فهرست مطالب

  • پیاپی 38 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رضا آویزه، غلامحسین خواجه، بهمن مصلی نژاد، مهدی پورمهدی بروجنی، نسرین واشقانی فراهانی صفحات 5-10
    پاروویروس و کروناویروس به عنوان معمول ترین عامل اسهال عفونی در سگ های جوان تر از شش ماه شناخته شده اند. در این مطالعه الگوی الکتروفورتیک پروتئین های سرم 10 قلاده از هر یک از سگ های مبتلا به اسهال پاروویروسی و کروناویروسی با 20 قلاده سگ سالم با استفاده از روش الکتروفورز ژل استات سلولز مورد مقایسه قرار گرفت. تشخیص قطعی عفونت های پاروویروسی و کروناویروسی به کمک کیت های ایمونوکروماتوگرافی سریع صورت گرفت. کاهش معنی داری در غلظت سرمی پروتئین تام، آلبومین، گلوبولین تام، آلفا 1 گلوبولین، بتا 1 گلوبولین، بتا 2 گلوبولین و گاماگلوبولین به علاوه افزایش معنی داری در غلظت آلفا 2 گلوبولین سگ های مبتلا به آنتریت پاروویروسی نسبت به سگ های سالم مشخص گردید (001/0P<). در حالی که در سگ های واجد اسهال کروناویروسی غلظت گلوبولین تام، بتا 2 گلوبولین و گاماگلوبولین به شکل معنی داری پایین تر و غلظت بتا 1 گلوبولین به صورت معنی داری بالاتر از محدوده طبیعی بود (001/0P<). این نتایج ممکن است به بیماری زایی متفاوت پاروویروس و کروناویروس سگ ها مربوط باشد. بر خلاف عفونت پاروویروسی، نکروز ویلی ها و خونریزی در آنتریت کروناویروسی نادر است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که تفکیک و شناسایی اجزاء مختلف پروتئین سرم سگ ها می تواند درک تغییرات پاتولوژیک در شرایط متفاوت از جمله عفونت های پاروویروسی و کروناویروسی را آسان سازد.
    کلیدواژگان: کروناویروس سگ ها، پاروویروس سگ ها، اسهال، الکتروفورز پروتئین های سرم
  • مهدی پورمهدی بروجنی، داریوش غریبی، سعد گورانی نژاد، سعید ضمیر یاخلاقی صفحات 11-18
    تب کیو یک بیماری زئونوز است که عامل آن کوکسیلا بورنتی می باشد. در انسان بیماری به شکل حاد و یا مزمن دیده می شود. کوکسیلوز در حیوانات اهلی معمولا به صورت تحت بالینی است اگرچه با سقط و مرده زایی در گوسفند و بز نیز همراه می شود. حیوانات اهلی مهمترین مخزن کوکسیلا بوده و از طریق شیر، ادرار، مدفوع و ترشحات تنفسی و تولید مثلی آن را دفع می کنند. استنشاق آئروسول های آلوده مهمترین راه آلودگی انسان و حیوانات است. هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع سرمی تب کیو در گوسفندان اهواز و همچنین تعیین ارتباط آن با تعیین کننده های میزبانی بود. در این تحقیق نمونه های خون به طور تصادفی از 220 راس گوسفند بالغ ماده در شهرستان اهواز جمع آوری گردید و سرم های تهیه شده به روش الیزا از نظر آنتی بادی ضد کوکسیلا بورنتی آزمایش شدند. شیوع سرمی تب کیو 18/13 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد 65/17-71/8 درصد) بود. رگرسیون لاجستیک تک متغیره نشان داد شانس ابتلاء بین سن با بیماری 73/0 (فاصله اطمینان 95 درصد 16/1- 46/0) است (05/0P>) و سن 6/1 درصد از تغییرات بیماری را توجیه می کند. شانس ابتلای نژاد لری 44/1 برابر نژاد عربی (فاصله اطمینان 95 درصد 16/3- 66/0) است (05/0P>) و نژاد 7/0 درصد از تغییرات بیماری را توجیه می کند. شانس ابتلای گوسفندان دارای سابقه سقط 56/120 برابر گوسفندان بدون سابقه سقط (فاصله اطمینان 95 درصد 49/915- 88/15) است (001/0P<) و سابقه سقط 4/51 درصد از تغییرات بیماری را توجیه می کند. رگرسیون لاجستیک چند متغیره نشان داد که سن، نژاد و سابقه سقط 52 درصد از تغییرات بیماری را توجیه می کنند. بررسی حاضر نشان می دهد که کوکسیلا بورنتی با سقط گوسفندان ارتباط دارد و با توجه به وضعیت آب و هوایی منطقه و تسهیل در انتقال هوا برد، بایستی اقدامات کنترلی و پیشگیری مد نظر سیاست گذاران بهداشتی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، تب کیو، کوکسیلا بورنتی، الیزا، گوسفند، اهواز
  • حبیب دستمالچی ساعی، سارا اقدسی، حامد محمدزاده صفحات 19-29
    عوامل حدت مختلفی در بیماری زایی استافیلوکوکوس اورئوس نقش دارند. پروتئین های سطحی مثل پروتئین های متصل شونده به کلاژن (Cna) و پروتئین های متصل شونده به فیبرونکتین (FnBP) از عوامل مهم در اتصال و تهاجم استافیلوکوکوس اورئوس می باشند. از این رو، هدف از این مطالعه بررسی حضور ژن های cna fnbA، و fnbB در بین جدایه های استافیلوکوکوس اورئوس به دست آمده از موارد تورم پستان بالینی و تحت بالینی در گوسفند بود. در این مطالعه 45 جدایه بوسیله آزمایش های بیوشیمیایی استاندارد و نیز تکثیر ژن ترمونوکلئاز اختصاصی گونه (nuc) به عنوان استافیلوکوکوس اورئوس شناسایی شدند. سپس جدایه ها از نظر حضور ژن های چسبندگی cna، fnbA و fnbB با استفاده از پرایمرهای اختصاصی مربوط به هر ژن و با به کار گیری روش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) مورد آنالیز قرار گرفتند. به دنبال استفاده از پرایمرهای مختص ژن اختصاصی گونه (nuc)، قطعه ای به اندازه 279 جفت باز از تمامی جدایه های استافیلوکوکوس اورئوس تکثیر یافت. جالب این که تعداد 43 مورد از جدایه ها (55/95%) از نظر داشتن ژن cna مثبت بودند. به علاوه، از بین 45 جدایه مورد مطالعه 39 و 35 جدایه به ترتیب حامل ژن های fnbA و fnbB بودند. با توجه به انتشار وسیع هر سه ژن cna، fnbA و fnbB در بین جدایه های مورد مطالعه می توان عنوان نمود که CBP، FnBPA و FnBPB کد شده توسط ژن های مذکور احتمالا در بیماری زایی تورم پستان ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس موثر بوده و جدایه ها احتمالا گیرنده هایی برای پروتئین های ماتریکس مثل کلاژن و فیبرونکتین بیان می نمایند. این موضوع توسعه راهکارهای نوین جهت پیشگیری از تورم پستان را بر اساس لیگاندهای آنتاگونیست ترغیب می نماید که می توانند با عوامل چسبندگی سطحی بر هم کنش داده و اتصال اختصاصی آن را با پروتئین های ماتریکس بلوکه نماید.
