار ما بین سن، سابقه تدریس، جنس، دانشکده محل تحصیل، سطح تحصیلات، رتبه علمی و سبک تدریس اساتید می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل از انجام این پژوهش می توان گفت که؛ سبک های تدریس، ارتباطی با ویژگی های جمعیت شناختی افراد نداشته و به نظر می رسد که عوامل دیگری مانند وضعیت روانشناختی افراد و الگوهای تدریس و عواملی از این قبیل، که لازم است در مطالعات تکمیلی دیگر مورد بررسی قرار گیرند، دخیل باشند.
    کلیدواژگان: سبک تدریس، هیئت علمی، علوم پزشکی، دروس تئوری، کردستان
  • بهزاد عنایتی، سعید رضا مهرپور، بابک عنایتی، مریم دبیری، طیب رمیم صفحات 78-85
    مقدمه
    استئوپروز بدون علامت بوده و معمولا زمانی مشخص می گردد که بیمار دچار fragility fracture گردد. این نوع شکستگی با حداقل تروما، مثلا افتادن از حالت ایستاده، روی می دهد ومحل های متداول شکستگی عبارتند از: ستون فقرات، لگن، ساعد وپروگزیمال هومروس. هدف از انجام این مطالعه بررسی توصیفی تعداد و موارد fragility fracture و شیوع ابتلا به استئوپروز ثانویه در این افراد بود.
    روش انجام کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی - تحلیلی است که در مدت 2 سال در بیمارانی که با تشخیص fragility fracture در بخش ارتوپدی بیمارستان شریعتی شهر تهران بستری شدند انجام گردید. معیارهای ورود به مطالعه شکستگی منفرد با اعمال نیروی اندک، سن بالای 45 سال و انجام دانسیتومتری استخوانی بود. صد بیمار با شکستگی های مختلف وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیستی جهت ثبت داده ها بود که شامل اطلاعات فردی بیمار،محل شکستگی، مکانیسم ایجاد شکستگی و نتیجه دانسیتومتری استخوانی برای تایید تشخیص بود.پس از انجام دانسیتومتری استخوانی و بر اساس نتیجه آن بیمار درمان دارویی مناسب، با مشاوره متخصص غدد دریافت نمود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS 17 استفاده گردید.
    یافته ها
    میانگین سنی بیماران 38/10 ± 25/70 سال بود و 55 درصد بیماران را زنان تشکیل دادند. 16 نفر سابقه شکستگی قبلی داشته و 2 نفر از افراد مورد بررسی دارای سابقه خانوادگی شکستگی استئوپروتیک در خویشاوندان درجه یک بودند.13 درصد بیماران سابقه مصرف داروهای استئوپروتیک داشتند. بر اساس مقدار T-Score بدست آمده، بیماران به سه گروه بیشتر از (1-) (نرمال)، (1-) تا (5/2 -) (استئوپنی) و کمتر از (5/2 –) (استئوپروز) تقسیم گردیدند. بیشترین فراوانی مربوط به گروه دوم (48 بیمار) و سپس گروه اول (47 بیمار) بود. تنها 5 بیمار در گروه طبیعی قرار داشتند. 14 درصد بیماران دارای Z-Score کمتر یا مساوی (2-) بودند که از این تعداد 12 نفر در گروه استئوپروتیک قرار داشتند.
    نتیجه گیری
    به طور کلی استفاده از پارامترهای موجود در BMD از جمله T-Scoreو Z-Score می تواند ارزش تشخیصی بالایی در تشخیص fragility fracture داشته باشد. معیار Z-Score تا حدود زیادی می تواند تعیین کننده نقش عوامل ثانویه در بروز استئوپروز باشد که این امر بیانگر ارزش این معیار در جهت درمان علل ثانویه استئوپروز و پیشگیری از شکستگی های بعدی می باشد.
    کلیدواژگان: استئوپروز ثانویه، T، Score، Z، Score، fragility fracture، ارزش دانسیتومتری، استخوان
  • امید گیاهی، جمشید خوبی، عبدالله برخورداری، جمشید مجیدی، سیوان معروفی صفحات 86-92
    زمینه و هدف
    پایانه های نمایشگرهای دیداری (VDT)، تجهیزات استاندارد در بسیاری از دفاتر اداری می باشند که استفاده از آنها می تواند باعث افزایش خطر شرایط ناگوار مرتبط با بینایی، سیستم اسکلتی- عضلانی و بهداشت روانی از جمله بی خوابی گردد. ما در این مطالعه رابطه بین مدت زمان کار روزانه با پایانه های نمایشگرهای دیداری (VDT) و مشکلات خواب در کارکنان بانک شهر سنندج را، بررسی کردیم.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی (مقطعی)، تعداد 382 نفر بصورت تصادفی از کارمندان بانک های شهر سنندج که با رایانه کار می کردند و دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، انتخاب و اطلاعات دموگرافیک، کیفیت خواب و استرس بوسیله پرسشنامه های اختصاصی جمع آوری گردید.داده ها با نرم افزار آماری SPSS 15 و«آزمون های آماری کای دو» و «تی مستقل» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    طبق نتایج بدست آمده از این مطالعه مدت زمان کار روزانه با پایانه های نمایشگرهای دیداری (VDT) تاثیر معناداری بر کیفیت خواب کارکنانی که بیش از 6 ساعت در روز با این پایانه ها کار می کنند، داشته است (001/0 >P).
    نتیجه گیری
    به منظور حفاظت کارکنان از اثرات نامطلوب کار با VDT توصیه می شود مدت زمان کار در روز به کمتر از 6 ساعت کاهش یابد و زمان های کار-استراحت در شیفت کاری پیش بینی شود.
    کلیدواژگان: اختلالات خواب، کارکنان بانک، پایانه های نمایشگرهای دیداری، VDT، بهداشت حرفه ای
  • ایرج خدادادی، محمد عبدی، سامان جاوید، عباس احمدی، دائم روشنی، رزگار رهبری، مژده شریفی پور، شیوا شاهمحمد نژاد، زاهد خاتونی صفحات 93-103
    مقدمه
    اندازه گیری سطح سرمی آنزیم ADA در تشخیص و افتراق عفونت های داخل سلولی و بدخیمی سلول های سیستم ایمنی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از انجام این پژوهش تعیین سطح سرمی آنزیم ADA و ایزوآنزیم های آن در معتادان تزریقی HIV مثبت در مقایسه با بیماران مبتلا به عفونت همزمان HCV و HBV و افراد سالم بعنوان یک مارکر تشخیصی ساده، سریع و ارزان می باشد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع کوهورت- تاریخی، روی 97 معتاد تزریقی HIV مثبت مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری سنندج، انجام گردید. پس از نمونه گیری از این افراد، سرم آنها با استفاده از روش الایزا از لحاظ وجود هپاتیت B و C مورد بررسی قرار گرفت. برای اندازه گیری فعالیت ADA از روش Giusti و برای تعیین فعالیت ایزوآنزیم ها از مهارکننده EHNA استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از مطالعه حاکی از شیوع بالای ابتلا به هپاتیت B و C در معتادان تزریقی HIV مثبت بود. فعالیت آنزیم آدنوزین دآمیناز افزایش معنی داری را در سه گروه بیمار نسبت به گروه کنترل و همچنین در گروه های HIV-HCV مثبت و HIV-HBV مثبت نسبت به گروه HIV مثبت نشان می دهد. اختلاف بین گروه های بیمار در مورد ایزوآنزیم ADA2 نیز از لحاظ آماری معنی دار بود)05/0>(p. فعالیت ایزوآنزیمADA1 در گروه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری را نشان نداد. از طرف دیگر، تعداد سلول های CD4+ در بیماران مبتلا به عفونت همزمان HIV-HCV مثبت و HIV-HBV مثبت نسبت به افراد مبتلا به HIV کمتر است.
    نتیجه گیری
    فعالیت ADA در بیماران HIV مثبت و بیماران مبتلا به عفونت همزمان HCV و HBV افزایش یافته است. با توجه به نتایج حاصل از مطالعه و نیز با توجه به اینکه اندازه گیری ADA یک روش آزمایشگاهی بسیار ساده و ارزان است، استفاده از ADA بعنوان یک مارکر بیولوژیک حساس جهت بررسی عفونت های داخل سلولی بویژه هپاتیت در بیماران HIV مثبت توصیه می شود.
    کلیدواژگان: معتادان تزریقی، آدنوزین دآمیناز، ایزوآنزیم، HIV مثبت، HIV، HBV مثبت، HIV، HCV مثبت، CD4+
  • هایده جوادزاده شهشهانی*، حسین تیموری نقده، ناهید اکبری، مهتاب وزیری، ناهید مرآت، فرحناز امیری صفحات 104-111
    زمینه و هدف

