فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و یکم شماره 9 (پیاپی 153، آذر 1392)
  • سال هفتاد و یکم شماره 9 (پیاپی 153، آذر 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/08/21
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فرین سلیمانی *، فرزانه ظاهری، فاطمه عبدی صفحات 551-561
    کم وزنی نوزاد به هنگام تولد و تولد پیش از موعد، یکی از مهم ترین علل مرگ و میر در جهان بوده و از مشکلات بهداشتی عمده محسوب می گردد. آمار جهانی بیان گر افزایش تولد نوزاد کم وزن در کشورهای در حال توسعه است. کودکان کم وزن در معرض مشکلاتی مانند نقایص حسی- عصبی اصلی، فلج مغزی، تاخیر شناختی و تکلم، نقایص عصبی- حرکتی و بینایی، کم شنوایی، ناهنجاری های رفتاری، روانی- اجتماعی و اختلال در عملکرد مدرسه قرار دارند. از علل عمده عوارض نوزادی و شیرخواری در اختلالات تکامل بعدی می توان بیماری های مرتبط با تولد زودهنگام و وزن کم حین تولد را نام برد. تولد با وزن کم تر از 2500 گرم، شاخص عمده عوارض دوره نوزادی و شیرخواری است و به طور قابل توجهی به ناتوانی دوران کودکی منجر می گردد. مطالعات مختلف حاکی از آن است که کودکان کم وزن دو تا سه برابر بیش از سایر کودکان از ناتوانی و مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی کوتاه مدت و درازمدت رنج می برند. در سن مدرسه این شیرخواران رشد فیزیکی و عملکرد شناختی و بازدهی کم تر داشته و به نظر می رسد این عوارض تا دوران بلوغ ادامه یابد. علی رغم افزایش میزان بقا و وجود کاهش موربیدیته در نوزادان کم وزن، بار اقتصادی و اجتماعی همراه با مشکلات عصبی- تکاملی این نوزادان، از دیگر اثرات آسیب زای تولد نوزادان کم وزن می باشد. اکثر ک ودکان با وزن کم هنگام تولد از چندمعلولیتی رنج می برند، لذا اکثریت آن ها نیاز به مراقبت های ویژه و مستمر دارند و در راستای نیاز به کاهش مرگ و میر نوزادان، نیاز به کاهش عوارض در نوزادان کم وزن و نارس باید مدنظر سیاستگذاران سیستم بهداشتی درمانی قرار گیرد. در مطالعه ی مروری حاضر به بررسی مطالعات صورت گرفته در زمینه ی پیامد تکاملی نوزادان نارس و ک م وزن مبتنی بر شواهد موجود پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: پیامد تکاملی، نوزاد نارس، کم وزن
  • سید همایون صدرایی، فاطمه رضایی، مهناز آذرنیا، غلامرضا کاکا *، سهیلا جهانی، زهرا شعبان صفحات 562-567
    زمینه و هدف
    آسپیرین داروی چندمنظوره و از پرمصرف ترین داروها در دنیا می باشد. آسپیرین در دوزهای پایین یک داروی مطلوب اما در دوزهای بالا عوارض جانبی تهدید کننده دارد. در این مطالعه اثرات آسپیرین بر بافت کورتکس و مدولای کلیه جنین های رت بررسی شد.
    روش بررسی
    تعداد 30 سر موش رت ماده باردار شده به طور تصادفی به شش گروه مساوی تقسیم شدند؛ گروه شاهد بدون مداخله و گروه شم که ml 2 آب مقطر (حلال آسپیرین) را از روز 20-8 بارداری به صورت گاواژ دریافت کرد و چهار گروه تجربی آسپیرین را با دوزهای mg/kg 75، 100، 200 و 300 دریافت نمودند. در روز 20 بارداری پس از کشتن مادران باردار و برداشتن کلیه جنین ها و انجام مراحل فیکساسیون و پردازش، مقاطع بافتی تهیه و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین انجام شد. ضخامت کورتکس و مدولای کلیه اندازه گیری و سطح معنادار کم تر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    ناهنجاری جنینی ظاهری در گروه های تجربی مشاهده نگردید. میانگین وزن جنین ها، جفت ها و میانگین طول سری- دمی در گروه های تجربی با دوز mg/kg 75، 200 و 300 در مقایسه با گروه های شم و شاهد اختلاف معناداری نشان ندادند. اگرچه میانگین وزن جنین و جفت در گروه تجربی با دوز mg/kg 100 نسبت به گروه های شم و شاهد افزایش معناداری داشت. کاهش معناداری در میانگین نسبت ضخامت کورتکس به ضخامت مدولا در گروه های تجربی دوز mg/kg 75، 100 و 300، مشاهده شد (به ترتیب 03/0 P=، 013/0 P=، 03/0 P=).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد مصرف آسپیرین در دوران بارداری موجب بروز ناهنجاری ظاهری در جنین نمی شود اما می تواند تغییراتی را در ضخامت کورتکس و مدولای کلیه جنین ایجاد نماید.
