فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 23 (زمستان 1390)
  • پیاپی 23 (زمستان 1390)
  • 144 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/11/18
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فائقه شاه حسینی* صفحه 1
    مقاله حاضر به مطالعه «پیش نمونه ساخت گذرا در افعال فارسی» می پردازد. تاکنون «گذرایی» از جنبه های مختلفی بررسی شده و یکی از موضوع های مطرح در مطالعات دستوریان و زبان شناسان بوده است. هرچند در زبان فارسی این ساخت از دیدگاه های مختلفی ارزیابی شده، تاکنون مطالعات محدودی در این زمینه از منظر شناختی انجام شده است. هدف عمده تحقیق حاضر دستیابی به تعریفی جامع و مانع برای ساخت گذرا بر حسب شناخت فارسی زبان ها است. به این منظور، نویسنده با در نظر گرفتن هفت ملاک اصلی و یک ملاک فرعی به معرفی پیش نمونه این ساخت پرداخته است. طبق نتایج تحقیق حاضر، ساخت گذرا را نمی توان به لحاظ صورت یا نقش به تنهایی مطالعه کرد، بلکه برای تشخیص این ساخت، به طور همزمان به صورت و نقش وابسته ایم و در تعریف این ساخت باید پیوستاری برای آن در نظر بگیریم. به عبارتی می توان افعال را در پیوستاری از گذرایی توصیف کرد و آنها را به سه گروه افعال گذرای پیش نمونه ای، افعال گذرای غیرپیش نمونه ای و افعال ناگذرا تقسیم کرد.
    کلیدواژگان: پیش نمونه_ساخت گذرا و معنی شناسی شناختی
  • مهناز آزادمنش*، شهلا شریفی صفحه 21
    این پژوهش به بررسی مقایسه ای نشانه های بازخوردی در مکالمات تلفنی زبان فارسی و انگلیسی از نظر بسامد، نوع، نقش و جایگاه آنها در گفتار می پردازد. نشانه های بازخوردی، واژگان و اصواتی مانند: «بله»، «جدا»، «hmm»، «mm» و... هستند که به کرات در مکالمه ها شنیده شده و به سخنگو می فهمانند که سخنانش چگونه درک می شود. در واقع، شنونده با تولید نشانه های بازخوردی موضع خود را نسبت به سخنان گوینده نشان می دهد. در نتیجه، این کلمات بر پیشبرد هر چه بهتر مکالمات تاثیر می گذارند. با وجود اینکه نشانه های بازخوردی در تمام زبان های دنیا وجود دارد، کاربرد آنها از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. داده های تحقیق شامل 300 دقیقه مکالمه تلفنی انگلیسی آمریکایی و 300 دقیقه مکالمه تلفنی زبان فارسی است. داده های زبان فارسی از پایگاه داده بزرگ مکالمات تلفنی فارس دات با کسب مجوز از موسسه گویش پرداز اخذ و داده های انگلیسی از تحقیق واناروک گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده برخی شباهت ها و تفاوت ها در بسامد، نقش و مکان نشانه های بازخوردی در زبان انگلیسی و فارسی است. از تفاوت های دو زبان می توان به بسامد نشانه های بازخوردی اشاره کرد؛ بسامد نشانه های بازخوردی در زبان فارسی (1691 مورد) بیشتر از زبان انگلیسی (1473 مورد) بوده است. پرکاربردترین نشانه بازخوردی در هر دو زبان، نشانه های بازخوردی کوتاه بوده اند و از نظر جایگاه، محتمل ترین مکان ظاهر شدن این نشانه ها، پایان سازه های نحوی بوده است. همچنین، اکثر نشانه های بازخوردی، نقش نشان دادن درک و فهم را داشته اند. با این حال در بین دیگر صورت ها و نقش های نشانه های بازخوردی در مکالمات زبان فارسی و انگلیسی تفاوت هایی وجود دارد.
