فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 5 (پیاپی 67، آذر و دی 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/08/10
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محمدحسین روحانی، رویا کلیشادی، مهین هاشمی پور، احمد اسماعیل زاده، لیلا آزاد بخت صفحات 1-11
    زمینه و هدف
    هر چند مطالعات بسیاری به ارزیابی تاثیر نمایه گلیسمی بر چربی خون در بزرگسالان پرداخته اند، اما اطلاعات در این زمینه برای کودکان و نوجوانان محدود است. هدف این تحقیق مقایسه اثرات رژیم غذایی با نمایه گلیسمی پایین (LGI) با رژیم غذایی مبتنی بر توصیه های تغذیه سالم (HNR) بر سطح فراسنج های لیپیدی و آپولیپوپروتئین ها در نوجوانان دختر مبتلا به اضافه وزن و چاقی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده پنجاه دختر سالم چاق یا دارای اضافه وزن و با وضعیت بلوغ یکسان بطور تصادفی در یکی از دو گروه رژیم غذایی LGI و رژیم غذایی مبتنی بر HNR قرار گرفتند. افراد هر دو گروه، رژیم غذایی با ترکیب مشابهی از درشت مغذی ها (56-53% کربوهیدرات، 18-16% پروتئین و 30-27% چربی) دریافت و مصرف نمودند. ارزیابی های بیوشیمیایی شامل تری گلیسیرید (TG)، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین با دانسیته پایین (LDL)، لیپوپروتئین با دانسیته بالا (HDL)، آپولیپوپروتئین های A (Apo A) و B (Apo B) و لیپوپروتئین (a) (Lpa) یک بار در ابتدا و یک بار در انتهای مطالعه انجام شد. مقایسه مقادیر قبل و بعد در هر گروه با آزمون t زوجی و مقایسه تغییرات مشاهده شده در دو گروه با آزمون t مستقل در نرم افزار SPSS انجام شد.
    یافته ها
    نمایه گلیسمی در گروه رژیم غذایی LGI کمتر از 50 بود (67/1 ± 67/42). میانگین نمایه توده بدنی در گروه LGI برابر 55/0 ± 97/27 متر بر مجذور قد و در گروه HNR برابر 01/1 ± 82/28 متر بر مجذور قد بود. میانگین سن در افراد گروه HNR از افراد گروه LGI به طور معنی داری بالاتر بود (27/0 ± 98/13 در مقابل 21/0 ± 18/13، 031/0=P). مقادیر متغیرهای بیوشیمیایی در ابتدا و انتهای مطالعه در بین دو گروه با یکدیگر تفاوتی نداشت. درصد تغییرات شاخص های چربی خون در بین گروه LGI و HNR نشان دهنده عدم وجود تفاوت معنی دار در تغییرات TG (به ترتیب 20/17± 90/27 و 53/10 ± 15/6؛ 274/0=P)، TC (به ترتیب 49/4 ± 58/5 و 63/3 ± 65/0-، 283/0=P)، HDL (به ترتیب 05/4 ± 20/1 و 07/3 ± 77/1-، 556/0=P)، LDL (به ترتیب 52/4 ± 35/4 و 32/3 ± 24/2-، 225/0=P)، Apo A (به ترتیب 73/5 ± 18/0- و 19/5 ± 37/9-؛ 242/0=P)، Apo B (به ترتیب 22/7±24/10 و 40/7±73/6؛ 738/0=P) و Lpa (به ترتیب 13/40 ±71/57 و 24/47 ± 18/97، 676/0=P) در بین دو گروه بود.
    نتیجه گیری
    رژیم غذایی با نمایه گلیسمی پایین در مقایسه با رژیم غذایی مبتنی بر توصیه های تغذیه سالم تاثیر مفیدی در چربی خون ندارد.
    کلیدواژگان: نمایه گلیسمی، چربی خون، آپولیپوپروتئین، لیپوپروتئین (a)، دختر
  • سید ابراهیم حسینی، محسن فروزان فر، آرش پایه دار صفحات 12-21
    زمینه و هدف
    گیاه خرفه اثرات مثبتی در کاهش کلسترول تام دارد و دارای تاثیرات مختلفی بر روی سیستم عصبی است؛ بنابراین ممکن است بر محور هیپوفیز-گناد تاثیرگذار باشد. در مطالعه ی حاضر، تاثیرات احتمالی عصاره ی هیدروالکلی گیاه خرفه (Portulaca oleracea) بر هورمون های گنادوتروپین، استرادیول، پروژسترون و پرولاکتین مورد ارزیابی قرار گرفته است.
    روش بررسی
    در این پژوهش تجربی 40 سر موش صحرایی ماده بالغ و باکره از نژاد ویستار با وزن تقریبی 2 ± 189 گرم در 5 گروه 8 تایی مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه کنترل بدون تیمار دارویی، گروه شاهد که روزانه 2/0 میلی لیتر آب مقطر به عنوان حلال دریافت نمود و گروه های تجربی 1 تا 3 به ترتیب، مقادیر 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن، عصاره ی هیدروالکلی گیاه خرفه به صورت خوراکی به مدت 21 روز دریافت کردند. در پایان روز 21 از همه ی گروه ها خونگیری شد و میزان هورمون ها اندازه گیری گردید. داده ها با کمک آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه، مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان هورمون استرادیول در گروه تجربی 3 و وزن بدن در گروه تجربی 2، کاهش معنی داری (05/0 > P) را نسبت به گروه شاهد و کنترل دارد. اختلاف معنی داری در میزان هورمون های گنادوتروپین (FSH، LH)، پروژسترون و پرولاکتین مشاهده نشد (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه بیانگر تاثیر وابسته به دوز عصاره گیاه خرفه در کاهش وزن بدن در مدت 21 روز است. همچنین این گیاه با دارا بودن ترکیبات آنتی استروژنیک و آنتی آروماتازی، غلظت استرادیول را در دوز حداکثر کاهش می دهد؛ بنابراین مصرف طولانی مدت آن می تواند باعث اختلالات هورمونی و کاهش قدرت باروری گردد.
    کلیدواژگان: گیاه خرفه، استروژن، پروژسترون، پرولاکتین، گنادوتروپین، موش صحرایی
  • بهرام امین منصور، نورالله اشراقی، سعید ابریشمکار، مصطفی ترکاشوند، علی اثنی عشری صفحات 22-29
    مقدمه
    کرانیوتومی با توجه به مستعد کردن بیماران به بی حرکتی، پس از عمل عاملی خطرساز برای ایجاد ترومبوز وریدی محسوب می شود. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثر دو روش درمان رایج برای پیشگیری از ترومبوز وریدی شامل هپارین معمولی ((unfractionated و هپارین با وزن مولکولی کم (کلگزان) در پیشگیری از این عارضه است.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی تصادفی و دوسوکور که از سال 1387 تا 1389 در اصفهان انجام شد، تعداد 154 بیمار که به علت تومور مغزی مورد عمل جراحی کرانیوتومی قرار گرفته در دو گروه تقسیم و مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه اول از 48 ساعت بعد از عمل کلگزان به میزان mg/d 40 به صورت زیرجلدی تجویز شد. بیماران در گروه دوم از 48 ساعت بعد از عمل، هپارین unfractionated به میزان IU/12h 5000 به صورت زیرجلدی دریافت کردند و نتایج در نرم افزار با کمک آزمون های T-test و Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در این مطالعه تفاوت آماری معنی داری از نظر سن، جنس و بیماری های زمینه ای بین دو گروه مشاهده نشد (05/0P>). طی مطالعه 14 مورد (2/18%) ترومبوز وریدهای عمقی تحت بالینی در گروه هپارین و 3 مورد (9/3%) در گروه کلگزان مشاهده شد (011/0=P). هیچکدام از بیماران در پیگیری پس از کرانیوتومی دچار خونریزی داخل مغزی نشدند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که کلگزان نسبت به هپارین unfractionated در پیشگیری از ترومبوز ورید عمقی پس از کرانیوتومی در بیماران مبتلا به تومور مغزی موثرتر و ایمن تر است.
