فهرست مطالب

  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/23
  • تعداد عناوین: 9
|
  • بهروز دستار، ماشاالله رحیمی رتکی، هادی غلامی صفحات 1-11
    این آزمایش به منظور بررسی اثر سطوح مختلف پروتئین در دوره رشد (1 تا 35 روزگی) و تخم گذاری (42 تا 77 روزگی) بر عملکرد و خصوصیات کیفی تخم بلدرچین ژاپنی انجام شد. برای این منظور 360 قطعه بلدرچین ژاپنی به چهار گروه تقسیم و تا 35 روزگی با یکی از جیره های حاوی 20، 22، 24 و 26 درصد پروتئین تغذیه شدند. پس از 35 روزگی هر یک از این گروه ها به سه زیر گروه تقسیم و تا پایان دوره تخم گذاری با یکی از جیره های حاوی 18، 20 و 22 درصد پروتئین تغذیه شدند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد بلدرچین های ژاپنی که در دوره رشد با جیره حاوی 24 درصد پروتئین تغذیه شدند دارای کمترین مقدار ضریب تبدیل غذایی بودند که نسبت به جیره حاوی 22 درصد پروتئین معنی دار بود. در دوره تخم گذاری بلدرچین های ژاپنی که با جیره حاوی 22 درصد پروتئین تغذیه شدند دارای وزن تخم بالاتری نسبت به گروه های تغذیه شده با جیره های حاوی 20 و 18 درصد پروتئین بودند. نتایج مربوط به کیفیت تخم نیز نشان داد رنگ زرده در بلدرچین هایی که در دوره تخم گذاری با جیره حاوی 18 درصد پروتئین تغذیه شدند به طور معنی داری مطلوبتر از دو گروه دیگر بود.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، پروتئین، تخم گذاری، کیفیت تخم
  • سهیل یوسفی، منصور رضائی، زربخت انصاری پیرسرائی صفحات 12-23
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف پروتئین خام و مدت زمان تغذیه جیره پیش آغازین بر عملکرد، رشد دستگاه گوارش، برخی فراسنجه های خونی، ترکیبات بدن و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی انجام شد. در این پژوهش، از 276 قطعه جوجه یک روزه گوشتی سویه تجاری راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار، 4 تکرار و 23 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه (یک) با پروتئین خام 84/20%، 10% پروتئین خام بیشتر (92/22%) نسبت به جیره یک (تیمار دو) که به مدت پنج روز و 10% پروتئین خام بیشتر (92/22%) نسبت به جیره یک (تیمار سه) که به مدت هفت روز تغذیه شده بودند. مقدار انرژی قابل متابولیسم جیره های مختلف مشابه بود. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری از نظر عملکرد و خصوصیات لاشه بین تیمارهای مختلف وجود نداشت. همچنین اختلاف معنی داری از نظر وزن نسبی جگر، طحال و بورس بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد. از نظر غلظت گلوکز و HDL خون در 21 روزگی و غلظت تری گلیسرید خون در 21 و 42 روزگی اختلاف معنی دار بین تیمارها مشاهده شد (05/0 P<). به طوری که در تیمارهای دو و سه غلظت این فراسنجه ها نسبت به تیمار یک افزایش یافت. از نظر طول روده کوچک در سن 14 روزگی اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده شد (05/0 P<). به طوری که در تیمار سه طول روده کوچک نسبت به سایر تیمارها افزایش معنی داری را نشان داد (05/0 P<). از نظر درصد پروتئین و ماده خشک بدن در سن 42 روزگی اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده گردید (05/0 P<). به طوری که درصد پروتئین در تیمار سه نسبت به تیمارهای یک و دو افزایش و درصد ماده خشک کاهش یافت. نتایج این پژوهش نشان داد که طول روده کوچک و غلظت HDL، تری گلیسیرید و گلوکز خون و هم چنین درصد پروتئین بدن با افزایش سطح پروتئین خام در جیره پیش آغازین جوجه های گوشتی افزایش یافت.
