فهرست مطالب

  • پیاپی 30 (پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/04
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پرخیده حسنی، رستم جلالی، ژیلا عابدسعیدی صفحات 1-9
    مقدمه
    درک وجدان مرتبط با کیفیت ها و نقش های وجدان و تفکر در مورد منشا وجدان می باشد. ادراک وجدان به طور بارزی بر مراقبت تاثیر داشته و در میان پرستاران متفاوت است، این مطالعه به منظور بررسی تجارب پرستاران از ماهیت وجدان پرستاری انجام شد.
    روش
    پژوهش پدیدارشناسی با شرکت 9 پرستار بالینی داوطلب انجام شد. مصاحبه های بدون ساختار هم زمان ضبط شده و سپس از نوار استخراج شد. جهت تحلیل داده ها از روش کولایزی استفاده شد. جهت صحت داده ها از مقبولیت، تاییدپذیری، اعتمادپذیری و انتقال پذیری استفاد گردید.
    یافته ها
    با آنالیز مستمر داده ها و تحلیل دست نوشته های حاصل از مصاحبه ها پیرامون تجارب پرستاران در مورد درک آنان از ماهیت وجدان 4 طبقه اصلی موجودیت وجدان، ارتقاء وجدان، تداوم وجدان، و نقش های وجدان و 10 زیرطبقه پدیدار شد.
    نتیجه گیری
    پرستاران وجدان را حسی درونی که ناظر و راهنمای انسان است یافتند و بر دایمی ولی نوسان داشتن وجدان تاکید کردند. همچنین تجربه پرستاران دلالت بر ارتقای وجدان با الگوگیری مناسب بود.
    کلیدواژگان: تجارب پرستاران، پدیدارشناسی، درک، وجدان پرستاری، تحقیق کیفی
  • معصومه رحیمی بشر، مریم سادات مطهری صفحات 10-17
    مقدمه
    چاقی را می توان سندرم دنیای نو دانست که شیوع آن در تمام گروه های سنی، جنسی، نژادی و اقتصادی رو به افزایش است، از این رو امروزه به عنوان اپیدمی خاموش از آن یاد می شود، لذا این مطالعه با هدف تعیین وضعیت اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی در بین دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان انجام شد.
    روش
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی روی 370 نفر از دانشجویان پرستاری دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان انجام شد. نمونه گیری به روش در دسترس از تمامی افراد راضی به شرکت در پژوهش انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه پژوهشگر ساخته ای حاوی سوالات مربوط به مشخصات فردی، سوابق چاقی، عادات غذایی، فعالیت جسمانی و اندازه گیری شاخص های تن سنجی (مثل وزن، قد، دور کمر و دور باسن) با روش استاندارد بود، در این مطالعه شاخص توده بدنی (BMI) برای تعیین اضافه وزن و چاقی، شاخص دور کمر (WC) و نسبت دور کمر به دور باسن (WHR) جهت بررسی چاقی شکمی در نظر گرفته شد، برای تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه آماری SPSS و آزمون های آماری کای دو و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد که به ترتیب اکثریت دانشجویان پرستاری (1/61%) در محدوده وزنی نرمال، (6/78%) از نظر دور کمر نرمال و (9/85%) نسبت دور کمر به باسن نرمال داشتند، از نظر عادات غذایی اکثر دانشجویان (5/70%) در وضعیت متوسط، از نظر فعالیت جسمانی (47%) در وضعیت متوسط، (1/45%) در وضعیت بد و فقط (8/7%) در وضعیت خوب قرار داشتند، بین شاخص توده بدنی، دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن با مشخصات فردی نمونه ها، عادات غذایی و فعالیت جسمانی ارتباط آماری معناداری دیده نشد (0001/0p<).