    کلیدواژگان: آسپیرین، کلیه، جنین، موش صحرایی
  • محمود معتمدی، محمدرضا قینی، پردیس اعتمادی، طیب رمیم صفحات 568-576
    زمینه و هدف
    انتخاب داروی مناسب با عوارض کم و اثربخشی بالا در کنترل حملات صرع در سالمندان اهمیت دارد. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی داروی لاموتریژین و لوتیراستام در کنترل حملات صرع در سالمندان بود.
    روش بررسی
    مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی دو سویه کور در بیماران مراجعه کننده به بیمارستان سینا، تهران در سال 1391 انجام گردید. بیماران بالای 60 سال با تشخیص صرع از یک سال قبل و حداقل یک مورد حمله در شش ماه گذشته وارد مطالعه شدند. 49 بیمار به مدت 24 هفته با داروی لاموتریژین (mg/day 25) و 46 بیمار با لوتیراستام (mg/day 250) تحت درمان قرار گرفتند. در صورت عدم بروز عوارض، دوز دارو تا حداکثر دوز ذکر شده در پروتکل درمانی افزایش یافت. پی گیری بیماران در هفته های دو، چهار، هشت، 12 و 20 از نظر تعداد حملات، اختلالات آزمایشگاهی و عوارض جانبی دارو انجام گردید. از روش های آماری تحلیلی برای آنالیز داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    49 بیمار در گروه لاموتریژین (28 مرد، 21 زن) و 46 بیمار در گروه لوتیراستام (27 مرد، 19 زن) در آنالیز نهایی شرکت داده شدند. بیماران شرکت کننده در مطالعه دارای میانگین سنی 87/5 ± 4/72 سال (85-63 سال) بودند. در 57 مورد عارضه جانبی دارویی مشاهده گردید که 26 مورد مربوط به گروه لاموتریژین و 31 مورد مربوط به گروه لوتیراستام بود. فراوانی حمله صرع در هر دو گروه روند رو به کاهش داشته و فقط در هفته آخر در گروه لاموتریژین بیش تر بود (039/0 P=).
    نتیجه گیری
    استفاده از هر دو داروی لاموتریژین و لوتیراستام در کنترل حملات صرع در سالمندان موثر است با این تفاوت که عدم وقوع حملات صرع در گروه لوتیراستام بالاتر بوده ولی تحمل پذیری در گروه لاموتریژین بهتر است.
    کلیدواژگان: داروهای ضدصرع، سالمندی، صرع، لاموتریژین، لوتیراستام
  • رضا باقری، سید ضیااالله حقی، محمد تقی رجبی مشهدی *، علیرضا توسلی، داوود عطاران، سعید اخلاقی، نیوشا برکاتی، مریم اسماعیلی صفحات 577-583
    زمینه و هدف
    فلج اکتسابی دیافراگم یک عارضه شناخته شده است که به علت تروما آسیب جراحی و ضایعات تومورال یا گاهی بدون دلیل رخ می دهد و با اختلال در عملکرد دیافراگم منجر به اختلال در تست های تهویه ای و تنگی نفس در بیمار می گردد. هدف این مطالعه بررسی نتایج پلیکاسیون دیافراگم در فلج اکتسابی یک طرفه غیربدخیم دیافراگم می باشد.
    روش بررسی
    بیست بیمار با فلج یک طرفه بدخیم اکتسابی کاندید جراحی شدند و در فاصله زمان 1370 تا 1390 وارد مطالعه شدند. بیماران از نظر سن، جنس، علایم بالینی، Dyspnea Score (DS) و علت بروز عارضه، روش، تشخیص اندکس توده بدن، وضعیت تست تنفسی و عوارض جراحی مورد بررسی قرار گرفته و سپس شش ماه بعد از جراحی بار دیگر ارزیابی شدند.
    یافته ها
    تعداد 20 بیمار وارد مطالعه شدند که متوسط سنی 607/1181/45 سال، 6/14 M/F=، متوسط زمان تشخیص تا جراحی 91/1040/34 ماه بود. شایع ترین دلیل، تروما بود (11 بیمار) و بیش تر در سمت چپ (15 بیمار) دیده شد. متوسط Forced Vital Capacity (FVC) قبل از عمل 7±4/41% و FEV1 6±4/52% بود و متوسط FVC بعد از عمل 6/8±4/80% و FEV1 1±4/74% بود. بنابراین متوسط افزایش Forced Expiratory Volume (FEV) و FVC به ترتیب 4±4/63% و 8/7±1/60% بود. جراحی منجر به بهبود واضح DS شد (001/0P<، 001/0P<).