    کلیدواژگان: ترومبوز ورید عمقی، هپارین معمولی، کلگزان، تومور مغزی، کرانیوتومی
  • سید محمد کاظم نوربخش، کرمعلی کثیری، اسدالله جلیل، مرتضی هاشم زاده صفحات 30-37
    زمینه و هدف
    گلوکز -6- فسفات دهیدروژناز (G6PD) اولین آنزیم در مسیر متابولیسم پنتوز فسفات می باشد. این مسیر در از بین بردن متابولیت های اکسیدان در بدن نقش موثری را ایفا می کند. کمبود این آنزیم باعث کاهش احیاء انرژی گلبول های قرمز و همولیز می گردد. در این مطالعه استفاده از روش غربالگری جهت تعیین میزان فراوانی کمبود آنزیم G6PD در نوزادان تازه متولد شده مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- مقطعی از بند ناف 1240 نوزاد تازه به دنیا آمده نمونه سرم تهیه شد و با استفاده از روش فلورسانس لکه ای میزان فعالیت آنزیم G6PD تعیین گردید. اطلاعات دموگرافیک شامل محل زندگی، جنس، سابقه کمبود G6PDدر خانواده و بستری به علت زردی تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از کل 1240 نمونه مورد بررسی 29 نفر (3/2%) دچار کمبود G6PDبودند، از بین افراد مبتلا، 3 نفر (3/10%) از آنها کمبود شدید آنزیم G6PD و 26 نفر (7/89%) کمبود خفیف تا متوسط داشتند. بین متغیرهای مورد بررسی و کمبود آنزیم، فقط موارد بستری به علت زردی ارتباط معنی داری با کمبود آنزیم داشت (001/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به درصد بالای بستری شدن نوزادان مبتلا به کمبودG6PD و خطراتی که این بیماری همولیتیک می تواند در آینده برای بیماران ایجاد کند و نظر به ارزان بودن تست فلورسنت لکه ای، می توان از این تست جهت غربالگری نوزادان تازه متولد شده استفاده کرد.
  • رویا حبیبیان، لعبت جعفر زاده، خدیجه شهریاری صفحات 38-46
    زمینه و هدف
    ولوواژینیت کاندیدایی یک عفونت مخمری و از شایع ترین علل مراجعه زنان به پزشک می باشد. عوامل متعددی زمینه ساز ابتلا به این بیماری می شوند و در بعضی مطالعات گفته شده ریسک فاکتورها در ولوواژینیت عود کننده با غیر عود کننده متفاوت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین ولوواژینیت کاندیدایی راجعه با عوامل مستعد کننده و شواهد بالینی طراحی و اجرا شد..
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 140 نفر با تشخیص احتمالی ولوواژینیت کاندیدایی راجعه، به صورت تصادفی انتخاب شدند. از ترشحات واژن 2 نمونه تهیه شد. نمونه اول بر روی محیط کشت سابرو دکستروز آگار و نمونه دوم مستقیما به روی لام منتقل و یک قطره از محلول هیدروکسید پتاسیم 10% به آن اضافه شد. پرسشنامه ی اطلاعات دموگرافیک تکمیل و نتایج تست های آزمایشگاهی ثبت گردید سپس اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر آنالیز و تجزیه و تحلیل شدند. (فاکتورهای مورد ارزیابی: عوامل مستعد کننده بیماری و روش پیشگیری از بارداری، نوع لباس و...) و علائم بالینی (ترشحات پنیری، سوزش، اریتم و...)
    یافته ها
    میانگین سن افراد مورد پژوهش 3/9 ± 18/34 بود. در روش کشت از 140 نمونه واژینال، در 46 مورد (8/32%) کاندیدا رشد کرد. بین عفونت کاندیدا با کلیه عوامل مستعد کننده مورد بررسی ارتباط معنی داری مشاهده نشد (P>./.5). بین عفونت کاندیدا با نشانه های بالینی (ترشحات پنیری و اریتم واژن) و اظهارات بالینی بیماران از جمله سوزش واژن و ترشحات پنیری ارتباط معنی داری یافت شد (P<./.5) اما بین خارش و عفونت کاندیدا ارتباط معنی دار مشاهده نگردید (p>./.5)
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد، کمتر از 33% افراد که تشخیص احتمالی کاندیدا برایشان داده شده بود در کشت نمونه واژن مبتلا به کاندیدا بودند لذا صرفا نمی توان بر اساس بعضی از علائمی که بیماران بیان می کنند تشخیص عفونت کاندیدایی را مطرح نمود..
    کلیدواژگان: ولوواژینیت کاندیدایی راجعه، عوامل مستعد کننده، علایم ونشانه های بالینی
  • عیسی محمودی، رضا عسکری مقدم، محمد هادی معظم، سعید صادقیان صفحات 47-56
    زمینه و هدف
    با توجه به آنکه خطرات اجرای روش های تشخیص تهاجمی در بیماری عروق کرونر از جمله آنژیوگرافی قابل ملاحظه می باشد و از طرفی تجارب موفقیت آمیزی در مورد روش های داده کاوی در پزشکی حاصل شده است؛ لذا این مطالعه با هدف تولید مدلی مبتنی بر تکنیک داده کاوی شبکه های عصبی که قابلیت پیش بینی بیماری عروق کرونر را داشته باشد انجام شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، مجموعه داده ای شامل 9 ریسک فاکتور از اطلاعات 13228 نفر که در مرکز قلب تهران آنژیوگرافی شده بودند (4059 نفر فاقد بیماری عروق کرونر و 9169 نفر مبتلا به این بیماری) مورد استفاده قرار گرفت. تولید مدل پیش بینی بیماری عروق کرونر بر اساس شبکه عصبی پرسپترون چند لایه و روش گزینش متغیر، مبتنی بر درخت رگرسیون و طبقه بندی می باشد که هر دو با استفاده از نرم افزار Statistica انجام شده است. برای مقایسه و انتخاب بهترین مدل از آنالیز منحنی راک استفاده گردید.
    یافته ها
    پس از هفت مرتبه مدل سازی و مقایسه مدل های تولید شده، مدل نهایی تشکیل شده از کل ریسک فاکتور های موجود با سطح زیر منحنی راک 754/0، دقت 19/74%، حساسیت 41/92% و ویژگی 25/33% بدست آمد. در نتیجه انجام گزینش متغیر نیز مدلی متشکل از 4 ریسک فاکتور با سطح زیر منحنی راک 737/0، دقت 19/74%، حساسیت 34/93% و ویژگی 17/31% تولید شد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه مدل بدست آمده مبتنی بر شبکه های عصبی، علاوه بر توانایی بالا در تشخیص افراد بیمار، تعداد قابل قبولی از افرادی که فاقد بیماری عروق کرونر بودند را نیز شناسایی کرد. همچنین، بکارگیری تکنیک های گزینش متغیر در این مطالعه نیز نتایج خوبی در زمینه کاهش پیچیدگی مدل به همراه داشت و منجر به تولید مدلی متشکل از تنها چهار ریسک فاکتور سن، جنس، دیابت و فشارخون بالا گردید.
    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر، مدل سازی بیماری، شبکه های عصبی، گزینش متغیر
  • ندا محمدی نیا، محمدعلی رضایی *، تهمینه صالحیان، علیرضا داشی پور صفحات 57-64
    زمینه و هدف

