فهرست مطالب

زمین شناسی اقتصادی - سال پنجم شماره 2 (پیاپی 9، پاییز و زمستان 1392)
  • سال پنجم شماره 2 (پیاپی 9، پاییز و زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/10/19
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عباس گل محمدی، محمدحسن کریم پور، آزاده ملکزاده شفارودی، سید احمد مظاهری صفحه 155
    معدن سنگ آهن سنگان خواف در 300 کیلومتری جنوب شرقی مشهد، در شرق کمربند آتشفشانی- نفوذی خواف- کاشمر- بردسکن قرار دارد. توده های گرانیتوئید در سه محدوده معدن سنگ آهن سنگان شامل نواحی A، C جنوبی و دردوی مورد مطالعه قرار گرفتند. سه توده نفوذی بیوتیت هورنبلند مونزونیت پورفیری، بیوتیت سینیت و سینوگرانیت در مناطق مورد مطالعه شناسایی شد. براساس روابط قطع شدگی صحرایی، عدم وجود گارنت اسکارن و مگنتیت در مرز این توده ها و آلتره شدن آنها توسط محلول کانه دار بعدی، این توده های گرانیتوئیدی از اسکارن مگنتیت دار قدیم ترند. سن سنجی زیرکن به روش U-Pb سن آنها را 42 میلیون سال قبل (ائوسن میانی) تعیین می کند. مقدار پذیرفتاری مغناطیسی آنها بین SI5-10×310 تا SI5-10×900 است، بنابراین متعلق به گرانیتوئیدهای سری مگنتیت (اکسیدان) و از نوع I هستند. براساس بررسی های ژئوشیمیایی، توده های نفوذی عمدتا از نوع متاآلومینوس، منیزیمی، آلکالی کلسیک تا آلکالیک و شوشونیتی تا اولتراپتاسیک می باشند. غنی شدگی نسبی عناصر LREE نسبت به HREE و عناصر LILE (Sr، Cs، Rb، K and Ba) نسبت به HFSE (Nb، Ta، Ti، Hf، Zr) موید تشکیل ماگما در زون فرورانش است. این ماگما از ذوب بخشی اندک (کمتر از 1) یک منشا لرزولیتی گارنت- اسپینل دار (با مقدار کم گارنت) حاصل شده که با پوسته قاره ای آلودگی پیدا کرده است. وجود اندک گارنت به عنوان کانی باقی مانده در منشا این توده ها با نسبت پایین (La/Yb)N (29/6 تا 73/34) توجیه پذیر است. مقدار بالای نسبت Rb/Sr و LILE/HFSE و مقدار بالای K2O، Th و Nb نقش اختلاط پوسته قاره ای را روشن می کند. بررسی های پترولوژیکی و تعیین سن دقیق توده های نفوذی موجود در معدن سنگان به عنوان بخشی از کمربند آتشفشانی- نفوذی خواف- کاشمر- بردسکن، به شناخت هر چه بهتر جایگاه تکتونوماگمایی این کمربند و نیز چگونگی ارتباط توده های نفوذی با کانی سازی برای اکتشاف بیشتر در آینده کمک خواهد کرد.
    کلیدواژگان: معدن سنگان، پترولوژی توده های نفوذی، سن سنجی زیرکن، مناطق A، C، جنوبی و دردوی
  • محمد معانی جو، محمد مستقیمی صفحه 175
    کانسار مس پورفیری سرچشمه در استان کرمان و در 65 کیلومتری جنوب غرب رفسنجان واقع شده است. کانسار سرچشمه در کمربند ارومیه - دختر و بخش جنوب شرقی آن یعنی کمربند دهج- ساردوئیه قرار دارد. کانسارسازی در سرچشمه با نفوذ یک استوک گرانودیوریتی به سن میوسن میانی در سنگهای آتشفشانی- رسوبی دارای راندگی و گسل خوردگی مربوط به اوایل ترشیری حادث شده است. در این پژوهش، دگرسانی پتاسیک نسبت به سنگ تازه (غیر دگرسان) حاصل از قسمتهای عمقی توده نفوذی، فیلیک نسبت به پتاسیک، آرژیلیک نسبت به فیلیک و دگرسانی پروپیلیتیک نسبت به آندزیت های دگرسان نشده اطراف کانسار از دیدگاه تغییرات جرمی و تحرک پذیری عناصر در طول فرآیندهای گرمابی مورد بررسی قرار گرفته اند. در زون پتاسیک، به واسطه حضور فلدسپارهای پتاسیم دار و افزایش Fe حاصل از دگرسانی بیوتیت های اولیه غنی شدگی در مقدار Fe2O3 و K2O به خوبی دیده می شود، غنی شدگی Cu و Mo به کانی سازی کالکوپیریت، بورنیت و مولیبدنیت در این زون بستگی دارد. در زون فیلیک نیز به علت خروج سدیم، کلسیم و منیزیم از سنگهای آلومینوسیلیکاته و تبدیل فلدسپارهای پتاسیم دار به سریسیت و کوارتز؛ غنی شدگی در SiO2 و تهی شدگی در CaO، MgO، Na2O و K2O قابل مشاهده است. در زون آرژیلیک نیز اکسیدهای Al2O3، CaO، MgO، Na2O و MnO دارای غنی شدگی می باشند، غنی شدگی در مقدار Al2O3 می تواند ناشی از تشکیل کائولینیت و ایلیت در این زون باشد. غنی شدگی SiO2، Al2O3 و CaO در دگرسانی پروپیلیتیک کانسار را می توان به تشکیل کلریت، اپیدوت و کلسیت به عنوان کانی های معرف این زون نسبت داد.
