فهرست مطالب

  • پیاپی 4 (پاییز 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • غلام رضا کاظمیان، وجه الله قربانی زاده، سعید شفیعا صفحات 3-12
    این مقاله با پذیرش ساکنین محلات غیررسمی به عنوان شهروندان صاحب حق شهری و با انتخاب راه کارهای مداخله در ظرفیت های اجتماعی به جای بازسازی محیطی نگارش شده است. هدف مقاله معرفی سازه ظرفیت اجتماعی و ارتباط آن با توسعه پایدار محلی به تفکیک گروه های اجتماعی ساکنین و فعالان اقتصادی است. بررسی نتایج به تفکیک دو گروه مذکور، امکان شناسایی روش های مختلف دستیابی به پایداری محلی را فراهم خواهد ساخت. روش تحقیق، از نوع توصیفی پیمایشی است. این تحقیق تایید نمود، ظرفیت اجتماعی سازه ای ذهنی است، که از انگیزه های اصلی کنش گران برای حضور در محله اثر می پذیرد. میان ظرفیت اجتماعی گروه های تحقیق با توسعه پایدار محلی ارتباط مثبت و معنی داری برقرار است، که در صورت بهره برداری هوشمندانه، دستیابی به پایداری محلی دور از انتظار نیست. در گروه ساکنین، اعتماد به نهادهای رسمی و در گروه فعالان اقتصادی، میزان اهمیت دادن به محله، مولفه های مهمی هستند که با بیشتر مولفه های ظرفیت اجتماعی همبستگی معنی داری دارند.
    کلیدواژگان: سکونتگاه غیررسمی، ظرفیت اجتماعی، توسعه پایدارمحلی، محله شمیران نو، ساکنین و فعالان اقتصادی
  • عیسی ابراهیم زاده، راضیه ولاشجردی فراهانی صفحات 13-22
    توجه به دیدگاه ها و انگیزه های گردشگران برای سفر به یک مقصد، به عنوان یک ضرورت بازاریابی و برنامه ریزی توسعه گردشگری از اهمیت خاصی برخوردار است. تحت تاثیر انگیزه ها، گردشگران انتظارات متفاوتی از محصولات سفر دارند و نتایج آن در تعیین راهبردهای توسعه ای مقصد بسیار قابل توجه بوده و به برنامه ریزان و سیاست گذاران این شناخت را می دهد که مقصدهای عمده گردشگری کجاست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد. بر اساس تحقیق حاضر با هدف شناسایی انگیزه های گردشگران در راستای دستیابی به الگوی مناسب برای بازاریابی و تدوین راهبردهای توسعه محصولات در شهرستان محلات(که بر اساس نظریه لومسدن انجام گرفته) و با توجه به عوامل تاثیرگذار بر انگیزه های گردشگران، دو عامل جنسیت و درآمد در این مقاله مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های تحقیق از طریق تحلیل نتایج حاصل از 185 پرسشنامه به روش تحلیل عاملی، برای شناسایی انگیزه ها و با بهره گیری از آزمون های T-test و تحلیل واریانس یک طرفه، برای آزمون فرضیات، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت.در پایایی ابزار تحقیق، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که بر این اساس قابلیت اعتماد پرسشنامه با ضریب 83 درصد بسیار مناسب بوده است. نتایج تحلیلی حاصله بیانگر آن است که در انگیزه های گردشگران، تنها چهار عامل می توانند 1/58 درصد واریانس کل گویه های مورد بررسی را تبیین نمایند و با لحاظ کردن سایر عامل ها این نسبت به بیش از 90 درصد هم می رسد؛ از این میان عامل آرامشی_ تفریحی بالاترین درصد واریانس ها را به خود اختصاص داده است. نتیجه آزمون فرضیات نیز حاکی از تفاوت معنادار درآمد بر گونه های انگیزشی گردشگران بوده است.
