فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 22، پاییز و زمستان 1392)
  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 22، پاییز و زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/03
  • تعداد عناوین: 8
|
  • اسحاق طاهری سرتشنیزی* صفحات 5-28
    خداشناسی ارسطو بر طبیعیات او استوار است. ارسطو، در امتداد فیلسوفان طبیعی قبل از سقراط، در درجه نخست درصدد تبیین چگونگی پیدایش و دگرگونی موجودات طبیعی بوده است. روش او نیز متناسب با این حوزه مطالعاتی، روشی تجربی و مبتنی بر مشاهده و حس است. او، بر پایه مفاهیمی چون اوسیا، ماده، صورت، قوه، فعل و کمال، به تبیین حرکت پرداخته و سرانجام، وجود یک محرک غیر متحرک نخستین را اجتناب ناپذیر دانسته و عنوان خدا را نیز بر آن اطلاق کرده است. کاستی ها و ابهاماتی که در این مفاهیم وجود دارد، اقتضای خاستگاه طبیعی این مفاهیم، و تمرکز ذهن ارسطو بر گشودن مسائل مربوط به حوزه طبیعت سبب شده است که او نتواند مفهوم روشن و قابل دفاعی از خدا ارائه دهد.
    کلیدواژگان: خداشناسی، اوسیا، محرک نامتحرک، ماده و صورت، قوه و فعل، ارسطو
  • علیرضا فارسی نژاد* صفحات 29-50
    در میان اندیشمندان اشعری، فخر رازی صراحتا از واژه توحید افعالی بهره برده و تلاش کرده تا با اقامه دلایل متعدد عقلی و نقلی، این مسئله را برهانی نماید. مقاله حاضر، ضمن بررسی تقریرهای مختلف فخر رازی از توحید افعالی، دلایل عقلی وی را در چهار دسته دلایل وجودی؛ دلایل توحیدی؛ دلایل تفویض ستیزانه؛ دلایل جبرگرایانه مورد ارزیابی قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که هر چند توحید افعالی در اندیشه او یک بحث کاملا برهانی است؛ اما همه دلایل او توان اثبات قرائتی درست از توحید افعالی را ندارد. برخی از این دلایل، توحید افعالی به معنای یگانگی خداوند در خالقیت و فاعلیت (نفی شریک در فاعلیت) را اثبات می کند؛ برخی، توحید افعالی به معنای فاعلیت بی واسطه یا باواسطه خداوند نسبت به همه افعال را اثبات می کند؛ برخی، هر دو معنای پیشین را اثبات می کند؛ برخی، تنها دلیلی بر نفی تفویض و عدم استقلال بنده در افعال است؛ برخی، قرائتی جبرگرایانه از توحید افعالی را اثبات می کند؛ و برخی نیز اشکالات و نواقصی دارد که از عهده اثبات هیچ یک از قرائت های توحید افعالی بر نمی آید.
    کلیدواژگان: توحید افعالی، توحید در خالقیت، جبر، تفویض، فخر رازی
  • علی اصغر خندان* صفحات 51-74
    این مقاله، با مطالعه دقیق، طبقه بندی و تحلیل آثار استاد مطهری، تلاش کرده است تاثیر تفکر توحیدی در عرصه های مختلف معرفت را از نظر این متفکر مسلمان نشان دهد؛ به ویژه نظر ایشان را که الهام گرفته از آیه شریفه «انا لله و انا الیه راجعون» می باشد، بسط داده و به دو شاخص «از اویی» و «به سوی اویی» اشاره می کند و نشان می دهد که با این دو شاخص، می توان مبانی مستحکمی برای گزاره های ارزشی تدارک دید. این مقاله، تجلی اوامر الهی را در دو عرصه نقل و عقل دانسته و برای گزاره های ارزشی عقلی، دو قسم گزاره های ناظر به الزام اخلاقی و گزاره های ناظر به الزام غیر اخلاقی قائل شده است. شاخص مهم دیگر که به منزله روح اعمال انسان است، انگیزه و قصد الهی است. به این ترتیب و با ترکیب حالات مختلف شاخص های مذکور، شانزده حالت گوناگون پدید می آید؛ اما در مقاله استدلال شده است که در تفکر توحیدی، تنها هفت حالت آن می تواند یک فعل بایسته باشد.