    نتیجه گیری
    هرچند که در این مطالعه اکثریت دانشجویان دختر از نظر اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی در وضعیت مطلوبی قرار داشتند اما درصد خیلی کمی از آنان به فعالیت جسمانی می پرداختند لذا با توجه به نقش انکارناپذیر فعالیت های بدنی در حفظ و ارتقای سلامت جسمی و روحی انسان در تمام مقاطع سنی، اصلاح شیوه زندگی جوانان امری ضروری است. مراکز دانشگاهی می توانند یکی از ارکان های مهم برای انتقال آکاهی مرتبط با سلامتی باشند.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، چاقی، چاقی شکمی، دانشجویان پرستاری
  • مسعود فلاحی خشکناب، پریسا رسولی، الهه نصیری، مژگان رهنما صفحات 18-26
    مقدمه
    دانشجویان ساکن در خوابگاه ضمن تحصیل با عوامل استرس زای متنوعی مواجهند که می تواند منتهی به از دست دادن سلامت روان آن ها شود. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت سلامت روان دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشجویی انجام شده است.
    روش
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 162 نفر از دانشجویان ساکن در هفت خوابگاه دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به روش نمونه گیری به تناسب جمعیت انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل فرم مشخصات فردی و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، من ویتنی یو، کروسکال والیس، همبستگی اسپیرمن، کای اسکوئر، کولموگروف اسمیرنف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج این بررسی نشان داد 3/54% (88 نفر) مشکوک به اختلال در سلامت روان بودند. در این میان بیشترین میانگین مربوط به اختلال در بعد کارکرد اجتماعی و پس از آن به ترتیب در ابعاد اضطراب و اختلال خواب، علایم جسمانی و افسردگی بود. همچنین بین سن، مدت اقامت در خوابگاه، تعداد ترم گذرانده و وضعیت روانی ارتباط معکوس معناداری مشخص شد (05/0p<).
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که دانشجویان ساکن در خوابگاه تحت تاثیر عواملی در معرض از دست دادن سلامت روان هستند و ضروری به نظر می رسد تا در جهت رفع عوامل زمینه ساز این مساله اقدامات جدی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: سلامت روان، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ، 28)، دانشجویان، خوابگاه دانشجویی
  • معصومه ذاکری مقدم، شهرزاد غیاثوندیان، سوسن نوری کرمانشاهی، حمید حقانی صفحات 27-36
    مقدمه
    یکی از اهداف اصلی برنامه آموزش پرستاری کارشناسی، آماده کردن دانشجویان پرستاری برای اشتغال در بخش های مختلف مراقبت بهداشتی و درمانی است در حالی که دانشجویان پرستاری نگرش ها و تمایلات متفاوتی نسبت به کار در برخی بخش های تخصصی از جمله بخش سرطان را پس از فارغ التحصیلی دارا هستند و شاید به همین دلیل اشتغال در بخش هایی مانند سرطان با اقبال کمتری روبه رو شده است. این مطالعه با هدف بررسی نگرش و انگیزه دانشجویان پرستاری نسبت به اشتغال در بخش های سرطان در ایران انجام شده است.
    روش
    در این پژوهش توصیفی- مقطعی که در سال 1389 برروی 469 دانشجوی پرستاری مقطع لیسانس دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران که در سال سوم و چهارم تحصیل بودند انجام گردید. با توجه به این که n نمونه از جامعه بیشتر بود، کل جامعه به صورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی آن به وسیله روایی محتوی از دیدگاه متخصصان تحقیق در پرستاری و پایایی آن از طریق محاسبه آلفا کرونباخ (81%) صورت گرفته و داده ها به وسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    دانشجویان سال چهارم در مورد بخش های عواطف و احساسات، رفتار، نمره کل نگرش و پرسشنامه انگیزش نمره بالاتری نسبت به سایر دانشجویان کسب کردند، آزمون تی مستقل نیز تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان داد (05/0p<). دانشجویانی که واحد تئوری را نگذرانده بودند در مورد بخش رفتار، نگرش و عوامل انگیزشی نمره بالاتری را کسب کردند که با استفاده از آزمون تی مستقل تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (05/0p<).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که دانشجویان پرستاری نگرش مثبتی نسبت به کار در بخش های سرطان نداشتند و میانگین نمره کل نگرش و تمام اجزای آن نسبت به کار در بخش های سرطان کم بود. بیشترین رتبه در بین عوامل انگیزشی، غیرقابل استفاده بودن آموزش های تئوری در این بخش ها و کمترین رتبه مربوط به نامتناسب بودن محتوای درس نظری سرطان با نیازهای واقعی در بخش سرطان بود.
