فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 3 (پیاپی 51، پاییز و زمستان 1391)
  • ویژه کتاب شناسی، نقد کتاب و اطلاع رسانی در حوزه متون
  • تاریخ انتشار: 1391/11/17
  • تعداد عناوین: 13
|
  • حسن رضایی باغ بیدی صفحه 3
  • ژاله تاج الدینی صفحه 5
    یکی از آثار ارزشمند در حوزه تشیع در هند، اثری است تحت عنوان آیینه حق نما تالیف نجف علی فیض آبادی. آیینه به انگیزه پاسخگوئی به اظهارات آقا احمد بهبهانی در کتاب مرآت الاحوال جهان نما و در رساله تنبیه الغافلین به رشته تحریر در آمد. در این دو اثر و عمدتا در مرآت الاحوال، آقا احمد شبهاتی را درباره توان علمی و قدرت اجتهاد سید دلدارعلی نصیرآبادی، تنها مجتهد آن روزگار در هند، وارد کرد و آشکارا از ضعف علمی برخی علمای دیگر هندی سخن گفت. آیینه در رد اظهارات آقا احمد به تالیف در آمده است.
  • پروین تاج بخش صفحه 21
    لب اللغه اثر شیخ محمودبن محمدامین لاهیجی، از نویسندگان سده های یازدهم و دوازدهم هجری است. از زندگانی مولف اطلاع دقیقی در دست نیست. از تنها اثر بازمانده اش چنین برمی آید که وی مطالعه و بررسی کتاب های معتبر لغات عربی و فارسی را از سال 1077 ق آغاز کرد و پس از 21 سال کار و تلاش، این اثر را به سال 1098 ق که مطابق با حساب جمل «لب ا للغه» است، به پایان رساند. این کتاب شامل حدود 5200 لغت فارسی و عربی است که مولف آن را در 28 باب بر اساس حروف تهجی تنظیم و آن را به نام سلیمان شاه صفوی (1077-1105ق) توشیح کرده است.
    در این نوشتار بر اساس سه نسخه خطی از این اثر، پس از معرفی محمود لاهیجی، ویژگی های اثر و شیوه وی در تالیف بررسی شده است. این مطالب از یادداشت های نگارنده در تصحیح انتقادی کتاب لب اللغه فراهم آمده است.
    کلیدواژگان: لب اللغه، محمود لاهیجی، کتاب لغت، زبان فارسی
  • فاطمه توکلی فرد صفحه 43
    تذکره تحفه سامی یکی از تذکره های درخور تعریف و ذکر عهد صفوی است. در این اثر سام میرزا صفوی، شاهزاده دانشمند، هنرمند و خوش ذوق، با رعایت کلام و ادب و در نهایت راستی و صداقت دست به تالیف زندگینامه 722 تن از شاعران کمی قبل از خود و هم عهد خود زده است و الحق، که در این گنجینه گرانقدر از ذکر هیچ دانش و هنر و اصول و فنونی دریغ نورزیده است به طوری که تذکره تحفه سامی را می توان آیینه ای تمام نما از اوضاع ادبی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... دوره صفویه دانست.
    آگاهی سام میرزا از زبان پارسی و عربی و ترکی و علوم و فنون آن دوران، و همچنین ارتباط قوی با اقشار خاص در سطح دربار و عوام در سطح جامعه، و علاقه مندی او به سیر و سیاحت، انگیزه ای قوی و موثر برای ترغیب آن شاهزاده بوده تا چنین اثری ماندگار از خود و دیگر شعرای هم عهد خود بر جای بگذارد.
    کلیدواژگان: سام میرزا، تحفه سامی، شاعران، دوره صفوی، تذکره
  • وحید رویانی صفحه 79
    سام نامه حماسه ای عاشقانه است که از آن به عنوان آخرین حماسه ملی فارسی یاد می شود. این اثر از دو جهت مورد توجه قرار گرفته و همین توجه باعث شده است که محققان و صاحب نظران بسیاری درباره آن بحث کنند: یکی به سبب حماسی بودن آن و دیگری به خاطر آمیختگی با همای و همایون خواجوی کرمانی که همین باعث شد به اشتباه آن را به خواجوی کرمانی نسبت دهند. از سام نامه - تا جایی که فهرست ها نشان می دهند - 21 نسخه در کتابخانه های معتبر دنیا نگهداری می شود. در این مقاله نسخه هایی که نویسنده دسترسی داشته است به طور کامل معرفی شده اند؛ در مورد بقیه نیز به شرح فهرست ها اکتفا شده است. گروه اخیر نیز به خاطر انتقادها و اظهارنظر هایی که فهرست نویسان در فهرست ها آورده اند، قابل توجه اند.
