فهرست مطالب

  • سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 59، پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/10/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مسعود فلاحی خشکناب صفحات 1-4
    حدود یک قرن از عمر آموزش پرستاری ایران می گذرد اولین مدرسه پرستاری در سال 1294 در ارومیه تاسیس و پس از یک سال به دلیل جنگ جهانی به تبریز منتقل شد. همچنین پژوهش در رشته پرستاری در ایران نزدیک به نیم قرن سابقه دارد.
    برای اولین بار پژوهش های پرستاری در دهه پنجاه شمسی با شروع دوره کارشناسی ارشد پرستاری به طور مستقل آغاز شد، قبل از این تاریخ پرستاران بیشتر به عنوان همکار در پژوهش ها شرکت داشتند. اکثر تحقیقات این دهه شامل تحقیقات توصیفی بوده است که توسط دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری به عنوان پایان نامه با هدایت اساتیدی که عمدتا غیرپرستار بودند، انجام گرفته است.
    در دهه شصت شمسی تحقیقات پرستاری رنگ و بوی تحلیلی نیز گرفت و پرستاران علاوه بر توصیف به تحلیل عوامل و تحقیقات اپیدمیولوژیک پرداختند. نتایج تحقیقات در این دوره اکثرا در کنگره های پزشکی ارایه می شد. البته تعداد اندکی کنگره های علمی پرستاری نیز توسط دانشکده های پرستاری مامایی برگزار گردید که به تبلور تحقیقات پرستاری کمک زیادی نمود.
    کلیدواژگان: دهه پنجاه شمسی، غیرپرستار
  • عزت جعفرجلال، حسین جعفرپور*، ناهید دهقان نیری، حمید حقانی صفحات 5-16
    زمینه و هدف
    ایمنی بیماران یکی از اهداف مهم ارتقای کیفیت مراقبت های پرستاری است. پرستاران در مراکزی فعالیت می کنند که فرهنگ های سازمانی متفاوتی دارد، از آن جا که عملکرد پرستاران در زمینه ایمنی بیمار امکان دارد تحت تاثیر فرهنگ سازمانی قرار گیرد، این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین درک پرستاران از فرهنگ سازمانی و عملکرد آنان در زمینه ایمنی بیماران یافته است.
    روش بررسی
    در این پژوهش مقطعی که از نوع توصیفی- همبستگی است، تعداد 250 نفر از پرستاران و بهیارانی که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، به روش نمونه گیری طبقه نسبتی از میان کارکنان پرستاری شاغل که در بخش های عمومی و اورژانس بیمارستان های غیرتخصصی دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال 1392 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون پیرسون، آزمون آنووا و آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS v.19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    درک پرستاران از فرهنگ سازمانی با میانگین 41/11 ± 16/79 و 5/54% از کل نمره، سطح نسبتا مطلوب را به خود اختصاص داد. در حالی که عملکرد پرستاران در زمینه ایمنی بیماران با میانگین 5/14 ± 49/202 و 88% از کل نمره، در سطح مطلوب قرار داشت. نتایج آزمون پیرسون نشان داد که بین درک پرستاران از فرهنگ سازمانی و عملکرد آنان در زمینه ایمنی بیماران همبستگی مثبت و معنادار (01/0> p) وجود دارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط بین عملکرد ایمن پرستاران و درک آنان از فرهنگ سازمانی، به نظر می رسد بهینه سازی فرهنگ سازمانی از سوی مدیران و مسوولان در بیمارستان ها، می تواند موجب ارتقای عملکرد پرستاران در زمینه ایمنی بیماران شود.
