فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 6 (شهریور1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله مروری
  • غلامرضا شریفی راد، فیروزه مصطفوی، عزیز کامران، سیامک محبی، کمال میرکریمی صفحات 561-569
    مقدمه
    پرفشاری خون یک مشکل بزرگ بهداشتی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است و همه گیری رو به افزایش این بیماری در جهان هشداری جدی برای توجه بیشتر به این بیماری می باشد که به طور عمده خاموش است. این مطالعه با هدف، بررسی ادراک بیماران مبتلا به پرفشاری خون از بیماری و درمان آن در مقالات منتشر شده انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مروری سیستماتیک بود و جستجوی مقالات کیفی در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و بین المللیIran Medex، SID، PubMed، ISI web of knowledge، Embase، Medlineو Google Scholar با کلید واژه های «پرفشاری خون و پیگیری درمان» و در محدوده زمانی سال های 1980 تا 2012 میلادی انجام گرفت. معیار ورود مقالات به مطالعه شامل کیفی بودن مطالعه، بررسی دیدگاه ها، ادراک و تجارب بیماران مبتلا به پرفشاری خون و انتشار مقاله به زبان فارسی و انگلیسی بود. مطالعاتی که بیماران مبتلا به بیماری های مزمن دیگر مانند دیابت و بیماری های قلبی- عروقی را در برمی گرفت و مطالعات مربوط به پرفشاری خون دوران بارداری از بررسی خارج شدند.
    یافته ها
    از تعداد 57 مقاله یافت شده، تعداد 38 مقاله در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند و یافته های حاصل از این مقالات در قالب دو درون مایه: الف. پرفشاری خون از دیدگاه بیماران و ب. پیگیری درمان، دیدگاه ها و دلایل به دست آمدند. استرس به عنوان یک عامل و پیامد ناشی از بیماری مورد توجه بود. بیماران ادراک منفی نسبت به درمان داشته و آن را نامطلوب می دانستند و در برخی موارد وجود یا عدم وجود علایم بالینی عاملی برای قطع یا کاهش مصرف دارو محسوب می شد. عدم مصرف و یا کاهش آن دلایل غیر عمدی نیز داشت که شایع ترین آن ها، فراموشی مصرف دارو، نداشتن وقت و اشتغال بیش از حد، هزینه زیاد دارو و ویزیت پزشکی و تغذیه درمانی و نداشتن بیمه بود.
    نتیجه گیری
    در برخی موارد بیمار به طور عمد و با آگاهی کامل تصمیم به قطع و یا کاهش دارو می گیرد و این مساله می تواند توجیهی برای اثربخشی کوتاه مدت و یا بی اثر بودن مداخلات درمانی و آموزشی باشد. بنابراین توجه به نگرانی ها و ادراک بیماران در مداخلات برای موفقیت در درمان و کنترل بیماری ضروری است.
    کلیدواژگان: پرفشاری خون، مطالعه مروری، ادراک، بیمار
  • مژگان نادری، فاطمه رجعتی، حجت الله یوسفی، محمدرضا تاجمیری، سید همام الدین جوادزاده صفحات 570-578
    محرومیت حسی که به دنبال کاهش سطح هوشیاری در بیماران در وضعیت کما ایجاد می شود؛ ضمن اختلال در روند بهبودی ضایعه عصبی، باعث بستری طولانی مدت بیماران شده و هزینه های زیادی را به خانواده و جامعه تحمیل نموده و کیفیت زندگی بیمار و خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. مداخلات تحریک حسی یکی از روش های توان بخشی بیماران در وضعیت کما است که با هدف افزایش سطح هوشیاری و بازگشت سریع تر بیماران به جامعه انجام می شود. هدف از این مطالعه، تعیین نقش تحریکات حسی در تغییر سطح هوشیاری بیماران بیهوش از طریق مرور مطالعات انجام شده در این راستا بود. مطالعه حاضر از نوع مروری بود که برای انجام آن مقالات بین سال های 2012-2000 به زبان های فارسی و انگلیسی در پایگاه های علمی جستجو و بررسی شدند و 49 مطالعه با کلید واژه های مربوط حاصل گردید. از این تعداد، 14 مطالعه دارای معیارهای ورود بودند. محققین بر اساس روش کار خود از یک یا چند تحریک حسی استفاده نمودند. از تحریک حسی شنوایی در 100 درصد مطالعات استفاده شده بود. 93 درصد مطالعات تاثیر تحریکات حسی بر افزایش سطح هوشیاری بیماران در وضعیت کما را تایید نمودند و 7 درصد تحریکات حسی را بر افزایش سطح هوشیاری بیماران بی تاثیر دانسته بودند. ارایه تحریکات حسی به بیماران بیهوش باعث افزایش سطح هوشیاری آن ها می شود. پرستاران به عنوان افرادی که در تماس مداوم با بیماران هستند باید با کمک گرفتن از اعضای خانواده محیطی غنی از تحریکات حسی را برای بیماران فراهم نمایند.