    کلیدواژگان: بازاریابی، ویژگیهای رفتاری گردشگران، انگیزه گردشگری، محلات
  • صدیقه معین مهر، مصطفی نورالدین صفحات 23-28
    ایده «دهکده شهری» به عنوان راهبرد تحقق پایداری در سکونتگاه هایی با شرایط مختلف و با انگیزه های متفاوت اقتصادی و اجتماعی، به عنوان راه حلی برای توسعه پایدار شهری و روستایی به کار رفته و موفقیت آن در بسیاری از نمونه ها نشان از جهان شمول بودن آن دارد. این ایده به عنوان راهبرد تحقق توسعه پایدار در انگلیس مطرح شد. هدف این الگو، خلق محیطی است با کاربری های متنوع، خودکفا، با اولویت حمل و نقل عمومی و پیاده روی و دارای فضاهای جمعی و جذاب برایتشویق توسعه اجتماع محلی و مشارکت عمومی. در این مقاله به بررسی و استخراج اصول طراحی د خصوص دهکده های شهری از طریق مطالعات کتابخانه ای، پرداخته شده است. در تدوین تجارب مرتبط با این ایده، پس از معرفی کلی پروژه و تاریخچه آن، دستورالعمل ها و راهکارهای کلیدی به کار رفته در هر یک، به ویژه از جنبه های معماری و طراحی شهری، دسترسی ها و مسیرها، کاربری های پیشنهادی، نوع ساختمان ها و همچنین راه کارهای به کار رفته به منظورارتقای پایداری و کاهش مصرف انرژی مطرح شده است. معیار انتخاب نمونه ها نیز جامع بودن اصول و دستورالعمل های ارائه شده در هر مورد، در ارتباط با طراحی شهری و معماری و اصول پایداری بوده است. ایجاد سکونتگاه روستایی پایدار با استفاده از رویکرد دهکده شهری، راه حلی برای مشکلات موجود و کنترل توسعه بافت های روستایی خواهد بود. در این پژوهش سعی می شود تا با استفاده از مبانی نظری، توضیح مفهوم دهکده شهری و بررسی تجارب موفق جهانی مرتبط با موضوع با توجه به شرایط بومی کشور برای یک نمونه موردی (روستای آق اولر از شهرستان تالش)، به ارائه پیشنهادهایی برای دستیابی به راهبردهای کنترل توسعه و ساخت و سازهای ناهماهنگ در سکونتگاه های روستایی در کشور پرداخته شود. کاربست اصول این الگو، با توجه به شرایط هر منطقه و بعد از تطبیق با نیازهای ساکنان بومی، قابل تعمیم خواهد بود.
    کلیدواژگان: دهکده شهری، توسعه پایدار، سکونتگاه پایدار، روستای آق اولر
  • محمد مهدی عزیزی، سینا شهاب صفحات 41-54
    طرح های توسعه شهری در ایران، دارای کارایی و کارکرد مناسب و مورد انتظار مدیران شهری، کارشناسان و مردم نیستند. از جمله دلایل اصلی عدم موفقیت این طرح ها را می توان مقابله آن ها با حقوق مالکیت دانست؛ در جامعه ای که این حق به صورت قانونی رسمیت دارد. طراحی نظام انتقال حقوق توسعه، بسترسازی و سازماندهی آن در چارچوب طرح شهری، از طریق برقراری پیوند درونی وسایل و اهداف توسعه، به عنوان مبادی و مقاصد انتقال حقوق توسعه، راهی نو برای تحقق طرح های شهری در ایران است. در صورت تدوین برنامه انتقال حقوق توسعه در قالب طرح توسعه شهری(شامل طرح جامع و تفصیلی) از سویی با ایجاد پیوند میان حقوق مالکیت و طرح، و از سویی دیگر با ایجاد تعامل میان توسعه و حفاظت، به نظر می رسد به تحقق اهداف طرح شهری بیش از پیش می توان امیدوار بود.در برنامه انتقال حقوق توسعه پیشنهادی کاشان، حقوق توسعه از مناطق ارسال به عنوان مناطق دارای اهداف حفاظت و مبادی توسعه، به مناطق دریافت به عنوان مقاصد توسعه، انتقال می یابند. مناطق ارسال در شهر کاشان به دو دسته عمده تقسیم می شوند: دسته نخست، اراضی واجد ارزش های خاص هستند که این اراضی دارای اهداف حفاظتی بوده و لازم است تا حد امکان از توسعه این اراضی جلوگیری شود. دسته دوم، اراضی پیشنهادی طرح شهری برای خدمات عمومی هستند. مناطق دریافت در شهر کاشان شامل اراضی هستند که برای توسعه آن هاتقاضای مناسبی در بازار وجود دارد و با توجه به پتانسیل بالای توسعه و موجود بودن زیرساخت های کافی، از سوی برنامه ریزان شهری برای توسعه آتی کاشان پیشنهاد شده اند.