    کلیدواژگان: مس پورفیری، سرچشمه، دگرسانی، موازنه جرم، غنی شدگی و تهی شدگی
  • محمدعلی رجب زاده، نازنین زمان ثانی صفحه 201
    نهشته های معدنی منگنز به طور پیوسته در انواع سیماهای سین ژنتیک، دیاژنتیک و اپی ژنتیک همراه با چرت های رادیولاریتی مجموعه آمیزه رنگین افیولیت نیریز در منطقه آباده طشک در شرق استان فارس تشکیل شده اند. داده های میکروسکپی و XRD بر روی کانسنگهای منگنز، نشانگر کانی شناسی ساده ترکیبات منگنز است. پسیلوملان و براونیت به عنوان ترکیبات اولیه منگنز در سیمای سین ژنتیک به صورت نواری با سیلیس بی شکل و کوارتز در محیط رسوبی تشکیل شده اند. کانی های براونیت و بیکسبیت به صورت نهشته های عدسی شکل، نشانگر سیمای دیاژنتیک می باشند که در محل چینها طی فرآیند دیاژنز ایجاد شده اند. کانی های پیرولوزیت، اوروریت و رانشئیت نیز به عنوان کانی های اصلی حاصل از تحرک و رسوب گذاری مجدد منگنز با بافت شکافه پرکن طی فرآیندهای سوپرژن در چرت های رادیولاریتی میزبان در افقهای فوقانی به صورت اپی ژنتیک تشکیل شده اند. کانسنگهای منگنز شامل مقادیر پایین TiO2 (012/0-078/0 درصد)، Fe/Mn (02/0-06/0) و Al2O3 (019/0-92/0 درصد) و نسبتهای بالایی از Si/Al (53/15-46/427) هستند. همچنین پایین بودن مقدار عناصر جزئی Co (31-131 ppm)، Cu (49-277 ppm) و Ni (86-193 ppm) به همراه نابهنجاری های منفی Ce و مثبت Eu، مجموع اندک REE و غنی شدگی LREE در مقایسه با HREE نشانگر تشکیل ترکیبات اولیه منگنز همراه با چرت های میزبان در محیطهای مجاور پشته های میان اقیانوسی و در امتداد مجراهای بروندمی سیال گرمابی کف دریا می باشند
    کلیدواژگان: منگنز، افیولیت نیریز، کانی شناسی، ژئوشیمی، آباده طشک
  • مریم آهنکوب، احمد جهانگیری، محسن موید صفحه 215
    توده های نفوذی میشو در دامنه جنوبی گسل شمالی تبریز و در منتهاالیه شرقی ارتفاعات میشو، در شمال غرب تبریز برونزد دارند. با بررسی های صحرائی، سنگ شناسی و ژئوشیمیائی در منطقه، دو تیپ سنگی مافیک و اسیدی تفکیک شده اند. سنگهای مافیک شامل گابروهایی هستند که از نظر کانی شناسی حاوی پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن، اولیوین همراه با اوپاک فراوان می باشند و توده اسیدی شامل گرانیت های آلکالن با ترکیب کانی شناسی فلدسپات پتاسیک، کوارتز، پلاژیوکلاز به همراه مقادیر کمی بیوتیت و آمفیبول می شوند. سنگهای مافیک دارای غنی شدگی LREEs نسبت به HREEs و همچنین غنی شدگی نسبی از LILEs و تهی شدگی از عناصر HFSEs می باشند. علایم ژئوشیمیایی گابروها دلالت بر تشکیل این سنگها در نتیجه تاثیر متقابل منبع گوشته تهی شده با یک پلوم گوشته ای بالاآمده می کند. این در حالی است که سنگهای گرانیتی دارای ماهیت آلکالن، متاآلومینوس تا پرآلومینوس هستند که به طور نسبی غنی شدگی از LILEs به ویژه Rb و Th و فقیرشدگی از عناصر Nb، Sr، Eu، Ba و Ti نشان می دهند. علایم ژئوشیمیایی گرانیت ها به گرانیت های تیپ A و زیرگروه A2 تعلق دارد که در طی فعالیتهای تکتونیکی کششی پس از برخورد در حاشیه قاره ای فعال از ذوب پوسته ای تحتانی تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: سنگ شناسی، ژئوشیمی، شمال غرب ایران، گرانیت نوع A2، گابرو تولئیتی، شرق میشو