    دیسمنوره اولیه یکی از شایع ترین شکایات در زنان می باشد و حداقل 50% زنان در خلال دوره باروری خود آن را تجربه می کنند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر مصرف عصاره گیاه شوید با مفنامیک اسید در درمان دیسمنوره اولیه انجام شده است.

    روش بررسی

    این کارآزمایی بالینی بر 100 دانشجوی مبتلا به دیسمنوره اولیه با شدت متوسط و محصل در دانشگاه های ایرانشهر در سال 1389 انجام شد. نمونه گیری به روش دو مرحله ای صورت گرفت و نمونه ها با روش تخصیص تصادفی به دو گروه مفنامیک اسید و عصاره گیاه شوید تقسیم شدند. در ابتدای سیکل، برای گروه عصاره شوید، قطره دیل سان 10 قطره هر 8 ساعت در روز و برای گروه دیگر کپسول مفنامیک اسید 250 میلی گرم هر 6 ساعت در روز بعد از شروع درد، تجویز شد و شدت درد در سیکل قبل از مداخله و سه سیکل (ماه) بعد از مداخله در هر گروه و در دو گروه با یکدیگر مقایسه شد. نتایج در نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون های آماری کای دو، آنالیز واریانس یک طرفه و تی تست در سطح معنی داری 05/0 آنالیز شدند.

    یافته ها

    میانگین شدت درد قبل از مداخله در دو گروه معنی دار نبود (42/0 (P=. بعد از مداخله، در هر سه سیکل در دو گروه مورد بررسی کاهش درد وجود داشته است که این کاهش در گروه مفنامیک اسید بیشتر بوده و در سیکل دوم و سوم معنی دار بوده است (05/0 >. (P

    نتیجه گیری

    عصاره گیاه شوید و مفنامیک اسید بر دیسمنوره موثر بودند. گرچه این تاثیر در گروه مفنامیک اسید بیشتر بود؛ اما با توجه به کمتربودن عوارض داروهای گیاهی و علاقه بیشتر عموم به مصرف آن ها، عصاره شوید جهت درمان دیسمنوره توصیه می شود.

    کلیدواژگان: دیسمنوره اولیه، گیاه شوید، قطره دیل سان، مفنامیک اسید
  • نصیر عارف خواه، هدایت الله شیرزاد، فاطمه موسوی، سیمین تقی پور، شیما دانش پور، حسین یوسفی * صفحات 65-71
    زمینه و هدف

    شیوع کیست هیداتیک در بیمارانی که به سرطان مبتلا هستند در مقایسه با جمعیت سالم پایین تر است. در این مطالعه اثر آنتی ژن های دفعی ترشحی، مایع کیست هیداتیک و آنتی ژن خام بر روی رشد سلول های سرطانی هلا بررسی شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی آنتی ژن های دفعی ترشحی، مایع کیست هیداتیک و آنتی ژن خام از کیست های هیداتید تهیه و فرکشن های آنها با استفاده از سولفات آمونیوم جدا سازی شدند. این آنتی ژن ها به سلول های هلا اضافه شده و به مدت 48 ساعت انکوبه گردیدند. تعداد سلول های زنده و مرده در مقایسه با فلاسک کنترل شمارش شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون Jonckheere–Terpstra Test آنالیز شدند و 05/0P< معنی دار در نظر گرفته شد..

    نتایج

    در سلول هایی که با فرکشن های آنتی ژن های دفعی ترشحی، مایع کیست هیداتیک و آنتی ژن خام تیمار شده بودند هر سه فرکشن در مقایسه با فلاسک شاهد به صورت معنی داری باعث کاهش رشد سلول های سرطانی شدند و فرکشن آنتی ژن خام به صورت معنی داری باعث مرگ سلول های سرطانی گردید.