    کلیدواژگان: دانشجوی پرستاری، نگرش، انگیزش، اشتغال، بخش سرطان
  • ربابه معماریان، علی کاوسی، زهره ونکی صفحات 37-46
    مقدمه
    با توجه به پیشرفت های روزافزون تکنولوژی و رشد بی سابقه در علوم پزشکی در زمینه احیاء قلبی ریوی نیاز به آموزش و بهسازی نیروی انسانی پرستاری در بخش های اورژانس یک ضرورت می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف تاثیر برنامه بازآموزی صلاحیت محور طراحی شده بر عملکرد پرستاران در زمینه احیاء قلبی ریوی در بخش اورژانس انجام شد.
    روش
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی است، نمونه گیری غیرتصادفی، دارای دو گروه آزمون (15 نفر) و شاهد (15 نفر) در بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل چک لیست مشاهده عملکرد پرستاران در زمینه احیاء قلبی ریوی می باشد. برنامه بازآموزی صلاحیت محور براساس اصول برنامه های بازآموزی و گام های اصلی آموزش براساس صلاحیت (C.B.T) در زمینه احیاء قلبی ریوی طراحی و در گروه آزمون اجرا شد. داده ها در دو مرحله قبل و 4 ماه بعد در دو گروه آزمون و شاهد جمع آوری و توسط نرم افزارSPSS v.16، آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (کای دو، من ویتنی و ویلکاکسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    آزمون آماری کای دو نشان داد دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک مثل سن، جنس و سابقه کار و... یکسان هستند (05/0p>). بین ابعاد عملکرد پرستاران در زمینه احیاء قلبی ریوی در گروه آزمون و شاهد بعد از مداخله، آزمون آماری من ویتنی اختلاف معناداری را نشان داد (05/0p<). همچنین آزمون آماری من ویتنی تفاوت معناداری بین کل نمرات عملکرد پرستاران در زمینه احیاء قلبی ریوی در دو گروه آزمون و شاهد بعد از 4 ماه نشان داد (05/0p<).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که برگزاری برنامه بازآموزی صلاحیت محور بر عملکرد پرستاران در زمینه احیاء قلبی ریوی موثر می باشد و توانسته است عملکرد پرستاران بخش اورژانس را حدود 40% ارتقاء دهد لذا پیشنهاد می گردد برنامه بازآموزی صلاحیت محور جهت بهسازی نیروی انسانی پرستاران در بخش های اورژانس به کار رود.
    کلیدواژگان: برنامه بازآموزی صلاحیت محور، عملکرد پرستاران، احیاء قلبی ریوی، پرستار
  • معصومه خیرخواه، هدی مکاری، لیلا نیسانی سامانی، فاطمه حسینی صفحات 47-57
    مقدمه
    نوجوانان به عنوان بخش عظیمی از جمعیت جهان در دوران بلوغ با بسیاری از تغییرات جسمی و تحولات روانی مواجه هستند. عدم توجه به مسایل دوران بلوغ دختران، ممکن است در آینده تاثیر منفی بر سلامت، آگاهی و عزت نفس آن ها داشته باشد. آموزش بهداشت متناسب با نیازهای آنان، با شیوه های نوین آموزشی و از طریق منابع موثق از اهمیت بسیاری برخوردار است. هدف اصلی این مطالعه تعیین تاثیر آموزش بهداشت بلوغ بر عزت نفس دانش آموزان دختر می باشد.
    روش
    در این پژوهش از نوع کارآزمایی آموزشی تجربی، 159 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و به دو گروه آزمون (86 نفر) و کنترل (73 نفر) تقسیم شدند. آنگاه با یک برنامه آموزشی مدون تمامی دانش آموزان و مادران در گروه مداخله مورد آموزش قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده جهت گردآوری داده ها پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت بود، که در سه مرحله (قبل از آموزش، بلافاصله بعد از آموزش و سه ماه بعد از آموزش) در اختیار نمونه ها قرار داده شد. برای تجزیه و تحلیل و مقایسه داده ها در دو گروه از آزمون های پارامتری، t مستقل و مجذور کای استفاده شد.
