فهرست مطالب

پژوهش های ادبی و بلاغی - سال یکم شماره 3 (تابستان 1392)
  • سال یکم شماره 3 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/08/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • نرگس محمدی بدر، سمیه ارشادی صفحات 11-26
    عنصر فضا در داستان از جمله عوامل موثر بر خواننده است که حس نشاط، اندوه، هیجان، هراس و عشق یا نفرت را ممکن است ایجاد کند؛ ازسویی فضا رابطه ای تنگاتنگ با دیگر عناصر داستان همچون شخصیت، گفتگو، لحن، طرح یا پیرنگ و... دارد؛ به طوری که تقریبا تمامی عناصر داستان در شکل گیری فضای اثر نقشی اساسی دارند.
    از میان داستان های عاشقانه که فضای اندوه در آن نمود بسیار بارزی دارد، منظومه ی لیلی و مجنون نظامی است که از جمله آثار موفق در ادب پارسی به شمار می رود و نظیره های فراوان آن دلیل محکمی بر صدق این مدعاست. در میان این الهام گیری ها، منظومه ی لیلی و مجنون مکتبی شیرازی (تالیف 895) یکی از بهترین و زیباترین این نظیره ها محسوب می گردد؛ به واقع از مهم ترین علل قرار گرفتن این روایت، جزو سه تقلید برتر (روایت امیرخسرو دهلوی، جامی و مکتبی شیرازی) سادگی و زیبایی آن و ایجاد صحنه ها و فضاهای جدید توسط سراینده است. فضاهای تازه ای که در افزونی جذابیت های روایت او بسیار نقش آفرین بوده اند. این مقاله با استفاده از شیوه ی تطبیقی، در صدد دستیابی به میزان و نوع فضا های حاکم بر روایت نظامی و مکتبی بوده و بررسی های صورت گرفته در دو منظومه، بیانگر غلبه ی فضای غم و اندوه در دو روایت است.
    کلیدواژگان: نظامی، مکتبی، لیلی و مجنون، عناصر داستان، فضا
  • وحید رویانی، اردشیر سنچولی صفحه 27
    مقاله ی حاضر به بررسی استعاره در شعر سعید خان مولتانی، شاعر پارسی گوی قرن یازده پاکستان می پردازد. هر شعری از جنبه زیباشناختی به عواملی بستگی دارد که تحلیل آنها می تواند،کاشف بخشی از زیبایی های اثر ادبی باشد.یکی از این عوامل، استعاره است که ازمهمترین ابزار انتقال زبان، از کاربرد حقیقی، به کاربرد مجازی وادبی آن به حساب می آید و بیش از عوامل دیگر در نوآوری و ایجاد سبک شخصی شاعر نقش دارد. بررسی استعاره در یک اثر موجب شناخت بیشتر هنر نمایی های شاعر در عرصه ی خیال و فهم بهتر شعر او می شود. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل دقیق وهمه جانبه ی متن دیوان سعید خان مولتانی به جایگاه استعاره در شعر او می پردازیم و بسامد کاربرد این صورت خیالی را در دیوان شاعر به نمایش می گذاریم تا بدین وسیله وجهه ی هنری سخن او را در استفاده از این تمهید ادبی مشخص سازیم.تحلیل اشعار دیوان نشان می دهد که استعاره ی تبعیه در بالاترین مرتبه ی کاربرد و استعاره های مکنیه، مطلقه، مجرده و مرشحه به ترتیب در مراتب بعدی قرار می گیرند.
  • محسن شریفی صحی، حسن بساک صفحه 41
    پایبندی به اصول سخنوری و متعهد بودن به قوانین اخلاقی در ادب فارسی همواره حائز اهمیت فراوان بوده است به طوری که در اغلب کتب بلاغی و ادبی، مبحثی با عنوان سرقات به چشم می خورد. کپی رایت یا قانون حقوق مولف در دنیای امروز به نوعی یادآور نقادی موشکافانه بزرگان ادب در باب سرقات ادبی است.
