فهرست مطالب

تحقیقات نظام سلامت - سال نهم شماره 5 (مرداد 1392)
  • سال نهم شماره 5 (مرداد 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/08/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله مروری
  • محسن رضاییان صفحات 441-448
    خودکشی به معنای خاتمه بخشیدن به زندگی با قصد و اراده می باشد که بر اساس شواهد موجود، در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. هدف از نگارش مقاله مروری حاضر، شناخت الگوهای موجود خودکشی در این قبیل کشورها و ارایه رهیافت های پیشگیرانه مناسب می باشد. در سال 1391 موتور جستجوی Pubmed (http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed) با بررسی واژگان Suicide، Prevention و Developing countries در عنوان مقالات، مورد جستجو قرار گرفت. در مرحله بعد، با تغییر در شیوه جستجو و همچنین با بهره گیری از منابع مورد استفاده در مقالات به دست آمده، نهایت دقت به عمل آمد تا مرتبط ترین و به روزترین مقالات، مورد استفاده این مطالعه مروری قرار گیرند. بخش عمده ای از افزایش خودکشی در کشورهای در حال توسعه، در بین جوانان و به ویژه زنان جوان ازدواج کرده رخ می دهد. متاسفانه با وجود این افزایش، توجه لازم به این پدیده در کشورهای در حال توسعه صورت نمی پذیرد. از آن جایی که الگوی رخداد خودکشی به شدت تابع شرایط فرهنگی هر جامعه ای می باشد، با شناخت دقیق موارد رخ داده، می توان نسبت به تهیه و تدوین برنامه های پیشگیری از خودکشی همت گماشت. بر این اساس، رهیافت های پیشگیری از خودکشی باید از رویکردی مبتنی بر جمعیت برخوردار باشد و هر سه سطح پیشگیری را در بر گیرد.
    کلیدواژگان: خودکشی، الگو، کشورهای در حال توسعه، رهیافت های پیشگیری
  • فهیمه حقیقت دوست، زمزم پاک نهاد صفحات 449-459
    با توجه به شیوع رو به افزایش سرطان پستان در بین نسل های مهاجر آسیایی به کشورهای غربی، به نظر می رسد که عوامل محیطی از قبیل عوامل مرتبط با سبک زندگی و رژیم غذایی، بیش از عوامل ژنتیکی در وقوع سرطان نقش داشته باشند. به منظور جستجوی مقالات در این زمینه از موتور جستجوی Pubmed استفاده گردید و کلماتی همچون Breast cancer، Soy، Isoflavone و Phytoesterogen به عنوان کلید واژه جهت جستجو انتخاب شد و مقالاتی که در بین سال های 1990 تا 2012 به چاپ رسیده بودند، انتخاب گردید. مطالعات تجربی متعددی نشان داده اند که هم سویا و هم ایزوفلاوون آن ممکن است فرد را از ابتلا به سرطان پستان محافظت نماید. با این حال، برخی مطالعات نشان داده اند که ایزوفلاوون سویا، تقسیم سلولی را در شرایط آزمایشگاهی افزایش می دهد و یا با اثربخشی تاموکسیفن تداخل دارد. در واقع، مطالعات اپیدمیولوژیک که ارتباط دریافت سویا و سرطان پستان را بررسی کرده اند، نتایج متفاوتی نشان داده اند. یافته ها حاکی از آنند که مصرف سویا در مقادیری که در بین زنان کشورهای آسیایی رایج است، دارای اثرات محافظتی علیه سرطان پستان است. در واقع، میزان سویای مصرفی باید به اندازه ای باشد که با تامین 50-20 میلی گرم ایزوفلاوون در روز همراه باشد. این اثر محافظتی سویا علیه سرطان پستان، بهترین اثربخشی را دارد و پیامدش زمانی مشهودتر است که در دوران کودکی مصرف شده باشد. با این حال، مصرف سویا در نوجوانی نیز نسبت به مصرف سویا در بزرگسالی دارای مزایای بیشتری است.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، سویا، ایزوفلاوون، فیتواستروژن
  • زهره کدخدایی، حسین حاجیان فر صفحات 460-472
    با توجه به وجود ارتباط بین نگرش های مذهبی و رفتار می توان آموزه های دین را برای هماهنگ کردن ابعاد شخصیت و رفتار افراد در ارتقای سلامت روح و روان به کار گرفت. بی تردید با شناخت صحیح مفاهیم قرآن و نهج البلاغه و به کارگیری تعالیم اسلامی می توان فرد و جامعه را برای رسیدن به سلامت روحی و روانی یاری نمود. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رفتار بر سلامت روان از دیدگاه امام علی (ع) انجام گرفت. پژوهش حاضر یک مطالعه کتابخانه ای است که در آن سعی شد از قرآن، نهج البلاغه و غررالحکم استفاده گردد. در ابتدا نقش رفتار در تامین سلامت روح و روان و مکانیزم تاثیر رفتار در تامین سلامت روانی افراد بیان گردید. سپس عوامل بهبوددهنده و آسیب های رفتار ناپسند در کلام امام علی (ع) ذکر شد و آثار هر کدام بر سلامت روان بیان گردید. در این مطالعه نقش رفتار بر سلامت روان از دیدگاه امام علی (ع) مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که رفتار پسندیده از موارد مهم اثرگذار بر سلامت روان است و در ارتقای آن موثر می باشد. اسلام به روابط اجتماعی بسیار اهمیت می دهد؛ چرا که روابط صحیح و عمل به دستورهای اسلام در این بخش، در سلامتی روح و روان و تکامل افراد و کل جامعه نقش حیاتی دارد. از این رو بخش قابل توجهی از مباحث فقه به تنظیم و چگونگی روابط انسان ها مربوط می شود. برای ایجاد رابطه مطلوب با دیگران باید اصول و معیارهایی رعایت شود. اصول و معیارهای رعایت حقوق دیگران به دو دسته تقسیم می شود. دسته اول صفات و خصوصیات رفتاری است که فرد در برابر دیگران باید از خود بروز دهد و بدان ها آراسته شود. دسته دوم رفتارهای ناپسندی است که فرد باید از آن ها اجتناب کند. از جمله صفات مناسب، اخلاقی است که به بهبود روابط اجتمایی و سلامت روان کمک کند.