    نتیجه گیری

    آنتی ژن های مختلف کیست هیداتیک باعث مرگ سلولی در سلول های هلا می شوند؛ لذا پیشنهاد می گردد در مورد خاصیت ضد سرطانی این آنتی ژن ها تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

    کلیدواژگان: کیست هیداتیک، آنتی ژن، سرطانT، سلول های هلا
  • رضا میرنژاد، محمد عرفانی، بابک صادقی، وهاب پیرانفر صفحات 72-79
    زمینه و هدف
    بروسلا (Brucella) عامل یک بیماری عفونی با درمان سخت است که با گسترش مقاومت دارویی و عود مجدد عفونت، پس از درمان روبروست. همچنین اثرات جانبی مصرف آنتی بیوتیک هایی که برای درمان به کار می روند بسیار بالاست. این مطالعه با هدف طراحی مسیری برای از بین بردن مقاومت دارویی و استفاده از دوز پایین تر آنتی بیوتیک ها برای درمان بروسلوز طراحی شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، بعد از سنتز نانو ذرات نقره به روش احیاء نیترات نقره، کشت بروسلا آبورتوس بیماری زا در انسان بر روی مولر هینتون آگار انجام و دیسک گزاری به روش کربی بائر (Kirby-Bauer) همراه با غلظت های متفاوت نانو ذره نقره انجام شد. اثر هم افزایی با استرپتومایسین نیز با آغشته کردن دیسک آنتی بیوتیک استرپتومایسین (10 میکروگرم) با بیشترین غلظت نانو ذره که اثر مهارکنندگی نداشت، صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج بررسی اثر نانو ذره نقره بر روی بروسلا آبورتوس مقاوم به استرپتومایسین نشان داد که رقت های بالای 25 میلی مول به تنهایی موجب مهار رشد بروسلا آبورتوس می شوند. ارزیابی اثر هم افزایی نانو ذرات نقره به همراه آنتی بیوتیک استرپتومایسین نشان داد که پلیت های حاوی دیسک آنتی بیوتیک استرپتومایسین به همراه نانو ذرات نقره با رقت 50/12 میکرو مول سبب ایجاد هاله عدم رشد مطابق با موسئسه ایتانداردهای آزمایشگاهی و بالینی (CLSI=Clinical of laboratory standard institue) می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که نانو ذرات نقره به تنهایی رشد باکتری را کنترل می کنند. به نظر می رسد نانو ذرات نقره در کنار آنتی بیوتیک، مقاومت دارویی باکتری را از بین می برند. استفاده از نانو ذرات در کنار آنتی بیوتیک های رایج، ما را قادر خواهد ساخت تا از غلظت بسیار کمتر آنتی بیوتیک ها و نانو ذرات استفاده کنیم و اثرات سوء آن ها را کاهش دهیم.
    کلیدواژگان: بروسلا آبورتوس، استرپتومایسین، نانوذره نقره، هم افزایی
  • عبدالمجید فدایی، مهربان صادقی صفحات 80-89
    زمینه و هدف
    یکی از روش های حذف انواع آلاینده ها از آب های آلوده فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته (Advanced oxidation procsess=AOP) است، که در سال های اخیر توسط بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد شده است. مهمترین مشکل جدی که مانع توسعه این روش هاست هزینه بالای آن هاست،. لذا این پژوهش با هدف بررسی استفاده از فناوری اکسیداسیون پیشرفته برای حذف آفت کش ها از آب با تاکید برآورد اقتصادی آنها صورت گرفت.
    روش بررسی
    در این پژوهش و تجزیه و تحلیل که بر اساس طرح فاکتوریل جزیی، روی 150 نمونه انجام گرفت. راکتورهای التراسونیک (US)، التراویوله (UV)، راکتورهای هیبریدی الترا ویوله و اکسید روی (UU/ZnO) و الترا ویوله و آب اکسیژنه (UV/H2O2) برای حذف هر دو آفت کش مالاتیون و دیازینون استفاده شدند. آنالیز نمونه ها با دستگاه گاز کروماتوگرافی اسپکترومتر جرمی (GC-MS) انجام شد و هزینه انرژی با فرمول تجربی انرژی محاسبه گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بیشترین مصرف انرژی (87/5898 و 37/4430 کیلو وات ساعت بر متر مکعب، به ترتیب برای حذف آفت کش دیازینون و مالاتیون) برای فرآیند التراسونیک به دست می آید و کمترین مصرف انرژی (29/224 و 01/167 کیلو وات ساعت بر متر مکعب، به ترتیب برای حذف دیازینون و مالاتیون) برای فرآیند هیبریدی التراویوله و آب اکسیژنه می باشد. همچنین فرآیند هیبریدی (UV/H2O2) اقتصادی ترین روش حذف آفت کش های دیازینون و مالاتیون از آب است و حذف آفت کش مالاتیون با فرآیندهای مختلف (Advanced oxidation procsesses =AOPs) از نظر اقتصادی بهتر از آفت کش دیازینون است.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه می توانند گونه مطالعات زمینه استفاده از فرآیندهای تصفیه پیشرفته را بصورت تلفیقی برای تصفیه آب و فاضلاب در مقیاس صنعتی را در صنعت آب و فاضلاب کشور فراهم سازند
    کلیدواژگان: برآورد هزینه، اکسیداسیون پیشرفته(AOPs)، حذف آفت کش ها
  • مهدی رعدآبادی، حسین مبارکی، اصلان نظری، محمد بختیاری صفحات 90-96
    زمینه و هدف
    سیستم اطلاعات بیمارستانی تکنولوژی ضروری برای مراقبت های بهداشتی محسوب می شود و در صورت بکارگیری صحیح می تواند منجر به بهبود شاخص های عملکردی بیمارستان شود. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تاثیر سیستم اطلاعات بیمارستانی بر شاخص های عملکردی بیمارستان سینا وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده است.
    روش بررسی
    پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر در سال 1391 در 16 بخش بیمارستان سینا انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها فیش ثبت اطلاعات بود. کلیه اطلاعات مربوط به سیستم اطلاعات بیمارستان و همچنین شاخص های تخت بیمارستانی از روی اطلاعات بایگانی شده در واحد مدیریت آمار و اطلاعات بدست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی زوج دو نمونه ای انجام گرفت.
    یافته ها
    شاخص میانگین تخت روز اشغالی قبل از استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی 3617/04± 81/5567 روز و بعد از استقرار به 2646/63±37/5066 روز کاهش یافت. شاخص ضریب اشغال تخت قبل از استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی 44/11±43/74 درصد و بعد از استقرار به 62/14 ±5/76 % افزایش یافت. شاخص میانگین طول اقامت بیمار نیز قبل از استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی 51/6 ± 31/8 روز و بعد از استقرار به 70/3 ± 46/6 روز کاهش پیدا کرد. همچنین شاخص فاصله چرخش تخت قبل از استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی 02/1 ± 12/1 روز و بعد از استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی به 42/1 ± 64/1 روز رسید. بین شاخص فاصله چرخش تخت و سیستم اطلاعات بیمارستانی رابطه معناداری وجود داشت (03/0=P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نبود تاثیر بین سیستم اطلاعات بیمارستانی و شاخص های عملکردی بیمارستان، به نظر می رسد استقرار سیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستان ها نمی توانسته در بهبود شاخص های مزبور به نحو بارزی موثر واقع گردد.
    کلیدواژگان: سیستم اطلاعات بیمارستانی، شاخص های عملکردی، بیمارستان سینا
  • وجیهه ایزدی، لیلا آزاد بخت * صفحات 97-110
    زمینه و هدف