    انوری که از بزرگان شعر و ادب فارسی است و در بیشتر قوالب شعری طبع آزمایی کرده است،توجه شاعران بسیاری را به خود جلب کرده است.بزرگانی چون عطار، مولوی، سعدی، خاقانی و... بارها به استقبال اشعار او رفته و ابیاتی را نیز تضمین کرده اند.
    شاعرانی که پس از وی به شاعری پرداخته اند خود را از او بی نیاز ندیده اند و با در دست داشتن دیوان اشعارش به تقلید از او پرداخته و گاه نتوانسته اند خود را از زیر سایه او خارج کنند، تاجایی که گاه به طرق نامطلوبی از اشعار او بهره برده اند.
    در این جستار ابیات و اشعاری را از انوری در دیوان بعضی شاعران یافته ایم که شائبه سرقت آن ها به صورت انتحال، اغاره و سلخ بسیار محکم و مستدل وجود دارد. در این مقاله علاوه بر نشان دادن این گونه سرقات، به طور خاص انتحال شعری از انوری که در دیوان رهی معیری شاعر معاصر به چشم می خورد معرفی شده است. همچنین ابیاتی که سیف فرغانی از انوری سرقت کرده در این مقاله مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: انوری، سرقت ادبی، انتحال، اقتباس، رهی معیری
  • بهناز پیامنی، مهری بیابانگرد صفحه 49
    هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)، از جمله شاعران برجسته ی معاصر است. که آشنایی او با علم موسیقی موجب گردیده، توجه ویژه ای به موسیقی شعر خویش داشته باشد. به گونه ای که می توان موسیقی شعر سایه را، ستون فقرات شعر او دانست.
    از مهم ترین جلوه های موسیقی شعر سایه می توان به موسیقی بیرونی مندرج در شعر او اشاره کرد. از آن جا که موسیقی بیرونی دربرگیرنده ی بحر و وزن در شعر است و نیز دقت فراوان سایه در انتخاب وزن های زیبا و گوشنواز در اشعارش، در این مقاله به طور ویژه موسیقی بیرونی اشعار سایه در دو اثر (تاسیان و سیاه مشق) مورد بررسی قرار گرفته است. و به تناسب اوزان و محتوا در شعر سایه نیز اشاره شده است. و در نهایت نتایج که بیانگر بسامد به-کارگیری بحور و اوزان است به صورت جدول و نمودار ارائه گردیده است.
    واژگان کلیدی: هوشنگ ابتهاج، شعر معاصر، موسیقی بیرونی، تاسیان، سیاه مشق، وزن، بحر هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)، از جمله شاعران برجسته ی معاصر است. که آشنایی او با علم موسیقی موجب گردیده، توجه ویژه ای به موسیقی شعر خویش داشته باشد. به گونه ای که می توان موسیقی شعر سایه را، ستون فقرات شعر او دانست.
    کلیدواژگان: هوشنگ ابتهاج، شعر معاصر، موسیقی بیرونی، تاسیان، سیاه مشق
  • مرتضی جعفری صفحه 59
    در این مقاله سعی شده است علاوه بر، بررسی شاهنامه و گرشاسبنامه از نظر زیبایی شناسی و ساختار های زبانی و فکری، آنها را با روشی تحلیلی از حیث کیفیت روایت و تصویرگری بسنجیم. روایت ها و تصویرگری های اسدی در گرشاسبنامه، موجز، زیاد ومکرر است اما به مانند تصویر های فردوسی، هدفمند و مرتبط نیست. شیوه اسدی در روایت استفاده از مناظره و تمثیل است. برخلاف شاهنامه که داستان ها بیشتر از زبان قهرمانان نقل می گردد، داستان های اسدی از زبان راوی بیان می شود. تکرار در گرشاسبنامه کم است اما مضمون ها غالبا تکراری است. اسدی در روایت ماجراهای بزمی و غنایی موفق تر از توصیف صحنه های رزمی عمل می کند و حتی توصیفات رزمی او نیز رنگی از مضامین و مفاهیم غنایی دارد. بر خلاف توصیفات تک بعدی اسدی توصیفات فردوسی چند بعدی و مینییاتوری است. حماسه گرشاسبنامه را باید حماسه ای شخصی و با محوریت فرد، به شمار آورد اما حماسه شاهنامه، حماسه ای ملی و با محوریت ایران است. بر خلاف گرشاسب که به ضحاک خدمت می کند، رستم هرگز در خدمت دشمنان ایران نبوده است. اسدی یکی از استادان بزرگ حماسه سرایی است و کتاب او یکی از ارزشمند ترین آثار حماسی ایران به شمار می آید، اما گرشاسبنامه از نظر ارزش های ادبی و قدرت روایتگری و خلق تصاویر هنری با شاهنامه، برابری نمی کند.