    نتیجه گیری
    در بیماران مبتلا به فلج اکتسابی یک طرفه غیربدخیم دیافراگم، پلیکاسیون دیافراگم با توجه به افزایش میزان تست های تنفسی و بهبود DS بعد از عمل توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اوانتراسیون دیافراگم، پلیکاسیون دیافراگم، دیس پنه
  • کامیار توکلی طبسی *، مجتبی عاملی، لیلا غلامی مهتاج صفحات 584-588
    زمینه و هدف
    روش های جراحی مختلفی برای تصحیح ژنیتالیای خارجی در ترانس سکس مرد به زن شرح داده شده است. در تمامی این روش ها، عوارضی هم چون تنگی واژن و یا ظاهر نامناسب ژنیتالیای خارجی و یا عدم رضایت بیمار دیده می شود. در این مقاله به توصیف روش های جراحی ترمیمی برای این عوارض و میزان موفقیت آن پرداختیم.
    روش بررسی
    در این مطالعه 16 بیمار طی سال های 1388 تا 1390 در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد تحت عمل جراحی ترمیمی مجدد توسط یک جراح قرار گرفتند. در هر بیمار با توجه به عارضه موجود عمل جراحی مناسب شامل کلیتوروپلاستی، فلپ U معکوس پرینه آل، لابیوپلاستی، یورتروپلاستی، حذف پوست و افزایش عمق واژن انجام شد. بیماران پس از عمل به مدت پنج روز استراحت مطلق بودند.
    یافته ها
    در مدت زمان بستری پس از عمل جراحی در مجموع 16 بیمار فقط سه مورد عارضه نیاز به مداخله پیدا شد. قبل تر 11 بیمار با ایلئوم و پنج بیمار با پوست پنیس واژینوپلاستی شده بودند. یک مورد هماتوم محل عمل، یک مورد عفونت محل عمل و در یک بیمار نیز نیاز به تزریق خون بود. بیماران پس از ترخیص از سه تا 24 ماه تحت پی گیری قرار گرفتند که تمامی آنان در این مدت عارضه بزرگی نداشتند و به صورت کلی از مقاربت خود راضی بودند.
    نتیجه گیری
    پی گیری طولانی مدت تر برای این بیماران مطلوب است. با استفاده از روش های ترمیم مجدد اکسترنال ژنیتالیا و در صورت تجربه کافی جراح در انجام آن در بیمارانی که نیاز به عمل مجدد دارند، نتایج زیبایی و عملکردی بسیار مطلوبی قابل انتظار است.
    کلیدواژگان: ژنیتالیا، ترانس سکس، جراحی بازسازی جنسی
  • امیرفرهنگ زندپارسا *، سودابه نجاتی، علیرضا استقامتی صفحات 589-595
    زمینه و هدف
    بررسی های اخیر در زمینه بیومارکرهای شاخص نارسایی قلبی محققین را با ترکیبات جدیدتری نظیر محصولات نهایی Glycation پیشرفته تحت عنوان Advanced Glycation End-products (AGEs) آشنا نموده است. هرچند اطلاعات موجود گویای نقش آن ها در نارسایی مزمن قلبی می باشد ولی در خصوص مکانیسم پاتوژنتیک آن ها اطلاعات زیادی در دست نمی باشد. لذا هدف از مطالعه حاضر یافتن رابطه بین این بیومارکرها (AGEs) با شدت نارسایی قلبی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مزمن بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی، 85 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی مورد بررسی قرار گرفتند. از بیماران به طور هم زمان نمونه خون جهت اندازه گیری AGEs و بررسی اکوکاردیوگرافی جهت تعیین کسر جهشی بطن چپ انجام شد. رابطه میان سطح خونی AGEs با شدت نارسایی قلبی بررسی گردید.
    یافته ها
    از 85 بیمار، 48 (5/56%) بیمار مذکر بودند و میانگین سنی بیماران 4/13±8/55 بود. در کل همبستگی معناداری میان AGEs با کسر جهشی بطن چپ (LVEF) مشاهده شد (269/0: ضریب همبستگی، 013/0P=). مقدار AGEs در بیماران دچار نارسایی ایسکمیک قلبی μg/ml 8/9±8/16 و در بیماران دچار نارسایی غیرایسکمیک قلبی μg/ml3/7±6/11 بوده که هرچند تفاوت از نظر آماری قابل ملاحظه نبود ولی تمایل به نفع افزایش بیش تر در بیماران مبتلا به نارسایی ایسکمیک قلبی بود (141/0P=).
    نتیجه گیری
    محصولات نهایی Glycation پیشرفته (AGEs) می‎توانند در تشخیص، پیش آگهی و ارزیابی شدت نارسایی قلبی مزمن مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به یافته های ما (بالاتر بودن سطح آن در نارسایی قلبی ایسکمیک)، ممکن است در آینده بتوان از آن در تشخیص افتراقی انواع نارسایی های قلبی استفاده جست.
    کلیدواژگان: نارسایی مزمن قلبی، محصولات نهایی Glycation پیشرفته، بیماری عروق کرونر، کاردیومیوپاتی ایسکمیک
  • رامین طاهری، سارا مالی، مریم عزیز زاده، راهب قربانی * صفحات 596-602
    زمینه و هدف

    آلوپسی آندروژنتیک شایع ترین آلوپسی پیش رونده است که با ریزش زودهنگام موهای قسمت مرکزی سر خود را نشان می دهد. هدف از این مطالعه تعیین رابطه آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی است.

