فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال پنجم شماره 3 (1392)
  • سال پنجم شماره 3 (1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/07
  • تعداد عناوین: 10
|
  • تغذیه طیور
  • مصطفی لطفی، فرید شریعتمداری، محمد امیر کریمی ترشیزی صفحه 175
    به منظور ارزیابی اثر استفاده مجدد از بستر و فرآوری آن با افزودنی-ها بر عملکرد جوجه های گوشتی و میزان وقوع و شدت جراحات لاشه جوجه های گوشتی آمیخته راس 308، آزمایشی با 576 پرنده به صورت آزمایش فاکتوریل شامل 2 نوع بستر (تازه و مجدد) و 3 نوع افزودنی (بدون افزودنی، زئولیت و سولفات آلومنیوم) در 4 تکرار و 24 جوجه در هر پن (200 × 100 سانتی متر) در هر تکرار اجرا شد. جیره های غذایی به صورت آزاد در 42 روز دوره پرورش در اختیار جوجه ها قرار گرفت. افزایش وزن، خوراک مصرفی، ضریب تبدیل خوراک و تلفات در پایان دوره تحت تاثیر بستر قرار نگرفت. افزودنی های بستر موجب بهبود عملکرد جوجه های گوشتی در 0 تا 35 روزگی دوره پرورش گردید. با این حال در پایان دوره پرورش تفاوتی مشاهده نشد. درصد شیوع سوختگی زخم های سینه و کف پا و همچنین درصد شیوع سوختگی مفصل خرگوشی تحت تاثیر نوع بستر و افزودنی های بکارگرفته شده قرارنگرفت. نوع بستر و افزودنی ها تاثیری بر شاخص های ایمنی شامل وزن بورس، طحال و عیار پادتن علیه گلبول قرمز گوسفند (SRBC) نداشته است. نتایج این آزمایش نشان داد هر چند می توان از بستر استفاده شده مجددا استفاده نمود ولی بهتر است آن را با روش های مختلف فرآوری کرد.
    کلیدواژگان: استفاده مجدد از بستر، جوجه های گوشتی، عملکرد، عمل آوری مواد بستری
  • تاثیر سطوح مختلف دانه سویای پرچرب اکسترود شده بر عملکرد، متابولیت های خون و ریخت شناسی مخاط روده جوجه های گوشتی
    صفا ژاله، ابوالقاسم گلیان، احمد حسن آبادی، سید علی میرقلنج صفحه 182
    آزمایشی به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف دانه سویای پرچرب اکسترود شده بر عملکرد، متابولیت های خونی و ریخت شناسی مخاط روده جوجه های گوشتی انجام گرفت. دانه سویای پرچرب در دمای 155 درجه سانتیگراد به مدت 15 ثانیه، اکسترود شد. در این آزمایش، تعداد 144 قطعه جوجه خروس گوشتی یک روزه به 12 گروه شامل 3 تیمار در 4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار تقسیم شدند و دانه سویای اکسترود شده در سطوح صفر، 5/7 و 15 درصد در جیره های آغازین، رشد و پایانی جوجه های گوشتی استفاده شد. در دوره آغازین، مصرف خوراک جوجه های دریافت کننده سطح 15 درصد دانه سویا نسبت به گروه شاهد بطور معنی داری کاهش پیدا کرد ولی این تفاوت در بقیه دوره ها معنی دار نبود. افزایش وزن روزانه جوجه ها نیز در طول کل دوره (42-1 روزگی) با افزایش سطح دانه سویای اکسترود شده کاهش یافت. وزن نسبی پانکراس و آنزیم های آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینو ترانسفراز، لاکتات دهیدروژناز وکراتین فسفوکیناز سرم خون جوجه ها تحت تاثیرسطوح دانه سویای اکسترود قرار نگرفت. تری گلیسرید وکلسترول کل سرم خون جوجه ها با افزایش دانه سویا در جیره بطور معنی داری کاهش یافت. طول پرز مخاط جوجه ها نیز در قسمت دئودنوم روده کوچک با افزایش سطح دانه سویای اکسترود شده در جیره کاهش یافت که این کاهش طول پرز منجر به کاهش سطح جذبی پرزهای مخاط دئودنوم گردید ولی عمق کریپت ونسبت طول پرز به عمق کریپت تحت تاثیر سطوح دانه سویای اکسترود شده جیره قرار نگرفت. در قسمت ژوژنوم و ایلئوم روده کوچک، هیچ یک ازخصوصیات ریخت شناسی مخاط، تحت تاثیر سطوح دانه سویای اکسترود شده در جیره قرار نگرفت. نتیجه گیری می شود که استفاده از دانه سویای اکسترود شده در دمای 155 درجه سانتیگراد تا سطح 15 درصد باعث اختلاف معنی داری در عملکرد تولید جوجه های گوشتی در طول کل دوره نگردید؛ اگرچه طول پرز و سطح جذبی پرزهای مخاط دئودنوم جوجه ها با افزایش سطح دانه سویای اکسترود شده در جیره کاهش یافت.