    کلیدواژگان: ایمنی بیمار، فرهنگ سازمانی، درک، پرستار
  • فاطمه بهشت آیین، میترا ذوالفقاری*، احمدعلی اسدی نوقابی، عباس مهران صفحات 17-27
    زمینه و هدف
    پنومونی مربوط به ونتیلاتور شایع ترین عفونت در بخش مراقبت ویژه است که با افزایش مرگ و میر، هزینه درمان و طولانی شدن مدت اقامت فرد در بیمارستان همراه است. پرستاران نقش عمده ای در پیشگیری از این عفونت ها ایفا می کنند. مطالعه حاضر با هدف بررسی عملکرد پرستاران بخش های ویژه در زمینه پیشگیری از پنومونی مربوط به ونتیلاتور صورت گرفته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 110 پرستار شاغل در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. پرسشنامه شامل فرم مشخصات جمعیت شناختی و شغلی و چک لیست مشاهده ای عملکرد با (32 گویه در 6) حیطه مراقبتی براساس توصیه های مبتنی بر شواهد موجود در راهنماهای بالینی پیشگیری از پنومونی مربوط به ونتیلاتور بود. عملکرد هر پرستار سه مرتبه با استفاده از چک لیست مشاهده می شد. در نهایت عملکرد پرستاران در سه سطح نامطلوب (زیر 50%)، نسبتا مطلوب (50 تا 75%) و مطلوب (بالاتر از 75%) طبقه بندی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از جداول فراوانی- میانگین و انحراف معیار و همچنین آزمون همبستگی آزمون پیرسون استفاده شد.
    یافته ها
    نتیجه مطالعه نشان داد که میانگین امتیاز پرستاران در زمینه پیشگیری از پنومونی مربوط به ونتیلاتور 79/5 ± 80/46 می باشد و 4/66% پرستاران عملکرد نامطلوب و 6/33% عملکرد نسبتا مطلوبی داشتند و هیچ کدام از پرستاران عملکرد مطلوبی نداشتند. بالاترین میانگین امتیاز در حیطه احتیاط تماسی (67/9 ± 72) و کم ترین میانگین امتیاز در حیطه بهداشت دهان (40/17 ± 78/18) بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که عملکرد اکثر پرستاران در زمینه پیشگیری از پنومونی مربوط به ونتیلاتور در سطح نامطلوب بود، توجه بیشتر همراه با طراحی تمهیدات لازم جهت آموزش پرستاران و ارایه امکانات کافی برای بهبود کیفیت مراقبت های بالین در این زمینه ضروری است.
    کلیدواژگان: عملکرد، بخش مراقبت ویژه، پیشگیری، پنومونی وابسته به ونتیلاتور
  • مریم میرزایی، علیرضا خاتونی*، رویا صفری فرامانی، الهام سپهوند صفحات 28-37
    زمینه و هدف
    شایع ترین نوع خطاهای پزشکی، خطاهای دارویی می باشد. بروز اشتباهات دارویی می تواند باعث مشکلات جدی در سلامت عمومی شده و تهدیدی برای ایمنی بیمار محسوب گردد. هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع وقوع و نوع خطاهای دارویی و موانع گزارش دهی آن در پرستاران شاغل در یکی از بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بوده است.
    روش بررسی
    در طی یک مطالعه مقطعی یکی از بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به سال 1391 تعداد 96 کارشناس پرستاری به روش نمونه گیری وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خطاهای دارویی بود که روایی و پایایی آن در مطالعات گذشته به تایید رسیده است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.20 و آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    شیوع وقوع خطاهای دارویی در میان پرستاران 2/79% بود. بیشترین خطاهای رخ داده به ترتیب شامل دادن چند داروی خوراکی به طور هم زمان (1/53%) و دادن دارو دیرتر یا زودتر از زمان مقرر (7/41%) بودند. میزان گزارش دهی خطاهای دارویی 14% از میان موانع گزارش دهی، موانع مربوط به کارکنان بیشتر از موانع مدیریتی بود.
    نتیجه گیری
    نتایج بیانگر بالا بودن شیوع وقوع خطای دارویی و در عین حال گزارش محدود خطاهای مزبور می باشد. لذا برگزاری دوره های بازآموزی در خصوص دارودرمانی ایمن و اتخاذ راهکارهای مدیریتی برای ترغیب پرستاران برای گزارش موارد خطا توصیه می شود.
