فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال پنجاه و ششم شماره 6 (پیاپی 124، بهمن و اسفند 1392)
  • سال پنجاه و ششم شماره 6 (پیاپی 124، بهمن و اسفند 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/07
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فریبرز رضایی طلب، محسن فروغی پور، پیام ساسان نژاد، فاطمه محرری، محمد تقی فرزاد فرد، سید محمد موسوی میرزایی صفحات 323-329
    مقدمه
    سندرم وقفه تنفسی خواب، یک اختلال نسبتا شایع وابسته به خواب است که با دوره های مکرر انسداد گذرای راه های هوایی طی خواب مشخص میشود. علائم اصلی، خروپف با صدای بلند و خواب آلودگی روزانه است ولی طیفی از شکایات بالینی شامل سردردهای صبحگاهی، اضطراب و افسردگی ممکن است این بیماران را نزد پزشک بکشاند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط سردرد با سندرم وقفه تنفسی خواب می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه تحلیلی مقطعی، تعداد 178 بیمار که تشخیص سندرم وقفه تنفسی خواب برای آنها درآزمایشگاه خواب بیمارستان ابن سینای مشهد تایید شد، مورد بررسی قرار گرفتند. همه بیماران توسط نورولوژیست معاینه شدند و تشخیص آپنه خواب با پلی سومنوگرافی گذاشته شد. جهت بررسی علائم افسردگی و اضطراب همراه، از پرسشنامه های Beck استفاده شد.
    نتایج
    سردرد، چهارمین علت مراجه بیماران (پس از بی خوابی، احساس خفگی در خواب و علائم اضطرابی) بود. ما در این مطالعه ارتباط معناداری بین سردرد با شدت آپنه خواب، اندکس کاهش اشباع اکسیژن شریانی وشاخص توده بدنی (BMI) پیدا نکردیم. هرچند همه بیمارانی که سردرد داشتند، درجاتی از علائم افسردگی و اضطرابی را بیان کردند.
    نتیجه گیری
    به طور خلاصه این مطالعه نشان میدهد که سردرد مزمن یکی از علل شایع مراجعه بیماران مبتلا به آپنه خواب است و ارتباطی هم با شدت آپنه و هیپوکسی ندارد. لذا وقفه تنفسی خواب را باید در هر بیماری که با سردرد مزمن همراه با سابقه خروپف و خواب آلودگی روزانه مراجعه میکند، در نظر داشت.
    کلیدواژگان: آپنه خواب، سردرد، خواب آلودگی
  • شادمهر میردار، علیرضا صفایی کناری، حسین روحی، صادق عباسیان * صفحات 330-339
    مقدمه

    اصول زیر بنایی در هر برنامه تمرینی شناخت منابع انرژی و درک پاسخ های هورمونی و متابولیکی است. هدف از تحقیق تعیین اثر تمرین سرعتی بر پاسخ هورمونی غدد درون ریز دوندگان مرد طی مراحل گوناگون فعالیت منتخب بود.

    روش کار

    تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه تجربی با طرح سری های زمانی بود. نمونه آماری مطالعه 10 تن از دوندگان دوهای سرعت عضو تیم دانشگاه مازندران بودند. جهت ارزیابی آزمودنی ها تست تمرین پیش رونده استاندارد با سرعت 1/7 مایل در ساعت و شیب 5/2 درجه اجرا گردید. سپس آزمودنی ها به مدت 6 هفته پروتکل تمرینات سرعتی را اجرا کردند. شدت تمرین 60 درصد ضربان قلب بیشینه بود.طی اجرای پروتکل مجموعا 10 نمونه خونی گرفته شد.