    روش های سنجش هموگلوبین قبل از اهدای خون علاوه براینکه باید آسان، سریع و کم هزینه باشند، باید از حساسیت بالا برای تشخیص مقادیر خارج از محدوده مجاز اهدای خون برخوردار باشند و همچنین منجر به معافیت بی دلیل افرادی که توانایی اهدای خون دارند نیز نگردند. هدف از این مطالعه تعیین ارزش تشخیصی دو روش سنجش هموگلوبین در اهداکنندگان بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی، 198 اهداکننده به طور تصادفی انتخاب شدند. هموگلوبین خون مویرگی نوک انگشت آنها به وسیله Hemocue201+ وHemocontrol و نمونه خون وریدی آنها با اتوآنالیزور هماتولوژی Cobas بعنوان روش استاندارد اندازه گیری شد. محدوده هموگلوبین قابل قبول برای اهدای خون g/dl9/17-5/12 بود. حساسیت، ویژگی و همبستگی مقادیر این دو متد مقایسه شد. از آزمون های همبستگی، آنالیز رگرسیون و Paired t test جهت آنالیز آماری داده ها استفاده گردید.

    یافته ها

    میانگین هموگلوبین وریدی با Cobas g/dl 68/1 ± 9/15 بود. میانگین هموگلوبین مویرگی با Hemocue g/dl 91/1±28/ 16 و با Hemocontrol g/dl 96/1±30/16 بود. غلظت هموگلوبین اندازه گیری شده با هموگلوبینومترها بیش از مقادیر روش استاندارد بود. این اختلاف در سطوح پایین هموگلوبین معنیدار نبود. در هموگلوبینهای کمتر از حد طبیعی همبستگی هر دو روش با روش استاندارد خوب بود. با افزایش غلظت هموگلوبین، همبستگی کمتر شد و در مقادیر بالای g/dl 18 معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    دو روش سنجش هموگلوبین مورد بررسی برای سنجش هموگلوبینهای نزدیک به حد بالا مناسب نیستند و تعداد زیادی از اهداکنندگان که شرایط اهدای خون دارند، بطور کاذب معاف میشوند. لذا پیشنهاد می شود مطالعات بیشتر برای استفاده از روش های معتبر انجام شود.