    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، ژن های چسبندگی، تورم پستان، گوسفند
  • ابراهیم رحیمی صفحات 30-36
    گونه های کمپیلوباکتر از مهمترین پاتوژن های عامل گاستروآنتریت های باکتریایی هستند که عموما از طریق مواد غذایی با منشاء حیوانی منتقل می شوند. این مطالعه با هدف تعیین شیوع گونه های کمپیلوباکتر در گوشت و فرآورده های جانبی مرغ در شهرکرد، ایران انجام شد. از اردیبهشت ماه 1389 تا مرداد ماه 1390 در مجموع 480 نمونه شامل گوشت (120=n)، کبد (120=n)، سنگدان (120=n) و قلب مرغ (120=n) به طور تصادفی از دو کشتارگاه صنعتی طیور شهرستان شهرکرد جمع آوری با هدف بررسی حضور گونه های کمپیلوباکتر مورد آزمایش قرار گرفتند. بر پایه آزمون های کشت، 331 نمونه از 480 نمونه مورد مطالعه (69 درصد) به گونه های کمپیلوباکتر آلوده بوند. بالاترین شیوع گونه های کمپیلوباکتر در کبد مرغ (3/78 درصد) و پس از آن سنگدان (8/75 درصد)، قلب (65 درصد) و گوشت مرغ (7/56 درصد) مشاهده شد. شایع ترین گونه کمپیلوباکتر جدا شده کمپیلوباکتر ژژونی بود (9/90 درصد) و مابقی جدایه ها کمپیلوباکترکلی بودند (1/9 درصد). همه 331 گونه کمپیلوباکتر جدا شده که به روش کشت به عنوان کمپیلوباکتر ژزونی و کمپیلوباکتر کلی متمایز شدند بر پایه آزمون واکنش زنجیره ای پلی مراز نیز تائید شدند. اختلاف آماری معنی داری (05/0P<) در شیوع گونه های کمپیلوباکتر در نمونه های گوشت اخذ شده در فصل تابستان (7/86 درصد) مشاهده شد. نتایج این مطالعه اهمیت احشاء خوراکی طیور را به عنوان منبع بالقوه عفونت های کمپیلوباکتریایی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: کمپیلو باکتر ژژونی، کمپیلوباکتر کلی، مرغ، گوشت، فرآورده ها
  • عارفه رسولیخواه، مهرداد محمدی، محمد روستایی علی مهر، فریدون طالبی صفحات 37-44
    هدف از این تحقیق، بررسی اثر ملاتونین بر القاء فحلی و عملکرد تولید مثل خارج از فصل میش های تالشی بود. بدین منظور 60 راس میش تالشی 2 تا 4 ساله (با میانگین وزن 5±37 کیلوگرم) غیرآبستن و غیرشیرده انتخاب شده و در یک طرح بلوک کاملا تصادفی به 4 گروه آزمایشی تقسیم شدند. این تحقیق از اوائل بهمن تا اوائل فروردین انجام شد. در گروه اول (شاهد) هیچ گونه درمانی صورت نگرفت. در گروه دوم، سیدر و PMSG و در گروه سوم، ملاتونین، سیدر و PMSG استفاده شد. در گروه چهارم، فقط ملاتونین استفاده شد. میش های گروه سوم و چهارم، 11 روز بعد از جداسازی قوچ ها از گله (روز صفر) ملاتونین دریافت کردند. میش های گروه دوم و سوم، سیدر را در روز 45 دریافت کردند و در روز 59 همزمان با برداشت سیدر 500 واحد PMSG به صورت عضلانی به آنها تزریق شد. در روز 60 قوچ ها وارد گله شدند. در گروه دوم و سوم فاصله قوچ اندازی تا شروع فحلی کاهش نشان داد (05/0P<). در گروه چهارم فاصله قوچ اندازی تا شروع فحلی حدود 43 روز طول کشید که اختلاف معنی داری با گروه شاهد نداشت (05/0P>). درصد فحلی در گرو ه های دوم و سوم بالاتر از گروه شاهد بود (05/0P<). در گروه های تحت درمان، بازدهی زایمان، نرخ چند قلو زایی و نرخ بره زایی نسبت به گروه شاهد بالاتر بود (05/0P<). بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه، استفاده از ملاتونین همراه با سیدر و PMSG می تواند باعث القاء فحلی و بهبود عملکرد تولید مثلی میش های تالشی در خارج از فصل جفت گیری شود.