    آدیپونکتین یکی از آدیپوکین های ترشح شده از بافت چربی است که ویژگی های ضد التهاب، ضد چاقی و ضد دیابت دارد. بررسی های زیادی به ارتباط سطح آدیپونکتین سرم و سرطان های مختلف پرداخته است. هدف مطالعه ی حاضر مروری بر شواهد موجود در مورد ارتباط هورمون آدیپونکتین و سرطان می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه ی مروری، مقالات با طراحی مورد شاهدی، مقطعی و آینده نگر و با استفاده از موتور جستجوی PubMed در محدوده زمانی بین سال های 2002 تا 2011، توسط استفاده از کلید واژه هایی همچون cancer، malignancy، cell proliferation و adiponectin جستجو شدند.

    یافته ها

    از مجموع 45 مقاله مورد بررسی، شواهد بیان کننده ی ارتباط معکوس میان سطح هورمون آدیپونکتین و خطر سرطان سینه می باشند. این ارتباط در مطالعات مورد -شاهدی و آینده نگر، هم در زنان قبل از سن یائسگی و هم در زنان بعد از سن یائسگی مشاهده شد. خطر سرطان اندومتر در زنانی که سطح آدیپونکتین پلاسمایی بالا داشتند، نسبت به افرادی که سطح پایینی از آدیپونکتین داشتند، کمتر و خطر سرطان پروستات و هایپرپلازی خوش خیم پروستات در مردان با سطح پایین هورمون بیشتر از سایر افراد باشد. مطالعات حاکی از ارتباط معکوس میان غلظت سرمی هورمون آدیپونکتین، با خطر سرطان سرطان کولورکتال است. هم چنین به نظر می رسد ارتباط معکوس میان غلظت آدیپونکتین پلاسما و سرطان پانکراس در مردان وجود داشته باشد.

    نتیجه گیری

    چنین استنباط می شود که به نظر می رسد سطح آدیپونکتین سرم ارتباط معکوس قابل ملاحظه ای با خطر سرطان های مختلف داشته باشد. این هورمون از طریق مکانیسم های مختلف، مستقیم یا غیر مستقیم، رشد و تکثیر سلول های سرطانی را مهار می کند