    کلیدواژگان: گزاره های ارزشی، تفکر توحیدی، شاخص از اویی، شاخص به سوی اویی، نقل، عقل، الزام های اخلاقی، مطهری
  • مهدی سلیمانی خورموجی*، جهانگیر مسعودی صفحات 75-98
    ادعای نامانوس الهی دان آگوستینی مبنی بر مشروط بودن فهم به ایمان ظاهرا با اشکالات متعددی مواجه است. ما با تحلیل، نقد و رد اشکالات مزبور، جایگاه معرفت شناسانه ادعای این الهی دان را نیز تبیین خواهیم کرد. این مقاله شامل دو بخش است. در بخش نخست، با تفکیک دو رویکرد متفاوت درون گرایی و برون گرایی در باب مسئله توجیه معرفتی، نشان خواهیم داد که اشکالات مزبور ناشی از تعهد به وظایفی معرفتی است که از سوی رویکرد درون گرایی بر فرد تحمیل می شود. بنابراین اگر لزوم تعهد به چنین وظایفی مرتفع شود، آنگاه اشکالات مزبور نیز منحل خواهند شد. رویکرد برون گرایی دقیقا همین کار را برای ما انجام می دهد. سپس نشان خواهیم داد که اگر چه برون گرایی به خوبی قادرست شرایط مورد نیاز جهت ارائه یک معرفت شناسی عمومی را تامین کند؛ ولی در مبانی خود متکی به پیش شرطی است که فقط با تبیینی مومنانه فراهم می شود. در بخش دوم مقاله اثبات خواهیم کرد که صرفا ادعای الهی دان آگوستینی می تواند زمینه مناسبی را برای پیش شرط مزبور فراهم کند.
    کلیدواژگان: ایمان، توجیه معرفتی، درون گرایی، شک، برون گرایی، اعتمادگرایی، آگوستین
  • مسعود صادقی، فاطمه قلخانباز صفحات 99-122
    در پژوهش های اخیر در باب تحلیل فلسفی تجربه دینی و نسبت باورها و تجربه ها، نینیان اسمارت را در کنار کسانی چون کتس و هیک قرار می دهند، که به ساخت گرایی حداکثری و تقدم مطلق باورها بر تجارب دینی قائل اند. در حالی که اسمارت از یک سو، با طرح نظریه دوقطبی تجربه دینی بر اساس تمایز میان دو طرح یا بافت آموزه ای کلی، یعنی بافت خداباور و بافت غیرخداباور؛ و از سوی دیگر، قول به درجات متفاوت تفسیر در تجارب دینی ذیل این دو بافت کلی، نوعی ساخت گرایی حداقلی ترسیم می کند و در حد فاصل ذات گرایی و ساخت گرایی حداکثری قرار می گیرد. او معتقد است زمینهه دینی فرهنگی بر تجربه تاثیر می گذارد اما به فردیت تجارب در سنن دینی مختلف منجر نمی شود؛ بلکه بر اساس دو طرح آموزه ای کاملا متفاوت، دو نوع تجربه متمایز وجود دارد. بخش دیگری از تاثیر زمینه بر تجربه نیز مربوط به تفاسیر بعد از تجربه است.
