فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 9 (پاییز1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/07/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمد فشارکی، خسرو محمودی صفحه 1
    بر اساس روایت شاهنامه، ضحاک، اسطوره بدی مطلق است و داستان او که از شگفت انگیز ترین و پرمایه ترین داستان های شاهنامه است، شرح چیرگی و سلطه سیاهی و بیداد است بر روشنایی و داد که هزار سال طول کشید.
    در داستان ضحاک، دقایقی وجود دارد که هم با دیدگاه های روان شناسان و معبرانی بزرگ چون فروید، یونگ، ابن سیرین و... مطابقت دارد و هم با جهان نمادین و اساطیری ایران. این داستان، جزو داستان هایی است که برخوردار از بن مایه های اساطیری در اوستاست.
    نگارنده در این مقاله کوشیده است با مشخص کردن نمادها و سمبل ها در این داستان، آنها را از دیدگاه اسطوره شناسی و روان کاوی مورد نقد و بررسی قرار دهد و از آنجا که این دو نوع نقد به گونه ای با هم پیوند دارند به مفاهیمی چون توتم، تابو و ضمیر ناخودآگاه نیز توجه شده است.
    کلیدواژگان: ضحاک_اسطوره_نماد_روان کاوی_نقد و داستان
  • سادینا امینی، حسین منصوریان سرخگریه صفحه 15
    از دیرباز و از نخستین ادوار رشد تدریجی و بلوغ فکری بشر؛ انسان همواره در جستجوی مبانی و منابع بعضی از علوم در حوزه های گوناگون، به ویژه در حوزه علوم انسانی بوده است. و در همین فرایند چه بسا در اندیشه کشف رمز و رازهای مرتبط با همگرایی این علوم نیز بوده باشد. بی گمان خاستگاه اغلب علوم انسانی از وجوه مشترک برخوردارند، ولیکن در ادامه به جهت گسترش دامنه آن ها، این گونه به نظر می رسد که سرچشمه های تکوین و شکل گیری آن ها باید متفاوت باشد.
    لذا مقوله هایی مانند اسطوره و عرفان، اگرچه دارای رویکردهای به ظاهر متفاوت هستند، اما همگرایی این دو در مواضع متعدد به ویژه در بعد تاویل پذیری، نمادین بودن زبان، مبانی شناخت، تقدس و کیفی بودن زمان و مکان، دین گرایی و سنت شکنی بر کسی پوشیده نیست.
    وجوه اشتراک در این همگرایی اگر چه هر یک دارای برجستگی های ویژه ای است که در تقریب این دو مفهوم نیز تاثیرگذارند، اما میزان و کمیت اثربخشی تمامی وجوه یکسان نمی نماید. در این میان وجوهی مانند: تاویل پذیری، نمادین و استعاری بودن زبان در دو مفهوم اسطوره و عرفان و نیز مبانی شناخت و معرفت شناسی و کیفی بودن زمان و مکان در قیاس با سایر وجوه دیگر، از جایگاه برتر برخوردار می باشند. به نظر می رسد که مقوله های از جمله: دین گرایی، هنر گرایی، روایت گری، سنت شکنی و تاثیر متقابل معنایی؛ هر یک در جایگاه خود، در تعمیق این همگرایی بی تاثیر نباشند. البته با اندکی تامل بیشتر شاید بتوان به وجوه دیگری در این همگرایی دست یافت، که نگارنده به جهت پرهیز از اطناب در کلام، به همین اندازه بسنده می نماید.
    کلیدواژگان: همگرایی، عرفان، اسطوره، زبان نمادین، تاویل پذیری
  • هاشم محمدی، سودابه بخشایی صفحه 31
    از میان مقلدان نظامی، ابتدا امیرخسرو دهلوی است که مطلع الانوار را سروده و پس از آن خواجوی کرمانی روضه الانوار را به رشته تحریر در آورده است. این دو مثنوی اخلاقی عرفانی که به پیروی از مخزن الاسرار سروده شده اند، هر چند در ساختار و محتوا شباهت ها و همانندی های قابل ملاحظه ای دارند، اما تمایزاتی نیز در بافت ادبی آنها به چشم می خورد. در این پژوهش به منظور آشنایی بیشتر با این دو منظومه و شناخت زیبایی ها و امتیازات هر کدام، به بررسی و مقایسه ویژگی های ادبی و وجوه افتراق آنها پرداخته شده است.