  • مهرداد براتی، میثم قلی پور صفحه 235
    کانسار آهن ظفرآباد در 12 کیلومتری شمال غرب شهر دیواندره و در حاشیه شمالی زون آذرین- دگرگونی سنندج- سیرجان واقع شده است. این ذخیره، عدسی تا صفحه ای شکل بوده و درون یک زون برشی و در سنگهای میزبان کالک شیستی و آهکی تشکیل شده است. مگنتیت با بافت توده ای، کاتاکلاستی و جانشینی، کانه اصلی این کانسار است، هر چند پیریت و سایر کانی های سولفیدی نیز در آن پیدا می شوند. آزمایشهای اندازه گیری عناصر اصلی، جزئی و کمیاب به روش های ICP-MS و ICP-AES انجام گردید. براساس نسبتهای عناصر جزئی نمونه های کانسنگ مگنتیتی و نمودارهای ((Ni/(Cr+Mn به Ti+V و Ca+Al+Mn به Ti+V) مشخص شد که کانسار ظفرآباد در محدوده کانسارهای اسکارنی قرار می گیرد. نمودارهای عنکبوتی رسم شده، یک سیر نزولی و یکنواخت از عناصر LREE به سمت عناصر HREE، را همراه با آنومالی های منفی از Eu (میانگین 06/0ppm) و Ce (میانگین 94/0ppm) نشان می دهد. همچنین مقایسه الگوی توزیع عناصر نادر خاکی مگنتیت های ظفرآباد با انواع مختلف کانسارهای آهن نشان می دهد که الگوی عناصر نادر خاکی در ظفرآباد، شباهت بیشتری به کانسارهای نوع اسکارنی دارد. تحلیل مولفه های محاسبه شده برای REE نشان می دهد که سیالات گرمابی موثر در کانه زایی، عمدتا منشا ماگمایی داشته و طی فرآیندهای تفریق و تبلور توده های آذرین عمقی به صورت یک فاز سیال آهن دار تشکیل و تزریق آن درون سنگهای کربناتی، پیدایش اسکارن آهن دار را به دنبال داشته است.
    کلیدواژگان: ظفرآباد، زون برشی، مگنتیت، عناصر نادر خاکی، آبهای ماگمایی، اسکارن
  • مصطفی دهقانی احمدآباد، سید حسین مجتهدزاده، علیرضا یاراحمدی بافقی صفحه 255
    تعیین محدوده های مستعد به منظور مطالعات اکتشافی کانسارها، یکی از مهمترین مراحل پی جویی در مقیاس ناحیه ای است. روش های مختلفی برای مشخص کردن این نواحی وجود دارد که از پی جویی های ژئوفیزیکی و ژئوشیمیایی تا روش های سنجش از دور و روش های پیچیده آماری تغییر می کند. با توجه به فرضیه وجود ارتباط فضایی در الگوی پراکندگی کانسارها با ایالت های فلززایی، کمربندهای فلززایی، عوامل ساختاری و تکتونیکی از جمله خطواره ها، گسلها، و غیره، می توان روابط و تفسیرهایی را در این باره ارائه داد و از این نشانه ها در اکتشافات مقدماتی برای محدود کردن نواحی مستعد مطالعه به عنوان روش های جدید استفاده کرد. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش زمین آماری است. این روش با در نظر گرفتن موقعیت فضایی گسلها و کانسارهای فلزی اکتشاف شده (مورد مطالعاتی کانسارهای فلزی استان یزد) به عنوان داده های اولیه و کمی کردن ارتباطات فضایی (اتوکورولاسیون) موجود، انجام شده است. بررسی ها بر روی تعداد 807 گسل اصلی و فرعی و تعداد 76 کانسار فلزی که عمدتا از منشا هیدروترمال بودند، انجام گرفت. برای انجام این تحقیق، پس از جمع آوری اطلاعات در محیط نرم افزاری ArcViewGIS به منظور انجام بررسی های زمین آماری، متغیر ناحیه ای (فاصله گسلها و کانسارها) توسط زیر برنامه ای در نرم افزار Mathematica منظم سازی گردید. عملیات واریوگرافی روی داده ها برای یافتن ساختار فضایی و مطالعات زمین آماری انجام شده در نرم افزار Surpac نشان داد که فرضیه وجود ارتباط فضایی برای متغیر ناحیه ای تعریف شده صادق است. عمده بررسی ها در این تحقیق مربوط به عملیات واریوگرافی به منظور تعیین جهت عمومی و شعاع تاثیر گسلها و کانسارهااست. نمودار واریوگرام های رسم شده، احتمال وجود کانسارها را به صورت تابع امتداد گسلها و فاصله از آنها بیان می کند. بدین صورت که واریوگرام های جهتی و نقشه واریوگرام رسم شده، بهترین امتداد را برای بررسی های بیشتر اکتشافی به صورت امتداد موازی با آنها در آزیموت 130 و با فاصله تاثیر 64 کیلومتر معرفی می کند. با مشخص شدن ساختار فضایی در جهات گوناگون، محدوده کانی زایی گسلها و همچنین تعداد کانسارهای مرتبط با مهمترین گسلها مشخص شده است.
    کلیدواژگان: کانسار، گسل، زمین آمار، واریوگرام، استان یزد
  • محمدحسن کریم پور، آزاده ملکزاده شفارودی، محراب مرادی نقندر، جی لنگ فارمر، چارلز استرن صفحه 267
    منطقه اکتشافی کلاته آهنی در 27 کیلومتری جنوب غرب گناباد در استان خراسان رضوی قرار گرفته، از نظر تقسیمات ساختاری در شمال بلوک لوت واقع شده است. زمین شناسی منطقه شامل سنگهای رسوبی دگرگون شده سازند شمشک است که توده های نفوذی نیمه عمیق مونزونیتی در آنها نفوذ نموده اند. این توده های نفوذی در نمونه های کمتر آلتره، دارای پذیرفتاری مغناطیسی کمتر از SI 5-10×25 است که نشان می دهد از نوع گرانیتوئیدهای سری ایلمنیت و احیایی هستند. آلتراسیون های آرژیلیک، سیلیسی، پروپیلیتیک و هماتیتی در سنگهای دگرگونی و توده های مونزونیتی دیده می شود و زون آرژیلیک، مهمترین آلتراسیون منطقه است. کانی سازی منطقه در سطح به شکل دو رگه سیلیسی- سولفیدی با امتداد شمال غربی- جنوب شرقی دیده می شود که بخش اعظم کانی های سولفیدی اکسید شده اند. در مطالعه مغزه ها، کانی سازی رگه چه ای و افشان در توده های مونزونیتی و سنگهای دگرگونی اطراف شناسایی شد. 8 نوع رگه چه و رگه در مطالعات زیرسطحی مشخص شد که بیشترین تراکم آنها تا 38 عدد در متر در واحد بیوتیت مونزونیت پورفیری است. کانی های اولیه شامل پیریت، کالکوپیریت، گالن، اسفالریت و کانی های ثانویه شامل مالاکیت، کریزوکولا، هماتیت و گوتیت همراه با باطله کوارتز و سیدریت است. ناهنجاری های بالای ژئوشیمیایی از عناصر مس، سرب، روی، قلع، آرسنیک و طلا در رگه ها و رگه چه های کانی سازی در سطح زمین و مغزه ها دیده می شود، به طوری که حداکثر مس تا بیش از 6/0 درصد، آرسنیک، سرب و روی تا بیش از 1 درصد، طلا تا 150 میلی گرم در تن و قلع تا 133 گرم در تن اندازه گیری شد. لازم به ذکر است مقدار قلع در رگه ای در شمال محدوده (رودگز) تا بیش از 1 درصد می رسد.
