فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 17، بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/06
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جهانبخش ثواقب صفحات 1-34
    پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل مناسبات سیاسی- نظامی شیوخ صفوی(جنید، حیدر و علی) با شروان شاهان می پردازد و در صدد ارائه رهیافت هایی به پرسش هایی است که در ذهن پژوهش گر درباره این موضوع نقش می بندد. به عبارتی بر آن است که روشن سازد چه عاملی در شکل گیری این مناسبات نقش عمده دارد و علل و انگیزه های شیوخ صفوی از تکاپوی نظامی در منطقه قفقاز و درافتادن با شروان شاهان چه بوده است؟ چرا که شروان شاهان بر ایالت شروان حکمرانی داشتند که به منزله دروازه ورود به سرزمین های مسیحی نشین قفقاز محسوب می شد. این سرزمین ها از دیرباز مورد توجه حکام مسلمان در انجام سنت غزا و جهاد در «بلاد کفر» قرار داشت. شیوخ صفوی نیز با توسل به این شعار، دست اندازی به این سرزمین ها را در کانون عملیات جهادی خویش قرار دادند. طبیعی است که در مسیر خود باشروان شاهان برخورد پیدا کردند که مناسبات پر تنش و ستیزه جویانه آن دو رقم خورد و شیوخ صفوی از نیل به قدرت سیاسی و تشکیل دولت که هدف نهایی و مکنون آن ها بود، بازماندند اما این فصل پرماجرا از تاریخ صفویان، که با ظهور اسماعیل و غلبه بر فرخ یسار شروان شاه شکلی دیگر به خود گرفت، در مرحله پس از تشکیل دولت نیز تا آن گاه که شروان به طور قطعی به قلمرو صفویه ملحق شد، ادامه یافت. یافته اصلی این پژوهش آن است که عامل سیاسی، دست یابی به قدرت و تشکیل حکومت، نقش محوری در ایجاد مناسبات شیوخ صفوی با شروان شاهان داشته است.
    کلیدواژگان: شیوخ صفوی، طریقت صفویه، شروان، شروان شاهان، مناسبات دوجانبه
  • علی اخضری، علی اکبر کجباف صفحات 35-48
    صفویه با ایجاد حکومت مرکزی بسیار نیرومندی موفق به تغییرات زیادی در زمینه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شد و همین تغییرات، پایه و اساسی شد که بر مبنای آن، صفویه قدرت خود را استقرار و استمرار بخشد. اگر چه در این دوره پیشرفت های چشمگیری شاهدیم، ولیکن عواملی که تقریبا پیشینه ای تاریخی بر حاکمیت های ایرانی داشته، در این دوره نیز موجب شد که اقتصاد، شکوفایی و رونق خود را بیشتر از اتفاق موجود نمودار و استمرار نبخشد. نوشتار حاضر بر آن است تا با رویکردی نو به منابع عصر صفوی، آسیب ها و موانع رشد و توسعه اقتصادی را در ایران این دوره شناسایی و بررسی نماید. هدف اصلی آن است که از یک سو، سبب ساز اصلی تداوم روند کند اقتصادی در ایران را که ساختاری کهن و بنیادی است و در مقاطعی صفویه را نیز شامل می شود، به چالش بکشد و از دیگر سو، بیان دارد که رکود اقتصادی نیز خود معلول عدم احساس نیاز جامعه ایران به تحول و دگرگونی در ساختار نظام سیاسی اجتماعی و اقتصادی بوده است. نبود بستر فکری مناسب جهت تحول نظام سیاسی اقتصادی، فقدان نهادهای سیاسی و اقتصادی مستقل از حکومت، جنگ های داخلی و خارجی، حوادث طبیعی، تاثیر استبداد، افزایش مالیات ها بر مردم، ناامنی راه ها و کاهش تجارت خارجی و بی توجهی به شبکه آبیاری و عمران کشور و مواردی از این دست، از جمله عواملی هستند که در این نوشتار به عنوان آسیب ها و موانع رشد و توسعه بیشتر اقتصادی ایران عصر صفوی از آن ها یاد شده است.
