فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 3 (پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/30
  • تعداد عناوین: 18
|
  • غلامحسین پور تقی، عباس رضایی، علی خوانین، فیروز ولی پور صفحات 1-11
    مقدمه
    بافت شبکه ای یکسان و محکم در سلولز باکتریایی امکان استفاده از آن را به عنوان فیلتر و جاذب فراهم می نماید. در این تحقیق از سلولز باکتریایی حاصل از رشد و تکثیر باکتری استوباکتر گزیلینوم که قبلا در آزمایشگاه تولید شده و با تابش اشعه مایکروویو به صورت جامد متورم تبدیل شده بود به عنوان جاذب بخارات تولوئن از هوا استفاده گردید.
    روش بررسی
    برای اندازه گیری ظرفیت جذب، مقدار 6 گرم سلولز میکروبی در ستون شیشه ای با حجم 20 میلی لیتر قرار گرفت و غلظت ppm 150 از بخارات تولوئن با جریان هوای عبوری ml/min 2/0 در دمای 25 درجه سانتیگراد، از بستر جاذب عبور داده شد و همزمان مقدار تولوئن خروجی در زمانهای مختلف اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    یک گرم سلولز میکروبی متورم و دانه بندی شده با مش20 می تواند نزدیک به 1میلی گرم (mg 95/0) بخارات تولوئن را در طی مدت 13 دقیقه جذب نماید و به حالت اشباع کامل برسد. همچنین میزان 20 سانتی متر مکعب کربن اکتیو و سلولز میکروبی در شرایط یکسان به ترتیب پس از 70 دقیقه و 39 دقیقه به حالت اشباع رسیدند.
    نتیجه گیری
    هرچند که سلولز باکتریایی در حجم یکسان ظرفیت کمتری نسبت به کربن اکتیو دارد ولی با توجه به اینکه چگالی آن بسیار کمتر می باشد می توان گفت که توانایی وزنی سلولز باکتریایی بالاتر از کربن اکتیو در جذب بخارات تولوئن بوده است.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، جاذب، سلولز باکتریایی، ایزوترم جذب
  • محمدرضا وفائی نسب، محمد رضا زارع زاده مهریزی صفحات 12-21
    مقدمه
    با توجه به هزینه بری زیاد خدمات در بیمارستانها مخصوصا بیمارستانهای دولتی و ضرورت ساماندهی به امور اقتصادی آنها نیاز به شناسایی ومشخص شدن تاثیر هریک از عوامل موثر بر بازاریابی خدمات بهداشتی درمانی در بیمارستانها می باشد. در این مطالعه تاثیرعوامل بازاریابی خدمات ازنظر مشتریان داخلی بررسی شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش کاربردی و مقطعی است. تعداد نمونه 33نفر از مجموعه مدیران ارشد و میانی شامل مدیر داخلی، مدیر پرستاری، سوپروایزرهای آموزشی، مسئولین اداری مالی، آزمایشگاه، داروخانه و رادیولوژی بیمارستانهای شهر یزد را شامل می شود که از طریق سرشماری در پاییز1390مورد بررسی قرارگرفته است.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و داده ها توسط نرم افزارهای آماری بویژه spss و statistica مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    بیشترین فراوانی (درصد) پاسخ مدیران در ارتباط بانقش آنها در بکارگیری عامل خدمت یا محصول دربیمارستانهای یزد در حد متوسط (2/72%) ومتعلق به مسئولین آزمایشگاه،عامل قیمت در حد کم (6/63%) ومتعلق به مسئولین اداری مالی،عامل توزیع در حد متوسط (50%) ومتعلق به مسئولین آزمایشگاه،عامل ارتقاء یا تبلیغ در حد خیلی کم (4/68%) ومتعلق به مسئولین اداری مالی، عامل مردم یا اشخاص در حد زیاد (3/73%) ومتعلق به مسئولین رادیولوژی،عامل شواهد فیزیکی در حد زیاد (6/47%) ومتعلق به مدیران بیمارستانها،عامل فرایند در حد متوسط (4/44%) ومتعلق به سوپروایزرهای آموزشی،عامل بهره وری وکیفیت در حد متوسط (7/66%) ومتعلق به مسئولین آزمایشگاه ارزیابی شده است.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج حاصله از این پژوهش درصد بیشتری از مترونها اعتقاد به نقش خود در بکارگیری عوامل خدمت، مردم یا اشخاص،شواهد فیزیکی،فرایندو بهره وری وکیفیت داشتند. همچنین مسئولین رادیولوژی در بکارگیری عوامل توزیع وارتقاء،مسئولین داروخانه دربکارگیری عامل قیمت و مدیران بیمارستانها اعتقاد به نقش زیادومتوسط خود در بکار گیری عوامل موثر بازاریابی خدمات بهداشتی درمانی داشتند.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: بازاریابی، خدمت، بیمارستان، مدیران ارشد، عوامل موثردر بازاریابی خدمات
  • مهدی صفدری، محمد حسن احرامپوش، محمد تقی قانعیان، محمد علی مروتی، اعظم محمدلو، مهدی میرزایی علویجه صفحات 22-32
    مقدمه
    امروزه بازیافت یکی از راه های نجات بشر از انبوه زباله هایی است که تولید می کند. در واقع بازیافت به معنای یک سیستم با هدف بهینه سازی مصرف منابع مختلف به منظور دستیابی به سود کلی بیشتر همراه با تولید مواد زائد کم تر است. هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد و زنان خانه دار شهر یزد در زمینه بازیافت مواد زائد جامد بود.
    روش بررسی
    این یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بود و جامعه مورد پژوهش زنان خانه دار شهر یزد بودند که در یک نمونه 300 نفری به صورت خوشه ای تصادفی از پنج منطقه شهر شامل: شمال، جنوب، شرق، غرب، مرکز و از هر منطقه دو خوشه (هر خوشه شامل یک محله بود که 32 خانوار آن مورد بررسی قرار می گرفت) انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته دارای روایی و پایایی معتبر در چهار بخش جمعیت شناختی، آگاهی، نگرش و عملکرد می باشد که به صورت مصاحبه و خودگزارش دهی توسط دو کارشناس آموزش دیده تکمیل گردیدند.
    یافته ها
    میانگین سن شرکت کنندگان 21/15±84/41، 7/32% (98 نفر) دارای تحصیلات دیپلم، 88% (264 نفر) دارای وضعیت اقتصادی متوسط، 84% (252 نفر) متاهل، 3/50% (151 نفر) خانه دار، 3/83% (250 نفر) با وضعیت سکونت مالکیت بودند. میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد آنها به ترتیب برابر با 91/1±21/8،(از کل 14 امتیاز) 47/4±59/36 (از کل 50 امتیاز) و 67/0±89/1 (از کل 3 امتیاز) بود. بین سطح تحصیلات زنان با آگاهی (001/0 > p) با نگرش (004/0 = p) و بین شغل و آگاهی (001/0> p) آن ها رابطه آماری معناداری وجود داشت. همچنین همبستگی معناداری بین میانگین نمره آگاهی و نگرش (283/0)، آگاهی و عملکرد (122/0) و عملکرد و نگرش (241/0) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان در سطح قابل قبولی قرار داشته اما با تاکید بیشتر بر جنبه های آموزشی خصوصا از طریق شهرداری ها می توان عملکرد بهتری از زنان را شاهد بود. همچنین با ایجاد برنامه های مشارکتی و تشویقی بین خانواده و شهرداری ها می توان در ارتقاء این فعالیت زیست محیطی گام هایی در خور توجه برداشت.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، بازیافت، مواد زائد جامد، زنان
  • سید سعید مظلومی محمودآباد، محسن میرزایی، مهدی میرزایی علویجه صفحات 33-43
    مقدمه
    با توجه به اهمیت بهداشت و سلامت جامعه و انتقال و شیوع بسیاری از بیماری ها از راه های مختلف از جمله دست اندرکاران تهیه، تولید و توزیع مواد غذایی و با توجه به برگزاری دوره های آموزش بهداشت اصناف طی دوازده سال گذشته در کشور و اهمیت ارزشیابی آن و اینکه مدل کرک پاتریک یکی از مهم ترین مدل ها برای ارزشیابی دوره های آموزشی می باشد لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان اثر بخشی دوره های آموزش بهداشت اصناف کشور مبتنی بر مدل کرک پاتریک صورت گرفت.