    کلیدواژگان: سرطان، بدخیمی، پرولیفراسیون سلول، آدیپونکتین
  • مریم حیدری، علی حاجی غ صفحات 111-115
    زمینه و هدف
    لوسمی حاد لنفوئیدی (ALL) یک سرطان بدخیم است و همراهی آن با افزایش ائوزینوفیل ها بسیار نادر رخ می دهد. در این مطالعه یک مورد لوسمی حاد لنفوئیدی با تظاهرات افزایش شدید ائوزینوفیل ها گزارش می گردد.
    گزارش مورد: در این گزارش یک پسر 18 ساله مبتلا به ALL همراه با افزایش شدید ائوزینوفیل ها، خستگی، تب خفیف، تپش قلب، ضعف دوره ای و اریترودرمی منتشر معرفی و در معاینات اولیه تنها طحال بزرگ مشاهده شد. در شمارش سلول های خون محیطی، تعداد گلبول های سفید 50000 گزارش شد که 60 % آن را ائوزینوفیل ها تشکیل می دادند. میزان هموگلوبین و پلاکت طبیعی بود. در آزمایش مغز استخوان، افزایش سلولاریتی به همراه افزایش تعداد ائوزینوفیل ها و لنفوبلاست ها نشان داده شد. آزمایش فلوسیتومتری بر روی سلول های خون محیطی و مغز استخوان حاکی از تشخیص لوسمی پیش ساز لنفوئید B بود. بیمار تحت درمان با رژیم دارویی CVAD با دوز بالا قرار گرفت که پاسخ نداد و بنابراین تحت درمان با رژیم دارویی FLANG قرار گرفت که منجر به بهبودی بیماری وی گردید. در نهایت بیمار برای پیوند آلوژن مغز استخوان ارجاع شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به گزارش حاضر توصیه می شود در بیماران با افزایش شدید ائوزینوفیل ها به بیماری ALL نیز توجه شود و اقدامات لازم و به موقع در تشخیص بیماری به عمل آید.
    کلیدواژگان: ائوزینوفیل، سرطان خون، لوسمی حاد لنفوئیدی
|
  • Mohammad Hossein Rouhani, Roya Kelishadi, Mahin Hashemipour, Ahmad Esmaillzadeh, Leila Azadbakht Pages 1-11
    Background And Aims
    Although some studies have examined the efficacy of dietary glycemic index on blood lipids among adults، little information reported for adolescents in this regard. This study was conducted to determine the effects of low glycemic index (LGI) diet compared to healthy nutritional recommendation (HNR) based diet on lipid and apolipoproteins profiles among female adolescents with overweight and obesity.
    Methods
    In this roudomized clinical trial study، fifty healthy overweight/obese adolescent girls all with the same pubertal status were randomly assigned to either LGI or HNR diet based groups. Participants in both groups consumed diets with equal macronutrient composition (53%-56% corbohydrale، 16%-18% proteinT 27%-30. fat). Biochemical variables included total cholesterol، low density lipoprotein، high density lipoprotein، triglyceride، apolipoprotein B and apolipoprotein A and lipoprotein (a) were measured once at baseline and another time at the end of the study. Baseline and endpoint values of each group were compared by paired t -test. The between groups variations were compared by independent t test in SPSS.
    Results
    Glycemic index in LGI group was lover than 50 (42. 67 ± 0. 67). Mean of body mass index in LGi group was 27. 97 ± 0. 55 mm/ and it was 28. 82 ± 1. 01 in WNR group. Mean of the age in NHR group was significantly higher comopare with LGI group. (P=0. 031، 13. 18 ± 0. 21 to 13. 98 ± 0. 27). Biochemical variables levels were not significantly different in baseline and endpoint (P<0. 05). Percentoge of blood lipid index changes in LGL of HNR showed no significantly difference in: TG changes (respectively 27. 90 ± 17. 20، 6. 15± 10. 53، P=0. 274، TC (5. 58± 4. 49، -0. 65 ± 3. 63، P= 0. 283)، HDL (1. 20 ±4. 05، -1. 77 ±3. 07، P=0. 556)، LDl (4. 35± 4. 52، -2. 24 ±3. 32، P=0. 225)، Apo A (-0. 18 ± 5. 73، -9. 37± 5. 19، P=0. 242)، Apo B (10. 24 ±7. 22، 6. 73 ± 7. 40، P=0. 738)، Lpa (57. 71± 40. 13، 97. 18 ± 47. 24، P=0. 676) between two groups.
    Conclusion
    LGI diet had no more beneficial effect on blood lipid than HNR based diet.
    Keywords: Glycemic index, Blood lipid, Apolipoprotein, lipoprotein (a), Healthy nutritional recommendations
  • Seyed Ebrahim Hoseini, Mohsen Forouzan Far, Arash Paye Dar Pages 12-21
    Background And Aim
    Purslane (Portulaca oleracea) has positive effects on total cholesterol reduction and has different effects on nerves system، thus it might affect pituitary-gonadal axis. This study aims to test the probable effects of hydroalcoholic extract of purslane on gonadotropins، estradiol، progesterone and prolactin hormones.
    Methods
    In this experimental study، 40 adult virgin female Vistar rats strain weighing 189±2gr were divided in five groups of eights. The control group without any drug application، the sham groups received 0. 2 ml distilled water as solvent and the experimental groups 1، 2 and 3 orally received 200، 400 and 800 mg/kgBW of hydroalcoholic extract of purslane for 21 days. At the end of the period of 21 days، the blood test was taken and the amount of hormones in their blood was tested. The data were analyzed using one away ANOVA.
    Results
    The findings of the study indicated a significant reduction (P<0. 05) in the amount of estradiol in experimental group 3 and a reduction in the body weight in experimental group 2 compare with the both control and sham groups. No significant difference was observed in LH، FSH، progesterone and prolactin.
    Conclusion
    The results indicate the dose –dependant effect of purslane in weight loss over 21 days. In addition، due to the anti-estrogenic and anti-aromatase compounds in purslane، it reduce the concentration estradiol is in the maximum dose. Thus، a prolonged application of purslane may lead to hormone disorders and a reduction in fertility.
    Keywords: Purslane, Estrogen, Progesterone, Prolactin, Gonadotropin, Rat
  • Bahram Amin Mansour, Noorallah Eshraghi, Saeed Abrishamkar, Mostafa Torkashvand, Ali Asnaashari Pages 22-29
    Background And Aims
    Craniotomy by imposing immobility after surgery is a risk factor for venous thrombosis. The aim of the present study is to compare the effect of unfractionated heparin (UFH) with low-molecular-weight heparin (Clexane) in preventing deep vein thrombosis (DVT) in patients with brain tumor undergoing elective craniotomy.
    Methods
    In this randomized، double-blinded، controlled clinical trial from 2009 to 2010 in Isfahan IRAN، 154 patients candidate for elective craniotomy due to brain tumor were enrolled. Patients were divided two groups after craniotomy. In first group (77 patients)، the patients received subcutaneous clexane (40mg/d) 48h after the surgery. Patients in second group (77 patients) received subcutaneous unfractionated (5000 Iu/12h)، 48 hours after the surgery. Data were analyzed using SPSS، t-test and Chi-square.
    Results
    No significant difference was found between two groups in age، sex and underlying diseases (P>0. 05). During the study 14 cases (18. 2%) of subclinical venous thrombosis were observed in UFH group and 3 cases (3. 9%) in clexane group (P=0. 011). No one of the patients encountered with intracranial hemorrhage at follow up.
    Conclusion
    Results of this study show that clexane is more effective and safer than UFH in prophylaxis for DVT in patients with brain tumor who undergo craniotomy.
    Keywords: Deep venous thrombosis, Unfractionated heparin, Clexane, Brain tumor
  • Seyed Mohammad Kazem Norbahksh, Kkaram-Ali Kasiri, Asadollah Jalil, Morteza Hashem Zade Pages 30-37
    Background And Aims
    Glucose-6-phosphate dehydrogenase (G6PD) is the first enzyme in the route of pentose phosphate metabolism. This route fulfills an effective role in removing oxidant metabolites. Deficiency of this enzyme causes decline in energy regeneration of red blood cells and hemolysis. In this study، application of fluorescence staining method in diagnosing the frequency of G6PD deficiency in newborn infants was examined.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study، serum samples from 1240 newborn infants’ cord were obtained، and activity of G6PD enzyme was measured by means of Fluorescence staining method. Demographic data including place of living، gender، and history of G6PD deficiency in family ichtems related hospitalization were recorded. The data were analyzed by SPSS15 software and chi-square test.
    Results
    From 1240 under study samples، 29 (2. 3%) suffered from G6PD deficiency، among whom 3 (10. 9%) had severe deficiency and 26 (89. 7%) had mild to moderate deficiency. Among the variables under study، only icterus-related hospitalization had a significant association with G6PD deficiency (P<0. 001).
    Conclusion
    Considering the high percentage of hospitalization of infants with G6PD deficiency، the potential risks of this hemolytic disease in the future for the patients، and low cost of fluorescent spot test، it is recommended to use this test to screen newborn infants.
    Keywords: Glucose, 6, phosphate dehydrogenase, Screening, Infants, Prevalence
  • Roya Habibian, Lobat Jafarzadeh, Khadijeh Shahriari Pages 38-46
    Background And Aims
    Vulvovaginal candidiasis as a yeast infection is one of the most common reasons for women referring to clinics. Various cause could trigger this infection، it has been said in some studies that risk factor in predisposing vulvovaginal and in non predisposing vulvovaginal are different.. The present study aims to examine the relation ship between predisposing factors and vulvovaginal candidiasis and the most prevalent symptoms.
    Methods
    In this descriptive-analytical study، 140 people with the suspected diagnosis of RVVC were selected haphazardly. Two samples were selected from vaginal discbarges. The first sample of the vaginal discharge was conducted on a Saboro dextrose agar culture، and the second sample directly transferred on lam and one drop of KOH10% added to it. A questionnaire including demographic and medical information was filled out. The data were analyzed by SPSS11 using chi-square and Exact Fisher''s test (P<0. 05). (assessing factors: Predisposing factors as: Pregnancy preventing method، material of clothes and …) and clinical signs were: cheesy discharges vaginal irritation and erythm).
    Results
    The mean age of the participants was 34/18±9/3 years. In the culture method، of the 140 vaginal samples، in the 46 cases، candidiasis infections were grown. There was no significant relation between candidiasis infections and predisposing factors under study (P>0. 05). There was a significant relation between candidiasis and clinical symptoms (cheesy discharge and vaginal erythm) and clinical signs that the patients declared such as vaginal irritation and cheesy discharge (P<0. 05) but there was no significant relation between itching and candidiasis infections.
    Conclusion
    The results indicate that fewer then 33% of women with symptoms showed possible suffering of candidiasis infection were affliction to infection in their vaginal culture. Thus، it can’t merely conclude about their candidiasis infection diagnosis based on some signs which patients declared them،
    Keywords: Recurrent vulvovaginal candidiasis, Predisposing factors, Clinical symptoms, signs
  • Issa Mahmoudi, Reza Askari Moghadam, Mohammad Hadi Moazzam, Saeed Sadeghian Pages 47-56
    Background And Aims
    Risk of implementing invasive diagnostic procedures for coronary artery disease (CAD) such as angiography is considerable. On the other hand، Successful experience has been achieved in medical data mining approaches. Therefore this study has been done to produce a model based on data mining techniques of neural networks that can predict coronary artery disease.
    Methods
    In this descriptive- analytical study، the data set includes nine risk factors of 13228 participants who were undergone angiography at Tehran Heart Center. (4059 participants were not suffering from CAD but 9169 were suffering from CAD). Producing model for predicting coronary artery disease was done based on multilayer perceptron neural networks and variable selection based on classification and regression tree (CART) using of Statistica software. For comparison and selection of best model، the ROC curve analysis was used.
    Results
    After seven-time modeling and comparing the generated models، the final model consists of all existing risk factors obtained with the area under ROC curve of 0. 754، accuracy of 74. 19%، sensitivity of 92. 41% and specificity of 33. 25%. Also، variable selection results in producing a model consists of four risk factors with area under ROC curve of 0. 737، accuracy of 74. 19%، sensitivity of 93. 34% and specificity of 31. 17% was produced.
    Conclusion
    The obtained model is produced based on neural networks. The model is able to identify both high risk patients and acceptable number of healthy subjects. Also، utilizing the feature selection in this study ends up in production of a model which consists of only four risk factors as: age، sex، diabetes and high blood pressure.
    Keywords: Coronary artery disease, Feature selection, Neural networks, Modeling
  • Neda Mohammadinia, Mohammadali Rezaei, Tahmineh Salehian, Alireza Dashipoor Pages 57-64
    Background And Aims