    کلیدواژگان: تجربه، تفسیر، ذات گرایی، ساخت گرایی، نینیان اسمارت
  • جلال پیکانی*، سیدعلی علم الهدی صفحات 123-144
    برند بلانشارد، یکی از فیلسوفان معاصر است که شهرت او، بیش از همه مرهون آرای او در حوزه معرفت شناسی دینی است. وی، به طور جدی از عقل گرایی و بینه گرایی در معرفت شناسی دینی دفاع می کند و در این راستا، ایمان گرایی را مورد نقد جدی قرار می دهد. او عقلانی بودن را مشخصه اصلی همه اقسام باورها، شامل باورهای دینی، می داند. با این حال، بلانشارد در نظام ایدئالیستی خود جایی برای مفهوم مبدا عالم باز می کند؛ مفهومی که با برداشت سنتی و رسمی ادیان از مفهوم خدا قابل جمع نیست. در این مقاله نشان داده شده که بینه گرایی بلانشارد، در مواردی بسیار افراطی است و با جریان غالب در دوره معاصر چندان هم خوانی ندارد. وی مدعیاتی را مطرح می کند که امروزه قابل بحث است؛ از جمله معتقد است که در قرن بیستم، غلبه نگاه علمی باعث شده تا نگاه دینی (در معنای سنتی آن) میدان را به حریف واگذار کند.
    کلیدواژگان: بینه گرایی، ایدئالیسم مطلق، باور دینی، برند بلانشارد
  • محمدصادق زاهدی، روح الله حق شناس* صفحات 145-162
    علوم شناختی رویکردی است که با نگاهی میان رشته ای، مجموعه ای از روش های مطالعاتی را در مطالعه ساختار و قوای شناختی آدمیان به کار می گیرد و به بررسی روند تغییرات و تکامل های آن در تاریخ و نیز در طول حیات هر فرد می پردازد. قابلیت هایی که این علوم می توانند به دین پژوهی معاصر بیافزایند، می تواند گسترده و قابل توجه باشد. به طور خلاصه می توان گفت مطالعه ساختارهای شناختی ای که با توجه به دست آوردهایعلوم شناختی برای بازنمایی و کسب مفاهیم دینی لازم بوده است و نیز اعمال و آیین هایی که این ساختارهای شناختی را در مجموعه شناختی انسان ها نهادینه کرده اند، موضوع اصلی در رویکرد علوم شناختی به مطالعه دین است. در این مقاله، پس از معرفی علوم شناختی در کلیت خود، به پیش فرض های فلسفی هم خوان با آن پرداخته شده و تلاش گردیده تا با بررسی زیرحوزه هایی که علوم شناختی در مطالعه دین به کار می گیرند، چشم اندازی عمومی از این رویکرد به دست داده شود. این بررسی، بسته به سهم هر یک از زیرحوزه های مربوط و نیز شدت بداعت آن ها صورت گرفته است. می توان گفت که انسان شناسی شناختی دین و روان شناسی شناختی دین در این علوم، به ترتیب سهم اول و دوم را در تحقیقات انجام شده داشته اند و نسبت به رویکردهای دیگر این علوم، مثل علوم اعصاب شناختی دین، نقش سازنده تری ایفا کرده اند.
    کلیدواژگان: علوم شناختی، انسان شناسی شناختی دین، روان شناسی شناختی دین، فلسفه علوم شناختی
  • صفحات 163-188
    رنج، از سویی مسئله ای وجودی است که هر انسانی را به تامل درباره چرایی می کشاند و از سوی دیگر، مسئله ای کلامی فلسفی است که عدل الهی و یا حتی وجود خدا را به چالش می کشد. بدین جهت متفکران دینی به موضوع چیستی رنج، انواع رنج، علل آن و آثار و نتایج آن پرداخته اند. در این تحقیق نشان خواهیم داد که مولانا، در باب رنج ها به نوعی نعل واژگونه معتقد است؛ در پس قهرهای ظاهری، لطف حقیقی می بیند و پشت لطف های ظاهری، رنج های حقیقی را بازمی شناسد. او، رنج حقیقی بنیادی را همان فراق از معشوق ازلی می داند که غفلت از این رنج، به رنج های دیگری خواهد انجامید که از آن ها با عنوان رنج های حقیقی ثانوی یاد کرده ایم. دیگر سختی های زندگی را که مصداق همان لطف های رنج نما هستند، رنج های مجازی می نامیم و نتایج مرتب بر هر کدام از این رنج ها را از نگاه مولانا بررسی خواهیم کرد. در پایان خواهیم دید که مولانا، بهترین واکنش انسان به درد و رنج های زندگی را نگاه ایمانی دانسته که به یاری آن و بصیرتی که به مومنان می بخشد، می توان رنج ها را معنادار و در نتیجه قابل تحمل کرد. به نظر مولانا، تنها از طریق آگاهی از رنج حقیقی است که می توان راه ایمان را پیمود. در این مسیر، رنج های دنیوی حذف یا انکار نمی شوند؛ بلکه معنادار می شوند و تحمل آن ها بر مومن عاشق امکان پذیر و چه بسا حلاوت آمیز می گردد. از نظر مولانا، ایمان عاشقانه بهترین پاسخ به رنج های زندگی است
    کلیدواژگان: رنج، مسئله شر، ایمان، مولانا
|
  • Eshaq Taheri Sarteshnizi* Pages 5-28
    Aristotle’s theology is founded upon his physical studies. Aristotle، originally following the goal of pre-Socratic natural philosophers، has organized a set of philosophical concepts including ousia، matter، form، potentiality، actuality and entelechia to explain natural changes and motions. His way of study، therefore، is based on experience and observation. In this way، he has proved the existence of an unmoved mover and presented a concept of God. Yet، the failures and ambiguities of the concepts، their essential state of naturality and Aristotle`s main mental concern in solving the problem of nature have led to an ambiguous and defective view in the field.