    کلیدواژگان: جیره پیش آغازین، جوجه گوشتی، عملکرد، خصوصیات لاشه
  • منصور نادری جبدرقی، رسول پیر محمدی صفحات 24-34
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر میزان هضم منابع نشاسته ای (آرد گندم، نشاسته خالص درجه دو و یک) بر قابلیت هضم یونجه با استفاده از دو روش درون تنی و برون تنی انجام گرفت. در آزمایش درون تنی از چهار راس قوچ ماکویی به میانگین وزنی 4/1 ± 20/43 کیلو گرم در قالب طرح پایه کاملا تصادفی به صورت چرخشی و در روش آزمایشگاهی تیلی و تری از طرح ساده کاملا تصادفی استفاده شد. در هر دو آزمایش قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی جیره های مخلوط (حاوی نشاسته) به طور معنی داری بیشتر از جیره پایه (یونجه) بود. ولی قابلیت هضم NDF در جیره پایه بطور معنی داری بیشتر از جیره های مخلوط بود. مقدار pH شکمبه در جیره پایه به طور معنی داری بیشتر از جیره های مخلوط بود و کمترین مقدار به جیره مخلوط حاوی نشاسته درجه یک تعلق داشت. بالاترین ضریب همبستگی معادلات پیشگویی برای قابلیت هضم ماده خشک در شرایط درون تنی و کمترین ضریب همبستگی مربوط به قابلیت هضم NDF جیره های مخلوط بود. نتایج این آزمایش نشان داد که تاثیر تیمار نشاسته درجه یک بر کاهش قابلیت هضم فیبر یونجه بیشتر از سایر تیمار ها می باشد. هم چنین مشاهده شد که معادلات رگرسیونی، قابلیت هضم ماده خشک جیره های مخلوط در شرایط درون تنی را دقیق تر از قابلیت هضم فیبر خام پیشگویی می کنند.
    کلیدواژگان: قابلیت هضم، درون تنی، برون تنی، NDF
  • محمدعلی رمضانی، یدالله چاشنی دل، اسدالله تیموری یانسری، حمید دلدار صفحات 35-45
    اثرات سه سطح مختلف پروتئین قابل تجزیه و غیر قابل تجزیه در شکمبه به ترتیب در نسبت های 70 به 30، 65 به 35 و 60 به 40 (درصد پروتئین خام) روی توان پرواری و خصوصیات لاشه 24 راس بره نر حاصل از آمیخته گری تجاری نژاد زل- سنگسری، با سن تقریبی 6 تا 7 ماه و میانگین وزن زنده 5/2 ± 29 کیلوگرم مورد بررسی قرار گرفت. سطح انرژی و پروتئین خام درهمه تیمارها یکسان بود. بره ها به مدت 95 روز در قفس های انفرادی مورد تغذیه دستی قرار گرفتند. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار (جیره) و هر تیمار با 8 تکرار روی دام های آزمایشی انجام شد. اضافه وزن و میزان خوراک مصرفی به ترتیب هر دو هفته یک بار و روزانه اندازه گیری شد. در پایان دوره 50 درصد از بره ها جهت تعیین وزن لاشه، درصد گوشت و درصد چربی ذبح گردیدند. نتایج آزمایش نشان داد که میانگین افزایش وزن روزانه، ماده خشک مصرفی روزانه و ضریب تبدیل غذایی بره های تغذیه شده با جیره های آزمایشی به ترتیب 2/173، 8/210 و 4/200 گرم، 48/1، 51/1 و 50/1 کیلوگرم و 54/8، 39/7 و 58/7 بود. نوع جیره اثر معنی داری بر ماده خشک مصرفی، افزایش وزن روزانه، ضریب تبدیل غذایی داشت. اثر نوع جیره بر وزن لاشه گرم، درصد گوشت و درصد چربی در نمونه های حاصل از لاشه بره های آزمایشی معنی دار نبود. نتایج این آزمایش نشان داد که جیره حاوی 35 درصد پروتئین غیر قابل تجزیه و 65 درصد پروتئین قابل تجزیه در شکمبه به عنوان مطلوب ترین جیره برای بره های آزمایشی به شمار می رود.