    کلیدواژگان: اخلاق، رفتار، نهج البلاغه، سلامت روان، اجتماع
  • مژگان نادری، فاطمه رجعتی، حجت الله یوسفی، محمدرضا تاجمیری، سیامک محبی صفحات 473-483
    بحران ایجاد شده به دنبال بستری شدن یک عضو خانواده در بخش ویژه، موجب ایجاد نیازهای جدیدی در اعضای خانواده می گردد. در صورت برآورده نشدن این نیازها، استرس و اضطراب زیادی در اعضا ایجاد و باعث کاهش توانایی آن ها در تطابق با بحران می شود. هدف از این مطالعه، بررسی نیازهای خانواده های بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه بود. این مطالعه از نوع مروری بود و برای انجام آن، مطالعات مرتبط با زبان های فارسی و انگلیسی در پایگاه های علمی Sience direct، Pubmed، Scopus، Willy، Ovid و Springer جستجو و بررسی شدند. معیار ورود، شامل مطالعات توصیفی و کیفی بود و معیار خروج، شامل مطالعاتی بود که گروه هدف آن ها، خانواده بیماران اطفال و یا نوزادان در بخش های ویژه بود و مطالعاتی که در سایر بخش های ویژه، غیر از ICU (Intensive care unit)، انجام شده بودند. از 96 مطالعه یافت شده، 81 مورد حذف و 15 مطالعه انتخاب و بررسی شد. مهم ترین نیاز خانواده ها، نیاز اطلاعاتی به منظور کسب اطلاعات در مورد وضعیت بیمار و نوع درمان های استفاده شده برای وی بود تا از این طریق، از انجام بهترین مراقبت برای بیمارشان مطمئن شوند. نیاز رده مراقبت نیز در اکثر مطالعات در رده سوم اهمیت قرار داشت و مطالعات اندکی که آن را در رده دوم اهمیت قرار داده بودند، هدف خانواده ها از ملاقات بیمارشان را حمایت از بیمار خود و اطمینان از بهترین مراقبت در مورد وی بیان کرده بودند. نیازهای رده راحتی و حمایت نیز در پایین ترین درجه اهمیت مطرح شده بودند. نیازهای خانواده بیماران بخش ویژه، به ترتیب اهمیت شامل اطلاعات، اطمینان، مجاورت، حمایت و راحتی هستند. اگر چه هدف خانواده ها از دریافت اطلاعات، کسب اطمینان از این موضوع است که بیمارشان بهترین مراقبت ممکن را دریافت می کند، اما اطمینان پرستار از ارایه بهترین مراقبت برای بیمار کافی نیست و پرستاران باید در موقعیت های کلیدی جهت کمک به خانواده های بیماران بخش های مراقبت ویژه و رفع نیازهای آن ها بکوشند و با برقراری ارتباط صحیح با آن ها، اطلاعات درست در مورد وضعیت بیمار و نحوه درمان به آن ها بدهند و آن ها را از بهترین مراقبت در مورد بیمارشان مطمئن نمایند. در واقع، بیمار و خانواده وی یک واحد محسوب می شوند و برای دریافت مراقبت، نباید خانواده بیمار مورد غفلت واقع شود.
    کلیدواژگان: نیازهای خانواده، بیماران بخش ICU، اضطراب خانواده
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • رضا غیاثوند، فهیمه اکبری، فاطمه شهریارزاده، مریم حاجی شفیعی، فاطمه حشمتی، لیلا درویشی، اکبر حسن زاده صفحات 484-494
    مقدمه
    مطالعات گوناگون نشان دادهند که دریافت ناکافی و نامتعادل مواد مغذی بر اجرای صحیح حرکات ورزشی تاثیر منفی می گذارد و باعث کاهش کارایی جسمانی ورزشکاران می گردد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت تغذیه و ترکیب بدن دختران دانشجوی ورزشکار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 38 دختر دانشجوی تیمای ورزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گردید. دادهای عمومی با استفاده از پرسش نامهای فرم اطلاعات عمومی و اندازهیریای تن سنجی جمع آوری شد و دادهای دریافت غذایی به وسیله ثبت غذایی سه روزه تعیین گردید. بررسی دادها با استفاده از نرم افزارای SPSS نسخه 16 و FPII (Food processor II) انجام گرفت.
    یافته ها
    در افراد مورد بررسی با میانگین سنی 7/21 سال، میانگین دریافت انرژی، پروتئین، کربوهیدرات و چربی در حدود مقادیر توصیه شده DRI (Dietary reference intakes) بود؛ پروتئین، کربوهیدرات و چربی به ترتیب 6/14، 8/56 و 6/28 درصد از کل انرژی دریافتی روزانه را تشکیل می داد. میانگین دریافت فیبر (g/d 8/15) پایینر از مقدار توصیه شده DRI بود. در بین ریز مغذیا، میانگین دریافت پانتوتنیک اسید، فولات، کلسیم و منیزیم کمتر؛ پیرودوکسین، 12B و روی مطابق و ویتامین های A، E، C، تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین، آهن، فسفر و سلنیوم بیش از مقادیر توصیه شده DRI بود. میانگین BMI (Body mass index) 2m/kg 6/2 ± 7/20، میانگین WHR (Waist to hip ratio) 03/0 ± 74/0، میانگین TSF (Triceps skin fold) mm 7/4 ± 08/18 و میانگین چربی بدن 2/7 ± 3/25 درصد بود.
    نتیجه گیری
    مشکل اصلی در رژیم غذایی ورزشکاران مورد مطالعه، دریافت فیبر پایین و کمبود دریافت پانتوتنیک اسید، فولات، کلسیم و منیزیم بود.