    Keywords: Theology, Ousia, Unmoved Mover, Matter, Form, Potentiality, Actuality, Aristotle
  • Alireza Farsinezhad* Pages 29-50
    Among Ashari scholars، Fakhr Razi explicitly used the term «Unity of The Divine Acts» and tried to prove this issue through several rational and traditional reasons. This article، by studying the different versions of the «Unity of The Divine Acts» from Fakhre Razi’s viewpoint، assessed his rational reasons in four categories - existential reasons; monotheistic reasons; anti conferment reasons; deterministic reasons - and it was concluded that although the «Unity of The Divine Acts» is a quit discursive issue from his viewpoint، but all his reasons، doesn’t able to prove the correct versions of the «Unity of The Divine Acts»; some reason proves the «Unity of The Divine Acts» means Unity of God''s Creativity and Agency (denying partner agency); some، proves the «Unity of The Divine Acts» means direct or indirect agency of God to all actions; some، proves the two former means; some، is just a reason for rejection of the conferment and man dependency in actions; some، proves the deterministic reading of the «Unity of The Divine Acts»; and some also is incomplete so that it can''t afford to prove none of the readings of the «Unity of The Divine Acts».
    Keywords: Unity of The Divine Acts, Unity in Creativity, Determinism, Conferment, Fakhr Razi
  • Aliasghar Khandan Pages 51-74
    In this article، I shall describe the influence of theistic thought on variant dimensions of knowledge through classification and analysis of Mutahhari’s writings. In particular، I shall develop two criteria which have been inspired from 2:156 (We are for God and we shall return toward him). These criteria are “from-him-ness” and “toward-him-ness” and they can be counted as a basis for normative propositions. I believe that divine orders have been manifested both in reason and revelation. Meanwhile، rational normative propositions can be divided into propositions of moral obligation and that of non-moral obligation. A further criterion، which is the spirit of human actions، is godly motivation. Hence، putting these criteria together، we will have sixteen cases، seven cases of which، I shall argue، would be a recommended action in theistic thought.
    Keywords: Normative Propositions, Theistic Thought, “From, him, ness” Criterion, “Toward, him, ness” Criterion, Revelation, Reason, Moral Obligations, Mutahhari
  • Mahdi Soleimani Khormuji*, Jahangir Masoudi Pages 75-98
    The Augustinian theologian''s unusual assertion that understanding rests on the faith، seems to be confronted with various objections. Through analyzing، criticizing، and refuting these objections، we will clarify epistemological status of this assertion. This essay consists of two sections. In the first section، by distinguishing two different approaches to epistemic justification، that is، internalism and externalism، it will be argued that these objections are all due to epistemic obligations which are imposed by internalist approach. The said objections، thus، will be resolved if these obligations are eliminated; externalist approach undertakes to do this. Then، we will show that although the latter one can appropriately satisfy the requisites which are necessary to representing a general epistemology but its foundations rest on a condition which will merely be provided through a faith-based explanation. In the second section، we will argue that the Augustinian theologian''s viewpoint is the only one which can appropriately pave the way for this condition.