    کلیدواژگان: نشانه های بازخوردی_مکالمات تلفنی_گوینده و شنونده
  • وحید سبزیان پور* صفحه 35
    هدف این مقاله نشان دادن تاثیر حکمت های خسروانی و اندیشه های ایرانشهری در ادب عربی است. با آنکه این سخن جدید نمی نماید، موضوع از زاویه جدیدی مطالعه شده که تا به حال به آن پرداخته نشده است. این مقاله مدعی است علاوه بر حضور گسترده حکمت های ایرانی در ادب عربی، بخش اعظم بیش از هزار مثل مولدی (غیر عربی) که در منابع عربی وجود دارد، ایرانی است. لذا پس از ترسیم زمینه های تاریخی برای انتقال این اندرزها به ادب عربی، با معرفی ده ها نمونه از این امثال که در ایرانی بودن آنها تردیدی وجود ندارد، راه را برای پژوهش های بعدی هموار کرده ایم. به علاوه، برای آنکه تاثیر ادب و فرهنگ ایرانی را در ادب عربی نشان داده باشیم، مضامین مشابه آنها را در ادب فارسی و عربی نقل کرده، به امثال و حکم دهخدا ارجاع داده ایم. در مواردی نیز به نقد شرح و تحلیل برخی متون ادب فارسی پرداخته ایم تا نشان دهیم تاثیر اندیشه های ایرانی در ادب عربی بیش از آن است که امروز بر اذهان محققان حاکم است و حق فرهنگ و ادب ایران نه تنها از سوی محققان عرب که از سوی اندیشمندان ایرانی هم، چنانکه باید شناخته نشده است.
    کلیدواژگان: امثال مولد_فرهنگ و ادب ایران باستان_فرهنگ و ادب عربی و ضرب المثل ایرانی و عربی
  • ابراهیم محمدی*، محمدحسن الهی زاده صفحه 57
    متون تاریخی کهن، از جمله تاریخ بیهقی، بنا بر ساختار روایی شان، همواره با ادبیات پیوستگی نزدیکی داشته اند. در نگارش این متون که از حیث محتوا کاملا تاریخ بنیان اند، گاه از ظرفیت های شعری و هنری زبان و نیز آرایه های ادبی، به میزان قابل توجهی بهره گرفته شده است. نظریه پردازان پست مدرن - مانند هایدن وایت و پل ریکور- نیز آنگاه که بر روایی بودن متون تاریخی تاکید می کنند، یکی دیگر از پیوندهای بنیادی متون تاریخی و ادبی را برجسته می سازند.
    نکته مهمی که بسیار شایسته درنگ و پژوهش می نماید، کیفیت روایت در متون تاریخ نگارانه و آثار ادبی است. اگر روایت را توالی از پیش انگاشته شده رخدادها بدانیم، هم متون ادبی و هم متون تاریخی که خود شامل «زنجیره ای از رخدادهای سازماندهی شده اند»، روایت مبنا هستند؛ اما قواعد روایتگری در هر کدام متفاوت است و میان شیوه روایتگری این دو، با وجود برخی همانندی ها، تفاوت های بنیادینی دیده می شود.
    در این پژوهش با بهره گیری از نظریه «تاریخ روایی» و بر اساس مبانی علم روایت شناسی، به مطالعه تاریخ بیهقی پرداخته شده است. در متن مقاله با تحلیل روایتگری بیهقی، بر این نکته تاکید شده که اثر بیهقی همان طور که از نامش پیداست، نوشته ای در حوزه تاریخ نگاری است که در آن، گاه از جنبه های ادبی زبان (ظرافت های شعری) و شگردهای روایی متون ادبی به خوبی استفاده شده است. بنابراین زیبایی های ادبی تاریخ بیهقی نباید مخاطب را از بنیان تاریخ نگارانه اش دور کند.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهقی_روایت گری ادبی_روایتگری تاریخی و اختلال در روایت
  • علیرضا شاهینی*، محمدرضا نصر اصفهانی صفحه 79
    از دیدگاه شماری از منتقدان، صادق هدایت در بیشتر داستان های خود، قهرمانانش را به مرگ سوق می دهد و این مسئله برآمده از ذهن مرگ اندیش و فلسفه بدبینانه وی درباره زندگی است. از معضلات نقد داستان های هدایت، یکی همین است که آثارش سرشار از یاس فلسفی دانسته شده و دیگر اینکه شخصیت های اصلی داستان پیش را، مثل راوی بوف کور، آیینه شخصیت خود نویسنده می دانند؛ اما با دقت در بن مایه های داستانی هدایت، باید در مرگ فلسفی این شخصیت ها به سوء ظن نگریست. هدایت از جمله نویسندگانی است که در ساختار روایت داستان های خود، رویکردی ویژه به نمایش جنبه های روانی شخصیت ها دارد. بنا بر نظریه روان شناسانه فروید درباره دو غریزه عشق و مرگ به عنوان دو غریزه اصلی انسان- غریزه عشق به زندگی در پی شکست و نرسیدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جای خود را به غریزه مرگ می دهد. در این مجال، ردپای این نظریه روان شناختی در بن مایه داستان های هدایت بررسی می شود.