    کلیدواژگان: ارزش تشخیصی، هموگلوبین، حساسیت، ویژگی، اهداکنندگان خون
  • فرزانه ساکی، حسن دانشمندی، رضا رجبی، شادان محمد پور صفحات 112-123
    با وجود اینکه عوامل خطر آفرین درونی و بیرونی آسیب ACL بطور وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته است، اما عوامل خطر بیومکانیکی و عصبی عضلانی که زنان را در معرض این آسیب قرار می دهند هنوز مبهم است. مطالعه مروری سیستماتیک حاضر عوامل خطرآفرین عصبی عضلانی و بیومکانیکی رایج آسیب مذکور را خلاصه می کند. از بانک های اطلاعاتی الکترونیکی P ubMed Medline (از 1966 تا 2012)، Sport Discus (از 1985 تا 2012) و Science Direct (از 1982 تا 2012) برای شناسایی مطالعاتی که عوامل خطر آفرین آسیب ACL را مورد بررسی قرار داده بودند استفاده شد. بطورکلی 152 مقاله یافت شد که 52 مقاله بر عوامل خطرآفرین بیومکانیکی و عصبی عضلانی تمرکز داشتند. بررسی مقالات چهار ایمبالانس عصبی عضلانی: تسلط لیگامان، تسلط چهارسر، تسلط پا و تسلط تنه را نشان داد. شواهد موجود پیشنهاد می کند این چهار نقص با مکانیسم های آسیب ACL ارتباط دارند. مرور تحقیقات همچنین نشان داد آسیب ACL احتمالا در چندصفحه حرکتی رخ می دهد تا فقط در یک صفحه. بنابراین غربال گری و شناسایی ایمبالانس های مذکور برای شناسایی ورزشکاران در معرض خطر ضروری بنظر می رسد. شناسایی الگوهای حرکتی غلط، طراحی و اجرای برنامه های مداخله ای ویژه با هدف پیشگیری را در اختیار قرار می دهد.
    کلیدواژگان: آسیب زانو، عوامل خطرآفرین، لیگامان صلیبی قدامی
|
  • Dr Fateh Rahmani, Mohammad Ali Kiani, Dr Farzin Rezaie, Marzieh Nasuri, Dr Modaber Arasteh Pages 1-12
    Background And Aim
    It is possible to explain the great discrepancy in the personality and psychopathology of patients with borderline personality disorder (BPD)، partly، on the basis of differences in their profiles of personality، psychopathology، intellectual and emotional state. The aim of the current study was to assess these items in the patients with BPD.
    Material And Method
    This was a descriptive-comparative study. Among the patients with diagnosis of BPD referring to Sanandaj health centers،30 accepted to participate in this study. They were assessed by use of MCMI-III، emotional state questionnaire، and The WAIS-R. The results were compared with those of their matched، non-clinical group. SPSS software was used for data processing and data were analyzed by profile analysis and one way ANOVA.
    Results
    Profile analysis showed significant differences between the groups in all of the tests. Comparison of the single scales showed differences in a wide range of variables of personality، intellectual and emotional state.
    Conclusion
    The results indicated an important role for the emotional elements in the development of personality disorders and also similarity of many of the clinical symptoms in these patients. Intellectual elements are also useful for explaining a fundamental part of the symptoms of BPD. These variables seem essential for understanding cognitive، affective and behavioral aspects of the patients with BPD.
    Keywords: Borderline personality disorder, Psychopathology, Personality, Intelligence
  • Dr Mohammad Yakhchali, Mehdi Ranjbariki-Jandabeh Pages 13-19
    Background And Aim
    Protozoan parasite of genus Leishmania is the causative agent of leishmaniasis in humans، carnivorous animals and rodents. In Iran، Leishmania species are causes of cutaneous leishmaniasis which had been reported frequently from Isfahan. The aim of the present study was to evaluate the effects of a compound of Nerium oleander leaf، Ricinus communis oil، Capsicum spp. seeds، and almond on cutaneous leishmaniasis caused by Leishmania species under laboratory conditions and its effect on the progression of cutaneous lesion in mice.
    Material And Methods
    In this repeated experimental study، we obtained smears from the skin lesions of 10 patients with cutaneous leishmaniasis randomly. 3 cases had positive smears (30%) which were cultured in NNN media with 10% FBS to obtain promastigotes of leishmania. The effects of boiled and sieved herbal compound (Nerium oleander leaf، Ricinus communis oil، Capsicum spp. seeds، and almond) on the promastigote propagation in NNN media with 10% FBS (5×104/μl) were investigated in triplicate and compared with control group. In the 4th week، 0. 2 ml of enriched promastigote of Leishmania in RPMI was inoculated in the base of the tails of the mice in the test group (n=6) and control group (n=2). The effect of herbal compound on the progression of the lesion was investigated for 7 weeks. We used t-test for statistical analysis.
    Results
    The number of Leishmania promastigotes in the group treated with herbal compound was significantly less than that in the control group. Also the herbal compound had significant preventive effect on the progression of the cutaneous lesion in the test group as compared to the control group.
    Conclusion
    The results of this study showed that the herbal compound had preventive effect on the parasite propagation and progression of cutaneous lesion. We recommend furthur studies on other pharmacological aspects of this herbal compound.
    Keywords: Nerium oleander, Leishmania spp., Promastigote, Iran
  • Fardin Gharibi, Dr Ataollah Heidari, Mojdeh Zarei Pages 20-28
    Introduction
    In all countries a part of household income is spent on health-related costs. The amount and distribution of this financial contribution impose a significant burden of health problems to communities. The aim of this study was to determine the percentage of household’s direct payments for health care services and health equipment in Kurdistan.
    Material And Methods
