فهرست مطالب

قبسات - پیاپی 79 (بهار 1395)
  • پیاپی 79 (بهار 1395)
  • بهای روی جلد: 60,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/04/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیده زهرا حسینی *، عبدالرسول کشفی، احد قراملکی صفحه 5
    خداوند در آثار ابن سینا به مثابه وجودی کاملا متفاوت و دیگر حضور می یابد و وی در مباحث فلسفی خویش، از واجب الوجود به عنوان خدا، تصویری ارائه می کند که نه تنها به لحاظ وجودی، متعالی صرف و متباین نسبت به ماسواست؛ بلکه حتی دامنه این تعالی تا حوزه ذهن و معرفت انسان نیز ادامه می یابد. از سوی دیگر، مباحث وی درباره نیایش در آثار گوناگون او، در نگاه نخست ممکن است بیانگر ناسازگاری یا دست کم چندگانگی درباره تصور بوعلی از خدا باشد. اما ابن سینا که به اشکال نیایش با خدای غیرشخص وار واقف است، به صراحت، سخن گفتن به معنای عرفی را با واجب الوجود متعال محال می داند؛ ازاین رو به جای تغییر تصویر خدا، به مفهوم سازی دیگری از نیایش می پردازد و تعریفی فلسفی از آن ارائه می دهد. حقیقت نیایش در نگاه وی، یک گفتگوی صرف نیست؛ بلکه گونه ای تحول وجودی است که در معرفت و عشق ریشه دارد. وی این امر را با تمایز نهادن میان دو بعد ظاهری که وی با رویکری تشریعی بیان می کند و بعد حقیقی که با نگاه فلسفی وی پیوند دارد و تحویل نیایش به مفهوم عشق توضیح می دهد. مفهوم سازی ابن سینا از عشق الهی نیز، هم با تصور وی از خدای غیر متشخص و هم با تعریف نیایش سازگاری کامل دارد.
    کلیدواژگان: نیایش، خطاب، خدای غیر انسان وار، وحدت، عشق، تشبه نفس ناطقه
  • عبدالله نصری، مهدی سعادتمند صفحه 35
    برهان حدوث متکلمان در اثبات وجود خدا مبتنی بر حدوث عالم (ماسوی الله) و درنتیجه وابستگی آن به مبدئی قدیم است. بدین گونه که مناط نیاز معلول به علت را حدوث آن قرار می دهند. اما حکما مناط نیاز به علت را امکان ماهوی و ملاصدرا آن را امکان فقری می دانند. در اندیشه صدرایی بر برهان حدوث، دو اشکال اساسی وارد است؛ اشکال اول، مبنایی است و بر دخالت دادن حدوث به عنوان مناط نیاز به علت وارد شده و اشکال دوم بر بنای استدلال اینکه حدوث عالم در سطح عوارض و اوصاف بیرونی آن است و متکلمین از سرایت آن به جوهر عالم ناتوان اند. ملاصدرا می کوشد به واسطه حرکت جوهری به نوعی حدوث را متوجه جوهر عالم بداند و برهان را تصحیح کند. این تکاپو گرچه قالب برهان حدوث را حفظ می کند؛ ولی محتوای آن را تغییر کلی می دهد و بیشتر به سمت برهان حرکت نزدیک می کند.
    کلیدواژگان: برهان حدوث، حدوث، حادث، امکان، حرکت جوهری
  • سید محمد حکاک صفحه 57
    ساده ترین و عمومی ترین و به اعتباری موثرترین برهان در خداشناسی، برهان نظم است. این برهان به علت عمومی بودن، یعنی گستردگی حوزه اقامه کنندگان و مخاطبان برهان تا حد تقریبا عموم آدمیان، مورد بی دقتی هایی در تقریر و فهم و مدعای آن واقع شده است؛ تا آنجا که شبهه هایی نابجا بر آن وارد کرده اند. استاد مطهری و استاد جوادی آملی دو فیلسوف متکلم و متکلم فیلسوف هستند که درباره این برهان بحث کرده اند. در بحث استاد مطهری به شبهه های نابجای دیوید هیوم فیلسوف انگلیسی توجه ویژه شده و بدانها پاسخ داده شده است. در این نوشتار، پس از بحثی کلی درباره برهان نظم و بیان پیشینه آن در فلسفه و کلام اسلامی، تبیین و مقایسه آرای این دو فیلسوف در خصوص جنبه های گوناگون این برهان آمده است. در ضمن مقایسه، آرای اختلافی دو حکیم گران قدر داوری شده است. همچنین در پایان مقاله، نظری جدید در خصوص نتیجه برآمده از برهان آمده است.