    روش بررسی
    مطالعه توصیفی حاضر از نوع مقطعی بود و در میان 900 نفر از کسبه دارای گواهینامه بهداشت اصناف انجام گرفت. نمونه ها به صورت تصادفی از پانزده استان انتخاب شدند و مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه مبتنی بر مدل کرک پاتریک شامل: اطلاعات زمینه ای و جمعیت شناختی با هشت سوال، 35 سوال آگاهی، 5 گویه نگرش در خصوص اهمیت برگزاری و گذراندن دوره های آموزش بهداشت اصناف، 21 سوال عملکرد برحسب تعدادی از ماده های فرم آئین نامه مقررات بهداشتی اصناف و ده گویه رضایتمندی از نحوه برگزاری کلاس ها بود. داده ها توسط SPSS ویرایش هجدهم و با کمک آمار توصیفی و آزمون پارامتریک تحلیلی ضریب همبستگی پیرسون در سطح معناداری 05/0 مورد آزمون قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین سن شرکت کنندگان 55/13 ± 03/36 سال بود. حداکثر امتیاز کسب شده و بالاترین فراوانی شرکت کنندگان در هر سطح ارزشی سازه ها به ترتیب؛ آگاهی (باز پاسخ) 18/67 درصد و 7/59 (خوب) درصد، آگاهی (چند گزینه ای) 77/62 و 8/64 (متوسط) درصد، مجموع آگاهی 02/61 و 8/68 (متوسط) درصد، رضایتمندی 62/58 و 3/49 (خوب) درصد، نگرش 5/67 و 3/57 (متوسط) درصد و عملکرد 80/74 و 1/75 (خوب) درصد بود. افزایش میزان نگرش باعث افزایش معنادار همه متغیر های؛ آگاهی، رضایتمندی، رفتار، تعداد کلاس های شرکت شده، سن و سابقه کار شده بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به مدل ارزشیابی کرک پاتریک میزان اثر بخشی دوره های آموزشی صورت گرفته در هر یک از حیطه ها در سطح «متوس ط» و «خوب» قرار گرفته است و همچنان لزوم ارتقاء سطح فرآیند آموزش و یادگیری در هر یک از سطوح آموزشی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: آموزش، بهداشت اصناف، آگاهی، نگرش، عملکرد، مدل کرک پاتریک
  • احمد راهبر، محسن بارونی، محمد امین بهرامی، اسماء صابرماهانی صفحات 44-58
    مقدمه
    افزایش روزافزون مخارج دارویی از جمله نگرانی های سیاست گذاران سلامت در دنیاست. هدف پژوهش حاضر، تخمین تابع تقاضای دارو در جامعه شهری ایران به منظور کمک به سیاست گذاری موثر برای منطقی کردن مصرف دارو در کشور بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی، تحلیلی است که به صورت تداومی و گذشته نگر انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کل خانوارهای شهری کشور بوده و نمونه گیری انجام نشده است. داده های مورد نیاز از گزارش تفصیلی آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و هزینه داروئی آن ها در یک دوره زمانی 20 ساله از سال 1370 تا 1389 که توسط مرکز آمار ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منتشر شده و با استفاده از فرم های طراحی شده توسط پژوهشگر استخراج شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اقتصادسنجی E-Views انجام شد. همچنین برای برآورد کشش های مختلف (کشش قیمتی و کشش درآمدی) از تحلیل رگرسیون استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان می دهد که هزینه داروئی خانوارهای شهری ایران در تابع تقاضا، متغیری درون زا بوده و تابع متغیرهای شاخص قیمت دارو، درآمد کل خانوار و هزینه ویزیت پزشک می باشد. کشش قیمتی تقاضای دارو، 56/0، کشش درآمدی تقاضا، 42/0 و کشش متقاطع تقاضای دارو نسبت به هزینه ویزیت پزشک در دوره مطالعه، 18/0 برآورد گردید.
    نتیجه گیری
    کشش پذیری کم قیمتی تقاضای دارو بدان معنی است که دارو در جامعه شهری ایران، نقش کالای ضروری را داشته و تقاضای آن حساسیت چندانی نسبت به تغییر قیمت ندارد. لذا، سیاست های کنترل مصرف دارو در کشور باید بر اقدامات غیرقیمتی نظیر افزایش آگاهی عمومی در مورد مصرف دارو و اصلاح رفتار تجویز داروی ارائه دهندگان مراقبت متمرکز شوند
    کلیدواژگان: تقاضای دارو، کشش قیمتی، کشش درآمدی، کشش متقاطع
  • ابوالفضل برخورداری، روح الله امینی گندمانی، محمدجواد زارع، جواد زواررضا، مسعود میرزایی صفحات 59-68
    مقدمه
    تماس شغلی با غبارات ایجاد شده در فرایند فرش بافی می تواند منجر به عوارض ریوی در قالیبافان گردد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تماس قالیبافان با گردوغبار کلی و ارتباط آن با پارامترهای عملکرد ریوی می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه مورد شاهدی گذشته نگر بر روی190نفر(95 قالیباف شهر خمین به عنوان گروه موردو 95نفر غیر قالیباف به عنوان گروه شاهدصورت پذیرفت. میزان تماس استنشاقی قالیبافان با گردوغبار کلی با استفاده از نمونه برداری هوا و روش وزن سنجی تعیین گردید. پارامتر های اسپیرومتری از جمله FVC و 1 FEV و PEF و 75-25 FEF مربوط به عملکرد ریوی قالیبافان و همچنین پارامتر های مربوط از جمله درجه حرارت محیط کار و رطوبت در محیط کار نیز جمع آوری گردید. همبستگی یافته های تماس با گردوغبار کلی با پارامتر های عملکرد ریوی مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان غلظت گردوغبار کلی در گروه مورد مطالعه برابر 47/2 ± 69/4 میلیگرم در مترمکعب بود که در مقایسه با گروه شاهد (9 33/1 ± 89/2 میلیگرم در مترمکعب) به طور معنی داری بالاتر بود (0001/0 P =). در بررسی مقایسه غلظت گردوغبار کلی و عملکردهای ریوی نیز ارتباط معنی داری بین این دو پارامتر مشاهده نگردید (321/0 P =). بررسی پارامتر های محیطی از قبیل رطوبت، درجه حرارت و نوع تهویه در کارگاه های مورد مطالعه نشان داد که با تغییرات درجه حرارت، رطوبت و تهویه کارگاه می تواند بر روی عملکرهای ریوی تاثیرگذار باشد. بررسی ها نشان داد که رابطه معکوسی بین سابقه کاری و شاخص های FVC و FEV و PEF و 75-25 FEF وجود داشته و با افزایش سابقه کاری این شاخص ها کاهش پیدا می کنند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که با وجود اجرای طرح بقا در مناطق مورد مطالعه، تماس قالیبافان با گردوغبار کلی می تواند به عنوان یک عامل خطرناک شغلی به میزان بالایی وجود داشته باشد.
    کلیدواژگان: قالیبافی، گردوغبار کلی، پارامترهای عملکرد ریوی، اسپیرومتری، پارامترهای محیطی، شهر خمین
  • بهروز اکبری آدرگانی، عبدالمحمد عطاران، زهره تقی ملا، شهرام شعیبی صفحات 69-83
    مقدمه
    سنجش دقیق بار آلی یکی از پارامتر های مهم و تعیین کننده در انتخاب طراحی فرایند تصفیه مناسب برای فاضلاب های خانگی و صنعتی به شمار می رود. انجام آزمون اکسیژن خواهی شیمیایی در نمونه های حقیقی همواره با تداخل عوامل مزاحم، هضم ناقص نمونه و مصرف بالای مواد آلاینده محیط زیست روبرو بوده است. هدف از انجام این مطالعه کاربردی- تحقیقی بهبود سامانه هضم در آزمون اکسیژن مورد نیاز شیمیایی به کمک نانوذرات نقره به منظور سنجش بارآلی پساب صنایع داروسازی است.
    روش بررسی
    در این پژوهش بجای استفاده از سولفات نقره، از نانو ذرات نقره با اندازه متوسط 20 نانومتر در آزمون اکسیژن مورد نیاز شیمیایی استفاده شد و پس از بهینه سازی متغیرهایی همچون دما و زمان هضم و تعیین میزان بهینه کاتالیست، کلیه اعداد شایستگی برای روش پیشنهادی مشخص شد و در شرایط بهینه بار آلی پساب کارخانه داروسازی مشتمل بر فاضلاب بهداشتی و صنعتی و فاضلاب مخلوط اندازه گیری شد و کلیه نتایج با روش مرجع مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج این بررسی نشان می دهد که تنها با بکارگیری 16 درصد از جرم نقره بکاررفته در روش مرجع می توان به کارایی موثری از نظر هضم نمونه های فاضلاب داروسازی و برخی ترکیبات شیمیایی دیرهضم دست یافت. نتایج بررسی، حداقل دما و زمان لازم برای دستیابی به شرایط بهینه هضم را نشان می دهد که در حضور مقادیر اندک نانو ذرات نقره، عملیات هضم در زمان 120 دقیقه در دمای بهینه 150 درجه سانتی گراد کامل می شود. همچنین روش پیشنهادی از میانگین انحراف استاندارد 03/4 و درصد خطای 06/5 برخوردار است(12= n) که در مقایسه با روش استاندارد از دقت و صحت بالاتری برخوردار است. مقادیر حد تشخیص و حداندازه گیری به ترتیب 5 و 15 میلی گرم در لیتر بودند و این سیستم از دامنه خطی 15 تا 300 میلی گرم در لیتر برخوردار است.
    نتیجه گیری
    باتوجه به کارایی بسیار خوب سامانه بر هضم مواد آلی در حضور نانو ذرات نقره، در تعیین بار آلی نمونه های فاضلاب صنایع داروسازی و برخورداری از تکرارپذیری بالا، مطابقت داده ها با روش مرجع، دامنه خطی گسترده، بکارگیری مقادیر بسیار کمتر نقره و سازگاری بیشتر با محیط زیست استفاده از این روش برای سنجش بار آلی فاضلاب صنایع داروسازی و فاضلاب سایر صنایع مشابه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اکسیژن مورد نیاز شیمیایی، فاضلاب دارو سازی، بار آلی، نانو ذرات نقره
  • محمد علی مروتی شریف آباد، اقدس حاجی زاده، صدیقه اخوان کرباسی، حسین حسین فلاح زاده صفحات 84-94
    مقدمه
    تغذیه انحصاری با شیر مادر تا 6 ماهگی بهترین تغذیه برای کودک می باشد که تامین کننده نیازهای جسمی، فیزیو لوژیک و روحی او تا شش ماهگی است و باعث کاهش بروز برخی عفونت ها می شود و تابحال کمتردر تحقیقات بهداشتی مورد توجه قرار گرفته است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع تغذیه انحصاری با شیر مادر تا شش ماهگی و برخی عوامل مرتبط با آن در شهر اردکان ارائه می شود.