    نتایج

    نتایج تحقیق بیانگر کاهش معنادار در ضربان قلب آزمودنی ها بود (05/0>p). در خصوص هورمون های آنابولیکی رشد و تستوسترون پس از تمرینات افزایش غیر معناداری مشاهده شد (05/0<p). به علاوه، مقادیر T3 نیز کاهش معناداری را نشان داد (05/0 >p) منتها مقادیر T4 به طور معناداری حین و پس از آزمون افزایش یافته بود (05/0 >p). دو آنزیم لاکتات دهیدروژناز و کراتین فسفوکیناز طی وهله های مختلف تمرینی به طور معناداری افزایش یافته بود (05/0>p) منتها در قیاس با نتایج پیش آزمون، از مقادیر پس آزمون آنها کاسته شده بود.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد اجرای 6 هفته تمرین سرعتی با پروتکل بیان شده و شدت همراه با آن، بتواند افزایش عملکرد ورزشی افراد را به واسطه تغییر در نیمرخ هورمونی و متابولیکی بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: هورمون‎های هیپوفیزی، تیروکسین، تری یدوتیرونین، انسولین، کورتیزول، تستوسترون
  • شکوفه بنکداران، فاطمه برازنده احمد آبادی صفحات 340-346
    مقدمه
    هیرسوتیسم به صورت رشد بیش از حد موهای وابسته به آندروژن با الگوی مردانه توصیف می شود.اغلب هیرسوتیسم به صورت ایدیوپاتیک یا ناشی ازسندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)می باشد.مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به PCOS (خصوصا افراد چاق) شایع می باشد و این ارتباط ثابت شده است. اما وجود ارتباط بین مقاومت به انسولین و هیرسوتیسم ایدیوپاتیک کاملا مشخص نیست. هدف در این مطالعه بررسی مقاومت به انسولین در هیرسوتیسم ایدیوپاتیک در مقایسه با افراد سالم و مبتلا به PCOS است.
    روش کار
    این مطالعه مورد شاهدی در سال 90-1391 بر بیماران مراجعه کننده به درمانگاه های بیمارستان امام رضا (ع) و قائم انجام شد. افراد سالم نیز داوطلبانه وارد شدند.این بررسی شامل 3 گروه از افراد سالم و افراد مبتلا به PCOS و هیرسوتیسم ایدیوپاتیک بود. هر گروه شامل 30 نفر زن با وزن طبیعی بود.مقاومت به انسولین با استفاده از فرمول HOMA-IR برای تمام بیماران محاسبه شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون مجذور کای و آنالیز واریانس.استفاده شد.
    نتایج
    در این بررسی در 3 گروه سطح انسولین سرم (491/0p=)، میزان شاخص مقاومت به انسولین (HOMA- IR) (470/0p=)، شیوع مقاومت به انسولین (140/0p=)، و شیوع مقاومت به انسولین شدید (696/0p=) اختلاف معنی داری با هم نداشتند.زمانی که افراد از نظر BMI نیز دسته بندی شدند، (25=>BMI و25< BMI) بین سه گروه از نظر مقاومت به انسولین اختلاف معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که سطح انسولین سرم و شیوع مقاومت به انسولین در افراد چاق در 3 گروه هیرسوتیسم ایدیوپاتیک، PCOS و سالم تفاوت معنی داری ندارد.
    کلیدواژگان: شاخص HOMA، IR، هیرسوتیسم ایدیوپاتیک، سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)
  • مهریار تقوی گیلانی، آزاده مختاری آزاد، مجید رضوی صفحات 347-353
    مقدمه
    لوله گذاری تراشه اقدامی حیاتی در اتاق عمل ها است و عدم تشخیص صحیح با خطرات ناگواری همراه است. در این مطالعه دستگاه نشانگر مری با کاپنوگراف مقایسه شده است.
    روش کار
    پس از تائید و حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، این مطالعه توصیفی آینده نگر و تک نمونه ای بر 114 بیمار کاندید جراحی عمومی و ارتوپدی انجام شد. بعد از لوله گذاری تراشه، محل آن ابتدا به وسیله دستگاه نشانگر مری و سپس با کاپنوگراف ارزیابی شد. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    نتایج
    در 114 بیمار به علت لوله گذاری مشکل 124 دفعه لوله گذاری تراشه انجام شد. میزان حساسیت و ارزش اخباری مثبت کاپنوگراف در تشخیص صحیح محل لوله تراشه 100% بود. اما در دستگاه نشانگر مری میزان حساسیت 2/98% و ارزش اخباری مثبت 5/96% بود. بنابراین کاپنوگراف در تشخیص صحیح محل لوله تراشه از دستگاه نشانگر مری مطمئن تر بود (016/0= p).
    نتیجه گیری
    کاپنوگراف استاندارد طلایی برای تشخیص محل لوله تراشه است و استفاده از دستگاه نشانگر مری در حالتهای الکتیو از ارزش کمتری برخوردار است. ولی دستگاه نشانگر مری در تشخیص محل لوله تراشه، سریع بوده و از حساسیت بالایی بخصوص در موارد اورژانس و ایست قلبی برخوردار است. به علت حساسیت و ارزش اخباری مثبت بالا، در مواقع ضروری دستگاه نشانگر مری در تشخیص محل لوله تراشه قابل استفاده است ولی کاپنوگراف مطمئن تر و دقیقتر است.
    کلیدواژگان: کاپنوگرافی، لوله گذاری تراشه، مری
  • فایق یوسفی، مونا محمد خانی صفحات 354-361
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان ورابطه آن با متغیرهای سن، جنس و رشته تحصیلی آنان انجام شده است.
    روش کار
    نوع مطالعه توصیفی – تحلیلی، و جامعه مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان و روش نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بوده است. تعداد نمونه مطالعه حاضر، 1000 نفر دانشجو (382 نفر مذکر و 618 نفر مونث) بوده و روش گردآوری داده ها،پرسشنامه 28GHQ است.
    نتایج
    این پژوهش نشان داده است که تعداد 2/40% از آزمودنی ها فاقد سلامت روانی بوده اند و همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، بین جنسیت و سلامت روانی افراد مورد مطالعه رابطه معنی داری (01/0 >P) وجود داشته است.
    نتیچه گیری: از آنجا که بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، تعداد زیادی از دانشجویان فاقد سلامت روانی بوده اند لذا انجام اقدامات پیشگیرانه و انچام خدمات مشاوره ائی به آنان ضروری بوده، و پیشنهاد می شود به طور تخصصی در این زمینه اقدامات لازم انجام گردد.
    کلیدواژگان: سلامت روانی، سن، چنس و رشته تحصیلی
  • سید جعفر محقق مطلق، سعید ممتازی، سید نورالدین موسوی نسب، عطیه عرب، الهام صبوری، امین صبوری * صفحات 361-368
    مقدمه