    کلیدواژگان: اکستروژن، دانه سویای پرچرب، جوجه های گوشتی، عملکرد تولید، ریخت شناسی مخاط روده
  • تغذیه نشخوارکنندگان
  • عطیه رحیمی، عباسعلی ناصریان، رضا ولی زاده، عبدالمنصور طهماسبی، علیرضا شهدادی صفحه 190
    در این آزمایش، اثرات جایگزینی یونجه با سطوح مختلف پوسته پسته بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، فرآسنجه های تخمیری شکمبه، متابولیت های خون و ابقاء نیتروژن در گوسفندان نر بلوچی بررسی شد. بدین منظور 3 راس گوسفند نر بلوچی مجهز به کانولای شکمبه ای و شیردانی در قالب یک طرح مربع لاتین 3 × 3 به طور تصادفی مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی شامل: 1) 30% یونجه، 20% کاه و 50% کنسانتره (بر اساس ماده خشک) و در جیره های 2 و 3 به ترتیب به میزان 15 و 30% یونجه توسط پوسته پسته جایگزین شد. نتایج آزمایش نشان داد که ماده خشک مصرفی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. قابلیت هضم کل لوله گوارش برای ماده خشک، ماده آلی، ADF و NDF اختلاف معنی داری بین تیمارها نداشت، اما برای پروتئین خام به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه با افزایش تانن در جیره به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت آنزیم های کبدی، کلسترول، HDL، LDL و VLDL تغییر معنی داری نداشت. نیتروژن مصرفی، نیتروژن دفعی از طریق ادرار و نیتروژن هضم شده به طور معنی دار کاهش، اما نیتروژن دفعی از طریق مدفوع به طور معنی داری افزایش یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که استفاده از پوسته پسته در سطح 30 درصد ماده خشک در جیره بره های بلوچی با تامین سطح مناسبی از تانن می-تواند بدون تاثیر منفی بر مصرف خوراک و قابلیت هضم مواد مغذی، سبب بهبود عملکرد حیوان شده و با افزایش دفع نیتروژن از ادرار به مدفوع از لحاظ زیست محیطی بسیار سودمند باشد.
    کلیدواژگان: تانن، قابلیت هضم، مصرف خوراک، توازن نیتروژن، گوسفند نر بلوچی
  • محسن کاظمی، عبدالمنصور طهماسبی، رضا ولی زاده، عباسعلی ناصریان، رضا افشاری، آزاده صنعی صفحه 201
    در این آزمایش فراسنجه های تخمیرپذیری یک جیره کاملا مخلوط ((TMRدر اثر افزودن مقادیر مختلف آفت کش ارگانوفسفره فوزالون (0، 100، 250، 500، 750 و 1000پی پی ام) همراه با مقادیر مختلف بنتونیت (صفر، 1 و 2 درصد ماده خشک TMR)به روش آزمایشگاهی کشت ثابت و تولید گاز تعیین شد. نتایج حاصل از تولید گاز نشان داد که میزان تولید گاز بصورت تجمعی در زمان 96 ساعت انکوباسیون، با افزایش مقادیر مختلف فوزالون به محیط کشت، از یک روند کاملا نزولی معنی داری در بین تیمارها برخوردار بود، به طوری که کمترین میزان تولید گاز برای سطح 1000 پی پی ام مشاهده گردید. همچنین با افزایش مقادیر فوزالون به محیط کشت ثابت، میزان تجزیه پذیری ماده خشک و نیتروژن آمونیاکی، روند نزولی معنی داری در بین تیمارها داشت، به طوری که بیشترین و کمترین میزان نیتروژن آمونیاکی مربوط به تیمار شاهد (بدون هیچ افزودنی) و تیمار 1000 پی پی ام بود. با افزایش فوزالون به محیط کشت، pH در زمان 24 ساعت انکوباسیون ثابت ماند، اما با افزایش سطح بنتونیت (بویژه سطح دو درصد)، pH روند نسبتا صعودی داشت. نتایج این آزمایش نشان داد که با افزایش سطوح فوزالون از 0 به 1000 پی پی ام به محیط کشت، برخی فاکتورهای تخمیرپذیری (همانند تولید گاز در زمان های مختلف انکوباسیون، نیتروژن آمونیاکی و تجزیه پذیری ماده خشک) کاهش یافته، همچنین افزودن بنتونیت نسبت به گروه شاهد در تیمارهایی که هیچ سمی دریافت نکرده بودند، باعث کاهش میزان تولید گاز در زمان 96 ساعت بعد از انکوباسیون گردید و این در حالی بود که بطور کلی افزودن توام بنتونیت(بویژه سطح دو درصد) به مقادیر مختلف فوزالون، نیز باعث کاهش تولید گاز در زمان های مختلف انکوباسیون گردید. در اثر افزودن بنتونیت به محیط کشت، اختلاف معنی داری برای تجزیه پذیری ماده خشک در بین تیمارها مشاهده نشد، هرچند که تنها با افزودن بنتونیت در سطح 100 پی پی ام فوزالون، تجزیه پذیری ماده خشک به طور معنی داری افزایش یافت.