    کلیدواژگان: توان پرواری، ویژگی های لاشه، بره های نر
  • یوسف جعفری آهنگری، بهمن پریزادیان کاوان، مهدی حسین زاده صفحات 46-56
    این آزمایش برای بررسی اثر پروبیوتیک بر عملکرد و فراسنجه های ایمنی جوجه های گوشتی انجام شد. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار انجام شد. برای انجام آزمایش از 224 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 استفاده شد. جوجه ها برای مدت 49 روز روی بستر پرورش داده شدند. جیره های غذایی بر اساس پیشنهاد ها و جداول NRC در سه مرحله آغازین، رشد و پایانی تهیه شدند. در پایان دوره پرورش از هر واحد آزمایش یک قطعه جوجه گوشتی که کمترین اختلاف وزنی را با میانگین وزن آن قفس داشت، جهت تعیین خصوصیات لاشه کشتار شدند. برای خون گیری سه قطعه جوجه گوشتی از هر قفس انتخاب شدند و خون گیری در دو مرحله 28 و 35 روزگی انجام شد. نتایج نشان داد که استفاده از پروبیوتیک سبب بهبود عملکرد شد، به طوری که جوجه های گوشتی تغذیه شده با پروبیوتیک در دوره های آغازین، رشد و پایانی در مقایسه با گروه شاهد، ضریب تبدیل غذایی کمتری داشتند. استفاده از پروبیوتیک سبب افزایش معنی دار بازده لاشه، وزن کل دستگاه گوارش، وزن پانکراس و طول روده های کور شد. مقدار چربی حفره شکمی در جوجه های تغذیه شده با پروبیوتیک (84/0 درصد) نسبت به گروه شاهد (8/1 درصد) کاهش معنی داری را نشان داد. به علاوه پروبیوتیک سبب کاهش pH روده و افزایش معنی دار تیتر گامبورو و نیوکاسل شد. با توجه به نتایج این آزمایش می توان گفت که استفاده از پروبیوتیک سبب بهبود کیفیت لاشه، کاهش میزان چربی حفره شکمی و افزایش شاخص های ایمنی جوجه های گوشتی می شود.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، سیستم ایمنی، عملکرد، جوجه های گوشتی
  • محمد حسین آبادی، مهدی دهقان بنادکی، ابوالفضل زالی صفحات 57-69
    در این مطالعه تعداد 30 راس گوساله ماده هلشتاین با میانگین وزن تولد 4/40 کیلوگرم از 14 تا 65 روزگی به صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی شامل (1) دریافت کننده پروبیوتیک باکتریایی (cfu/day 109×4) در خوراک آغازین، (2) دریافت کننده پروبیوتیک باکتریایی در شیر جایگزین و (3) شاهد (بدون افزودنی میکروبی) اختصاص یافتند. نتایج نشان داد که مقدار خوراک مصرفی، تغییرات وزن بدن، اضافه وزن روزانه و بازده غذایی و نیز نیتروژن اوره ای خون و کل پروتئین پلاسما تحت تاثیر مصرف پروبیوتیک قرار نگرفت. در حالی که میانگین غلظت گلوکز پلاسمای خون، امتیاز قوام مدفوع و وضعیت سلامت تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار گرفت. در مقابل از نظر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، فیبر نامحلول در شوینده خنثی، ماده آلی، pH و غلظت N-NH 3 مایع شکمبه تفاوت معنی داری بین تیمار ها وجود نداشت. این مطالعه نشان می دهد که افزودن پروبیوتیک باکتریایی به خوراک آغازین غلظت گلوکز خون را کاهش می دهد. افزودن پروبیوتیک باکتریایی در شیر سبب افزایش آلبومین خون گردید. همچنین استفاده از پروبیوتیک باکتریایی در شیر یا خوراک آغازین سبب بهبود وضعیت سلامت و کاهش امتیاز قوام مدفوع می گردد.