    کلیدواژگان: تحریکات حسی، سطح هوشیاری، کما
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • محمد جواد قاسم زاده، احمد معصومی، جواد کرمعلی، محمدرضا شریف، سیامک محبی صفحات 579-586
    مقدمه
    در سال های اخیر، شاخص های مربوط به تغذیه انحصاری با شیر مادر در ایران افت داشته است. از آن جا که شیردهی انحصاری با شیر مادر به فاکتورهای متعددی بستگی دارد، شناخت هر یک از این عوامل تاثیرگذار در اتخاذ استراتژی های پیشگیرانه از قطع زود هنگام تغذیه انحصاری با شیر مادر، کمک کننده خواهد بود. این مطالعه، با هدف تعیین ارتباط بین افسردگی پس از زایمان با تغذیه انحصاری با شیر مادر صورت گرفته است.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی از نوع مورد- شاهد، در طی شش ماه اول سال 1391 در شهر قم صورت گرفت. مادران به 3 گروه 100 نفره بر حسب وضعیت تغذیه نوزاد خود تقسیم شدند. در این مطالعه، جهت خنثی کردن متغیرهای دخیل در افسردگی، از روش های محدودسازی و همسان سازی استفاده شد. در این مطالعه جهت گردآوری داده ها، علاوه بر پرسش نامه مشخصات دموگرافیک، از پرسش نامه استاندارد Beck نیز استفاده شد. داده ها در سطح معنی داری کمتر از 05/0 تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین نمره افسردگی در گروه تغذیه انحصاری با شیر مادر 81/12، در گروه تغذیه تکمیلی همزمان با شیر مادر 59/13 و در گروه قطع کامل شیردهی 06/15 نمره بود که اختلاف معنی داری بین گروه ها یافت نشد. افسردگی خفیف در گروه تغذیه انحصاری با شیر مادر 5 درصد، در گروه تغذیه تکمیلی همزمان با شیر مادر 8 درصد و در گروه قطع کامل شیردهی 10 درصد بود. همچنین افسردگی شدید فقط در گروه قطع کامل شیردهی به میزان 5 درصد مشاهده شد. همچنین بین افسردگی با کفایت شیر و حمایت همسر، ارتباط معکوس معنی دار مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    اگر چه میزان افسردگی در گروه انحصاری تغذیه با شیر مادر کمتر از سایر گروه ها بود، اما آزمون آنالیز واریانس، اختلاف معنی داری را در این خصوص نشان نداد. همچنین درک مادران از کفایت شیر و نیز حمایت همسر، موجب کاهش میزان افسردگی می شد
    کلیدواژگان: افسردگی پس از زایمان، تغذیه انحصاری با شیر مادر، کفایت شیر، حمایت همسر
  • سید همام الدین جوادزاده، حسین شهنازی، غلامرضا شریفی راد، مهنوش رئیسی، الهه توسلی صفحات 587-593
    مقدمه
    یکی از رفتارهای غیر بهداشتی که سلامتی افراد جامعه را به خطر می اندازد و هزینه های قابل توجهی را بر جوامع تحمیل می کند، مصرف سیگار است. نظر به این که میزان استعمال سیگار در میان جوانان و نوجوانان در حال افزایش و سن شروع آن رو به کاهش می رود، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع مصرف سیگار و میزان آگاهی و نگرش دانش آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر اصفهان در خصوص استعمال سیگار و مضرات آن انجام پذیرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی و به شیوه مقطعی بر روی 382 دانش آموز پسر مقطع پیش دانشگاهی که با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای مشتمل بر 3 بخش (مشخصات فردی، آگاهی و نگرش) بود. داده های گردآوری شده، توسط نرم افزار SPSS نسخه 18، آمار توصیفی و آزمون Chi-square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی دانش آموزان 62/0 ± 72/17 سال بود. 33 درصد از افراد، تجربه حداقل یک بار سیگار کشیدن را داشتند. 2/7 درصد واحدهای مورد پژوهش، سیگاری بودند. 6/41 درصد از افراد مورد پژوهش از نگرش خوبی برخوردار بودند، در حالی که تنها 3/18 درصد از افراد، از سطح آگاهی خوبی برخوردار بودند. در افراد با سطح آگاهی بالاتر، تجربه استعمال سیگار کمتر بود (017/0 = P). همچنین دانش آموزانی که تجربه مصرف سیگار را گزارش نمودند، نگرش ضعیف تری در خصوص مضرات سیگار کشیدن داشتند (001/0 = P).
    نتیجه گیری
    پایین بودن سطح آگاهی و نگرش دانش آموزان، پایین بودن سن شروع مصرف سیگار و همچنین بالا بودن نسبی تجربه مصرف سیگار در این افراد هشدار دهنده می باشد. بر این اساس، اقدامات پیشگیری در دوره نوجوانی و قبل از آن، ضروری به نظر می رسد.
  • امیر موسی رضایی، علیرضا ایرج پور، سامره عبدلی، مریم احمدی، طاهره مومنی قلعه قاسمی صفحات 594-604
    مقدمه
    خطاهای دارویی یکی ازشایع ترین حوادث موجود در حرفه پرستاری می باشد که برای مددجویان بالقوه خطرناک است. هدف از این مطالعه طراحی و اجرای راهکارهای کاهش بروز خطاهای دارویی و عدم گزارش آن توسط پرستاران در بخش مراقبت های ویژه قلب در یکی از مراکز بیمارستانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه اقدام پژوهشی بود که در سال 1389 انجام شد. مشارکت کنندگان تمامی پرسنل بخش ویژه قلب یکی از بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه خودساخته چهاربخشی استفاده شد. روایی و پایایی آن به ترتیب توسط روش اعتبار محتوی و روش آزمون مجدد تعیین شد. سپس پژوهشگران به بررسی راهکارهای موجود و انتخاب بهترین راهکارها بر اساس جدول Matrix و Thomas پرداختند. پس ازعملیاتی نمودن راهکارهای منتخب در بخش مورد نظر، نمونه های مورد پژهش سه ماه بعد با همان پرسش نامه، مجدد مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و به کارگیری آمار توصیفی، متد آماری Paired t و ضریب همبستگی Pearson مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    گویه های «عدم انجام احتیاط های دارویی» با 30 درصد، «دادن دوز اشتباه دارو» با 25 درصد و «سرعت انفوزیون اشتباه» با 25/21 درصد بیشترین خطاهای دارویی گزارش شده توسط پرسنل بودند. از نظرعلل بروز خطاهای دارویی، همه پاسخ دهندگان کم بودن نسبت پرستار به بیمار، تنوع زیاد داروها، تعداد زیاد بیماران بدحال و بار کاری بالا را عامل بروز خطاهای دارویی ذکر کردند. عدم وجود سیستم ثبت خطاها (84 درصد)، عدم آگاهی از تعریف خطای دارویی (81 درصد)، ترس از مسایل قضایی (80 درصد)، وقت گیر بودن (73 درصد) و عدم حمایت کافی سیستم از پرسنل (68 درصد) از شایع ترین علل عدم گزارش خطاهای دارویی به وقوع پیوسته بود.