    سلاح های شیمیایی عوارض فیزیکی طولانی مدت و متعددی را القا می کنند که می توانند بر سلامت روانی هم اثر بگذارند. در این مطالعه جانبازان شیمیایی و غیر شیمیایی آسیب دیده در جنگ از نظر علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بررسی می شوند.

    روش کار

    پس از تائید و حمایت دانشگاه علوم پزشکی زنجان،این مطالعه به صورت مقطعی-تحلیلی بر دو گروه جانبازان شیمیایی (80 نفر) و غیر شیمیایی (89 نفر) ساکن شهر زنجان طی سال 1389-1390 انجام شده است. برای ارزیابی اختلال استرس پس از سانحه از اشتراک هر دو تست PTSD Checklist-Military و Event Scale-Revised استفاده شده است. تجزیه و تحلیل و مقایسه داده ها به وسیله SPSS انجام شده و 05/0 P.value از لحاظ آماری قابل ملاحظه در نظر گرفته شده است.

    نتایج

    شیوع علائم PTSD به ترتیب در جانبازان شیمیایی و غیرشیمیایی 40% و 1/28% بود. تفاوت قابل توجهی در شیوع و درجه PTSD بین دو گروه جانبازان شیمیایی و غیر شیمیایی مشاهده نشد(05/0 (p >. نوع اعزام به جبهه توسط سازمان های نظامی در افراد مبتلا به PTSD به صورت معنی داری متفاوت از سایرین بود(05/0p<)، اما هیچ ارتباطی بین این فاکتورها و زمان آسیب، سطح سواد افراد، شغل و نوع عامل شیمیایی مشاهده نشد (05/0 (p>.