    The primary dysmenorrhea is one of the most common problem that women complaint about and at least 50% of them experience it during the productivity period. The goal of this study was to compare the effect of Dill (Anethum graveolens) with mefenamic acid consumption on treatment of primary dysmenorrhea in students of Iranshahr Universities، 2010.

    Methods

    This study is a clinical trial that conducted on 100 students with moderate severity and primary dysmenorrhea who were educating in Iranshahr Universities. They were randomly divided into two groups (mefenamic acid and Anethum graveolens). In the beginning of the cycle Dillsun was prescribed (10gtt q8hours) for Anethum graveolens. 1 capsul 250mg per 6 hours was prescribed for another group one day after starting the pain. Severity of pain was compared in pre intervention cycle and three cycles post intervention in both 2 groups. Results were analyzed by SPSS through chi square، ANOVA and t-test in 0. 5 level of significancy.

    Results

    The mean of dysmenorrhea severity was not significant in pre intervention cycle between two groups (P=0. 42)، but pain reduction in each three cycles after interventions in both groups was reported. This reduction was more in mefenamic acid group and it was more significant in secondary and tertiary cycles (P<0. 05).

    Conclusion

    Mefenamic acid and Anethum graveolens are effective in dysmenorrhea. Although this affect was more obvious in mefenamic acid group but as Anethum graveolens is an herbal combination، which has less side effects and people''s interest to herbal treatments is considerable، so it is recommended to use it for treatment of primary dysmenorrhea.

    Keywords: Anethum graveolens, Dillsun drop, Mefenamic acid, Primary dysmenorrhea
  • Nasir Arefkhah, Hedayatollah Shirzad, Fateme Mosavi, Simin Taghipor, Shima Daneshpor, Hosein Yousofidarani Pages 65-71
    Background And Aims

    The prevalence of hydatid cyst in patients with cancer is lower than those of normal population. In this study the effect of different extractions of hydatid cyst antigens on growth of Hella cancer cells has been investigated in vitro.

    Method

    In this experimental study، crude protoscolices antigen، protoscolices ES antigen and hydatid fluid antigen were prepared and fractions of these antigens were using salting out method. These fractions were added to Hella cell line and incubated for 48h. Then the number of alive and dead cells were counted in comparison to appropriate control. Analysis of data was carried out using SPSS. ver. 16 software and Jonckheere–Terpstra Test. P<0. 05 was considered as significant..

    Results

    In cell cultures treated with mentioned fractions،all 3 fractions significantly decrease the growth of Hella cancer in comparison to control cell culture. Also fractions of crude protoscolices antigen significantly increase the growth of Hella cancer cells.

    Conclusion

    Different extracts of hydatid cyst antigens inhibitory affects on Hela cell’s growth in culture medium. Further work is recommended an anti-cancer properties of these antigens.