    کلیدواژگان: ملاتونین، سیدر، PMSG، القاء فحلی، عملکرد تولید مثلی، میش تالشی
  • سید مرتضی علوی شوشتری صفحات 45-53
    به منظور بررسی علل سخت زایی در گاو اطلاعات مربوط به 255 مورد سخت زایی که طی یک دوره 20 ساله به درمانگاه تخصصی دانشکده دامپزشکی (اهواز، شیراز و ارومیه) ارجاع شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از این تعداد که گاوهای آمیخته بومی و دورگ بودند، 80 مورد (4/31 درصد) در زایمان اول، 48 مورد (8/18درصد) در زایمان دوم، 45 مورد (6/17درصد) در زایمان سوم، 43 مورد (9/16درصد) در زایمان چهارم، 39 مورد (3/15درصد) در زایمان پنجم و بیشتر بودند. از این تعداد 110 مورد (1/43درصد) سخت زایی با منشاء مادری و 127 مورد (8/49درصد) سخت زایی با منشاء جنینی داشتند و در 18 مورد (1/7درصد) هر دو نوع سخت زایی با هم مشاهده شد. فراوانی موارد سخت زایی و نوع مادری و جنینی آن با تعداد زایش ارتباط معنی دار معکوس در حد 001/0 داشتند. در سخت زایی های با منشاء مادری باز نشدن گردن رحم (سرویکس) و پیچ خوردگی رحم از بقیه موارد بیشتر بود و بجز سستی رحم و پارگی مجرا بقیه موارد با تعداد زایش ارتباط معنی دار داشتند. تنگی گردن رحم با پیچ خوردگی رحم به راست و تنگی لگن ارتباط معنی دار مثبت داشت. از سخت زایی های با منشاء جنینی تا خوردگی اندام ها و به دنبال آن حالت”P2” شکمی و ورود لگنی”P1” خلفی بیشتر از حالات دیگر مشاهده گردید. شکل های ظاهری غیرطبیعی (ناهنجاری) در همه زایمان ها تقریبا به یک نسبت دیده شد. همه این نوع سخت زایی ها با تعداد زایش ارتباط خیلی معنی دار منفی داشتند و بجز ورود لگنی عمودی و حالت جانبی بقیه موارد با هم ارتباط معنی دار داشتند. این مشاهدات توجه را به علل احتمالی ایجاد سخت زایی جلب کرده و به آمادگی دامپزشک برای درمان سخت زایی کمک می کند.
    کلیدواژگان: علت شناسی، گاو، سخت زایی
  • سیدحامد کلانتریان، غلامرضا رفیعی، مهرداد فرهنگی، باقر مجازی امیری صفحات 54-63
    در این پژوهش، در قالب یک طرح کاملا تصادفی، تاثیر درصدهای مختلف کلسیم معدنی در جیره غذایی، بر میزان یون های کل بدن و آب محیط پرورش بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان مورد مطالعه قرار گرفت. جیره ای با مقدار کلسیم 95/0 درصد به عنوان جیره پایه ساخته شد و با اضافه کردن کربنات کلسیم (CaCO3) به آن، سایر جیره ها با درصدهای کلسیم (21/1 درصد، 41/1 درصد و 61/1 درصد) به دست آمد. در شروع آزمایش، تعداد 25 قطعه بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان به هر واحد آزمایش (میانگین وزن اولیه 044/0±18/12) وارد و مدت هشت هفته با غذاهای تیمار تغذیه شدند. غذادهی، دو نوبت در روز در ساعات 9 صبح و 5 بعد از ظهر تا حد سیری کامل انجام شد. داده های به دست آمده نشان داد تغییرات مقدار کلسیم معدنی در جیره غذایی تاثیر معنی داری بر تغییرات میانگین عناصر کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیم، روی، مس و آهن در محتوای کل بدن دارد (05/0p<). در مورد عنصر منگنز اختلاف معنی داری در محتوای کل بدن در تیمارهای مختلف مشاهده نشد. تغییرات عناصر کلسیم، منیزیم، پتاسیم، سدیم و کلر در آب محیط پرورش نیز متفاوت بود به طوری که مقدار کلسیم، سدیم و کلر در آب نسبت به شروع آزمایش کاهش و مقدار پتاسیم افزایش معنی داری یافت (05/0p<). اما تغییرات منیزیم در آب از ابتدا تا انتهای آزمایش معنی دار نبود. نتایج به دست آمده در این آزمایش نشان داد که تغییر مقدار کلسیم در جیره غذایی قزل آلای رنگین کمان بر میزان یون های کل بدن ماهی و نیز بر غلظت عناصر موجود در آب محیط پرورش تاثیرگذار بوده و می تواند در مقدار جذب این عناصر تاثیر مثبت و یا منفی داشته باشد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، کلسیم، پروفیل یونی، محتوای بدن، عناصر آب
  • سحر محمدنبی زاده، علیرضا پورخباز صفحات 64-75
    مواد شیمیایی مانند فلزات ناشی از فعالیت های کشاورزی و صنعتی در نهایت مسیرشان را به سوی اکوسیستم های آبی پیدا نموده و می توانند اثرات سمی وسیعی روی موجودات آبزی داشته باشند. هدف از این مطالعه تعیین میزان سمیت عناصر در نمونه های ماهیان شورت و زمین کن از منطقه حفاظت شده حرا می باشد. نمونه های ماهیان شورت و زمین کن به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین (Cd، Ni، Pb، Cr) در بافت های عضله، کبد و آبشش، از منطقه حفاظت شده حرا واقع در استان هرمزگان، جمع آوری و میزان فلزات توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری گردید. این مطالعه نشان می دهد که در مقایسه با آبشش