    کلیدواژگان: آفت کش، فوزالون، TMR، تولید گاز، بنتونیت
  • مسلم باشتنی، سمیه صیفی، حسین نعیمی پور یونسی، جلیل فرزاد مهر صفحه 210
    این آزمایش به منظور تعیین ترکیب شیمیایی و خصوصیات تجزیه پذیری گیاه مرتعی شور بیابانی با استفاده از روش کیسه های نایلونی انجام شد. نمونه برداری از منطقه دشت شمالی شهرستان گناباد در سه مرحله از رشد (رویشی، گلدهی و بذردهی) انجام شد. نمونه های برداشت شده پس از خشک شدن در هوای آزاد، آسیاب شدند و ترکیب شیمیایی گیاه تعیین شد. جهت تعیین میزان تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی گیاه، از دو راس گاو فیستوله شده استفاده گردید. میزان تجزیه پذیری نمونه ها در زمان های صفر، 2، 4، 8، 16، 24، 36، 48، 72 و 96 ساعت اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در مراحل رشد گیاه شور بیابانی، حداکثر پروتئین خام و ماده آلی در مرحله رویشی به ترتیب 34/10 و 75/76 درصد بود، و بین مراحل رشد از نظر آماری اختلاف معنی دار وجود داشت. بیشترین خاکستر خام در مرحله بذردهی (9/31 درصد) مشاهده شد. با پیشرفت مرحله رشد از میزان پروتئین گیاه کاسته شده و بر مقدار الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی آن افزوده شد. تجزیه پذیری ماده خشک، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی در مرحله رویشی از دیگر مراحل رشد بیشتر بود. به طوری که با افزایش رشد تجزیه پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی و پروتئین کاهش معنی داری داشت. نتایج این مطالعه نشان دادکه با افزایش مرحله رشد، میزان پروتئین گیاه کاهش و محتوی فیبری آن افزایش یافته و همچنین تجزیه پذیری پروتئین و الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی آن کاهش معنی داری پیدا کرد.
    کلیدواژگان: شور بیابانی، کیسه های نایلونی، تجزیه پذیری
  • وحید غلامی، حمید امانلو، محمدحسین شهیر، حمیدرضا میرزایی الموتی صفحه 217
    هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر کاهش سطح پروتئین جیره غذایی بر بازدهی باروری گاوهای شیرده هلشتاین در تنش گرمایی بود. در این پژوهش 63 راس گاو یک و چند بار زایش کرده با روزهای شیردهی 5/16±71 پس از گذراندن دوره انتظار اختیاری و تایید سلامت تولید مثلی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی استفاده شد. گاوها براساس تولید شیر، تعداد زایش و روزهای شیردهی متوازن شده و به یکی از سه تیمار آزمایشی که دارای 5/18، 5/17 و 5/16 درصد پروتئین خام بودند اختصاص داده شدند. تمام گاوها تحت پروتکل همزمانی هیت سینک (Heat-synch) قرار گرفته و تلقیح شدند. اندازه و تعداد فولیکول ها در تخمدان های چپ و راست در دو نوبت طی پروتکل توسط دستگاه سونوگرافی تعیین شد. فولیکول ها براساس قطر به سه دسته کوچک (کوچک تر از 5 میلی متر)، متوسط (5 تا 9/9 میلی متر) و بزرگ (بیش تر از 10 میلی متر) تقسیم بندی شدند. نرخ گیرایی تجمعی در اولین و دومین تلقیح تمایل به معنی داری را در بین تیمارها نشان داد و برای تیمارهای 1 تا 3 به ترتیب برابر با 7/47، 4/52 و 2/76 درصد بود. تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی در تیمار 1 تا 3 به ترتیب 07/2، 03/2 و 53/1 بود. روزهای باز در تیمار 1 تا 3 به ترتیب 7/131، 5/132 و 16/121 روز بود. با توجه به نتایج این پژوهش افزایش در سطح پروتئین خام جیره غذایی بیشتر از توصیه شورای تحقیقات ملی (2001 NRC،) به علت افزایش غلظت ازت اوره ای خون و اثرات مضر آن بر سلامت رحم و کاهش باروری در زمان تنش گرمایی توصیه نمی شود.