    Keywords: Faith, Epistemic Justification, Internalism, Doubt, Externalism, Reliabilism, Augustine
  • Masoud Sadeghi, Fatemah Qalkhanbaz Pages 99-122
    In recent philosophical analysis of religious experience and discussion on the relation of beliefs and experiences، Ninian Smart is said to be، amongst such other philosophers as Katz and Hick، a maximal constructivist. Distinguishing theistic and non-theistic contexts of experiences، Smart suggests a two poles theory of religious experience، and draws attention to different levels of interpretation. He holds that cultural-religious contexts، including religious beliefs، influence religious experience، but it is not led to fully determine experience. Accordingly، he takes a position between essentialism and maximal constructivism. This position could call minimal constructivism.
    Keywords: Religious Experience, Interpretation, Essentialism, Constructivism, Ninian Smart
  • Jalal Paykani*, Sayyed Ali Alamolhoda Pages 123-144
    Brand Blanshard is one of the contemporary famous philosophers، especially because of his Ideas on religious epistemology. He defends rationalism and evidentialism in religious epistemology and therefore criticizes fideism. He holds that rationality is the main character of all kinds of beliefs، including religious belief. But، in his Idealism، Blansahrd finds a place for the source of being and universe، which stands in sharp contradiction with traditional concept of God. In this paper we show that some times، his evidentialism is very radical and in compatible with contemporary steams. Some of his claims are not acceptable، such as this assertion that today scientific approach is absolutely dominate and religious approach is absolutely condemn.
    Keywords: Evidentialism, Absolute Idealism, Religious Belief, Brand Blanshard
  • Mohammadsadegh Zahedi, Rohollah Haghshenas* Pages 145-162
    Cognitive science is an inter-disciplinary approach that applies a set of methods to study the cognitive structures and faculties in human being’s life. These methods pursue the cognitive structures that are needed - in the light of this approach - to represent and acquire the religious concepts and the actions that institutionalize these structures. These goals are pursued through the process of change and evolution that supernatural concepts had been undergone during the historical life of mankind and also during the growth of any individual. In this paper cognitive science of religion is introduced with a general report of cognitive science and considering its philosophical bases and then tries to give an broad outlook to its approach to religion through its sub-disciplines، depending on the role of each of them in constructing the cognitive science of religion; cognitive anthropology and cognitive psychology have the most importance here، comparing to the rest like cognitive neuroscience.
    Keywords: Cognitive Science, Cognitive Anthropology of Religion, Cognitive Psychology of Religion, Philosophy of Cognitive Science
  • Pages 163-188
    Suffering On the one hand is the existential problem that leads us to ask on why it exists، and on the other hand is a philosophical and theological question that challenges divine justice or even the existence of God. Hence، religious thinkers have addressed the nature of suffering، kinds، causes and consequences of it. In this paper we will show that sufferings in Rumi’s view are the inverse-horseshoes، He sees the true grace at the exterior wrath، and recognizes true pain at the specious grace. He believes that “fundamental true suffering” is the separation from increate beloved Neglecting which، will result in other kinds that have been nominated “secondary true sufferings” in here; and other life difficulties that are “suffer-liked graces” are nominated “virtual sufferings”، here we will discuss about the results of these sufferings from Rumi’s view. In his viewpoint we’ll see that the faith is the best human reaction to pains and sufferings، with the gifted insight of which، believers will be able to make suffering meaningful and acceptable. According to Rumi، it is just through the awareness of the real suffering that we can pass through the endless path of faith. In this way of curse the worldly sufferings won’t be removed or denied، but will be meaningful and tolerable - or perhaps sweetness - for lover believers. Rumi believed that passionate faith would be the best answer to life sufferings.
    Keywords: Suffering, the Problem of Evil, Faith, Rumi