    روش بررسی
    طی یک مطالعه توصیفی مقطعی در مرداد ماه 1390، 413 کودک 12- 6 ماهه از 4 مرکز بهداشتی درمانی شهری شهر اردکان بصورت سر شماری مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات بوسیله پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه با مادر جمع آوری گردید. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و نیز اطلاعات مربوط به وضعیت تغذیه کودک در 6 ماهه اول زندگی بود. تمامی مادران داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند.
    یافته ها
    8/50 %اطفال مورد بررسی پسر و 2/49% دختر بودند میزان تغذیه انحصاری فقط با شیر مادر تا 6 ماهگی 1/6% درصد و میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر و آب جوشیده 6/34% بود. میانگین مدت تغذیه انحصاری فقط با شیر مادر22/2±49/3 ماه و میانگین مدت تغذیه انحصاری با شیر مادر و آب جوشیده 79/1± 55/4 ماه بود. بین تغذیه انحصاری با شیر مادر و توقف وافت رشد ارتباط معنی دار آماری وجود داشت. مهم ترین موانع تغذیه انحصاری با شیر مادر از دید مادران به ترتیب گریه بدون علت و بیقراری نوزاد ودرک ذهنی از ناکافی بودن شیر مادر گزارش گردید.
    نتیجه گیری
    میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در سطح پایین گزارش شد و اکثر مادران شیرده در زمینه کافی بودن شیر خود در شش ماهه اول جهت تغذیه شیر خوار توجیه نبوده و علت عدم موفقیت خود را در انجام این رفتار موارد نامربوطی از جمله بیقراری نوزاد ودرک ذهنی از کافی نبودن شیر ذکر کردند که نشان دهنده عدم آگاهی لازم آنان در این زمینه می باشد، بعلاوه افراد با سواد در امر تغذیه انحصاری با شیر مادر موفق تر از افراد کم سواد بودند که همه موارد فوق گواه برنیاز آموزشی بیشتر جهت افزایش آگاهی مادران شیرده در این زمینه می باشد.
    کلیدواژگان: تغذیه انحصاری با شیر مادر، توقف رشد، افت رشد، موانع
  • حسین لدنی، عظیم پاکسا، حسن نصیریان، عباس درودگر، محمدرضا عبائی صفحات 95-105
    مقدمه
    سوسری آلمانی ناقل مکانیکی عوامل بیماریزای مختلف از قبیل ویروسها، باکتریها، تک یاخته ها و تخم انگلها می باشد. هدف از این مطالعه، تعیین سطح حساسیت سوسری آلمانی نسبت به حشره کش های بندیوکارب و کاربایل از گروه کاربامات، مالاتیون و کلرپیریفوس از گروه فسفره، به روش In vivo می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه سوشهای وحشی سوسری آلمانی پس از جمع آوری از چند بیمارستان و خوابگاه در شهر تهران و انتقال به انسکتاریوم تحت شرایط یکسان آزمایشگاهی پرورش داده شدند و سطح حساسیت آنها با استفاده از غلظتهای تمایزی تعیین شده بر روی سوش حساس نسبت به حشره کش های بندیوکارب، کاربایل، مالاتیون و کلرپیریفوس به روش In vivo مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از اثر غلظتهای تمایزی بر روی سوشهای وحشی سوسری آلمانی نشان داد که پائین ترین غلظت تمایزی به حشره کش کلرپیریفوس (mg/m2 63/6) و بالاترین آن به حشره کش کارباریل (mg/m2 11/390) اختصاص داشت. اکثر سوشهای وحشی درجاتی از مقاومت و تحمل را نسبت به حشره کشهای بندیوکارب، کارباریل، مالاتیون و کلرپیریفوس از خود نشان دادند.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که حشره کش های گروه کاربامات بخصوص کارباریل در حال حاضر برای مبارزه با سوسری آلمانی کارآیی ندارند و توصیه می شود مصرف این حشره کشها متوقف گردد. در مورد حشره کش های گروه فسفره نیز توصیه می شود به دلیل مقاومت به مالاتیون و احتمال وجود مقاومت متقاطع (Cross resistance) بین ترکیبات مختلف این گروه از مصرف حشره کشها خودداری گردد.
    کلیدواژگان: سوسری آلمانی، مقاومت، کاربامات، فسفره
  • محمدحسن احرامپوش، معصومه طباطبایی، محمدتقی قانعیان، محسن عسکر شاهی، محسن امرالهی، بهزاد جمشیدی صفحات 106-115
    مقدمه
    فلزات سنگین از جمله آلاینده های مهمی هستند که امروزه غلظت آن ها در محیط زیست با گسترش شهرها و توسعه صنایع افزایش یافته است. یکی از مهمترین فلزات سنگین، کروم است که به صورت اکسیدهای سه و شش ظرفیتی در صنایعی مانند آبکاری، شیشه، سرامیک، دباغی و چرم کاربرد دارد. کروم شش ظرفیتی دارای مخاطرات بهداشتی اثبات شده ای مانند سرطان زایی است. هدف از این مطالعه بررسی کارایی نانوذرات آلومینای اصلاح شده با لیگاند شیف باز در حذف کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی در شرایط اسیدی است.
    روش بررسی
    این تحقیق یک مطالعه تجربی است که در آن آزمایشات در شرایط ناپیوسته و در دمای C ° 20 انجام شده و اثر غلظت اولیه کروم، جرم جاذب و زمان واکنش بر حذف کروم شش ظرفیتی توسط جاذب نانوذرات آلومینا مورد بررسی قرار گرفت. برای تهیه جاذب، نانوذرات آلومینا از شرکت نانوکیمیا پژوه تهیه و برای افزایش ظرفیت جذب، با لیگاند شیف باز و در حضور سورفاکتانت مناسب اصلاح شد. مطالعه روی نمونه های سنتزی حاوی غلظت های 2و 5 میلی گرم در لیتر کروم انجام گرفت. غلظت مقادیر مجهول کروم شش ظرفیتی به روش اسپکتروفتومتری در حضور معرف 1و5-دی فنیل کاربازاید و طول موج 540 نانومتر تعیین شد.
    یافته ها
    با توجه به نتایج، با افزایش جرم جاذب و زمان واکنش مقدار حذف آلاینده افزایش و با افزایش غلظت اولیه کروم مقدار حذف کاهش یافت. داده های این تحقیق نشان داد که بیشترین میزان جذب کروم شش ظرفیتی توسط نانوذرات آلومینای اصلاح شده با لیگاند شیف باز در مدت زمان 180 دقیقه انجام و آزمایش به حالت تعادل می رسد. بیشترین میزان راندمان حذف و ظرفیت جذب در شرایط بهینه(جرم جاذب 1/0 میلی گرم در لیتر و3 pH =)، برای غلظت اولیه کروم 5 میلی گرم در لیتر و زمان 180 دقیقه به ترتیب برابر با 4/83 درصد و mg/g 17/4 می باشد.
    نتیجه گیری
    نانوذرات آلومینای اصلاح شده با لیگاند شیف باز جاذبی موثر در حذف کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی می باشد.
    کلیدواژگان: نانوذره آلومینا، جذب سطحی، کروم شش ظرفیتی، لیگاند شیف باز
  • علی عبدالله نژاد، افشین ابراهیمی، نگار جعفری، مرضیه وحید دستجردی، حشمت الله نور مرادی صفحات 116-127
    مقدمه
    به منظور پیشگیری از اثرات مضر فلزات سنگین بر سلامتی انسانها، بررسی مقدار فلزات سنگین در سیگارها وتوتون های معطر امری ضروری است، لذا این پژوهش با هدف تعیین مقدار فلزات سنگین در برخی نمونه های پر مصرف سیگار و توتون های معطر موجود در بازار ایران انجام گرفته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه 9 نمونه سیگار و 3 نمونه توتون معطر پر مصرف و موجود در بازار ایران انتخاب و از نظر مقدار فلزات سنگین سرب، روی، کادمیوم، کروم، نیکل، مس و آهن در توتون آنها بررسی شدند. فلزات سنگین نمونه ها با روش هضم اسیدی و دستگاه جذب اتمی شعله ای قرائت گردید. برای اطمینان از صحت نتایج، آزمایشات برای دو سری نمونه بصورت متوالی انجام شد.
    یافته ها
    میانگین غلظت فلز آهن با حداکثر μg/g 28/78 ± 45/473 در تمامی نمونه های سیگار بالاترین مقدار را بخود اختصاص داد. در حالی که کمترین میانگین غلظت فلز مربوط به کروم با مقدار μg/g 03/0 ± 33/1 بود. آزمون آماری بین میانگین مقادیر فلزات سنگین در سیگارها و توتون های ایرانی و خارجی اختلاف معنی داری نشان نداد(05/0 P >).