    پس از انتخاب و عملیاتی شدن راهکارهای منتخب در طی 3 ماه، میانگین بروز خطای دارویی برای هر پرسنل از 09/2 ± 5/12 به 02/1 ± 09/5 رسید که میزان کاهش وقوع خطاهای دارویی از نظر آماری معنی دار بود (02/0 =P). همچنین نتایج آزمون Paired t نشان داد که بین میانگین نمره گزارش اشتباهات دارویی قبل و بعد از اجرایی شدن راهکارها از نظر آماری تفاوت معنی داری داشت (04/0 =P)، به طوری که میانگین گزارش خطا از 41/0 ± 1/1 برای هر پرسنل به 51/0 ± 1/3 افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش جهت ارتقای کمی و کیفی دانش پرستاران نسبت به مقوله خطاهای دارویی، راهکارهایی همچون ترویج فرهنگ استفاده ازکتابچه های اطلاعات دارویی در بخش، دایر نمودن کلاس بازآموزی پیرامون اطلاعات دارویی برای پرسنل بالینی به شکل منظم، سهولت دسترسی به سایت های کامپیوتر و شبکه اینترنتی در مراکز درمانی جهت ارتقا و به روز شدن اطلاعات دارویی پرستاران و ارزیابی مستمر دانش و اطلاعات دارویی پرسنل بخش مورد عنایت و توجه بیشتری قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اشتباهات دارویی، پرستار، گزارش خطاهای دارویی، مطالعه اقدام پژوهی، بخش مراقبت های ویژه قلب
  • محمدحسین باقیانی مقدم، فاطمه باختری اقدم، محمد اصغری جعفرآبادی، حمید الهوردی پور، سعید دباغ نیکوخصلت، رقیه نوریزاده صفحات 605-612
    مقدمه
    فعالیت بدنی منظم در کاهش خطر ابتلا به بیماری ها و مرگ و میر تاثیرگذار است. مطالعه ها نشان دادند که رسیدن به 10000 قدم در روز در ارتقای فعالیت بدنی و رسیدن به پیامدهای سلامتی موثر است. هدف از این مطالعه مقایسه فعالیت بدنی گزارش شده از طریق پرسش نامه با فعالیت بدنی گزارش شده از قدم سنج و مقایسه یافته های حاصل از قدم سنج با راهنمای رسیدن به 30 دقیقه فعالیت بدنی متوسط یا شدید در هفته بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی بود. مطالعه روی 200 نفر از کارمندان زن دانشگاه تبریز صورت گرفت که به روش تصادفی آسان در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه بین المللی فعالیت بدنی جهت ارزیابی فعالیت بدنی ذهنی و قدم سنج برای اندازه گیری فعالیت بدنی عینی بود.
    یافته ها
    بر اساس نتایج قدم سنج تقریبا نیمی از شرکت کنندگان کم تحرک بودند، در حالی که نتایج International Physical Activity Questionnaire (IPAQ) نشان داد که 6/86 درصد از شرکت کنندگان فعال بودند و به راهنمای 30 دقیقه فعالیت رسیدند. بنابراین تطابقی بین نتایج این دو ابزار وجود نداشت. همچنین بین نتایج حاصل از ابزار عینی و ذهنی فعالیت همبستگی معنی داری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه احتمالا اولین مطالعه ای است که در ایران فعالیت بدنی زنان را به شکل عینی با استفاده از قدم سنج ارزیابی و با پرسش نامه مقایسه نموده است. نتایج نشان داد که خود گزارش دهی فعالیت بدنی بر اساس پرسش نامه بالا است. نتایج بین ابزار عینی و ذهنی فعالیت بدنی با هم تطابقی نداشتند. می توان گفت که پژوهشگران در بررسی نتایج حاصل از IPAQ باید میزان گزارش بالای فعالیت را در نظر بگیرند.
    کلیدواژگان: قدم سنج، پرسش نامه بین المللی فعالیت بدنی، راهنمای رسیدن به سلامت
  • شهرام صفری، هیوا محمدی بلبان آباد، مقداد کاظمی صفحات 613-619
    مقدمه
    یکی از عوامل تاثیرگذار بر رفتار، عملکرد و کارایی پرستاران در محیط کار، بار ذهنی کار می باشد. از این رو توجه به آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی بار ذهنی کار و عوامل موثر بر آن در پرستاران بخش مراقبت های ویژه بود.
    روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود که روی 163 نفر از پرستاران بخش مراقبت ویژه شاغل در بیمارستان های شهر اصفهان انجام گرفت. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه تخصصی بار ذهنی National aeronautics and space administration یا NASA (NASA-TLX) استفاده شد. اطلاعات به دست آمده از پرسش نامه وارد نرم افزار بار ذهنی NASA شد و نمره نهایی بار ذهنی تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی Pearson و آنالیز One Way ANOVA تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    آزمون همبستگی Spearman نشان داد که بین متغیرهای زمینه ای با بار ذهنی رابطه معنی داری وجود نداشت، اما بین تعداد بیماران تحت نظر فرد در هر شیفت کاری و نمره بار ذهنی پرستاران ارتباط معنی داری به صورت مستقیم یافت شد (05/0 > P). همچنین شاخص NASA نشان داد که کمترین نمره مقیاس های شش گانه بار ذهنی در پرستاران مربوط به نیاز زمانی (56/63) و بیشترین نمره مربوط به نیاز ذهنی (50/83) بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از بالا بودن بار ذهنی درک شده ناشی از ارایه خدمات در پرستاران مورد مطالعه بود. از این رو به کارگیری استراتژی های مداخله ای برای کاهش بار ذهنی در این گروه ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: بار ذهنی کار، پرستار، بخش مراقبت ویژه، شاخص بار ذهنی NASA
  • آذر طل، سیما اسماعیلی شهمیرزادی، کمال اعظم، بهرام محبی، احمد ساعدی، رویا صادقی صفحات 620-629
    مقدمه
    اتخاذ رفتارهای مطلوب تغذیه ای یک بخش اصلی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 است که می تواند به پیشگیری و کاهش عوارض ناشی از بیماری بیانجامد. شواهد نشان می دهد که بهبود عادات و رفتارهای تغذیه ای می تواند به کنترل دیابت کمک نماید. این مطالعه با هدف، تعیین عادات تغذیه ای دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1391 طراحی و اجرا گردید.