و عضلات، کبد بالاترین غلظت فلزات کادمیوم، کروم، سرب و نیکل را، به ترتیب با میانگین 91/0، 26/1، 99/0 و 12/3 میکروگرم در گرم در ماهی شورت و 91/0، 49/1، 43/1 و 03/3 میکروگرم در گرم در ماهی زمین کن دارا است. روند نزولی میزان تجمع فلزات در بافت های ماهیان به صورت کبد > آبشش > ماهیچه بود. محاسبات شاخص تجمع زیستی فلزات در هر دو گونه ماهی مورد مطالعه نشان داد که کبد بالاترین و عضله کمترین را دارا می باشد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون در بافت های مورد مطالعه با عوامل طول کل، وزن و سن نشان داد که ارتباط منفی معنی داری بین غلظت فلزات سرب، کادمیوم، کروم و نیکل در تمامی بافت ها با فاکتورهای زیستی مذکور وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از بررسی های آماری، حاکی از بالاتر بودن میزان سرب در بافت عضله ماهیان شورت و زمین کن نسبت به استانداردهای جهانی بود. مقادیر کادمیوم نیز در هر دو گونه پایین تر از استانداردهای FAO و WHO می باشد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، ماهی شورت، ماهی زمین کن، بندر خمیر، بندر لافت
  • رضا مسعودی، حمید کهرام، علی هاتفی، سلمان نصراللهی، عباس اکبری شریف صفحات 76-84
    هدف از این مطالعه ارزیابی اثر هورمون های eCG و اکسی توسین بر میزان بروز فحلی و درصد آبستنی میش های نژاد لری بختیاری در فصل تولیدمثلی بود. در این مطالعه از 84 میش سه تا چهار ساله نژاد لری بختیاری با میانگین وزنی 5/2±56 کیلوگرم استفاده شد. میشها به مدت 12 روز سیدرگذاری شدند و هنگام سیدربرداری به سه گروه مساوی (28=n) تقسیم شدند و به ترتیب صفر، 400 و 500 واحد هورمون eCG دریافت نمودند. قبل از تلقیح هر یک از گروه ها به دو زیرگروه (14=n) تقسیم شده و به یکی از زیرگروه ها 100 واحد اکسی توسین تزریق شد و زیرگروه دیگر اکسی توسین دریافت نکرد. میزان باز شدن سرویکس با میزان نفوذ پیپت تلقیح مصنوعی در سرویکس قبل و بعد از تزریق اکسی توسین اندازه گیری شد. میش ها 54 ساعت پس از سیدربرداری تلقیح شدند و درصد آبستنی 50 روز پس از تلقیح با استفاده از سونوگرافی ارزیابی شد. نتایج این مطالعه نشان داد استفاده از هورمون eCG سبب بهبود نرخ فحلی نسبت به گروه شاهد (56/78 در مقابل 85/42 درصد، 05/0P<) شده است. ولی اثر هورمون اکسی توسین بر بروز فحلی معنی دار نبود (50 در مقابل 85/42 درصد، 05/0P>). اکسی توسین سبب باز شدن سرویکس در میش های دریافت کننده اکسی توسین شد (09/88 در مقابل 9/11 درصد، 05/0P<). تزریق هورمون eCG سبب افزایش درصد آبستنی میش ها شد (14/57 در مقابل 28/14درصد، 05/0P<) و همچنین درصد آبستنی در میش های دریافت کننده اکسی توسین نسبت به گروه شاهد بالاتر بود (85/42 در مقابل 28/14 درصد، 05/0P<). میزان دوز هورمون eCG تاثیری در افزایش درصد آبستنی نداشت (14/57 درمقابل 14/57 درصد بدون استفاده از اکسی توسین و 42/71 در مقابل 57/78 درصد با استفاده از اکسی توسین، 05/0
    کلیدواژگان: اکسی توسین، ECG، درصد آبستنی، سرویکس، میش لری بختیاری
  • خلیل مینابی، محمد ذاکری، سید محمد موسوی، ابراهیم مینابی صفحات 85-94
    مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر دفعات غذادهی در درجه حرارت های مختلف آب بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهی بنی در مرحله جوانی طراحی گردید. ماهیان بنی در مرحله جوانی با وزن اولیه 59/0± 14/31 گرم با جیره غذایی حاوی 27/46 درصد پروتئین و 43/20 کیلوژول در گرم انرژی، به مدت 8 هفته تغذیه شدند. این تحقیق با استفاده از 12 آکواریوم 120 لیتری مجهز به سیستم هوادهی و بخاری های برقی، در دو تیمار دمایی 24 و 28 درجه سانتی گراد همراه با یک و دو نوبت غذادهی در روز (در مجموع چهار تیمار) با سه تکرار طراحی گردید. بالاترین و پایین ترین میانگین افزایش وزن بدن به ترتیب در تیمار با دمای 28 درجه سانتی گراد و دو نوبت غذادهی (05/8 گرم) و تیمار با دمای 28 درجه سانتی گراد و یک نوبت غذادهی در روز (82/5 گرم)، ثبت شد. در هر دو دمای 24 و 28 درجه سانتی گراد با افزایش نوبت های غذادهی از یک به دو نوبت در روز، میانگین افزایش وزن، درصد افزایش وزن بدن و نرخ رشد روزانه اختلاف معنی داری (05/0P<) را نشان داد. در حالی که در نسبت تبدیل غذایی، نرخ رشد ویژه، بازده تبدیل غذایی و درصد بازماندگی، اختلاف معنی دار نبود (05/0P>). نسبت کارایی پروتئین با افزایش درجه حرارت آب اختلاف معنی داری را نشان نداد (05/0P>) ولی با تغییر نوبت های غذادهی اختلاف معنی داری (05/0P<) در نسبت کارایی پروتئین مشاهده شد. شاخص کبدی به طور معنی داری (05/0P<) تحت تاثیر تغییرات درجه حرارت آب قرار داشت. محتوی پروتئین، خاکستر و رطوبت لاشه با افزایش درجه حرارت آب و دفعات غذادهی اختلاف معنی داری (05/0P>) نشان نداد ولی در محتوی چربی اختلاف معنی داری (05/0P<) مشاهده گردید. با توجه به نتایج حاصل از اثرات دفعات مختلف غذادهی و درجه حرارت آب بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن، می توان تیمار با دو نوبت غذادهی در روز در دمای 28 درجه سانتی گراد را جهت رشد مطلوب، بهره برداری مناسب غذایی و بالا بردن میزان تولید ماهی بنی پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: ماهی بنی در مرحله جوانی، غذادهی، درجه حرارت، رشد، ترکیبات بیوشیمیایی
  • حمیدرضا عزیزی، احمد طهماسبی کهیانی، میلاد عادل، علی پارسه، شفیق شفیعی صفحات 95-102
    تالاب انزلی به عنوان مهمترین پشتوانه در تکثیر ماهیان دریای خزر می باشد که برای تخمریزی، زاد و ولد و گاه زیستن، به تالاب روی می آورند. از شاخص های متابولیک، انگلی و یا پاتولوژیک، به عنوان یک نشانگر مفید، مقرون به صرفه و قابل اعتماد برای تعیین اثرات آلاینده های زیست محیطی استفاده می شود. لذا عمدتا از انگل های خارجی به خصوص تک یاخته ای ها به عنوان شاخص آلودگی استفاده می شود. تیزه کولی از ماهیان بومی و ماهی سیم از ماهیان مهاجر تالاب انزلی می باشند. به منظور شناسایی و توزیع فراوانی نسبی آلودگی ماهیان تیزه کولی و سیم تالاب انزلی به انگل های خارجی تک یاخته ای تعداد 150 عدد ماهی سیم و 200 عدد ماهی تیزه کولی در 5 ایستگاه تالاب انزلی به آزمایشگاه مرکزی انتقال یافتند. از تمامی قسمت ها از جمله سطح پوست و باله ها و آبشش ها لام مرطوب تهیه شده و توسط میکروسکوپ و لوپ چشمی نمونه ها مورد بررسی قرار گرفتند. تریکودینا در ماهی سیم به میزان 27/33% درصد و تیزه کولی 21% روی پوست و آبشش ماهی قرار داشت در واقع بیشترین میزان آلودگی مربوط به همین انگل بود که نشان دهنده آلودگی تالاب می باشد. ایکتیوفتیریوس به میزان 33/19% در ماهی سیم و در ماهی تیزه کولی 5/19% دیده شد. کریپتوبیا به میزان 67/22% در ماهی سیم و در ماهی تیزه کولی 5/17% بود. شیلودنلا در ماهی سیم به میزان 18% و در تیزه کولی 5/14% درصد، ایکتیوبودا در ماهی سیم 33/15% و تیزه کولی 17% مشاهده گردید. از پنج مکان نمونه برداری، در قسمت شمالی حوزه مرکزی تالاب انزلی که بار آلودگی آب ناشی از رودخانه پیر بازار در آن محل بالاست، آلودگی به انگل های خارجی تک یاخته ای به مقدار شدیدتری مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: تک یاخته، انگل خارجی، ماهی سیم و تیزه کولی، تالاب انزلی
  • اکبر ارفعی آخوله، آریا رسولی، محمد راضی جلالی، حسین حمیدی نجات، احمد روح یزاده، علیرضا راکی صفحات 103-108
    تیلریا اکوئی تک یاخته ای از شاخه اپی کمپلکسا می باشد که توسط کنه های سخت منتقل شده و باعث تب، کم خونی همولیتیک و زردی و در برخی موارد موجب مرگ اسب ها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری دنیا می گردد. در خرداد ماه سال 1390 دو راس مادیان 2 و 8 ساله عرب با سابقه بی حالی، کاهش اشتها، عدم تمایل و سختی در حرکت به بیمارستان آموزشی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز ارجاع داده شدند. معاینه فیزیکی، دهیدراتاسیون ملایم، دپرسیون، زردی شدید همراه با نقاط پتشی در مخاطات چشم و واژن را آشکار ساخت. در مادیان اول و دوم به ترتیب درجه حرارت مقعدی C ̊5/40 و C ̊5/39، ضربان قلب 88 و 64 ضربه در دقیقه، تعداد تنفس 60 و 72 بار در دقیقه ثبت گردید. روی پوست نواحی مغابنی، پرینه و زیر بغل دام ها تعداد زیادی کنه سخت مشاهده شد. جهت انجام آزمایش های هماتولوژی، نمونه خون از ورید وداج دام ها اخذ و همچنین گستره خون از عروق خونی لب بالا برای بررسی وجود آلودگی با انگل های خونی تهیه و به آزمایشگاه ارسال گردید. در گستره های خون رنگ شده با گیمسا مربوط به هر دو اسب، در درون گلبول های قرمز پیروپلاسم های تک یاخته تیلریا اکوئی مشاهده شد. هر دو اسب کم خونی شدیدی نیز داشتند. دام های مبتلا به وسیله ایمیزول (mg/Kg 4) سه مرتبه به فاصله 72 ساعت، فسفر و ویتامین ب 12 مورد درمان قرار گرفته و پس از گذشت یک ماه، بهبودی کامل در آنها حاصل گردید. با توجه به شیوع بیماری تیلریوز اسبی در کشورهای مجاور و اهمیت آن از لحاظ اقتصادی در صنعت اسبداری و همچنین وجود آلودگی به تیلریا اکوئی در استان، انجام مطالعات همه گیرشناسی جامع و مناسب در این خصوص ضروری به نظر می رسد تا ضمن شناسایی دام های حامل، راهکارهای مناسب برای پیشگیری و درمان این بیماری اتخاذ شوند.