    کلیدواژگان: شاهنامه، گرشاسبنامه، فردوسی، اسدی، حماسه سرایی
  • مهیار علوی مقدم، مسلم رجبی صفحه 76
    حافظ یکی از شاعران بزرگ و مضمون آفرین در ادب فارسی است که اندیشه های دقیق و ذهن خلاق و طبع بدیع و نکته سنج های وی،او را در میان شاعران ادب فارسی، ممتاز و برجسته ساخته است.از آن جایی که قالب شعری وی غزل است و در آن، مضامین نو و اندیشه های بدیع و مفاهیم تازه موج می زند، به دلیل ویژگی های ذاتی غزل،با مکتب باروک دارای نقاط مشترک ومتشابهی است.افزون براین،ویژگی هایی مانندعدم تقلید وتکرار، پرداختن به مسایلی مانند متافیزیک وکشف رازهای جهان هستی، وجودتصاویر پویا و متحرک، مرگ اندیشی، صحنه نمایش، اغتنام فرصت، هنجارشکنی، ابهام گرایی،ای هام آفرینی، باور به آزادی بیان، پارادوکس وتناقض نما ومبارزه با نابسامانی ها وناهنجاری های اجتماعی از جمله مولفه های مکتب باروک است که در شعر حافظ هم نمود بارزی یافته است.هدف این مقاله، بررسی برخی از جلوه های مکتب باروک ازمنظرزیباشناسی،در شعر حافظ است تا بتوان از نقاط اشتراک و ارتباط شعر وی با مکتب باروک بیش از پیش پی برد.اماین پرسش مطرح است که آیا حافظ رامی توان نخستین شاعرفارسی زبانی دانست که درچارچوب مکتب باروک جای می گیرد؟ این پرسش،ازاین رو دارای اهمیت است که اساسا سبک شناسان براین باورند که پیوندهای سبک شناختی شاعران سبک هندی- اصفهانی با مکتب باروک بسیارگسترده است، اما آیا می توان نشانه های پیونددهنده ای بین شعرحافظ ومکتب باروک یافت؟ موضوعی که این مقاله با درنگ وتامل به این پرسش پاسخ می دهد.
    کلیدواژگان: حافظ، مکتب باروک، بررسی تطبیقی، عناصر زیباشناسی، ویژگی های مشترک
|
  • Pages 11-26
    The element of atmosphere in a story is one of the effective factors on readers that cause exiting. Sadness fear، love or hate. On the other hand atmosphere has a close relation with other story elements such as personality، dialogue، accent، plant،…. so that almost all of the elements have an important in making such atmosphere. On of the stories in which sadness expressed effectively such atmosphere is Nezamis'' Leili and Majnoon. This work is outstanding story in persian literature and using a lot of similarities is a best to prove the saying. Among inspiration، Maktabi Shirazis'' Leili and Majnoon (895) is one of the best and most beautiful of the similarities. In fact one the most important reasons that this book is great and beautiful containing exciting scein and new atmosphere، atmospheres that add attractive narration to this book by using comparative analysis. This paper aims to get familiar with Nezami and Maktabi،s atmosphere and analysis which has done in these two books representing sadness، grief
    Keywords: Nezami, Maktabi, Leili, Majnoon, story elements, atmosphere
  • Mohsen Sahi Sharifi Page 41
    Adherence to the principles of eloquence and commitment to the moral principles in Persian literature has always been of great significance، as in most rhetorical and literary works، there can be seen some chapters under title of plagiarism. Copyright or the right of the author in modern life، is somehow a reminder of narrow criticism of great literary scholars regarding Plagiarism. Anvari، who is one of the great men in Persian literature and had shown his talent in most poetic styles، has attracted the attention of a large number of poets. Great poets like Attar،Molavi،Saadi، Khaghani and others have repeatedly literary imitated his poems and borrowed some verses. The poets who started saying poets after him، also did not see themselves needless of his poems and having his Divan in their hands، tried to imitate him. Sometimes they were not able to get out of his shadow on their poems. This is to the extent that sometimes they took profit of his poems in unfavorable ways. By careful and diligent studies in this paper، we have found some poems of Anvari in Divans of some poets with very strong and documented evidences of Plagiarism in the form of Direct Plagiarism، Modified Plagiarism and surface- modified Plagiarism. While indicating these types of Plagiarism، specifically the direct Plagiarism of one of Anvari''s poems seen in the divan of RahiMoayyeri، one of contemporary poets، is introduced. Some verses Plagiarized from Anvari by SeifFarghani have also been carefully studied in this paper