    کلیدواژگان: صفویه، اقتصاد، آسیب شناسی، استبداد
  • سید مسعود شاهمرادی، اصغر منتظرالقائم صفحات 49-72
    محققان گوناگون قراقویونلوها را شیعه امامی، شیعیان غالی و تندرو و برخی دیگر ازاهل تسنن دانسته اند. با بررسی ملاکهای و معیار های شیعه بودن و تطبیق آنها بر قراقویونلوها می توان تشیع قراقویونلوها را اثبات نمود اما در عین حال باید قراقویونلوها را واجد نوعی از تشیع بنام تشیع طریقتی یا تشیع صوفیانه دانست که از طریق فرآیند شیعه شدن مذهب اهل سنت ایجاد شده است و از طریق جریان های صوفیانه راه خود را پیموده و به هیچ یک از فرق متداول تشیع وابسته نبوده است. پژوهش حاضر درصدد اثبات تشیع قراقویونلوها و تعیین نوع تشیع آنها با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است.
    کلیدواژگان: قراقویونلوها، ایران، آذربایجان، تشیع، تصوف
  • علیرضا علی صوفی، عباسعلی آذرنیوشه، عباس اویسی صفحات 73-94
    در سیستان، زمین همواره عامل اصلی بسیاری از حوادث و تحولات تاریخی بوده است؛ به طوری که در طول قرنها موجب پدید آمدن یک نظام زمین داری کهن، منسجم، مستدام و منطبق بر شرایط محیطی، اجتماعی و اقتصادی شده است. این روند تا دوره ناصرالدین شاه قاجار ادامه یافت. در اوایل دوره ناصری، اراضی سیستان خالصه اعلام شد و به صورت استیجاری در اختیار سرداران و خوانین (مستاجران خاص) قرار گرفت. با این تحول، سایر انواع مالکیت ها در این منطقه از بین رفت. این شیوه تا سال 1311ش ادامه یافت؛ اما در این سال به دستور دولت تحولاتی در این شیوه به وجود آمد و اراضی سیستان به صورت سهام اجاره ای به عموم اهالی آن واگذار شد (مستاجران عام). این شیوه مستاجری از سال 1311تا 1316ش به مدت پنج سال بر مناسبات ارضی منطقه حاکم بود. در این سال هیئت وزیران قانون فروش اراضی سیستان را به تصویب رساند اما این اقدام نیز مشکلات ارضی و اختلافات ناشی از آن را پایان نداد. این تکاپوها با تلاش های دولت برای کاهش قدرت سرداران زمین دار مصادف بود. تحولات مالکیتی سیستان در دوره پهلوی اول را می توان به سه دوره مستاجری، مدیری و خصوصی تقسیم کرد. در این مقاله به نقش زمین و تحولات آن در دوره پهلوی اول با اتکاء به گزارش و اسناد تاریخی و روش توصیفی- تحلیلی پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: سیستان، رضاشاه، زمین، سرداران، تقسیم اراضی
  • فیض الله بوشاسب، اسدالله زاغیان صفحات 95-112
    بحران سالار در خراسان از مهم ترین بحران های دوره قاجار است. با توجه به گستردگی و ابعاد گوناگون، می توان آن را از زوایای مختلف مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داد. در تحقیق حاضر تلاش شده است زمینه ها و مراحل شکل گیری بحران سالار مورد بررسی قرارگیرد و به این پرسش پاسخ داده شود که مهم ترین زمینه ها، ابعاد و مراحل شکل گیری این بحران چه بوده است؟ نکته بارز و قابل توجه در این مقاله، بهره گیری از چارچوب نظری در مبحث بحران و مدیریت بحران و تلاش برای تجزیه و تحلیل وقایع تاریخی در چارچوبی بین رشته ای مرکب از تاریخ، جامعه شناسی و علوم سیاسی است. تاکید نگارندگان بر پررنگ نشان دادن مباحث نظری و تبیین و تعریف ابعاد مفاهیم بحران و مدیریت بحران با هدف افزودن بر غنای مباحث و بهره گیری از دیگر دانش ها در مسیر تقویت تحلیل های تاریخی صورت گرفته است. بخش عمده ای از گسترش بحران سالار را می توان ناشی از ضعف عملکرد و مدیریت بحران غلط دولت مرکزی در دوره محمدشاه و صدارت آقاسی دانست. کارکرد منفی دولت مرکزی در این مقطع تاثیر قابل توجهی بر گرایش بخش هایی از نخبگان و جامعه به سالار و آصف الدوله و تعمیق بحران و افزایش شکاف بین حاکمیت و جامعه داشته است. از دیگر نکات قابل توجه این که بحران سالار بر زمینه ای از اختلافات و منازعات درون ایلی و درون حاکمیتی شکل گرفت و در بستر قدرت طلبی برخی نخبگان سیاسی درون حاکمیت از جمله آصف الدوله و سالار و هم چنین نارضایتی اهالی از عملکرد دولت مرکزی رشد کرد و در چارچوب سیاست انگلیس برای تشکیل دولت های کوچک در شرق ایران و تضعیف دولت مرکزی ایران و شخص امیرکبیر، قوت یافت و در نهایت با مدیریت دولت مرکزی بر محور میرزا تقی خان امیرکبیر، که می توان از آن با عنوان یک مدیریت بحران موفق یاد کرد، مهار شد.