    Keywords: Hydatid cyst, Antigen, Cancer, Hella cells
  • Reza Mirnejad, Mohammad Erfani, Babak Sadeghi, Vahab Piranfar Pages 72-79
    Background and Objective
    Brucella is an agent of on infectious disease which can be cured hardly. This disease encounter with resistance to drug and further recurrence of infection. Side effects of antibiotics that are used to treat are very high. This study aimed to design a method to eliminate drug resistance through using low dose of antibiotics for treatment of brucellosis.
    Methods
    In this experimental study، silver nanorods were synthesized by reduction of silver nitrate and then brucella abortus culture on Hinton Mueller agar. The discs were treated by Kirby-Bauer method with different concentrations of silver nanoparticles. Synergistic effect with streptomycin was also done by imbuing the streptomycin disk (10µg) with highest Concentration of Nano particle that has not inhibitory effect.
    Results
    Investigation the effect of Silver Nanoparticles on streptomycin-resistant Brucella abortus showed that dilutions above 25 mM singly cause the inhibition of Brucella abortus growth. Evaluation of synergistic effect of silver nanoparticles with streptomycin show of that plates contain streptomycin disks with dilution of 12. 50 mM cause inhibition zone consistent with CLSI.
    Conclusion
    This study showed that silver nanoparticles singly can control the growth of bacteria. It seems that silver nanoparticles beside antibiotics، destroy bacteria drug-resistant. Using nanoparticles beside common antibiotics enable us to use very low concentrations of antibiotics and nanoparticles to reduce their adverse effects.
    Keywords: Brucella abortus, Streptomycin, Silver nanoparticles, Synergistic effect
  • Abdolmajid Fadaei, Mehraban Sadeghi Pages 80-89
    Background And Aims
    Removal of recalcitrance pollutants from water by Advanced Oxidation Processes (AOPs) has been recently suggested by many researchers worldwide. However، being costly is the most important problem which prevent from doing such a mthod. The aim of this study was the assessment of AOPs usage for removal of pesticides from water with focus on their cost aspects.
    Method
    This research was an experimental study. The experimental analysis were carried out on 150 samples that had been determined based on minor factorial plan. Batch reactors including Ultrasonic (US)، Ultraviolet (UV)، Ultraviolet and Zinc Oxide (UV/ZnO)، Ultraviolet، Hydrogen Peroxide (UV/H2O2) were used for Diazinon and Malathion removal. The samples were analyzed by Gas Chromatography Mass Spectroscopy (GC-Mass)، Varian 3800 and the energy costs were calculated by the empirical equation.
    Results
    The results showed that the highest consumption of energy (i. e. 5898. 87 and 4430. 37 kWh/m3 for Diazinon and Malathion، respectively) was for the US method and the lowest consumption of energy (i. e. 224. 29 and 167. 01 kWh/m3 for Diazinon and Malathion، respectively) was achieved for the UV/ H2O2 method. The results showed that the hybrid processes UV/ H2O2 way the most economical way to remove the pesticides Diazinon and Malathion from water. Also، the removal of the pesticide Malathion was economically better than the pesticide Diazinon.
    Conclusion
    The results of this study can pave the way the using of the process of advanced fusion in a syncrets procedure as a treatment for water and wastewater on an industrial scale in the water and wastewater industry.
    Keywords: cost estimation, AOP, pesticides of removal
  • Mehdi Raadabadi, Hosein Mobaraki, Aslan Nazari, Mohammad Bakhtiyari Pages 90-96
    Background
    A Hospital information system is an essential technology for health care، which can lead to improvement of hospital performance indicators، if it used correctly. The goal of this study is to investigate the functional indicators change due to implementation information system in Sina hospital.
    Methods
    This Descriptive-Analytical study was conducted in 16 unist of Sina hospital in 2012. The data gathering tool was designed form all information related to hospital information systems and hospital bed indexes were gatherd from the information stored in the data and statistic management unit. Data analysis was conducted by descriptive statistics and two-sample t-tests.
    Results
    MI of occupied bed one day before establishment of hospital information system was 5567. 81±3617. 04 days and a day after decreased to 5066. 37±2646. 62 days. MI of bed occupancy before establishment of hospital information system was 74. 43±11. 44 percent and after that، increased to 76. 5 ± 14. 62 percent. Average index of length of hospitation before Establishment Hospital information system was 8. 31± 6. 51 days and after decreased to 6. 46 ±3. 70 days. Bed turnover interval before establishment of hospital information systems was 1. 12 ± 1. 02 and after increased to 1064 ±1. 42 days. There was a significant relationship between bed turnover interval index and the hospital information system (p=0/03).
    Conclusions
    Due to the lack of the relation between hospital information systems and performance indicators for hospitals; it appears that hospital information systems in hospitals could not be dramatically effective in improving the indicators.
    Keywords: Hospital information systems, Performance indicators, Sina hospital
  • Vajiheh Izadi, Leila Azadbakht Pages 97-110
    Background And Aims

    Adiponectin، an adipose tissue derived adipokines، have anti- inflammatory، anti- obesity and anti- diabetic properties. There are several studies inrestigated the association between this hormone and different types of cancer. In present study، we aimed to review the relationship between adiponectin and cancers.

    Methods

    In this review study، various articles as following: case conlral، cross sectional and longifudinal study have been found through PubMed search engine from 2002 to October 2011، by using the following key words: cancer، malignancy، cell proliferation and adiponectin.

    Finding

    From the total number of 45 articles evidences proved the inverse association between the hormone and the risk of breast cancer، in which has been shown both cohort and case-control studies، in pre- and post- menopausal women. Endometrial cancer risk was significantly lower in women with higher plasma adiponectin level compared to women with lower level of hormone. Risk of benign prostate hyperplasia (BPH) and prostate cancer were higher in men with lower level of adiponectin concentration. Studies have shown the inverse correlation between the mentioned hormone and risk of colorectal cancer. Also، it seems that adiponectin inversely associates with pancreatic cancer in men.

    Conclusion

    It seems that serum adiponectin level have inversly associated with risk of several cancers. This hormone suppresses the growth and proliferation of cancer cells، direct or indirect، via several mechanisms.

    Keywords: Cancer, malignancy, cell proliferation, adiponectin
  • Maryam Heidari, Ali Hajigholami Pages 111-115
    Background And Aims
    Acute lymphocytic leukemia (ALL) is an aggressive neoplasm and appearing of that with severe eosinophilia is a rare coincidence. In this study a case of severe leukemia with aggressive appearance of eosinophilia is reported. Case report: In this report an 18-years old boy with severe eosinophilia is presented. An 18-years old boy with fatigue، low fever، tachy cardia، periodic weakness and diffuse erythroderma is presented. On physical examination، splenomegaly was seen in his visit sessions. Total leucocytes were 50000 cu/mm with 60% eosinophil in his complete blood. The level of Hemoglobin and hemotoblast was normal. His bone marrow examination showed a hyperplasic marrow incretion with increase in eosinophilia and lymphoblast. The bone marrow examination and blood samples experiment of flow cytometry showed pre B cell ALL with eosinophilia. Patient was treated with hyper CVAD، but it didn’t work. Then he was treated with FLANG diet which results in complete remission achievement. Finally، patient was gone under allogenic bone marrow transplantation.
    Conclusion
    Therefore، it is suggested to concern about ALL in patients with increasing Eosinophilia، and prerequisites treatment should be done.
    Keywords: Acute lymphocytic leukemia, Blood cancer, Eosinophilia