    کلیدواژگان: گوساله های شیرخوار، پروبیوتیک باکتریایی، عملکرد رشد، فراسنجه های خونی و شکمبه ای، وضعیت سلامت
  • محمدرضا جعفرزاده شیرازی، امین تمدن صفحات 70-77
    در پژوهش کنونی تعداد نورون های تولید کننده هورمون آزاد کننده گونادوتروپین (GnRH) در ناحیه پیش بینایی (POA) هیپوتالاموس در گامه های چرخه فحلی میش مورد مقایسه قرار گرفت. هیپوتالاموس چهار گروه میش (3= n) تخمدان برداری شده، پرواستروس، استروس و لوتئال بعد از پرفیوژن خارج شد. تعداد نورون های تولید کننده GnRH در ناحیه POA با استفاده از روش ایمیونوهیستوشیمی بین چهار گروه مقایسه شد. نورون های GnRH در ناحیه POA در هر چهار گروه وجود داشتند. میانگین تعداد نورون های تولید کننده GnRH در گامه استروس در مقایسه با گروه تخمدان برداری شده به طور معنی داری بیشتر بود. در حالی که تفاوت معنی داری در میانگین تعداد نورون های تولید کننده GnRH در سه گامه فحلی میش در ناحیه POA وجود نداشت. عدم تفاوت در تعداد نورون های تولید کننده GnRH در ناحیه POA هیپوتالاموس در گامه های چرخه فحلی میش می تواند نشانگر این موضوع باشد که این سلول ها در تعداد نسبتا ثابت و احتمالا تنها با کنترل آزادسازی GnRH و تغییر در میزان ترشح GnRH کنترل چرخه فحلی را انجام می دهند.
    کلیدواژگان: هورمون آزاد کننده گونادوتروپین، ناحیه پیش بینایی، چرخه فحلی، میش
  • نورالدین مرادی، قدرت رحیمی میانجی، حمید دلدار صفحات 78-90
    زئونوزها یا بیمار های قابل انتقال بین انسان و حیوان هم از جهت اقتصادی و هم بهداشت عمومی از اهمیت بالایی برخوردار هستند. اسکراپی، که یک بیماری کشنده و تحلیل برنده سیستم اعصاب مرکزی است در این دسته جای می گیرد. چند شکلی در جایگاه ژنی پروتئین پرایون (prp) در گوسفندان با میزان حساسیت و مقاومت نسبت به این بیماری مرتبط است. هدف از انجام این پژوهش تعیین ژنوتیپ ژن prp در گوسفندان نژاد ایران بلک و آرمان بود. نمونه های خون به طور تصادفی از 100 راس از گوسفندان نژاد ایران بلک و آرمان تهیه و استخراج DNA با استفاده از روش بهینه یافته نمکی انجام شد. تکثیر یک قطعه 173 جفت بازی از اگزون 3 ژن prp با استفاده از یک جفت پرایمر اختصاصی انجام و سپس نمونه ها با استفاده از آزمون SSCP و تعیین توالی مورد ارزیابی ژنتیکی قرار گرفتند. در مجموع چهار هاپلوتیپ ARR، ARQ، AHQ و ARH و پنج ترکیب هاپلوژنوتیپی ARQ/ARQ، ARR/ARQ، ARR/ARR، AHQ/ARQ و AHQ/ARH در این مطالعه شناسایی شد. هاپلوتیپ ARQ با میانگین وفور 5/74 درصد و هاپلوژنوتیپ ARQ/ARQ با میانگین وفور 59 درصد به ترتیب بیشترین فراوانی هاپلوتیپی و هاپلوژنوتیپی را نشان دادند. مقایسه فراوانی هاپلوتیپی و هاپلوژنوتیپی بین دو نژاد ایران بلک وآرمان از نظر آماری معنی دار بود. با توجه به نتایج به دست آمده بیش از 70 درصد از گوسفندان مطالعه حاضر در دسته گوسفندان با مقاومت پایین (R3) قرار گرفتند. لذا اتخاذ استراتژی مناسب در امر انتخاب و برنامه های اصلاح نژادی می تواند در کاهش میزان خطرات احتمالی ناشی از این بیماری موثر باشد.