    کلیدواژگان: تنش گرمایی، پروتئین خام، باروری، فولیکول، نرخ آبستنی
  • صفورا جباری، مرتضی چاجی، موسی اسلامی، طاهره محمد آبادی، محمد بوجارپور صفحه 225
    هدف از انجام این آزمایش مقایسه جمعیت و ریخت شناسی پروتوزوآی موجود در شکمبه جوانه هلشتاین و گاومیش خوزستان تغذیه شده با جیره یکسان بود. مایع شکمبه از گاو و گاومیش هایی (12 راس) که با جیره مشابه با نسبت تقریبی 30 به 70 کنسانتره به علوفه تغذیه شده بودند، گرفته شد. نمونه های گرفته شده توسط فرمالدئید 5/18 درصد ثابت شدند، و کل مژکداران شمرده شده و جنس و گونه آنها تعیین شد. نتایج آزمایش نشان داد که تراکم کل پروتوزوآهای شکمبه گاومیش خوزستان بیشتر از گاو هلشتاین بود (به ترتیب 104×8/36 و 104×8/21 در هر میلی لیتر مایع شکمبه). جنس های دیپلودینیوم، انتودینیوم، اپیدینیوم، افریوسکولکس و هولوتریش های شکمبه گاو و گاومیش به ترتیب 63/37، 77/48، 0، 75/3، 83/9 و 47/44، 35/42، 31/5، 68/0، 18/7 درصد (از کل پروتوزوا) بودند. هیچ کدام از گونه های جنس اپیدینیوم (اپیدینیوم کوداتوم و اپیدینیوم ایکوداتوم) و گونه دیپلودینیوم کریستاگالی در شکمبه گاو وجود نداشت ولی در شکمبه گاومیش خوزستان مشاهده شدند. همچنین مشخص شد که پروتوزوآی افریوسکولکس پورکینی در شکمبه گاو و گاومیش وجود داشت، ولی تعداد آن در شکمبه گاو بیشتر از شکمبه گاومیش بود. بنابراین به نظر می رسد تحت شرایط جیره یکسان، اختلاف معنی داری در تعداد و جنس پروتوزوآ بین گاو هلشتاین و گاومیش خوزستان وجود دارد.
    کلیدواژگان: پروتوزوآی شکمبه، گاومیش خوزستان، مایع شکمبه
  • ژنتیک و اصلاح دام و طیور
  • رضا پسندیده، محمد رضا نصیری، علی اصغر اسلمی نژاد، مجتبی طهمورث پور، سعید زیبایی صفحه 234
    تب برفکی یک بیماری ویروسی به شدت واگیردار در زوج سمان بوده که خسارات اقتصادی قابل توجهی را به تولیدات دامی وارد می سازد. یکی از موثرترین راهکارهای کنترل بیماری تب برفکی، پیشگیری توسط واکسن است. یکی از عملکرد های واکسن ها، تحریک بیان برخی از ژن های سیستم ایمنی موسوم به سایتوکاین می باشد. در این مطالعه، تغییرات بیان ژن های IFN-γ و TGFβ1 در خوکچه های هندی واکسینه شده با واکسن غیرفعال شده تب برفکی تیپ O مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های خون از دو گروه خوکچه هندی واکسینه شده و شاهد در سه زمان متفاوت و مشخص گرفته شد. پس از خونگیری، RNA از نمونه های خون استخراج و بهcDNA تبدیل شد. سپس الگوی بیان ژن های IFN-γ و TGFβ1 با روش Real-time PCR نسبی بررسی شد. نتایج نشان داد بیان ژن های IFN-γ و TGFβ1 در خونگیری های دوم و سوم نسبت به خونگیری اول، به طور معنی داری افزایش یافت. به علت این که افزایش بیان سایتوکاین ها شاخصی از پاسخ سیستم ایمنی می باشد، از این ژن ها می توان به عنوان شاخص هایی جهت آزمودن اثرات واکسن های نوترکیب نیز استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تب برفکی، خوکچه هندی، IFN، γ TGFβ1، Real، time PCR
  • محمد زندی، محمدرضا سنجابی، سپیده خاموشی صفحه 242
    سلول های بنیادی رویانی از لایه زاینده داخلی رویان در مرحله بلاستوسیست تولید می شوند و توانایی تمایز به تمام سلول های لایه زاینده رویان را دارند. در این تحقیق سلول های بنیادی رویانی از بلاستوسیست های حاصل از شبیه سازی به روش Hand Made Cloning (HMC) تولید شدند و کارایی آنها با سلول های بنیادی رویانی حاصل از لقاح آزمایشگاهی مقایسه گردید. برای کشت سلول های بنیادی از لایه تغدیه کننده بعلاوه محیط کشت حاوی Knockout-Dulbeccoʾs Modified Eagle''s Medium (Ko-DMEM)، Knockout Serum Replacement(KSR)، Leukemia Inhibitory Factor (LIF)، Basic Fibroblast Growth Factor-2 (FGF-2)، ال- گلوتامین، اسیدهای آمینه غیر ضروری و جنتامایسین استفاده شد. جهت شناسایی سلول های بنیادی از شناساگرهای