    مهم ترین تفاوت های موجود در ساختار ادبی این دو اثر به شرح زیر است:1 از آنجا که خواجو تشبی هات و استعارات مورد استفاده را با دامنه ای وسیع و شیوه ای متفاوت بیان نموده، لذا تنوع و گسترش ابزار بیانی و صور خیال در روضه الانوار بیشتر از مطلع الانوار می باشد.
    2 نوآوری و خلاقیت خواجو در کاربرد صنایع بدیعی معنوی، به ویژه ای هام تناسب، تناقض (پارادوکس)، تلمیح و تنسیق الصفات، سبب استواری و انسجام بافت ادبی روضه الانوار شده است.
    3 استفاده از تمثیل یا ارسال مثل در مطلع الانوار فهم اشعار این منظومه را آسان تر و دل نشین تر ساخته است.
    کلیدواژگان: مطلع الانوار، روضه الانوار، ابزار بیانی، صنایع بدیع معنوی
  • ابوطالب میرعابدینی، محبوبه بسمل صفحه 49
    تصویر به آن دسته از فعالیت های ذهنی گفته می شود که با تصرف قوه خیال در واقعیات مادی و معنوی به وجود می آید. در یک تصویر هنری عناصر متفاوت و بیگانه با هم پیوند می یابند و این از آن روست که شاعر، زبان را از قابلیت و توانایی کافی برای تجسم ادراکات شهودی خود برخوردار نمی بیند. بنابراین با انحراف از قواعد متعارف زبان و گذشتن از سطح خودکاری، آن را در مسیری شاعرانه بازسازی می کند. هرگاه این انحراف نقشمند، جهتمند و غایتمند باشد هنجارگریزی هنری صورت گرفته است.
    یکی از وجوه انقلاب ادبی نیما تحول در تصویر سازی بود. شاعران معاصر بر اصل، تخیل آزاد تاکید دارند. آنان با ذهنیت متجدد و نگرش مستقل، از اشیاء و پدیده ها عادت زدایی می کنند و جهان درون و بیرون را همان گونه که در خیال شاعرانه خود کشف می کنند به تصویر می کشند. این مساله، صور خیال نوینی را در اشعار آنان موجب شده است. کیفیت تحول صور خیال در شعر معاصر مساله ای است که در این پژوهش بررسی می شود.
    کلیدواژگان: تصویر، هنجارگریزی، صور خیال، عادت زدایی، صناعت
  • رمضانعلی واشقانی فراهانی صفحه 69
    در مقاله حاضر به مقایسه و تحلیل نقاط اشتراک و افتراق ادبیات انقلاب اسلامی در فاصله زمانی سال های 1357 تا 1367 با ادبیات انقلاب فرانسه در فاصله زمانی سال های 1789 تا 1799 پرادخته ایم و بر آن بوده ایم که فضای کلی ادبیات ایران و فرانسه را در دوره های مذکور به اجمال بررسی کنیم. در بررسی های انجام شده این نتیجه حاصل آمد که شعر انقلاب اسلامی گام های موثری برداشته و بر ذهن و روح مردم تاثیرات بیشتری گذاشته است تا سایر انواع ادبیات. هم چنین ضمن برشماری ویژگی های ادبیات انقلاب ضرورت رویکرد علمی و ادبی به ادبیات انقلاب اسلامی به ویژه جهت معرفی آنها به ادبیات جهانی مورد تاکید واقع شده است.
    کلیدواژگان: ادبیات انقلاب ایران، ادبیات انقلاب فرانسه، وقایع نگاری، داستان کوتاه، رمان انقلاب، شعر انقلاب اسلامی
  • سعید خیرخواه برزکی، مهدی واحدیان صفحه 93
    هرکجا تاریخ وجود دارد اساطیر نیز پیرامون آن حلقه زده اند. یکی از مهمترین مراکز حضور اساطیر داستان ها و روایات دینی است. کتاب ارزشمند تاریخ بلعمی که به نقل داستان های دینی پرداخته است نیز مملو از داستان هایی است که شاخ و برگ های آنها را اساطیر تشکیل می-دهند.
    در تاریخ بلعمی باورهای اساطیری گوناگونی وجود دارد که مقاله حاضر از بین آن همه، به بررسی باورهای مربوط به گیاه در این کتاب پرداخته است. گیاهان که به دلایل مختلف خاصیت جذب اساطیر را داشته اند در داستان های مختلف و با شکل های مختلف در تاریخ بلعمی نقش خود را نشان می دهند که در نوشته حاضر به آن خواهیم پرداخت.