    روش بررسی

    این مطالعه بر روی 112 فرد مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک ورتکس و 115 فرد بدون آلوپسی آندروژنتیک (گروه شاهد) انجام شد. هیچ کدام از افراد گروه مورد و شاهد بیماری کبدی، کلیوی، تیروییدی و دیابت نداشتند، داروی افزاینده یا کاهنده چربی خون و سیگار مصرف نمی کردند، بین 20 تا 35 سال سن و نمایه توده بدنی 20 تا 30 داشتند. نمونه خون افراد شرکت کننده بعد از 12 ساعت ناشتایی جمع آوری شد و آزمایش های لازم انجام شد. کلسترول تام بالای 240، تری گلیسیرید بالای 200، LDL بالای 160 و HDL زیر 40 در مردان یا زیر 50 در زنان هیپرلیپیدمی در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    4/46% بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک و 47% گروه شاهد زن بودند. به ترتیب در گروه آلوپسی آندروژنتیک نسبت به گروه شاهد، سطح کلسترول تام (1/3±4/172، 1/3±8/148، 001/0P<)، تری گلیسیرید (5/5±6/133، 3/4±3/88، 001/0P<)، LDL (9/2±4/96، 7/2±9/84، 004/0P=) و HDL (0/2±9/54، 9/0±5/45، 001/0P<) بالاتر بود. 4/46% بیماران و 2/52% گروه شاهد هیپرلیپیدمی داشتند. ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی معنادار نبود (05/0P>).

    نتیجه گیری

    به طور کلی، هرچند بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی رابطه ای دیده نشد، اما با توجه به بالاتر بودن سطح چربی های LDL، کلسترول و تری گلیسیرید در مبتلایان به آلوپسی آندروژنتیک، به نظر می رسد ابتلا به آلوپسی آندروژنتیک، با افزایش ریسک بیماری های کرونر قلبی همراهی داشته باشد. برای تبیین ارتباط قطعی تر بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی، مطالعات بیش تر توصیه می شود.

    کلیدواژگان: آلوپسی آندروژنتیک، هیپرلیپیدمی، بیماری های کرونر قلبی
  • فرهاد دریانوش، حسین جعفری، اسکندر رحیمی، داوود مهربانی، فیروز سلطانی صفحات 603-608
    زمینه و هدف
    آدیپوکین ها پپتیدهایی هستند که بر متابولیسم انرژی کل بدن تاثیر می گذارند. دانش ما درباره تغییرات ویسفاتین، IL-6 و TNF-α به دنبال یک فعالیت ورزشی تناوبی شدید اندک است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 45 سر موش ماده نژاد اسپراگوداولی به طور تصادفی به سه گروه مساوی پیش آزمون، کنترل و تمرینی تقسیم شدند. برنامه تمرینی تناوبی شامل دویدن بر روی تردمیل، به صورت سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته انجام گرفت. نمونه های خونی گرفته شد و تست های الایزا و تحلیل واریانس صورت گرفت.
    یافته ها
    تمرینات تناوبی شدید باعث کاهش معناداری در سطوح پلاسمایی ویسفاتین (036/0P=)، IL-6 (009/0P=) و TNF-α (022/0P=) در بین گروه ها گردید. همبستگی معناداری بین تغییرات ویسفاتین و TNF-α (062/0P=)، ویسفاتین و IL-6 (103/0P=) و TNF-α و IL-6 (385/0P=) مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    احتمالا تغییرات TNF-α و IL-6 با شدت و مدت فعالیت در ارتباط است و عواملی به جز کاهش وزن، در کاهش ویسفاتین پلاسما موثر هستند. از این رو کاهش این آدیپوکین ها می تواند باعث کاهش بیماری های متابولیکی شود.
    کلیدواژگان: اینترلوکین 6، فاکتور نکروزدهنده آلفا، فعالیت ورزشی، آدیپوکین ها، بیماری های متابولیکی
  • نگار سجادیان *، رامین جهادی صفحات 609-612
    زمینه
    کم خونی در بدو تولد موجب ایجاد مشکلاتی مانند آسفیکسی، نارسایی قلبی، شوک و حتی مرگ برای نوزاد می شود. علل مختلفی را می توان برای کم خونی بدو تولد در نظر گرفت. پاروویروس B19 عامل ویروسی می باشد که باعث هیدروپس جنینی، کم خونی بدو تولد و عوارض متعاقب آن می شود.
    معرفی بیمار: بیمار، نوزاد پسر با سن حاملگی 36 هفته متولد شده از مادری بدون سابقه مراقبت های دوران بارداری می باشد. نوزاد بسیار رنگ پریده بود و آپگار دقیقه اول 2 داشت که تحت تهویه مکانیکی و تزریق خون مکرر قرار گرفت. بررسی آزمایشگاهی بیمار نشانه عفونت او با پاروویروس B19 بود.