    روش ها
    مطالعه توصیفی حاضر بر روی480 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 که بیماری آن ها توسط پزشکان متخصص شاغل در بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران به تایید رسیده بود با روش تصادفی در دسترس انجام گرفت. در این مطالعه از پرسش نامه ای دو قسمتی شامل اطلاعات وخصوصیات فردی بیماران و مرتبط با بیماری اخذ شد. جهت سنجش عادات تغذیه ای و ابعاد آن در دیابت در این بیماران از پرسش نامه استاندارد استفاده شد که با استفاده از 51 سوال، 4 بعد مختلف عادات تغذیه ای در دیابت را در بیماران مبتلا اندازه گیری می نمود. این ابزار شامل 4 سوال کلی در مورد عادات تغذیه ای، 12 سوال مقیاس اطلاعات عمومی در دیابت، 6 سوال در مورد برنامه ریزی، خرید و آماده کردن غذا، 17 سوال در مورد عادات صرف غذا و 12 سوال در مورد حمایت خانواده در عادات تغذیه ای در دیابت بود. جمع آوری اطلاعات به دست آمده این مطالعه در یک مقطع زمانی و در چهار بیمارستان تابعه دانشگاه در سال 1391 انجام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 استفاده گردید و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه 53/11 ± 96/59 سال بود. بیشترین و کمترین میانگین امتیاز ابعاد چهارگانه ابزار سنجش عادات تغذیه ای در دیابت به ترتیب مربوط به ابعاد تاثیر خانواده بر عادات تغذیه ای (3/14 ± 72/64) و عادات خوردن غذا (13/12 ± 27/52) بود. در ابعاد مختلف این پرسش نامه مواردی از جمله توجه به برچسب مواد غذایی از نظر نوع و میزان کالری، توجه به صرف منظم وعده های اصلی و میان وعده های غذایی و دریافت حمایت از سوی خانواده بیشترین میانگین و انحراف معیار را کسب نمود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد می گردد، به منظور ارتقای دانش و اتخاذ رفتارهای تغذیه ای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، مداخلات تئوری محور با هدف اصلاح عادات خوردن غذا طراحی و اجرا گردد. به نظر می رسد جلب مشارکت خانواده های بیماران مبتلا به دیابت به عنوان عوامل قادر کننده بتواند دستیابی به این هدف را تسهیل نماید.
    کلیدواژگان: عادات تغذیه ای، بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، خانواده
  • علی شائمی برزکی، فاطمه حاتم پور آذر خوارانی، رضا رادمه صفحات 630-639
    مقدمه
    بررسی فرهنگ سازمانی مدیران را قادر می سازد تا با جمع آوری اطلاعات، بخش ها یا گروه های کاری را با یکدیگر مقایسه، مسایل را الویت بندی و ادراکات و انتظارات کارکنان را شناسایی نمایند. همچنین شکاف بین وضع موجود و مطلوب را بهبود بخشند. هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی بود. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع از روش کتابخانه ای نظیرکتب و مجلات علمی و برای جمع آوری داده ها جهت تحلیل و آزمون فرضیه های پژوهش از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی محتوایی آن توسط تعدادی از استادان و متخصصان تایید شد. پایایی آن با استفاده از ضریب Cronbach’s alpha برابر 81 درصد و 90 درصد به ترتیب برای توانمندسازی و فرهنگ سازمانی محاسبه گردید. جامعه آماری این پژوهش 271 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بین 74 نفر پرسش نامه توزیع گردید. در این پژوهش برای تجزیه، تحلیل و آزمون فرضیه ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    در نمونه مورد مطالعه، ابعاد اعتماد بین همکاران و استقلال با بعد رهبری سازمانی بیشترین همبستگی را داشت. همچنین رابطه معنی داری بین توانمندسازی با فرهنگ سازمانی وجود داشت و میزان این همبستگی 483/0+ بود. به عبارت دیگر با افزایش فرهنگ سازمانی میزان توانمندسازی شغلی نیز با ضریب 483/0 رو به افزایش می رود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که اگر فرهنگ سازمانی در راستای ارتقای توانمندسازی کارکنان باشد، افراد با انگیزه و اشتیاق بیشتری به انجام وظایف شغلی می پردازند. همچنین اگر از توانایی های کارکنان استفاده شود، امکان بروز خلاقیت و ابتکار عمل بیشتری وجود خواهد داشت.
