فهرست مطالب

پژوهش در علوم توانبخشی - سال نهم شماره 3 (مرداد و شهریور 1392)
  • سال نهم شماره 3 (مرداد و شهریور 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/06/11
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • مرضیه سعیدی، عبدالکریم کریمی، ابراهیم صادقی صفحات 355-366
    مقدمه
    ترس از درد با ناتوانی و مزمن شدن کمردرد مرتبط است. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط ترس از درد با پارامترهای ثبات پوسچر و تاثیر آموزش اختصاصی بر ترس از درد و ثبات پوسچرال در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 27 نفر از زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی بررسی شدند. شدت درد، ترس از درد و ناتوانی با پرسش نامه و پارامترهای کنترل پوسچر با صفحه نیرو اندازه گیری گردید. همچنین برای اندازه گیری تحمل عضلات شکم و کمر به ترتیب آزمون های Sit Up و Surensen مورد استفاده قرار گرفت. کلیه آزمون ها به فاصله یک هفته و یک ماه پس از یک جلسه آموزشی کوتاه در مورد ترس از درد تکرار شدند. برای مقایسه متغیرها از آزمون Repeated measures و برای بررسی ارتباط متغیرها از آزمون همبستگی Pearson و Mixed Models استفاده شد.
    یافته ها
    پس از مداخله شدت درد، ترس از درد و ناتوانی به طور معنی داری کاهش یافت (01/0 > P) و مدت زمان ایستادن روی یک پا و تحمل عضلات شکم و کمر افزایش معنی داری داشت (01/0 > P). میزان جابه جایی مرکز ثقل و سرعت این جابه جایی پس از مداخله کاهش معنی داری را نشان داد (01/0 > P). شدت درد با جابه جایی و سرعت جابه جایی مرکز ثقل در حالت ایستادن روی یک پا نیز ارتباط معنی داری داشت (01/0 > P)، اما ترس از درد با هیچ یک از پارامترهای ثبات پوسچرال ارتباط معنی داری نداشت؛ در حالی که تغییرات ترس از درد با تغییرات پارامترهای جابه جایی و سرعت جابه جایی مرکز ثقل در صفحه داخلی- خارجی در حالت ایستادن روی یک پا ارتباط معنی داری داشت (04/0 = P).
    نتیجه گیری
    تغییرات ترس از درد با تغییرات پارامترهای ثبات پوسچرال در حالت ایستادن روی یک پا ارتباط معنی داری داشت. کاهش ترس از درد از طریق آموزش اختصاصی در این رابطه موجب کاهش شدت درد، ترس از درد و ناتوانی شده و همچنین موجب بهبود ثبات پوسچرال، افزایش تحمل عضلات کمر و شکم و افزایش زمان حفظ تعادل هنگام ایستادن روی یک پا می شود.
    کلیدواژگان: کمردرد مزمن، ثبات پوسچرال، ترس از درد
  • فریبا مجیری، اکرم احمدی، اکبر حسن زاده صفحات 367-376
    مقدمه
    معلمان گروهی از کاربران حرفه ای صوت هستند که نسبت به غیر معلمان مشکلات صوتی بیشتری را تجربه می کنند و این مشکلات روی سایر جنبه های زندگی آن ها اثر گذاشته و موجب غیبت از محل کار و ناتوانی شغلی آنان می شود. اختلال صوتی به عنوان ترکیبی از علایم خودگزارش شده بیمار و نشانه های مشاهده شده بالینی می باشد. میزان معلولیتی که بر اثر اختلال صوتی توسط بیمار گزارش می شود به شغل، محیط کار، محیط زندگی و واکنش دوستان و اعضای خانواده بستگی دارد. مطالعاتی که معلولیت ناشی از اختلال صوتی را در مشاغل مختلف بررسی می کنند، نشان دهنده یافته های متضاد و متنوعی می باشد. در این مطالعه شاخص معلولیت صوتی در معلمان و کاربران غیر حرفه ای صوت مبتلا به اختلال صوتی بررسی و مقایسه شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی- مقطعی بود که بر روی 64 نفر، 32 معلم مبتلا به اختلال صوتی و 32 کاربر غیر معلم مبتلا به اختلال صوتی متوسط تا شدید صورت گرفت. افرادی که به مشکل صوتی خود آگاهی داشتند وارد مطالعه شدند و از ارزیابی آکوستیک برای اطمینان از وجود اختلال صوتی استفاده گردید و آن گاه هر دو گروه پرسش نامه مربوط به معلولیت ناشی از اختلال صدا (Voice handicap index یا VHI) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیلی (میانگین و آزمون Independent t و ضریب همبستگی Pearson) مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کلی VHI در معلمان مبتلا به اختلال صوتی (2/32) نسبت به کاربران غیر حرفه ای صوت (3/23) به طور معنی داری بیشتر بود (01/0 = P). بین سابقه تدریس و نمره VHI همبستگی وجود داشت. در گروه معلمان و کاربران غیر حرفه ای بین دو جنس مرد و زن تفاوتی در نمرات VHI وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    اختلال صوتی با علایم بالینی به نسبت یکسان در مشاغل مختلف تاثیرات متفاوتی ایجاد می کند. در معلمان که گروه بسیار بزرگی از کاربران حرفه ای صدا هستند، عواقب اختلال صوتی محدودیت بیشتری در زندگیشان ایجاد می کند. بنابراین توجه به این امر در برنامه ریزی درمانی ضرورت ویژه ای دارد.
    کلیدواژگان: شاخص معلولیت صوتی، معلمان، کاربران غیر حرفه ای صوت، اختلال صوتی
  • حسین اصغر حسینی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، مهیار صلواتی، غلامعلی شهیدی، محمد علی سنجری، مانیا شیخ * صفحات 377-386
    مقدمه

    یکی از مشخصات بارز اختلال در کنترل پوسچر در بیماران همی پارزی متعاقب سکته مغزی، عدم تقارن در تحمل وزن بر اندام های تحتانی می باشد. نظر به اهمیت تاثیر فشار وارد شده بر اندام ها بر تصحیح رفلکس های پوسچرال، در این مطالعه تاثیر کفی بر تقارن تحمل وزن و نیز تاثیر افزایش بار بر اندام مبتلا بر پاسخ پوسچرال عضلات اندام های تحتانی در برابر یک اغتشاش داخلی مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    27 بیمار همی پارزی متعاقب سکته مغزی که همگی قادر بودند حداقل یک دقیقه بدون استفاده از وسایل کمکی بایستند در این بررسی شرکت نمودند. ارزیابی ها شامل اندازه گیری شاخص تقارن و نیز زمان تاخیر و شدت پاسخ عضلات پوسچرال اندام های تحتانی بود که قبل و پس از قرار دادن یک کفی به ضخامت 10 میلی متر زیر اندام تحتانی سالم بیماران ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت. جهت اندازه گیری شاخص تقارن از بیمار خواسته شد به مدت 20 ثانیه روی صفحه نیرو بایستد. جهت بررسی پاسخ های پوسچرال از ثبت الکترومایوگرافی برای عضلات گاسترکنموس داخلی، سولئوس و همسترینگ خارجی اندام های تحتانی سالم و مبتلا استفاده شد. از حرکت فلکسیون اندام فوقانی سالم به عنوان یک اغتشاش درونی و به منظور تحریک پاسخ عضلات پوسچرال استفاده شد.

    یافته ها

    تاثیر کفی بر بهبود شاخص تقارن معنی دار بود (001/0 = P)، اما افزایش بار بر اندام مبتلا، تاثیری بر زمان تاخیر و شدت پاسخ های پوسچرال عضلات اندام های تحتانی سالم و مبتلا نداشت.

    نتیجه گیری

    قرار دادن کفی با نزدیک کردن مرکز گرانش به خط وسط بدن باعث بهبود تقارن تحمل وزن می شود. نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که کاهش بار بر اندام تحتانی مبتلا متعاقب سکته مغزی نمی تواند به طور کامل توجیه کننده وجود پاسخ های پوسچرال با شدت کم و زمان تاخیر بالا باشد.