    نتیجه گیری
    پاروویروس B19 به عنوان یکی از علل نه چندان شایع کم خونی در نوزاد هیدروپس جنینی بایستی در تشخیص افتراق کم خونی بدو تولد در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: پاروویروس، کم خونی، نوزاد، هیدروپس جنینی
  • فریدون سرگلزایی اول *، عظیم هدایت پور ترجمه: گوناگونی های آناتومیک، اندام بالایی، قوس های عروقی کف دست صفحات 613-616
    زمینه
    آناتومی قوس های خونی کف دست و گوناگونی های موجود در آن ها یکی از نواحی بغرنج برای جراحان ترمیمی است.
    معرفی مورد: در طی تشریح یک جسد مرد، گوناگونی کمیابی در الگوی خون رسانی کف دست راست وی مشاهده شد. در این جسد، قوس کف دستی سطحی، به طور ناقص و فقط توسط شاخه سطحی شریان اولنار و بدون مشارکت شاخه کف دستی سطحی شریان رادیال تشکیل شده بود. از این قوس در ابتدا فقط یک شریان انگشتی کف دستی مشترک جدا شده بود. این قوس سپس به صورت یک تنه که از آن شریان های شست و اشاره منشعب شده اند، پایان یافته بود. در غیاب دومین و سومین شریان کف دستی مشترک، دومین و سومین شریان متاکارپال کف دستی، وارد فضاهای بین انگشتی مربوطه گشته و سطوح مجاور انگشتان مربوطه را خون دهی کردند.
    نتیجه گیری
    آشنایی با تنوع الگوهای شریانی کف دست، به عنوان یک منبع اطلاعاتی مهم برای جراحان ترمیمی مورد استفاده قرار می گیرد.
|
  • Farin Soleimani *, Farzaneh Zaheri, Fatemeh Abdi Pages 551-561
    Low birth weight (LBW) and preterm birth are one the most important causes of death in the world and therefore are considered as one of the major health problems. Global statistics demonstrates an increase in the prevalence of low birth weight in the developing countries. Low birth weight infants are exposed to complications such as major neurosensory impairements، cerebral palsy، cognitive and language delays، neuromotor developmental delay، blindness and hearing loss، behavioral and psychosocial disorders، learning difficulties and dysfunction in scholastic performances. The majority of infant''s death and developmental disorders were due to disorders relating to prematurity and unspecified low birth weight. Infants weighing less than 2500 g، is a major determinant of both neonatal and infant mortality rates and، together with congenital anomalies (e. g.، cardiac، central nervous system، and respiratory)، contributes significantly to childhood morbidity. Various studies indicate that low birth weight infants are suffering from physiological and psychosocial disabilities، two to three times more than the other children. At school age، preterm and low birth weight infants have poorer physical growth، cognitive function، and school performance. These disadvantages appear to persist into adulthood and therefore have broad implications for society. Although the survival rates have increased dramatically and the incidence of morbidities has decreased، the complications are still considered to be associated with economical and social burdens. Most children with Low birth weight suffer from multiple disabilities. Therefore، they need special and consistent care. On demand of reducing the infant mortality rate، the need to decrease the complications in low birth weight and preterm infants should be considered by the policy makers in health care system. In this review article، we assessed current evidences on developmental outcomes of low birth weight and preterm newborns.
    Keywords: low birth weight, newborns, preterm
  • Seyed Homayoon Sadraie, Fatemeh Rezaei, Mahnaz Azarnia, Gholamreza Kaka *, Soheila Jahani, Zahra Shabani Pages 562-567
    Background
    Aspirin is the drug of the century، and is a multifunctional drug and one of the most prescribed drugs in the world. Aspirin is a safe drug at low doses but also it has life-threatening side effects when administered at high doses. This study investi-gates the effects of aspirin on renal cortical and medullary tissue in rat embryos.
    Methods
    In this study، 30 pregnant female rats were randomly divided into 6 groups. Control group with no intervention، sham group received 2 ml distilled water (as a sol-vent of aspirin) received from days 8 to 20 of pregnancy، and four experimental groups received different doses of 75، 100، 200 and 300 mg/kg of aspirin by gavage. Pregnant rats were sacrificed on the twenty days of pregnancy and the fetuses were removed. Weight of the fetuses and placenta and Crown-Rump length were measured. Fetal kid-neys were fixed in formalin processed، sectioned and stained with Hematoxylin- Eosin. Thickness of renal cortical and medullary tissue by using a Motic hardware and soft-ware system were measured and recorded. A significance level of 0. 05 was predeter-mined for all statistical analyses.
    Results
    No apparent fetal anomalies were observed in experimental groups. In addi-tion، no significant differences were shown in the mean of fetal weight، placental weight، mean of Crown-Rump length in experimental groups 75، 200 and 300 mg/kg compared to control and sham groups. Mean fetal and placental weight in experimental group 100 significantly increased compared to control and sham groups. Mean ratio of renal cortex to renal medulla in experimental group 75، 100 and 300 were significantly decreased compared to control and sham groups (respectively P= 0. 03، P= 0. 013، P= 0. 03).