    کلیدواژگان: نسخه خطی، سام نامه، خواجوی کرمانی
  • سید محمد طباطبایی بهبهانی صفحه 103
    کهگیلویه تاریخی بخش وسیعی است در غرب فارس که امروزه بین استان های خوزستان، کهگیلویه و بویر احمد و بوشهر تقسیم شده است. نام کهگیلویه در سده های آغازین اسلامی بر نواحی شمالی کوره باستانی ارجان (ارغان) یا قلمرو ایل بویر احمد اطلاق می شده و پس از ویرانی شهر ارجان (کرسی کوره ارجان) در سده ششم هجری، کم کم این نام به تمام کوره ارجان تسری یافت. نگارنده طی تتبعات طولانی که پیرامون تاریخ و رجال این سامان داشته، با دانشمندانی از این سرزمین مواجه شده است که به راستی از حلقات مفقوده تاریخ علم یا تاریخ ادبیات ایران به شمارند و تاریخنگاران ادبیات از آنان سخنی به میان نیاورده اند، یا چنان که شایسته است به آنان نپرداخته اند؛ در حالی که از دانشمندان برجسته روزگار خود بوده اند و دست نوشته تصانیف برخی از آنان در کتابخانه های مهم جهان بصورت موجود است. اینان عبارت اند از: جمال الدین عبدالحمید کهگیلویی معروف به «صاحب البحر»، بهاءالدین عثمان کهگیلویی، نظام الدین اسحاق کهگیلویی، نورالدین جهانگیر کهگیلویی، مهدی قلی «سلطان» کهگیلویی، کمال الدین عبدالعزیز کهگیلویی.
    کلیدواژگان: ارجان، کهگیلویه، جمال الدین عبدالحمید کهگیلویی صاحب البحر، بهاءالدین عثمان کهگیلویی، نظام الدین اسحاق کهگیلویی، نورالدین جهانگیر کهگیلویی
  • فرزانه فاتح، محمدصادق میرزا ابوالقاسمی صفحه 121
    هدف پژوهش حاضر، معرفی نسخه خطی مثنوی لیلی و مجنون مکتبی شیرازی، سروده سال 895ق، مضبوط به شماره 10379 در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی است. معرفی ویژگی های این اثر و تاریخ گذاری آن با اتکا به قراین سبک شناسانه و مقایسه تطبیقی تصاویر انجام شده است.
    نسخه مذکور دارای 101 برگ به ابعاد 5/6×10سانتیمتر است. کتابت متن و سرلوحه ها به دانگ غبار و خط شکسته نستعلیق انجام شده است. تذهیب محدود به صفحات آغازین بوده و به همراه رنگ آمیزی جداول و ترسیم هشت نگاره آن صورت گرفته است. جلد به شیوه نقاشی لاکی و تزیین گل و بوته است. نسخه در سال 1381ش به کتابخانه اهدا شده است و به استثنای یک مهر مدور «مراجعه و تفتیش» به تاریخ 1312 ش، مشخصه دیگری ندارد.
    اهمیت نسخه در قطع کوچک آن است که باید آن را نسخه ای تفننی محسوب کرد. با اتکا به بررسی های تطبیقی، می توان گفت که این نسخه متعلق به اواخر دوره قاجار است. شیوه گل و مرغ مورد استفاده برای جلد به مکتب شیراز تعلق دارد و به احتمال زیاد کتابت اثر نیز در همین شهر به انجام رسیده است. نگاره های آن نمایشگر شیوه دوران زندیه در ترسیم پیکره ها، حالات و نوع پوشش هستند.