سطح سلولی SSEA-1، SSEA-4، TRA-1-60 و TRA-1-81 و پرتوانی OCT3/4، SOX2 وNANOG استفاده گردید. نتایج نشان دادند، که نرخ رشد سلول های بنیادی حاصل از لقاح آزمایشگاهی بطور معنی داری بیشتر از سلول های بنیادی حاصل از شبیه سازی بود (به ترتیب 120 درصد در مقایسه با 65 درصد). با این وجود، نتایج حاصل از بررسی بیان ژن نشان داد، اختلاف معنی داری در بیان ژنهای OCT3/4، SOX2 و C-MYC بین سلول های بنیادی حاصل از شبیه سازی و لقاح آزمایشگاهی مشاهده نگردید، تنها اختلاف مشاهده شده مربوط به بیان ژن NANOG است، که در سلول های بنیادی حاصل از شبیه سازی بطور معنی داری افزایش یافت. سلول های بنیادی حاصل از هر دو منشاء قابلیت پرتوانی خود را برای بیش از دو سال حفظ کردند و به سلول های مختلف از جمله سلول های عصبی، پوششی، چربی و عضلانی تمایز یافتند.
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی رویانی، شبیه سازی، لقاح آزمایشگاهی، گاومیش
  • سجاد قلی زاده، سعید انصاری مهیاری، احمد ریاسی، محمد رکوعی صفحه 251
    این مطالعه به منظور برآورد ضریب هم خونی و اثر آن بر سن اولین زایش، فاصله گوساله زایی و روزهای باز در جمعیت گاو شیری در استان اصفهان به اجرا درآمد. در این مطالعه از 31977 رکورد سن اولین زایش (گاوهای شکم اول)، 36982 رکورد فاصله گوساله زایی و 51423 رکورد مربوط به روزهای باز (گاوهای شکم اول به بالا) استفاده شد. ضریب هم خونی هر حیوان با استفاده از شجره 78425 گاو ماده و 8056 گاو نر متولد شده از سال 1342 تا 1388 محاسبه گردید. متوسط ضریب هم خونی کل جمعیت مورد مطالعه 33/2 درصد، با حداکثر 30/31 درصد برآورد شد. 57234 راس از حیوانات هم خون بودند و میانگین ضریب هم خونی در آنها 57/3 درصد برآورد شد. ضرایب تابعیت خطی بر ضریب هم خونی برای سن اولین زایش، فاصله گوساله زایی و روز های باز به ترتیب 21/0±589/0، 15/0±08/1 و 12/0±278/0 روز برآورد شد. هم خونی در دوره های مختلف زایش بر صفات تولید مثلی مورد مطالعه اثر نامطلوب و معنی دار داشت و ضرایب تابعیت روندی افزایشی را نشان داد. برآوردها نشان داد در سالهای اخیر آمیزش های نزدیک در گله ها صورت گرفته و در طی زمان میانگین ضریب هم خونی بطور قابل توجهی افزایش یافته است و این موضوع اثرات نامطلوبی بر صفات تولید مثلی گاوهای شیری استان اصفهان داشته است.
    کلیدواژگان: ضریب هم خونی، صفات تولیدمثلی، گاو هلشتاین
|
  • M. Lotfi, F. Shariatmadari, M.A. Karimi Torshizi Page 175
    An experiment was conducted to evaluate the effect of chemical amendments and reused litter on broiler performances، immune response and skin quality. Five hundred and seventy six (576) day old broiler chickens were randomly allocated to 3x2 factorial design experiment. Three amendments treatment included control (no chemical addition)، alunminum sulfate and zeolite; two types of litter were new and reused one. There were 4 replicates and 24 broiler chickens in each pen. The feed and water were available ad libitum during 42 days of experiment. The type of bedding had no significant effect on broilers performances (weight gain، feed efficiency ratio and mortality). Chemical amendments improved broilers performances during 0-35 days of production period but by the end of experiment there was no differences between treatment groups. Neither bedding type nor chemical amendments influenced skin erosion criteria responses. The immune response of broilers was not affected by either type of bedding or chemical amendments. It could be concluded that although beddings to be reused، it should be treated so as to overcome any defect of reused bedding.