    کلیدواژگان: غریزه_مرگ_عشق_زندگی_هدایت و فروید
  • علیرضا نبی لو* صفحه 101
    مقاله حاضر به مطالعه و تحلیل داستان مهر و ماه می پردازد. علاوه بر طرح مباحثی درباره این داستان، پیشینه و روایت های دیگری از آن، به پژوهش ریخت شناسانه ساختار داستان و عناصر آن توجه شده و مباحثی مانند زبان، شخصیت، راوی و زاویه دید، ساختار زنجیره ای داستان، بن مایه ها، زمان و مکان در آن بررسی شده است. سراسر کتاب را یک داستان بلند در برگرفته و شخصیت های متعددی در پیشبرد رویدادها درگیرند. نثر این اثر گاهی ساده و گاهی فنی و مسجع می شود. در این داستان از 45 شخصیت استفاده شده که غالبا با نام خاص از آنها یاد می شود. بیشترین شخصیت ها را جادوان و پریان(5/24 درصد) و زنان و دختران (2/22درصد) تشکیل داده اند. راوی داستان نامعلوم و مبهم است. زاویه دید داستان، سوم شخص یا دانای کل است. کارکردهای سی و یک گانه مورد نظر پراپ را در این داستان می توان دید و آن را می توان در شش مرحله وضعیت آغازین، پیچیدگی مسئله، انتقال، ستیز، بازگشت و به رسمیت شناخته شدن دسته بندی کرد. الگوی روایی داستان بدین قرار است:α γ φ δ β ↑ ε λ F A C λ E G G K D H F C B E B O λ H K M Ex φ Pr U K E Pr O T L K W QN I Rs ↓شخصیت های داستان را نیز می توان از منظر پراپ در هفت حوزه کنش متمایز کرد. حوادث خارق العاده از عناصر اصلی این داستان است که به همراه جادوان و پریان روایت را پیش می برد، زمان، طبق روال داستان های سنتی نامعلوم و کلی است. مکان های شکل گیری داستان برخی واقعی و برخی خیالی اند و از چین، هند، مکه، شام و مصر تا مغرب را در بر می گیرند.
    کلیدواژگان: معر و ماه_ریخت شناسی_ساختار زنجیره ای و داستان پریان
  • محمد مشهدی نوش آبادی* صفحه 123
    یکی از مباحث مهم درباره شعر و اندیشه حافظ، مبحث جبرگرایی است. گرچه محققان از جنبه های گوناگون این مسئله را مطالعه کرده اند؛ این موضوع نیز مانند بسیاری از موضوعات مربوط به حافظ محل مناقشه است. برخی از محققان، جبرانگاری حافظ را تایید کرده اند، گرچه در اشعری گرایی او اتفاق ندارند؛ بیشتر آنان در این نکته تامل کرده و اندیشه حافظ را ورای عقیده مجبره و اشاعره می دانند. در این مقاله ضمن طرح این گونه دیدگاه ها به این نکته توجه شده که موضوع اختلاف اشاعره و معتزله بر سر فعل ارادی انسان است و هر عقیده جبری را نمی توان دیدگاهی اشعری و حتی مومنانه تلقی کرد. سپس نگاه رندانه حافظ به جبر مطالعه و با شواهد متعدد از دیوان وی، نشان داده شده که حافظ این گونه اشعار را در جواب ملامتگرانی آورده که وی را به عشق و رندی متهم می کنند. سرانجام نیز دیدگاه محققانی که با این عقیده همسو هستند مطرح شده است. نتیجه پژوهش های مقاله نشان می دهد که بیشتر ابیات حافظ که ظاهری جبرگرا دارد، در مقام مجادله با ملامتگران و ناظر بر مهم ترین ایراد معتزله بر جبرگرایان است. بنابر این نه تنها جبری و اشعری مسلک بودن حافظ را اثبات نمی کند، بلکه دلیلی بر اختلاف فکری حافظ با آنان است.