    کلیدواژگان: پاسخ های پوسچرال، تحمل وزن نامتقارن، سکته مغزی
  • فاطمه بهرامی، احمدرضا موحدی، سید محمد مرندی، شیلا صفوی، زهرا ملاکریمی صفحات 387-398
    مقدمه
    رفتارهای کلیشه ای یکی از ویژگی های مهم کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم (Autism) می باشد. این رفتارها با نقصان در فرایند یادگیری، اکتساب مهارت های اجتماعی، افرایش استرس در خانواده و رفتارهای خودآزار دهنده مرتبط می باشند. بنابراین درمان این رفتارها از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف اصلی از پژوهش حاضر، تاثیر آموزش دو تکنیک دست در کاراته به بهبود حرکات کلیشه ای دست یک پسر اوتیستیک بود.
    مواد و روش ها
    شرکت کننده پژوهش حاضر یک پسر 10 ساله مبتلا به اختلال اوتیسم بود. مرحله مداخله که در آن شرکت کننده به تمرین دو تکنیک رزمی دست (3 ماه، 36 جلسه) به همراه 14 کودک در روزهای فرد می پرداخت، قبل و بعد از دو مرحله خط پایه که بدون تمرین صورت می گرفت، اعمال گردید. فراوانی بروز حرکات کلیشه ای دست توسط مشاهده کننده در دوره های 15 دقیقه ای بلافاصله قبل و بعد از تمرین در حالی که شرکت کننده مشغول به فعالیت های منظم کلاسی بود، مورد بررسی قرار گرفت. مشاهده همچنین در روزهای بدون تمرین در دوره های زمانی مشابه در تمامی مراحل انجام گرفت.
    یافته ها
    آموزش دو تکنیک دست کاراته به کاهش 12/44 درصدی حرکات کلیشه ای دست کودک اوتیستیک منجر شد.
    نتیجه گیری
    تمرین دو تکنیک دست در کاراته می تواند منجر به کاهش چشمگیر حرکات کلیشه ای دست کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم شود. بنابراین بر پایه یافته این پژوهش پیشنهاد می گردد شرکت در رشته های رزمی در برنامه هفتگی کودکان مبتلا به اختلال ا وتیسم که دارای حرکت کلیشه ای دست هستند، قرار گیرد.
    کلیدواژگان: زوکی، گدان بارای، کاراته، اوتیسم، حرکات کلیشه ای
  • سید ابوالفضل تهیدست، محمد رحیم شاه بداغی، بنفشه منصوری، شهره جلایی صفحات 399-405
    مقدمه
    لکنت اختلالی چند بعدی می باشد و عوامل بسیاری بر آن تاثیرگذار است. یکی از عوامل موثر بر لکنت جنبه های زبانی می باشد. هدف این پژوهش، بررسی فراوانی بروز ناروانی در کلمات و ناکلمات در کودکان مبتلا به لکنت بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مقایسه ای بود. 15 کودک 5-4 ساله مبتلا لکنت در این مطالعه شرکت داشتند. از کودکان خواسته شد تا کلمات و ناکلماتی را که می شنوند، تکرار نمایند. نمونه ها جهت جمع آوری و تحلیل داده ها ضبط گردید و مورد برررسی قرار گرفت. تحلیل آماری داده ها توسط نرم افزار SPSS انجام شد.
    یافته ها
    فراوانی ناروانی در کلمات و نیز ناکلمات به طور معنی داری متفاوت بود و بروز ناروانی حین تکرار در ناکلمات بیشتر از کلمات مشاهده شد (05/0 > P)، همچنین تکرار و قفل ناروانی ها شایع بودند.
    نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پیچیدگی های زبان شناختی باعث افزایش بسامد وقوع ناروانی می شود.
    کلیدواژگان: کلمات، ناکلمات، ناروانی، کودکان مبتلا به لکنت
  • سعید فرقانی، سجاد باقریان دهکردی، حسین منتظری سانیچ، محمد مشهدی صفحات 406-414
    مقدمه
    شین اسپلینت یکی از آسیب های شایع در ورزشکاران می باشد. مطالعات مختلف ارتباط بین وضعیت قرارگیری (پوسچر) پا و این آسیب را نشان داده اند. هدف از این مطالعه، ارزیابی قرارگیری پا در ورزشکاران رشته بسکتبال دارای سابقه ابتلا به شین اسپلینت بود.
    مواد و روش ها
    در مجموع 30 ورزشکار رشته بسکتبال که در طی 3 ماه گذشته سابقه ابتلا به شین اسپلینت را داشتند، در این تحقیق شرکت کردند. به منظور ارزیابی وضعیت قرارگیری پای ورزشکاران از مقیاس معتبر پوسچر پا (Foot posture index) که دارای شش بخش می باشد، استفاده شد. وضعیت قرارگیری سر استخوان قاپ، انحناهای فوقانی و تحتانی قوزک خارجی، اینورشن یا اورشن پاشنه، برجستگی اطراف مفصل قاپ- ناوی، راستای قوس طولی داخلی پا و نزدیک شدن یا دور شدن پنجه پا نسبت به پشت پا، شش بخشی بودند که به وسیله این مقیاس در حالت ایستاده مورد اندازه گیری قرار گرفتند و پوسچر پای فرد به عنوان طبیعی، سوپینیشن و پرونیشن طبقه بندی شد.
    یافته ها
    در مجموع یافته های پوسچر پای 30 بسکتبالیست شرکت کننده در این تحقیق نشان داد که اکثریت شرکت کنندگان (80 درصد) دارای پوسچر پای غیر طبیعی بودند. 63 درصد شرکت کنندگان دارای پرونیشن پا (53 درصد پرونیشن و 10 درصد پرونیشن بیش از حد پا) بودند. پوسچر پای 17 درصد شرکت کنندگان در وضعیت سوپینیشن بود. همچنین نتایج این مطالعه تفاوت معنی داری را بین پوسچر پای راست و چپ آزمودنی ها نشان نداد (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    به طور کلی میزان ناهنجاری های پوسچر پا در ورزشکاران رشته بسکتبال دارای سابقه ابتلا به شین اسپلینت بالا بود. با توجه به این که مطالعات دیگر ارتباط معنی داری بین بروز شین اسپلینت و ناهنجاری های پا را گزارش کرده اند، می توان نتیجه گرفت که ممکن است یکی از علل بروز این آسیب در بسکتبالیست ها، وضعیت پوسچر پای غیر طبیعی آن ها باشد. از این رو مربیان باید در خصوص اصلاح این ناهنجاری ها تمهیداتی مانند استفاده از کفش ها و کفی های مخصوص بیاندیشند.
    کلیدواژگان: پوسچر پا، شین اسپلینت، بسکتبال
  • اکرم احمدی براتی، سعید احمدی براتی، سعید قایینی، ناصر بهپور، امیر لطافت کار صفحات 415-423
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر تمرینات بدنی، ذهنی و ذهنی- بدنی بر قابلیت تعادل دانش آموزان نابینا بود.
    مواد و روش ها
    شرکت کنندگان پژوهش تجربی حاضر، 30 دختر (با میانگین سن گروه تمرینات ذهنی 2/9 سال، گروه تمرینات بدنی 2/8 سال و گروه تمرینات ذهنی- بدنی 6/9 سال) با تیزی دید حداکثر 05/0 دیوپتر در چشم برتر (با استفاده از عینک) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده به سه گروه ده نفره (تمرینات بدنی، تمرین ذهنی و تمرین ترکیبی (ذهنی- بدنی) تقسیم شدند. مدت زمان مداخله گروه ها 8 هفته دو جلسه ای در رژیم زمانی 45 تا 60 دقیقه در هر جلسه بود. قابلیت تعادل ایستا و پویا به ترتیب توسط آزمون های Romberg و تخته تعادل اندازه گیری شد. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و از طریق آزمون های t Independent، ANOVA و آزمون تعقیبی Tokey صورت گرفت (سطح معنی داری 95 درصد و میزان 05/0 £ a).
    یافته ها
    در تعادل ایستا تفاوت معنی داری میان گروه ها وجود نداشت، ولی در تعادل پویا، تنها روش تمرین ترکیبی موجب توسعه قابلیت تعادل پویا شد. به علاوه، مقایسه های بین گروهی برتری معنی دار این روش نسبت به هر یک از روش های تمرین ذهنی و بدنی را نشان داد.
    نتیجه گیری
    عدم وجود تفاوت معنی دار در متغیر تعادل ایستا میان گروه های سه گانه نشان دهنده ساز و کارهای اصلاحی و جبرانی است، ولی در فعالیت هایی که با حرکت توام است و پیچیده تر می گردد، برای رشد قابلیت تعادل بهتر است ترکیب تمرینات ذهنی و بدنی به کار رود.
    کلیدواژگان: تمرینات ذهنی، تمرینات بدنی، تمرینات ذهنی، بدنی، قابلیت تعادل، دانش آموزان نابینا
  • الهام محمدی، رضا رجبی، محمدحسین علیزاده صفحات 424-434
    مقدمه
    گزارش شده است که راستای نامناسب اندام تحتانی و درد پاتلافمورال (Patellofemoral pain یا PFP) مرتبط با ضعف عضلات ران می باشد. کنترل و ثبات ناحیه مرکزی بدن مستلزم قدرت کافی در عضلات ران و تنه و هماهنگی بین آن ها است. هدف از انجام این تحقیق، مقایسه استقامت عضلات ثبات دهنده کمری- لگنی در زنان ورزشکار مبتلا و غیر مبتلا به سندرم درد پاتلافمورال بود.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر 30 ورزشکار زن مبتلا به سندرم درد پاتلافمورال با میانگین و انحراف استاندارد سنی 75/2 ± 60/21 سال، قد 073/0 ± 165 سانتی متر و وزن70/8 ± 70/60 کیلوگرم و 30 ورزشکار زن غیر مبتلا با میانگین و انحراف استاندارد سنی 63/2 ± 77/20 سال، قد 063/0 ± 164 سانتی متر و وزن66/6 ± 53/60 کیلوگرم در رشته های والیبال، بسکتبال و هندبال در سطح باشگاهی شرکت کردند. اندازه گیری استقامت عضلات ثبات دهنده کمری- لگنی در چهار طرف با استفاده از آزمون های عملکردی McGill شامل آزمون خم کردن تنه، آزمون باز کردن تنه (آزمون تعدیل شده Biering-Sorensen) و آزمون پل زدن به چپ و راست انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی Independent t در برنامه SPSS نسخه 13 با سطح معنی داری 05/0 = P استفاده گردید.
    یافته ها
    بین استقامت عضلات ثبات دهنده کمری- لگنی در گروه مبتلا به سندرم درد پاتلافمورال و گروه غیر مبتلا تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 = P) و بیشترین تفاوت بین دو گروه در استقامت عضلات ثبات دهنده قدامی تنه (عضلات شکم) مشاهده شد. با توجه به نتایج تحقیق احتمال می رود زنان جوان مبتلا به سندرم درد پاتلوفمورال دارای استقامت کمتری در عضلات ثبات دهنده کمری- لگنی نسبت به زنان سالم باشند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق، تمرینات استقامتی عضلات ثبات دهنده کمری- لگنی جهت پیشگیری و یا به عنوان یکی از اجزای درمان سندرم درد پاتلافمورال در افراد مشابه با شرایط و ویژگی های نمونه های تحقیق حاضر پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: سندرم درد پاتلافمورال، ورزشکاران زن، عضلات ثبات دهنده کمری، لگنی، استقامت عضلانی