    کلیدواژگان: حقوق مالکیت، تحققپذیری طرحهای توسعه شهری، انتقال حقوق توسعه، شهر کاشان
  • هوشمند علیزاده، محمد حامد عبدی، آرمان رحیمی کاکه جوب صفحات 55-68
    مجموعه تفریحی دیدگاه (پارک ملت) در موقعیت ورودی شهر سنندج با حوزه عملکردی در مقیاس شهر و پیشینه تاریخی غنی در خاطرات جمعی شهروندان که به دلیل بی توجهی و برخی اقدامات نادرست مدیریتی، کارکرد اجتماعی آن در رفع نیازهای فراغتی ساکنان کمرنگ شده، به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. به منظور پوشش هدف اصلی تحقیق که عنوان مقاله را در بر می گیرد، مقاله حاضر می کوشد تا با روش توصیفی_تحلیلی منتج از رویکرد غالب در مبانی نظری و تجربیات عملی، به راهبردهای احیای حیات اجتماعی این فضا دست یابد. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی، طراحی و تکمیل پرسشنامه در میان استفاده کنندگان و مصاحبه با افرادصاحب نظر جمع آوری شده و با کمک مدل تحلیلی سوات، سنجش وضعیت موجود و با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، به عنوان یکی از روش های حل تصمیم گیری چندمعیاره اولویت بندی عوامل، حاصل شده است. سپس در مرحله پایانی با توجه به اولویت های به دست آمده، راهبردهای نهایی به منظور ارتقای عملکردی پارک تدوین شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که زیر مولفه های سرزندگی، پاکیزگی محیط و نفوذپذیری و حرکت به ترتیب بیشترین امتیاز را به دست آورده اند. این بدان معنی است که راهکارهای پیشنهادی باید بیشتر در راستای مولفه های مذکور و با اولویت آن ها در نظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: فضاهای گذران اوقات فراغت، پارکهای شهری، پارک دیدگاه سنندج، مدل سوات، فرایند تحلیل سلسله مراتبی
  • زهرا آزاد، پروین پرتوی صفحات 69-80
    خاطره جمعی خاطره مشترک افراد از وقایع و رویدادهای تجربه شده به وسیله آن ها، به عنوان عضوی از گروه، در چارچوبی اجتماعی و فضایی است. خاطرات جمعی از طریق افزودن معنی به فضا، به ارتقای هویت مکانی می انجامند و این هویت مکانی، بازشناسی و ارتقای هویت شخص را به دنبال دارد. از این منظر، بی توجهی به مقوله خاطره جمعی در شهر می تواند عواقب ناخوشایندی همچون بحران های هویتی را در پی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی معیارها و عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری و حفظ خاطرات جمعی در میادین شهری صورت گرفته است. به این منظور، در ابتدا مفهوم خاطره و خاطره جمعی و ارتباط آن با مکان و میدان از طریق مطالعه اسنادی آرای اندیشمندان شناسایی شده و معیارها و عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری و حفظ خاطرات جمعی در عرصه عمومی شهر و به ویژه میدان استخراج گردیده است. سپس این مولفه ها از طریق مطالعه اسنادی و برداشت های میدانی در میادین تجریش و بهارستان مورد بررسی مجدد و تدقیق قرار گرفته اند. در مرحله بعد، در راستای آزمون مدل اولیه(مولفه های استخراج شده از مرحله مطالعات اسنادی)، مصاحبه های ژرفکاوانه ای با گروه های دارای خاطرات جمعی از میادین تجریش و بهارستان صورت گرفته است. پس از آن، عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری، یادآوری و تداوم خاطره در میادین تجریش و بهارستان با استفاده از تحلیل محتوای ترکیبی(کمی و کیفی، با غلبه روش کیفی) از میان مصاحبه ها استخراج گردیده و در نهایت اهمیت هر یک از این عوامل با استفاده از نتایج بررسی تطبیقی تعیین شده است. نتایج حاصل از مطالعات اسنادی به شناسایی مولفه های فضایی و مولفه های مرتبط با کاراکتر مکان انجامید. سکون، تجمع پذیری، انعطاف پذیری، دیالکتیک درون و بیرون، تعین فضایی، یکپارچگی و تداوم از جمله مولفه های فضایی و جهت یابی، شناسایی و شفافیت(عناصر یادمانی، نام ها و اسامی و فعالیت ها و عملکردها) از جمله مولفه های مرتبط با کاراکتر مکان بوده اند. این در حالیست که نتایج مصاحبه های ژرفکاوانه، تحلیل محتوا و بررسی تطبیقی، سیما و منظر را نیز به مولفه های فوق افزود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که این عوامل از سه طریق بر شکل گیری و تداوم خاطره تاثیرگذارند: زمینه سازی برای وقوع رویداد، کمک به شکل گیری تصویر ذهنی و زمینه سازی برای تداوم خاطره. علاوه براین، نتایج پژوهش حاضر نشان داده است که کاراکتر میادین تجریش و بهارستان بیش از فضای آن ها در شکل گیری و تداوم خاطره حائز اهمیت بوده است.