    کلیدواژگان: تیلریوز اسبی، مادیان اصیل عرب، اهواز
|
  • Pages 5-10
    Canine parvovirus (CPV) and coronavirus (CCV) have been incriminated as the most common causes of infectious diarrhea in dogs younger than 6 months. In this study، serum protein electrophoretic patterns were carried out in 10 naturally infected dogs with canine parvoviral and coronaviral enteritis، each ones and compared them with 20 clinically healthy dogs using cellulose acetate electrophoresis. Definitive diagnosis of CPV and CCV infections was confirmed by rapid immunochromatographic assay kits. Compared to healthy dogs، significant decreases were determined in the serum concentration of total protein، albumin، total globulin، α1 globulin، β1 globulin، β2 globulin and γ globulin as well as significant increase in α2 globulin concentration in dogs with parvoviral enteritis (p<0. 001). While in dogs with coronaviral enteritis the concentration of total globulin، β2 globulin and γ globulin was significantly lower and of β1 globulin was significantly greater than normal range (p<0. 001). These results may be due to different pathogenesis of CPV and CCV. Unlike CPV infection، villius necrosis and hemorrhage are rare in CCV enteritis. Our results indicate that separation and identification of different canine serum protein fractions facilitates the understanding of the pathological changes associated with different conditions including parvoviral and coronaviral infections.
    Keywords: Coronavirus, Canine Parvovirus, Diarrhea, Serum protein, Electrophoresis
  • Pages 11-18
    Q fever is a widespread zoonosis caused by Coxiella burnetii. In humans، Q fever can manifest as an acute or as a chronic disease. Coxiellosis in domestic animals is usually asymptomatic; however has also been found associated with abortions and stillbirths in sheep and goats. Domestic ruminants are the primary and important reservoirs of Coxiella burnetii، which is exerted in the milk، urine، feces and vaginal mucous of infected animals. Inhalation of bacteria present in the environment is the main route of animal and human infection. The aim of this study is to survey prevalence of Coxiella burnetii and correlation of this organism with host determinants in sheep. Serum samples from 220 ewes were collected randomly in Ahvaz city and were examined by ELISA assay. Seroprevalence of Q fever was 13. 18% (95% CI: 8. 71-17. 65%). Logistic regression showed that the odds of disease was declined with increase of age (OR: 0. 73 and 95% CI: 0. 46-1. 16، P>0. 05) and 1. 6% of fluctuation of disease was justified by age. Relative frequency of prevalence was higher in Lori than Arabic breed (P>0. 05). Greater odds of disease in Lori than Arabic breed was seen (OR: 1. 44 and 95% CI: 0. 66-3. 16، P>0. 05) and 0. 7% of fluctuation of disease was justified by breed. 51. 4% of fluctuation of disease was justified by history of abortion and greater odds of disease in sheep with history of abortion than healthy sheep was seen (OR: 120. 56 and 95%CI: 15. 88-915. 49، P<0. 001). Multivariable logistic regression showed that 52% of fluctuation of disease was justified by age، breed and history of abortion. This serosurvey suggests Coxiella burnetii has a significant correlation with abortion. According to local weather conditions and facilitative airborne transmission، prevention and control measures should be considered by health authorities.
    Keywords: Epidemiology, Q Fever, Coxiella burnetii, ELISA, Sheep, Ahvaz
  • Pages 19-29
    Different virulence factors are involved in Staphylococcus aureus pathogenesis. Surface proteins such as collagen- (cna) and fibronectin-binding proteins (fnB) are important factors in adhesion and invasion of S. aureus. Therefore، the aim of this study was to investigate the presence of cna، fnbA and fnbB genes in collection of S. aureus isolates from clinical and subclinical sheep mastitis. In this study 45 isolates were identified as S. aureus by standard biochemical as well as amplification of species-specific thermonucleasegene (nuc). Then، isolates were analyzed for the presence of cna، fnbA and fbnBadhesion genes using specific primers by polymerase chain reaction (PCR). A 279-bp DNA fragment was synthesized from all of the S. aureus isolates following the amplification of species-specific gene (nuc). Interestingly، 43 (95. 55%) isolates were found to be cna positive. From the 45 studied isolates، 39 and 35 were harbored the fnbA and fbnB genes، respectively. According to the large diffusion of cna، fnbAand fbnB genes among the studied isolates، it can be conclude that CBP، FnBPA and FnBPB encoded by the mentioned genes were presumably effective in pathogenesis of mastitis caused by S. aureus and isolates likely express receptors for matrix proteins such as collagen and fibronectin. This encourages the development of new strategies to prevent mastitis، based on antagonist ligands able to interact with surface adhesions and block it specific binding with matrix proteins.
    Keywords: Staphylococcus aureus, Adhesin genes, Mastitis, Sheep
  • Pages 30-36
    Campylobacter spp. is one of the most frequent pathogens of acute bacterial gastroenteritis which is transmitted mostly via food originating from animals. This study was conducted to determine the prevalence of Campylobacter spp. from raw chicken meats and by-products in Shahrekord، Iran. From May 2010 to August 2011، a total of 480 samples from chicken meat (n=120)، liver (n=120)، gizzard (n=120)، and heart (n = 120) were purchased from randomly selected two industrial poultry slaughter house in Shahrekord، Iran and were evaluated for the presence of Campylobacter. Using cultural methods، 331 of 480 meat samples (69. 0%) were contaminated with Campylobacter. The highest prevalence of Campylobacter spp. was found in chicken liver (78. 3%)، followed by gizzard (75. 8%)، heart (65. 0%)، and chicken meat (56. 7%). The most prevalence Campylobacter species isolated from meat samples was Campylobacter jejuni (90. 9%); the remaining isolates were C. coli (9. 1%). All 331Campylobacter isolates identified as C. jejuni and C. coli by using conventional bacteriological methods were also positive using PCR assay. Significantly higher prevalence rates of Campylobacter spp. (P < 0. 05) were found in samples taken in summer (86. 7%). This study shows the importance of chicken by-products as potential sources of Campylobacter spp. infection.