    This descriptive cross-sectional study included 1518 households living in urban and rural areas of Kurdistan، in winter of 1388، and they were divided into 150 clusters. Every cluster included 10 households. Data were collected by using a questionnaire consisted of two parts: household characteristics and household health expenses including; outpatient costs، the costs of hospitalization، medicines، medical equipment، nursing care، paramedical and medical diagnostic measures. The costs of outpatient health care services (visits، diagnosis، drug prescription and medical devices) and hospitalization were determined during four weeks for each member of the family or the total costs and expenses paid by the household were recorded in the questionnaire. Collected data were analyzed by using spss. 16 software and mean، standard deviation and median were calculated.
    Results
    People contribution for prescription drugs was 43/3% and for other non-prescription drugs and consumer goods was 100%، for durable medical equipment 95/4%، for diagnostic measures especially in private offices، clinics or home 75/5%. Household contributions to the cost of medical services by GP، medical specialists، psychiatrists and dentists were 62/3%، 76/5%، 75/5% and 80/9 % respectively. 13/8% of the inpatient fees were paid by the patients. The mean cost of family health services in our study was 85380±252012 with a median of 41050 Toman. The out-of-pocket payment by people was 55%.
    Conclusions
    In general، considering the high percentage of people’s contribution to health service costs، expansion of the roles of the insurance organizations to achieve the objectives of coverage of over 90% of population and increasing public and private sector contribution to more than 70 % in health services، is essential.
    Keywords: Health cost, Households contribution, Medicaid, Inpatient services
  • Dr Mohammad Kargar, Pejman Abbasi, Dr Abbas Doosti, Sadegh Ghorbani-Dalini Pages 29-38
    Background And Aim
    Enterotoxigenic strains of E. coli (ETEC) form the second largest group of diarrheagenic E. coli and are responsible for more than 25% of infantile diseases. The purpose of this study is to assess the prevalence of ETEC strains and their virulence genes in children less than 2 years of age in Shiraz.
    Material And Methods
    This was a cross-sectional study. 285 stool samples were taken from children under 2 years of age with diarrhea in Shiraz. First، E. coli strains were isolated using standard biochemical tests. Then، prevalence of ETEC strains and presence of st and lt genes were evaluated using real-time PCR. Antibiotic susceptibility of the isolates was evaluated by using disc diffusion method.
    Results
    49 (17%) diarrheagenic E. coli strains were isolated، 7 cases (14/3%) belonged to ETEC strain. Among isolated ETEC strains، 4 (57. 14%) had lt، 1 (14. 29%) had stIa and 2 strains (28. 57%) had both lt and stIa genes. All ETEC strains were susceptible to chloramphenicol، amikacin and nitrofurantoin، but showed resistance to penicillin and macrolides.
    Conclusion
    The results showed high prevalence of ETEC strains in our study area. We recommend hospital-wide surveillance by using molecular techniques to estimate the prevalence of this pathotype in other regions of our country.
    Keywords: Enterotoxigenic E. coli, Real, time PCR, Infants, Antibiotic resistance
  • Tahereh Zabihollahi, Shogar Goftari, Fardin Garibi, Kajal Naderi, Azam Korani, Omameh Danesh, Naser Rezapoor, Farzad Sardarzadeh Pages 39-46
    Background And Aim
    Daily bread supplies a great portion of energy، minerals and vitamins necessary for human. In recent decades، baking soda (sodium bicarbonate) which causes rapid leavening of dough، and extra salt which compensate dough deficiencies have been used widely in Iran. Soda can cause digestive problems and block the absorption of calcium، iron and other essential elements necessary for the body. Moreover the extra salt creates serious damages، especially in the patients suffering from hypertension or kidney diseases. The aim of this study was to determine the rate of soda utilization in the bakeries of Kurdistan Province، in Iran from 2008 to 2010 and to find proper ways to decrease use of soda and salt in bakeries.
    Materials And Methods
    This was a descriptive – analytical study which was carried out between 2008 and 2010 in Kurdistan Province، in Iran. The salt percentage and pH of the samples of baked bread were measured according to the specifications and test methods of the Institute of Standard and Industrial Research، for traditional breads (Standard Number 2628). pH above 6. 3 indicates presence of soda، and pH lower than this value indicates no soda in bread. Also the allowable salt percentage value is 2. 3، and higher values indicate presence of extra salt.
    Results
    The result of the tests on 2098 bread between 2008 and 2010 showed an mean pH of 6. 01±0. 32 for all types of bread. The mean PH values were: 6. 24±0. 74، 5. 86±. 57 and 6. 00±0. 26 for Barbari، Sangak and Lavash bread respectively which showed significant differences. The mean value of salt percentage was 2. 19±0. 26.
    Conclusion
    In our study، the mean pH of the bread in the bakeries was in the normal range but the mean salt percentage was slightly higher than the standard value which could be due to flour quality. Despite prohibition of use of soda in baking bread ratified by Ministry of Health and Medical Education، it is still used by the bakeries، more commonly in Barbari than Sangak and Lavash bread. The use of salt is also on the rise.
    Keywords: Sodium bicarbonate, Salt, Bread, Bakery
  • Dr Rahim Ahmadi, Gholamreza Abedi, Vahid Asgari Pages 47-54
    Background And Aim