    کلیدواژگان: خاطره جمعی، مکان، میدان تجریش، میدان بهارستان، بررسی تطبیقی
  • زینب آقاعلیخانی، ناصر برک پور صفحات 81-94
    با توسعه شهرها و مطرح شدن رویکرد توسعه پایدار، توجه و رعایت اصول پایداری و پیگیری اهداف آن، هر چه بیشتر در برنامه ریزی توسعه شهرها مورد توجه قرار گرفته است. از آنجایی که پیمودن این راه بدون آگاهی از وضعیت شهرها در طی مسیر امکان پذیر نخواهد بود، سنجش میزان دستیابی به اهداف توسعه پایدار در دستور کار دولت ها قرار گرفته است. سنجش میزان پیشرفت پایداری در شهرها از دو بعد اصلی محتوایی و فرایندی قابل بررسی است. بعد محتوایی شامل متغیرهایی است که بر نتیجه نهایی سیاست ها تاثیر می گذارند و شامل سنجش شاخص های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی توسعه پایدار می شوند. در مقابل بعد فرایندی شامل ابزار، روش ها و فرایندهای مختلفی است که برای دستیابی به سیاست های توسعه پایدار مورد استفاده قرار می گیرند و به عنوان پشتیبان و محرک توسعه پایدار محسوب می شوند. هدف تحقیق حاضر علاوه بر تبیین نظری و تشریح رابطه توسعه پایدار با سرمایه اجتماعی، سرمایه نهادی و ظرفیت سازی توسعه پایدار، ارزیابی و مقایسه شاخص های بعد فرایندی توسعه پایدار در دو شهر کرج و قزوین بوده است. تکنیک های اصلی مورد استفاده برای گرد آوری داده ها، مصاحبه با مدیران و کارشناسان و استفاده از پرسشنامه بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار استنباطی و آزمون معناداری میانگین ها و همچنین از روش توصیفی و کیفی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده تفاوت معناداری بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه نهادی و ظرفیت سازی در دو شهر و سطح بالاتر آن ها در شهر قزوین نسبت به شهر کرج است. بدین ترتیب به نظر می رسد که شهر قزوین جهت گیری مناسب تری در حرکت به سوی توسعه پایدار در مقایسه با شهر کرج دارد.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، سرمایه اجتماعی، سرمایه نهادی، ظرفیت سازی، کرج، قزوین
  • شهاب عباس زاده، سودا تمری صفحات 95-104
    با شروع انقلاب صنعتی،اختراع اتومبیل و گسترش شهرها، به تدریج اولویت دادن به نقش عابر پیاده و فضاهای پیاده محور در شهرها و فضاهای شهری کمرنگ شده و از کیفیت فضایی عرصه های عمومی شهر، فضاهای باز شهری و پیاده راه ها کاسته شده است؛ عرصه هایی که خود به عنوان بستر و خاستگاه، نقش محوری در ارتقای سطح تماس ها،ارتباطات و تعاملات اجتماعی بین شهروندان ایفا می کنند.در این راستا عدم توجه به مقیاس انسانی و نادیده گرفته شدن نیازهای عابرین پیاده از معضلات پیش رو می باشد، به طوری که کمبود و نبود کیفیت در پیاده راه ها منجر به تضعیف حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان شده است. بنابراین ضرورت شناخت مولفه های تاثیرگذار بر کیفیت این فضاها به منظور پاسخگویی به نیازهای شهروندان در راستای ارتقای حضور و سطح تعاملات اجتماعی ایشان، بیش از پیش مهم جلوه می نماید. کلانشهر تبریز نیز از این قاعده مستثنی نبوده و غلبه فضاهای سواره بر مسیرهای پیاده، عرصه را بر حضور شهروندان در فضاهای شهری تنگ نموده است. مطالعه حاضر به بررسی نمونه هایی از فضاهای پیاده در این کلانشهر پرداخته است. متد پژوهش از نوع متد ترکیبی می باشد که در آن با مطالعه مبانی نظری پژوهش در قسمت کیفی،چارچوب مبانی نظری تحقیق (شامل مولفه های تاثیر گذار بر کیفیات پیاده راه ها) استخراج شده است.در ادامه در بخش کمی که برای اعتبار دهی پژوهش و نتایج حاصله از بخش کیفی مورد استفاده قرار گرفته، به مطالعه موردی محورهای تربیت و ولی عصر کلانشهر تبریز پرداخته شده است. درنهایت در قسمت گردآوری داده ها،پژوهش حاضر از تکنیک پرسشنامه در باب تدقیق رابطه کیفیت فضایی پیاده راه ها و میزان رضایتمندی شهروندان از این فضاها سود جسته است. برای انتخاب نمونه آماری از فرمول کوکران و نرم افزار (G*POWER) و انجام تحلیل های استنباطی و توصیفی آماری مطالعه حاضر از نرم افزار SPSS بهره برده است. نتایج حاصل از این پژوهش، نشانگر این مدعاست که مولفه های سرزندگی، خوانایی، ایمنی و امنیتو نفوذپذیری که از مولفه های اصلی کیفیت فضاهای شهری محسوب می شوند، ارتباط معنی داری با سطح تعاملات اجتماعی و میزان حضور شهروندان در فضاهای شهری پیاده محور کلانشهر تبریز دارند.
    کلیدواژگان: پیاده راه ها، کیفیات فضایی، تعاملات اجتماعی شهروندان، کلانشهر تبریز
|
  • Pages 3-12