    کلیدواژگان: شیوع وقوع، خطای دارویی، پرستاران، موانع، گزارش دهی
  • اشرف دیرکوندمقدم، علی دل پیشه صفحات 38-46
    زمینه و هدف
    محدودیت دریافت مایعات در زنان زائو، از عوامل موثر بر انقباضات رحم و طول مدت زایمان است. تاکنون مطالعات متعددی در خصوص تاثیر مایع رسانی حین لیبر انجام یافته و نتایج متفاوتی را گزارش نموده اند. لذا این مطالعه با هدف تعیین تاثیر افزایش مایعات وریدی بر روند و نتایج زایمان در زنان بدون محدودیت دریافت مایعات خوراکی انجام گرفته است.
    روش بررسی
    در کارآزمایی بالینی، 120 زن نخست زای مراجعه کننده به زایشگاه بیمارستان مصطفی خمینی ایلام طی بهمن ماه 88 لغایت آذر ماه 89 مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان شامل حاملگی تک قلو و بدون مشکلات دوران بارداری بوده و به صورت تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. گروه اول مراقبت معمول حین لیبر و گروه های دوم تا چهارم سرم رینگر را با سرعت60، 120 و 240 سی سی در ساعت دریافت نمودند. مصرف مایعات خوراکی صاف در همه گروه ها بدون محدودیت بود. تحلیل آماری با استفاده آزمون های آنالیز واریانس و کای اسکوئر در نرم افزار SPSS v.16 انجام و 05/0> p معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شرکت کنندگان از نظر عوامل موثر بر مدت زایمان همسان بودند. میانگین و انحراف معیار مدت مرحله فعال زایمان در گروه های مداخله، به طور معنادار کوتاه تر از گروه شاهد بود. گروه ها از نظر طول مدت مرحله دوم زایمان، تقویت انقباضات زایمانی با اکسی توسین و لیبر طولانی اختلاف معنادار داشتند. فراوانی سزارین در گروه 240 سی سی در ساعت از سایر گروه ها کم تر بود، اما این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. گروه ها از نظر آپگار نوزادی تفاوت آماری معنادار نداشتند.
    نتیجه گیری
    افزایش دریافت مایعات وریدی در طول لیبر، سبب کاهش طول مدت زایمان گردیده و هیچ عارضه مادری و جنینی در استفاده کنندگان گزارش نشد. لذا افزایش دریافت مایعات در زنان زائو توصیه می شود.
    کلیدواژگان: مدت زایمان، مایع رسانی وریدی، تقویت دردهای زایمان
  • خدایار عشوندی، خداداد کشمیری، محسن صلواتی*، زهرا امکان جو، سعید موسوی صفحات 47-55
    زمینه و هدف
    با توجه به این که عمده ترین علل مرگ و میر و کاهش توان خودمراقبتی بیماران دارای ICD، ریشه در رفتار خودمراقبتی نادرست دارد، لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر به کارگیری الگوی خودمراقبتی اورم بر توان خودمراقبتی این بیماران انجام شد.
    روش بررسی
    این کارآزمایی بالینی با شرکت 66 بیمار دارای ICD انجام شد. 4 جلسه آموزش براساس نیازهای آموزشی بیماران و مبتنی بر الگوی اورم در طول یک ماه اجرا گردید. توان خودمراقبتی بیماران گروه آزمون و کنترل قبل و بعد از اجرای برنامه توسط چک لیست های خودگزارش دهی ارزیابی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری استنباطی (کای دو، تی، تی زوجی) تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    بین نمرات شرکت کنندگان دو گروه قبل از مداخله در زمینه آگاهی از خودمراقبتی، تمایل به خودمراقبتی، مهارت خودمراقبتی و توان خودمراقبتی تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (05/0 p>). اما بعد از مداخله در میانگین آگاهی از خودمراقبتی 26/3 ± 06/22 در گروه کنترل و 51/1 ± 69/28 در گروه آزمون (000/0= p)، میانگین تمایل به خودمراقبتی 31/3 ± 25 در گروه کنترل و 33/1 ± 9/28 در گروه آزمون (000/0= p)، میانگین مهارت خودمراقبتی 06/3 ± 9/14 در گروه کنترل و 15/1 ± 03/29 در گروه آزمون (000/0= p)، و میانگین توان خودمراقبتی 06/8 ± 96/61 در گروه کنترل و 93/2 ± 63/86 در گروه آزمون (000/0= p) تفاوت آماری معناداری بین دو گروه مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد، به کارگیری الگوی خودمراقبتی اورم باعث افزایش توان خودمراقبتی بیماران دارای ICD می گردد. لذا پیشنهاد می شود از برنامه های خودمراقبتی مبتنی بر الگوی اورم برای افزایش توان خودمراقبتی این بیماران به عنوان یک مداخله پرستاری در سایر مراکز جهت ارتقاء سطح سلامت بیماران استفاده گردد.