    کلیدواژگان: لیلی و مجنون، مکتبی شیرازی، نسخه خطی، دوره قاجار، دوره زند
  • حنیف قلندری صفحه 137
    آثار هیئت از مهم ترین آثار نجومی نوشته شده در دوران اسلامی هستند. مشابهت موضوعات این آثار سبب می شود که بتوان آن ها را در قالب یک سنت نگارشی از دیگر آثار نجوم متمایز کرد. هر چند درباره اینکه هیئت نویسی از چه زمانی نزد دانشمندان اسلامی آغاز شده است، نمی توان به طور قطع سخن گفت، با تکیه بر دو اثر گی هان شناخت نوشته قطان مروزی - که احتمالا در 498ق نوشته شده است - و منتهی الإدراک فی تقاسیم الافلاک نوشته عبدالجبار خرقی - که در سال های 526527ق نوشته شده است - می توان گفت آغاز نگارش کتاب های جامع هیئت از همین دوران است. از میان این دو کتاب، اثر خرقی نمونه ای از یک کتاب جامع در هیئت است که تا کنون تحقیق جامعی درباره آن انجام نشده است و محققان درباره نام و نسب نویسنده آن نیز به خطا رفته اند. در این مقاله تلاش بر آن است که شرح حال مدونی از نویسنده این کتاب بر پایه منابع هم عصر یا بسیار نزدیک به او عرضه شود همچنین آثار او در بارههیئت بررسی شوند.
    کلیدواژگان: هیئت، عبدالجبار خرقی، منتهی الإدراک فی تقاسیم الافلاک، التبصره فی علم الهیئه
  • محمدعلی کاظم بیکی صفحه 171
    به رغم افزایش مطالعات در زمینه تاریخ و تاریخ نگاری محلی در ایران در قرون وسطی، تواریخ نایافته همچنان مغفول مانده اند. مقاله حاضر به بررسی تواریخ محلی مفقود خوارزم و گونه آن ها در سده های 45 هجری اختصاص دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ظهور تواریخ محلی در خوارزم با تاخیر نسبی در سده سوم هجری آغاز گردید و به زودی رشد کمی و کیفی را تجربه کرد. پیشگام نگارش تاریخ محلی برای خوارزم از اصحاب حدیث بودند و جایگاه خود را در تاریخ نگاری ولایت تا سده ششم هجری حفظ کردند. آثار اینان در مقوله تواریخ دینی و بر اساس ضوابط ویژه اهل حدیث تالیف شده بود. متعاقبا در سده پنجم هجری خوارزم شاهد ظهور تواریخ غیردینی (سیاسی) نیز شد. اگرچه در تالیف نخستین تاریخ از نوع اخیر، اثر ابوریحان بیرونی، ضوابط اخباریان تاریخ نگاری اسلامی رعایت نشده بود، اما به زودی نگارش این گونه تاریخ به مسیر سنتی تاریخ نگاری اسلامی یعنی رعایت ضوابط اخباریان بازگشت. به هر روی، در خوارزم نگارش هر دو گونه دینی و غیردینی تاریخ به موازات هم تا سده ششم هجری ادامه یافت.
    کلیدواژگان: خوارزم، تواریخ محلی، تاریخنگاری محلی، اهل حدیث، اهل اخبار
  • احسان کردی اردکانی صفحه 183
    رساله «شرح الحکمه العرشیه» اثر حکیم ملا اسماعیل اصفهانی (واحدالعین) شرحی توضیحی بر کتاب عرشیه ملاصدرا است. هدف اصلی شارح از تالیف رساله، پاسخ به اشکالات احسائی بر عرشیه ملاصدرا است. شیخ احمد احسائی از منتقدان آرا و مبانی حکما به ویژه ملاصدرا است و در کتاب شرح مشاعر و شرح عرشیه که شرحی انتقادی است، اشکالات متعددی را بر مبانی ملاصدرا وارد کرده است. احسائی که ادعای فهم آیات و روایات دارد با این سلاح به رویارویی مبانی ملاصدرا، از قبیل اصالت وجود، تشکیک وجود، سنخیت بین علت و معلول، وحدت وجود، قاعده بسیط الحقیقه و... رفته و مدعی شده که قواعد مذکور منافی آیات و روایات است. در مقابل، ملا اسماعیل اصفهانی که پرورش یافته مکتب ملاصدرا و از شاگردان ملا علی نوری و استاد ملا هادی سبزواری است، با تبیین و تحلیل آرای ملاصدرا در پی دفاع از افکار او برآمده، و نشان داده که احسائی فهم غلطی از مطالب ملاصدرا و آیات و روایات داشته است. البته حکیم اصفهانی موفق به شرح کامل عرشیه نشده، و تنها بر بخش های اولیه آن شرح نوشته است. نسخ متعددی از این رساله در کتابخانه های کشور موجود است.