    This paper is a practical attempt to choose social changing methods instead of environmental regenerations in order to manage and upgrade informal settlements areas. The approach of this research is in this way that inhabitants of informal settlements are accepted as residents with an urban right and they are the best resources for changing and upgrading of these areas. The objectives of this research work were to introduce social capacity and its relationship with local sustainable development in two different groups. Inhabitants and economical activists were selected as the study groups. Verifying the results based on the groups is the method to find out the way for achieving local sustainability. It was a descriptive surveying. Structure of social capacity and sustainable development were generated by expert ideas for informal settlement. The study approved that the social capacity is a mental structure influenced by the main motivations of the neighborhood’s activists to reside in the neighborhood. However, each group had different qualifications in this relationship and it is clear that each group uses its social capacities to achieve its own goals. Therefore, each group would have its special effects on sustainability and future of neighborhood life. The results revealed the existence of a positive and meaningful relationship between social capacities and the neighborhood sustainable development and if the clever exploration occurs, the chance of achieving local sustainability is not unexpected. The confidence of resident’s group in official institutions, and the importance placed to the neighborhood by the economical activists are the prime components, which had meaningful correlation with the majority of social capacity components. In addition, each program capable to persuade inhabitants to live longer and motivate people for remaining in that local area will be effective for developing social capacity. Moreover, it was found that there was not any sustainability in social dimension; social capacity will be useful for achieving this goal.
    Keywords: Informal Settlements, Social capacity, Neighborhood sustainable development, Shemiran nou quarter, inhabitants, economical activists
  • Pages 13-22
    Considering tourists’ viewpoints and motives for traveling to a given tourism destination is very important in terms of its significance on tourism developmental planning and marketing. Influenced by their motives, tourists have different expectations of travel products; so their motives are very significant in determining developmental strategies and also in making the planners and policy makers aware of the major tourism destinations and their characteristics. Accordingly, the present study aimed to identify the tourists’ motives in order to attain a suitable pattern for marketing and providing developmental strategies for the products in Mahallat, Iran. With respect to the importance of effective factors in tourists’ motives, the impact of gender and income were considered. To test the hypothesis, the results of 185 questionnaires were analyzed through factor analysis, t-test, and ANOVA. The results of the analyses indicated that tourists’ motives can be classified into four categories - that accounted for 58.1% of the total variance. Examining the presumed concepts of the first factor (tranquility-recreation) by 15.8% of the total variance suggested tourists’ inclination for spiritual peace, being away from the worries of work and life, visiting the family and friends, enjoying the hobbies and exciting entertainments and the weather in Mahallat. Therefore, with these factors in mind, planning tourism activities must be based on the development of entertainment facilities. The second factor is the "ecotourism" accounted for 15.54% of the total variance. In this case, the tourists’ inclination to use the recreational space of Sarcheshmeh Park was to see and enjoy the natural scenery, visiting the flowers and plants, and having fun. In brief, these two factors represent a perspective of the attitudes of the respondents that is the most common one among them. In other words, most tourists visit Mahallat with recreation and ecotourism motives. In this regard, the infrastructure and facilities planning activities should focus more on these two motives. The third and fourth factors presumed as "historic - investigatory" and "pilgrimage - culture" respectively, accounted for 13.86% and 12.88% of the total variance. The mean of tourists’ viewpoints in response to the items related to the above mentioned factors revealed the importance of more consideration and planning in relevant areas with these motives. Among these, peace-recreation factor won the highest percentage of variance. Hypothesis test results also indicated significant difference between income and tourist motivation. Regarding to the fact that Mahallat has numerous ancient historical works and arts related to various historical periods, it needs the development of required tourism infrastructure.