    The results of different studies have shown smoking can influence functions of thyroid gland. The aim of this study was to determine the effects of cigarette or water pipe smoking and immobilization on serum levels of TSH، T3 and T4 in male rats.

    Material And Methods

    In this laboratory experimental study، male Wistar rats were randomly divided into the following groups: control،rats exposed to cigarette smoke، rats exposed to waterpipe smoke، chronically immobilized rats، and chronically immobilized rats exposed to cigarette or waterpipe smoke. Each group consisted of 5 rats. After 6 weeks blood samples were collected by cardiac puncture method. After obtaining serum، levels of TSH، T3 or T4 were measured by radioimmunoassay method. Data were statistically analyzed and compared among the groups by means of one way ANOVA.

    Results

    Serum TSH levels were not significantly changed in experimental groups comaperd to control animals. Serum T3 and T4 levels were significantly increased in rats exposed to waterpipe smoke as compared to control animals (P<0. 01). There were also a significant increase in T3 and T4 levels in the rats exposed to cigarette smoke compared to control rats (P<0. 001 and P<0. 01، respectively). Serum levels of T3 or T4 showed no significant alterations in immobilized rats، but significantly increased in immobilized rats exposed to cigarette or waterpipe smoke in comparison to control or immobilized animals (P<0. 01).

    Conclusion

    Our findings showed that exposure to cigarette and water pipe smoke can increase serum levels of T3 or T4 and may be a predisposing factor in the development of hyperthyroidism.