    کلیدواژگان: بحران، سالار، آصف الدوله، خراسان، دولت مرکزی
  • منصور حیدری صفحات 113-130
    خلافت فاطمیان (567- 297ه.ق/1171-910م) که به عنوان حکومت رقیب خلافت عباسی(656-132 ه.ق/1258-570م) درشمال آفریقا بر پا شد، از ویژگی های سیاسی و اداری و نظامی ویژه ای برخوردار بود. امامان دوران دعوت پنهانی اسماعیلیه با شبکه دعاه و پیروان پراکنده اما سازمان یافته آنان در سال297 ه.ق/910م توانستند خلافت فاطمی را پایه گذاری نمایند و قدرت سیاسی و نظامی را به صورت رسمی به دست آورند. در این راستا تحولی گسترده در مقام و موقعیت امام اسماعیلی و حلقه های پیرامون وی از شرایط غیر رسمی به شرایط رسمی صورت گرفت که در طی آن سازمان یابی قدرت و باز تعریف عناصر جامعه اسماعیلی در قالب نهادهای اداری و نظامی و سیاسی مرسوم زمانه بود. ساخت دیوانی و نظامی تحت تاثیر آموزه های سیاسی و اجتماعی اسماعیلی و اقتضائات برپایی خلافت شیعی بود که بیش از دو قرن در مصر دوام نیافت. مهم ترین علل آن را باید در ساخت دیوانی و نظامی آنها و چگونگی تعامل دیوانیان و نظامیان و عوامل موثر بر آن جستجو کرد. در این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی بررسی ساخت دیوانی و نظامی و علل هم گرائی و علل واگرایی در تعامل آنها مورد توجه قرار گرفته تا بدین سوال پاسخ داده شود که تعامل دیوانیان و نظامیان در دوره دوم خلافت فاطمی چگونه و تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟
    کلیدواژگان: خلافت فاطمی، تعامل، دیوانیان، نظامیان
  • محمدحسن رازنهان، امیر آهنگران صفحات 131-148
    سرپیچی کامران میرزا حاکم هرات از انجام تعهد اتی چون پرداخت خراج سالیانه، تهاجم به خراسان و تلاش برای تصرف سیستان، از جمله عواملی بود که محمد شاه را واداشت تا با لشکرکشی به هرات، هم کامران میرزا را تنبیه کند و هم این شهر را که وی در زمان حیات پدر تا چند قدمی فتح آن پیش رفته بود، مفتوح نماید. در این زمان از یک سو دولت روسیه تلاش می کرد تا شاه قاجار را برای حمله به هرات تحریک و تشجیع نماید و در صورت فتح آن، نفوذ خود را در آسیای میانه و افغانستان گسترش دهد. از دیگر سوی دولت انگلستان نیز برآن بود تا شاه قاجار را از لشکرکشی به هرات باز دارد و از هرات به عنوان سدی در مقابل حملات احتمالی ایران و روسیه به هندوستان استفاده کند. سرانجام در حالی که لشکرکشی محمد شاه به هرات می رفت تا منتج به فتح این شهر شود، تهدیدات مک نیل و حمله ناوگان انگلستان به جزیره خارک و جنوب ایران سبب شد تا شاه قاجار بدون نیل به مقاصد خود مجبور به ترک محاصره هرات شود. نگارنده بر آن است تا با رویکردی توصیفی- تحلیلی ضمن بیان علل لشکرکشی محمدشاه به هرات و نتایج حاصل از آن، به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی سبب شد تا شاه قاجار در اعاده کردن حاکمیت ایران بر این شهر ناکام بماند؟
    کلیدواژگان: محمد شاه، کامران میرزا، یارمحمد خان، هرات، انگلستان، روسیه
|
  • J. Savagheb Pages 1-34
    The present study aims at investigating the political-military relations of Safavid Sheikhs with Sharvanshahan، and also making an attempt to propose answers to the questions on the topic. In other words، it aims at shedding light on the factors playing the major roles in forming these relations، and moreover، at discovering the motives of Safavid sheikhs for their military adventures in Caucasia region، and their confrontation with Sharvanshahan Since Sharvanshahan ruled the state of Sharvan، which was considered as the entrance gate to Christian residence. These