    بحث و نتیجه گیری
    در مجموع با توجه به نتایج به دست آمده وجود فلزات سنگین در برخی نمونه های پر مصرف سیگار و توتون های معطر موجود در بازار ایران مشخص شد. لذا باتوجه به اهمیت این موضوع، برای حفظ سلامتی انسان باید تلاش جدی صورت گیرد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، سیگار، توتون های معطر
  • محمد حسین باقیانی مقدم، زهرا شریف پور، مسعود لطفی زاده، آزاده نجارزاده، حسین فلاح زاده، ساناز نصیری صفحات 128-139
    مقدمه
    فرایند میانجی شناختی ارزیابی تهدید در تئوری انگیزش محافظت رفتارهای ناسازگارانه را ارزیابی می کند و سازه های آن شامل حساسیت، شدت و پاداش های درک شده درونی و بیرونی می باشد. فرایند میانجی شناختی ارزیابی کنارآمدن که توانایی مقابله و دفع خطر تهدید شده را ارزیابی می کند، شامل سازه های خودکارآمدی، کارآمدی پاسخ و هزینه درک شده می باشند هدف مطالعه حاضر مقایسه ارزیابی کنارآمدن و ارزیابی تهدید در پیش بینی قصد و رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان در مادران شهر یزد می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش مقطعی، 220 نفر از مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر یزد مورد مطالعه قرار گرفتند. این افراد به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای با روایی و پایایی قابل قبول بود. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، سازه های فرآیند ارزیابی کنارآمدن و تهدید، به انضمام قصد و رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان بود که به صورت خود گزارش دهی تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار16 spss و آزمونهای آماری ANOVA، ضریب همبستگی و Linear regression analysis انجام شد.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که فرایند ارزیابی تهدید با قصد و رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان همبستگی منفی و فرایند ارزیابی کنار آمدن با قصد و رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان همبستگی مثبت و معناداری در سطح01/0 داشتند. میزان پیش بینی قصد رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان توسط ارزیابی تهدید و ارزیابی کنارآمدن 4/28% بود که تنها فرآیند ارزیابی کنارآمدن پیش بینی کننده معناداری بودند. (05/0 > p)
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان می دهد که فرآیند میانجی شناختی ارزیابی کنارآمدن در پیش بینی قصد و رفتار تغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان موفق تر بوده است، لذا با کاستن هزینه درک شده و بالا بردن کارآمدی پاسخ و خودکارآمدی با هدف تسهیل پذیرش رفتارتغذیه ای مناسب می تواند به عنوان یک اصل در آموزش مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارزیابی کنار آمدن، ارزیابی تهدید، قصد و رفتارتغذیه ای پیشگیری کننده از سرطان
  • زینب احدی، لاله نبی زاده اصل، مریم اکبری، حسن مظفری خسروی، آزاده نجارزاده صفحات 140-148
    مقدمه
    با توجه به اهمیت مصرف لبنیات در دوره نوجوانی جهت رشد مطلوب، توزیع شیر رایگان توسط آموزش و پرورش در سال های اخیر در مدارس کشور اجرا شده است. این مطالعه جهت تعیین میزان پذیرش این طرح و عوامل موثر بر آن در دبیرستان های دخترانه شهر یزد انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1389 با مشارکت 703 دانش آموز دختر دبیرستانی انجام گرفت. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای از هر دو منطقه آموزش و پرورش صورت گرفت. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه حاوی سوالات زمینه ای، سوالاتی در مورد میزان پذیرش شیر و عوامل موثر بر آن در بین دانش آموزان انجام گرفت و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه شد.
    یافته ها
    3/37 % از دانش آموزان اصلا شیرهای توزیع شده را مصرف نمی کردند. بین میزان پذیرش شیرهای توزیعی و نمره آگاهی ارتباط معنی داری مشاهده نشد ولی میزان پذیرش با نمره نگرش دانش آموزان ارتباط معنی داری داشت. از بین دانش آموزانی که شیرهای توزیع شده را مصرف می کردند 63% علت مصرف خود را مفید بودن شیر و از بین کسانی که این شیرها را مصرف نمی کردند 64% علت عدم مصرف خود را خوش طعم نبودن شیرهای ارائه شده ذکر کردند.
    نتیجه گیری
    میزان پذیرش شیرهای توزیع شده در حد مطلوب نبوده و با توجه به نتایج فراوانترین دلیل عدم پذیرش، طعم نامطلوب بوده است. بهبود کیفیت و حتی اصلاح طعم شیرهای این طرح در افزایش پذیرش نقش به سزایی خواهد داشت.
    کلیدواژگان: طرح شیر مدارس، پذیرش، آگاهی، نگرش
  • غلامرضا آذری، امیرحسین داودیان طلب، عمادالدین مظلومی محمود آباد، امیرعباس مفیدی، آزیتا داودیان طلب صفحات 149-160
    مقدمه
    بدون شک استرس شغلی و اختلالات اسکلتی-عضلانی رابطه مستقیمی با سلامت کارکنان دارد. بنا به گزارش معاونت درمان سازمان تامین اجتماعی بیماری های اسکلتی – عضلانی علت4/14درصد از کارافتادگی های کلی در ایران بوده، همچنین بیشترین تعداد مراجعات به کمیسیون های پزشکی بدوی سازمان تامین اجتماعی به علت ناراحتی های اسکلتی - عضلانی بوده است. هدف از این مطالعه تعیین میزان شکایت از درد در اندام فوقانی و بررسی رابطه آن با استرس شغلی در کارکنان اداری می باشد.
    روش بررسی
    این یک مطالعه مقطعی می باشد که در سال 1390 انجام گرفت. نمونه در این مطالعه 320 نفر از کارکنان اداری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی می باشند. که 37 درصد نمونه را مردان و 63 درصد را زنان تشکیل می دهند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش چارت نشان دهنده ی اختلالات اسکلتی عضلانی BDC، پرسشنامه استرس شغلی HSE و همچنین یک پرسشنامه باز پاسخ می باشد. روش نمونه گیری طبقه ای بوده که بر طبق جمعیت هر دانشگاه تعداد نمونه انتخاب می شدند،و از نرم افزار SPSS نسخه 16برای آنالیز آماری استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داده بیشترین اختلالات اسکلتی عضلانی مربوط به کمر با 2/28 درصد و کمترین آن مربوط به بازو و ساعد با7/4درصدمی باشد. نتایج همچنین نشان داد که شکایت از درد در کمر، بازو، گردن و شانه اختلاف معنی داری بین زن و مرد دارد.همچنین میزان استرس بالا، 11درصد می باشد. در زیر مقیاس مربوط به استرس بیشترین میزان استرس بالا مربوط به روابط بین فردی 1/73 درصد و کمترین مقدار آن مربوط به کنترل با 5/2درصد می باشد. همچنین هیچ رابطه معناداری بین شکایت از درد اندام فوقانی با زیر مقیاس های استرس شغلی وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که میزان استرس شغلی و درد در اندام فوقانی در نمونه مورد نظر بالا می باشد اما رابطه معنی داری بین درد در اندام فوقانی و استرس شغلی پیدا نشد، با توجه به میزان بالای استرس و اختلالات اسکلتی عضلانی در این نمونه و با توجه به اینکه مطالعات گذشته، نقش استرس و اختلالات اسکلتی عضلانی را در بهره وری، غیبت از کار و رضایت شغلی را به اثبات رسانیده اند پیشگیری از این عوامل ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی، عضلانی، استرس شغلی، کارکنان اداری، ارگونومی
  • علیرضا وحیدی، محمد افخمی اردکانی، محمد یحیی وحیدی، محمدابراهیم رضوانی صفحات 161-167
    مقدمه
    دیابت یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی و چهارمین علت مرگ و میر در جهان می باشد. و با نقص در متابولیسم کربوهیدراتها، چربیها وپروتئین ها همراه با احتمال کمبود ترشح انسولین با درجات متفاوتی از مقاومت به انسولین مشخص می شود. استان یزد از دیرباز به شهر شیرینی معروف بوده و متاسفانه در زمینه دیابت رکورددار است میزان شیوع بیماری دیابت در استان ‪ یزد 1/5تا دو برابر بیش از متوسط کشوری آن است. میزان شیوع این بیماری در استان یزد 4/7 درصد و درکشور 2/3درصد است بررسی های انجام شده، نشان دهنده بالا بودن بیش از حد مصرف بلانکیت(Na2So2O4) به عنوان سفیدکننده می باشد. به همین دلیل بر آن شدیم تا اثر دیابت زائی بلانکیت را بررسی کنیم.
    روش بررسی
    این مطالعه مداخله ای in vivo در حیوان آزمایشگاهی، از نوع کنترل دار بر روی موش بزرگ آزمایشگاهی انجام گردید در ابتدا30 موش بزرگ سفید آزمایشگاهی نربا وزن بین 250-200 گرم به طور تصادفی به 5گروه 6 تایی تقسیم کرده. با استفاده از لوله موئینه هپارینه از گوشه چشم آنها خون گرفته شده سپس گروه کنترل آب و در گروه مورد بلانکیت با غلظت های ppm 4، 20، 100، 200 به آب آنها اضافه نموده و در روزهای 15، 30، 90 ازگوشه چشم آنها خون گیری مجدد شد و میزان غلظت قند خون آنها (FBS) تعیین گردید و پس از آن اطلاعات آنها جمع آوری و با استفاده از آزمونهای ANOVA و t-test موردتجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان داده است که سطح قند خون دراثر تجویز بلانکیت افزایش یافته و به غلظت نیز وابسته می باشد که بیشترین افزایش مربوط به دوز 200 میلی گرم بر کیلوگرم می باشد(001/0 PV=).