    کلیدواژگان: چند شکلی، PCR، SSCP، اسکراپی، آرمان، ایران بلک
  • امین یوسفی زنوز، صادق علیجانی، حسین محمدی صفحات 91-99
    مولفه های واریانس و پارامترهای ژنتیکی وزن بدن در 8 هفتگی، سن بلوغ جنسی، میانگین وزن و تعداد تخم مرغ مرغان بومی سه استان مازندران (سال های 1370 تا 1389)، اصفهان (سال های 1374 تا 1390) و یزد (سال های 1380 تا 1389) بر اساس داده های جمع آوری شده توسط مراکز اصلاح نژاد مرغان بومی استان های مربوطه برآورد شد. برآورد پارامتر های ژنتیکی با شش مدل حیوانی مختلف و با روش آماری بیزی مبتنی بر نمونه گیری گی ب س با نرم افزار GIBBS3F90 انجام گرفت. مدل های مختلف برازش شده و معنی داری مدل ها با شاخص DIC آزمون شدند. برازش اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم بدون منظور کردن سایر آثار تصادفی، موجب شد وراثت پذیری مستقیم بیش از حد برآورد شود. نتایج نشان داد که بخش قابل ملاحظه ای از واریانس فنوتیپی مشاهده شده ناشی از اثر ژنتیکی افزایشی مادری است. وراثت پذیری متوسط وزن تخم مرغ، وزن بدن در هشت هفتگی، تعداد تخم مرغ و سن بلوغ جنسی برای مرکز مازندران به ترتیب 54/0، 23/0، 15/0 و 41/0، برای مرکز اصفهان به ترتیب 31/0، 12/0، 10/0 و 28/0 و برای مرغان بومی یزد به ترتیب 33/0، 13/0، 16/0 و 19/0 برآورد شد.
    کلیدواژگان: مولفه های واریانس، وراثت پذیری، شاخص DIC، اثرمادری
|
  • Behrouz Dastar, Mashalla Rahimi Ratki, Hadi Gholami Pages 1-11
    This experiment was conducted in order to investigate the effect of dietary protein level during grower (1 to 35 days) and laying (35 to 77 days) periods on the performance and egg quality in Japanese quail. A number of 360 Japanese quails were divided to 4 groups and fed diets varying in dietary protein (20, 22, 24 and 26% CP) from 1 to 35 days of age. After 35 days, each of the groups were divided to 3 sub groups and fed with diets containing 18, 20 and 22% CP up to 77 days of age. Results of experiment indicated that quails were fed diet containing 24% CP had lowest feed conversion ratio that it differences was significant with those were fed 22% CP (P<0.05). Quails were fed diet containing 22% CP during laying period had significantly higher egg weight than those groups were fed diets containing 20 and 18% CP (P<0.05). Results related to egg quality indicated yolk color in quails fed 18% CP during laying period was significantly higher than groups fed with 20 and 22% CP (P <0.05).
    Keywords: Japanese quail, Protein, Layer, Egg quality
  • Soheil Yousefi, Mansour Rezaei, Zarbakht Ansari Pirsaraii Pages 12-23
    This study was conducted to investigate the effect of different levels of protein crude and pre-starter period feeding on performance, digestive system development, some blood parameters, body composition and carcass characteristics of broiler chicks. In this study, 276 one-day-old Ross 308 male broiler chicks was allocated to three treatments with 4 replicates and 23 chicks per replicate in a completely randomized design. Experimental treatments included treatment 1 (20.84 percent protein as basal diet), treatment 2 10% higher protein content than basal diet (22.92 percent) that was feeded for 5-day period and treatment 3 10% higher protein content than basal diet (22.92 percent) that was feeded for 7-day period. In all treatments, metabolizable energy content was similar (2900 kcal /kg). Results indicated that there was not significant differences among treatment for performance and carcass characteristics. Also there were not significant differences among treatments for liver, spleen and burs fabresius percentage. There were significant differences among treatments for glucose in 21, triglycerides concentration in 21 and 42 days and HDL concentration in 21 day, as treatments 2 and 3 had higher values for these traits (p<0.05). There was significant differences among treatments for small intestine length in 14 day, as small intestine length had higher value in treatment 3 in comparison to other treatments (p<0.05). There were significant difference among treatments for body protein and dry matter in 42 day, as treatment 3 had higher protein and lower dry matter percentage (p<0.05). Results of this investigation showed that small intestine length and blood HDL, TG and glucose concentration and body protein percent increased via enhencing protein level in broiler pre-starter diet.