    کلیدواژگان: الگوی خودمراقبتی اورم، توان خودمراقبتی، بیماران دارای ICD
  • عظیمه ایزدی، جواد کریمی*، محسن رحمانی صفحات 56-69
    زمینه و هدف
    انعطاف پذیری تصویر بدنی به عنوان ظرفیت تجربه ادراک ها، حس های بدنی، احساس ها، افکار و باورهای مرتبط با تصویر بدن بدون تلاش برای تغییر شدت و فروانی آن ها و در عین حال دنبال کردن ارزش های زندگی با وجود این باورها تعریف شده است. مطالعه حاضر با هدف ترجمه، بررسی روایی و پایایی پرسشنامه انعطاف پذیری تصور بدنی (BI-AAQ) به عنوان ابزاری جهت سنجش انعطاف پذیری تصویر بدنی طراحی و اجرا شد.
    روش بررسی
    در این پژوهش توصیفی- مقطعی، 354 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران (130 نفر مرد و 224 نفر زن) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و ابزارهای پژوهش (پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه انعطاف پذیری تصویر بدنی، پرسشنامه پذیرش و عمل ویراش 2 و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار 21 IBM SPSS و 21 IBM SPSS Amos استفاده شد.
    یافته ها
    برای بررسی روایی پرسشنامه، همبستگی این مقیاس با رضایت از وزن، انعطاف پذیری روان شناختی، استرس، افسردگی و اضطراب به ترتیب 54/0-، 33/0، 33/0، 45/0 و 37/0 بود که بیانگر روایی همگرای مقیاس مذکور است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد که الگوی تک عاملی پرسشنامه انعطاف پذیری تصویر بدنی در جامعه ایرانی برازش خوبی دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه، ثبات داخلی ابزار (پرسشنامه)، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که در نتیجه این ضریب، 87/0 محاسبه گردید. همچنین ضریب آزمون بازآزمون ابزار 72/0 محاسبه گردید.
    نتیجه گیری
    پرسشنامه انعطاف پذیری تصویر بدنی مشخصه های روان سنجی قابل قبولی در جامعه ایران دارد و یک ابزار مفید برای تحقیقات روان شناختی و کلنیک های روان شناختی است.
    کلیدواژگان: انعطاف پذیری تصویر بدنی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اعتبار یابی
  • نعیمه سیدفاطمی، زینب مشیرآبادی*، لیلی بریم نژاد، حمید حقانی صفحات 70-81
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر ماهیت عملکرد بالینی، تغییر پیدا کرده و تحت تاثیر انواع مدل های گام به گام حل مساله قرار گرفته است، این تغییر، نیاز به افرادی که مهارت های حل مساله را به طور موثر در عملکردشان به کار گیرند، ضروری تر می سازد. از سویی قاطعیت بالا برای پرستاران و دانشجویان پرستاری، یک ضرورت است تا بتوانند در برقراری ارتباطی بهتر و استفاده موثر از دانش و مهارت های حرفه ای خود توانمند باشند. هدف این مطالعه، تعیین مهارت های حل مساله و قاطعیت در دانشجویان کارشناسی پرستاری بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی می باشد. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان سال اول تا چهارم کارشناسی پرستاری شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 89-88 دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حل مساله هپنر و پیترسون و آزمون قاطعیت راتوس همراه با سوالات مربوط به مشخصات فردی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    322 دانشجو با تکمیل و عودت پرسشنامه ها در این مطالعه شرکت کردند. میانگین امتیاز دانشجویان در مهارت حل مساله 5/89 و در مهارت قاطعیت 1/12 به دست آمد، که نشان دهنده سطح متوسط هر دو مهارت است. نتایج همچنین نشان داد سطح هر دو مهارت حل مساله و قاطعیت در دانشجویان سال چهارم نسبت به سایر دانشجویان بالاتر بود، با این حال فقط بین میانگین امتیازات مهارت قاطعیت دانشجویان سال های مختلف تحصیلی تفاوت معنادار آماری وجود داشت (037/0 p £ و 85/2= F). مطالعه همچنین نشان داد سطح بالای مهارت حل مساله با سطح بالایی از مهارت قاطعیت همراه است.