    کلیدواژگان: وضعیت تغذیه، ترکیب بدن، ورزشکار
  • منصوره دهقانی، رضوان عمرانی، حسن هاشمی صفحات 495-504
    مقدمه
    یکی از اهداف سازمان بهداشت جهانی (WHO یا World health organization) و فدراسیون بین المللی دندانپزشکی (FDI یا Federation dentaire internationale) کاهش شاخص DMFT (Decayed- missing- filled- teeth) کمتر از 1 است. توصیه این مراجع بر آن است که شاخص DMFT به طور دوره ای مورد بررسی قرار گیرد. هدف از انجام این طرح، تعیین شاخص DMFT در دانش آموزان 11-7 ساله و ارتباط آن با میزان فلوراید در آب آشامیدنی شهر شیراز بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی- تحلیلی بود. تعداد 760 دانش آموز برای محاسبه شاخص DMFT در چهار ناحیه آموزش و پرورش شیراز و تعداد 75 نمونه آب جهت تعیین میزان فلوراید آن مورد بررسی قرار گرفت. نمونه برداری از ایستگاه های تامین کننده آب شرب شیراز و آب شرب مدارس انجام گردید. فلوئور آب با روش اسپادنز و توسط دستگاه اسپکتروفتومتر مدل U2000-DR تعیین گردید. جهت تعیین DMFT ابتدا مدارس به روش خوشه ایو دانش آموزان به روش تصادفی انتخاب گردید و سپس معاینه افراد مورد مطالعه و تکمیل فرم مخصوص، توسط بهداشت کار دهان و دندان انجام گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت فلوراید آب شرب شیراز 69/0 l/mg و شاخص DMFT 935/0 بود. بیشترین و کمترین مقدار میانگین DMFT در ناحیه 4 و 1 به ترتیب برابر 35/1 و 47/0 بود. مقدار میانگین DMFT در دختران و پسران مساوی و برابر 93/0 به دست آمد. ارتباط معنی داری بین مقدار DMFT و گروه های مختلف سنی دیده نشد (05/0 < P). بیشترین مقدار M (دندان کشیده شده) مربوط به گروه سنی 8 سال با میانگین 42/2 بود. میانگین DMFT در نواحی 3 (26/1) و 4 (35/1) تفاوت معنی داری با میزان میانگین این شاخص در نواحی 2 (47/0) و 1 (65/0) داشت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    مقدار شاخص DMFT در دختران و پسران در این مطالعه یکسان به دست آمد که این شاخص برابر 935/0 بود و از میانگین قبلی به دست آمده در شیراز در سال 1375 (9/2 = DMFT) بسیار کمتر شده بود. هر چند که میانگین میزان فلوئور آب شرب شیراز کمتر از حد استاندارد بود، اما با توجه به بهبود رعایت بهداشت دهان و دندان در خانواده ها، میانگین این شاخص در دانش آموزان مورد مطالعه در شیراز از 1 کمتر بود.
    کلیدواژگان: فلوئور، DMFT، آب شرب، دندان، ایران
  • فرحناز خواجه نصیری، سید باقر مرتضوی، عبدل امیر علامه، شاهین آخوندزاده صفحات 505-512
    مقدمه
    نوبت کاری یکی از خطرات شغلی به خصوص در بین کارگران صنایع می باشد. کارگران پالایشگاه از جمله کارگران صنایعی هستند که لازم است در سیستم نوبت کاری کار کنند و احتمالا با مشکلات مربوط به نوبت کاری از قبیل افسردگی روبه رو هستند. تحقیقات در صنعت پالایش نفت در مورد شیوع افسردگی در نوبت کاران چرخشی (Rotational shift workers) نادر است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی افسردگی و عوامل مرتبط با آن در نوبت کاران پالایشگاه نفت تهران شهید تندگویان تهران انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی سطح افسردگی نوبت کاران توسط آزمون خود اجرای افسردگی Beck (Beck depression inventory) 21 سوالی مورد بررسی قرار گرفت. داده های مربوط به متغیرهای مستقل توسط پرسش نامه عمومی خود اجرا جمع آوری گردید. معیار ورود به پژوهش نوبت کار بودن حداقل با سابقه یک سال در پالایشگاه نفت تهران و اعلام رضایت کتبی جهت شرکت در مطالعه بود. بنابراین 307 از 355 نفر نوبت کار که راضی به شرکت در مطالعه بودند، وارد پژوهش شدند. معیار خروج از مطالعه عدم رضایت جهت شرکت در مطالعه بود. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 آنالیز شد.
    یافته ها
    307 نوبت کار مورد مطالعه به صورت چرخشی در برنامه نوبت کاری رو به عقب (4 شب، 3 روز استراحت، 4 عصر، 1 روز استراحت و 4 صبح) به صورت متوالی مشغول به کار بودند. گستره سنی 62-20 سال و میانگین سنی و نمره افسردگی به ترتیب 40/10 ± 49/34 سال و 25/9 ± 97/6 بود. همچنین 9/42 درصد جمعیت مورد پژوهش نمره افسردگی بیش از 10 کسب کردند. در این مطالعه بین نمره افسردگی و سن ارتباط معکوس وجود داشت (001/0 P <). در ضمن اختلاف معنی داری از نظر نمره افسردگی در گروه های مختلف فعالیت فیزیکی مشاهده گردید (001/0 P =).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان دهنده بالا بودن نسبی فراوانی افسردگی در بین نوبت کاران پالایشگاه نفت تهران بود. همچنین نتایج نشان داد که عدم فعالیت فیزیکی منظم نیز می تواند یکی از عوامل ایجاد افسردگی در آنان باشد.
    کلیدواژگان: افسردگی، نوبت کار، پالایشگاه نفت، شیوع
  • حسن هاشمی، فاطمه اسماعیلی صفحات 513-520
    مقدمه
    امروزه مواجهه با صدا یکی از مهم ترین مشکلات بهداشتی کارگران صنایع می باشد. سر و صدا می تواند باعث بروز افت شنوایی و بسیاری از مشکلات دیگر شود. بنابراین رسیدگی به معضل مواجهه با صدا باید جزو اولویت های برنامه های بهداشتی صنایع قرار گیرد. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت آلودگی صوتی و افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا در یک کشتارگاه مرغ انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی بود که به صورت موردی در تابستان 1391 در یک کشتارگاه مرغ انجام شد. با استفاده از دستگاه صداسنج مدل 1358TES که با دستگاه مدل 1356 TESکالیبره شد، شدت صوت در نقاط مختلف کشتارگاه اندازه گیری و ثبت شد. سپس داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و آزمون آماری One sample t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    سنجش های به عمل آمده شامل تراز فشار صوت Sound pressure level (SPL) صداهای کوبه ای و آنالیز فرکانسی نقاطی بود که از سر و صدای بیش از حد مجاز برخوردار بودند. سنجش ها و اندازه گیری های به عمل آمده نشان داد که آلودگی صوتی در برخی از این ایستگاه ها بالاتر از حد مجاز بود.