territories، from long ago، had a great attraction for the Muslim rulers for performing Jihad (holy war) in “the land of blasphemy”. By resorting to this motto، Safavid sheikhs considered the invasion of these territories the focal point of their Jihad. It is natural that in their course they had confrontation with Sharvanshahan، which ultimately led to an antagonistic relationship، and made it impossible to them to reach their ultimate goal، that was gaining political power and establishing a government. However، this eventful chapter of the Safavid history، which formed differently with the emergence of Ismail and his victory against Farokhyasar Sharvanshah، continued even after setting up a government till the time Sharvan finally joined the domain of Safavids.
    Keywords: Safavid Sheikhs, Safavid Tarighat, Sharvan, Sharvanshahan, Bilateral Relations
  • A. Akhzari, Aa Kajbaf Pages 35-48
    Safavids putting up an extremely powerful central government succeeded in making many changes in political، social and economic areas. Such changes became a foundation based on that they could establish their dynasty. Although the dynasty caused eye-catching improvements، some factors having penetrated the historic Iranian governments made them unable to make their breakthroughs in the economy of the period more durable. The present article، taking advantage of a new approach، is to investigate the economic harm and barriers to economic growth of Iran during Safavid dynasty. The main aim of this article is to; on one hand، challenge the primary cause of slow economic process of Iran، which has a historic basis and has affected Safavid dynasty in some areas and; on the other hand، reveal that economic downturn is itself the effect of Iran`s neutrality about political-social and economic development and changes. Lack of intellectual context in order to change the political-economic system، lack of political and economic institutions independent from the government، civil and international wars، natural disasters، the effect of autocracy، increasing taxes on people، unsecure roads and reduction of foreign trade as well as neglecting irrigation schemes and development projects and so forth are among the factors that are mentioned in this as harm and barriers to economic growth and breakthroughs of Iran during Safavid dynasty.
    Keywords: Safavid, Economy, Pathology, Autocracy
  • M. Shahmoradi, A. Montazerqaem Pages 49-72
    Various researchers have considered Qraguyunlus “Imami Shi`ites”، “radical Shi`ites” and some others know them as Sunnis. By studying criteria and characteristics of Shi`ism and matching those with Qraquyunlus، we can prove them as Shi`ites، but they are of a kind of Shi`ism called “doctrine Shi`ism” or “Sufic Shi`ism” which formed when Sunnis had turned to Shi`ism and paved their ways through Sufic currents، while being independent from common Shi`ism sects. The present article aims at proving that Qraquyunlus were Shi`a and determining what kind of Shi`ism they believe in، using a descriptive-analytical method as well as library studies.