    نتیجه گیری

    هرچند در این مطالعه شیوع علائم اختلال PTSD در افراد بین دو گروه جانبازان شیمیایی و غیرشیمیایی تفاوت آشکاری ندارد اما به نظر می رسد که سلامت روانی در افراد جانباز که در معرض عوامل شیمیایی قرار داشته اند به دلیل آثار مضر طولانی مدت تحت تاثیر قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: سلاح شیمیایی، جانبازان، اختلال اضطرابی پس از حادثه، پرسشنامه IES، R، پرسشنامه PCL، M
  • فرناز اعتماد رضایی، ژاله شریعتی سرابی، محمدرضا هاتف، آزاده سلطانی فر، شقایق رحمانی صفحات 369-375
    مقدمه
    استئوپروز شایع ترین بیماری متابولیک استخوان است که از بارزترین مشخصه های آن کاهش موادمعدنی و ماتریکس استخوان می باشد.این بیماری بیش از نیمی از زنان بالای 50 سال را درگیر می کند. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع استئوپروز و استئوپنی در 5 سال ابتدای یائسگی در میان زنان مراجعه کننده به کلینیک روماتولوژی مرکز آموزشی-درمانی-پژوهشی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد، انجام پذیرفت.
    روش کار
    در یک مطالعه مقطعی، 250 زن یائسه سالم مراجعه کننده به کلینیک روماتولوژی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب و بر اساس فاکتورهای ورود و خروج وارد مطالعه شدند. اندازه گیری تراکم معدنی استخوان در دو ناحیه فمور و ستون فقرات کمری (L2-L4) به روش دگزا انجام شد. داده ها وارد رایانه و به کمک نرم افزار SPSS Ver.17، تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    در این مطالعه 250 زن بین سنین 44 تا 62 سال با میانگین سنی 77/3±9/52 سال بررسی شدند. متوسط زمان یائسگی این افراد 5/1±8/2 سال و میانگین وزنی آنان 55/11±0/70 کیلوگرم بود. با توجه به BMD فمور، 40% افراد مورد مطالعه استئوپنی و 8% افراد استئوپروز دارند و بر اساس BMD لومبار، 44% افراد استئوپنی و 17% افراد استئوپروز دارند.
    نتیجه گیری
    در نهایت حدود 70% افراد مورد بررسی در مطالعه ما (زنان یائسه در 5 سال اول دوران یائسگی)، در یکی از دو محل مورد بررسی، دچار استئوپنی یا استئوپروز هستند و تنها 30% افراد در وضعیت طبیعی می باشند.
    کلیدواژگان: دوران یائسگی، استئوپروز، استئوپنی، سنجش تراکم استخوان
  • ابراهیم علیجانپور، پرویز امری، ثریا خفری، فاطره رزاقی اوجی تالاری صفحات 376-382
    مقدمه
    روش آموزش نقش مهمی را در کیفیت آموزش بر عهده دارد. جهت بهبود کیفیت آموزش احیای قلبی و ریو ی((CPR از روش های مختلف آموزشی استفاده می گردد. هدف از این تحقیق بررسی مقایسه ای دو روش آموزش عملی وچند رسانه ای (Multimedia) CPR برمیزان یادگیری دانشجویان پزشکی می باشد.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی بابل بر روی51 نفر از دانشجویان پزشکی انجام شد. دانشجویان به صورت تصادفی به دو گروه آموزش عملی(25 نفر) و چند رسانه ای(26 نفر) تقسیم شدند. در هر دو گروه تست قبل و بعد از آموزش انجام گرفت و اطلاعات از طریق پرسشنامه و چک لیست جمع آوری شد. پس از ورود اطلاعات به رایانه برای تحلیل نتایج از نرم افزار های مناسب و آزمونهای تیاستفاده شد.
    نتایج
    نتایج یافته ها نشان داد که مقایسه آزمون پس آزمون بین دو روش عملی و چند رسانه ای بجز در روش انجام شوک الکتریکی، در تشخیص وقفه قلبی تنفسی و انجام CPR، Intubation، LMAگذاری و در پاسخ پرسشنامه از نظر دانش و مهارت تفاوت معنی داری وجود داشت (گروه عملی بهتر بوده است.) (001/0 p<).
    همچنین مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه، در عنوان های آموزشی Intubation و LMA به طور معنی داری با هم اختلاف داشتند(گروه عملی بهتر بوده استچ) (001/0p<).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که میزان آگاهی و عملکرد در گروهی که کار عملی همراه با تئوری صورت گرفت بیشتر از گروه چند رسانه ای بوده است.