    بحث و
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که بلانکیت می تواند در موش باعث افزایش قند شود. لذا پیشنهاد می شود دراین زمینه پژوهشهایی از جمله بررسی مقاومت به انسولین، میزان ترشح انسولین و... انجام گیرد. تا جواب گوی این سوال باشد که آیا بلانکیت باعث بیماری دیابت می گردد یا خیر؟
    کلیدواژگان: بلانکیت، قندخون ناشتا، موش
  • محمد ملکوتیان، بهنام حاتمی، شیدوش دولتشاهی، احمد رجبی زاده صفحات 168-183
    مقدمه
    نگرانی در مورد بحران انرژی همراه با تغییرات آب و هوایی و افزایش گرمایش جهانی، باعث توجه بیشتر به تولید انرژی بیودیزل از میکروجلبکها شده است. رشد سلولی، تولید بیوماس و تجمع لیپید در میکروجلبک از عوامل تعیین کننده بازدهی اقتصادی بیودیزل بوده و هدف از این مطالعه، بررسی نقش محیط کشت در افزایش بازدهی عوامل مذکور می باشد.
    روش بررسی
    میکروجلبک نانوکلروپسیس اوکولاتا درچهار محیط Walne، F/2، Sato و TMRL کشت داده شد. میزان رشد سلولی به طور روزانه از طریق اندازه گیری دانسیته سلولی با استفاده از اسپکتوفتومتر تعیین گردید. تولید بیوماس و تجمع لیپید در دو فاز رشد لگاریتمی و رشد ثابت میکروجلبک، اندازه گیری و ترکیبات تشکیل دهنده بوسیله گازکروماتوگرافی تشخیص داده شد. مطابق استاندارد، کیفیت روغن استخراج شده از هر محیط کشت جهت تولید بیودیزل، بوسیله اندیس ید تعیین گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصل نشان داد بیشترین میزان رشد سلولی و تولید بیوماس در محیط کشت Walne و به ترتیب برابر day-1 2616/0 و gl-1 652/2 می باشد. بیشترین درصد تبدیل بیوماس به لیپید نیز در محیط کشت TMRL و برابر 22/37 درصد وزن خشک سلولی حاصل شد. بیشترین بازدهی لیپید مربوط به محیط کشت Walne و برابر gl-1day-1 1057/0بود و بیشترین مقدار اسیدهای چرب غیر اشباع چندگانه PUFA (Polyunsaturated Fatty Acids)در محیط کشت Walne و در مرحله رشد لگاریتمی و برابر 99/42 درصد اسید چرب بدست آمد. بیشترین مقدار تری گلیسرید نیز در مرحله رشد ثابت و در محیط کشت sato برابر 25/75 درصد اسید چرب بدست آمد.
    نتیجه گیری
    میکروجلبک نانوکلروپسیس اوکولاتا، حداکثر بازدهی جهت مقاصد آبزی پروری و مصارف انسانی و همچنین تولید بیودیزل را به ترتیب در فاز رشد لگاریتمی و رشد ثابت و در محیط کشت Walne نشان داد.
    کلیدواژگان: میکروجلبک، نانوکلروپسیس اوکولاتا، بیودیزل، محیط کشت، بازدهی لیپید
  • احمد حائریان، مریم مهمدی، سید سعید مظلومی محمود آباد، سولماز اکبری، داوود زارع صفحات 184-193
    مقدمه
    دندانپزشکی جامعه نگر یکی از راهبردهای اساسی جهت ارتقای سطح سلامت دهان در جامعه محسوب می شود. این رویکرد اساسا بر دندانپزشکی پیشگیری و آموزش بهداشت با جلب مشارکت مردم جامعه تاکید دارد. رابطین بهداشت زنان داوطلبی هستند که از سال 1369 به صورت آزمایشی و از سال 1372 به صورت فراگیر با هدف ارتقاء سلامت با مراکز بهداشتی- درمانی همکاری می نمایند. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر آموزش بهداشت دهان و دندان ارائه شده توسط رابطین بهداشت و انترن دندانپزشکی(انترن سال اخر که تمام واحد های درسی دوره عمومی را گذرانده است) طرح جامعه نگر بر آگاهی، نگرش و عملکرد زنان خانه دار بوده است.
    روش بررسی
    این مطالعه یک مطالعه نیمه تجربی است.در این مطالعه ابتدا جزوه آموزشی و پرسشنامه طراحی شد. سپس رابطین بهداشت تحت آموزش قرار گرفتند. در مرحله بعد 80 نفر از زنان خانه دار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی اکبری (صفائیه)، مرکز بهداشتی درمانی شهید دکتر رسول فرشاد با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این مطالعه به 2 گروه 40 نفره (A و B) (گروه A گروه تحت نظرانترن دندانپزشکی وگروه B گروه تحت نظر رابطین بهداشت) تقسیم شدند. زنان هر 2 گروه معاینه شدند و شاخص پلاک آنها محاسبه شده و سپس پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. گروه A توسط انترن دندانپزشکی و گروه B توسط رابطین بهداشت تحت آموزش قرار گرفتند. سه ماه بعد نیز مجددا پرسشنامه ها تکمیل شد و شاخص پلاک زنان خانه دار بررسی شد. داده ها با استفاده از تست های آماری Wilcoxon Signed Ranks و Mann-Whitney آنالیز شدند(05/0 P<).
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که بعد از آموزش بهداشت سطح آگاهی، نگرش و عملکرد در کل نمونه ها و در گروه A و B به صورت معنی داری افزایش یافت. لازم به ذکر است که شاخص پلاک در هر دو گروه کاهش معنی داری نشان داد، اما اختلاف معنی داری بین آموزش توسط انترن دندانپزشکی و رابطین بهداشت دیده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت چندانی در نتایج بعد از آموزش ارائه شده توسط انترن دندانپزشکی و رابطین بهداشت دیده نمی شود. این مسئله می تواند تقویت کننده فرضیه مناسب بودن رابطین بهداشت جهت انجام آموزش های سلامت دهان باشد.
    کلیدواژگان: انترن دندانپزشکی، رابطین بهداشت، آموزش بهداشت
  • امیر اشکان نصیری پور، پوران رئیسی، رضا نجف بیگی، علی محمد آدابی صفحات 194-204
    مقدمه
    نخستین مسئله ای که هنگام طرح ریزی یک سازمان مطرح می شود،مسئله ساختار است. در بین ابعاد ساختاری، پیچیدگی،رسمیت و تمرکز نسبت به سایر ابعاد ساختاری در ایجاد ساختار سازمانی و اداره موثر و اثربخش سازمان نقش مهم تری دارند و آن ها را ابعاد اصلی می نامند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی ابعاد (پیچیدگی، رسمیت و تمرکز) در بیمارستان های عمومی جامعه مورد پژوهش و تعیین وضعیت موجود ابعاد ساختاری و تعیین وضعیت مطلوب ساختار با رویکرد مکانیک - ارگانیک و ارائه الگوی مناسب ساختار می باشد.
    روش بررسی
    در این پژوهش تعداد 263 نفر از کارکنان 8 بیمارستان عمومی شهرستان یزد با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای و سرشماری مورد پرسش واقع شدند. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد طراحی ساختار مطلوب «ویگا و یانوزاس» وپرسشنامه ارزیابی ابعاد ساختاری (پیچیدگی، رسمیت و تمرکز) «استیفن رابینز» به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. اطلاعات حاصل به دو شیوه توصیفی (میانگین، انحراف معیار و درصد فراوانی) و تحلیلی با استفاده از آزمون دو جمله ای و آنالیز واریانس با نسخه 19 نرم افزار SPSS، تحلیل گردید
    یافته ها
    این مطالعه نشان داد میزان پیچیدگی در بیمارستان های مورد مطالعه با کسب رتبه 32 نسبتا زیاد و میزان رسمیت با کسب رتبه 24 بالاتر از حد متوسط و میزان تمرکز با کسب رتبه 30 در حد متوسط می باشد و ساختار مطلوب از نظر پاسخگویان، ساختارمکانیکی است(001/0= P).
    نتیجه گیری
    با توجه به تصریح پرسش شوندگان در خصوص اتخاذ ساختار بسیار مکانیکی به عنوان ساختار مطلوب، ساختار منتج از این الگو را ساختاری بلند تشکیل می دهد. در این ساختار مکانیکی، امور با پیچیدگی بالا، رسمیت نسبتا زیاد و تمرکز زیاد، انجام می گیرد. هرچند بر اساس الگوی پیشنهادی می توان با تغییر در اجزاء ابعاد پیچیدگی،رسمیت و تمرکز و افزایش میزان آن به ساختار مطلوب دست یافت لیکن به نظر می رسد ارائه یک ساختار ثابت و خاص برای بیمارستان ممکن نیست بلکه می بایست همگام با تغییرات، ساختاراقتضائی مناسب برای بیمارستان طراحی شود.
    کلیدواژگان: ساختار سازمانی، ساختار مکانیکی، ساختار ارگانیکی، بیمارستان
|
  • Gh Pourtaghi, A. Rezaee, A. Khavanin, F. Valipour Pages 1-11
    Background
    Homogenous texture and strong network of bacterial cellulose indicate that it can be used as filter and adsorbent. In this research bacterial cellulose was produced by Acetobacter Xilinum. Bacterial cellulose was used for reduction of toluene vapors from the air.
    Methods
    To measure adsorption capacity، 6 grams of bacterial cellulose in column glass with volume of 20 ml was used and concentration of 150 ppm of toluene vapors passed through the bed absorber. The air flow was 0. 2 ml / min at a temperature of 25 degrees Celsius.