    Keywords: Cigarette, Water pipe, Immobilization, TSH, T3, T4, Rat
  • Dr Esmail Izadpanah, Ali Abdolmaleki, Saro Khatibi Baneh, Majid Ghaderi, Soleiman Kurd, Dr Kambiz Hasanzadeh Pages 55-63
    Background And Aim
    Long-term exposure to opiates induces physical and psychological dependency. Despite a large number of studies on this subject، cellular mechanism involved in this phenomenon is not yet exactly clear. In this study، we investigated the effects of donepezil، an acetylcholine esterase inhibitor، on morphin-induced withdrawal symptoms in rats.
    Material And Method
    In this experimental study،6 groups of male Sprague Dawly rats weighting between 225 and 300 g، received 10 mg/kg، ip morphine/ day in addition to 1 ml/kg،ip saline or 0. 5، 1 and 1. 5 mg/kg، ip donepezil. In order to induce dependency، morphine was administered subcutaneously every 12 hours for nine days. On the ninth day،30 minutes after the last dose of morphine، control groups received 1 ml/kg، ip saline and experimental groups received ip donepezil. After 30 min، naloxone (4 mg/kg، ip) were administered for all groups and the withdrawal symptoms including: jumping، rearing، genital grooming، abdomen writhing، body grooming and wet dog shake، were recorded for 60 minutes. Results Our results showed that donepezil decreased withdrawal symptoms، also it could attenuate the total withdrawal score، significantly.
    Conclusion
    The results of this study showed that donepezil as an acetylcholine esterase inhibitor، could decrease withdrawal symptoms in rats.
    Keywords: Donepezil, Morphine, Dependency, Withdrawal symptoms
  • Dr Asgar Tofighi, Saber Saedmocheshi, Ghafor Ghafari Pages 64-70
    Background And Aim
    Whole body vibration training can improve muscular force by affecting neuromuscular system and mechanical mechanisms. The aim of this study was to investigate the effect of an 8 week whole body vibration training (WBVT) on neuromuscular performance in healthy elderly women.
    Materials And Methods
    Based on an experimental and BOSCO training protocol، thirty elderly female women (50±5. 5 yrs old) were selected and divided randomly into two experimental and control groups. Before and after vibration training، timed Up & Go and 5-chair stand tests were performed to evaluate neuromuscular performance in elderly women. Data were processed with SPSS software version 18 and one way ANOVA test was used for data analysis. P<0. 05 was considered significant.
    Results
    Data analysis showed that there was a significant improvement in neuromuscular performance in WBVT group compared to control group (P ≤ 0. 05).
    Conclusion
    Based on the results of this study WBVT can reduce the possibility of falling risk among old women by improving neuromuscular performance.
    Keywords: Elderly women, Vibration therapy, Neuromuscular performance
  • Habibollah Hasanzadeh, Dr Mozhdeh Bahramrezaie, Dr Arash Pooladi, Abdollah Hasanzadeh Pages 71-77
    Background And Aim
    Use of different teaching styles & different training methods with supervision on the different needs of the learners during the teaching-learning process can be encouraging to the students for lifelong learning (LLL). The aim of this study was to determine teaching styles of faculty members of Kurdistan University of Medical Sciences for theoretical lessons، to provide information on educational planning & development of combined teaching styles & training methods and adjustment of these styles to learning styles of the trainees in the future.
    Material And Method
    This was a descriptive-analytical study. Statistical population included all of the faculty members of Kurdistan University of Medical Sciences (135 faculty members)، but only 124 (~92%) participated in the study. Data collection tool was the Richman-Grasha teaching style inventory. Data were introduced into SPSS software 19th version and analyzed by ANOVA and chi-square statistical tests.
    Results
    The results indicated that the most frequent styles were the “Delegator Style” (60. 5%) and the “Formal Authority Style” (33. 9%). The least frequent styles were “Facilitating Style” (0. 8%) and “Personal Model Style” (1. 6%). 3. 2% of the participants used the “Expert Teaching Style”. The demographic characteristics of the faculty members such as; age، teaching background، gender، college or department، educational level and academic rank showed no relationship with their teaching styles.
    Conclusion
    Based on the results of this study، the dominant teaching style of the participants was not related to their demographic data. Other factors like psychological characteristics & training models could be associated with the teaching styles.
    Keywords: Teaching styles, Faculty members, Medical sciences, Theoretical lessons, Kurdistan
  • Dr Behzad Enayati, Dr Saeed Reza Mehrpour, Dr Babak Enayati, Dr Maryam Dabiri, Dr Tayeb Ramim Pages 78-85
    Background And Aim
    Osteoporosis is an asymptomatic disease and is usually diagnosed when fragility fracture occurs. This type of fracture occurs with minimal trauma، such as falling from standing position. Common fracture sites include the spine، hip، forearm and proximal humorous. This study investigated the number and incidence of fragility fractures and prevalence of secondary osteoporosis.