  • فرناز کوباسی، ژاندارک اقلیدی، وحید نجاتی، سید مهدی طباطبایی صفحات 435-444
    مقدمه
    کودکان مبتلا به اختلال یادگیری (Learning disorders یا LD) در یک یا چند فرایند اساسی روانی دخیل در فهمیدن یا کاربرد زبان شفاهی یا کتبی اختلال نشان می دهند. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه توجه پایدار به محرک شنیداری و دیداری در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نامعین و همتایان سالم بود.
    ژ
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 26 کودک دبستانی مبتلا به اختلال یادگیری نامعین و 40 کودک دبستانی سالم مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها، آزمون هوش Wechsler کودکان (Wechsler intelligence scale for children یا WISC) و آزمون عملکرد مداوم بینایی و شنیداری به کار برده شد. برای تحلیل آزمون ها نیز آزمون Paired t یا Wilcoxon و Independent t یا Mann-Whitney توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 به کار گرفته شد.
    یافته ها
    دو گروه در موضوع توجه پایدار بینایی یا خطای درجاماندگی (003/0 = P)، تفاوت میانگین خطای ارتکاب یا تکانشگری در برابر محرک دیداری و شنیداری (005/0 £ P) و میانگین زمان پاسخ به محرک دیداری و شنیداری (005/0 £ P) تفاوت معنی دار داشتند. نتایج همچنین عدم تفاوت معنی دار (752/0 = P) را بین توجه پایدار شنیداری یا همان درجاماندگی در دو گروه نشان داد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد کودکان مبتلا به اختلال یادگیری دچار نقص توجه پایدار می باشند. همچنین گروه مبتلا در توجه انتخابی شنیداری و کنترل تکانشگری در برابر محرک شنیداری دچار نقصان بودند. در نهایت این که کودکان مبتلا به اختلال یادگیری در برابر محرک های بینایی نسبت به نوع شنیداری بهتر عمل کردند، بنابراین استفاده از محرک بینایی در جلسات توان بخشی و آموزش این کودکان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: اختلال یادگیری، توجه پایدار بینایی، توجه پایدار شنیداری، آزمون عملکرد مداوم
  • بهزاد ریگی کوته، فریبا یزدخواستی، مسعود اعتمادی فر صفحات 445-458
    مقدمه
    بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS) به دلیل علایم جسمی- روانی و عدم قبول واقعیت ها دچار علایم خلقی منفی می شوند و همراه شدن خستگی مزمن با خلق منفی بر کیفیت زندگی آنان تاثیر منفی می گذارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی توان بخشی روانی به شیوه Dohsa-hou بر کاهش میزان شدت خستگی، افسردگی، اضطراب، استرس و ارتقای کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس شهر اصفهان انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه بیماران مبتلا به MS شهر اصفهان تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 بیمار در قالب دو گروه آزمایش (15 نفر) و شاهد (15 نفر) انتخاب شدند. بیماران قبل از آغاز دوره درمان به تکمیل پرسش نامه های مقیاس شدت خستگی (Fatigue severity scale یا FSS)، مقیاس افسردگی- اضطراب و استرس (Depression‚ Anxiety‚ Stress scale-21 یا DASS-21) و پرسش نامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به MS (Multiple sclerosis quality of life-54 یا MSQOL-54) مبادرت نمودند و در پایان دوره درمان هم در مرحله پس آزمون و هم پیگیری نیز این ارزیابی صورت گرفت. مدت دوره درمان Dohsa-hou در گروه آزمایش 11 جلسه بود که به صورت هر هفته سه جلسه انجام شد و مرحله پیگیری 40 روز بعد از پس آزمون صورت گرفت. داده های حاصل از پرسش نامه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 و آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (MANOVA) تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    یافته های حاصل از آزمون MANOVA نشان داد که توان بخشی روانی Dohsa-hou باعث کاهش میزان شدت خستگی، افسردگی، اضطراب، استرس و ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به MS شد (001/0 £ P).
    نتیجه گیری
    از آن جایی که بیماری MS منجر به بروز علایم وسیعی می شود و بیماران مبتلا به آن ممکن است در آینده نیاز به توان بخشی داشته باشند، روش Dohsa-hou به عنوان روش توان بخشی روانی، درمان موثری بر کاهش شدت خستگی، افسردگی، اضطراب، استرس و ارتقای کیفیت زندگی این بیماران می باشد.
    کلیدواژگان: توان بخشی روانی Dohsa، hou، شدت خستگی، افسردگی، اضطراب، استرس، کیفیت زندگی، MS
  • سید صدرالدین شجاع الدین، ملیحه حداد نژاد صفحات 459-469
    مقدمه
    اظهار نظر در مورد بازگشت به ورزش متعاقب برخی آسیب دیدگی ها در هاله ای از ابهام قرار دارد. هدف از اجرای تحقیق حاضر، بررسی ارتباط بین امتیازات آزمون های غربالگری عملکردی با سابقه آسیب دیدگی و تعیین نمره پیش بین غربالگری برای آسیب دیدگی بود.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری این تحقیق حدود 100 دانشجو (50 مرد و 50 زن) با میانگین سنی 12/2 ± 21/23 سال بودند. از آزمون های غربالگری حرکتی عملکردی (Functional movement screening یا FMS) شامل Deep Squat، گام برداشتن از روی مانع، Lunge، تحرک پذیری شانه، بالا آوردن فعال پا، شنای پایداری تنه و پایداری چرخشی برای ارزیابی آزمودنی ها استفاده شد. همچنین تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از ضریب همبستگی Pearson، Kappa، آزمون t و ANOVA صورت گرفت. در نهایت داده ها توسط برنامه SPSS نسخه 17 و در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بر طبق یافته ها، افراد بدون آسیب نمرات FMS بهتری نسبت به افراد آسیب دیده داشتند. تفاوت در نمرات آزمون FMS بین گروه های آسیب مچ پا و آسیب زانو با گروه بدون آسیب معنی دار بود. نمره Cut-off برای آزمون های FMS حدود 17 به دست آمد و استفاده از نسبت احتمال نشان داد که اگر ورزشکاری نمره کمتر از 17 در آزمون های FMS کسب کند، حدود 7/4 برابر بیشتر از افراد دارای نمره بالاتر مستعد آسیب های اندام تحتانی می باشد.
    نتیجه گیری
    نمرات آزمون های FMS مدل اولیه و دقیق پیشگیری از آسیب را در اختیار مربیان قرار می دهد تا این که میزان بروز آسیب های اندام تحتانی را در ورزشکارانشان پیشگویی کنند. بنابراین نیاز است که مربیان تیم های دانشگاهی در زمینه پیشگیری از آسیب های ورزشی، هم راستا با آزمایش های پزشکی، آزمون های FMS را نیز به عنوان یک ابزار معتبر به کار برند و سطح عملکردی ورزشکارانشان را بسنجند.
    کلیدواژگان: آزمایش های پیش از فصل مسابقات، آزمون های غربالگری عملکردی، ورزشکاران دانشگاهی
  • شیما مقیمی نژاد، ناهید بهارلویی، لیلا قسیسین صفحات 470-479
    مقدمه
    یکی از شایع ترین اختلالات خواندن، نارساخوانی رشدی می باشد. بر اساس فرضیه نقص واج شناختی، مشکل اصلی این کودکان در پردازش واجی و ایجاد بازنمایی های نادرست می باشد. تکلیف تکرار ناکلمه رمزگذاری، ذخیره سازی و بازیابی بازنمایی های واجی را منعکس می کند، به همین دلیل تکرار ناکلمه، شاخص مناسبی برای سنجش این مهارت ها به خصوص حافظه فعال واجی می باشد. همچنین این تکلیف فرایندهای ادراک گفتار، دانش واژگانی، طرح ریزی حرکتی و تولید را نیز درگیر می کند. بنابراین هدف این مطالعه، بررسی عملکرد دانش آموزان نارساخوان در تکلیف تکرار ناکلمه و تحلیل خطاهای آن ها بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه غیر تجربی- تحلیلی از نوع مقطعی و مورد- شاهدی بود. دو گروه، 15 دانش آموز نارساخوان و 35 دانش آموز طبیعی پایه سوم ابتدایی در این مطالعه شرکت کردند. این دانش آموزان نباید دارای مشکلات عصب شناختی درشت، روان پزشکی و اختلالات گفتار و زبان باشند و باید از هوشبهر و شنوایی طبیعی برخوردار باشند. 40 ناکلمه که شامل ناکلمات یک، دو، سه و چهار هجایی بود، جهت بررسی عملکرد تکرار این گروه استفاده شد. پاسخ ها آوانویسی گسترده (Broad) گردید و نتایج با استفاده از آماره های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    گروه نارساخوان نسبت به گروه شاهد، نمره کمتری در تکلیف تکرار ناکلمه کسب کردند و تفاوت بین دو گروه از نظر آماری معنی دار بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    خطاهای گروه نارساخوان در تکرار ناکلمه، نشان داد که آن ها نقایصی در دسترسی، حفظ و بازیابی کدهای واجی تجربه می کنند. همچنین آن ها مشکلاتی در تمییز واج هایی دارند که به طور ضعیف رمزگذاری شده اند.
    کلیدواژگان: ناکلمه، نارساخوان، پردازش واجی، حافظه فعال واجی
  • علی طهماسبی، ساره زرشناس، پارسا هوشور، جهانگیر کریمیان، پریوش شکرچی زاده صفحات 480-489
    مقدمه
    افسردگی نوعی اختلال خلق است که در آن فرد احساس غم، عدم لذت و دلسردی می کند. با توجه به افزایش افسردگی در جامعه کنونی و به ویژه دانشجویان، هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر ورزش های استقامتی بر حوزه های عملکرد کاری و شدت افسردگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    مواد و روش ها
    روش نمونه گیری در این پژوهش شبه تجربی به صورت ساده بود. پرسش نامه های افسردگی و عملکرد کاری از گروه آزمودنی (40 نفر) و گروه شاهد (40 نفر) قبل از انجام مداخله اخذ گردید و ورزش استقامتی به مدت 8 هفته، هفته ای 3 روز و روزی 5/1 ساعت بر طبق پروتکل طراحی شده انجام شد. در نهایت پرسش نامه های افسردگی و عملکرد کاری بار دیگر گرفته شدند.
    یافته ها