    نتیجه گیری
    در کشتارگاه شدت آلودگی صوتی بالاتر از استانداردهای تماس شغلی با سر و صدا بود. با توجه به این امر می توان نتیجه گرفت که کشتارگاه نیز از جمله صنایعی است که در آن امکان بروز افت شنوایی و سایر اثرات ناشی از مواجهه با صدا وجود دارد. بنابراین بایستی اقدامات کنترلی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: آلودگی صوتی، کشتارگاه، افت شنوایی، اقدامات کنترلی
  • اعظم جان بزرگی، نادر رهنما، غلامعلی قاسمی، محمداسماعیل افضل پور، سعید ایل بیگی، راضیه کریمیان صفحات 521-530
    مقدمه
    اختلالات عضلانی- اسکلتی مرتبط با کار به عنوان یکی از مشکلات سلامتی عمومی در سراسر دنیا و علت اصلی ناتوانایی ها به شمار می رود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی شیوع اختلالات عضلانی- اسکلتی مرتبط با کار معلمان شهر اصفهان و تاثیر 8 هفته تمرینات اصلاحی منتخب و مداخلات ارگونومی بر آن ها بود.
    روش ها
    برای این امر از پرسش نامه Nordic و روش ارزیابی سریع ریسک فاکتور Quick exposure check (QEC) استفاده شد. نتایج با استفاده از روش آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تفاوت معنی داری بین نواحی مختلف بدن در خصوص اختلالات عضلانی- اسکلتی مشاهده شد (05/0 > P). در نواحی کمر (2/62 درصد)، گردن (4/47)، شانه (2/45 درصد)، زانو (2/42 درصد) و پا/قوزک پا (8/37 درصد) بیشتر بود. مچ/دست (1/36 درصد)، باسن- ران (5/23 درصد)، نواحی پشت (9/13 درصد) و آرنج (3/4 درصد) در مراحل بعدی قرار گرفتند. بر اساس نتایج QEC، 75 درصد از وظایف مورد مطالعه معلمان در سطح ریسک خطر بالا قرار داشت. همچنین امتیاز QEC نشان داد که نوشتن و تدریس روی تابلوی کلاس بالاترین امتیاز را در میان وظایف به خود اختصاص داد (63/57 درصد). به عبارت دیگر از نظر سطح ریسک در سطح بالایی قرار داشت و از نظر ارزیابی، اقدام های اصلاحی می بایست اعمال شود. به دنبال 8 هفته تمرینات اصلاحی و مداخلات ارگونومی میزان اختلالات کمر، شانه، گردن و دست/مچ بهبودی معنی داری مشاهده شد (05/0 > P)، به طوری که در نواحی گردن (70 درصد)، کمر (6/66 درصد)، شانه (5/33 درصد) و مچ دست (50 درصد) معلمان کاهش قابل توجهی در درد مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که میزان شیوع اختلالات عضلانی- اسکلتی در معلمان مورد مطالعه به نسبت بالا بود. علاوه بر آن بالا بودن سطح ریسک خطر نشانه آسیب زا بودن شرایط و محیط کار در مدارس بود. اقدامات اصلاحی اعمال شده در معلمان موجب کاهش اختلالات عضلانی- اسکلتی شد. از این رو اصلاح وضعیت پوسچر در تکنیک تدریس روی تابلوی کلاس توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: QEC، ارگونومی شغلی، تمرینات اصلاحی، معلمان
  • محسن جلیلیان، فیروزه مصطفوی، غلام رضا شریفی راد صفحات 531-539
    مقدمه
    بیماری های قلبی- عروقی به صورت یک فاکتور مستقل روی کیفیت زندگی بیماران تاثیر منفی بسزایی بر جای می گذارد. با این وجود افزایش خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده می تواند در سازگاری بهتر بیماران با عوارض ناشی از بیماری و بهبود کیفیت زندگی آنان موثر باشد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی تاثیر خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده بر کیفیت زندگی بیماران قلبی- عروقی انجام شد.
    روش ها
    در یک مطالعه مقطعی 116 بیمار قلبی- عروقی بستری شده در مراکز بیمارستانی شهر ایلام با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه پرسش نامه های کیفیت زندگی (World Health Organization Quality of Lifeیا(WHOQOL-BREF، خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده مورد استفاده قرار گرفت. اطلاعات مطالعه پس از جمع آوری و ورود به نرم افزار SPSS نسخه 21 و در سطح معنی داری 05/0 = α مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    3/35 درصد شرکت کنندگان در مطالعه مرد و 7/64 درصد زن بودند که 8/82 درصد آنان متاهل و 2/17 درصد مجرد بودند. 6/2 درصد از بیماران کیفیت زندگی کنونی خود را بسیار بد، 4/3 درصد بد، 3/29 درصد متوسط، 9/50 درصد خوب و 8/13 درصد کیفیت زندگی خود را بسیار خوب ارزیابی نمودند. همچنین 3/4 درصد افراد از سلامت کنونی خود خیلی ناراضی، 2/11 درصد ناراضی، 2/32 درصد نه راضی و نه ناراضی، 8/44 درصد راضی و 5/9 درصد خیلی راضی بودند. میانگین نمره کیفیت زندگی بیماران در ابعاد سلامت جسمانی 32/3 ± 18/22، سلامت محیطی 08/5 ± 76/25، سلامت روانی 79/4 ± 94/19 و روابط اجتماعی 26/3 ± 79/10 به دست آمد. همچنین میانگین نمره خودکارامدی عمومی 97/26 و حمایت اجتماعی 02/25 بود. همبستگی معنی داری بین خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده با ابعاد کیفیت زندگی وجود داشت، به طوری که با افزایش میزان خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده، میانگین نمره سلامت جسمانی، سلامت محیطی، سلامت روانی و روابط اجتماعی افزایش می یافت (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    خودکارامدی عمومی و حمایت اجتماعی درک شده تاثیر بسزایی در افزایش کیفیت زندگی داشت. از این رو طراحی و اجرای مداخلات آموزشی برای افزایش حمایت اجتماعی و خودکارامدی عمومی و همچنین کیفیت زندگی در بیماران قلبی- عروقی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: بیماری های قلبی، عروقی، کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی، خودکارامدی عمومی