    Keywords: marketing, tourist's behavioral characteristics, tourism motive, Mahallat
  • Pages 23-28
    The idea of ​​"Urban Village" as a strategy to achieve sustainability, in settlements with various conditions and with different social and economic incentives, used as a solution for urban and rural sustainable development and its success in many instances has demonstrated its universality. This idea was introduced as a strategy to achieve sustainable development in England. It aims to create an environment with a various functions, self-sufficient, with priority to public transport, walking and, with public spaces and attractive for encouraging local community development and public participation. In this article, we investigated and evaluated the design principles in urban villages through library research. In the experiments with this idea, after the introduction of the overall project and its history, key directions and strategies used in each, particularly of the aspects of architecture and urban design, access and paths, suggested functions, the type of buildings and, and strategies used to promote sustainability and reduce energy consumption were suggested. The sample criteria were based on being comprehensive principles and guidelines presented in each case, was in relation to urban design and architecture and the principles of sustainability. Creating sustainable development of rural settlements with the use of urban village approach, will be a solution to the existing problems and controlling the context of rural development. This research attempted to use the theoretical, explaining the concept of the urban village and urban areas of successful experiences related to the topic of the local conditions in a village case (Agh Evlar Village from Talesh County), to provide suggestions for the development of control strategies and access to the uncoordinated construction of rural settlements. Applying the principles of this approach, to suit the needs of each region and the implementation of local residents were generalized. It can be said that as a fundamental subject, any rural housing policy and planning in the country can be successful if efforts and planning with architectural features of the rural and ethnic traditions, cultural and geographical diversity in different regions of the country is coincident. Moreover, in the housing, neglecting other aspects of the quality of it such as: environmental aspects, health facilities, light, construction technique, visual qualities, local and regional identities, is a main weakness of the rural housing program. Contemplate the local architectural patterns and reliance on local knowledge and facilities can be a good base for design and implementation.
    Keywords: Urban village, Sustainable Development, Sustainable Settlements, Agh Evlar Village
  • Pages 41-54
    The functionality and efficiency of urban development plans in Iran is not satisfying for urban authorities, experts, and people. Confronting the issue of property rights is one of the major reasons for the inefficiency of these plans in a society, where the right is recognized officially by regulations. These plans are restrictive and passive and are not capable of interaction with their production values, and they seem like a tool for violating the people’s rights in action. Market-Oriented Planning (MOP) is one of the latest approaches dealing with urban issues, which relies on the entrepreneurial values of urban spaces and achieving the development objectives by establishing a link among production values of plan and the two old enemies; Market and Planning. The concept of introducing “Transfer of Development Rights (TDR)” in urban development plan's frameworks is a new method, which can contribute to more successful implementation of these plans in Iran. This happens through establishing an internal connection between tools and development objectives, as origins and purposes of transfer of development rights. It is crucial to have an exact accuracy in designing and improvement in urban management and in ongoing monitoring of the results. If the concept of TDR be integrated in urban development plans framework, such as comprehensive and detailed plans, the implementation of urban development plan's objectives could be more reachable and that is because this technique establishes a connection between property rights and land use plan, and creates an interaction between development and value preservation. Considering the results of the proposed transfer of development rights plan in Kashan city, development rights are transferred from sending areas, where conservation objectives and developments origins are required, to receiving areas as our development purposes. The sending areas in Kashan city are divided into two major categories; the first category includes special valuable lands, which are agricultural, historical and architectural values, precious natural resources, or having a perfect landscape respectively. The second category is related to propose lands for public services in land use plan. Receiving areas in this city are lands, where there is a good demand of developing from the market, and additionally considering the high potential of development, existence of essential infrastructure and enough interests for investment of developers, which are proposed for the future development of Kashan City from the urban planners. Based on the mentioned criteria these areas are located in three regions of Naji-Abad, Fin, and Shahed. Accordingly, in addition to considering the social justice and preserving the valuable lands and buildings of the city, the future development of the city will also be planned and directed. The ratio between development right and overall ownership right is 35 to 65 percent and the baseline development right density is 120 percent in Kashan City.