    نتایج آزمون Paired t وجود تفاوت معنی دار در عملکرد (001/0 > P)، میزان رضایت از عملکرد (001/0 > P) و شدت افسردگی (001/0 > P) را در مقایسه قبل و بعد گروه مداخله نشان داد و نتایج آزمون Independent t حاکی از وجود تفاوت معنی دار بین دو گروه در عملکرد (001/0 > P) و میزان رضایت از عملکرد (001/0 > P) بعد از انجام مداخله بود، ولی در مورد شدت افسردگی، تفاوت میان دو گروه بعد از انجام مداخله معنی دار نبود (070/ = P).
    نتیجه گیری
    8 هفته تمرین های استقامتی می تواند به طور موثری منجر به کاهش شدت افسردگی، بهبود در عملکرد و میزان رضایت از عملکرد در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گردد. هر چند این تعداد جلسه، نتوانست تاثیر معنی داری را در مقایسه با گروه شاهد ایجاد کند.
    کلیدواژگان: ورزش های استقامتی، حوزه های عملکرد کاری، افسردگی، دانشجویان
  • لیلا سیمرغ، گیتی ترکمان، سید محمد فیروزآبادی، صدیقه کهریزی، محسن ناجی صفحات 490-501
    مقدمه
    اثر ویبره کل بدن (Whole body vibration یا WBV) بر پاسخ الکترومایوگرافیک عضلات، بیشتر به صورت حاد و فوری و اغلب در نواحی نزدیک به صفحه ویبره مورد مطالعه قرار گرفته و بررسی اثرات بلندمدت تر WBV بر پاسخ الکترومایوگرافی عضلات دور از صفحه ویبره، به ویژه با دید درمانی مورد غفلت واقع شده است. هدف از این مطالعه، بررسی پاسخ الکترومایوگرافیک عضلات دور از صفحه ویبره به تحریک ویبره با دید درمانی، در نواحی مهم از نظر شکستگی های استخوانی حاصل از بیماری پوکی استخوان و در جمعیت در معرض خطر ابتلا به این بیماری یعنی زنان بود.
    مواد و روش ها
    12 زن جوان سالم غیر ورزشکار (71/2 ± 66/25 سال) در مطالعه طراحی شده به صورت کارآزمایی بالینی یک سوکور شرکت کردند و به طور تصادفی به یکی از گروه های ویبره کل بدن (WBV) (تمرین سمی اسکوات استاتیک + ویبره؛ ویبره عمودی، فرکانس 30 هرتز و دامنه قله به قله جابه جایی 3 میلی متر) و درمان نما (تمرین سمی اسکوات استاتیک بدون ویبره) وارد شدند. به استثنای خاموش بودن دستگاه WBV در گروه درمان نما، پروتکل تمرین در هر دو گروه یکسان بود. آزمون های الکترومایوگرافی عضلات ارکتور اسپاین کمر، گلوتئوس ماگزیموس و رکتوس فموریس قبل و بعد از 12 جلسه تمرین انجام و پاسخ های دامنه فعالیت الکترومایوگرافی عضله (Root mean square of Electromyography یا RMS EMG) و فرکانس میانه برای تجزیه و تحلیل استخراج شد.
    یافته ها
    پاسخ RMS دو عضله ارکتور اسپاین کمر (017/0 = P)، گلوتئوس ماگزیموس (014/0 = P) و همچنین فرکانس میانه عضله ارکتور اسپاین کمر (020/0 = P) در اثر تمرین WBV نسبت به قبل از تمرین افزایش نشان داد، اما اثر خالص WBV در مقایسه با تمرین درمان نما فقط در RMS عضله گلوتئوس ماگزیموس افزایش معنی داری داشت (001/0 > P) و این افزایش به طور قابل توجهی بیش از دو عضله دیگر بود (001/0 = P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه حاکی از تاثیر مثبت خالص 12 جلسه تمرین با WBV بر دامنه فعالیت الکتریکی عضله گلوتئوس ماگزیموس بود. این عضله دور از صفحه ویبره بود و یکی از عضلاتی است که تقویت آن می تواند باعث وارد آوردن نیروهای فیزیولوژیک بر تروکانتر بزرگ فمور و شاید تقویت آن شده و از شکستگی های حاصل از بیماری پوکی استخوان در این ناحیه پیشگیری نماید. اهمیت کلینیکی این یافته باید در مطالعات و جمعیت های دیگر مانند زنان یائسه بیشتر تحقیق گردد.
    کلیدواژگان: تمرین WBV، زنان، RMS، فرکانس میانه، فعالیت الکتریکی عضله، پوکی استخوان
  • خالد تکی زاده، علیرضا فارسی، رحمان باقرنیا، بهروز عبدلی، محمود اصل محمدی زاده صفحات 502-514
    مقدمه
    مطالعات پیشین به اهمیت شناسایی به هنگام کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی به منظور جلوگیری از بروز مشکلات ثانویه تحصیلی، عاطفی و اجتماعی این اختلال تاکید کرده اند. درک بهتر مشکلات مذکور نیاز به یک ابزار اندازه گیری معتبر دارد. در این راستا گزارش های والدین دارای پتانسیل خوبی به منظور فراهم آوردن اطلاعات تاریخچه ای مهارت های حرکتی و همچنین درک مشکلات حرکتی کودکانشان می باشد. از این رو هدف از انجام این مطالعه، تطبیق و تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی سیاهه اختلال هماهنگی رشد حرکتی در ایران برای غربال کودکان در معرض خطر ابتلا به اختلال هماهنگی رشدی بود.
    مواد و روش ها
    همسانی درونی، روایی سازه و روایی هم زمان این سیاهه با یک نمونه 600 نفری از کودکان 3 تا 5 ساله و والدینشان ارزیابی شد. به منظور بررسی روایی هم زمان، نتایج ارزیابی والدین با عملکرد کودکان در آزمون رشد حرکتی درشت-2 مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    پایایی همسانی درونی برای همه سوالات پرسش نامه مذکور، 946/0 به دست آمد. تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نشان داد که سیاهه اختلال هماهنگی رشدی فارسی چند عاملی است و با نسخه اصلی آن همخوانی دارد؛ به طوری که سه عامل (حرکات ظریف، کنترل در حین حرکت و هماهنگی عمومی) در مجموع 22/74 درصد از کل واریانس را تبیین کردند. همچنین طرح فرض شده به خوبی برای نمونه تحت بررسی برازش شد. در نهایت همبستگی بالایی بین نمرات حاصل از این پرسش نامه با دو خرده مقیاس آزمون رشد حرکتی درشت-2، جایجایی (883/0 = r) و کنترل شی ء (807/0 = r) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، نسخه تهیه شده فارسی برای سیاهه اختلال هماهنگی رشدی را می توان به عنوان یک ابزار روا و پایا به منظور غربالگری کودکان در معرض خطر اختلال هماهنگی رشد حرکتی در ایران استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پرسش نامه اختلال هماهنگی رشدی، روایی، پایایی، غربالگری
  • صدیقه سادات میرباقری، سعیده سادات مرتضوی، امیر رحمانی رسا، جمشید حسین علیزاده صفحات 515-524
    مقدمه
    ستون فقرات در فعالیت های مختلف حمایت اصلی از بدن را به عهده دارد. ثبات و پوسچر مناسب این ساختار به عملکرد هم زمان عضلات و عناصر غیر فعال و همچنین عناصر عصبی بستگی دارد. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بین ناهنجاری های ستون فقرات با دردهای اسکلتی- عضلانی در نواحی مرتبط با ناهنجاری در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 241 دانشجو (157 دختر با میانگین سنی 1/1 ± 42/19 سال و 84 پسر با میانگین سنی 25/2 ± 01/21 سال) به طور داوطلبانه در مطالعه مقطعی حاضر وارد شدند. ستون فقرات با استفاده از صفحه شطرنجی، شاقول و آزمون نیویورک از لحاظ ناهنجاری سرکج، سر به جلو، شانه نامتقارن، کیفوز و لوردوز بررسی شد. محل درد و شدت درد با معیار مشاهده ای درد در نواحی سر، ناحیه راست و چپ گردن، ناحیه راست و چپ شانه و کمر با استفاده از یک پرسش نامه مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت داده ها با استفاده از ضریب همبستگی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بین ناهنجاری سرکج (در صفحه فرونتال) با سردرد و درد گردن در سمت چپ ارتباط معنی داری وجود داشت. (05/0 > P). ارتباط بین کیفوز و درد در ناحیه راست و چپ شانه و درد ناحیه بین دو کتف نیز معنی دار بود (05/0 > P). همچنین بین ناهنجاری لوردوز و درد کمر نیز ارتباط معنی داری مشاهده شد (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه رابطه بین وجود برخی از ناهنجاری های وضعیتی و بروز دردهای اسکلتی- عضلانی را نشان داد.
    کلیدواژگان: ستون فقرات، شانه، سر به جلو، ناهنجاری کیفوز، ناهنجاری لوردوز، دردهای اسکلتی، عضلانی، پوسچر
  • روح الله رضایی، مهرداد عنبریان، امیر سرشین صفحات 525-539
    مقدمه
    کنترل پوسچر تحت عنوان حفظ اندام ها و قسمت های مختلف بدن در وضعیت ایستاتیک و دینامیک در راستای بیومکانیکی مناسب تعریف می شود. خستگی یکی از عواملی است که وضعیت بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. خستگی عضلانی می تواند اطلاعات رسیده از منابع حسی به مغز را مختل کرده و تعادل را از بین ببرد. بنابراین خستگی می تواند بر بازیابی تعادل اثرگذار باشد و فرد را از وضعیت طبیعی خارج کند. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر خستگی موضعی عضلات ارکتوراسپاین بر بازیابی تعادل در افراد مبتلا به کایفوزیس پس از اعمال آشفتگی پوسچرال بود.
    مواد و روش ها
    12 نفر از دانشجویان مرد با انحنای ستون فقرات پشتی بیش از40 درجه (سن: 42/1 ± 25/23 سال، قد: 89/6 ± 92/174 سانتی متر و وزن: 17/12 ± 33/67 کیلوگرم) و 12 نفر با انحنای طبیعی ستون فقرات پشتی (سن: 53/1 ± 17/23سال، قد: 16/6 ± 92/178 سانتی متر و وزن: 34/9 ± 75/71 کیلوگرم) به شکل همتاسازی در مطالعه شرکت کردند. برای اندازه گیری میزان درجه کایفوز پشتی از خط کش منعطف استفاده شد. برای ارزیابی تعادل، میزان تغییرات جابجایی و مسافت مرکز فشار پا (Center of pressure یا COP)، با استفاده از اعمال اغتشاش ناگهانی در جهت قدامی- خلفی از دستگاه Foot scan استفاده شد. آزمایش ها در دو شرایط قبل و پس از خستگی با رها کردن وزنه ای برابر با 10 درصد وزن هر آزمودنی انجام گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط آزمون های ANOVA با اندازه گیری های مکرر (ANOVA with repeated measures) و Independent t صورت گرفت.
    یافته ها
    مسافت جابجایی COP پس از اعمال خستگی در گروه شاهد (685/0 = P) و گروه کایفوتیک (678/0 = P) از لحاظ آماری اختلاف معنی داری را نشان نداد. بنابراین خستگی موضعی عضلات ارکتوراسپاین تاثیری بر بازیابی تعادل نداشت.