    Material And Method
    This cross-sectional study included patients admitted to Shariati Hospital in Tehran، with diagnosis of fragility fracture in the orthopedic ward. Inclusion criteria included single fracture caused by low-energy force، in the patients of more than 45 years of age and performance of bone densitometry. 100 patients entered into the study and we used a check-list for every patient to record site and underlying mechanisms of fracture and results of bone densitometry for confirmation of the diagnosis. Based on the results of bone densitometry and endocrinology consultation we started appropriate drug therapy. We used SPSS 17 for data analysis. P<0. 05 was considered significant.
    Result
    One hundred patients with various fractures and mean age of 70. 25±10. 38 years were entered into the study. 55% of patients were women. 16 cases had previous fractures. 2 patients had history of fracture in their first degree relatives. 13% of the patients had used medication for osteoporosis. The patients were divided into three groups based on T-Score: (>-1= normal)، (-1-2. 5= osteopenic)، (< -2. 5= osteoporotic). Group 2 consisted of 48 and group 1 included 47 patients. Only 5 patients were in the normal group. 14% of the patients had the Z-core≤-2، among them 12 patients were in the osteoporotic group.
    Conclusion
    In general parameters of BMD such as T-Score and Z-Score can be highly valuable in the diagnosis of fragility fracture. Z-Score also can determine the role of secondary factors in the development of osteoporosis. This represents the value of this criterion in the treatment of secondary causes of osteoporosis and prevention of subsequent fractures.
    Keywords: Secondary osteoporosis, T, Score, Z, Score, Fragility fracture
  • Dr Omid Giahi, Jamshid Khoubi, Abdollah Barkhordari, Jamshid Majidi, Seivan Maroufi Pages 86-92
    Background And Aim
    Visual display terminals (VDT) are standard equipment for many office workers. Their use، however، may increase the risk of developing adverse conditions related to vision، the musculoskeletal system، and mental health such as insomnia. In this study، we examined the relationship between duration of daily VDT use and insomnia in bank tellers.
    Material And Methods
    In this cross-sectional study، 382 bank tellers working with VDT who met our inclusion criteria were selected randomly. Their demographic data، sleep quality، and stress information were collected by AIS and DCM model questionnaires. We used SPSS 15 software for data processing. Chi-square and independent t-test were used for data analysis.
    Results
    The results showed that the insomnia symptoms score were significantly higher in the participants using VDT more than 6 hours/day (P<0. 001).
    Conclusion
    To protect bank tellers from VDT adverse effects، we recommend restriction of daily work time in these terminals to less than 6 hours، and planning for work-rest periodic times during working shift.
    Keywords: Sleep disorders, Bank tellers, Visual display terminals, VDT, Occupational health
  • Dr Iraj Khodadadi, Mohammad Abdi, Saman Javid, Abas Ahmadi, Dr Daem Roshani, Rezgar Rahbari, Mozhdeh Sharifipour, Shiva Shahmohammad-Nezhade, Zahed Khatooni Pages 93-103
    Background And Aim
    Measurement of adenosine deaminase and its isoenzymes in serum has been used for diagnosis and differentiation of intracellular infections and malignancies of immune cells. The aim of this study was to compare ADA levels and its isoenzymes in HIV positive patients and HIV positive patients co-infected with hepatitis B and C and healthy individuals، as a quick and low-cost diagnostic biochemical marker.
    Material And Methods
    This historical cohort study included 97 HIV positive IDU patients. After obtaining blood samples، serum was separated and examined for hepatitis B and C. We used Guisti method for measurment of ADA activity and EHNA inhibitor for the activity of its isoenzymes. Data analysis was performed by SPSS 16 (SPSS Inc.، Chicago).
    Results
    Our results showed that there was a high prevalence of HBV and HCV in HIV positive IV drug users. We found that total ADA activity in the patients groups was significantly higher than control group. Also HIV-HCV group showed a higher activity of this enzyme in comparison to HIV positive groups. Significant differences were found in regard to ADA2 isoenzymes among the four groups (P<0. 05). But ADA1 activity showed no significant difference. CD4+ counts were lower in HIV-HCV and HIV-HBV patients than HIV positive patients.
    Conclusion
    ADA activity was considerably increased in HIV positive patients co-infected with either HBV or HCV. According to the results of this study and because of its low cost and simplicity to perform، in addition to other markers، measurement of ADA activity in serum is a sensitive biological marker for assessment of intracellular infections، particularly hepatitis in HIV positive patients.
    Keywords: IV drug user, Adenosine deaminase, Isoenzyme, HIV positive, HBV, HBV positive, HIV, HCV positive, CD4+
  • Dr Haideh Javadzadeh Shahshahani, Dr Hosein Taymori, Dr Nahid Akbari, Dr Mahtab Vaziri, Dr Nahid Meraat, Dr Farahnaz Amiri Pages 104-111
    Background And Aim