    Keywords: Property Rights, Implementation of Urban Development Plans, Transfer of Development Rights, Kashan City
  • Pages 55-68
    Human beings are rooted in nature, and when we travel in greenery areas, we become more aware of this connection. As we are more immersed in nature, we become more relaxed and comfortable and likely to make generous decisions. But rapidly growing urban population and changing patterns of work and live have increasingly removed our societies from the natural world and allowed ourselves to be encapsulated in an artificial environment. This created a widening gap between people and natural settings in modern era. For this reason, urban greenery areas, in addition to the aesthetic values, can make a significant contribution to well-being, health and also improve the quality of life by providing a setting for people gathering and social life interaction. Urban parks, as part of urban greenery areas and open public spaces, can generate tremendous values by providing open space and recreational opportunities. In this regard, it further contributes to larger urban policy objectives, such as job opportunities, youth development, public health, and community building. Apart from this, urban parks in developing countries are generally facing great problems due to the poor urban management, rapidly urban growth which is almost geared towards the automobile and resource crunch for the maintenance of existing parks/gardens and for the creation of new ones. Considering these, Deedgah recreational complex (Mellat Park) located along Pasdaran Boulevard, as the main north-south corridor in Sanandaj and gateway to Kermanshah, has been selected as case study of the research. Due to its location, function and long historical background, it gained a symbolic identity in the collective memory of the people. In recent years, its social life of the park is threatening due to some improper management practices concerning two underpass bridges have been built to ease traffic congestion. To reach the main aim defined as the title of research, a kind of descriptive-analytical method has been used regarding the results of literature review and field survey conducted in autumn 2011. For more information regarding the users’ view, the questionnaire and interview with experts has been used. To evaluate the existing conditions and for strategies and prioritizing them, SWOT and AHP as a decision-making methods has been used regarding certain spatial elements. The results show that Viability, Environmental health and Permeability respectively fall into the high-priority strategies for maximizing Deedgah recreational park function. This means that the proposed action plans should be more in line with the prioritized strategies.
    Keywords: Greenery areas, Urban parks, Deedgah park of Sanandaj, SWOT Analysis, AHP
  • Pages 69-80
    Collective memory is the common memory of individuals, as members of a group, of the experienced events in a social and spatial framework. Collective memory brings about the place identity by creating meanings in a space. This place identity can end up with promoting personal identity; therefore, disregarding the collective memories of a city leads to huge expenses as identity crises. Thus, this research is carried out to identify the key factors on promoting collective memory in Tehran’s squares. In this regard, the research begins with giving an account of ‘collective memory’ and its relationship to place and square through the study of valid documents with the emphasis on Murice Halbwachs’s theory of the collective memory. Afterwards, the preliminary effective factors, derived from the documents studied were identified in both Tajrish and Baharestan squares by means of observation and documents study. In order to test the proposed model of factors, collective memories of visitors of Tajrish and Baharestan square were asked by semi-structured interview. Then, the key factors affecting the formation and promotion of collective memories of citizens were extracted through the combined content analysis (qualitative and quantitative) of interviews. Finally, the significance of the extracted factors was determined by comparative analysis. Based on the outcomes of the study of documents, these factors were fallen into two main categories: spatial factors and characteristical factors. While the result of the study of documents led to the identification of collectivity, tranquility, singularity, flexibility, insideness and outsideness, integrity, continuity, orientation, identification, and transparency, the consequence of both content and comparative analysis added “escape” to the mentioned factors. These factors affect the collective memory in three different ways. The first group of factors will end up with the formation of collective memory, while the second group influences the image of that memory and the last group brings about the continuity of memory. In addition, content and comparative analysis laid great emphasis on characteristical factors in formation and promotion of collective memory in both Tajrish and Baharestan squares.