    کلیدواژگان: حافظ_جبر_اشاعره_تقدیرگرایی و رندی
|
  • Faeqeh Shah Hoseini* Page 1
    The present article studies Prototype of transitive structure in Persian verbs. So far, transitivity has been studied from different aspects. However, in Persian language it has been studied limitedly from a cognitive perspective. The main objective of the present article is to get to a precise and clear definition of transitivity regarding Persian speakers’ cognition. To do so, the author defines prototype of transitive structure based on seven major criteria, and one minor criterion. According to the findings of the research, to define transitivity we have to consider both form and function. Transitivity can be defined on a continuum, ranging from prototypical transitive verbs to non-prototypical transitive verbs, and intransitive verbs.
    Keywords: prototype, transitive structure, cognitive semantics
  • Mahnaz Azadmanesh*, Shahla Sharifi Page 21
    This research is aimed to study about back channel response in Persian and English telephone conversation comparatively in terms of measuring the frequency, type, function and position of it in the dialogue. The back channel response includes lexemes and phones such as “ya”, “really”, “Humm”, “mm”, … which are heard in the conversion repetitively in order to notify the speaker how his/her words are comprehended. In fact, the hearer reflects his/her position toward the speakers’ words through producing back channel response, as a result these signs have an impressive effect on the continuing the conversation. Despite the fact that back channel response exist in all the languages of the world, its function is different from one to another language.In general, the research data were extracted from a 300 minutes American English telephone conversation as well as 300 minutes Persian telephone conversation. The Persian data have received from Fars Dot telephone conversation database and took the permission from Gooyesh Pardaz Institute, while the English data have got from Vanarook research paper. The results of the study stand for a number of similarities and differences in frequency, function and position of back channel response in both English and Persian languages. Moreover, it is possible to illustrate how back channel response in Persian is more than English as they are 1691 and 1473 items respectively. The most frequent items in terms of their use were short back channel response, which were most likely represented in the end of the syntactic constituents. Furthermore, most of the back channel response items have an important effect on the comprehension process. However, there are more differences between the other forms and functions of back channel response in the Persian and English dialogues.
    Keywords: back channel response, telephone conversation, speaker, hearer
  • Vahid Sabzianpour* Page 35
    The objective of the present article is to show the influence of Khosravani Wisdom and Iranshahri’s thoughts on Arabic Literature. The subject does not seem new. What is new is our approach to it. The article claims that in addition to bold traces of Persian wisdoms in Arabic Literature, most part of more than a thousand proverbs available in Arabic literature are of Persian origin. We have first introduced historical background facilitating the way to transfer of the proverbs into Arabic literature, and then we have traced back lots of Arabic proverbs to their roots to make sure of their origins. In addition, we have also referred to Dehkhoda’s Amthal-o-Hekam for common contents of Persian and Arabic proverbs. In some cases we have carried out critical study and analysis of some Persian literary texts, resulting to the fact that the influence of Persian wisdoms and thoughts on Arabic literature goes beyond the imaginations of not only the contemporary Arab scholars but also the Persian scholars.
    Keywords: Amthal Moulad, ancient Persian culture, literature, Arabic culture, Literature, Persian, Arabic proverbs
  • Ebrahim Mohammadi*, Mohammadhasan Elahizadeh Page 57
    Ancient history texts, including Behaqi’s History, are close to literature because of their narrative structure. Though historical in content, they considerably show characteristics of the language used in poetry. Post-modern scholars, like Hayden White and Paul Ricoeur, make prominent another aspect of the essential links between historical and literary teats texts while stressing their narrative character. What seems worth more study is the type of narration in the both two text types. If we consider narration as the sequence of events, both literary and historical texts are narration based. However the rules of narration is different, and despite some similarities, there are fundamental differences in narrative modes.The present article studies Behaqi’s History using the theory of “Narrative History”, and narratology. Analyzing narration, we stress the fact that Behaqi’s History, as the title is indicative, is a text in the field of history, where there exist some poetic features, as well. So, poetic attractions of the text should not distract the reader from its historical bases.