    کلیدواژگان: عرشیه، ملا اسماعیل اصفهانی، احسائی، بسیط الحقیقه، هیولی، وجود منبسط
  • علی محمدی صفحه 203
    کتاب جامع التواریخرشیدی مانند دیگر کتاب های تاریخی پیش و پس از عهد خود، آمیخته به هنر ادبی نویسندگی است. نشانه های بارز این هنر، وجود مبلغ بسیاری از بیت ها و فقره های تسجیع است که در جای جای متن این کتاب گنجانده شده است. در میان مقاله های نوشته شده درباره این تالیف، نوشته ای دیده نشد که اختصاصا به بررسی چگونگی وجه ادبی این کتاب بپردازد. مقوله هایی چون بررسی شیوه سبک ادبی نویسنده یا نویسندگان، استفاده از منابع ادبی موجود، میزان و معیار استفاده از تم های ادبی، برآورد و طبقه بندی بیت ها و نقل قول های مشهور، جایگاه بلاغت زبان کتاب و دیگر مقوله های ادبی در این متن، قابل بررسی و مقایسه با دیگر متن های مشابه است. در این مقاله کوشش شده است به چند پرسش پاسخ داده شود: سبک نویسنده یا نویسندگان یا سبک اثر، از منظر سبک شخصی، دوره و ادبی، چگونه سبکی است؟ نویسنده یا نویسندگان، در حوزه بلاغت، برای تقویت کلام خویش از چه آثاری استفاده کرده اند و شیوه استفاده چگونه بوده است؟ شیوه و سبک ادبی کتاب جامع التواریخ، چه تفاوتی با شیوه و سبک ادبی دیگر متن های تاریخی پیش و پس از خود دارد؟
    کلیدواژگان: سبک، جامع التواریخ، رشیدالدین، وصاف، جهانگشا
  • احمدرضا یلمه ها صفحه 241
  • حامد صدقی صفحه 269
|
  • Zhaleh Taj- Al- Dini Page 5
    One of the valuable works on Shiism in India is Āiine-ye Haqnomā (Truth-Revealing Mirror) by Najaf-Ali Fayzābādi. This book was written in response to Aqā Ahmad Behbahāni's remarks in his Merāt-al-Ahwāl-e Jahān-nomā and the treatise entitled Tanbih-al-Ghāfelin. In both of these works, Aqā Ahmad expresses doubts regarding the scientific competence and jurisprudential judgment (Ijtihād) of Sayyed Ali Nasirābādi, the only mojtahid of the time in India, openly denouncing the scientific mediocrity of a number of other Indian ulamā. Aiine has been written by way of rejecting Ahmad Aqā's statements.
  • Parvin Tajbakhash Page 21
    Little is known about the author, who was one of the writers in the 11-12 centuries AH/17-18 CE). From his sole surviving work it becomes understood that Lāhiji began studying reliable Persian and Arabic word-lists from 1077 AH/1666 CE and that, after 21 years of hard work, he managed to complete this work in 1098 H, this date being equal to the numerical value of the letters of Lobbal- Loghāh according to Jomal valuation (Hesāb-e jomal). The book contains some 5,200 Persian and Arabic words alphabetically arranged in 28 chapters, and dedicated to Safavid Solayman Shah (1077-1105 AH/1666-1694 CE). Based on three manuscripts of the work, in this article, following a biographical description of the author, the characteristics of Lobbal- Loghah and its way of compilation have been addressed. All the information presented in the article has been derived from the notes of the editor of the Lobb collected in the process of editing this dictionary.
  • Fatemeh Tavakkoli Fard Page 43
    Tazkera-ye Tohfe-ye Sāmi is one of the noteworthy Tazkeras (Poet's biographical dictionaries) from the Safavid time. Exercising utmost sincerity and truthfulness, its author, Sām Mirzā, a Safavid prince -- scholar and a talented artist -- has compiled the life stories of 722 poets, both his contemporary as well as some immediately before his time. Truly, this invaluable treasure has not failed to utilize every piece of information, artistic niceties, appropriate principles and techniques in such a way that his Tazkera could be regarded as a panoramic mirror reflecting the literary, cultural, socio-political and economic situation during the Safavid era. Sām Mirzā's insight into Persian, Arabic and Turkish, his close familiarity with sciences and arts of his time and also his strong relationships with special people both at the royal court and among the populace and his interest in travel and touring provided this cultured prince with an effective incentive to bequeath to us such a memorable work.