    نتیجه گیری
    به احتمال زیاد بازیابی پوسچر پس از اختلال در تعادل در افراد کایفوتیک تحت تاثیر خستگی عضلات ارکتوراسپاین قرار نمی گیرد.
    کلیدواژگان: آشفتگی پوسچرال، مرکز فشار پا، قدامی، خلفی، خستگی موضعی، تعادل، ارکتوراسپاین، کایفوزیس
  • محمد کریمی زاده اردکانی، محمدحسین علیزاده، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی صفحات 540-552
    مقدمه
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شش هفته تمرینات هاپینگ بر روی حس وضعیت مفصل ورزشکاران جوان دارای بی ثباتی عملکردی مچ پا بود.
    مواد و روش ها
    30 جوان پسر ورزشکار دارای بی ثباتی عملکردی مچ پا با میانگین و انحراف استاندارد وزن 50/11 ± 96/73 کیلوگرم، قد 24/8 ± 95/180 سانتی متر، سن 46/1 ± 16/22 سال و نمره بی ثباتی 31/2 ± 20 به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفری شامل گروه تجربی و گروه شاهد تقسیم شدند. قبل و بعد از اجرای شش هفته برنامه تمرینی، حس وضعیت مفصل مچ پای آزمودنی ها از طریق بازسازی زاویه مفصل به صورت فعال اندازه گیری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی، Independent t و Paired t در سطح معنی داری 95 درصد (05/0 ≥ α) استفاده شد.
    یافته ها
    تمرینات هاپینگ موجب کاهش معنی دار میانگین خطای مطلق بازسازی زاویه مفصل مچ پا در حرکت اینورشن و پلانتار فلکشن بعد از شش هفته تمرینات هاپینگ شد. همچنین کاهش بیشتری در خطای مطلق بازسازی زاویه اینورشن نسبت به پلانتار فلکشن مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق توصیه می شود به دلیل نیاز ویژه افراد دارای بی ثباتی عملکردی مچ پا به حس وضعیت مفصل در مهارت های ورزشی و همچنین به عنوان یک عامل مهم توان بخشی در طراحی برنامه های تمرینی و بازتوانی از مزایای برنامه تمرین هاپینگ استفاده شود.
    کلیدواژگان: تمرینات هاپینگ، حس وضعیت مفصل، بی ثباتی عملکردی مچ پا، جوان ورزشکار
  • فرزاد ویسی، محمد رضایی، ایوب ولدبیگی صفحات 553-560
    مقدمه
    کاشت حلزون تاثیرات معنی داری بر مهارت های زبان، گفتار و خواندن در کودکان ناشنوا دارد. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر سن کاشت حلزون در روند پیشرفت مهارت های خواندن کودکان کاشت شده بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر بر روی 24 کودک کاشت حلزون در دو پایه دوم و سوم مقطع ابتدایی انجام شد. دانش آموزان از بین مدارس ابتدایی شهر تهران انتخاب شدند و عملکرد خواندن کودکان توسط آزمون خواندن نما مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    بین مهارت های خواندن با سن کودک در زمان جراحی کاشت و همچنین مدت زمان کاشت حلزون رابطه معنی داری دیده شد (05/0 > P)
    نتیجه گیری
    کاشت حلزون باعث افزایش درون داد شنیداری و در نتیجه بهبود مهارت های زبانی و خواندن می شود؛ بنابراین لازم است اقدامات لازم جهت جراحی زودهنگام کودکان کم شنوا و قبل از سن زبان آموزی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: سن کاشت حلزون، مهارت های خواندن، کودکان کم شنوا
  • مقاله مروری
  • مینا احمدی کهجوق، سیدعلی حسینی، مهدی رصافیانی، فاطمه محمدیان صفحات 561-569
    مقدمه
    در این مقاله شواهد و مستندات درباره تعریف، تشخیص و درمان اختلال هماهنگی رشدی ارایه می شود.
    مواد و روش ها
    بعد از جستجوی سیستماتیک در سایت های معتبر مانند PubMed، Google Scholar، Proquest، Science Direct و Cochrane Library مقالات مرتبط با اختلال هماهنگی رشدی انتخاب شدند. پس از معرفی اختلال، تاریخچه نام گذاری، دلایل شناسایی به موقع و در نهایت برخی از روش های درمانی بیان گردید.
    یافته ها
    به دلیل نبود ابزار ارزیابی استاندارد و آگاهی کافی در خصوص اختلال هماهنگی رشدی، تشخیص این اختلال با مشکل روبرو است. این اختلال با گذر زمان از بین نمی رود و پیامدهای ثانویه منفی بر جای می گذارد.
    نتیجه گیری
    برای تشخیص به موقع و درمان مناسب باید پژوهش های بیشتری صورت گیرد و کارشناسان حوزه سلامت نیز باید دانش بیشتری در این زمینه کسب نمایند.
    کلیدواژگان: خام حرکتی، اختلال هماهنگی رشدی، رویکردهای نظری، کاردرمانی
|
  • Marziyeh Saeidi, Abdolkarim Karimi, Ebrahim Sadeghi Pages 355-366
    Introduction
    Fear of pain is related to disability and chronicity of low back pain. The aim of this study was to investigate the relation between fear avoidance beliefs (FAB) and postural stability and the influence of specific training on postural stability and FAB in individuals with non specific chronic low back pain (NSCLBP).
    Materials And Methods
    Twenty seven females with NCLBP were recruited in this quasi-experimental study. Pain intensity، FAB، and disability were recorded using the questionnaires. The force plate was used to measure the postural stability. Abdominal and back muscle endurance was measured respectively by sit up and Biering-Sorensen tests. All tests were repeated ne week and one month after a short term specific training for FAB. Repeated measure analysis was used to compare the variables. To evaluate the association between variables Pearson correlation coefficient and mixed model analysis were used. All data were analyzed by SPSS، version16.
    Results
    Pain intensity، FAB، and disability scores showed a significant reduction after intervention (P < 0. 01). The time of sit up، Sorensen and single leg stance tests prominently increased (P < 0. 01). Center of pressure (COP) excursion and velocity variables faced with a considerable decrease (P < 0. 01). Pain intensity was mainly related to cop excursion and velocity during unilateral standing (P < 0. 01) but there is no relation between FAB and the parameters of postural stability. However، trend of changes in FAB was related to trend of changes in cop excursion and velocity during unilateral standing in mediolateral plan (P = 0. 04).
    Conclusion
    Changes in FAB was related to the changes in COP excursion and velocity during unilateral standing. Specific training for FAB resulted in pain intensity reduction، FAB، and disability scores. It also led to an improvement he postural stability as well as increasing the time of sit up، Biering-Sorensen and single leg stance tests in subjects with NSCLBP.
    Keywords: Chronic low back pain, Postural stability, Fear avoidance beliefs
  • Fariba Mojiri, Akram Ahmadi, Akbar Hasanzade Pages 367-376
    Introduction
    Among professional voice users، teachers are more vulnerable to voice problems. Affecting other aspects of their lives، this problemsmay result in frequent absenteeism and occupational disabilities. Voice disorders are defined as an array of self-reported symptoms and clinically-observed signs. The degree of handicap reported by a patient depends on the occupation held، living and work-place environments and reactions brought by family members and friends to disordered voice quality. Studies that have focused on the handicap caused by voice disorders reveal contradictory and various findings. In this study، the Voice Handicap Index (VHI) scores of teachers with voice disorders and those of nonprofessional voice patients were compared.
    Materials And Methods
    In this analytic-descriptive study، 32 teachers (of both sexes) with various voice disorders and 32 nonprofessional voice patients were evaluated. Although the participants of this study were aware of their voice problems، an acoustic analysis was conducted for each subject to prove his/her voice disorders. Both groups completed Voice Handicap Index questionnaire. Data were statistically analyzed using descriptive and analytic procedures including independent t test and Pearson’s regression coefficient.
    Results
    VHI mean scores (x = 32. 2) were significantly greater in teachers than in their nonprofessional counterparts (x = 23. 3) (P = 0. 01). There was a correlation between the years of teaching and VHI scores. There were no sex differences between men and women in both groups.
    Conclusion
    Voice disorders with relatively similar clinical signs may differentially affect different occupations. Teachers، who constitute one the major groups of professional voice users، may experience more limitations in their lives due to various voice disorders. Thus، paying appropriate attention to this issue is of particular importance in therapeutic programming.
    Keywords: Voice Handicap Index (VHI), Teachers, Professional voice users
  • Hossein Asghar Hosseini, Esmaeil Ebrahimi Takamjani, Mahyar Salavati, Gholamali Shahidi, Mohammad Ali Sanjari, Mania Sheikh Pages 377-386
    Introduction