    Keywords: Pre, starter diet, Broiler, Performance, Carcass Characteristics
  • Mansour Naderi Jabadraghi, Rasool Pirmohammadi Pages 24-34
    This study was conducted to evaluate the starchy feed effect (the wheat flour and the wheat starches grade1 and 2) on alfalfa hay digestibility using in vivo and in vitro methods. The in vivo experiment was achieved with 4 ruminally fistulated Makui sheep (BW, 43.20±1.2 kg) in a completely randomized design with a change over arrangement and the in vitro Telly and Terry experiment was conducted in a completely randomized design. In either experiment the DM and OM digestibility for mixed (starchy) rations was significantly higher than those of basal (alfalfa hay) ration, but the NDF digestibility of basal ration was higher than that of mixed ration. The rumen pH for alfalfa was the highest, and the lowest pH was obtained with the starch grade1 containing diet. The highest and the lowest correlation of regression equations were related to in vivo DM digestibility and the experimental mixed rations NDF digestibility, respectively. Results of this study showed that the starch grade 1 containing diet had a highest negative effect on the alfalfa hay fibre digestibility. Moreover, the regression equations may encompass better prediction of DM digestibility of mixed rations than that of the fibre digestibility.
    Keywords: Starchy feeds, Digestibility, In vivo, In vitro, NDF
  • Mohamad Ali Ramezani, Yadollah Chashnidel, Asadollah Teimori Yansari, Hamid Deldar Pages 35-45
    The influence of three levels of varying ruminally degradable to ruminally undegradable protein ratio 60: 40 (A), 65:35 (B) and 70: 30(C) on performance and carcass characteristics zel-sangssari male lambs was investigated. Twenty four lambs aged 6-7 months with an initial live weight of 29±2.5 kg were used. The animals were fed for a period of 95 days. The level of metabolisable energy was similar in all the rations (10.5 MJ/KgDM). Dry matter intake (DMI) was measured daily and live weight gain (LWG) was determined fortnightly. At the end of the trial, 50 percent of the animal were slaughtered to determine carcass characteristics quality. The data were statistically analyzed using completely randomized design with 3 diets (n=8). Mean values for the performance of the lambs for A, B and C rations were determine as follows: DMI 1.480, 1.510 and 1.500 Kg/day, LWG 173.2, 200.8 and 210.4 g/day, feed conversion efficiency 8.54, 7.39 and 7.58. There was not significant difference for the whole carcass weight, lean and fat percentage. In conclusion, the optimum performances of zel- sangssari male lambs were met with the ration containing 35% RUP.
    Keywords: Performance, Carcass caracteristics, Male lamb
  • Yousef Jafari Ahangari, Bahman Parizadian Kavan, Mehdi Hoseinzadeh Pages 46-56
    This experiment was carried out to investigate the effect of probiotic on performance and immunity parameters of broilers. This research was done in a completely randomized design with four treatments and four replications (14 chickens in each). A total of 224 Ross 308 one-day old broiler chicks were used. The rations supplied on the basis of NRC recommendations in periods of startrer, grower and finisher. At the end of experiment, one broiler from each pen with similar weight to mean weight of that pen was slaughtered to determine carcass characteristics. For blood collection, 3 broilers from each pen were selected and blood samples were collected in two stages of 28 and 35 days. The results showed that the body weight improved with the use of probiotic in periods of grower and finisher. Broilers fed with probiotic in periods of startrer, grower and finisher in comparison with the control group had a lower feed conversion ratio. The carcass yield, total gastrointestinal tract, pancreas weight and caeca length were significantly increased when probiotics were added in rations. Broilers fed with probiotic had lower abdominal fat (0.84) in comparison with the control group (1.8). In addition a significant decrease was observed in intestinal pH in broilers fed with probiotic. The use of probiotic significantly improved the titers of gumboro and newcastle in broilers. Therefore, it can be concluded that the supplementation of diet with probiotic has positive effects on performance and immune system of broilers.
    Keywords: Probiotic, Immune parameters, Performance, Broiler
  • Mohamad Hosseinabadi, Mehdi Dehghan, Banadaky, Abolfazl Zali Pages 57-69
    In present study 30 female Holstein calves with average 40.4 kg birth weight were used from 14 until 65 days of age. Calves randomly divided to 3 treatments include: 1) bacterial probiotic (4×109 cfu/day) added to the starter 2) bacterial probiotic added to the milk replacer 3) Control, without microbial additive. Dry matter intake, Body weight gain, average daily gain feed efficiency, BUN and total plasma protein were not affected by treatments. Mean plasma glucose, fecal score and health status were affected by treatments. Apparent digestibility of DM, NDF and OM also pH and N-NH3 concentration of rumen fluid between diets were not significant discrepancy. This study showed that addition of bacterial probiotic in starter decrease glucose concentration, addition bacterial probiotic in milk increase blood albumin and addition bacterial probiotic in starter or milk replacer improved health status and decrease fecal score.