    کلیدواژگان: احیای قلبی و ریوی، چند رسانه ای، عملی، آموزش
  • سیدعلی رضا بامشکی، معصومه طبری، شیما شیبانی صفحات 383-387
    مقدمه
    تاخیر کوتاه مدت در بیدارشدن بیماران بعد از اعمال جراحی تحت بیهوشی عمومی، یافته شایعی بوده و اغلب ناشی از باقیماندن اثر داروهای بیهوشی است. اما به هوش نیامدن طولانی مدت پس از خاتمه عمل می تواند به یک معضل برای متخصص بی هوشی تبدیل گردد. بیمار معرفی شده گزارش چنین موردی است.
    معرفی بیمار: بیمار خانم 28 ساله با تشخیص موکورمایکوزیس جهت آندوسکوپی و تخلیه سینوسها به اتاق عمل آورده شد که به علت AML-M5 تحت کموتراپی باCytosar، Idarubicin بوده وپس از عمل به مدت یک روز تاخیر در به هوش آمدن داشت.
    نتیجه گیری
    داروهای کموتراپی که سبب اختلال عملکرد مغزی و یا کبدی می گردنند می توانند با عملکرد طبیعی داروهای هوشبر تداخل نموده و سبب طولانی شدن اثر آنها گردند. هر چند این مسئله به اثبات نرسیده است اما با توجه به اهمیت و خطرات احتمالی نیاز به توجه و بررسی بیشتری را طلب می کند.استفاده از مونیتورینگ BIS (مونیتورینگ عمق بیهوشی)برای کاهش دوز داروهای مصرفی حین بیهوشی شاید بتواند در اینگونه بیماران کمک کننده باشد.همچنین کاهش مدت عمل جراحی سبب کاهش دوز داروها شده و می تواند احتمال بروز این عارضه را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: تاخیر در بهوش آمدن - بیهوشی عمومی، ریکاوری
|
  • Fariborz Rezaeitalab, Mohsen Foroughipour, Payam Sasannejad, Fatameh Moharrari, Mohammad Taghi Farzadfard, Seyyed Mohammad Mousavi Mirzaei Pages 323-329
    Introduction
    Obstructive sleep apnea syndrome (OSAS) is a common breathing disorder characterized by repeated episodes of upper airway collapse during sleep. While loud snoring and daytime sleepiness are the main symptoms، a variety of complaints including headaches may constitute the clinical manifestations.
    Materials And Methods
    We conducted this cross sectional study on 178 adult individuals diagnosed with OSAS at the sleep laboratory of Ebn-e-Sina hospital. Overnight polysomnography provided the diagnosis of OSAS and its severity. All participants were examined by neurologist.
    Results
    Headache was the forth common chief complaint. This study showed no correlation between headache and the severity of OSAS، body mass index (BMI)، Sleep efficiency and hypoxia in OSAS patients; however، all of the patients with headache had anxiety or depression.
    Conclusion
    According to this study، chronic headache is a common presenting complaint in patients diagnosed with OSAS. Therefore، it is recommended that sleep apnea is a diagnostic consideration in individuals suffering from chronic headache accompanied by snoring and daytime sleepiness.
    Keywords: Excessive daytime sleepiness, Headaches, Sleep Apnea Obstructive
  • Shdmehr Mirdar, Alireza Safai, Kenari, Hossein Rohi, Sadegh Abbasian Pages 330-339
    Introduction

    Understanding of metabolic and hormonal responses is main principles in each training programs. The purpose of this study was to determine the effect of sprint training on response and adaptation of enzymes، metabolites and hormones of healthy men.