    Results
    One gram of turgid and dried microbial cellulose in mesh 20 can adsorb (0. 95 mg) toluene vapors during 13 minutes and reach full saturation.
    Discussion
    Overall، although the bacterial cellulose in the same volume capacity was less than the activated carbon، its density was much less. Ability of bacterial cellulose by weight is higher than activated carbon to adsorb toluene vapors.
    Keywords: Air pollution, Adsorbent, Bacterial Cellulose, Adsorbtion isotherm
  • M. Vafaeinasab, M. Zarezadeh Mehrizi Pages 12-21
    Background
    In view of high expences in the hospitals especially governmental Hospitals and need for regulations in the financials aspect makes it necessary to evaluate the effect of every factors effective in health services marketing (Internal and external customers attitude) the management can plan and design according to the role and effects of these factors in regulation of the hospitals، departments and sections under their control.
    Method
    This is a descriptive study to determine the role of management in relation to degree of aplication of each effective factors in health services marketing (Internal customers attitude) during this fall 1390 was carried out. In this study hospital administrators، heads of nursering services. Heads of financial department، educational suprevisors، heads of pharmacy، heads of laboratory، heads of radiology were studied. Data was collected by questionaire complemeted by managers and analysis carried out by spss and statistica software
    Results
    According to this study following results were obtained: maximum frequency the role of management in relation to degree of aplication of service or product factor was evaluated within the limits of intermediate and was dependent to heads of laboratory. Price factor evaluated low and was dependent to heads of administrative and financial. place and time factor، intermediate and was dependent to heads of laboratory. Promotion factor، lowly and was dependent to heads of administrative and financial. people factor، high and was dependent to heads of radiology. Physical evidence factor، high and was dependent to hospital managers. process factor، high and was dependent to egucational superwisers. productivity and quality factor، intermediate and was dependent to heads of laboratory.
    Conclusion
    According to this study results maximum frequency the role of management in relation to degree of aplication of service or product factor and people، physical evidence، productivity and quality، process was dependent to metrons. Maximum frequency the role of management in relation to degree of aplication of Promotion factor was dependent to heads of radiology. Frequency the role of management in relation to degree of aplication of price factor was dependent to heads of farmacology. According to this study following results were obtained hospital managers believed to high and intermediate rol in relation to degree of aplication of effective factors in health services.
    Keywords: Marketing, service, hospital, superior manager, mix marketing
  • M. Safdari, Mh Ehrampoush, Mt Ghaneian, Ma Morowatisharifabad, A. Mohammadloo, M. Mirzaei Alavijeh Pages 22-32
    Background
    Today، recycling is one way to save humanity from the clutches of the mass of waste that is generated. In fact recycling means a system with the aim of optimizing use of different resources in order to achieve greater overall benefits with less waste is produced. The aim of this study is to determine knowledge، attitude and performance among housewives Yazd city about recycling solid material.
    Methods
    This is a descriptive - analytical، cross-sectional study and the research community were housewives in the city of Yazd selected in random sampling (300 people) chosen from five regional cities including: North، South، East، West، and Central. From every region two clusters (each cluster containing an area that examined with 30 households) were selected. The data collection tool in this study was a valid researcher-made questionnaire with validity and reliability، in four parts of demographic، knowledge، attitude and performance that were completed through interviews and self report by trained experts.
    Results
    Mean and standard deviation of the age of housewives was 41. 84 ± 15. 21، 32. 7% (98 people) had high school graduates، 88% (264 people) had average economic status، 84% (252 people) married، and 50. 3% (151 people) were housewives، 83. 3% (250 people) with state-owned housing. The mean and standard deviation scores of knowledge، attitude and performance، were 8. 21 ± 1. 91، 36. 59 ± 4. 47 respectively and job and knowledge (p<0. 001) 1. 89 ± 0. 67. Between level of education and knowledge (p<0. 001) and attitude (p=0. 004) was a significant relationship. The Pearson test showed significant correlations between mean score on knowledge and attitude (0. 283**)، knowledge and performance (0. 122*) and performance and attitude (0. 241**).
    Conclusion
    This study showed that the level of women''s Knowledge، attitude and peractice was at an acceptable level but with greater emphasis on the educational aspects، especially by municipalities we can see better performance among women. Also to create incentive programs and partnerships between families and municipalities we can promote environmental activities.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Performance, Recycling, Solid waste, Women
  • Ss Mazloomy Mahmodabad, M. Mirzaei, M. Mirzaei Alavijeh Pages 33-43
    Background
    Considering the importance of health community، transmission and prevalence of disease in different ways such as those involved in the procurement، production and distribution of food and according to the holding courses on guilds health education during the last 12 years in the country and because the Kirkpatrick evaluation model is an important model for determining the value of training، this study was performed with aim to determine effectiveness of guilds health education courses based on Kirkpatrick model.
    Methods
    This is a descriptive cross-sectional study performed on 900 workers of the guilds that had certificate of health guilds institute. Samples were identified، selected، and interviewed by available randomized methods of the fifteen provinces in the country. Data collection tool was a questi onnaire based on Kirkpatrick model. It consisted eight questions for background and demographic variables، 35 questions on knowledge، five items on attitude specifically about the importance and necessity of holding the guilds educational courses، 21 questions on practice based on a number of Provisions Forms of Guilds bylaw and 10 items on satisfaction. Data were then analyzed by SPSS-18 and through descriptive statistics and analytical tests، Pearson correlation coefficient was set at α=0. 05.
    Results
    Mean age of the participants was 55. 13±36. 3 years. Total score and maximum frequency of participants in each level respectively were: Knowledge (open response) 67. 18 & 59. 7 (good) percent، Knowledge (Multiple Choice) 77. 62 & 64. 8 (average) percent، total Knowledge 61. 02 & 68. 8 (average) percent، satisfaction 58. 62 & 49. 3 (good) percent، Attitude 67. 5 & 57. 3 (average) percent and practice 74. 80 & 75. 1 (good) percent. By increase in attitude، all variables had significantly increased: knowledge، satisfaction، behavior، numbers of class participation، age and work experience.
    Conclusion
    According to Kirkpatrick model، effectiveness of health education in each level of training courses has shown to be «average» and «good» thus requiring the necessity of teaching and learning process promotion at each educational level.
    Keywords: Education, Environment Health, Food Hygiene, Knowledge, Attitude, Practice, Kirkpatrick Model
  • A. Rahbar, M. Barouni, Ma Bahrami, A. Saber Mahani Pages 44-58
    Background
    The rising expenditure of drugs is a worldwide policy concern. This research aimed to estimate drug demand function in Iranian urban population in order to help effective policy making for drug consumption rationalization.
    Methods
    This is a descriptive–analytical research. The required data were gathered from the published statistics of Iran Statistics Center، Iran Central Bank and Food and Medication deputy of Iran health and Medical Education Ministry at a time series of 20 years. Data analysis was carried out using E-Views software and regression analysis.
    Results
    The findings of research indicated that drug demand in Iranian urban populations’ drug demand function is an intrinsic variable that is influenced by households’ income، price index of drugs and the cost of physician visit. Price-elasticity، income-elasticity and cross-elasticity in relation with physician visit cost for drug demand were calculated as 0. 56، 0. 42 and 0. 18، respectively.
    Conclusion
    The low estimated price- and income-elasticity of drug describes that drugs have the role of essential goods in Iranian urban population. Based on this finding، it is concluded that drug consumption rationalization and controlling policies should consider other-than-price strategies in theIranian society.
    Keywords: Drug demand, Price, elasticity, Income, elasticity, Cross, elasticity
  • A. Barkhordari, R. Amini, Mj Zare, J. Zavarreza, M. Mirzaei Pages 59-68
    Background
    Occupational exposure to dust generated in the process of carpet weaving which can lead to pulmonary complications. The aim of this study was to investigate the association between exposure to carpet dust size and parameters of lung function.
    Method
    This retrospective case-control study was performed on 95 carpet weaver City Khomein. The total exposure inhaled carpet dust using air sampled was determined by gravimetric method. Spirometry parameters including FVC، FEV1، PEF and FEF25-75weaving of pulmonary function and related parameters such as temperature and humidity in the working environment were collected. The total dust exposure associated with lung function parameters were studied.
    Result
    Results showed that the total dust concentration in the study group vs. 2. 47 ± 4. 69 mg per cubic meter، compared with the control group (1. 33 ± 2. 89 mg per cubic meter) were significantly higher. Comparison of total dust concentration in lung function observed a significant relationship between these two parameters (P-value = 0. 321). Environmental parameters such as humidity، temperature and ventilation of the workshops showed that the workshops were in need of reform to reduce dust. Studies showed an inverse relationship between the experience and FVC، FEV1 and PEF، and FEF25-75 criteria exist indices decreased with increasing years of work provided.
    Conclusion
    These results indicate that the survival of the project study area، contact Kelly carpet dust as an occupational risk factor، there is still a high rate.
    Keywords: Weaving, total dust, lung function parameters, Spirometry, environmental parameters, City Khomein
  • B. Akbari, Adergani, Am Attaran, Z. Taghimolla, Shoeibi Pages 69-83
    Background
    Precise determination of organic load is one of the major and important parameters in selecting appropriate treatment process for industrial and domestic wastewaters. Performing chemical oxygen demand (COD) test in real samples is always subject to interferences، insufficient sample digestion and consuming high levels of chemical pollutants. The main aim of this scientific and applied research is modification of digesting system in COD test with silver nano particles for determination of organic load in effluent of pharmaceutical industries
    Method
    In this research silver nano-particles with 20nm in average size was used instead of silver sulfate in COD test. Optimizing some parameters such as digestion time، digestion temperature and catalyst dose was considered and the entire figure of merits was calculated for theproposed method. Then in optimized condition، the COD of pharmaceutical wastewater including domestic، industrial and mixed wastewaters were determined and their results were compared with the reference method.