    یافته ها
    بین میانگین نمره عزت نفس قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت (416/0=p). ولی بلافاصله بعد از آموزش و سه ماه بعد از آموزش آزمون های آماری اختلاف معناداری را در میانگین نمرات عزت نفس نشان دادند (002/0=p) و (001/0p<).
    نتیجه گیری
    ارایه برنامه های آموزشی مدون در دوران بلوغ در افزایش عزت نفس دختران نوجوان نقش ارزنده ای دارد.
    کلیدواژگان: عزت نفس، آموزش، آموزش بهداشت، بلوغ، نوجوان
  • منصوره اشقلی فراهانی، محبوبه لاری، روح انگیز جمشیدی اورک، مهری بزرگ نژاد صفحات 58-64
    مقدمه
    پزشک و پرستار باید با هم به طور موثر ارتباط برقرار کنند و باور داشته باشند که هیچ یک به تنهایی نمی توانند به نتیجه مطلوب دست یابند. تشریک مساعی به عنوان نمودی از ارتباط موثر، فرآیندی است که به واسطه آن پزشک و پرستار مشکل بهداشتی- درمانی بیمار را مورد بحث قرار داده و هر یک دانش و اطلاعات خود را با رعایت احترام متقابل بیان می نمایند تا بر این اساس یک برنامه مراقبتی انجام شود. هدف از انجام این مطالعه تعیین نگرش پزشکان و پرستاران شاغل در بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد تشریک مساعی پزشک و پرستار است.
    روش
    این مطالعه یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی مقایسه ای است. جامعه پژوهش شامل پزشکان و پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل دو قسمت بود که قسمت اول آن مربوط به مشخصات فردی نمونه های پژوهش و قسمت دوم شامل پرسشنامه جفرسون برای سنجش تشریک مساعی پزشک و پرستار بود. داده ها پس از جمع آوری با نرم افزار SPSS v.14 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند، جهت دستیابی به اهداف تحقیق از آمار توصیفی شامل شاخص های مرکزی و پراکندگی و آمار استنباطی شامل آزمون های تی مستقل و کای دو استفاده گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه 160 نمونه در هر گروه شرکت داشتند. نتایج پژوهش نمایانگر وجود اختلاف معنادار (001/0p<) بین میانگین نمرات نگرش پزشکان (05/5±5/44) با پرستاران (84/3±8/50) است.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان می دهند که لازم است در زمینه تشریک مساعی پزشک و پرستار فرهنگ سازی شود همچنین به نظر می رسد که برگزاری کارگاهی به منظور تعریف اهداف و راهکارهایی برای پیاده سازی تشریک مساعی پزشک و پرستار برای دانشجویان رشته های پزشکی و پرستاری به طور مشترک ضرورت داشته باشد. این مطالعه با روشن ساختن نگرش پزشک و پرستار در مورد تشریک مساعی می تواند زمینه هایی برای ارایه راهکارهایی در جهت برقراری ارتباط موثر بین پزشک و پرستار را فراهم آورد تا پزشکان، پرستاران و بیماران از پیامدهای مفید آن بهره مند شوند.
    کلیدواژگان: تشریک مساعی پزشک و پرستار، نگرش پزشکان و پرستاران در مورد تشریک مساعی، ارتباط بین پزشک و پرستار
  • شهناز خالدی، گلرخ مریدی، سینا ولیئی، ندا شیخ ذکریایی، آرزو امتی صفحات 65-72
    مقدمه
    آسم از بیماری های مزمن و شایع کودکان است که علی رغم پیشرفت های درمانی دارای مرگ و میر بالا می باشد، در حال حاضر تخمین زده می شود در سطح جهان 300 میلیون بیمار آسمی وجود داشته، مهم تر آن که این میزان رو به افزایش است. آنچه که در درمان آسم اهمیت دارد علاوه بر کنترل علایم بیماری، بهبود کیفیت زندگی بیمار است. با توجه به این که تاثیر آسم و عوارض ناشی از آن برروی کیفیت زندگی از دیدگاه کودکان بیمار و افراد درگیر با آن هنوز ناشناخته است. جهت ارایه تصویری از آثار بیماری آسم روی زندگی کودکان مبتلا لازم است مستقیما کیفیت زندگی آنان ارزیابی شود لذا این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی کودکان مبتلا به آسم از دو دیدگاه خود و مادرانشان در سال 1388 انجام شد.