  • سید همام الدین جوادزاده، غلام رضا شریفی راد، مهنوش رئیسی، الهه توسلی، فاطمه رجعتی صفحات 540-549
    مقدمه
    دسترسی به اطلاعات مرتبط با سلامتی و آگاهی یافتن از مسایل بهداشتی و بیماری، فاکتور مهم و تعیین کننده سلامتی است. انتظار می رود که افراد برای داشتن سطح بالای سلامتی از این گونه اطلاعات استفاده نمایند. این نقش فعال بیماران، نیازمند دارا بودن سطح بالایی از سواد سلامت می باشد. در این مطالعه با استفاده از دو ابزار Short test of functional health literacy in adults (S-TOFHLA) و Newest vital signe (NVS) سواد سلامت در بزرگسالان شهر اصفهان مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش ها
    در مطالعه ای مقطعی به تعداد 525 نفر از افراد بزرگسال (بالای 18 سال) شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها به طور همزمان از دو پرسش نامه S-TOFHLA و NVS پس از اطمینان از اعتبار ترجمه و تعیین روایی و پایایی آن ها استفاده شد. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این پژوهش به تعداد 525 نفر بزرگسال (18 سال به بالا) با میانگین سنی 5/12 ± 6/33 سال وارد مطالعه شدند. بر اساس پرسش نامه S-TOFHLA 5/46 درصد افراد سواد سلامت کافی، 38 درصد سواد سلامت مرزی و 5/15 درصد افراد سواد سلامت ناکافی داشتند. پرسش نامه NVS نیز نشان داد که 38 درصد از افراد سواد سلامت کافی، 6/36 درصد سواد سلامت مرزی و 4/25 درصد سواد سلامت ناکافی داشتند. ضریب همبستگی Pearson با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نشان داد که بین نمرات دو پرسش نامه S-TOFHLA و NVS همبستگی بالایی (72/0 = r) وجود داشت و به لحاظ آماری معنی دار بود (001/0 < P). در این مطالعه بین سطح سواد سلامت و سن، سطح تحصیلات، جنس و وضعیت اقتصادی ارتباط معنی دار آماری مشاهده شد، به طوری که سواد سلامت ناکافی در افراد با سنین بالاتر، تحصیلات کمتر، زنان و قشر کم درامد شایع تر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که دو پرسش نامه S-TOFHLA و NVS برای به کارگیری در جامعه بزرگسالان فارسی زبان در جمعیت مورد مطالعه از کارایی و اعتبار کافی برخوردار است. بر اساس دو پرسش نامه مذکور طیف وسیعی از بزرگسالان شهر اصفهان سواد سلامت ناکافی و مرزی داشتند که این خود لزوم توجه بیشتر به امر سواد سلامت در برنامه های ارتقای سلامت را می رساند.
    کلیدواژگان: سواد سلامت، پرسش نامه فارسی سنجش سواد سلامت، بزرگسالان شهر اصفهان
  • محمدمهدی سپهری، یدالله پدرام، بابک تیمورپور، محمد مطلبی صفحات 550-560
    مقدمه
    امروزه، زندگی شهر نشینی و گذار بیماری ها، مراکز بهداشتی- درمانی را برای ارایه خدمات به چالش جدی واداشته است. مشکلی که مدیریت در این مراکز با آن مواجه است، زمان انتظار طولانی بیماران می باشد. زمان دریافت خدمت توسط بیمار، بسیار کمتر از زمان انتظار است. افراد برای دوری جستن از زمان های انتظار طولانی، به مراکز خصوصی درمان مراجعه می کنند. این بررسی، به منظور تعیین راهکارهای کاهش زمان انتظار مراجعین بر پایه شبیه سازی رخدادهای گسسته انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش به صورت مقطعی در درمانگاه عمومی انجام گرفت و با استفاده از شبیه سازی رخدادهای گسسته، جریان بیمار مدل سازی و بهینه سازی شد. در ورود افراد به سیستم، اطلاعات دموگرافیک آن ها ثبت شد. فرم ها به دفترچه درمانی فرد ضمیمه شد و با مراجعه فرد به قسمت های مختلف، اطلاعات مربوط به زمان ورود، زمان انتظار افراد در سیستم، زمان دریافت خدمت توسط آن ها و زمان خروج از سیستم ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS، تعیین تابع توزیع احتمال ورود افراد به سیستم و زمان دریافت خدمت توسط آن ها، با استفاده از نرم افزار Professional easy fit و شبیه سازی سیستم درمانی با به کارگیری نرم افزار Any logic صورت گرفت.
    یافته ها
    تعداد کل نمونه ها 400 نفر بود که بیش از 60 درصد خانم ها و کمتر از 40 درصد آقایان بودند.20 درصد مراجعین قبل از شروع به کار سیستم مراجعه می کردند که باعث اتلاف 2017 دقیقه می شد. زمان دسترسی به اولین خدمت از 1 تا 250 دقیقه متفاوت و به طور میانگین 59 دقیقه بود. مجموع زمان ارایه خدمت به افراد از 1 تا 20 دقیقه متغیر و میانگین آن 5/7 دقیقه به دست آمد. تاخیر در ورود پزشکان 15 دقیقه بود. زمان ورود مراجعین از تابع توزیع احتمال نمایی و زمان ارایه خدمت از تابع توزیع گاما تبعیت می کرد.
    نتیجه گیری
    65 درصد مراجعین بیش از 30 دقیقه برای دریافت اولین سرویس منتظر بودند. برای کاهش زمان انتظار، 7 سناریو پیشنهاد گردید که با نرم افزار Any logic شبیه سازی شد و از بین آن ها، سناریوی ترکیبی تغییر زمان شروع به کار سیستم و پذیرش 30 درصد مراجعین به صورت Book appointment بهترین نتیجه را به همراه داشت.