    Materials And Methods

    This study was semi-experimental research with repeated measures design. In this study، 10 Sprinter in Mazandaran were selected and after it perform the Astrand protocol to speed of 7. 1 mph and 2. 5 degrees. Then، subjects perform sprint training for 6 weeks to intensity of 60 maximal HR. Finally، ten blood samples was taken at pre and post test.

    Results

    Statistical analysis showed that HR of subjects was significantly decreased (p<0/05). Also، amounts of testosterone and growth hormone was increased that statistically wasn''t significant (p>0/05). In addition، amount of Insulin was significantly decreased (p<0/05). Levels of T3 in serum was significantly decreased (p<0/05) but amount of T4 in during and after of test was significantly increased (p<0/05). Levels of LDH and CPK in serum was significantly increase during training bouts (p<0/05) but amounts of LDH and CPK was decreased after training period.

    Conclusion

    Six weeks sprint training appear to able increase athletic performance due to changes in profile of hormonal (such as increase in testosteron، GH and T4 and dercreas in insulin) and metabolic adaptations.

    Keywords: Pituitary Hormones, Thyroxine, Triiodothyronine, Insulin, cortisol, testosterone
  • Shokoufeh Bonakdaran, Fatemeh Barazandeh Ahmadabadi Pages 340-346
    Introduction
    Hirsutism is defined as androgen- dependent excessive male- pattern hair growth. Hirsutism is often idiopathic or the consequence of the polycystic ovary syndrome (PCOS). Insulin resistance is common in PCOS (specially obese patients)، and، this association has been proved. However، association between Insulin resistance and idiopathic hirsutism is not clear. The aim of this study was to investigate the assessment of insulin resistance in idiopathic hirsutism، compared with healthy women and patients with PCOS.
    Material And Methods
    This case-control study was performed among patients referring to the clinics of Imam Reza and Ghaem general hospital، in 2011-2012. Age adjusted healthy controls were selected voluntarily. The study included three groups، patients with idiopathic hirsutism، PCOS and healthy women. Each group included 30 non-obese women. Insulin resistance was detected by using basal insulin and homeostasis model assessment (HOMA-IR) in all the groups.
    Results
    There were no significant difference in the level of serum Insulin (P= 0/491)، level of HOMA- IR score (P=0/470)، prevalence of insulin resistance (P= 0/140) and prevalence of severe insulin resistance (P = 0/696) among three groups. After classification by body mass index (BMI 12≤''> 25، BMI 12>''> 25)، there were also no significant difference in insulin resistance among three groups.
    Conclusion
    The study showed that prevalence of insulin resistance has not significant difference in idiopathic hirsutism، PCOS and healthy groups.
    Keywords: HOMA, IR, Polycystic Ovary Syndrome, Idiopathic Hirsutism
  • Mehryar Taghavi Gilani, Azadeh Mokhtari Azad, Majid Razavi Pages 347-353
    Introduction
    Tracheal intubation is an essential and critical technique in emergency and operating rooms، where the lack of proper treatment (esophageal intubation) can be catastrophic. In this study، we compared an esophageal detector device (EDD) with a capnograph (EtCo2) for verifying tracheal tube placement.
    Material And Methods
    After the approval and support of the Research Council of Mashhad University of Medical Sciences، In this single-subject prospective study، 114 patients who were candidates for general or orthopedic surgery were enrolled. After anesthesia and tracheal intubation، tube position was first assessed by EDD (suction bulb type)، followed by evaluation using an EtCo2 monitor. Data was analyzed with SPSS v16، McNemar’s، chi-square، and t-tests. Sensitivity، specificity، and positive and negative predictive values were evaluated. P<0. 05 was considered as the level of significace.
    Results
    In total، 114 patients underwent 124 intubation attempts due to several difficult esophageal intubations. Sensitivity and positive predictive values for EtCo2 were 100% and for EDD was 98. 2% and 95. 6%، respectively. Therefore، capnography was a more reliable method for verifying endotracheal tube placement (P=0. 016).
    Conclusion
    Capnography is the gold standard for recognition of tube position. EDD was less successful (sensitivity=98. 2% vs 100%) for elective situations، but it provides rapid recognition and high sensitivity for verifying the tracheal tube position، particularly in cases of emergency and cardiac arrest. Because of high sensitivity and positive predictive value، EDD can be used for tube position recognition if necessary، but EtCo2 monitor is more accurate and reliable.
    Keywords: Capnography, Endotracheal Intubation, Esophagus
  • Fayegh Yousefi, Mona Mohamadkhani Pages 354-361
    Introduction
    The purpose of the current study was determined the mental health among students at Kurdistan University of Medical Sciences and its related to age، gender and their academic courses.
    Material And Methods
    The design of the current study is cross-sectional. The sample size was 1000 students (382 males and 618 females). The sampling method of the present study was Convenience sampling method. The instrument of the current study was GHQ-28.
    Results
    The results of the present study show that 40. 2 % of respondents had lack of mental health. Based on the results of the current study there was a significant difference (p≤0. 01) between gender and respondents’ mental health.
    Conclusion
    According to results of the present study many of students have lack of mental health، so prevention and counseling services for decrease the students’ problems are necessary and commented.
    Keywords: Mental health, Age, Gender, Academic Courses
  • Seyed-Jafar Mohaghegh-Motlagh, Saeed Momtazi, Seyed-Nureddin Musavi-Nasab, Atieh Arab, Elham Saburi, Amin Saburi Pages 361-368
    Introduction