    Asymmetric weight bearing is one of the prominent characteristics of impaired postural control in hemi-paresis after stroke. Considering the important effect of load exerted on limbs in correcting postural reflexes، the effect of sole on weight bearing symmetry and also the effect of increased load on paretic limb on the postural responses of lower limb muscles against an internal perturbation were investigated.

    Materials And Methods

    27 hemi-paretic post-stroke patients، who were able to stand independently without assistive devices for one minute، participated in this study. Evaluations included measuring symmetry index، the latency and amplitude of postural responses of lower limb muscles that was carried out before and after placing a 10-mm-thick sole under intact lower limb of patients. To measure symmetry index، the patients were asked to stand on force platform for 20 seconds. Electromyographic recordings from medial gastrocnemius، soleus and lateral hamstring muscles of paretic and non-paretic limbs were obtained for evaluating postural responses. Rapid flexion movement of non-paretic upper limb was used as an internal perturbation for exciting postural muscle responses.

    Results

    The effect of lift on improving symmetry index was significant (P = 0. 001). Increasing load on paretic limb did not exert any effects on the latency and amplitude of postural responses.

    Conclusion

    Inserting a lift improved symmetry by shifting center of gravity toward midline. The results of the present study show that decreased load on a paretic limb following stroke cannot fully explain the weak and latent responses of postural muscles.