    کلیدواژگان: کاهش زمان انتظار، جریان بیمار، شبیه سازی رخدادهای گسسته
|
  • Mohsen Rezaeian Pages 441-448
    Suicide means deliberately ending life that according to the existing evidence is increasing within the developing countries. The present review study aimed to determine the current patterns of suicide in the mentioned countries and to provide relevant prevention strategies. In 2012، the PubMed search engine (http: //www. ncbi. nlm. nih. gov/pubmed) was searched using terms “suicide”، “prevention” and “developing countries”، which should appear in the title of the articles. In the next step and by changing the search strategy and studying the references of the retrieved papers، it was tried to determine the most relevant and up-to-dated articles for this review study. The retrieved papers have highlighted that the majority of increasing suicides have been occurred among youths، especially young married women in developing countries. Despite this increase، there is not enough attention to this phenomenon in developing countries. Since the pattern of suicide is heavily affected by the cultural situations of each society، it would be possible to prevent this phenomenon by collecting and analyzing precise information regarding existing suicide patterns. As a result، prevention strategies should be population-based and cover all three levels of prevention.
    Keywords: Suicide, Pattern, Developing countries, Prevention Strategies
  • Fahimeh Haghighatdoost, Zamzam Paknahad Pages 449-459
    The increasing prevalence rate of breast cancer among Asian-American women shows the more significant role of lifestyle factors in etiology than genetic factors. The search engine PubMed was used for searching related paper by “breast cancer”، “soy”، “isoflavones”، “phytoestrogen” as the key words. We selected papers which published during 1990 to 2012. Various experimental studies reported the protective role of soy protein and soy isoflavone for breast cancer. However، some studies showed that soy isoflavone induces cell proliferation in vitro and interacts with tamoxifen effects. Indeed، epidemiological studies showed conflict findings. The rate soy is consumed by Asian has protective effect on breast cancer. Soy consumption should provide 20-50 mg of isoflavones per day to protect against breast cancer. Soy consumption during childhood had more beneficiary effects rather than adolescent and adulthood، and during adolescent is more favorable than adulthood
    Keywords: Soy, Breast Cancer, Isoflavone, Phytoestrogen
  • Zohreh Kadkhodai, Hossein Hajianfar Pages 460-472
    One of the most effective faiths in relaxation is good ethics and belief، because it may give an individual feeling happiness and improve mental health and thus make physical health and guide person to current life activities. One of the top goals of religions of Islam is completion of ethic as far as the Holy Prophet say: “currently I appointed for good ethics”. Nice ethic furnishes relaxation and the territory of good social relation with effaces of venoms and attract of heart. Imam Ali (PBHU) said: “everyone who has a nice ethic، the life will be comfortable”. Thus this study was conducted to assess ethic role on mental health in view of Imam Ali (PBHU). This research was a library study that checked the role of good ethic on the mental health in viewpoint of Imam Ali (PBHU) and tried to use Quran، Nahjalbalaghe and Gherrar Alhekam. At first، the definition of ethic and then nice ethic is raised in speech of Imam Ali (PBHU) which expresses it in mental health. In this study، by assessing the role of mental health in viewpoint of Imam Ali (PBHU) the results of the study showed good behavior is one of the important effect on mental health and good behavior effect on promotion of good mental health. Ethics are made of one series of adjective good behavior that humans agree with them such as ethic elements. The human get to relaxation and mental health with God remember and good ethics. The Holy Prophet knows the sweetest person is the most favorite person close to God. Imam Ali (PBHU) said good ethic is the criteria of devout specification. Good ethics، respect، tolerance، patient، absolution، visiting relationship and family، connivances، sacristy، and fairness are some of the adjectives that help mental health and provide better social relations.
    Keywords: Ethic, Behavior, Nahjalbalaghe, Social Health, Mental Health
  • Mojgan Naderi, Fatemeh Rajati, Hojatolah Yusefi, Mohamadreza Tajmiri, Siamak Mohebi Pages 473-483
    Accessing to health information، getting informed about the health and illness issues is an important factor for health status. It is expected that having a good health requires using this type of information. Having such active role in patient and healthy population needs higher level of health literacy. This study measured health literacy of adults in Isfahan، Iran using Persian standardized version of newest vital sign (NVS) and short version of test of functional health literacy assessment (S-TOFHLA). In a cross-sectional study، 525 adults (over 18 years) were enrolled in Isfahan. The data collection was done by NVS and S-TOFHLA questionnaires which translated into Persian and were standardized. The mean age of the study subjects was 33. 6 ± 12. 5 years. According to S-TOFHLA، 46. 5% of adults had adequate health literacy، 38% had borderline literacy and 15. 5% had inadequate health literacy. With NVS، 25. 5% of study subjects had inadequate health literacy، 36% had borderline literacy and 38. 5% had adequate health literacy. The association between the results of the two questionnaires by the Pearson correlation test r that this questionnaires were correlate (r = 0. 72; P < 0. 001). In this study، there was a statistically significant association between the educational level، age، gender، economical status and health literacy status. Inadequate health literate was more likely to be older، less educated، woman and low income. The results showed that the Persian version of the S-TOFHLA in adults and the NVS for use in the Persian adult population had adequate efficiency and reliability to be used. In the other hand، results of this study showed a wide range of adult in Isfahan had inadequate and marginal health literacy. This suggested the need for greater attention to the issue of health literacy on health promotion programs.
    Keywords: Health Literacy, Persian Health Literacy Questionnaire, Isfahan Adults
  • Reza Ghiasvand, Fahimeh Akbari, Fatemeh Shahriarzadeh, Maryam Hajishafiee, Fatemeh Heshmati, Leyla Darvishi, Akbar Hasanzadeh Pages 484-494
    Background
    Different studies have shown that inadequate and unbalanced intake of nutrients including micronutrient and macronutrient، have negative effects on exercise performance and optimal ability; besides، it decreases physical efficiency in athletes. The present study aimed to assess the nutritional status and body composition of female athletic students in Isfahan University of Medical Sciences (Isfahan، Iran).
    Methods
    This descriptive cross-sectioned study was carried out on 38 subjects of sport teams in Isfahan University of Medical Sciences. General characteristics were collected using questionnaires and performing anthropometric measures. Dietary information was assessed using 3-day food record. Data were analyzed using Food Processor II (FP II).