    Hemoglobin screening methods before blood donation need to be not only simple، rapid and inexpensive but also sensitive for detection of both low and high hemoglobin levels to prevent false rejection of potential donors. The aim of this study was to evaluate the validity of two methods of hemoglobinometry in blood donors.

    Material And Method

    In this cross sectional study، 198 blood donors were randomly selected. The hemoglobin levels of two blood samples taken by means of a single finger stick were determined by Hemocue 201+ and Hemocontrol and hemoglobin level of a venous blood sample was measured by Cobas hematology analyzer as standard method. Venous hemoglobin range of 12. 5-17. 9 g/dl was regarded as inclusion criteria for blood donation. The sensitivity، specificity and correlation between reference method and each of the hemoglobinometers were assessed. Data analysis was performed by means of correlation tests، regression analysis and paired t-test.

    Results

    Mean hemoglobin levels measured by Cobas، Hemocue and Hemocontrol were 15. 9±1. 68، 16. 28±1. 91 and 16. 30±196 g/dl، respectively. Hemoglobin levels measured by hemoglobinometers were higher than that measured by the standard reference. This difference was not significant in low hemoglobin levels، contrary to high hemoglobin levels. Each of the two methods showed significant correlation with standard method when hemoglobin levels were lower than normal limit. Increased hemoglobin levels led to decreased correlation coefficient which was not significant with hemoglobin levels higher than 18g/dl.

    Conclusion

    Our study results showed that these heomoglobinometers were not valid for screening high hemoglobin levels in blood donors and a large number of potential donors would be falsely rejected. Further studies to find valid methods are recommended.

    Keywords: Validity, Hemoglobin, Sensitivity, Specificity, Blood donors
  • Farzaneh Saki, Dr Hasan Daneshmandi, Dr Reza Rajabi, Shadan Mohammadpour Pages 112-123
    Although intrinsic and extrinsic risk factors for anterior cruciate ligament (ACL) injury have been investigated extensively، the neuromuscular and the biomechanical risk factors associated with this injury in female athletes are not yet well understood. This systematic review summarizes all the relevant biomechanical and neuromuscular risk factors associated with ACL injury. We used electronic databases of PubMed MEDLINE (1966– 2012)، SCIENSEDIRECT (1982 – 2012) and SportDiscus (1985– 2012) for literature searching to identify the studies on ACL injury risk factors. We found a total of 152 articles. 52 of these studies had focused on neuromuscular and biomechanical risk factors. Investigation of the articles showed four neuromuscular imbalances: ligament dominance، quadriceps dominance، leg dominance، and trunk dominance. Existing evidence suggests that these four neuromuscular imbalances may be associated with the underlying ACL injury mechanisms. Also، review of the studies indicated that ACL injuries are more likely to occur during multi-planar rather than single-planar mechanisms of injury. Screening and detection of these imbalances are important in order to identify athletes at risk of ACL injury. Identification of faulty movement patterns would allow for implementation of specific interventions، targeted at prevention of these problems.
    Keywords: Anterior cruciate ligament (ACL), Knee injury, Risk factor