    Keywords: Postural responses, Weight bearing asymmetry, Stroke
  • Fatimah Bahrami, Ahmadreza Movahedi, Seyed Mohammad Marandi, Shila Safavi, Zahra Molakarimi Pages 387-398
    Introduction
    Stereotypy is one of the main features of children with autism. These behaviors are associated with deficit in learning processes، social skills acquisition، increased family stress، and self-injuries behaviors. The purpose of the present study was aimed to investigate the effectiveness of two selected Karate-hand techniques on hand stereotypic movements in a boy with autism.
    Materials And Methods
    The participant was a 10 years old boy with autism. He asked to take part in some exercise sessions. The exercise phase was preceded and followed by some baseline phases. In baseline phases، the participant did not receive any exercise. Change in the frequency of stereotypic hand movements was assessed by observations during 15 minute periods immediately before and after exercise while participant engaged in routine classroom activities. Observations also occurred in the same time periods on no-exercise days during all phases.
    Results
    Results showed that training two karate hand techniques led to reduction of 44. 12 percent in stereotypic hand movements in subject.
    Conclusion
    The present study showed that training two karate hand techniques might reduce the stereotypic hand movements in a child with autism. Since the result has came out from a single case study، it could be suggested that more experimental studies can be carried out on autistic participants to investigate whether this technique effect on hand movements.
    Keywords: Zuki, Gedan barai, Karate, Autism, Stereotypic movement
  • Seyed Abolfazl Tohidast, Mohammad Rahim Shahbodaghi, Banafsheh Mansuri, Shohreh Jalaei Pages 399-405
    Introduction
    Stuttering is a multidimensional disorder which may be affected by many factors including linguistic aspects. The aim of this study was to investigate the frequency of disfluencies over words and nonwords in children who stutter.
    Materials And Methods
    15 children with stuttering، whose age ranged from 4 to 5 years، participated in this descriptive-analytical study. They were asked to repeat words and non-words that they heard while their utterances were recorded. The statistical analysis was conducted in SPSS.
    Results
    Disfluency frequency was significantly higher on repeating words than on repeating nonwords (P < 0. 05). Common disfluencies were of repetition and block types.
    Conclusion
    According to the results of the present study، linguistic complexities can increase the occurrence of disfluency frequency.
    Keywords: Words, Nonwords, Disfluency, Children who stutter
  • Saeed Forghany, Sajjad Bagherian Dehkordi, Hossein Montazeri Sanech, Mohammad Mashhadi Pages 406-414
    Introduction
    Shin splint is one of the common injuries in most athletes. Although the relationship between abnormal foot posture and shin splint has been reported previously but، the relation between foot posture and shin splint has not been well documented. The aim of this study was to explore the relationship between foot postures in basketball players and the history of shin splint.
    Materials And Methods
    Thirty Iranian male basketball players who had experience of shin splint during last three months were participated in this study. Foot Posture Index (FPI-6) was used as the measure of foot posture. Talar head palpation، curvature at the lateral malleoli، inversion/eversion of the calcaneus، prominence in the region of the talonavicular joint، congruence of the medial longitudinal arch، abduction /adduction of the forefoot on the rear foot were 6 items which were assessed with FPI in the standing position. Foot posture was defined as ‘normal’، ‘supinated’ or ‘pronated. Data were collected and analyzed by SPSS، version16.
    Results
    Most participants showed abnormal foot posture (%80). Fifty-three percent of subjects had pronated foot (%53) and 10% did hyper-pronation. The foot postures of 17% of participants were in supination. The results of this study did not show a significant difference in foot posture between right and left foot (P > 0. 05).
    Conclusion
    abnormal foot posture were common (%80) in basketball players with the history of shin splints. These findings could support this idea that the footwear and orthotic prescription both can prevent and treat basketball players with history of shin splints.
    Keywords: Foot posture, Shin splints, Basketball
  • Akram Ahmadi Barati, Saeid Ahmadi Barati, Saeid Ghaeini, Naser Behpour, Amir Letafatkar Pages 415-423
    Introduction
    The purpose of present research was to compare the effect of mental، physical and mental- physical exercises on the balance ability of blind students.
    Materials And Methods
    Subjects of this semi-experimental research were 30 daughters with the maximum Visual acuity of 0. 05 Diopter in the dominant eyes، who were selected through a simple non-probability sampling method. They were randomly divided into 3 equal groups of mental exercises (mean age 9. 2 years); physical exercises (mean age 8. 2 years) and combined exercises (mean age 9. 6 years). Each group participated in an 8-week program consisted of 2 weekly sessions of 45 to 60 minutes each. The capability of static and dynamic balance was measured by Romberg and Balance beam tests respectively. Obtained data were statistically analyzed via independent t test، one way ANOVA and Post hoc Tukey test using SPSS software، version 18 (significance level was set at P ≤ 0. 05).
    Results
    Results showed that there was no significant difference between the above mentioned three practice methods considering static balance. Regarding to the dynamic balance، combined practice was the only method that resulted in a significantly improved performance. Moreover، between-group comparisons indicated significant advantage of combined method over either mental or physical practice alone.
    Conclusion
    Based on the results of this study، it is concluded that a compensatory corrective mechanism is the possible cause of non significant differences between the static-balance performances of the three studied groups. Combined mental and physical practices may improve balance ability during execution of complicated movements.
    Keywords: Mental practices, Physical practices, Mental, physical practices, Balance capability
  • Elham Mohamadi, Reza Rajabi, Mohammad Hussein Alizadeh Pages 424-434
    Introduction
    Decreased hip muscles strength has been implicated to lower-extremity malalignment and patellofemoral pain. Proximal muscle groups including the lumbopelvic stabilizer muscles are responsible for postural control and body stability. Strengthening in these keys muscles have not been investigated in previous studies. The purpose of this study was to compare the lumbopelvic stabilizer muscles endurance in female athletes with and without patellofemoral pain syndrome.
    Materials And Methods
    Thirty female athletes diagnosed with patellofemoral pain syndrome (mean ± SD age; 21. 60 ± 2. 75 year، mean ± SD weight; 60. 70 ± 8. 70 kg، mean ± SD height; 165 ± 0. 073 cm) and thirty asymptomatic females athletes (mean ± SD age; 20. 77 ± 2. 63 year، mean ± SD weight; 60. 53 ± 6. 66 kg، mean ± SD height; 164 ± 0. 063 cm) with history of 3 years participating in volleyball، basketball or handball training were recruited in this study. The protocol established by McGill was used to determine the muscle endurance of the lumbopelvic stabilizer muscles. The protocol consists of four tests that measure all aspects of the torso via isometric muscle endurance: trunk flexor test، trunk extensor test (Biering Sorensen test)، left and right lateral musculature tests (Side bridge test). Data were analyzed using the independent samples t-test in SPSS software. The significance level set at P < 0. 05.
    Results
    The results showed a statistically significant difference between two groups for lumbopelvic stabilizer muscles endurance (P = 0. 001). The greatest differences were found in anterior part of the lumbopelvic muscle endurance (abdominal muscles). The results indicated that young women with patellofemoral pain are less likely to demonstrate endurance in lumbopelvic stabilizer muscles than age-matched control group women who are not symptomatic.
    Conclusion
    The lumbopelvic stabilizer muscles endurance training would be proposed for prevention and treatment of patellofemoral pain.
    Keywords: Patellofemoral pain syndrome, Female athletes, Lumbopelvic stability, Endurance muscles
  • Farnaz Koobasi, Jandark Eghlidi, Vahid Nejati, Seyyed Mehdi Tabatabaee Pages 435-444
    Introduction
    Children with learning disorders (LD) show difficulties in one or more than one basic psychological process involved in both understanding and using spoken and/or written language. This study compared sustained attention to visual and auditory stimuli in children with learning disability and their typical counterparts.
    Materials And Methods
    In this study، 26 primary schoolers with learning disorder of NOS type and 40 healthy school children were examined. Wechsler Intelligence Test for Children and the Test of Auditory and Visual Continuous Performance were used for obtaining the data of interest. Paired t test or Wilcoxon’s test، independent t test or Mann-Whitney U test were conducted for the statistical analysis of the data using SPSS 16.
    Results
    The two groups had meaningful differences in either visual sustained attention or visual emission error (P = 0. 003) and also in visual and auditory reaction times (P ≤ 0. 0005). Moreover، neither sustained auditory attention nor auditory omission error had meaningful difference when the two groups were compared (P = 0. 752).
    Conclusion
    According to the results of the present study، it seems that children with learning disorder have visual attention deficits. Children with LD have deficits in auditory selective attention and in the control of impulsivity against auditory stimulants. Finally، because of superior performance of children with LD in visual and not in auditory modality، the use of visual stimulants in the rehabilitation and training sessions is recommended.
    Keywords: Learning disorder, Visual sustain attention, Auditory sustain attention, Continuous performance test
  • Behzad Rigikouteh, Fariba Yazdkhasti, Masoud Etemadifar Pages 445-458
    Introduction
    Subjects with Multiple sclerosis (MS) suffer from negative mood disorder due to physical- mental symptoms and failure to accept realities and chronic fatigue have negative effect on quality of life، therefore، the present research has been conducted to explore the effectiveness of Dohsa-hou psychological rehabilitation program on severity of fatigue، depression، anxiety، stress and improve the quality of life in individuals with multiple sclerosis.
    Materials And Methods
    The present research has a semi experimental. Statistical population of the research includes all patients with multiple sclerosis in Esfahan city. Thirty participants diagnosed with multiple sclerosis were recruited using convenience sampling method. All subjects read and assigned the consent form. Then، they randomly and equally divided into two groups of experimental and control. All subjects completed fatigue severity scale (FSS)، depression، anxiety and stress scale (DASS-21) and quality of life questionnaire (MSQL-54). Term of Dohsa treatment was eleven sessions (three sessions per week) in experimental group. Control group did not receive any intervention. Follow-up stage was performed forty days after first evaluation for all subjects. Data obtained from the questionnaire was analyzed using SPSS، version 17.
    Results
    Findings obtained from MANOVA showed that Dohsa-hou psychological rehabilitation program caused decrease in severity of fatigue، depression، anxiety، stress and improvement in quality of life in individuals with multiple sclerosis (P ≤ 0. 001).
    Conclusion
    Dohsa-hou program can use as an effective psychological rehabilitation technique to decrease severity of fatigue، depression، anxiety، stress. It may be put in rehabilitation programs and opt to promote the quality of life in these people.
    Keywords: Dohsa, hou, Fatigue, Depression, Anxiety, Stress, Quality of life, Multiple Sclerosis (MS)
  • Seyed Sadreddin Shojaedin, Malihe Hadadnezhad Pages 459-469
    Introduction
    Return-to-play decisions have remained a matter of controversy for athletes. The aim of the present study was to explore the relationship between functional movement screen (FMS) score with history of injury and identify the predictive value of the FMS for injury.
    Materials And Methods
    Statistical population of this study was the physical education students of Kharazmi University aged 18 to 25 years. A hundred subjects (50 females، 50 males) with the mean (± SD) age of 23. 21 (± 2. 12) years old were recruited. All participants read and signed the consent form. The FMS tests include: Deep Squat، Hurdle Step، In-Line Lunge، shoulder mobility، straight leg raise، Trunk Stability Push-Up، Rotary Stability were used to screen all individuals. Data were analyzed by one-way analysis of variances، Pearson correlation coefficient، Kappa، T test (SPSS، version 17 and alpha level set at 0. 05).
    Results
    Subjects without history of injury had better FMS scores than who has the history of injury. There was a statistical significance between the pre-season FM scores of subjects with ankle and knee injuries history with healthy ones. For all of subjects، a cut-off score of 17 was found that maximized sensitivity and specificity. An odds ratio was calculated at 4. 70، meaning that an athlete has approximately 4. 7 times greater chance of suffering a lower extremity injury during a regular competitive season if they score less than 17 on the FM.
    Conclusion
    Scores of FMS tests provides the primary injury prevention model for coaches so that they can predict athletics future injury. So، this test can be considered as a basic and key physical examination for all athletes before attending in any training sport. Coach will benefit from this accurate tool to evaluate sport performance level for all team athletes.
    Keywords: Pre, participation physical examination, Functional movement screening, Athletics
  • Shima Moghiminejad, Nahid Baharlooie, Leila Ghasisin Pages 470-479
    Introduction