    Keywords: Behaqi's History, poetic narration, historical narration, interfere in narration
  • Alireza Shahini*, Mohammadreza Nasrefahani Page 79
    Many critics believe that Hedayat drives characters of his fictions to death, and this is something arising from his death aware mentality and his pessimistic attitude to life. There are some problems with Critical studies of Hedayat’s stories. First, they see the works full of philosophical despair. Secondly, they treat the protagonists as mirroring the character of the author. However, delving in motives of Hedayat’s stories, one can be suspicious about philosophical treatment of death of the fictional characters. Hedayat is among the writers who have especial approach to reveal psychological aspects of the characters in narrative structure of his stories. According to Freud theory of instincts, human behavior was motivated by two biologically energized instincts, respectively termed Eros, the life instinct, and Thanatos, the death instinct. When the life instinct decays as a result of failure, the death instinct takes the place of it. The research tries to study the stories in this framework.
    Keywords: instinct, death, Eros, life, Hedayat, Freud
  • Ali Reza Nabiloo* Page 101
    In order to focus on the analysis of the Mehr -o- Māh story in this paper, a number of issues, literature reviews and different versions of narratives as well as fiction structures and its elements are rendered. Moreover, it is considered to review some related topics such as language, character, narrator, the point of view, the structure chain and plot, theme, setting and time. As a result, the whole book considered as a long story with numerous characters promoting the events. The structure of the sentences and its style of writing are uncomplicated and technical simultaneously. Furthermore, 45 characters with usually proper names play a role in the narrative, while most of them are magicians and fairies (24.30 %) or women and girls (22.2 %). The narrator, additionally, is unclear and vague, so the story is narrated in the third person point of view. The paper aims to study the story based on the 31 acts which mentioned by Propp and also considering his classification in 6 stages, including preparation, complication, transference, struggle, return, recognition. At the end, it is worth mentioning to know that narrative pattern of the story is as following:α γ φ δ β ↑ ε λ F A C λ E G G K D H F C B E B O λ H K M Ex φ Pr U K E Pr O T L K W QN I Rs ↓Moreover, the characters could be classified in 7 distinct groups of act, which extraordinary events as the main elements of the story play a great role. In more details, the time of the narrative is unclear; some of the locations are realistic, while some of them virtual, such as China, India, Mecca, Sham, Egypt and Morocco.
    Keywords: Mehr, va, Māh, Morphology, Chain of structures, Fairytale
  • Mohammad Mashadi Nooshabadi* Page 123
    One of the signifying issues about poetry and thought of Hafez, a Persian poet, is determinism and fatalism. Although a number of researchers have studied this topic from different aspects, it is still, like so many other issues about Hafez, seriously debatable. A part of scholars have stressed on determinism in his poetry, even if they don’t reach to any common point about his being Ash’ari. Most of them have believed in not his being a part of these two schools. In this paper, firstly, a quick review of different standpoints about Hafez’s thought world will put forward. Then the discussion goes through the dissension of Ash’arite and Mutazilah schools, which based on the human’s intended or chosen’s act, considering that every deterministic belief is not attributed to Ash’arite or any kind of theological approach. Finally, through focusing on the freethinking behavior of Hafez toward the determinism, based on various examples from his poetry book, it is rendered that these reneges of poems are composed in reply to his reproachers who had charged him with the profligacy and love. At the end, the viewpoint of researchers who believed in determinism of Hafez is negotiated. As a result, most of Hafez’s poems which are apparently in harmony with determinism school, considered as his disputing with the reproachers as well as criticizing Ash’arite and Mutazilah in terms of ignoring freedom of choice. To come to the point, being a part of determinism and Ash’rite school not only could not explain Hafez as he is but also is against his disagreement with these schools.
    Keywords: Hafez, determinism, Ashrite, fatalism, profligacy