    Keywords: Suckling calves, Bacterial probiotic, Growth performance, Blood, rumen parameter, Health status
  • Mohammad Reza Jafarzadeh Shirazi, Amin Tamadon Pages 70-77
    In the present study number of neurons that express gonadotropin releasing hormone (GnRH) in the ewe preoptic area (POA) of hypothalamus were compared between the phases of estrous cycle. Hypothalamus of four ewe groups (n=3) of ovariectomized, proestrus, estrus, and luteal were removed after perfusion. The number of GnRH neurons in the POA of four groups was compared, using immunohistochemistry method. GnRH neurons were present in the POA of four groups of ewe. The mean of number of GnRH neurons in estrus ewes was more than ovariectomized ewes. However, there was not significant difference between the numbers of GnRH neurons of POA in three estrous phases. No difference for the number of neurons that express GnRH in the POA of hypothalamus during estrous phases of ewes might indicate that these relatively fixed number cells may perform the estrous cycle control only by control of GnRH release and changing of the secretion of GnRH.
    Keywords: Gonadotropin releasing hormone, Preoptic area, Estrous cycle, Ewe
  • Nouredin Moradi, Ghodrat Rahimi Mianji, Hamid Deldar Pages 78-90
    Zoonotic diseases or transmittable diseases between humans and animals, both for economic and public health are very important. Scrapie is a deadly degenerative central nervous system disease that takes place in this category. Polymorphisms in sheep PrP gene are related to scrapie resistance and susceptibility. The aim of this study was to genotype the PrP locus in Iran Black and Arman sheep breeds. Blood samples were collected from 100 Iran Black and Arman sheep and DNA was extracted using the modified salting out method. A DNA fragment with the length of 173 bp from exon 3 of PrP gene was amplified with a specific primer pairs. Then the obtained genotypes for each sample were genetically evaluated by means of PCR-SSCP and sequencing techniques. In overall, four haplotype alleles of ARR, ARQ, AHQ, and ARH and five haplogenotype combinations of ARQ/ARQ, ARR/ARQ, ARR/ARR, ARQ/AHQ, and AHQ/ARH were detected in studied populations. The ARQ with the mean frequency of 74.5 percent and the ARQ/ARQ with the mean frequency of 59 percent were the most frequent haplotype allele and haplogenotype, respectively. The comparison of allele and genotype frequency between Iran Black and Arman sheep breeds were statistically significant (P<0.05). Based on the obtained results more than seventy percent of sheep genotyped in the present study was categorized in low resistant group (R3). Therefore, adopting the appropriate strategy in the selection and breeding programs can be effective to reduce the risk of the disease.
    Keywords: Polymorphism, PCR, SSCP, Scrapie, Arman, Iran Black
  • Amin Yousefi Zonuz, Sadegh Alijani, Hosein Mohammadi Pages 91-99
    The variance components and genetic parameters of body weight at 8 weeks of age, ageat sexual maturity, egg weight and egg number of native fowls for three provinces: Mazandaran (1991 to 2010), Isfahan (1995 to 2011) and Yazd (2001 to 2010) were estimated based on data collected by the provincial native fowls breeding centers. Genetic parameters were estimated by six different animal models with Bayesian method based on Gibbs sampling technique using GIBBS3F90 software. For the test of significance of models, the Deviance information criteria were used. Fitting of additive genetic effect without considering maternal effects resulted in overestimation of direct heritability. Results showed that considerable part of phenotypic variance was attributed to maternal additive genetic effects. Estimated heritability for average egg weight, body weight at 8 weeks old, egg number and age at sexual maturity according to the appropriate model were 0.54, 0.23, 0.15 and 0.41 for Mazandaran center and 0.31, 0.12, 0.10 and 0.28 for Esfahan center and 0.33, 0.13, 0.16 and 0.19 for Yazd center, respectively.
    Keywords: Native Chickens, Reproductive, productive traits, Bayesian method, Heritability