    Chemical weapons induce various and long lasting physical complications which could be affected the mental health. In this study we assessed the symptoms of Past Traumatic Stress Disorder in chemical and non-chemical injured war veterans.

    Methods

    After the approval and support of Zanjan University of Medical Sciences، This study was a cross-sectional which was conducted on chemical (80 cases) and non-chemical (89 cases) war injured veterans in Zanjan، Iran during 2009-10. Persian version of both The PTSD Checklist-Military and Impact of Event Scale-Revised were used for evaluation of psychiatric condition. Data were analyzed and compared with using SPSS 16th edition and P. value less than 0. 05 was considered statistically significant.

    Result

    Prevalence of PTSD symptoms was 40 % and 28. 1% in chemical and non-chemical injured veterans، respectively. PTSD prevalence and scales did not show any significant difference between two groups of chemical and non-chemical war injured veterans (p <0. 05). Moreover، there was a relationship between these variables and some factors like the kind of soldier dispatch by military organizations and their occupations (p<0. 05)، but there was not any correlation between these and the time of event، literacy، and types of chemical agents (p>0. 05).

    Conclusion

    Although there is no significant difference between chemical and non-chemical war injured veterans in terms of the frequency of PTSD symptoms، mental health of veterans who exposed to chemical agents because of long-term adverse consequences could be affected.