    کلیدواژگان: برهان نظم، نظام فاعلی، نظام غایی، مطهری، جوادی آملی
  • علی الله بداشتی، امیر حسین میرزا ابوالحسنی صفحه 85
    جریان فکری سلفی گری را می توان از منظرهای گوناگون و متفاوتی تحلیل و بررسی کرد و پیش فرض های اتخاذشده در این تحلیل در ساختار نهایی تحقیق موثر است. سلفیه با اتخاذ موضع حس گرایی در هستی شناسی، نقل گرایی مبتنی بر ظاهر در بحث معرفت شناسی و روش شناسی و مرجع قرار دادن فهم، قول و فعل سلف از یک سو و ناکارآمد جلوه دادن عقل و احکام و تاملات عقلی از سوی دیگر در حوزه معرفت دینی، به دام چنان مهجوریتی گرفتار آمده اند که در برخی موارد اظهارات آنان در تناقض با همان نقلی است که داعیه پایبندی به آن را دارند. در این نوشتار، ضمن مرور مبانی سلفی گری و بررسی رویکرد این جریان فکری در بحث هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی، محصول این رویکرد که اسلام گرایی عقل ستیز و ظاهرگراست، تبیین و ارزش معرفت شناختی عقل و کارکرد آن در حوزه معرفت دینی از دیدگاه این فرقه، تحلیل و نقد می شود.
    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: عقل، سلفی گری، هستی شناسی، روش شناسی، معرفت شناسی، معرفت دینی
  • محمد تقی سهرابی فر صفحه 109
    آیا انسان ها ماهیتی ثابت و مشترک دارند یا اینکه هر کدام از آنها از ابتدا یا در ادامه زندگی، ماهیتی متفاوت می یابند؟ مقاله حاضر، پاسخ این پرسش را در میان آرای صدرالمتالهین جستجو می کند. در حکمت متعالیه، انسان ها افزون بر برخی تفاوت های پیشینی، در ادامه زندگی، تفاوت های اساسی پسینی می یابند و ماهیت های متفاوت از هم رقم می زنند؛ ولی این امر، منافاتی با اشتراکات ذاتی بالقوه و بالفعل آنها ندارد. ازجمله مشترکات ذاتی انسان ها، فطرت توحیدی است و همه انسان ها با وجود تفاوت های گاه جدی، از فطرت توحیدی برخوردارند. در همین راستا می توان آموزه ها و توصیه های فرازمانی و فرامکانی داشت.
    کلیدواژگان: انسان، ذات، ذاتمندی، حکمت متعالیه، صدرالمتالهین
  • حسین عشاقی صفحه 125
    در فلسفه های رایج برای حدوث عالم، انواعی بیان شده و عالم را به اجمال به انواعی از حدوث، حادث دانسته اند؛ مانند «حدوث ذاتی»، «حدوث زمانی»، «حدوث تجددی» و «حدوث دهری». در مقاله پیش رو به نقد دیدگاه های فلاسفه در مورد انواع حدوث عالم می پردازیم و روشن می کنیم هیچ یک از این حدوث ها در نظام کثرت وجود و انقسام موجود به حادث و قدیم پذیرفتنی نیست؛ بلکه باید حدوث عالم را بر اساس نظام کثرت ظهورات، طرح و اثبات کرد.
    کلیدواژگان: حدوث، قدم، حدوث ذاتی، حدوث زمانی، حدوث تجددی، حدوث دهری، حدوث عالم، کثرت وجود
  • محمد جواد رودگر صفحه 151
    یکی از مسائل بسیار ضروری در ساحت معارف عرفانی و معالم شهودی، این است که آیا منابع وحیانی (وحی قرآنی بیانی) ظرفیت تولید عرفانی که در آسمان ریشه دارد و به طورمستقیم و مستقل از کتاب و سنت استنباط و اصطیاد شود را داراست؟ به بیان دیگر آیا می توان با روش اجتهادی، معارف باطنی و انفسی را از متون دینی اکتشاف کرد تا به تدریج دانش عرفان وحیانی تولید شود؟ پرسش یادشده با عنایت به عرفان مصطلح موجود که برساخته شهود عارفان در مقام عین الیقین و حق الیقین است و درون مایه های دینی دارد و مستظهر به آیات، احادیث و ادعیه است و درعین حال موافقان و مخالفان و حتی معاندانی دارد، از اهمیت و ضرورت بیشتری برخوردار است. ناگفته نماند که عرفان وحیانی یا اهل بیتی، عرفانی است که با منطق اجتهادی از نصوص دینی یا متن کتاب و سنت، درک و دریافت یا کشف و تولید می شود؛ یعنی عرفانی برخاسته و برساخته از کشف تام محمدی که کارکردهای معرفتی معنویتی گسترده ای در حوزه ها و عرصه های گوناگون دارد و یکی از منابع تکوین و تکامل تمدن نوین اسلامی است. نوشتار حاضر در صدد پاسخ به پرسش بنیادین یادشده بر مدار فرضیه «کتاب و سنت منبع غنیم و قویم عرفان (نظری) با شاخصه های محکم و متقن هستند» شکل و شاکله یافت.