  • Vahid Rooyā, Ni Page 79
    Sām-nāmeh is a romantic epic referred to as the last Persian national epic. It has drawn great attention for two reasons, causing many scholars to discuss about it; first, because of its being epic and, secondly because it has been mixed up with Khwaju Kermāni's Homāy o Homāyun, and wrongly ascribed to the latter. As far as the various catalogues indicate, there are 21 manuscripts of the Sām-nāmeh kept in the world's important libraries. In this article the manuscripts accessible to this writer have been fully introduced; for the others only their topical outlines have been presented, simply because of the criticisms and remarks expressed by cataloguers.
  • Sayyed Mohammad Tabatabaei Behbahā, Ni (Mansur) Page 103
    The historical Kohgilūyeh is a vast area in the west of the province of Fars, now divided between the province of Khuzestan, Kohgilūyeh-Boyrahmad, and Būshehr. In the early Islamic centuries, the name 'Kohgilūye' had been applied to the northern parts of the ancient kureh (region) of Arjān (Arghān) or the Boyrahmad territory and then, after the destruction of the city of Arjān - seat of the Arjān kureh – from the sixth century on, it gradually came to be applied to the entire Kureh of Arjān. In the course of long extensive study he has made of the history and outstanding people of this region, this writer has come across a number of its scholars, who can truly be considered as 'the lost link's in the chain of Iran's history of science and literary history, whom literary historians have failed to mention in their works while those scholars were amongst the learned men of their time, the works of some of them being kept in manuscript form in the world's important libraries. These scholars are: Jamāl-al-Din 'Abd-al-Hamid of Kohgilūyeh, known as "Sāhib-al-Bahr" (the possessor of the sea); Bahā'-al-Din 'Osmān of Kohgilūyeh; Nezam-al-Din Eshāq of Kohgilūye; Nural- Din Jahāngir of Kohgilūyeh; Mahdiqoli "Soltān" of Kohgilūyeh, and Kamāl-al-Din 'Abd-al-Aziz of Kohgilūyeh.
  • Farzane Fateh, Mohammad, Sā, Deq Mirzā, Abolqā, Semi Page 121
    The present study is intended to introduce the MS of Maktabi's Mathnavi-e Leyli o Majnun, composed in 895 AH./1490 CE and preserved under No 10379 at Āyatollah Marashi's library. The description of the features and the dating method of this work have been executed according to the stylistic indications and a comparison of its images. The MS consists of 101 folios each of 10 x 6.5 centimeters. The text of the book is written in dāng-e ghobār and shekastehnastaliq styles. Illumination is limited to the beginning pages, further completed by the painting of tables and the drawing of 8 figures. The cover represents lacquer painting and a floral design. The MS was dedicated to the library in 1381 Sh./ 2002 and has no other specific feature but a round stamp, dated 1312 Sh., bearing the words "morājaa va taftish"(visiting and checking"). The significance of this codex is in its small format; thus it should be counted as an atypical MS. Based on comparative studies it could arguably be maintained that this MS belongs to the late Qajar era. The use of gol o morgh style (a design representing flowers and birds) for book covers belongs to the Shiraz School and, most probably, the scribing of it has taken place in the same city. Its images represent the Zand-period method of drawing figures, various modes and kinds of clothing.
  • Hanif Qalandari Page 137
    Traditional books on astrology (heiat) are among the most important astronomical works in the Islamic era. Topical similarities between such works make it possible to distinguish them from other astronomical works by placing them in a particular writing tradition. It is hardly possible to say exactly from what time Muslim scholars began writing on heiat. However, based on two invaluable works, Qattān Marvazi's Geyhān shenākht (cosmology) – possibly written in 498 AH /1105 – and Abdoljabbār Kharaqi's Montah-al-edrāk fi taqāsim-al-aflāk – composed within the years 526-527 AH /1132- 1133-, one can maintain that the writing of comprehensive books on heiat began around this very same time. Of the two afore-mentioned books, Kharaqi's exemplifies a full-fledged work on heiat, about which no detailed research has thus far been made. Scholars have even gone wrong regarding its author's name and ancestral linage. In this article attempts are made to produce a systematic biography of the book's author grounded on his contemporary sources or those close to his time and his own works on heiat.