    Developmental dyslexia has been recognized as being one of the most common types of reading disorders. According to phonological deficit hypothesis، the main difficulties in affected children are phonological processing and making incorrect representations. Nonword repetition task taps the encoding، storage and retrieval of phonological representations، and therefore، is an appropriate tool for measuring these skills، particularly phonological working memory. This task involves a variety of underlying processes including speech perception، lexical and phonological knowledge، motor planning، and articulation. The aim of this study was to investigate the performance of dyslexic students in nonword repetition task and to analysis their errors.
    Materials And Methods
    This was a nonexprimental analytical cross-sectional study in which a case control paradigm was adopted. Participants were 15 students with dyslexia and 35 normal students، all of whom were studying at the third grade of elementary school at the time of the study. These students did not have any gross neurological impairments، psychiatric problems or speech- language disorders and had normal intelligence and hearing acuity. 40 one-to-four-syllable nonwords were used for the assessment. Broad transcription was applied for recording responses. The results were statistically analyzed using descriptive and analytic methods.
    Results
    The dyslexic group obtained lower scores than did the control group in nonword repetition task and the difference between these two groups was statistically significant.
    Conclusion
    The errors of dyslexic students in nonword repetition showed that they suffer some deficits in accessing، maintaining and retrieving phonological codes. Moreover، they have difficulties in distinguishing phonemes that were poorly encoded.
    Keywords: Nonword, Dyslexic, Phonological processing, Phonological working memory
  • Ali Tahmasebi, Sareh Zarshenas, Parsa Houshvar, Jahangir Karimian, Parivash Shekarchizadeh Pages 480-489
    Introduction
    Depression is one of the mood disorders in which an individual experiences unpleasant feelings of sadness and discouragement. This feeling minimizes the ability of experiencing fun and the joy of life. In previous researches the effectiveness of endurance exercises on depression and occupational performance areas have not been well documented، so this paper was aimed to investigate the effect of endurance exercises on occupational performance areas and depression severity in students of Isfahan University of Medical Sciences.
    Materials And Methods
    Eighty subjects were participated in this quasi-experimental study. They all read and signed the consent form. Participants were randomly and equally divided in two groups of experimental and control. Endurance exercises carried out for 8-week (3 times a week، 90-minute a day). The Beck depression inventory-II (BDI-II) and Canadian occupational performance measurement were tested before and just after implementing the designed protocols. All data were compared and analyzed by SPSS، version16.
    Results
    The paired t test showed the significant differences in occupational performance (P < 0. 001)، satisfaction (P < 0. 001) and depression (P < 0. 001) before and after intervention. The independent t test suggested a prominent differences in performance (P < 0. 001) and satisfaction (P < 0. 001) among both groups after implementing exercise program but the difference was not significant concerning depression (P = 0. 070).
    Conclusion
    Eight weeks endurance exercises can effectively reduce depression severity and could improve the performance and satisfaction among students.
    Keywords: Endurance exercises, Occupational performance areas, Depression, Students
  • Leila Simorgh, Giti Torkaman, Sayed Mohammad Firouzabadi, Sedigheh Kahrizi, Mohsen Naji Pages 490-501
    Introduction
    Electromyography (EMG) response of muscles to Whole Body Vibration (WBV) has most studied acutely in areas close to the vibration platform. While، chronic effects of WBV on EMG response of muscles in far areas from vibration plate and with therapeutic perspective has been neglected. This study aimed to investigate the EMG response of muscles in areas far from vibration plate and important from orthopedic view in osteoporotic fractures and at risk population like women.
    Materials And Methods
    Twelve nonathletic healthy young women (mean age ± SD; 25. 66 ± 2. 71 years) were participated in the one-blind controlled trial study design. They all enrolled to the WBV (static semi squat training + vibration) (vertical vibration، 30 Hz، 3mm) and placebo (static semi squat training) groups، randomly. Training protocol was similar in both groups except of WBV machine set as off in placebo group. EMG tests of muscles (lumbar erector spine (ES)، Gluteous maximus (G. max)، Rectus femoris (RF)) were carried out before and after twelve sessions of training and root mean square and median frequency were extracted for statistical analysis.
    Results
    WBV effects on RMS of ES (P = 0. 017) and G. max (P = 0. 014)، as well as median frequency of ES (P = 0. 020) increased than before training. The net effect of WBV compared with placebo increased statistically only in RMS of G. max muscle (P < 0. 001) and this increase was more than other two muscles، significantly (P = 0. 001).
    Conclusion
    The results indicate the positive net effect of twelve sessions of WBV training on amplitude of muscle activity in G. max. This muscle is far from vibration plate and its strengthening can impose physiologic loading on the greater trochanter، cause likely to strengthen it and prevent osteoporotic fractures in this area. However، the relevance of this finding has to be further investigated in other studies and population like the postmenopausal women.
    Keywords: WBV training, Women, RMS, Median frequency, EMG, Osteoporosis
  • Khaled Takizade, Alireza Farsi, Rahman Baghernia, Behrouz Abdoli, Mahmoud Asle Mohammadizade Pages 502-514
    Introduction
    Previous studies have emphasized the importance of early detection of children with Developmental Coordination Disorder (DCD) to prevent the development of secondary academic، emotional and social manifestations of the disorder. A better understanding of these issues is the need for a valid measurement tool. Parent report has the potential for providing historical knowledge of the child’s motor skills and perceptions of their children’s motor difficulties. So the aim of this study was to adapt and determination of validity and reliability of a Persian version of Developmental Coordination Disorder Questionnaire (L-DCDQ) in Iran to identify children at risk for DCD.
    Materials And Methods
    Internal consistency، construct validity and concurrent validity of the L-DCDQ using a large sample (600) of children (3-5 years) and their parent were examined. To evaluate the concurrent validity scores on the L-DCDQ were compared to performance on the Test of Gross Motor Development-2 (TGMD-2).
    Results
    Internal consistency reliability for L-DCDQ was high (0. 946). Explanatory and confirmatory factor analysis showed that the L-DCDQ was multi factorial and this version compatible with the original version of the L-DCDQ. Thus، three factors (fine motor، control during movement، general coordination) %74. 22 of the total variance were explained. Also hypothesized factor structure for the sample under study was fitted well. Finally، high correlations were observed between the L-DCDQ with the TGMD-2 subscales: locomotion (0. 883)، object control (0. 807).
    Conclusion
    These results support the validity and reliability of the Persian version of the L-DCDQ as a screening instrument for identification of children at risk for DCD in Iran.
    Keywords: Developmental coordination disorder questionnaire, Validity, Reliability, Screening
  • Sedigheh Sadate Mirbagheri, Saeedeh Sadate Mortazavi, Amir Rahmani Rasa, Jamshid Hossein Alizadeh Pages 515-524
    Introduction
    The spine serves as the main support of the body. During activities، postural stability depends on the simultaneous function of the muscles، passive elements، and also the neural elements. The aim of this study was to investigate the relationship between spinal abnormalities and musculoskeletal pains in the areas related to these abnormalities in the students of Hamadan University of Medical Sciences.
    Materials And Methods
    241 students (157 females with the mean age of 19. 42 years، SD=1. 1 years; 84maleswith the mean age of 21. 01 years، SD=2. 25 years) voluntarily participated in this study. Spinal alignment was evaluated by posture screen، plumb line and the New York Test of the Lateral Head Deviation to determine the rates of forward head، shoulder asymmetry، kyphosis and lordosis. To determine the location and intensity of pain in the head، the left-and right-neck، the left- and right-shoulder and the low-back regions، a tailor-made questionnaire with visual analog scale was used. Finally، using the correlation coefficient، the data were statistically analyzed.
    Results
    There was significant relationship between lateral head deviation and both headache and the left-side neck pain (P < 0. 05). Kyphosis was significantly correlated with feeling pain in the right and the left shoulders and also with inters scapular pain (P < 0. 05). Moreover، significant relationship between lordosis and low back pains was observed (P < 0. 05).
    Conclusion
    The results of this study indicate a signification relationship between the presence of some postural abnormalities and the incidence of musculoskeletal pain.
    Keywords: Spine, Shoulder, Forward head, Kyphosis abnormality, Lordosis abnormality, Musculoskeletal pains, Posture
  • Rooholah Rezaee, Mehrdad Anbarian, Amir Sarshin Pages 525-539
    Introduction
    Postural control is the ability to maintain upper extremities and different parts of body during static and dynamic status in proper biomechanical alignment. Fatigue is one of the factors that can affect the posture. Muscle fatigue can reduce sensory input to the brain and finally decrease the balance. The aim of this study was to investigate the effect of erector spine muscles fatigue on balance compensation in kyphotic subjects after postural perturbations in the sagital plane.
    Materials And Methods
    Twelve male college student with spinal curvature of more than forthy degrees (mean ± SD age; 23. 25 ± 1. 42 years، mean ± SD height; 174. 92 ± 6. 89 cm، mean ± SD weight; 67. 33 ± 12. 17 kg) and twelve male college student with normal curvature of the dorsal spine (mean ± SD age; 23. 17 ± 1. 53 years، mean ± SD height; 178. 92 ± 6. 16 cm، mean ± SD weight; 71. 75 ± 9. 34 kg) were participated in the study. They agreed and signed the consent form. A flexible ruler was used to measure thoracic kyphosis. To assessment the balance the center of pressure (COP) displacement after sudden perturbation (by releasing a weight equivalent to 10% of the subjects that has been attached to the Foot Scan) in the anterior–posterior direction were measured by Foot Scan. Experimental procedure was measured before and just after the fatigue protocol. ANOVAs and independent t-test were performed to data analyses.
    Results
    The results indicated no significant differences of the COP displacement in both kyphotic (P = 0. 678) and control (P = 0. 685) groups. Our results showed that erector spine muscles fatigue could not affect the postural.
    Conclusion
    Possibly compensation of posture after balance perturbation can not affected by erector spine muscles fatigue.
    Keywords: Postural perturbation, Center of pressure, Anterior, posterior, Local Fatigue, Balance, Erector spine, Kyphosis
  • Mohammad Karimizadeh Ardakani, Mohammad Hossein Alizade, Esmaeil Ebrahimi Takamjani Pages 540-552
    Introduction
    The purpose of this study was to examine the effect of 6 weeks hopping exercises program on joint position sense in young male athletes with functional ankle instability.
    Materials And Methods
    Thirty young male athletes with functional ankle instability (mean ± SD age; 22. 16 ± 1. 46 years، mean ± SD weight; 73. 96 ± 11. 50 kg، mean ± SD height; 180. 95±8. 24 cm، mean ± SD instability score; 20 ± 2. 31) were participated in this study. They all read and signed the consent form. Participants were equally and randomly divided into two following groups: 1) hopping exercise، and 2) control. Reproduction of ankle joint angle was used to evaluate joint position sense before and just after exercise program. Descriptive statistic، paired sample t-test and Independent sample t-test were used to analyze the data. Level of significance was set at P < 0. 05.
    Results
    The results of the study showed that 6 weeks hopping exercise program had a significant decrease in average absolute error of the reproduction of ankle joint angle in inversion and plantar flexion (P < 0. 05). Furthermore، reduce in absolute error of joint angle reproduction was observed more in inversion than plantar flexion.
    Conclusion
    According to the results، young male athletes with functional ankle instability need specific joint position sense in many skills. So، it could be suggested to use these selected exercise in training and rehabilitation programs to improve joint stability during fast and rapid activities.
    Keywords: Hopping exercises, Joint position sense, Functional ankle instability, Young athlete
  • Farzad Weisi, Mohammad Rezaei, Ayub Valadbeigi Pages 553-560
    Introduction
    The significant effects of cochlear implantation on language، speech and reading skills become evident through the years following the implantation. The purpose of this study was to investigate the effects that the age at which cochlear implantation is performed has on reading skills progress.
    Materials And Methods
    Participants were 24 children with cochlear implant from the second and the third grades of elementary education. They were all the residents of Tehran، Iran. Reading performance of the children was assessed by a recently-developed Persian tool called “Nama Reading Test”.
    Results
    Reading skills were significantly correlated with both the age of surgery and the duration of cochlear implant use (P < 0. 05).
    Conclusion
    Increased auditory input، provided by cochlear implant، improves language and reading skills. Therefore، it is necessary that implantation be performed as early as possible; long before the beginning of language acquisition.
    Keywords: Age of cochlear implantation, Reading skills, Children with hearing loss
  • Mina Ahmadi Kahjoogh, Seyed Ali Hoseini, Mehdi Rassafiani, Fatemeh Mohammadian Pages 561-569