    Results
    The results reveal that with only 16 percent of silver mass in reference method، high efficient and throughput results can be obtained for digestion of pharmaceutical wastewater and some slow-digesting chemicals. Minimum level investigations for digestion time and temperature reveal that in optimized condition and in presence of silver nano particles، the digestion process can be completed in 120 min and 150 ◦ C respectively. The proposed method enjoyed a 4. 03 in mean of RSD% and 5. 06 in relative error (n=12) which were better than the reference method. The limit of detection (LOD) and limit of quantification (LOQ) was 5. 0 and 15. 0 mg/l respectively with a 15-300 mg/l dynamic linear range.
    Conclusion
    Considering the efficiency of deterministic COD system based on digesting of organic compounds in the presence of silver nano particles for determination of organic load in pharmaceutical wastewater samples، as well as having high repeatability، compatibility with reference method، high dynamic range، consuming very low levels of silver mass and more environmental compatibility، it can be concluded that this test method can be used for determination of organic load in pharmaceutical wastewater and similar industries.
    Keywords: Chemical oxygen demand, Pharmaceutical wastewater, Organic load, Silver nano particle
  • M. Morowatisharifabad, H. Hajizadeh, S. Akhavan Karbasi, H. Fallahzadeh Pages 84-94
    Background
    Exclusively breast-fed up to six months is the best status for children providing them with physical، physiological and mental needs and causes decreasing some infections among them. This is less addressed in research up to now. The study thus aimed to determine prevalence of exclusive breast feeding up to six months and some of its related factors in Ardakan.
    Methods
    In a descriptive، cross-sectional study in July 2011،a total number of 413، 6-12 months children from 4 urban health care centers of Ardakan were included in the study through census. Data were collected using a researcher-designed questionnaire including demographic information and questions about child nutrition status in the first six months of life. All of the eligible mothers participated in the study voluntarily.
    Results
    Of the studied children 50. 8% were male and 49. 2% were female. Exclusive breast feeding rate up to six months was 6. 1% and exclusive breast feeding with hot water rate was 34. 6%. Duration mean of the former was 3. 49± 2. 22 months and the latter 4. 55± 1. 79 months. There was a significant relationship between exclusive breast feeding and growth stop and growth decline. The most important reported barriers for exclusive breast feeding were the child unknown crying and mothers'' perceived insufficiency of their milk.
    Conclusion
    Exclusive breast feeding rate is low and most mothers do not know enough about sufficiency of mothers'' breast milk for their children up to six months and they report some unacceptable reasons for stopping breast feeding which indicates their knowledge level in this area is low. Moreover، literate people are more successful in exclusive breast feeding than low literate people. All of the above points indicates that increasing mother''s knowledge in this domain is necessary.
    Keywords: Exclusive Breast Feeding, Growth Stop, Growth Reduction, Barriers
  • H. Ladonni, A. Paksa, H. Nasirian, A. Doroudgar, Mr Abaie Pages 95-105
    Background
    German cockroach، Blattella Germanica، is a mechanical vector of various pathogenic agents such as viruses، bacteria، protozoa and parasite eggs. The purpose of this study was to determine the susceptibility level of German cockroach to bendicarb and carbaryl from carbamate insecticides، and malathion and chlropyrifos from organophosphorous insecticides.
    Methods
    In this study، after collecting wild German cockroach strains from several hospitals and dormitories in Tehran، they were transferred to Cockroach Insectarium and were reared under the same laboratory conditions. Then the susceptibility level of these wild strains were compared by discriminating dose of bendicarb، carbaryl، malathion and chlropyrifos insecticides which were estimated by susceptible strain via surface contact method.
    Results
    Results from the effect of discriminating dose against wild German cockroach strains showed that the lowest and the highest concentration of discriminating dose was allocated to chlropyrifos (6. 63 mg/m2) and carbaryl (390. 11 mg/m2)، respectively. Most wild strains showed a degree of resistance and tolerate to bendicarb، carbaryl، malathion and chlropyrifos insecticides.
    Conclusion
    This study shows that the carbamate insecticides، especially carbaryl do not currently have efficiency against German cockroach، so application of these insecticides should be stopped as a recommendation. Due to their malathion resistance and possible cross-resistance among them، organophosphorous insecticides are also recommended not to be used.
    Keywords: Blattella Germanica, Resistance, Carbamat, Oregano Phosphorus
  • Mh Ehrampoush, M. Tabatabaee, Mt Ghaneian, M. Askar Shahi, M. Amrollahi, B. Jamshidi Pages 106-115
    Background
    The heavy metals are the most important pollutants their concentration of which in the environment is increasing in connection with cities and industrials development. One of these metals is chromium which، in the trivalent and Hexavalent oxidation state، is used in industries such as electroplating، glass، ceramic، tannery and leather. Hexavalent Chromium has proven several health hazards such as being carcinogenic. The aim of this study was to investigate nano-alumina modified with Schiff base ligands in removal of hexavalent chromium from aqueous solution in acidic conditions.
    Methods
    This study is experimental which was performed in batch reactor at 20 ° C temperature to investigate the effect of initial chromium concentration، adsorbent dose and reaction time on removal of chromium by nano-alumina. For adsorbent preparation، nano-alumina was purchased from Nano Kimia Pajoh company، and for increasing adsorption power، it was modified with Schiff base ligands in the presence of proper surfactant. The study was performed on the synthetic samples containing 2 and 5 mg/L concentration of chromium. The unknown concentration of Hexavalent Chromium was detected by spectrophotometer set (UV/VisibleSP-3000 Plus-Japan) at 540 nm.
    Results
    According to the results، removal efficiency increases with increasing adsorbent dose and reaction time and decreases with increasing initial concentration of chromium. Results of this study indicated that Hexavalent chromium adsorption by nano-Alumina modified with Schiff base ligands reaches equilibrium at 30 minutes and maximum capacity will be obtained. The maximum removal efficiency، and adsorption capacity in optimum conditions (adsorbent dose=0. 1mg/L، pH=3)، with chromium initial concentration of 5mg/L at 180 minute، were 83. 4% and 4. 17 mg/L respectively.
    Conclusion
    Nano-alumina modified with Schiff base ligands is an effective adsorbent in removal of hexavalent chromium from aqueous solution.
    Keywords: Nano, alumina, Surface adsorption, Hexavalent chromium, Schiff base ligands
  • A. Abdolahnejad, A. Ebrahimi, N. Jafari, M. Vahid Dastjerdi, H. Nourmoradi Pages 116-127
    Background
    To protect against the adverse effects of heavy metals on human health، investigation of heavy metal contents in cigarettes and aromatic tobaccos is essential. The aim of this study was to assess heavy metals in some highly-used samples of cigarettes and aromatic tobaccos in the Iranian market.
    Methods
    In this study، 9 cigarette and 3 aromatic tobacco samples found in the Iranian market were selected because of their very high use and their level of heavy metals (Pb، Zn، Cd، Cr، Ni، Cu، Fe) were determined. Heavy metal contents of the samples were detected by using acid digestion method and with a flame atomic absorption spectrophotometer (FAAS). To determine confidence and accuracy of the results، all testes were carried out twice by two series of samples.
    Results
    The Fe (473. 45 ± 78. 28) and chromium (1. 33 ± 0. 03) had maximum and minimum average concentrations in all cigarette samples، respectively. Statistical tests did not show any significant difference between average concentrations of heavy metals in Iranian and imported cigarettes and aromatic tobaccos samples (P >0. 05).
    Conclusion
    It can be concluded that the heavy metals are present in some highly-used samples of cigarettes and aromatic tobaccos found in the Iranian market. Thus regarding the importance of human health، this problem should be considered seriously.
    Keywords: H eavy metals, Cigarettes, Aromatic tobaccos
  • Mh Baghianimoghadam, Z. Sharif Poor, M. Lotfizadeh, A. Najarzadeh, H. Fallahzadeh, S. Nasiri Pages 128-139
    Background
    Threat appraisal process in Protection Motivation Theory evaluates the factors associated with the behavior that potentially creates danger، including the intrinsic and extrinsic rewards accompanying the behavior، the severity of the danger، and ones vulnerability to it. Coping appraisal is a cognitive mediating process which evaluates one''s ability to cope with or to avert threatened danger including perceived self efficacy، response efficacy and perceived costs of protective behavior. There are some evidences regarding their effects on intention and behavior of some safety areas but there isn’t any study on intention and behavior of Nutritional Prevention of Cancer. The purpose of this study was to compare Coping Appraisal and Threat Appraisal in predicting Nutritional Prevention of Cancer behaviors and intention among Women in Yazd city.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study، a total number of 220 w omen referring to health centers - therapy were studied. A valid and reliable questionnaire was used for data collection. It was a self-report questionnaire including demographic variables and subscales for measuring coping appraisal، threat appraisal، Nutritional Prevention of Cancer intention and behavior. The validity and reliability of the questionnaire were examined and approved. The data were then analyzed using SPSS software and ANOVA، Pearson correlation coefficient and Liner Regression statistical tests.