    روش
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی کودکان مبتلا به آسم بستری در بخش های داخلی و اورژانس بیمارستان بعثت شهر سنندج در فاصله زمانی پاییز و زمستان 1387 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و کیفیت زندگی آن ها از دیدگاه کودکان (38 نفر) و مادرانشان (38 نفر) مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های کیفیت زندگی (PedSQL) قابل بررسی در دو دیدگاه کودک و مادر که هر کدام شامل 28 سوال در چهار بعد مشکلات مربوط به آسم (11 سوال)، مشکلات مربوط درمان (11 سوال)، مشکلات مربوط به نگرانی ها (3 سوال) و مشکلات مربوط به ارتباطات (3 سوال)، با نمره بندی لیکرت پنج تایی (هرگز، به ندرت، گاهی، اغلب اوقات و همیشه) از صفر تا چهار که نمره بالاتر نشان دهنده مشکل بیشتر و کیفیت زندگی پایین تر می باشد. در مجموع روش گردآوری داده ها مصاحبه با ساختار می باشد. اطلاعات با استفاده از روش های آمار استنباطی (آزمون t و کایدو) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین کیفیت زندگی از دیدگاه کودکان مبتلا به آسم 77/12±96/59 و از دیدگاه مادرانشان 73/21±43/81 بود. مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی از دیدگاه کودکان و مادران با استفاده از آزمون آماری t در سطح آلفای 5% نشان دهنده وجود تفاوت معنادار آماری در نمره کل (000/0=p) و در چهار بعد بیماری آسم (003/0=p) و ابعاد مربوط به درمان بیماری، نگرانی ها و ارتباطات (000/0=p) بود. آزمون آماری کای دو ارتباط معناداری را بین کیفیت زندگی از دیدگاه کودک با محل سکونت نشان داد (04/0=p) و کیفیت زندگی با سایر مشخصات از جمله سن، جنس و... رابطه معنادار نداشت.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد که دیدگاه کودکان مبتلا به آسم و مادرانشان نسبت به کیفیت زندگی در ابعاد مختلف با هم متفاوت بوده و کیفیت زندگی از دیدگاه مادران نامطلوبتر از دیدگاه کودکان بود. لذا با توجه به نقش مهم مادر در امر مراقبت از کودکان توصیه می شود پرستاران دیدگاه مادران را در رابطه با بهبود کیفیت زندگی کودکان را در برنامهریزی مراقبتی مدنظر قرار داده و زمینه مشارکت هرچه بیشتر آنها را در امر برنامهریزی مراقبتی از کودکان جهت ارتقای هرچه بیشتر کیفیت زندگی آنها فراهم آورند.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، آسم، دیدگاه کودک، دیدگاه مادر
|
  • P. Hasani, R. Jalali, Zh Abedsaeedi Pages 1-9
    Introduction
    Perception of conscience is related to the qualities and actions of the conscience and what one thinks of the origin of conscience. Among the health staff، perception of conscience is obviously different. Thus، the current study was carried out to evaluate the nurses’ experience of the perception of nursing conscience.
    Method
    The study was a qualitative approach، performed with phenomenological method. In scheduled times the participants attended unstructured interviews. The interviews were recorded and then transcribed. Data analysis was performed according to Colaizzi’s method. The accuracy of the data was verified by checking its creditability، confirmability، reliability، and transferability.
    Results
    Nine nurses—، attended in-depth interviews. By continuous analysis of the data as well as analysis of the handwritings related to the interviews on the experience — of nurses with respect to their perception of the conscience nature، four major categories of existence، promotion، establishment، and acts (roles) of conscience emerged in ten sub-categories.