    کلیدواژگان: کتاب و سنت، عرفان وحیانی، کشف و شهود، اجتهاد، اهل بیت
  • سید محمد حسن جواهری صفحه 181
    به تصریح روایات، خدا در قرآن تجلی یافته است. این تجلی می تواند به دو صورت متنی و روحانی باشد. تجلی روحانی در ابعاد گوناگون، به مقاله هایی دیگر با محوریت «اعجاز تاثیری» موکول است و این مقال، تنها تجلی متنی را دنبال می کند. تجلی خدا در متن با نشانه هایی در آن همراه است که از طریق شناخت نشانه ها می توان بدان راه جست. برخی این فرایند را انتساب متن به خدا و به اختصار «نظریه انتساب» نام نهاده اند.نظریه پرداز مورد بحث در این مقال، اعجاز قرآن را به نشانه های متنی خدا مربوط دانسته و در مسیر تبیین و تثبیت دیدگاه خویش شبهه هایی بر نظریه مشهور که اعجاز قرآن را به فرابشری** بودن متن قرآن از جهت بیان و محتوا نسبت می دهد، وارد کرده و نظریه خویش را تنها راه پاسخگویی به آنها دانسته است؛ ازاین رو نگارنده در این مقاله ضمن واکاوی این نظریه بر اساس نوشته های نظریه پرداز اشکالات آن را آشکار کرده و به شبهه های وی پاسخ داده است. درضمن نگارنده کوشیده صورتی از نظریه یاد شده یا تجلی متنی خدا در قرآن را که درست و حقیقت می داند، با تبیین مناسب تری ارائه کند.
    کلیدواژگان: اعجاز قرآن، تحدی، نظریه انتساب، نشانه شناسی، روان شناسی زبان
|
  • Seyyedeh Zahra Hoseini *, Abdo., Rrasool Kashfi, Ahad Faramarz Qaramaleki Page 5
    God appears as a completely different being in Ibn Sina's writings; in his philosophical discussions he presents a picture from the 'necessary being' as God which is not only mere-transcendental in its being and distinct from other beings, the range of this transcendence reaches to human's mind and knowledge as well. On the other hand his discussions about prayer, in his different writings, might show the incompatibility of his pictures of God or at least their multiplicity at first glance, but since Ibn Sina is aware of the problems of praying to a non-person-like God, he clearly states that speaking – in its common sense - with the almighty 'necessary being' is impossible; he thus creates a different meaning for prayer, instead of changing the picture of God, and presents a philosophical definition for it. The reality of prayer, in his view, is not a mere dialogue; rather it is a kind of existential change which is rooted in knowledge and love. He explains this matter by distinguishing between the formal aspect – which he explains with a Divine legislation approach - and the real aspect – which is connected with his philosophical view – and by changing the concept of prayer to love. Ibn Sina's picture of the Divine love is completely compatible with his picture of non-person-like God and also his definition of prayer.
    Keywords: prayer, address, non, person, like God, unity, love, similarity of rational soul
  • Abdollah Nasri, Mahdi Saadatmand Page 35
    The 'argument of contingency' for proving God's existence is based on the contingency of the universe (except God) and therefore it depends on an eternal origin. In other words the reason why an effect needs a cause is its contingency. But the theosophists believe the reason why an effect needs a cause is the possibility of its essence and Molla-Sadra believes it to be the poorness of its essence. There are two main problems about Molla-Sadra's view of the argument of contingency; the first problem is related to the base of the argument and to the fact that the reason why an effect requires a cause is its contingency and the second problem is related to the form of the argument, which is the fact that world's contingency is an external description and the theologian cannot extend it to the essence of the world. Molla-Sadra tries to extend the world's contingency to its essence through the theory of "trans-substantial motion" and thus corrects the argument. Although this attempt keeps the form of the argument of contingency, but completely changes its content and makes it close to the 'argument of movement'.
    Keywords: argument of contingency, contingency, a contingent accident, possibility, trans, substantial motion
  • Seyyed Mohammad Hakkak Page 57
    The argument of order is the most simple, common and affective argument in theism. Due to its generality, or the wide range of the presenters and the addressees of this argument which almost cover all human beings, it has some inaccuracies in its explanation, understanding , and its main claim; this is to an extent that some improper doubts has been posed about it. Professors Motahhari and Javadi Amoli, as two theologian philosophers and philosopher theologians, have discussed this argument. Professor Motahhari has especially paid attention to the unacceptable doubts of David Hume, the English philosopher, and has answered them. I will first present a general discussion on the 'argument of order' and its background in philosophy and Islamic Kalam, and will then explain and compare the views of the two philosophers about the different aspects of the argument of order. Comparing the views of the two valuable theosophists, I have judged about the discrepancies of the two views. At the end of the article a new view about the result of the argument is presented.