    Conclusion
    It seems that maternal use of aspirin during pregnancy can not cause fetal abnormalities. However، it can cause some changes in renal cortical and medullary tis-sue of rat embryos.
    Keywords: aspirin, fetus, kidney, rats
  • Mahmood Motamedi, Mohammad Reza Ghini, Pardis Etemadi, Tayeb Ramim Pages 568-576
    Background
    Choosing the right drug with the least side effects and highest effectiveness for the control of seizures in the elderly is important. The aim of this study was compare the efficacy of lamotrigine and levetiracetam in the management of epilepsy in the elderly.
    Methods
    This study was performed as a double-blind randomized clinical trial in patients that referred to the neurologic clinic at Sina University Hospital، Tehran، Iran in 2012. The patients over sixty years old with a diagnosis of epilepsy were selected. They had one seizure in year at least and one attack in the last 6 months. First، the patients divided to two groups; Group one were treated with lamotrigine، 25 mg per day and group two were treated with levetiracetam، 250 mg per day for 24 weeks. In the absence of drug complications، the dose was increased to the maximum dose listed in the treatment protocol. Second the patients were followed in number of attacks، abnormalities in laboratory data and side effects of drug in 2، 4، 8، 12 and 20 weeks. The collecting data of the study were analyzed using descriptive and analytical statistics methods.
    Results
    Forty nine cases، 28 males and 21 females in lamotrigine group and 46 cases in levetiracetam group، 27 males and 19 females participated in the final analysis. Mean age of patients was 72. 40±5. 87 (63-85). Drug side effects were observed in 57 cases، 26 cases of lamotrigine group and 31 cases of levetiracetam group. Seizure frequency showed a declining trend in both groups but in lamotrigine group more than levetiracetam group in last week (P= 0. 039).
    Conclusion
    The findings of the study showed lamotrigine and levetiracetam were effective in management of epilepsy in the elderly. Levetiracetam has a higher seizure-free effect than lamotrigine but lamotrigine is better tolerated than levetiracetam.
    Keywords: anticonvulsants, elderly, epilepsy, lamotrigine, levetiracetam
  • Reza Bagheri, Seyed Ziaollah Haghi, Mohammadtaghi Rajabi Mashhadi *, Alireza Tavassoli, Davoud Attaran, Saeed Akhlaghi, Neusha Barekati, Maryam Esmaeeli Pages 577-583
    Background
    Acquired paralysis of the diaphragm is a condition caused by trauma، surgical injuries، (lung cancer surgery، esophageal surgery، cardiac surgery، thoracic surgery)، and is sometimes of an unknown etiology. It can lead to dyspnea and can affect ventilatory function and patients activity. Diaphragmatic plication is a treatment method which decreases inconsistent function of diaphragm. The aim of this study is to evaluate the outcome of diaphragmatic plication in patients with acquired unilateral non-malignant diaphragmatic paralysis.
    Methods
    From 1991 to 2011، 20 patients with acquired unilateral diaphragmatic paralysis who underwent surgery enrolled in our study in Ghaem Hospital Mashhad University of Medical Science. Patients were evaluated in terms of age، sex، BMI، clinical symptoms، dyspnea score (DS)، etiology of paralysis، diagnostic methods، respiratory function tests and complication of surgery. Some tests including dyspnea score were carried out again six months after surgery. We evaluated patients with SPSS version 11. 5 and Paired t-test or nonparametric equivalent.
    Results
    Twenty patients enrolled in our study. 14 were male and 6 were female. The mean age was 58 years and the average time interval between diagnosis to surgical treatment was 38. 3 months. Acquired diaphragmatic paralysis was mostly caused by trauma (in 11 patients) and almost occurred on the left side (in 15 patients). Diagnostic methods included chest x-ray، CT scan، ultrasonography and sniff. Test prior to surgery the average FVC was 41. 4±7 percent and the average FEV1 was 52. 4±6 percent and after surgery they were 80. 1±8. 6 percent and 74. 4±1 percent respectively. The average increase in FEV1 and FVC 63. 4±4، 61. 1±7. 8. Performing surgery also leads to a noticeable improvement in dyspnea score in our study.
    Conclusion
    In patients with acquired unilateral non-malignant diaphragm paralysis diaphragmatic plication is highly recommended due to the remarkable improvement in respiratory function tests and dyspnea score without mortality and acceptable morbidity.
    Keywords: diaphragmatic eventration, dyspnea score, treatment outcome
  • Kamyar Tavakkoli Tabassi *, Mojtaba Ameli, Leila Gholami Mahtaj Pages 584-588
    Background
    Various surgical procedures were described for the correction of the external genitalia in male-to-female transsexualism. In all these methods complications such as vaginal stenosis، unpleasant appearance of external genitalia and lack of consent are seen. This paper describes a method of surgery for repair of these complications and success rate of this surgery.