    Findings
    In study subjects، the average intake of energy، protein، carbohydrate and fat was according to dietary reference intakes (DRI); protein، carbohydrate and fat constituted 14. 6%، 56. 8% and 28. 6% of total energy، respectively. Average intake of fiber (15. 8 g/d) was lower than the recommended DRI. Among micronutrients، average intake of pantothenic acid، folate، calcium and magnesium was lower than، vitamin، and zinc، vitamin A، E، C، thiamine، riboflavin، niacin، iron، phosphorus and selenium was higher than the recommended DRI. Average body mass index (BMI)، waist-hip ratio (WHR)، triceps skin fold (TSF) and body fat was 20. 7 ± 2. 6، 0. 74 ± 0. 03، 18. 08 ± 4. 7mm and 25. 3 ± 7. 2، respectively.
    Conclusion
    The findings of the study indicated that the main problem in these athletes was low level intake of fiber، unbalanced intake of some micronutrients and inadequate intake of pantothenic acid، folate، calcium and magnesium. However، level of energy intake، percentage of energy produced by each macronutrients and also anthropometric data were in normal ranges.
    Keywords: Nutritional Status, Body Composition
  • Mansooreh Dehghani, Rezvan Omrani, Hassan Hashemi Pages 495-504
    Background
    One of the goals of the World Health Organization (WHO) and World Dental Federation (WDF) is declining the decay، missing or filled teeth (DMFT) index in people under 12 years down to the level of 1. The present study aimed to determine the DMFT index in 7 to 11-year-old students and its association with the amount of fluoride in drinking water in Shiraz، Iran.
    Methods
    This was a cross-sectional، descriptive study. It has been performed over 760 students in order to measuring the DMFT index in the four educational districts of Shiraz in 2010. 75 water samples were taken to determine the amount of fluoride. The water samples were taken from water networks supply including the four different educational districts. Fluoride in the water was determined by SPADNS method. Schools and students were selected by cluster and random sampling methods، respectively. Then examination of students was performed by the dental hygienist.
    Findings
    The average concentration of the fluoride in Shiraz was 0. 69 mg/l and DMFT index was 0. 935. The maximum rate of DMFT was in the average of 1. 35 which was in the 4th district and the minimum amount was in the 1st district with the average of 0. 47. The rate of DMFT in girl and boys has been equal with the average of 0. 93. There was no statistically significant association between the amount of DMFT and age of different groups (P > 0. 05). The most amount of missing teeth (pulled out tooth) has been related to the age group 8 with the average DMFT 2. 42. The average DMFT in the 3rd and 4th district were 1. 26 and 1. 35، respectively، showing a statistically significant difference with the amount of DMFT in the 1st and 2nd district averaged 0. 47 and 0. 65 (P < 0. 001).
    Conclusion
    Average DMFT index in the present study was 0. 935 which was much lower than before. Although the average amount of fluorine in Shiraz drinking water is lower than the standard، it is still less than one by improving oral hygiene the average DMFT index of students in Shiraz
    Keywords: Fluoride, Drinking water, Tooth, Shiraz
  • Farahnaz Khajehnasiri, Seyed Bagher Mortazavi, Abdolamir Alameh, Shahin Akhondzadeh Pages 505-512
    Background
    In oil refinery plants، shift working is inevitable. Shift work is associated with depression; therefore this prospective study was carried out in Tehran Shahid Tondguyan Oil Refinery in order to determine the prevalence of depression in shift workers and to assess the effects of associated factors with depression among shift workers. In the present study، the shifting work system was a rotational 8-hour schedule.
    Methods
    Depression status was determined by 21-item Beck Depression Inventory (BDI) and independent variable were collected by self-report general questionnaire. The study inclusive criteria were to be a shift worker، at least one year shift work experience، and giving written consent to participate in the study. Thus، of 355 shift workers، 307 were enrolled in the research. Exclusive criteria included lack of giving written consent to participate in the study.
    Findings
    Among 307 shift workers، the mean and standard deviation (SD) of age were 34. 49 ± 10. 40 and the mean depression scores were 9. 25 ± 6. 97. More than 40% of the participants were identified positive for depression disorder in the screening (depression scores equal to or more than 10). The results showed that there was a statistically inverse significant association between the mean depression score and mean of age (P < 0. 001) and results of this study showed that depression scores mean were significantly different between different physical activity groups (P < 0. 001).
    Conclusion
    The findings of our study showed although the main risk factor associated with prevalence of depression is the work itself in the shift-working system، there are also other risk factors، such as physical activity.
    Keywords: Depression, Shift Work, Oil Refinery, Prevalence
  • Hassan Hashemi, Fatemeh Esmaeili Pages 513-520
    Background
    Nowadays، one of the most health issues in industries is noise exposure. Noise can cause hearing loss and many problems. Therefore، control of industrial noise exposure should be of priorities of health programs. In this study، noise pollution was investigated in a poultry slaughterhouse.
    Methods
    This descriptive study was performed as case study in a slaughterhouse. Noise intensity was recorded at different points in the slaughterhouse using TES 1356 which was calibrated with TES 1358 Sound Calibration.
    Findings
    Results from several points was reported as sound pressure level (SPL) and showed that SPL in recorded stations was more than the standard level.
    Conclusion
    Whereas the noise intensity was recorded more than the standard level، it can be concluded that the hearing loss and other effects of noise exposure are possible in the slaughterhouse. Therefore، safety program should be performed in high risk points.
    Keywords: Noise Pollution, Slaughterhouse, Hearing Loss, Control
  • Azam Janbozorgi, Nader Rahnama, Gholamali Ghasemi, Mohammad Esmaeil Afzalpour, Saeed Ilbeigi, Razieh Karimian Pages 521-530
    Background
    Work-related musculoskeletal disorders (WMSDs) are as one of general health problems throughout the world and they are the main reason for disabilities. The aim of this study was to investigate the prevalence of WMSDs of Isfahan’s teachers and the effect of eight weeks selected corrective exercises and ergonomic interventions on them.
    Methods
    Nordic questionnaire and Quick Exposure Check (QEC) were used in this study.
    Findings
    Statistically significant results were reported in different parts of body related to the musculoskeletal disorders as the following: in lumbar (62. 2%)، neck (47. 4%)، shoulder (45. 2%)، knee (42. 2%)، and wrist/hand (36. 1%). Lower back (13. 9%)، foot and ankle (37. 8%)، thigh (23. 5%) and elbow (4. 3%) were in the following items. According to the results of QEC، 75% tasks of the study subjects were in high level. Score of QEC in different techniques showed that among the tasks، the highest score was allocated to teaching and writing on the board (57. 63%); in other words، they were in a high level with regarding to the risk level and corrective exercises had to be done for check. After implementing corrective exercises in 8 weeks and ergonomic interventions، the significant improvement had been shown in the disorders of neck، shoulder، wrist and hand; as if the teachers suffered less in the parts such as neck (70%)، lumbar (66. 6%)، shoulder (33. 5%) and wrist (50%).