  • Mohammad Ali Kā, Zembeyki Page 171
    Despite an increase in the research undertaken in the area of history and local historiography in the medieval Iran, undiscovered historical books continue to remain unnoticed. The present article aims to study the lost local history books of Khwarazm and their typography during the 4-5 centuries AH. The findings of this study demonstrate that the emergence of local chronicles in Khwarazm started, rather belatedly, in the 3rd century AH, but before long it began to experience its growth both qualitatively and quantitatively. The pioneers in writing local history for Khwarazm were from among Traditionists (Ahl-e Hadith), who managed to sustain their position in the region's historiography up until the 6th century AH. Their works were of religious nature based on the criteria characteristic of Ahl-e Hadith. Subsequently in the 5th century, Khwarazm witnessed the appearance of non-religious history books (political) as well. Although in writing the first history book of the latter kind (non-religious), Abu Rayhan's work, the criteria of Islamic historiography had not been observed, this kind of historical writing soon returned to its traditional Islamic course, namely, the observance of non-critical Traditionalists’ (Akhbarian) criteria, (criteria advocated by Ahl-e Hadith). However, both kinds of historiography (religious and nonreligious) in Khwarazm continued to proceed side by side until the 6th century AH.
  • Ehsan Kordi Ardakani Page 183
    The treatise Sharh-al-Hikmat-al-Arshiyya written by Hakim Molla Esmā'il of Esfahan nicknamed Wāhed-al-ayn (One-eyed), is an explanatory commentary on Mollā Sadrā's Ketāb-e Arshiyya.The commentator's principal objective is to respond to Ahsāei's criticisms of Mollā Sadrā's Arshiyya. Shaikh Ahmad Ahsāei is one of the critics of the views and fundamental ideas of such theosophical philosophers as Mollā Sadrā levelling in his Sharh-e Mashā'er and Sharh-e Arshiyya numerous objections at Mollā Sadrā. Claiming deep understanding of Qoranic verses and Islamic traditions, Ahsāei attacks Mollā Sadrā on several issues such as authenticity of existence (existentialism), hierarchy of existence, compatibility between cause and effect, unity of being, the principle of Absolute Pure Existence(Basit-al-Hqiqa) etc, asserting that such views are in contradiction with Qoranic verses and Hadith. On the opposite side, there is Mollā Esmā'il Esfahāni, educated in Sadraian School, a student of Mollā Ali Noori and Mollā Hādi Sabzavāri's teacher, by expounding and examining Mollā Sadrā's views tries to defend them and demonstrate that Ahsāei has a misunderstanding of Mollā Sadrā's propositions and Qoranic verses and Islamic tradition. Unfortunately, Hakim Esfahani succeeded in writing a commentary not on the entire Arshiyya but on the initial parts of it. Several codices of this treatise exist in Iran's libraries.
  • Ali Mohammadi Page 203
    Jāme'-al-Tavārikh-e Rashidi, like other history books preceding and following it, is imbued with writing literary skills. The salient indications of this characteristic are the presence of a huge number of verses and rhymed expressions (tasji') throughout the book. Amongst the articles written about Jāme' not a single article can be found that is specifically devoted to the literary aspects of it. Areas such as the literary style of the writer(s), use of literary sources, criteria of utilizing lierary themes, the estimation and classification of verses and well known quotations, the place of rhetoric and other literary areas in this historical text merit examination and comparison with similar texts. In this article, efforts have been made to provide answers to a number of questions: what kind of style is that of the writer or writers as individuals, and with respect to their period? What are the sources they have made use of in order to strengthen their speech rhetorically, and what has been the method of such use? What is the literary style of Jāme'-al-Tavārikh? How does it differ from the literary mode of other historical texts before and after it?
  • Ahmad, Reza Yalamehā Page 241
    The amount of what has been left from the treasure of our literary heritage is far from small. Nevertheless, despite all the endeavours already made towards reviving and introducing this heritage, the number of poets and writers and their works that are still in obscurity is by no means insignificant. One of the able Persian speaking poets, who was well-known in his own time, but unfortunately his life and works have remained unnoticed, is Sayyed Serāj-al-Din Sagzi with the penname "Serāji" and commonly known as Sayyed Serāji. This mighty poet has been dubbed "Mosāre'-al- Shoarā" (Wrestler of poets; literally, the thrower of poets to the ground) because of his ability to employ very difficult and poetically unusual expressions, making rhymes with infrequent and hard-touse verbs and nouns and even sentences. What has remained of this obscure poet is the sole facsimile of his Divan whose original belonged to Said Nafisi and contains 4,500 distiches in qaside, tarkib-band and tarji'-band forms. Having access to the sole codex of the Divan, this writer aims to introduce, for the first time and to the best of his ability, Sagzi, his poetical notions, literary benefits of his Divan, his knowledge and learning as well as his patrons all on the basis of the above mentioned exquisite manuscript.