    Keywords: argument of order, the agent system, the final system, Motahhari, Javadi Amoli
  • Amir, Hosein Mirza Abol, Hasani, Ali Allah Bedashti Page 85
    The Salafieh course of thought may be investigated and analyzed from different perspectives and the presuppositions of this analysis affects the final structure of the research. Salafieh is sensual in ontology, traditional and based on the literal meaning in epistemology and methodology, and consider the ancestor's understanding, words and acts as their source on the one hand, and assume reason and its understandings and reflections inefficient on the other hand; which makes them so obsolete that in some cases their statements end up to be in contradiction with the tradition they claimed to be loyal to. Reviewing the basis of the school of Salafieh and investigating its approach in ontology, epistemology and methodology, I have explained the result of this approach – which is an anti-reason and literalistic (those who trust to outward of statement rather inward of it) Islam - and have analyzed and criticized the epistemological value of reason and its function in religious knowledge.
    Keywords: reason, Salafism, ontology, methodology, epistemology, religious knowledge
  • Mohammad, Taqi Sohrabifar Page 109
    Do all human beings have a common and constant essence or each has a different essence from the beginning or at the rest of their lives? This article searches for the answer of this question in the writings of Molla- Sadra. According to the 'transcendental wisdom' beside their a priori differences, humans will find some main a posteriori differences in the rest of their lives and will find different essences with respect to each other, yet this does not deny their essential commonality, in actuality or in potency. One of the human's essential commonality is their monotheistic nature; all human beings have monotheistic nature despite all their differences which are serious in some cases. Therefore we may have trans-temporal and trans-spatial teachings and advices for human being.
    Keywords: human, essence, having essence, the transcendental wisdom, Molla-Sadra
  • Hosein Oshshaqi* Page 125
    World's contingency has different types as considered in the popular philosophy; they consider the world contingence with different types of contingencies such as "essential contingency", "temporal contingency", "renewable contingency", "contingency through perpetual duration". I will criticize philosopher's perspective on the types of world's contingency and will show that none of these types of contingencies are acceptable in the system of plurality of being and the division of being into pre-eternal and contingent; rather the world's contingency should be posed and proved on the base of the system of plurality of manifestations.
    Keywords: pre-eternal, contingent, essential contingency, temporal contingency, renewable contingency, contingency through perpetual duration, contingency of the world, plurality of being
  • Mohammad, Javad Roodgar Page 151
    One of the most important matters in mystical knowledge and intuitional awareness is as follows: do revelatory sources (the Quranic revelation and its explanations) have the capacity to produce a heavenly mysticism which is directly and independently deduced and derived from the holy Quran and the tradition? In other words is it possible to infer esoteric knowledge from religious texts to gradually produce the science of revelatory mysticism? This question is more important and necessary to answer when we consider the present idiomatic mysticism which is made up of the intuitions of the mystics at the levels of 'ein-ol-yaqin' and 'hagol-yaqin' and has religious essence and is approved with Quran's verses and traditions and prayers [narrated from the infallible Imams] and has some pros and cons and even deprecators. It should be noticed that revelatory or ahl-ol-beiti mysticism is a mysticism understood or deduced and produced from religious texts, the Holy Quran and tradition, with the logic of Ijtihad (exertion). In other words it has arisen and has been produced from the Mohammadian complete intuition which has many spiritual-cognitive functions in different fields and is one of the sources of formation and perfection of the new Islamic civilization. This article will answer the mentioned question according to the following hypothesis: "the Holy Quran and tradition are two rich and sound sources of mysticism with sound and stable factors".
    Keywords: Holy Quran, tradition, revelatory mysticism, intuition, Ijtihad (exertion), Ahl-ol-Beit
  • Seyyed Mohammad, Hasan Javaheri Page 181
    God has manifested in the Holy Quran, as asserted in tradition. This manifestation may be textual or spiritual. The spiritual manifestation is postponed to other articles with the subject of "impressive miracle" and this article will only deal with textual manifestation. God's manifestation in the text has some signs which may be found through understanding these signs. Some have named this process 'ascription of text to God' shortly called "the theory of ascription". The mentioned theoretician believes the miracle of Quran is related to God's textual signs and explaining and proving his view, poses some criticisms about the common view which relates the miracle of Quran to its superhuman** text in terms of its expression and content; he believes his theory is the only solution. Investigating this theory according to the words of the theoretician, the author of this article has revealed some of its problems and has answered his criticisms. The author has also tried to properly elaborate the form of theory acceptable to himself (the textual manifestation of God in the Holy Quran).
    Keywords: miracle of Quran, advanced challenge, the theory of ascription, semiology, psychology of language