    Keywords: Campylobacter jejuni, Campylobacter coli, Chicken, meat, By, products, Shahrekord, Iran
  • Pages 37-44
    The purpose of this study was to investigate the effect of melatonin on estrus induction and reproductive performance of Taleshi ewes in non-breeding season (February to April). Sixty non-pregnant and non-lactating ewes (2-4 years old and 37±5 kg BW) were randomly allocated into four groups (n=15/group). Control group did not receive any treatment. In the second group، ewes received CIDR and PMSG and the third group were treated by melatonin، CIDR and PMSG. The fourth group، ewes received only melatonin implant at the base of ear. In the third and fourth groups، ewes received melatonin، 11 days after separation of rams from the flock (0 day) and in groups two and three، CIDR were inserted on day 45. On day 59، at the time of CIDR withdrawal، PMSG (500 IU) were injected (i. m). On day 60 rams were introduced to the flock. In groups two and three، interval between ram introduction and estrus were reduced (P<0. 05). In group four، interval between ram introduction and estrus took 43 days however، this effect was not statistically different with control group. Estrus percentage in second and third groups were significantly higher than control group (P<0. 05). Lambing efficiency، prolificacy and lambing rate in treatment groups were significantly higher than control group (P<0. 05). It is concluded that implantation of melatonin with CIDR and PMSG treatment can induce estrus and increase reproductive performance of Taleshi ewes in non-breeding season.
    Keywords: Melatonin, CIDR, Estrus induction, Reproduction performance, Taleshi ewes
  • Pages 45-53
    In order to study the etiology of bovine dystocia، the records of 255 cases of dystocia referred to the university veterinary hospital in Ahwaz، Urmia and Shiraz over a 20 year period were analyzed. Of these mixed local breeds of cows 80 (31. 4%) were first calvers، 48 (18. 8%) second calvers، 45 (17. 6%) third calvers، 43 (16. 9%) fourth calvers and 39 (15. 3%) fifth or more calvers respectively. One hundred and ten cases (43. 1%) had dystocia with maternal origin، 127 (49. 8%) cases had dystocia of fetal origin and 18 (7. 1%) of the cases had both feto-maternal origin dystocia. Of the maternal dystocia cervical dilation failure and uterine torsion were most abundant and with the exception of uterine inertia، all had a highly significant negative correlation with the maternal parity. Cervical dilation failure had a positive correlation with narrow pelvis and uterine torsion to the right. Of the fetal origin dystocia flexed posture and ventral position، followed by posterior presentation، were most frequent. Monsters were similarly found in all the groups. All these types of fetal dystocia were significantly correlated with maternal parity، and with the exception of vertical presentation and lateral position، all the types were significantly inter-related. These observations draw attention to the incidence of possible causes of dystocia and help to the management of these cases.
    Keywords: Etiology, Bovine, Dystocia
  • Pages 54-63
    In this accidentally randomized design، the effect of various percentage of inorganic dietary calcium on ion profile of whole body content and water elements of rainbow trout culture system، were studied. A diet with %0. 95 Ca was prepared and with adding CaCO3، other diets with percents of (1. 21%، 1. 41% and 1. 61%) Ca was made. In the first، 25 rainbow trout fish with 12. 18± 0. 04 initial meaning weight، was entered in each experimental units and fed with treatment diets ad libitum for 8 weeks and 2 times days in 9 am and 5 pm. Results showed that، changing the amount of Ca in diets، significantly affected on Ca، P، K، Mg، Zn، Cu and Fe in whole body content (p<0. 05) but no significant difference observed in Mn of whole body content. Ca، Mg، K، Na and Cl in water changed، were different changed. The amount of Ca، Na and Cl in water، were significantly decreased (p<0. 05) and K was significantly increased (p<0. 05) compared with the first of experiment. The results of this study indicated that، changing in amount of Ca in diets of rainbow trout، affected the ion profile of body and water elements of cultural systems and can influenced with positive or negative effects on absorption of these elements.
    Keywords: Rainbow trout, Ca, Ion profile, Body content, Water elements
  • Pages 64-75
    Chemicals derived from agricultural and industrial operations such as metals ultimately find their way into a water bodies and can produce a range toxic effects in aquatic organisms. The aim of this study was to measure toxic heavy metal concentrations in fish samples from mangrove conservation. In order to determination of heavy metals concentration (Cd، Ni، Pb، Cr) in muscle، liver and gills tissues، two saltwater fishes; silver sillage (Sillago sihama) and bartail flathead (Platycephalus indicus) collected from mangrove conservation area located in the Hormozgan province. All samples were measured by atomic absorption spectrophotometer. Study showed that the liver has the highest concentration of cadmium، chromium، lead and nickel with an average 0. 9، 1. 26، 0. 99 and 3. 12 micrograms per gram in the silver sillage and 0. 91، 1. 49، 1. 43 and 3. 03 micrograms per gram in the bartail flathead respectively. Decline rate of accumulation of metals in fish tissue was to the liver> gills> muscle respectively. According to bioaccumulation factor، the highest factor was in the liver and muscle had the lowest of it. The data revealed that there is a significant negative correlation between concentrations of lead، cadmium، chromium and nickel in each tissue with total length، weight and age factors. Also، the results showed that the mean concentrations for chromium and nickel were higher compare to WHO and FEPA international standards and lead concentrations were higher than FAO and WHO international standards. In this study cadmium values ​​obtained were up to the international standards such as EU and UK in muscles of both of species.
    Keywords: Heavy Metals, Silver sillage, Bartail flathead, Khamir port, Laft port, Hormozgan
  • Pages 76-84
    The aim of this study was to determine the effect of eCG and oxytocin (OT) on heat and pregnancy rate of Lori-bakhtiari ewes during breeding season. Eighty four ewes، 3 to 4 years old، 65±2. 5 kg weight، were received CIDR for 12 days، and at the time of CIDR removal assigned into 3 groups in which received 0، 400 and 500 IU eCG، respectively. Before artificial insemination، the groups divided into 2 subgroups and one of each 2 subgroups received OT (100 IU) intramuscularly. Fifty four hours after CIDR removal the ewes were inseminated and conception rate were recognized via ultrasonography 50 days after artificial insemination. The result of this study showed that eCG injection improves heat rate in comparison to control (78. 56 % vs 42. 85 %، P<0. 05). But OT had no effect on heat rate (50% vs42. 85 %، P>0. 05). Cervical penetration was higher (88. 09% vs 11. 90 %، P<0. 05) in ewes received OT. Administration of eCG increased conception rate (57. 14 % vs 14. 28 %، P<0. 05). The ewes received OT injection had higher conception rate then control group (42. 85% vs 14. 28%، P<0. 05). The dose of eCG had no effect on pregnancy rate increasement (57. 14 % vs 57. 14 % without OT and 71. 42 % vs 78. 57 % with OT، P>0. 05). The ewes received eCG and OT had a tendency to higher conception rate (74. 99% vs 57. 14 %، P<0. 1). In conclusion، eCG and OT injection improved conception rate in CIDR synchronized Lori-Bakhtiari ewes during breeding season.