    Methods
    Reconstructive surgery was performed by one surgeon in 16 patients from 2009 to 2011 in Imam Reza Hospital of Mashhad. Mean age 25. 75 years of age from 21 to 31 years. Due to the condition of each patient appropriate reconstructive surgery was performed. These surgeries include: clitoroplasty، inverted U flap، labioplasty، urethroplasty، removal of excess skin and increasing depth of vagina. After the surgery، the patients admitted for complete bed rest up to 5 days. They received postoperative prophylaxis medication for anti-thromboembolic events.
    Results
    Only 3 complications were seen in all 16 patients. One hematoma of surgery site، one infection of surgery site and a blood transfusion. Eleven patients had history of vaginoplasty using small intestine and 10 patients with penile and perineal skin. From 3 to 24 months follow up after discharge were done، no patient had a major complication in long-term follow up and were generally satisfied with their sexual intercourse.
    Conclusion
    This study has some limitations. Follow-up of the patients was performed for about one year that longer follow-up for these patients is favorable. Also، evaluation of patients'' satisfaction from their intercourse was not performed as systematically with using an standard questionnaire and by a person who is blind to the study. Using this method of restoring external genitalia in the hands of expert surgeon، aesthetic and functional result would be expected very well.
    Keywords: genitalia, sex reassignment surgery, transsexualism
  • Amir Farhang Zand Parsa *, Soudabeh Nejati, Alireza Esteghamati Pages 589-595
    Background
    Advanced glycation end-products (AGEs) came up with the recent researches regarding new biomarkers for the diagnosis of heart failure. AGEs are the end products of non-enzymatic glycation and oxidation of proteins، lipids and nucleotides during Maillard biochemical reaction. Although it has been known that AGEs have a role in the pathogenesis of chronic heart failure (CHF)، information regarding its role and its pathogenetic mechanism is very limited. The aim of this study was to find any relationship between AGEs with the etiology and severity of chronic heart failure.
    Methods
    This study is a prospective cross sectional study that enrolled 85 patients with chronic heart failure. Measurement of left ventricle ejection fraction (LVEF) was done by echocardiography. Blood samples were collected for measuring AGEs just before or after echocardiography assessment (in the same session). Measurement of AGEs was done by the enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) method. The relationship between AGEs with the severity of CHF and as well as the etiology of CHF were evaluated via SPSS-15.
    Results
    Of 85 patients 48 (56. 5%) patients were male and 37 (43. 5%) were female; Mean±SD of their ages was 55. 8±13. 4 years old (ranges from 27 to 84 years). Correlation coefficient between LVEF and AGEs was 0. 269 (P=0. 013). Mean of AGEs in patients with and without ischemic etiology of their heart failure were 16. 8±9. 8µg/ml and 11. 6±7. 3 µg/ml، respectively. Although trend was in favor of ischemic heart failure، the difference between two groups was not statistically significant (P= 0. 141).
    Conclusion
    According to this study the rate of AGES could be helpful in the diagnosis and assessment of severity of CHF. Based on our findings، higher blood levels of AGEs in the ischemic CHF cases، also it could be concluded that in the future this marker may be used for etiologic differentiation of heart failure syndrome.
    Keywords: advanced glycation end, products, coronary artery disease, heart failure, ischemic cardiomyopathy
  • Ramin Taheri, Sara Mali, Maryam Aziz Zadeh, Raheb Ghorbani Pages 596-602
    Background

    Androgenetic alopecia (AGA) is the most common type of progressive balding that appears with early loss of hair، chiefly from the vertex. There has been significant relationship between AGA with coronary artery disease and related risk factors، such as hypertension in some studies. The aim of this study is to investigate the association between androgenetic alopecia with hyperlipidemia.

    Methods

    This cross-sectional study was performed on 112 patients with vertex type AGA (in male grade 3 or higher Hamilton- Norwood scale، and in female grade 2 or higher Ludwig scale) (study group) and 115 persons age and sex matched، with normal hair status (Normal group). None of participants had diabetes mellitus، hypothyroidism، liver disease، kidney disease and none of them had history of smoking and using drugs with effect on serum lipids. They were 20-35 years old and their body mass index were 20-30. Blood samples were obtained following 12 hours fasting status and serum levels of triglyceride (TG)، cholesterol، high-density lipoprotein (HDL) and low-density lipoprotein (LDL) were determined using standard laboratory methods. Total cholesterol greater than 240 or TG greater than 200 or LDL greater than 160 or HDL less than 40 in men or HDL less than 50 in women were considered hyperlipidemia.