    Keywords: Reused litter, Chicken, Performances, Amendment litter
  • Effects of Dietary Extruded Full Fat Soybean (EFFSB) on Performance, Blood Metabolites and Morphology of Intestinal Mucosa of Broiler Chickens
    S. Zhaleh, A. Golian, A. Hassanabadi, S.A. Mirghelenj Page 182
    An experiment was conducted to study the effects of dietary levels of extruded full fat soybean (EFFSB) on performance، blood metabolites and intestinal morphology of broiler chickens. A batch of FFSB was wet extruded at 155 °C، 15 seconds to provide the extruded full fat soybean (EFFSB) sample. One hundred and forty four d-old Ross 308 male broiler chicks were divided into 12 groups with 12 birds each and assigned to starter، grower and finisher diets each containing 0، 7. 5 and 15 % of EFFSB. Feed intake of chicks fed diet containing 15% EFFSB، were significantly reduced as compared to those fed the control diet during 1-14 d of age، but were not influenced during grower، finisher and the whole experimental period. A significant linear decrease was observed in weight gain of birds during whole period. Relative weight of pancreas، aspartate aminotransferase، alanine amino transferase، lactate dehydrogenase، and creatine kinase (CK) in blood serum of chicks were not influenced with dietary EFFSB level. A significant linear decrease was observed in serum triglyceride and total cholesterol with increasing in dietary levels of EFFSB at 42 d of age. The villi length decreased linearly with increasing dietary levels of EFFSB in duodenum section of small intestine، causing a significant decrease in villi surface area in duodenum of birds fed 15% EFFSB diet as comparing to control birds، the crypt depth and villus length/ crypt depth were changed. The morphological measurements of small intestine mucosa in jejunum and ileum sections were not significantly influenced by dietary EFFSB at 42 d chickens. It is concluded that using full fat soybean extruded at 155 °C up to 15 % of diet did not influence significantly performance of chickens during whole period، although the villi length and villi surface area decreased in duodenum of birds with increase in the usage of EFFSB.
    Keywords: Full fat soybean, Extrusion, Chicken performance, Intestinal morphology
  • A. Rahimi, A.A. Naserian, R. Valizadeh, A.M. Tahmasbi, A. R. Shahdadi Page 190
    In this study، we determined the effects of replacing different levels of alfalfa with Pistachio Hull (PH) on feed intake، digestibility of nutrients، rumen fermentative parameters، blood metabolites and nitrogen metabolism in Balochi male lambs. Three male lambs (35±2 kg live weight) equipped with ruminal and abomasual cannulas were randomly assigned into a 3 × 3 Latin square design. Experimental diets included 1) 30% alfalfa، 20% wheat straw، 50% concentrate (DM basis) and in 2 and 3 diets the 15 and 30% of alfalfa was replaced with Pistachio Hull، respectively. Result showed that feed intake was not different between treatments. Total tract digestibility for DM، OM، ADF and NDF were not significantly affected by the diets، but CP in total tract was significantly decreased. Dietary PH content resulted in a decrease in the rumen N-NH3 concentration. The concentration of liver enzymes، cholesterol، HDL، LDL and VLDL were not influenced by PH content of diet. As tannin was increased in the diets، the nitrogen intake، nitrogen excretion from urine and digested nitrogen significantly were decreased. Nitrogen excretions from fecal were significantly increased by increased of dietary tannin. Therefore، using of PH in level of 30% (DM basis) due to supply appropriate levels of tannin without negative effects on feed intake and nutrient digestibility، can improve animal performance and with increasing nitrogen excretion from urine to feces environmentally can be very beneficial.