    نتیجه گیری
    برنامه های آموزشی باید با فراهم کردن فرصت تعلیم و تمرین مهارت های مختلف زندگی، دانشجویان را به توانم ن دی های مختلف از جمله مهارت حل مساله و قاطعیت مجهز نماید. آموزش پرستاری نیز باید توانایی دانشجویان در حل مسایل بالینی و در نتیجه کارآمدی آن ها را به عنوان مراقبین بهداشتی ارتقاء بخشد.
    کلیدواژگان: حل مساله، قاطعیت، آموزش، دانشجوی پرستاری
|
  • Masoud Fallahi Khoshknab Pages 1-4
    Nearly a century has passed since the establishment of nursing education programs in Iran. The first nursing school was established in 1916 (1294 Solar Hijri) in Urmia and moved to Tabriz after a year due to the World War. Also، nursing research in Iran has a history of nearly half a century. Nursing research in Iran first began independently in 1970s (1350s SH) with starting admission in master of nursing by nursing schools. Before that، nurses usually participated in studies as an assistant. Most nursing research in this decade included descriptive research performed by master students as their dissertations which were mainly guided by non-nurse supervisors. In 1980s (1360s SH)، nursing research became more analytical and nurses began to analyze the contributing factors in addition to their description and conduct epidemiological studies. The research findings were often presented in medical congresses، however few scientific congresses were held by nursing and midwifery schools in this decade which had significant role in current status of nursing research.
    Keywords: 1350s SH, nursing research
  • Ezzat Jafarjalal, Hossein Jafarpour *, Nahid Dehghan Nayeri, Hamid Haghani Pages 5-16
    Background and Aim
    Governing organizational culture in hospitals can affect patients’ safety through establishment of behavioral norms among nurses. This study aimed to determine the relationship between nurses’ perception of organizational culture and their performance about patients’ safety. Methods & Materials: In this cross sectional، descriptive-correlation study، we used stratified sampling method to recruit 250 nurses working in general wards and emergency departments of general hospitals in Babol، 2013. Data were collected through questionnaires and were analyzed using the descriptive and inferential statistic tests including the Pearson test، ANOVA test and T-test in the SPSS.
    Results
    Nurses'' perception of organizational culture was «fairly desirable» (54. 5%). Performance of the nurses in the field of patients'' safety was «desirable» (88%). The Pearson test showed that there was a positive and statistically significant correlation between nurses’ perception of organizational culture and their performance in the field of patients’ safety (P<0. 01).
    Conclusion
    It seems that improving organizational culture in hospitals can enhance nurses’ performance in the field of patients'' safety.
    Keywords: patient safety, organizational culture, perception, nurse
  • Fatemeh Behesht Aeen, Mitra Zolfaghari *, Ahmad Ali Asadi Noghabi, Abbas Mehran Pages 17-27
    Background and Aim
    The ventilator associated pneumonia is a common problem in critical care units. It is associated with increased mortality، cost and length of stay. Nurses have great role in preventing the ventilator associated pneumonia. The aim of this study was to assess nurses'' performance in prevention of ventilator associated pneumonia. Methods & Materials: In this descriptive study، 110 nurses working in selected hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences were selected using convenience sampling method. A 32-item observational checklist was provided based on the ventilator associated pneumonia prevention guideline. The nurses'' performance was observed three times. Data were analyzed using descriptive statistics in the SPSS-16.