    Keywords: Qraquyunlus, Iran, Azerbaijan, Shiism, Sufism
  • A. Ali Azarniushe, A. Alisufi, A. Oveisi Pages 73-94
    In sistan، “land” has always been the main factor in several historic events and developments so that during centuries، it has led to the creation of an old، consistent، ongoing land management system which is in accordance with the environmental، social and economic conditions. The process continued until the kingdom of Nasser al-Din Shah Qajar. At the beginning of his kingdom، lands of Sistan were declared government properties and were given to commanders and tribal chiefs as rental lands. By this vicissitude، other kinds of ownership in the area were over. This procedure was ongoing up to 1931; in this year، the government ordered to make changes and transferred the lands as rental stock to the whole residents of Sistan. This rental method was being performed for about five years، from 1932 to 1938. In this year، the council of ministers passed the law of selling lands. But، what they did could not finish territorial problems and disputes arising from that. Such prowling was simultaneous with government efforts to reduce the power of landowner commandants. Ownership changes in sistan، during the era of Pahlavi I، can be divided into three phases: rental، managerial and private. In the present article، the role of land and its developments during the period of Pahlavi I are addressed، based on historic reports and documents as well as a descriptive-analytical method.
    Keywords: Sistan, Reza Shah, Land, Commandants, Land Division
  • F. Boushasb Gushe, A. Zaghian Pages 95-112
    The crisis of Salar in Khorasan is one of the most significant ones during Qajar dynasty. It can be analyzed through different angles، considering its vastness and diverse aspects. In the present article، it has been tried to investigate different stages of the formation of the crisis on order to detect the most important one. The main factor in this article is taking advantage of a theoretical framework in the discussions on crisis and management of crisis and also attempting to analyze historic events based on an interdisciplinary framework composed of history، sociology and political sciences. The author insists on showing theoretical topics more prominent and defining different aspects of the concepts and management of crisis to enrich the topics discussed and enjoying other sciences to empower historic analysis performed. The main for expansion of the crisis of Salar is poor performance and deficient crisis management of the central government in the period of Mohammad shah and chancellorship of Aghasi. Another considerable point about the crisis of Salar is that it was formed based on disagreements and discords inside the government and among tribes. Finally، the crisis was controlled by the management of Mirza Taghi Khan Amir Kabir، which is referred to as a successful management of crisis.
    Keywords: Crisis, Salar, Asef al Dowle, Khorasan, Central Government
  • M. Heydari Pages 113-130
    Fatimid caliphate (900-1180) which was established in the North of Africa as a rival government for Abbasid caliphate (750-1258) enjoyed particular political، administrative، and military features. The religious leaders of Ismailia in the Hidden Call period along with Da’ah network and their scattered but organized disciples could manage to found Fatimid caliphate and formally take up the political and military power in 900 AD. Likewise، there was a great development from informal to formal condition in the Ismailia Imam’s status and position and his circles، during which the power was organized، and Ismailia society elements were reconceptualized in terms of the current conventional administrative، political and military organs. The bureaucratic and military structure was under the influence of political and social Ismailia pedagogy and the demands of Shiite caliphate lasting for about two centuries. The most significant reasons for their fall were the bureaucratic and military structure، the state of interaction between bureaucrats and military، as well as the influential factors. The present study aims at describing and analyzing the bureaucratic and military structure and the reasons for the convergence and divergence in the above-mentioned interactions in order to answer the questions concerning the way bureaucrats and military interacted and the factors which influenced the interaction in the second period of Fatimid caliphate.
    Keywords: Fatimid Caliphate, Interaction, Bureaucracy, Military
  • Mh Raznahan, A. Ahangaran Pages 131-148
    The ruler of Herat`s refusal to do fulfill his obligations such as paying the annual tribute، attacking Khorasan trying to occupy Sistan were among the factors that made Mohammad Shah campaign in Herat to not only punish Kamran Mirza but also conquer this city that was once about to be opened by him during his father`s life. At that time، from one side، Russia was trying to encourage the Qajar king to attack Herat and occupy it in order to extend its penetration to Central Asia and Afghanistan. Furthermore، from the other side، Britain was to prevent Mohammad Shah from campaigning in Herat and took advantage of the city as an obstacle against probable attacks of Iran and Russia to India. Finally، while the army of Mohammad Shah was going toward Herat to capture the city، the menaces of Macnille and the navy of Britain to Khark Island and the South of Iran forced the Qajar king to end the siege of Herat without fulfilling his goals. The author، through a descriptive-analytical approach، aims not only at mentioning the reasons for and results of Mohammad Shah`s campaign in Herat but also at figuring out the reasons of his defeat in returning the sovereignty of Iran to the city.
    Keywords: Mohammad Shah, Kamran Mirza, Yar Mohammad Khan, Herat, Britain, Russia