    Keywords: Tannin, Digestibility, Feed intake, Nitrogen balance, Balochi male lambs
  • M. Kazemi, A.M. Tahmasbi, R. Valizadeh, A.A. Naserian, R. Afshari, A. Sonei Page 201
    In this experiment، fermentation parameters of a TMR ration determined with different levels of phosalone as an organophosphate pesticide (0، 100، 250، 500، 750 and 1000 ppm) and bentonite (0، 1 and 2 %DM of TMR) using in vitro batch culture and gas production techniques. The results from gas production showed that cumulative gas production for 96h after incubation significantly decreased with increasing the levels of phosalone and lowest gas production for this time was observed at 1000 ppm of phosalone. Increasing phosalone in the culture was accompanied with deceasing DM degradability and NH3-N and differences between treatments were statistically significant، so that phosalone at 1000 ppm and control groups had lowest and highest NH3-N respectively. With increasing of phosalone at different levels to the medium، pH remained constant during the 24h incubation، but with increasing the levels of bentonite (specially the 2 percent level)، the pH relatively increased. The results of this experiment showed that some of fermentation parameters (such as cumulative gas production at different incubation times، NH3-N and DM degradability) decreased by increasing phosalone in culture media (0 to 1000 ppm). Supplementation of bentonite rather than the control group with no pesticide resulted to decreasing of the gas production at 96 h incubation. In coordination with these results، generally supplementation of bentonite (especially at 2% of DM) to different level of phosalone also resulted to decreasing of the cumulative gas production in different times of incubation. There was no significant effect for DM degradability by adding the bentonite to culture media between treatments، although only by adding the bentonite at 1000 ppm phosalone، DM degradability increased.
    Keywords: Pesticide, Phosalone, TMR, Gas production, Bentonite
  • M. Bashtani, S. Seifi, H. Naemipour Yonesi, J. Farzadmehr Page 210
    This study was conducted to determine the chemical composition and degradability characteristics of a pasture plant Salsola tomentosa by nylon bags method. The sampling was performed from the northern region of plain''s Gonabad city in three growth stages (vegetative، flowering and seeding). The samples dried in air، were milled and their chemical composition were determined. To determine the degradability of dry matter، protein، acid detergent fiber and neutral detergent fiber، two fistulated cows were used and degradation of samples were measured and calculated at 0، 2، 4، 8، 16، 24، 36، 48، 72 and 96 h. The results of this study showed that the highest of protein and organic matter percentage were 10. 34% and 76. 75% respectively in vegetative stage and there was statistically difference between growth difference stages. The highest amount of ash was observed in seeding stage (31. 9%). Advancing growth stage was associated with decreasing plant protein and increasing acid detergent fiber (ADF) and neutral detergent fiber (NDF). Dagradability of dry matter، crude protein، ADF and NDF were greater in vegetative stage as compared with other stages. Degradabilities of NDF،ADF and CP were decreased significantly as growth increased. The results of this study showed that with advancing of growth stage، concentration of CP decreased، and fiber content increased and degradabilities of CP، NDF and ADF were decreased significantly as growth increased
    Keywords: Salsola tomentosa, Nylon bags, Degradability
  • V. Gholami, H. Amanlou, M.H. Shahir, H.R. Mirzaei Alamouti Page 217
    The aim of this research was to study the Effect of reduction in dietary protein on fertility performance of lactating Holstein cows during heat stress. For this we used 63 Holstein dairy cows (71 ± 16. 5 DIM) after voluntary waiting period and has been confirmed that the health reproduction based on randomized complete block design. Randomly، cows enrolled to the one of three experimental rations (18. 5، 17. 5، 16. 5% CP). All cows were inseminated according to Heat-Synch protocol. Ovarian structure was defined by ultrasound twice in protocol. The number of small (< 5 mm)، medium 2 (5 to 9. 9 mm)، and large (> 10 mm) follicles were counted by ultrasonography. Cumulative conception rate to first and second service was 47. 7، 52. 4 and 76. 2 % for treatments 1، 2 and 3 respectively. Numbers of Service per conception were 2. 07، 2. 03 and 1. 53. Days open 131. 7±26، 132. 5±18 and 121. 16±22 d for treatments 1، 2 and 3 respectively. In conclusion increase in the level of crude protein of diet above recommended NRC (2001) because of increase in blood urea nitrogen and harmful effects on uterine health and decrease in fertility during heat stress not recommended.
    Keywords: Conception rate, Fertility, follicle, Crude protein, Heat stress
  • S. Jabbari, .M. Chaji, M. Eslami, T. Mohammadabadi, M. Bojarpour Page 225
    The aim of this experiment was to compare the population and morphology of ruminal protozoa of Holstein and Khuzestan water buffalo steers fed with the same diet. Rumen fluid collected from cow and buffaloes (12 head) that were fed with the same diet، 30:70 concentrate: forage. The collected samples were fixed by formaldehyde 18. 5%، and ciliates were counted and their genus and species were determined. The results of this experiment showed، total rumen protozoal number of khuzestani water buffalo was higher than the cattle (3. 68×105 vs. 2. 18×105/ mL of rumen content، respectively). The genus of Diplodinium، Entodinium، Epidinium، Ophryoscolex and Holotriches of cow and water buffalo was 37. 63، 48. 77، 0، 3. 75، 9. 83 and 44. 47، 42. 35، 5. 31، 0. 68، 7. 18 %، respectively. There was no species from Epidinium genus (Epidinium ecaudatum and Epidinium cudatum) and Diplodinium cristagalli species in the rumen of cattle، but they found in the rumen of khuzestani water Buffalo. Also it was identified that there was Ophryoscolex purkynei in both rumen cattle and water buffalo، but in the rumen of cattle was higher in comparison to the buffalos. Therefore، it appears under the same diet، there is a significant difference in total rumen protozoal number and species of Holstein cow and Khuzestani water buffalo.