    Keywords: Oxytocin, ECG, Conception rate, Cervical penetration, Lori, Bakhtiari ewe
  • Pages 85-94
    Experiment was conducted with the aim of determining the effect of varying water temperature and feeding frequency on the growth، survival، feed utilization and body composition in juvenile benni (Barbus sharpeyi). Juvenile benni with an initial body weight (BW) of 14. 31±0. 59 g were fed a diet contain 46. 27% protein، 20. 43 KJ/g energy at feeding frequency (once and twice per day) and reared at two water temperatures (24 and 28 °C) for 56 days. Twelve rectangular glass aquaria equipped with separate electric heaters used in the experiment. Highest and lowest mean body weight gain observed in two meals per day (8. 05 g) and once per day at 28 °C (5. 82 g)، respectively. Some growth factors such as mean weight gain and daily weight gain were affected significantly (P<0. 05) with increaseing feeding frequency (once to twice per day) at 28 °C، but feed conversion ratio، specific growth rate and for survival rate no significantly differences (P<0. 05) were recorded between the treatments. Protein efficiency ratio (PER) at 28 °C with two times feeding per day was highest. However، PER was shown significant difference (P<0. 05) with increase feeding frequency per a day at 28 °C. The best (lowest) mean food conversion ratio was obtained from two meal per day at 28C° and observed significant difference (P<0. 05) with rising feeding per day at both temperature. Hepatosomatic index (HSI) affected by water temperature significally (P<0. 05). The content of lipid tended to decrease with increasing feeding frequency at both temperature، and showed a significant difference (P<0. 05) between once and twice meal per day at 24 °C. While no significant difference between content of protein، ash and moisture with increasing water temperature and feeding frequency. Therefore، the study suggests that feeding frequency of two times daily at 28°C is suitable for optimum growth، sufficient feed utilization and raising production of juvenile benni Barbus sharpeyi.
    Keywords: Barbus sharpeyi, Feeding frequency, Ration, Growth, Feed utilization
  • Pages 95-102
    Anzali lagoon is the most significant support for the Caspian Sea fishes that come for laying eggs and breeding. Monitoring certain parameters indices such as metabolic، pathologic or parasitic indicators could be used as a useful، economical and reliable indicator to determine the effects of pollutants on the ecosystem. Therefore، mostly ectoparasitesare necessary characteristics for a parasite species to be used as a pollution indicator. Hemiculter leucisculus is a native fish and Abramis brama orientalis is a migrant of the Anzali lagoon. In order to identify the contamination rates and investigate the average of pollution 150 Abramis bramaorientalisi and 200 Hemiculter leucisculus from five stations transported to the central lab. From all areas including; fin، skin surface and gill samples was taken for investigation. Found parasitic protozoan are: Trichodina that in Abramis bramaorientalis fish its rate was 33. 27%، and in Hemi was 21 %، this parasite was on the skin and gill of the fish، in fact the highest rate of infection was associated to this parasite. Ichthyophthrius; its infection rate among Abramis bramaorientalis fishes was 19. 33% and 19. 5% among Hemiculter leucisculus fishes. This parasite is positioned on the skins surface and gill، after the survey there was no sign of infection in blood sample. Chilodonella was 18% among Abramis bramaorientalis، fish and 14. 5% among Hemiculter leucisculus fish. Ichtyobodo was 15. 33% among Abramis bramaorientalis and 17% among Hemiculter leucisculus fish. Ectoparasites are more obedient to water environment conditions compared by internal ones. In five sampling places، the northern region of the central district in Anzali lagoon، the highest contamination load is concerned with Pirbazar River that the infection caused by protozoan ectoparasite is more intense.
    Keywords: Protozoan, Ectoparasites, Hemiculter leucisculus, Abramis brama, Anzali lagoon
  • Pages 103-108
    Theileria equi is a protozoan of the phylum Apicomplexa، transmitted by ixodid ticks and it is endemic in most tropical and subtropical areas of the world. The clinical signs in infected equines include fever، anemia، icterus، and in some cases death can occur. In June of 2011، 2 Arabian mares 2 and 8 years old were presented to the Veterinary Teaching Hospital، University of Shahid Chamran، Ahvaz، Iran with history of anorexia، depression، reluctance and difficulty to movement. Physical examination revealed petechiae in the ocular and vaginal membrane; sever jaundice، mild dehydration and many ticks in skin of the inguinal، perineal and armpit regions. The rectal temperature were 40. 5˚C and 39. 5˚C، heart rates of 88 and 64 beat /minute and respiratory rates of 60 and 72 per minute respectively. Respiratory sounds were increased in the both animals. No abnormality was detected in any limbs. Blood samples were collected by jugular venipuncture into a tube with EDTA as anticoagulant for haematological examination and blood smears were taken from upper lip for parasitology assay. Examination of the stained blood smears from the two horses revealed few parasitized red blood cells with T. equi. Both horses had sever anemia. Affected mares were treated with imizol (imidocarb)، 4mg/kgBW every 72 hours up to 3 times، phosphorus and Vit. B12. After one month، the mares were recovered completely. With consideration to prevalence of Theileria equi in middle east countries and economic importance of this disease in horse farms and also the presence of infection in the Khuzestan province، a comprehensive epidemiological study is necessary for evaluation of Theileria equi prevalence and detection of carrier animals، thus the appropriate strategies for prevention and treatment of this disease can be down.
    Keywords: Equine theileriosis, Arab mares, Ahvaz