    Conclusion
    According to the results، the prevalence rate of musculoskeletal disorders in the teachers was rather high; in addition، the highness of risk level was a symptom of traumatic work place at schools. The corrective exercises recommended for teachers reduced musculoskeletal disorders; thus، correction of body posture in teaching technique on the board is recommended.
    Keywords: Occupational Ergonomic, Quick Exposure Check, Corrective Exercises, Teacher
  • Mohsen Jalilian, Firoozeh Mostafavi, Gholamreza Sharifirad Pages 531-539
    Background
    Quality of life is an essential part of the evaluation of health status. As an independent factor، cardiovascular disease has negative effect on the quality of life in such patients. However، the general self-efficacy and perceived social support can help patient to better cope with the mental and physical condition from the disease and improve their quality of life. The preset study aimed to investigate the effect of general efficacy and perceived social support on quality of life in cardiovascular patients.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 116 cardiovascular patients who hospitalized in Ilam، Iran. Data were collected with the World Health Organization Quality of Life (WHOQOL-Bref) questionnaire، general self efficacy and perceived social support questionnaires.
    Findings
    Findings showed that 35. 3% of the participants in the study were male and 64. 7% were female. 82. 2% were married، and 17. 2% were single. According to the results، 2. 6% of the patients assessed their current quality of life very poor، 3. 4 % poor، 29. 3% intermediate، 50. 9 % good and 13. 8% very good. Besides، 4. 3% of the patients were very dissatisfied with their current health status، 11. 2% dissatisfied، 32. 2% neither satisfied nor dissatisfied، 44. 8% satisfied and 9. 5 % were very satisfied. Average score in physical health dimension was 22. 18 ± 3. 32، environmental health dimension 19. 49 ± 4. 79، mental health dimension 10. 79 ± 3. 26، and social relationship dimension 25. 76 ± 5. 08. Furthermore، findings indicated that general self-efficacy average score was 26. 97 and for social support was 25. 02. Result showed a significant association between the general self-efficacy and perceived social support. As increasing general self-efficacy and perceived social support، physical health، environmental health، mental health and social relationships increased accordingly (P > 0. 05).
    Conclusion
    General self-efficacy and perceived social support have important role in improve quality of life. Designing and implementing educational interventions to increase social support and general self-efficacy in patients with cardiovascular disease is recommended.
    Keywords: Cardiovascular Disease, Quality Of Life, Social Support, Self, Efficacy
  • Seyed Homamodin Javadzade, Gholamreza Sharifirad, Mahnoosh Reisi, Elaheh Tavassoli, Fatemeh Rajati Pages 540-549
    Background
    Accessing to health information، getting informed about the health and illness issues is an important factor for health status. It is expected that having a good health requires using this type of information. Having such active role in patient and healthy population needs higher level of health literacy. This study measured health literacy of adults in Isfahan، Iran using Persian standardized version of newest vital sign (NVS) and short version of test of functional health literacy assessment (S-TOFHLA).
    Methods
    In a cross-sectional study، 525 adults (over 18 years) were enrolled in Isfahan. The data collection was done by NVS and S-TOFHLA questionnaires which translated into Persian and were standardized.
    Findings
    The mean age of the study subjects was 33. 6 ± 12. 5 years. According to S-TOFHLA، 46. 5% of adults had adequate health literacy، 38% had borderline literacy and 15. 5% had inadequate health literacy. With NVS، 25. 5% of study subjects had inadequate health literacy، 36% had borderline literacy and 38. 5% had adequate health literacy. The association between the results of the two questionnaires by the Pearson correlation test r that this questionnaires were correlate (r = 0. 72; P < 0. 001). In this study، there was a statistically significant association between the educational level، age، gender، economical status and health literacy status. Inadequate health literate was more likely to be older، less educated، woman and low income.
    Conclusion
    The results showed that the Persian version of the S-TOFHLA in adults and the NVS for use in the Persian adult population had adequate efficiency and reliability to be used. In the other hand، results of this study showed a wide range of adult in Isfahan had inadequate and marginal health literacy. This suggested the need for greater attention to the issue of health literacy on health promotion programs.
    Keywords: Health Literacy, Persian Health Literacy Questionnaire, Isfahan Adults
  • Ehdi Sepehri, Yadolah Pedram, Babak Teimoor Poor, Mohammad Matlabi Pages 550-560
    Background
    Urban living and transition of illnesses، today has led hygienic centers for dedicating services to serious challenge management of an outpatient center is very difficult. Worse is that the patient advice and service time is much less than waiting time. Many people to avoid long waiting go to private treatment centers. This study was done to determine ways to reduce client waiting time based on discrete event simulation.
    Methods
    This was a cross-sectional study and data were collected by questionnaire and check list and survey form whose validity was confirmed by the experts. Data were completed by the relevant parts responsible. Statistical data analysis was done by SPSS software and determining the probability distribution function of service time and their entry into the system at various places was done by Professional Easy Fit Software.
    Findings
    The total number of the subjects was 400. Time to access first service varied from 1 to 250 minutes and the average was 59 minutes. Average time of general physician services to people was 4 minutes and total service time varies from 1 to 20 minutes and the average was 7. 5 minutes. Delay in physician entrance was 15 minutes. The probability distribution function of patients’ arrival time was exponential and probability distribution function of service time was a gamma distribution function.
    Conclusion
    Much of the waiting time was related to pre-starting the work of system، and also admission and physician visit. 65% of the patients waited more than 30 minutes to receive the first service and given the patient charter، it is not acceptable that 75% of the patients should have less than 30 minutes to reach their first service. To reduce the waiting time، seven scenarios were suggested for using parameters variation experiment in AnyLogic Simulation Software; these scenarios were simulated in the system. Among these scenarios، the mixed scenario which changes the start time of system and admits 30% of patients through book appointment، yielded the best results.
    Keywords: Reduced Waiting Time, Patient Procedure, Discrete Event Simulation