    Results
    This study showed that the mean score of the nurses'' prevention was 46. 8±5. 79. Most of the nurses (66. 4%) had poor performance; and 36. 6% had relatively good performance. There were no nurses with favorable performance in the prevention of ventilator associated pneumonia. The highest score was in contact precaution (72±9. 67) and the lowest score was in mouth hygiene (18. 78 ± 17. 4).
    Conclusion
    The majority of nurses had poor performance in prevention of ventilator associated pneumonia. More attention should be paid for planning appropriate training programs for nurses and giving adequate facilities to improve health care quality.
    Keywords: task performance, Intensive Care Unit, prevention, ventilator associated pneumonia
  • Maryam Mirzaei, Alireza Khatony *, Roya Safari Faramani, Elham Sepahvand Pages 28-37
    Background and Aim
    The most common types of medical errors are medication errors. Medication errors can cause serious health problems and should be considered a threat to patients'' safety. The aim of this study was to investigate the prevalence and types of medication errors and barriers to reporting errors by nurses in an educational hospital in Kermanshah University of Medical Sciences in 2012. Methods & Materials: In this cross-sectional study، 96 nurses working in an educational hospital were randomly selected to the study. Review of medication errors and reporting them over the last three months were assessed using a valid and reliable questionnaire. Data were analyzed using the SPSS-20.
    Results
    The prevalence of medication errors was 79. 2%. The most common errors included giving oral drugs by mistake (53. 1%) and medication later or earlier than the stipulated time (41. 7%)، respectively. Reporting the medication errors was 14%. Among the barriers to reporting the errors، barriers related to administrative issues were more highlighted than the staff relating barriers.
    Conclusion
    The results showed high prevalence of medication errors and low rates of error reporting. Holding periodic courses on safe medication and using management strategies to encourage nurses to report errors are recommended.
    Keywords: prevalence, medication error, nurses, barriers, reporting
  • Ashraf Direkvand Moghadam, Ali Delpisheh Pages 38-46
    Background and Aim
    Limitation of fluid intake in parturient can affect uterine contractions. Several studies have been conducted on the effect of hydration in labor progress and reported different results. In the present study، we evaluated the effect of over IV hydration on duration of labor and outcome of pregnancy in parturient women. Methods & Materials: In this randomized clinical trial، 120 nulliparous women admitted to Ilam Mustafa Hospital were selected from February 2010 to December 2010. All participants had non-complicated singleton pregnancies and were randomly assigned in four groups. The first group received usual care; while the second to fourth groups received lactated ringers at 60، 120 and 240 ml per hour (IV fluid groups)، respectively throughout active labor phase. All women had unrestrictedly access to oral fluids. The analysis was done using the ANOVA and Chi-squared tests in the SPSS-16. The p-value less than 0. 05 were considered to be statistically significant.
    Results
    Key variables known to affect labor outcomes were statistically similar in all groups. The mean duration of active phase of labor was lower in the intervention groups in comparison with the control group. All groups had significant differences in the duration of second stage of labor، Oxytocin augmentation، and prolonged labor. There was a trend toward a lower frequency of the Cesarean deliveries in the 240 ml group; however it was not significant. There was no significant difference in the Apgar scores between groups.
    Conclusion
    Over IV hydration reduced duration of labor. There were no reports of poor outcomes for mother and infants.
    Keywords: duration of labor, over hydration, Oxytocin augmentation
  • Khodayar Oshvandi, Khodadad Keshmiri, Mohsen Salavati *, Zahra Emkanjoo, Saeid Musavi Pages 47-55
    Background and Aim
    Several studies have shown that the self-care activity of patients with implantable cardioverter defibrillator is inadequate. This study was conducted to assess the effect of an educational program based on the Orem’s self-care model in self-care ability of the patients. Methods & Materials: This clinical trial was conducted among 66 patients with implantable cardioverter defibrillator. Four educational sessions were held based on the patient''s needs and Orem’s self-care model. Data was collected using a self-report questionnaire at baseline and one month after the intervention. Data were analyzed using statistical tests (x2، t-test، paired t-test) in the SPSS-18.