    Keywords: Rumen protozoa, Khuzestan water buffalo, Rumen fluid
  • R. Pasandideh, M.R. Nassiri, A.A. Aslaminejad, M. Tahmoorespour, S. Zibaei Page 234
    Foot-and-mouth disease (FMD) is a severely contagious viral disease in cloven-hooved animals that it causes considerable economic losses in livestock productivity. Vaccination is one of the most effective procedures for control of FMD. One of vaccines performances is stimulating expression of some immune system genes، which called cytokines. In this study، expression changes of IFN-γ and TGFβ1 genes were evaluated in vaccinated guinea pigs with FMD type O inactivated vaccine. Blood samples were collected from vaccinated and control (no vaccinated) guinea pigs in three distinct times. After blood sampling، RNA was extracted and converted to cDNA. For measuring IFN-γ and TGFβ1 genes expression، relative Real-time PCR procedure was used. The results showed that expression of IFN-γ and TGFβ1 genes in the second and third blood sampling were significantly increased in comparison to the first blood sampling. Because increasing of cytokines expression is an indicative of the immune system response، these genes can be used as indicators for testing effects of the recombinant vaccines.
    Keywords: Foot, and, mouth disease (FMD), Guinea pig, IFN, γ TGFβ1, Real, time PCR
  • M. Zandi, M.R. Sanjabi, S. Khamoushi Page 242
    Embryonic stem cells (ESCs) are derived from the inner cell mass (ICM) of blastocyst and differentiate into all three embryonic germ layers: ectoderm، endoderm، and mesoderm. In this study، ESCs are derived from Hand Made Cloning (HMG) blastocysts and their efficiencies compared to ESCs derived from In Vitro Fertilization (IVF) embryos. Feeder layer was used for ESCs culture، and culture medium consisting of Knockout- Dulbecco’s Modified Eagle’s Medium (Ko-DMEM) supplemented with Knockout Serum Replacement (KSR)، Leukemia Inhibitory Factor (LIF)، Basic Fibroblast Growth Factor-2 (FGF-2)، L-glutamine، nonessential amino acids and gentamicin. The cell surface antigens used for characterization were the SSEA-1، SSEA-4، TRA-1-60 and TRA-1-81 and the pluripotency markers were NANOG، OCT3/4 and SOX2. Results showed that، the growth rate of ESCs colonies in ESCs from IVF embryos was significantly higher than ESCs from HMG embryos (120% compared with 65%، respectively). Not only real-time PCR results revealed the same expression level of SOX2، OCT3/4 and cMYC between them، but also ESCs from HMG embryos resulted to higher expression of NANOG. Both of ESCs groups maintain in pluripotency state for more than two years and differentiated to the different types of cells like neuron، epithelial، lipid and muscle cells.
    Keywords: Embryonic stem cell, Cloning, In vitro fertilization, Buffalo
  • S. Gholizadeh, S. Ansari, Mahyari, A. Riasi, M. Rokouei Page 251
    This study was carried out to study the inbreeding coefficient and its effect on reproductive performance of dairy cows (age at first calving، calving interval and open days) in Isfahan province. Records of 31،977 (primiparous cows)، 36،982 and 51،423 (multiparous cows) for age at first calving، calving interval and open days were used، respectively. The inbreeding coefficients of animals were calculated using pedigree information of 78،425 females and 8،056 males، which were born from 1963 to 2009. The overall mean and maximum inbreeding coefficients in Holstein cows were 2. 33% and 31. 30%، respectively. The results showed that 57،234 animals were inbred with 3. 57% inbreeding coefficient. Regression coefficients on inbreeding coefficient for age at first calving، calving interval and open days were 0. 589±0. 21، 1. 08±0. 15 and 0. 27±12، respectively. Estimated inbreeding indicated significantly negative effect on the reproductive traits in different parturition periods. The results revealed that the average inbreeding trend was increased in the dairy herds. The increased inbreeding was due to close mating systems between the candidates، and it showed negative effects on the reproductive traits in Isfahan dairy herds.
    Keywords: Inbreeding coefficient, Reproductive traits, Holstein cows