    Results

    In androgenetic alopecia group 46. 4% and 47% of normal group were female. Mean (±SE) of total cholesterol (172. 4±3. 1، 148. 8±3. 1، P< 0. 001)، TG (133. 6±5. 5، 88. 3±4. 3، P< 0. 001)، LDL (96. 4±2. 9، 84. 9±2. 7، P= 0. 004) and HDL (54. 9±2. 0، 45. 5±0. 9، P< 0. 001) in AGA patients were higher than normal group. %46. 4 of patients and %52. 2 of controls had hyperlipidemia. Relationship between AGA with hyperlipidemia was not significant (P> 0. 05).

    Conclusion

    The findings showed that there is no relationship between AGA and hyperlipidemia. Regarding to high levels of total cholesterol، LDL and triglyceride in AGA patients، it seems that، AGA increases risk of coronary heart disease. To determine a definite association between AGA and hyperlipidemia more studies are recommended.

    Keywords: androgenetic alopecia, coronary heart disease, hyperlipidemia
  • Farhad Daryanoosh, Hossein Jafari *, Eskandar Rahimi, Davood Mehrbani, Firouz Soltani Pages 603-608
    Background
    Adipokines are peptides secreted by adipose tissue that affect whole-body energy metabolism. Exercise training exerts beneficial effects on adipose tissue. However، less is known regarding visfatin’s، IL-6 & TNF-α response to an interval acute training. Therefore، we investigated the effects of acute interval exercise on plasma visfatin، TNF-α and IL-6 levels، in healthy female rats. Furthermore، correlate between changes probably these factors were also assessed.
    Methods
    This study was conducted experimentally. Forty five female sprague dawley rat were randomly divided into three groups: pre test (n= 15)، treadmill exercise (n= 15) and sedentary controls (n= 15). The acute alternative exercise consisted of treadmill running: 3 session/ week for 8 week. The changes of plasma IL-6، TNF-α and Visfatin levels were measured by ELISA analysis. Data were analyzed using analysis of variance with measures (ANOVA) and post hoc Tukey test.
    Results
    Acute interval treadmill exercise led to significant decreases in visfatin (P= 0/036)، IL-6 (P= 0/009) and TNF-α (P= 0/022) plasma levels between the groups. Also، this study no significant correlations between the changes in adipokines were observed.
    Conclusion
    Decreased levels of TNF-α and IL-6 correlated with intensity and duration exercise. Furthermore، probably there were some factors except weight decreasing that affects on visfatin decrease. Therefore، the reduction of this factor may cause in preventing metabolic disease.
    Keywords: adipokines, exercise, interleukin, 6, metabolic disease, tumor necrosis factor, alpha
  • Negar Sajjadian *, Ramin Jahadi Pages 609-612
    Background
    Anemia at the time of birth may cause some problem like asphyxia، heart failure shock or even death in a neonate. Different etiologies can be considered for this problem. Parvovirus B19، as a viral organism، can cause hydrops fetalis and neonatal anemia and consequent complications. We present here a case of newborn infant with severe anemia who had human parvovirus B19 infection.
    Case Presentation
    A male newborn with gestational age of 36 week was born from a mother with poor prenatal care and history of contact with domestic animal. The neonate was very pale with Apgar score 2 at 1 min and received resuscitation، mechanical ventilation and repeated blood transfusion The hemoglobin level was significantly low. Analysis was made based on the clinical presentations. According to the case history، physical and laboratory findings، neonatal severe anemia induced by parvovirus B19 infection was suggested and Laboratory work up documented his infection with parovirus B19.
    Conclusion
    Parvovirus B19 (B19 virus) is the smallest single strand linear DNA virus in animal viruses، which is the only strain of parvovirus that is pathogenic in humans. Human parvovirus B19 may cross the placenta and result in fetal infection، morbidity and death. Parvovirus is an uncommon cause of neonatal anemia and hydrops fetalis so this etiology must be considered in differential diagnosis of anemia at birth.
    Keywords: anemia, hydrops fetalis, neonate, parvovirus B19
  • Fereydoon Sargolzaei Aval *, Azim Hedayatpour Pages 613-616
    Background
    The anatomy of the palmar vascular arches and their variations، being one of the most challenging anatomical regions for reconstructive surgeon.
    Case Presentation
    During a routine dissection of a male adult cadaver in dissection hall of zahedan university of medical sciences، a complex، unilateral and rare variation in the pattern of blood supply to the palm of the right hand was observed. The history of the individual and cause of the death is not known. In this cadaver there was an incomplete superficial palmar arterial arch had no contribution from the radial artery. The superficial palmar arch giving only one common palmar digital artery، that supply second interdigital space and then it terminated by giving rise to a common trunk for princeps pollicis and radialis indicis arteries. Absence of the second and third common palmar digital artery with the contiguous sides of the third and forth interdigital spaces supply by the second and third palmar metacarpal arteries from the deep palmar arch respectively. The third palmar metacarpal artery giving rise to a branch which supplies the medial side of the little finger.
    Conclusion
    Having knowledge of the variations of vascular patterns resulting from a number of developmental errors could provide an important source of information for Anatomists، Radiologist، reconstructive and vascular surgeons.
    Keywords: anatomic variations, palmar blood vessels, upper extremity