    Results
    There were no significant differences in the self-care awareness، tendency to self-care، self-care skills، and self-care ability between the control and intervention groups. After the intervention، the self-care awareness score remained 22. 06 ± 3. 26 in the control group and increased (28. 69 ± 1. 51) in the intervention group (P<0. 000). There was also significant difference in the tendency to self-care between the control (25 ± 3. 31) and intervention (28. 9 ± 1. 33) groups (P<0. 000). The self-care skills differed significantly between the control (14. 9±3. 06) and intervention (29. 03±1. 15) groups after the intervention (P<0. 000). After the intervention، the self-care ability was also significantly different among the control (61. 96±8. 06) and intervention (86. 63±2. 93) groups (P<0. 000).
    Conclusion
    The results of this study showed that implementing educational programs based on the Orem’s self-care model can improve self-care ability in patients with implantable cardioverter defibrillator. Applying this method is recommended in nursing interventions to promote health status of the patients.
    Keywords: Orem's self, care model, self, care ability, implantable cardioverter defibrillator
  • Azime Izaadi, Javad Karimi *, Mohsen Rahmani Pages 56-69
    Background and Aim
    Body image flexibility is defined as the capacity to experience the ongoing perceptions، sensations، feelings، thoughts، and beliefs associated with one''s body fully and intentionally while pursuing chosen values. This study was aimed to translate Body Image flexibility Questionnaire (BI-AAQ) into Persian language and assess the validity and reliability of the translated version as an instrument to measure body image resilience. Methods & Materials: In this cross-sectional study، 354 students (130 males and 224 females) studying in an academic year (2012-2013) at Tehran University of Medical Sciences were selected through convenience sampling method. Students filled out demographic questionnaires، «body image flexibility questionnaires»، «acceptance and action questionnaire edition 2»، and «depression، anxiety and stress scale». For data analysis، IBM SPSS 21 and IBM SPSS Amos 21 software were used.
    Results
    The test-retest coefficient was 0. 72. The correlation of the scale with the weight consent، psychological flexibility، stress، depression and anxiety was -0. 54، 0. 33، 0. 33، 0. 45، and 0. 37، respectively; which represented the concurrent validity of the scale. Confirmatory factor analysis results also showed that single-factor model of body image flexibility questionnaire has good fitting the Iran'' community. Internal consistency reliability was estimated with Cronbach ’s alpha (α=0. 87).
    Conclusion
    Psychometric characteristics of the body image flexibility questionnaires showed that the questionnaire seems to be acceptable in Iranian society. It is a useful tool for research in the psychological and psychiatric clinics.
    Keywords: body image flexibility, acceptance, commitment therapy, validation
  • Naiemeh Seyedfatemi, Zeinab Moshirabadi *, Leili Borimnejad, Hamid Haghani Pages 70-81
    Background and Aim
    The nature of clinical practice has altered in recent years. It has been affected by different kinds of problem-solving models'' so، the problem-solving skill is necessary in practice for nurse practitioners. Besides assertiveness is a critical element which persuades nurses and nursing students to establish good relationships and use their knowledge and professional skills effectively. The aim of this study was to assess the relationship between problem solving and assertiveness skills among undergraduate nursing students. Methods & Materials: This was a descriptive correlational study. The study was carried out in the School of Nursing and Midwifery at Iran University of Medical Sciences. The study population included all students enrolled in the four-year nursing program in 2009-2010. Data were collected using the Heppner and Petersen’s problem solving inventory and Rathus assertiveness schedule. Data were analyzed using the ANOVA، independent sample t-test and Pearson Correlation Coefficient tests in the SPSS.
    Results
    Three hundred and twenty two students participated in this study. The students'' problem-solving skill (mean=89. 5) and assertiveness (mean=12. 1) were moderate. The study showed that last year students reported higher assertiveness skill than the freshmen (F=2. 85 P≤0. 037). The level of assertiveness was correlated with the level of problem-solving skill.
    Conclusion
    Educational programs should provide opportunities for nursing students to enhance life skills such as problem solving and assertiveness skills. Nursing schools should improve students'' skills in clinical approaches to be better care professional.
    Keywords: problem solving, assertiveness, education, nursing student