    Keywords: collective memory, place, Tajrish square, Baharestan square, content analysis, comparative analysis
  • Pages 81-94
    Nowadays, more attentions have been paid on sustainability and following its goals in cities development and planning. Mentioning sustainable development principles as fundamental concepts that their main attentions are on preserving capitals for intergenerational justice, have become an ongoing and general purpose in city development plans. Since taking this route without being aware of the cities’ conditions might be impossible, evaluation of achievement of sustainable development goals has become government’s agenda. Extensive research and literature reviews have been done on assessment of sustainable development with various approaches and methods. Measuring achievements of sustainable development can be discussed from two main substantive and procedural perspectives. Substantive dimension includes the variables affecting the outcome of policies and consists of social, economic, and environmental sustainability evaluation. In fact, these variables represent the development of city. Whereas, procedural perspective refers to methods and processes of achieving sustainable development and urban planners’ role in this case is to arrange procedures and processes for sustainable decision- making. Moreover, this dimension consists of basic factors that can act as a backup and stimulus for sustainability. Considering focusing of majority of research works conducted in Iran is on substantial dimension of sustainable development, this study intended to discuss the relationship between sustainable development and social capital, institutional capital, and capacity building. In addition, we evaluated and compared procedural indicators of sustainable development in both cities of Karaj and Qazvin. Research variables were institutional capital, social capital, and capacity building. In this study, the main techniques used for data collection were interviews with experts and managers and administering questionnaire in the field. Interviews were used to collect data in capacity building indicators and questionnaires were used for social capital and institutional capital data collecting. We used Simple Random Sampling for indicators of social capital. Whereas, non-probability purposive sampling was used for institutional capital and capacity building indicators. For data analysis, the inferential statistics, descriptive and qualitative significance test means and methods were used. Our results revealed a significant difference between the variables of social capital, institutional capital, and capacity building in these cities. However, the indicators in Qazvin were in a better situation compared with Karaj. Thus, it seems that Qazvin has a better orientation in moving towards sustainable development in comparison with Karaj. Moreover, it seems that Qazvin is moving in the right path towards sustainability and has accelerated move towards sustainable development compared to Karaj.
    Keywords: Sustainable Development, Social Capital, Institutional Capital, Capacity Building, Karaj, Qazvin
  • Pages 95-104
    With the onset of industry revolution, automobile invention and development of cities, the pedestrian and pedestrian-oriented spaces and urban spaces role priority gradually faded and the quality of urban public spaces, urban open spaces, and the pedestrian walkways decreased. Lack of pedestrian-oriented spaces and current low quality pedestrian spaces affect citizen's social interactions in contemporary metropolitans. Pedestrianism is a part of daily journey and activity of citizens in metropolitans, however, pedestrian's need and security is ignored in current cities. In doing so, majority of current urban spaces in our cities are defined as road way, where the presence of automobile is preferred on designs of high-quality and appropriate pedestrian-oriented spaces. Nevertheless, these spaces play an essential role in increasing contacts and citizens’ social interaction level. In this regard, ignoring human scale and the pedestrian's needs are the problems ahead. Lack of quality in pedestrian-oriented open spaces has led to poor citizens’ presence and social interactions. Hence, identifying factors affecting the quality of mentioned spaces for meeting citizens’ needs and increasing the presence and social interaction level is more important than before. Tabriz metropolitan is not an exception either. Having more roadway spaces compared with pedestrian-oriented way has made the life difficult for the citizens. By conducting rigorous literature review, the study derived influential factors forming theoretical framework of the research (including factors affecting urban pedestrian-oriented spatial quality: vitality, legibility, security, and permeability factors). Research utilized mixed-method approach, where aforementioned influential factors extracted from literature review, formed the qualitative part of the study. In the quantitative part used as the validity of the research, Tarbiat & Valiasr axes in Tabriz metropolitan were studied and evaluated. In other words, the study examined the verification of extracted theoretical framework from literature review, through conducting a survey in quantitative part. In this regard, a questionnaire was used to gather the data about pedestrian-oriented spatial quality and citizens’ satisfaction of the mentioned spaces. G*POWER software and Cochran sampling technique were used to calculate the sample size of the study. Ultimately, using SPSS software the data were analyzed through descriptive and inferential statistical methods. This study indicated that vitality, legibility, and permeability factors, the main factors of urban spaces qualities, play an important role in Tabrizian citizens’ satisfaction of pedestrian-oriented spaces. The finding of this research can be utilized for designing more sociable and friendly atmosphere pedestrian-oriented spaces, where citizen's social interactions are concentrated.
    Keywords: Pedestrian, oriented Spaces, Spatial Quality, Citizen's Social Interactions, Tabriz Metropolitan