    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، توانمندسازی، دانشگاه علوم پزشکی
  • زهرا زمانیان، رستم گلمحمدی، رقیه عابدینی، کیامرث حسین زاده، احمد سلطان زاده، رضا قیاسوند صفحات 640-647
    مقدمه
    اگر چه افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا مورد تایید همه محققان است، اما ارتباط استعمال سیگار با افت شنوایی ناشی از صدا یکی از موضوعات قابل بحث می باشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی ارتباط استعمال سیگار با افت شنوایی ناشی از مواجهه با صدا بود.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی که در سال 1389 در یک کارگاه صنعت لاستیک سازی صورت گرفت، 270 کارگر (135 نفر سیگاری و 135 نفر غیر سیگاری) مورد مطالعه قرار گرفتند. اندازه گیری صدا با دستگاه صداسنج 440CEL و ارزیابی افت شنوایی با استفاده از اتاقک آکوستیک و دستگاه ادیومتر 19Velton AD انجام شد. ارزیابی وضعیت استعمال سیگار و دیگر متغیرهای دموگرافیک با پرسش نامه ای که توسط محققین تکمیل می شد، انجام گردید. تحلیل داده های مطالعه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه16 انجام گرفت و 05/0 > P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سن و سابقه شغلی افراد مورد مطالعه، به ترتیب 46/7 ± 16/34 و 89/6 ± 40/9 سال به دست آمد. در هر دو گروه در معرض صدای شغلی، میزان افت شنوایی در افراد سیگاری به طور معنی داری بیش از افراد غیر سیگاری بود. مدل رگرسیون نشان داد که افت شنوایی با متغیرهای سن، استعمال سیگار و مواجهه با صدا، ارتباط معنی دار خطی دارد.
    نتیجه گیری
    اگر چه رابطه مصرف سیگار و افت شنوایی یک موضوع قابل بحث می باشد، اما یافته های این مطالعه نشان داد که مصرف سیگار در کنار مواجهه با صدا و عامل سن، به عنوان یک عامل خطر در تشدید افت شنوایی ناشی از صدا مطرح می باشد.
    کلیدواژگان: صدا، استعمال سیگار، افت شنوایی، مواجهه شغلی
  • الهام حاج صالحی، غلامرضا شریفی راد، ناهید معظم، ناهید عزیزی، ملیحه طیبانی، مهنوش رئیسی، سید همام الدین جوادزاده صفحات 648-655
    مقدمه
    خشونت های خانگی رایج ترین شکل خشونت علیه زنان می باشد که تاثیر منفی بر سایر اولویت های بهداشتی مهم مانند سلامت مادران، تنظیم خانواده، پیشگیری از بیماری ها و بهداشت روان دارد و حتی سلامت کودکان را هم تحت تاثیر قرار می دهد. با در نظر داشتن این مهم که شیوع این سوء رفتارها در شهرهای مختلف کشور به لحاظ دارا بودن خصوصیات ویژه فرهنگی متفاوت می باشد؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف، تعیین شیوع خشونت های خانگی و عوامل موثر بر آن در زنان شهر اصفهان انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که بر روی 900 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر اصفهان صورت گرفت. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت خوشه ایبود. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته مشتمل بر شش بخش (مشخصات فردی، سوء رفتار جسمی، سوء رفتار کلامی، سوء رفتار مالی، علل سوء رفتار و سوء رفتار روانی- عاطفی) و از رابطین مراکز بهداشتی- درمانی جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 11 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سنی زنان مورد مطالعه 05/11 ± 1/34 سال و شیوع خشونت در زنان مورد مطالعه 44/34 درصد بود. در این مطالعه بین سن زنان و اعمال خشونت کلامی و مالی از جانب همسرانشان ارتباط آماری معنی داری دیده شد (05/0 > P). همچنین زنان با تعداد فرزند بیشتر، بیش از سایرین مورد خشونت مالی قرار گرفته بودند (001/0 > P). بین سن هنگام ازدواج با خشونت روانی- عاطفی و خشونت مالی ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (01/0 > P). در این مطالعه زنان با سطح تحصیلات کمتر بیش از سایرین خشونت های کلامی و مالی را تجربه کرده بودند (001/0 > P). همچنین بین ابتلا به بیماری های روانی و انواع خشونت ها ارتباط آماری معنی داری دیده شد (01/0 > P).
    نتیجه گیری
    آموزش و آگاه سازی زنان و مردان مهم ترین گام در پیشگیری و کاهش موارد خشونت علیه زنان است. ارایه برنامه های آموزشی مناسب با هدف ارتقای سطح آگاهی افراد جامعه؛ به طوری که بتوانند میان فرهنگ صحیح و بالنده ملی و مذهبی و سنت های غلط جاری زمینه ساز خشونت و صدمات جسمی و روحی تفاوت قایل شوند، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: خشونت های خانگی، زنان شهر اصفهان
  • بهزاد کرمی متین، فرید نجفی، نوذر محمدی، امین کرمی متین، الناز سلیمی، فاضل زینت مطلق صفحات 656-662
    مقدمه
    پیاده سازی مدیریت کیفیت در بیمارستان می تواند منجر به ارتقای سطح عملکرد خدمت رسانی آن گردد. این مطالعه با هدف، بررسی تاثیر استقرار سیستم مدیریت کیفیت (2000-9001 ISO) بر اثربخشی خدمات در بیمارستان شهدای کرمانشاه انجام گرفت.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی قبل و بعد بود که در بیمارستان شهدای کرمانشاه انجام گرفت. شاخص های متوسط زمان بستری، میزان عفونت بیمارستانی، مرگ و میر، رضایت بیماران و کارکنان قبل و بعد از مطالعه مورد سنجش قرار گرفت. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از افزایش میانگین نمره رضایت کارکنان و بیماران و همچنین کاهش میزان عفونت های بیمارستانی، نسبت مرگ و میر به تعداد بیماران بستری شده و میزان متوسط مدت زمان بستری بعد از استقرار سیستم بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد استقرار سیستم 2000-9001 ISO می تواند در ارتقای بهره وری بیمارستان مفید و از نظر اقتصادی یک طرح با فایده- هزینه مناسب باشد.