    Conclusion
    The lived experiences of nurses on the perception of conscience were as internal sense that guide and supervises human being. Meanwhile the conscience is constant but fluctuating. The nurses percept that they can improve the conscience by right symbolization.
    Keywords: Nurse's experience, phenomenology, perception of nursing conscience, qualitative research
  • M. Rahimibashar, M. Motahari Pages 10-17
    Introduction
    Obesity can be considered as the new world syndrome and its prevalence is increasing in all age، gender، race and economic groups. Hence، nowadays، it is referred as silent epidemic. Determining the status of overweight، obesity and abdominal obesity among nursing students in Islamic Azad University of Lahijan in 2009.
    Method
    This descriptive-analytic study was done on 370 girl students of nursing employed to study in Islamic Azad University of Lahijan. Sampling method was through all satisfied individuals who participated in research. Data collection tool was a researcher-made questionnaire consisting of questions on demographic data، obesity records، eating habits، physical activity and the standard measurement of anthropometric indices (weight، height، waist circumference (WC)، hip circumference (HC)). In this study، the Body Mass Index (BMI) was considered for determining overweight and obesity، while waist circumference (WC) and waist hip ratio (WHR) was regarded for investigating abdominal obesity.
    Results
    The findings of this study indicated that the majority of nursing university students were in a normal weight range (61. 1%) with (78. 6%) and (85. 9%) of them being in normal WC and WHR ranges، respectively. In terms of eating habits most of the students were in an average condition (70. 5%). Considering physical activity، (47%) had an average condition، (45. 1%) were in a bad condition and only (7. 8%) of them were in a good condition. No significant statistical relationship was observed between BMI، WC and WHR with demographic data of the samples، eating habits and physical activity (P<0. 0001).
    Conclusion
    Although، the majority of girl university students in this study were in good condition of overweight، obesity and abdominal obesity، small percentage of them did physical activity. So، regarding the undeniable role of physical activities in human physical and mental health promotion in all age groups، the youth lifestyle modification is essential academic centers can be an important health related.
    Keywords: Overweight, obesity, abdominal obesity, nursing students
  • M. Fallahi Khoshknab, P. Rasouli, E. Nasiry, M. Rahnama Pages 18-26
    Introduction
    University student in dormitory perceive multiple stressors during educational experience، that can lead to disruption in mental health status. The purpose of this study was to determine، mental health status of university students in dormitory.
    Method
    This is a descriptive-analytic study، 162 university students from 7 dormitory of University of Social Welfare and Rehabilitation Science were selected by proportional sampling. The instruments for collection data were demographic data، General Health Questionnaire. Analysis was done by t-independent Mann Whitney U، Kruskal Wallis، Pearson correlation، Chi-squre، Kolmogrov-smirnov by using SPSS software and 95 percent coefficient.
    Results
    Findings showed that 54. 3 percent (88 person) of university students were suspect for mental disorders. The high mean was related to social function disorder and then sleep disorder and anxiety، physical symptoms and depression. There was negative significant relation between age، education term، dormitory living time and mental health status (P<0. 05).
    Conclusion
    According to our findings، university students in dormitory are at risk for mental disorder، because some factors. Therefore، it is necessary to try for removing factors that relate to this problem.
    Keywords: Mental health status, General Health Questionnaire (GHQ), university students, dormitory
  • M. Zakerimoghadam, Sh Ghiyasvandian, S. Noori Kermanshahi, H. Haghani Pages 27-36
    Introduction
    One of the main goals of bachelor''s degree program in nursing produce graduates to meet the needs of the community and employment in various settings of health and medical care while after graduation in Iran recruitment of nurses in cancer nursing is difficult. It is important to understand why working in cancer areas is not popular. The aim of this study identifies Iranian undergraduate nursing students’ attitude and motivation toward employment in cancer settings after graduation.
    Method
    A cross sectional study 2010 was carried out in three nursing schools. The participants were 469 nursing student who were in third and fourth year of their nursing education. Data was collected using self-completed questionnaires that their validity was substantiated by the results of the research from the perspective of experts in nursing and the reliability was measured through Cronbach Alpha Coefficient، the alpha coefficient of which was equal to 81% and then was analyzed by SPSS and by means of descriptive and inferential statistical methods.