    Keywords: Anvari, plagiarism, Direct Plagiarism, Adaptation, RahiMoayyeri
  • Mehri Biabangard Page 49
    Hushang Ebtehaj، (H. E. Sayeh) is one of the greatest contemporary poets that his knowledge about music influenced him to pay attention more to music of his poem، which we can say that music is the chain of spine of his poem. The most important appearance of poem music of sayeh which we can mention، is external music of his poem. Because the external music includes rhythm in poem and also the great accuracy of sayeh in selecting the very beautiful and hearable rhythms in his poem، In this article، the external music (rhythm) of sayeh''s books، in both «tasian» and «siyahmashgh» has been studied comprehensively، which shows the conception and rhythm correspondingly. Ultimately، the related subject has been analyzed and for better description، the conclusion illustrated as figures and tables which expresses the application of rhythm in the poem.
    Keywords: hushang Ebtehaj, Contemporary poem, External music, Tasian, Siyahmashgh, Rhythm
  • Morteza Jafari Page 59
    In this paper an attempt has been well - studied and Garshaspnameh epic in terms of aesthetics and structure of language and thought in terms of an analytical method to assess the quality of narrative and illustration. Narrative written and illustrated by the Garshaspnameh، concise، high Vmkrr but the image is as Ferdowsi، is targeted and relevant. The narrative is written in the style of argumentation and analogy. Unlike the epic tales of heroic language is quoted، the narrator of the story is written in the language. Repeat Garshaspnameh little but often repetitive themes. Adventures in SD lyrical narrative and lyrical descriptions of the most successful acts of combat and combat his descriptions are vivid lyrical themes and concepts. Unlike the one-dimensional description of Ferdowsi written description is multi-dimensional and Mynyyatvry. Garshaspnameh epic to epic self -centered person، can be considered as the epic Shahnameh، the national epic of Iran and centered. Unlike Garshasb Zhak which serves Rustam Iran''s enemies have never been served. SD is one of the great masters of epic storytelling and his book is one of the most valuable works of Iranian epic، but Garshaspnameh literary value and the power of narrative and the art of creating images with an epic، not equality.
    Keywords: shahnameh, garshasbnameh, ferdowsi, asadi, epic Poetry
  • Mehyar Alavi Moghaddam, Moslem Rajabi Page 76
    Hafez is one of the greatest poets in Persian literature that his intellectuals content of the precise nature of the creative and innovative mind and punctilious have proved him among the poets of Persian literature، so he is distinctive and outstanding. Since Ghazal is his main form in poem and its concepts and innovative ideas، is similar with Baroque school in Europe. Moreover، features as imitation،repeation، addressing issues of metaphysics، exploring the mysteries of the universe، dynamic and moving images، death، reflection، scene، take a chance، deconstruction، ambiguity، opacity entrepreneurship، freedom of belief، the paradox and struggle with the social ravages are of the elements of the Baroque school of poetry have reflected in poem’s Hafez. The aim of this article is exam of some features of Baroque school in poem’s Hafez. This question is important because basically stylistics believe that there are links between Indian-Esfahani poets and Baroque school، but can we find signs of relations between this school and Hafez? The subject of this article is to answer this question with doubt.
    Keywords: Hafez, Baroque school, comparative study, aesthetic elements, common features