    کلیدواژگان: مدیریت کیفیت، اثربخشی، بیمارستان
|
  • Gholamreza Sharifirad, Firoozeh Mostafavi, Aziz Kamran, Siamak Mohebi, Kamal Mirkarimi Pages 561-569
    Hypertension is a major health problem in developing and developed countries and its increasing prevalence is a serious warning to take more attention to this silent disease. This study aimed to survey hypertensive patient’s perceptions towards their diseases and its treatment. This was a systematic review and articles were searched in Iranian and international databases such as IranMedex, SID, PubMed, ISI web of knowledge, Medline, Embase, and Google Scholar with hypertension, treatment adherence, and patient’s perceptions keywords in period of 1980 to 2012. Inclusion criteria were being qualitative study, assessing the perceptions and experience of patients with hypertension and publishing in Persian or English languages. Studies which conducted on patients with other diseases such as diabetes, cardiovascular disease (CVD) and hypertension in pregnancy were excluded. 38 articles were reviewed and results from them obtained in two themes, hypertension from patient's viewpoints and treatment adherence and reasons. Stress was considered as a cause and a consequence of the disease. Patients had negative perceptions toward treatment and knew it adverse. In some cases, existence or absence of physical symptoms encountered as a factor for decreasing or discounting the drugs. No consumption or decreasing of drugs had unintentional reasons including forgiveness, timeless and occupying, drug and physician and nutritional treatment expensiveness, and no insurance. Sometimes the patient decided deliberately to stop or reduce medication. This could be an explanation for the short-term effects or ineffective treatment and educational interventions. So, to be successful in treating and controlling the disease, attention to patient's concerns and perceptions is necessary.
    Keywords: Hypertension, Review, Perception, Patient
  • Mojgan Naderi, Fatemeh Rajati, Hojatolah Yusefi, Mohamadreza Tajmiri, Seyed Homamodin Javadzade Pages 570-578
    Sensory deprivation occurs in patients with coma resulting from decreased level of consciousness. This, besides changing in trend of improvement of neurological impairment, leads several outcomes including taking too long in hospitalization, imposing too much expenditure on family and society, affecting patient's and family's quality of life. Sensory stimulation interventions are one of the rehabilitation ways in these patients administered with the goal setting to increase level of consciousness and return to the community. The aim of this review study was to determinate the role of sensory stimulation on changing the level of consciousness in patients with coma by systematic review. Scientific database were searched and surveyed for collecting papers during 2000 to 2013 in English and Persian languages. From 49 found studies, 14 were selected for analysis. The sensory stimulation program was composed one or more sensory stimulation. Auditory stimulation was used in 100% of studies. Positive changes in consciousness level after applying a sensory stimulation program in patients with coma were confirmed by 93% of studies. Applying sensory stimulation program in these patients leads to increase of consciousness level. These results suggest that an intervention program should be applied by nurses, as a person close to patients and the family members, to provide a stimulus-rich environment to patients.
    Keywords: Sensory stimulation, Coma, Consciousness
  • Mohammad Javad Ghasemzadeh, Ahmad Masomi, Javad Karamali, Mohammad Reza Sharif, Siamak Mohebi Pages 579-586
    Background
    Since exclusive breastfeeding depends on several factors, recognition of any of these factors influence the adoption of preventive strategies for early termination of breast-feeding would be helpful. This study aimed to determine the relationship between postpartum depressions and exclusive breastfeeding.
    Methods
    In this cross-sectional and case-control study, during the second and third seasons of 2012 in the city of Qom, Iran, 100 mothers were divided into groups according to their infant's nutritional status. In addition to collecting demographic data, Beck questionnaire was used to determine the depression status. Data at a significance level of less than 0.05 were analyzed.
    Findings
    The mean depression score was 12.81, 13.59, and 15.06 in the exclusive breastfeeding, complementary feeding with breast milk, and complete cessation of breast-feeding groups, respectively; the score was not significantly different between the groups. Prevalence of mild depression was 5%, 8%, and 10% in the exclusive breastfeeding, complementary feeding with breast milk, and complete cessation of breast-feeding groups, respectively. Also, major depression disorder was seen only in complete cessation of breast-feeding group with the rate of 5%. There was a significantly inverse association between the depression score and insufficient milk and having supportive spouse.
    Conclusion
    Although the score of depression in exclusive breastfeeding group was less than other groups, but ANOVA test showed no significant difference in this regard. Maternal perception of milk insufficiency as well as having support of spouse reduced the depression.
    Keywords: Postpartum Depression, Exclusive Breast Feeding, Adequacy of Breast Milk, Spouse Support
  • Seyed Homamodin Javadzade, Hossein Shahnazi, Gholamreza Sharifirad, Mahnoosh Reisi, Elaheh Tavassoli Pages 587-593
    Background
    Currently, smoking as one of human bad habits threaten health of millions of people around the world. Almost half of those who currently smoke began smoking under the age of 18 years. Considering that starting cigarette smoking at an early age increases risk of it, this study aimed to determine the prevalence of smoking and the status of knowledge and attitudes about smoking and its harms in pre-university students of Isfahan, Iran.
    Methods
    In this descriptive-analytic study, 382 pre-university students were selected by systematic random sampling. Data collection instrument consisted of a three-part questionnaire (personal characteristics, knowledge and attitude) completed by the students. The data were analyzed using descriptive statistics and chi-square test.
    Findings
    The mean age of students was 17.72 ± 0.62 years. 33.0% of them experienced smoking at least once and 7.2% were smokers. 41.6% of studied students had a good attitude, while only 18.3% were well-aware. Non-smokers had higher levels of awareness (P = 0.001). Also, students who reported smoking experience, had a bad attitude (P = 0.017).
    Conclusion
    Low level of student's knowledge and attitude and high rates of smoking-experience among them, also, the low-age when these people initiated the smoking are hazardous. Accordingly, preventive efforts in adolescence seems to be necessary.
    Keywords: Prevalence, Awareness, Attitudes, Smoking, Students
  • Amir Musarezaie, Alireza Irajpoor, Samereh Abdoli, Maryam Ahmadi, Tahereh Momeni, Ghaleghasemi Pages 594-604
    Background
    Medication errors are very common in the nursing profession and potentially dangerous for patients. The results of medical errors increase duration of hospitalization and costs and sometimes, cause severe damage and even death to the patient. The purpose of this study was to determine the incidence of medication errors and to the reasons for occurrence and to execute strategies to solve this problem.