    Results
    Statistically significant difference was detected between gender، academic year، and clinical experience with cancer patient، and passing theory credit of cancer before practice. The independent Test also showed significant differences between the two academic years (P<0. 05). The fourth year students had higher grades in the parts of emotion، feeling، behavior، and total score of attitude and motivation questionnaires than the other. Students who had not passed the cancer theory credit had higher grades in parts of behavior، attitude and motivational factors which with use of the independent t-test a statistically significant difference was seen (P<0. 05).
    Conclusion
    The results of this study indicated that nursing students have negative attitude towards working in cancer wards. The highest rank among motivational factors was the unusable theory trainings and the lowest rank was the disproportionate cancer theoretical course content with the real needs in the cancer ward. Changing these attitudes presents a significant challenge. Curricula need to be reviewed، and revise the content. Nursing schools and nursing educators must reconsider their performance and hospital managers must improve environment and working conditions of cancer settings.
    Keywords: Nursing student, attitude, motivation, work, cancer ward
  • R. Memarian, A. Kavosi, Z. Vanaki Pages 37-46
    Introduction
    According to technology progress towards and growth in medical sciences on cardio-pulmonary resuscitation، nursing human-forces training and education in emergency department seem to be necessary. Therefore، the present study was conducted on of retraining program competency based planning for nurses practice on cardio-pulmonary resuscitation in emergency department.
    Method
    This study is semi-experimental type، sampling non-random، carried out on case (15 nurse) and control (15 nurse) groups in training hospital dependent to Golestan University of Medical Sciences. Data gathered by using of nurse practice observational Questionnaire on cardio-pulmonary resuscitation. Re-training program competency based was planning and implemented based on re-training planning principles as well as competency-based training (CBT) basic steps on cardio-pulmonary resuscitation of case group. Data were gathered from two steps including the previous step and 4-month following experiment on case and control groups separately and analyzed in SPSS16 software using descriptive statistics (Frequency، mean، standard deviation) and inferential statistics (Mann-Whitney، Chi-square، Wilcoxon).
    Results
    Chi-square statistical test showed that no significant differences were found in terms of demographic variables such as age، sex، job experience، … between two groups (P>0. 05). Mann-Whitney test was revealed that nurses performance dimensions on cardio-pulmonary resuscitation was found to be different between two groups (P<0. 05). Also، Mann-Whitney test، showed significant differences between total nurses performance scores on cardio-pulmonary resuscitation between two groups following 4-months duration (P<0. 05).
    Conclusion
    Findings these study to revealed، applying re-training program competency based is effective on the nurses practice on cardio-pulmonary resuscitation and advancement about 40 percent up to the nurses practice emergency department. So it is suggested that re-training program competency based to be applied as nursing human-forces training in emergency department.
    Keywords: Competency based retraining program, nursing practice, cardio, pulmonary resuscitation, nurse
  • M. Kheyrkhah, H. Mokarie, L. Neisani, F. Hoseini Pages 47-57
    Introduction
    Adolescents، as a large age group in the world، face many physical and psychological changes in their puberty period. If enough attention is not paid to such changes، may be girls won’t knowledge and self concept to charge the case. Health education proper to their needs and through new educational methods and reliable sources is of great importance. This study mainly aims to examine the impact of puberty health education on self concept of adolescents.
    Method
    In this experimental trial training study، through random sampling، 159 femail high school divided in to two groups of experimental (N=86) and control (N=73). Then with a systemic educational plan، all students and their mothers in experimental group were instructed. Data was gathered by demographic questionnaire and Cooper smith’s self esteem scale. Questionnaires were completed by students in three phases (before and after training and three months after the end of educational program). Data were analyzed by parametric tests، independent T test and chi square.
    Results
    There were no significant difference among total mean scores of self concept in pre intervention phase (P=0. 416)، but، there were significant difference in two groups in post intervention phase and three months after the intervention (P=0. 002) and (P<0. 001).