    Results
    There was a significant negative correlation between threat appraisal and intention and Nutritional behavior Prevention of Cancer and positive significant correlation between coping appraisal and intention and Nutritional behavior Prevention of Cancer at 0. 01 level. Coping and threat appraisal both predicted %23/2 of variance in Nutritional behavior Prevention of Cancer in which the coping appraisal (ß=0. 28) exceeded the threat appraisal (ß=0. 24). The prediction of variances in Nutritional behavior Prevention of Cancer intention through coping Appraisal and Threat Appraisal came to 28/4%. Only coping appraisal was statistically significant.
    Conclusion
    Cognitive mediating process of coping appraisal was a more powerful predictor of intention than Nutritional behavior Prevention of Cancer. Therefore decreasing perceived cost، and increasing self efficacy and response efficacy aimed at facilitating the acceptance of safe behavior could be note-worthy as a principle in education.
    Keywords: Coping appraisal, Threat appraisal, Nutritional behavior Prevention of Cancer intention
  • Z. Ahadi, L. Nabizadeh-Asl, M. Akbari, H. Mozaffari-Khosravi, A. Nadjarzadeh Pages 140-148
    Background
    Consumption of dairy products in teenagers is very important for achieving optimum growth. Accordingly، the related government offices have distributed free-milk in schools in recent years. This study was designed to determine the acceptance of this intervention among the girl high schools in Yazd.
    Methods
    In this cross-sectional study، 703 students were selected randomly from the two educational regions of Yazd city. Data were collected by demographic questionnaire and questionnaires about the number of weekly consumed milks، knowledge and attitude. Data were then analyzed by SPSS version 16.
    Results
    The results showed that 37% of the students did not consume milk at all. There was no correlation between the knowledge and acceptance of milk although there was a correlation between the attitude and acceptance of milk among the students. Among those who had consumed milk، 63 % noted benefits of milk for their health as the reason for its consumption. Of the students who had not consumed milk، 64% did not drink it for its bad taste.
    Conclusion
    Considering the results، acceptance of distributed milk was not good and according to this study، the major reason of not using distributed milk was its undesirable flavor. Therefore enhancement of quality and taste of milk distributed by the government can help boosting the student''s interest to consume it and to obtain most advantage of the program.
    Keywords: Milk program, Acceptance, Knowledge, Attitude
  • Gr Azari, Ah Davudiantalab, E. Mazlomi Mahmudabad, Aa Mofidi, A. Davudiantalab Pages 149-160
    Background
    Undoubtedly، Job stress and musculoskeletal disorders are directly related to the staff health. According to the Department of Social Therapy، Musculoskeletal diseases contribute to 4. 14 % of overall disability in Iran. Also the maximum number of referrals to primitive medical commission of Social Security Organization has been due to musculoskeletal disorders. The aim of this study was to determine complains of pain in upper extremity and to investigate its relationship with job stress in office workers.
    Methods
    This study was a cross-sectional study. The sample in this study was 320 with 37% male and 62. 6% female from administrative staff of medical sciences of Shahid Beheshti and Social Welfare and Rehabilitation University of Tehran، Iran. The tools used in the study were Body Discomfort Chart، HSE job stress and open-ended response questionnaire. Stratified random sampling method was used according to population in each university. SPSS 16 was used for the statistical analysis.
    Result
    The results showed that the greatest musculoskeletal disorders are related to back (about 28/2%)، and the lowest related to arm and forearm (about 4. 7%). There was a significant difference between male and female samples in terms of complaints of back، arm، neck and shoulder. For subscales related to psychosocial factors، t he highest rate of stress was related to Relationship (73. 1%) and the lowest was related to Control (2. 5%). No significant different was found between psychometric characteristics and complaints of pain in the upper extremities.
    Conclusion
    The results of this study showed that stress and pain in the upper extremity was high in the sample. However، no significant relationship was found between stress and pain in the upper extremity. According to high levels of stress and musculoskeletal disorders in this sample and regarding that the previous studies have proved the role of stress and musculoskeletal disorders in productivity، absence from work، and job satisfaction، prevention of these factors seems to be highly essential.
    Keywords: Musculoskeletal Disorders, Job stress, Office Workers, ergonomics
  • Ar Vahidi, M. Afkhami, My Vahidi, Me Rezvani Pages 161-167
    Background
    Diabetes has been shown to be a metabolic disease and the fourth most common cause of death in the world. Defects in the nutrient metabolism، insulin insufficiency or resistance are some causes of diabetes mellitus. Prevalence of diabetes in Yazd province (4. 7%) is‪ far more than that of the people of other areas (2. 3%) in Iran. High intake of sweets containing blankyt (Na2So2O4) as a bleacher can be a risk factor of diabetes incidences. This study conducted to determine the possible role of blankyt in the diabetes development.
    Methods
    In the experimental model، 30 male albino rats weighing 200-250 g were assigned to 5 groups of 6. Control and treatment groups were received blankyt at doses of 0، 4، 20،100 or 200 ppm respectively. After 15، 30 and 90 days، using capillary tubes، blood was collected from the inner canthus of the eye under light ether anesthesia. Glucose concentration was measured. Data were statistically analyzed with ANOVA followed by post hoc unpaired t-test.
    Results
    Our results indicated that administration of blankyt at different doses leads to a significant increase in fasting blood sugar in dose dependent manner (P=0. 001).
    Conclusion
    Chronic intake of blankyt dose dependently can produce hyperglycemia in normal rats. Therefore، chronic intake of blankyt may be an accelerating factor in diabetes incidences.
    Keywords: Blankyt, FBS, Rat
  • M. Malakootian, B. Hatami, Sh Dolatshahi, A. Rajabizadeh Pages 168-183
    Background
    Concerns about energy crisis coupled with climate change and increased global warming is drawing more attention to producing biodiesel from microalgae. Cell growth، biomass production and lipid accumulation in microalgae determine economic performance of biodiesel. The aim of this study was to investigate the role of medium to enhance the efficiency factors.
    Methods
    Microalgae were cultured in four culture media of Walne، F/2، Sato and TMRL. Cell growth was determined by spectrophotometry on a daily basis by measuring the cell density. Biomass production and lipid accumulation of microalgae in the logarithmic growth phase and stationary growth measurements and constituents were identified by gas chromatography. Quality of oil extracted from each culture for biodiesel production was determined by iodine values through standards.
    Results
    The results showed the highest rate of cell growth and biomass production in walne culture media to be 0. 2616 day-1 and 2. 652gl-1 respectively. Most amount of converting biomass into lipids in TMRL culture media equal to 37. 22% of the cell dry weight was obtained. Walne culture media is also the most efficient lipid the productivity of which equaled 0. 1057 gl-1day-1 and the highest amount of polyunsaturated fatty acids (PUFA) was obtained in Walne culture media in the logarithmic growth phase and equal to 42. 99% of the fatty acids. The highest amount of triacylglyceride was obtained in Sato medium in the stationary growth phase and equal to 75. 25% of the fatty acids.
    Conclusion
    Nannochloropsis Oculata show maximum efficiency for aquaculture purposes and human consumption and biodiesel production، respectively، in the logarithmic growth phase and stationary growth in Walne medium.
    Keywords: Microalgae, Nannochloropsis Oculata, Biodiesel, Medium, Lipid productivity
  • A. Haerian- Ardakani, M. Mohmedi, Ss Mazloomi Mahmodabad, S. Akbari, D. Zare Pages 184-193
    Background
    The aim of this study was to compare the effect of a dental student’s education and health volunteers'' education on the knowledge، attitude، performance of housewives.
    Methods
    In this study first a questionnaire and a booklet containing oral health instructions were prepared. Then 80 women attending two health centers were chosen for the study. Health volunteers received oral health instructions. Women were allocated into 2 groups; group A received oral health education from a dental student، while group B was trained by health volunteers. Both groups completed the questionnaire and the plaque index scores were recorded. After this step all participant were supplied by the oral health instruction booklet. The filling of the questionnaires and recording the plaque index scores were repeated after 3 months. Using Wilcoxon ranks test and Mann-Whitney test the data were then analyzed.
    Results
    The results of this study showed a significant increase in knowledge، attitude and performance while the plaque index decreased after 3 month. Comparing the effect of oral health education there was no significant difference between a dental student and health volunteers.
    Conclusion
    The finding of this study indicated that health volunteers could serve as oral health trainers in the community.
    Keywords: Health volunteer, Oral health education, Dental student
  • Aa Nasiripour, P. Raeissi, R. Nagaf Bagy, A. Adabi Pages 194-204
    Background
    The first important issue underlying any organization is its structure. Among structural factors، complexity، formalization and centralization are more important than others and are considered as main factors. The main purpose of this research is determining structural factors (compelexity، formalization and centralization) and the preferred structure with a mechanic and organic approach in General hospitals of Yazd.
    Methods
    In this research، 263 personnel at 8 General hospitals were selected by stratified Random sampling. The Standard questionnaire of preferred structure design by Veiga and Yanouzas and a questionnaire by Stephen Rabinz for determining complexity، formalization and centralization were used for data collection. Collected data were then analyzed both descriptively and inferentially l (Binomial Test and ANOVA) by SPSS software version 19th.
    Results
    The result of the research showed the personnel''s complexity and formalization average scores in hospitals as above and centralization score as moderate. Also the staff preferred mechanic structure in desired status. (p=0/001)
    Conclusion
    All in all we can achieve a preferred structure with changing in elements of structural factors. However، presenting a fixed and specific structure for hospitals is impossible. Therefore we must create contingency structure for hospitals to be suitable for future changes.
    Keywords: Organization structure, Mechanic structure, Organic structure, Contingency structure