    Methods
    This was an action-research study conducted in nurses using head count sampling methodology. A total number of coronary care unit (CCU) nurses from hospitals affiliated to Isfahan University of Medical Sciences (Isfahan, Iran) were enrolled. A questionnaire consisted of 4 parts was used for data collection. The best strategy to reduce medication errors was selected by Thomas Analytical Hierarchy Matrix and applied. 3 months later, applied nurses were evaluated by the same questionnaire. The data were analyzed using descriptive and paired t and Pearson correlation coefficient tests.
    Findings
    Lack of attention to medical cautions was the most common medication error reported by staff with the prevalence of 30%. Lack of errors reporting system (84%), knowledge deficiency in definition of drug errors (81%) and fear from reporting consequences (80%) were the main causes for refusing to report medication errors. Over three months (after using operational strategies), the mean score of medication error for any personnel declined from 12.5 ± 2.09 to 5.09 ± 1.02 (P = 0.02). There was a significant increase in mean score of medication error reporting (from 1.10 ± 0.41 to 3.10 ± 0.51) after 3 months.
    Conclusion
    To enhance nurses knowledge of medication errors, the recommended strategies such as promoting use of pharmacological book at wards, holding cnontinous medical education (CME) courses, provide a facility for nurse's access to sites on the internet network, andcontinuous assessment of nurse's knowledge and information about medicine especially new upgrades, must be attend by supreme health administrators.
    Keywords: Action Research Study, Cardiac Intensive Care Unit, Medical Errors, Nurse, Reporting Medication Errors
  • Mohammad Hossein Baghian, Moghadam, Fatemeh Bakhtari, Aghdam, Mohammad Asghari, Jafarabadi, Hamid Allahverdipour, Saeed Dabagh, Nikookheslat, Roghayeh Nourizadeh Pages 605-612
    Background
    Regular physical activity has been shown to reduce risk of morbidity and overall mortality. A study has displayed that achieving 10000 steps per day is associated with important health outcomes and have been used to promote physical activity. The aim of this study was to compare physical activity reported through pedometer (step counts) with physical activity reported by the International Physical Activity Questionnaire (IPAQ).
    Methods
    In this cross-sectional study, 200 employed women of Tabriz University (Tabriz, Iran) were selected by convenience randomly sampling method. Data were collected by using IPAQ to measure objective physical activity and pedometer to assess subjective physical activity. The physical activity guidelines of 30 minutes of moderate to vigorous physical activity per day (30 min MVPA/day) were used for comparing.
    Findings
    According to step counts, 48.8% of the participants were low-active. As assessed by the IPAQ, the guideline of 30 min MVPA/day was reached 86.6% and results of two instruments were not similar. Also, there was not seen significantly correlation between results of objective and subjective instruments of physical activity.
    Conclusion
    Probably, this study was the first study assessed women physical activity by using pedometer compared with IPAQ in Iran. The results indicated that self-reported physical activity based on IPAQ was higher than step count; thus, there was not agreement between subjective and objective instruments of physical activity. It seems that researchers consider overloading results when using IPQA.
    Keywords: International Physical Activity Questionnaire (IPAQ), Step Counter, Pedometer, Health Guidelines
  • Shahram Safari, Hiva Mohammadi, Bolbanabad, Meghdad Kazemi Pages 613-619
    Background
    One of the factors affecting the behavior and performance of nurses in the workplace is mental work load. This study aimed to assess the mental work load and risk factors on intensive care unit nurses.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 163 nursing employed in hospitals in Isfahan, Iran. For collecting data, National Aeronautics and Space Administration Task Load Index (NASA-TLX), measuring mental load specialized questionnaire was used. The data collected from the questionnaire was entered the NASA-TLX software and the final score of mental work load was determined.
    Findings
    Spearman correlation test showed no significant relationship between the variables of subjective and mental work load. But, correlation was significant between the number of cared patients by a nurse on each shift and scores of mental work load in critical care unit nursing (P = 0.004). NASA-TLX showed that the lowest score of six scales was of temporal demand (63.56) and the highest scores was for mental demand (83.50).
    Conclusion
    Based on our findings, the mental work load was high in nursing critical care unit. Therefore, using intervention strategies to reduce mental work load in this group seems to be necessary.
    Keywords: Mental work load, Nursing, Critical care unit, National aeronautics, space administration task load index (NASA, TLX)
  • Azar Tol, Sima Smaelee, Shahmirzadi, Kamal Azam, Bahram Mohebbi, Ahmad Saedi, Roya Sadeghi Pages 620-629
    Background
    Desirable dietary behavior adaption is one of the main parts among type 2 diabetes mellitus which can result in preventing and decreasing disease complications. Evidence revealed that improving dietary habits and behaviors can be helpful in diabetes control. This study aimed to assess dietary habits among patients with type 2 diabetes mellitus referee to Tehran University of Medical Sciences affiliated hospitals, Iran, in 2012.
    Methods
    In this descriptive study, 480 patients with type 2 diabetes mellitus were enrolled by convenience sampling method. The used questionnaire study included socio-demographic aspects; besides, a 51-items self-report instrument was used containing four general questions about dietary habits and four subscales reflecting domains including general diabetes information (12 items), planning, shopping, and preparing meals (6 items), eating meals (17 items) and family influence on dietary habits (12 items). Data collection was conducted in four selected hospitals of Tehran University of Medical Sciences.
    Findings
    Mean age of participants was 59.96 ± 11.53 years. Mean scores of ‘general diabetes information’, ‘planning, shopping, and preparing meals’, ‘eating meals’ and ‘family influence on dietary habits’ were 53.72 ± 19.83, 57.31 ± 23.82, 52.27 ± 12.13, and 64.72 ± 14.3, respectively. ‘Family influence on dietary habits’ was highlighted as the most important domain in dietary habits instrument. In various domains of the questionnaire, food labeling, type and amount of meals calories, attention to eat regular main meals and snack, obtaining perceived support from family achieved the highest mean score.