    Keywords: chemical weapons, veterans, Post Traumatic Stress Disorder (PTSD), PTSD Checklist, Military, Impact of Event Scale, Revised questionnaire
  • Farnaz Etemadrezaei, Jale Shariati Sarabi, Mohammadreza Hateffard, Azade Soltanifar, Shaghaiegh Rahmani Pages 369-375
    Introduction
    Osteoporosis is the most common metabolic bone disease and its prominent feature includes loss of total bone matrix mineral. This phenomenon involves more than half of the women population over 50 years old. This study aims to determine the osteoporosis frequency in the first 5 –year period of time in healthy women after menopauses in Rheumatologic Outpatients Clinic in Imam Reza Hospital Medical Center.
    Material And Methods
    In this descriptive cross- sectional study in the year 2010-2012، two hundred and fifty healthy post- menopausal women were entered to this project with respect to the inclusion and exclusion criteria through target based sampling method. Bone Mineral Densitometry (BMD) was performed in two different regions، femur and lumbar spine (L2-L4). Data was coded and analyzed with Version 17 SPSS Software.
    Results
    In this study، two hundred and fifty women were evaluated. Their age was between 44 and 62 years old with the average age of 77/3±9/52 years. The mean menopausal period of time and the mean body weight was 2. 8±1. 5 years and 70±11. 55 Kg respectively. Femoral BMD results showed osteopenia in 40% and osteoporosis in 8% of women. However in Lumbar BMD، 44% of our population had osteopenia and 17% were affected with osteoporosis.
    Conclusion
    Seventy percent of this study individual (healthy women during their first 5- year of menopauses) had been affected with osteopenia or osteoporosis at least in one region either femur or lumbar spine BMD، however، only 30% of them had normal BMD.
    Keywords: menopauses, osteopenia, osteoporosis, bone mass densitometry
  • Ebrahim Alijanpour, Parviz Amri-Maleh, Soraia Khafri, Fatereh Razzaghi Pages 376-382
    Introduction
    Teaching approach has the main role in quality of education and there are different educational methods for upgrading the quality of Cardiopulmonary Resuscitation (CPR) teaching. The aim of this study was to compare the effect of practical education vs. multimedia methods of teaching CPR to medical student.
    Materials and Methods
    In these semi-experimental study، 51 medical students was enrolled. The medical students are allocated in two different categories، practical education (N=25) and multimedia methods (N=26)، randomly. Pre-test and post-test were done in both groups and data were collected by using questionnaire and checklist. Data were analyzed by using simple and paired t-test.
    Results
    Comparison of the post test results showed that there is a significant difference in the knowledge of cardio-pulmonary arrest diagnosis and the skill of CPR approach، orotracheal intubation modality، and Laryngeal mask airway apply، except the section of electroshock performance. Participants in practical education group were better than multi media group (P-value<0. 001). There is a significant difference in pretest and post test results of orotracheal intubation and Laryngeal mask airway applying subjects between participants in two group. Participants in practical education group acquire better marks (P-value<0. 001).
    Conclusion
    The study demonstrates when practical education accompanies theoretical subjects in CPR learning course of medical students، results would be improved in comparison with multimedia teaching approach.
    Keywords: Cardiopulmonary Resuscitation, Multimedia education, practical education, teaching approach
  • Seyyed Alireza Bameshki, Masoomeh Tabari, Shima Sheybani Pages 383-387
    Introduction
    The most common cause of short delayed arousal is due to “overdose of a sedative-hypnotic” medication after general anesthesia and it is not of clinical importace. However، long term delayed arousal is due to several important conditions that can confuse anesthesiologists.. Case report: The patient was a 28 years old woman with mucormycosis، candidate for sinuses drainage by endoscopic intervention. One months before surgery، while she was in 18-19 weeks of gestational age، she suddenly felt dyspnea and fatigue. In further investigations، severe anemia was diagnosed and in bone marrow biopsy AML-M5 was detected. Physicians decided to end her pregnancy by D&C. After one week of chemotherapy with Cytosar (Cytarabine) and Idarubicin، pneumonia and sepsis occured. Therapy with Vancomycin and Amphotericin B and Imipenem leads to epistaxis and rhinorrhea. CT Scan of sinuses demonstrated mucormycosis. She was alert and awake before general anesthesia with Fentanyl and Cisatracurium and Propofol for induction and maintenance. At the end of operation she could not be awake. Her delayed arousal had been continued for one day، then awakened spontaneously and discharged from hospital.
    Conclusion
    Several factors such as chemotherapy drugs (affects on liver and brain)، length of operation، imbalance in levels of electrolytes and low proteins due to malnutrition caused by cancers are the possible causes of the condition. Use of BIS maybe a good offer to decrease anesthetic drug doses during general anesthesia.
    Keywords: Delayed Emergence, General Anesthesia, Recovery room