    نوشته حاضر می کوشد تا با تطبیق و تحلیل داستان های تاریخ بلعمی نشان دهد کتاب تاریخ بلعمی پیش از آنکه یک منبع تاریخی باشد، یک منبع ارزشمند اساطیری است.
    کلیدواژگان: تاریخ بلعمی، اسطوره، گیاه، تقدس
  • حسین آذرپیوند صفحه 117
    در ارتباط زبانی به جمله ها و عبارت هایی برخورد می کنیم که چند مفهوم متفاوت دارند. گاه چند معنایی بودن کلام به سبب واژه ای است که دو یا چند معنی مختلف دارد و از آن با عنوان «ای هام» یاد می شود. گاه جمله هایی کنایی در کلام موجب چند معنایی سخن می شود. اما در مواردی با جمله هایی مواجهیم که ضمن چند معنایی بودن در مقوله «ای هام» و «کنایه» نمی گنجد و بعضی از ادیبان آن ها را «ضعف تالیف» می دانند و بعضی دیگر آن را از محاسن سخن به حساب می آورند. در این مقاله به عوامل آفرینش این گونه جمله ها پرداخته شده است و به این نتیجه منجر شده است که وضعیت نحوی و گشتارهای دستوری در ایجاد این جمله ها دخالت دارد و در صورتی که عمدا و با هدف آفریده شود، به حسن و زیبایی سخن می افزاید.
    کلیدواژگان: ارتباط زبانی، ابهام، ساختار نحوی، گشتارهای زبانی
  • فرزانه مظفریان صفحه 129
    قصه های عامیانه بیان گر شیوه تفکر و ارزش های فرهنگی و اجتماعی ملت ها هستند بنابراین با بررسی این قصه ها به عنوان مواریث فرهنگی از سویه های گوناگون می توان به ارزش ها و ضد ارزش های جاری در فرهنگ قدیم پی برد. بن مایه های بعضی از قصه های عامیانه پرداختن به قهرمانی است که به هدفی می جنگد و نوع هدف، نوع ادبی قصه را تعیین می کند. بعضی از آنها به هدف رسیدن به معشوق است مانند داراب نامه طرسوسی و امیر ارسلان نامدار که «رمانس» نامیده می شود و و بعضی مبارزاتی دینی، اجتماعی و سیاسی است مانند سمک عیار، اسکندرنامه، قصه های حسین کرد شبستری و می توان آن ها را داستان های عیارانه نامید. نکته جالب توجه در آن ها روحیات گوناگون قهرمانان است. با توجه به تفاوت روحیات و پای بندی های اخلاقی آنان تا حدودی ارزش ها و ضد ارزش های موجود در عصر ظهور آنان روشن می شود. نوشتار حاضر به بررسی سیمای قهرمان در داستان های مذکور می پردازد.
    کلیدواژگان: قصه های عامیانه، قهرمان، ارزش های اخلاقی، عیار
  • خلیل نعمت صفحه 155
    موپسان، نویسنده بزرگ قرن نوزده، نگاهی تیره و بدبینانه به طبیعت انسان و زندگی او دارد. بدون شک ریشه این بدبینی به دوران بچگی و جوانی نویسنده باز می گردد. مشکلاتی که پدر و مادرش در زندگی مشترک داشتند و همچنین مسال سیاسی و جنگ تاثیری منفی بر ذهنیت موپسان گذاشتند. چنین تاثیری بعدها به صورت بدبینی نمود پیدا کرد. قصه ها و رمان هایش شاهد این مدعا هستند، اما رمان بل امی در این زمینه گویاتر است.
    ژرژ دو روی، قهرمان این رمان، مانند خود نویسنده هرگز خود را به آنچه که در جامعه به دست می آورد قانع نشان نمی دهد. او نگاهی انتقادآمیز به روابط انسانی دارد، جامعه را به تندی نقد می نماید و مانند شوپنهاور معتقد است که زندگی هرکدام از ما یک تراژدی واقعی است. بالاخره او زندگی را در تمامیتش زیر سوال می برد زیرا بر این باور است که هر آنچه که ما انجام می دهیم ما را به مرگ نزدیک تر می سازد و به رغم تمام داشته هایمان: عشق، همسر، دوست، کار، پول، افتخار،... همواره مرگ را پیش روی خود داریم، مرگی که به همه چیز پایان می بخشد.
    کلیدواژگان: موپسان، بدبینی، بل امی، زندگی، انسان، جامعه، مرگ