    Conclusion
    Performing systemic educational programs during puberty has a crucial role in young girl’s self concept increase.
    Keywords: Self concept, education, health education, puberty, adolescent
  • M. Ashghaly Farahani, M. Lari, R. Jamshidiorak, M. Bozorgnejad Pages 58-64
    Introduction
    Physicians and nurses have to effectively communicate together and believe that none of them can reach to the expected results without another’s help. As a representative of an effective communication، collaboration is process through which physician and nurse discuss healthcare problems of the patients and each one presents his/her information based on mutual respect to complete a healthcare program. The main objective of this study is to define the attitudes of the physicians and nurses occupied in public hospitals of Tehran University of Medical Science about Collaboration.
    Method
    This is a cross sectional comparative study in which the study population was selected among the physicians and nurses employed in hospitals of Tehran University of Medical sciences. The tool applied in this study consists of two parts. The first part involves demographic characteries of the research samples، whereas the second part includes Jefferson questionnaire to measure attitudes toward physician-nurse collaboration. The collected data were subjected to statistical analysis using SPSS v. 14 software package. To obtain research objectives، after collecting required information، data were analyzed using descriptive statistical indexes a and T-test، 2 test، and ANOVA were used.
    Results
    In this study 160 sample participated for each group. The results of this study indicated a significant difference (P<0. 001) between mean scores of the physicians (44. 5±5. 05) with that of nurses (50. 8±3. 84).
    Conclusion
    Based on findings of this study، it was concluded that it is required to do some cultural practices about the cooperation between physicians and nurses. In addition، it seems that holding workshops to define the objectives and strategies for creation of collaboration toward physicians and nurses is of highest significance for medical and nursing students. Through elucidating the attitude of physician and nurse toward collaboration، this research can provide some strategies for creation of effective communication between physician and nurse through which both can be benefited
    Keywords: Collaboration toward physicians, nurses, attitude of physicians, nurses, relationship between physician, nurse
  • Sh Khaledi, G. Moridi, S. Valiee, N. Shikhzakariaei, A. Omati Pages 65-72
    Introduction
    Asthma is a chronic disease and common that despite advances in treatment has high mortality، currently estimated to be 300 million asthma patients worldwide، more important is increase of prevalence. In the important point in the treatment of asthma in addition control of symptoms is improve quality of life of patients. The impact of asthma and its complications on quality of life in the view of children and people involved with them is unknown yet. To presentation effect of asthma on the life of children with asthma we need assess the quality of life directly، so this study done with purpose of comparison quality of life of children with asthma in the viewpoints of them and their mothers in 2008.
    Method
    In this descriptive-analytical study children with asthma hospitalized in pediatric and emergency wards of Beasat hospital of Sanandaj in 2008، in convince sampling elected and investigate the quality of life in the view of them (38) and their mothers (38). Demographic information and quality of life questionnaire (PedsqL) children and their mother viewpoint each has 28 question that investigate asthma-related problem (11 question)، treatment-related problem (11 question)، problem related concerns (3question) and problem related to communication (3question)، with five-point Likret scale (never، seldom، sometimes، often، always) from zero to four. Higher scores indicate more problem and lower. Quality of life data collected with structured interview. Information analyzed using statistical (t-test and Chi-square).
    Results
    Results show mean score of quality of life in the viewpoint of children with asthma was 77. 12±96. 59 and in the viewpoint of their mothers was 73. 21±43. 81. Comparison mean quality of life score of children and their mothers using the t-test، α level of %5 indicates significant statically difference in total score (P=0. 000) and in four part of asthma (P=0. 003) and part of treatment of disease، concerns and communication (P=0. 000). Chi-square test show statically difference between quality of life in the viewpoint children with location of life (P=0. 04) and there we sent significant correlation with other demographic information; age، sex.
    Conclusion
    Result showed that the viewpoint of children and their mothers about quality of life was different in total and in different dimension and mothers view was more undesirable. Therefore in attention to the important role of mother in children care and recommend nurses must consider view of mothers about quality of life and provide background to their participation in care planning to as much as possible promotion of children quality of life.
    Keywords: Quality of life, viewpoint, children, mothers, Asthma