    Conclusion
    We suggest planning and implementation of theory-based intervention programs aimed to do eating habits modifications in order to improve knowledge and dietary behaviors adopting among patients with type 2 diabetes mellitus. It seems that patient;s family participation, as enabling factors, can facilitate the aim.
    Keywords: Dietary Habits, Type 2 Diabetes Mellitus, Family
  • Ali Shaemi, Barzaki, Fatemeh Hatampoor, Azarkhavarani, Reza Radmehr Pages 630-639
    Background
    Studying organizational culture acts as a tool for gathering information; this enables managers to compare work groups to prioritize problems and identify staff understandings and expectations to improve the gap between current and optimal situations. The aim of this research was to survey relationship of organizational culture and empowerment in staff of headquarters of Isfahan University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    In the descriptive survey, library sesources such as books and scientific journals were used for literature review to achieve the information. A researcher-made questionnaire was used to collect the data. Formal validity of questionnaire was confirmed by the number of professors and experts, and its reliability by using Cronbach's alpha coefficient was calculated to be 0.81 and 0.90 for empowerment and organizational culture, respectively. The study population included 271 of headquarters staff of Isfahan University of Medical Sciences. The questionnaire was distributed among 74 people; using simple random sampling. The data were analysed using SPSS software.
    Findings
    The trust between partners and independence of the organization leadership had the highest correlation. Also, there was a significant relationship between organizational culture and staff empowerment with the correlation of +0.483. In other words, by improving the organizational culture, job empowerment increased by a coefficient of 0.483.
    Conclusion
    Findings showed that if the organizational culture is to promote employee empowerment, the staff is more motivated and eager to do the job; and using the employee's ability can cause more creativity and initiative.
    Keywords: Organizational culture, Empowerment, University of medical sciences
  • Zahra Zamanian, Rostam Golmohamadi, Roghayeh Abedini, Kiamars Hossinzadeh, Ahmad Soltanzadeh, Reza Ghiasvand Pages 640-647
    Background
    Noise-induced hearing loss (NIHL) had been confirmed by researchers worldwide; however, the association of smoking and noise induced hearing loss is one of the debatable topics. The main purpose of this study was to investigate the association of smoking and noise-induced hearing loss.
    Methods
    A cross-sectional study was carried out in a rubber factory, and 270 male workers (135 smokers and 135 non-smokers) were studied. Sound pressure level was measured by a sound level meter (CELL 440 model). Hearing loss was assessed using an acoustic room and Velton AD19 audiometer. Data on smoking status and other demographical parameters were collected by anonymous questionnaire. Statistical analyses were performed using SPSS software.
    Findings
    The mean age and job tenure of participants were 34.16 ± 7.46 and 9.40 ± 6.89 years, respectively. The rate of hearing loss among smokers was higher than non-smokers; both groups exposed to occupational noise. Multiple linear regression models revealed that hearing loss was significantly associated with age, smoking and noise exposure.
    Conclusion
    Although, the association of smoking and noise-induced hearing loss is one of the debatable topics, but the findings of this study indicated that beside noise and age, smoking is a booster factor for noise-induced hearing loss.
    Keywords: Noise, Smoking, Hearing Loss, Occupational Exposure
  • Elham Hajsalehi, Gholamreza Sharifirad, Nahid Moazam, Nahid Azizi, Maliheh Taebani, Mahnoosh Reisi, Seyed Homamodin Javadzade Pages 648-655
    Background
    Domestic violence is the most common type of violence against women. It negatively affects health issues such as maternal health, family planning, prevention of diseases and mental health; even children’s health can also be affected. The prevalence of this violence in various communities in terms of having the special characteristics of cultural differences is not the same. This study aimed to determine the prevalence of domestic violence and factors affecting it among women in Isfahan, Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 900 women referred to health centers of Isfahan selected by cluster sampling method. For data collection, a researcher-made questionnaire consisted of six sections (individual characteristics, physical abuse, verbal abuse, financial abuse, causes of abuse, and psychological-emotional abuse) was used. Data collection was done by voluntary workers in health centers and data were analyzed by SPSS software. The significance level of 0.05 was considered.
    Findings
    The mean age of women was 34.1 ± 11.05 years and the prevalence of violence against them was 34.44%. A significant relationship between the age and verbal and economic violence against women by their husbands was seen (P < 0.05). Also, economic violence was higher among women with more children (P < 0.001). There was a significant relationship between age at marriage and emotional and economic violence (P < 0.010). Women with lower educational level experienced more verbal and economic violence than others (P < 0.001). Also, there was a significant relationship between mental illness and all type of violence (P < 0.010).
    Conclusion
    Educate and inform women and men is the most important step in preventing and reducing violence against women. Providing appropriate educational programs to promote community awareness to distinct between the thriving culture and wrong traditions by them may seem necessary.
    Keywords: Domestic violence, Women, Isfahan, Iran
  • Behzad Karami, Matin, Farid Najafi, Nozar Mohammadi, Amin Karami, Matin, Elnaz Salimi, Fazel Zinat, Motlagh Pages 656-662
    Background
    Implementation of quality management system in hospitals could lead to improved performance of the services. This study evaluated the effect of a quality management system (ISO 9001-2000) on services effectiveness in Shohada hospital at Kermanshah, Iran.
    Methods
    This was a before and after quasi-experimental study. The mean duration of hospitalization, hospital infection rates, mortality, and patient and staff satisfaction was measured. Data were analyzed using SPSS software.
    Findings
    The results indicated an increase in staff and patient satisfaction mean score and reduction in hospital infection rates, hospitalized patients mortality rate, and the mean duration of hospitalization after implementation of the system.
    Conclusion
    It seems that ISO 2000-9001 system implementation could be useful in improving hospital efficiency. It was an appropriate cost-benefit economical project.
    Keywords: Quality management, Effectiveness, Hospital