    براساس شواهد آلتراسیون، کانی سازی و ژئوشیمی، احتمالا کانی سازی های قلع با گرانیتوئیدهای احیایی کرتاسه در ارتباط است. براساس سن سنجی به روش U-Pb در کانی زیرکن، سن توده های مونزونیتی مرتبط با کانی سازی منطقه کلاته آهنی معادل 109 میلیون سال (کرتاسه تحتانی) است. مقادیر نسبت 87Sr/86Sr اولیه (710189/0 تا 710647/0) و نسبت 143Nd/144Nd اولیه (512113/0 تا 512270/0) در این توده ها نیز نشات گرفتن ماگما از پوسته قاره ای را نشان می دهد.
    بدون شک این پژوهش پنجره ای متفاوت از فعالیتهای ماگمایی بلوک لوت و جایگاه تکتونوماگمایی آن و کانی سازی قلع- مس مرتبط با آن را در شرق ایران مشخص کرده که می تواند گامی برای اکتشاف هرچه بیشتر این نوع کانی سازی و توده های نفوذی مربوط به آن در دیگر نقاط بلوک لوت باشد.
    کلیدواژگان: بلوک لوت، کلاته آهنی، کانی سازی، ژئوشیمی، سن سنجی زیرکن، ایزوتوپ های رادیوژنیک، کرتاسه
  • رضا زارعی سهامیه، امیرعلی طباخ شعبانی، سید وحید شاهرخی، نسرین بارک صفحه 291
    توده های گابرویی ایزوتروپ که در غرب شاه آباد در مرز زون های زاگرس و سنندج- سیرجان رخنمون دارد از الیوین گابرو، گابرو و تروکتولیت تشکیل شده است. همبری این توده ها با سنگهای متاولکانیک و اسلیت و آهکهای ژوراسیک، تکتونیکی و گسله است ولی در جنوب با اولترامافیک هایی که به عنوان بخشی از سکانس افیولیتی معرفی شده اند، عادی است. پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن و الیوین، کانی های اصلی، و مگنتیت، تیتانومگنتیت و سرپانتین، کانی های فرعی و ثانوی این سنگها هستند. نتایج تجزیه میکروپروب نشان می دهد ترکیب پلاژیوکلاز لابرادوریت، کلینوپیروکسن اوژیت دیوپسید و الیوین از نوع کریزولیت است. این توده، سرشت کالک آلکالن و متاآلومین دارد و ترکیب برخی از عناصر کمیاب و همچنین کلینوپیروکسن های آن در نمودارهای متمایزکننده محیط تکتونیکی، دلالت بر تشکیل آنها در محیط کوه زایی مرتبط با قوس دارد. فزون بر این، الگوی عنکبوتی عناصر این توده، تهی شدگی Ti، Nb، Zr و P را نشان می دهد که از ویژگی های شاخص محیطهای مرتبط با زون فرورانش محسوب می شود. بنابراین، با توجه به نشانه های زمین شناسی، ژئوشیمیایی و کانی شناسی می توان تشکیل گابروهای شاه آباد را به عنوان بخشی از سکانس افیولیتی در یک سیستم سوپراسابداکشن توجیه نمود.
    کلیدواژگان: گابرو، کلینو پیروکسن، الیوین، پلاژیوکلاز، زون سنندج، سیرجان، شاه آباد، لرستان
  • علی امامعلی پور، مستوره یوسفی، مهدیه کریملو صفحه 307
    دگرسانی سنگهای اولترامافیک افیولیتی، تشکیل لیستونیت و کانی سازی های همراه، از پدیده های جالب در فلززایی افیولیت خوی به شمار می رود. به نظر می رسد چرخه های گرمابی مسوول کانی سازی، از سیستم های زمین گرمایی که متعاقب فعالیت آتشفشانی اسیدی تا حدواسط نئوژن- پلیئستوسن به وجود آمده اند، منشا گرفته اند. بازپویایی سرپانتینیت برشی با محلولهای گرمابی، به دگرسانی گرمابی سیلیسی- کربناته و تشکیل لیستونیت منجر شده است. اهمیت این دگرسانی ها به دلیل کانی سازی های جیوه- طلای همراه آنهاست. بر پایه بررسی های کانی شناسی میکروسکپی، آنالیزهای XRD، ویژگی های ژئوشیمیایی و روابط صحرایی، سه نوع لیستونیت شامل انواع سیلیسی، سیلیسی- کربناته و کربناته شناخته شده است. رخداد جیوه طوره در پیوند با لیستونیت نوع سیلیسی که بیربیریت نیز نامیده می شود، تشکیل شده است. زون های دگرسانی، کنترل ساختاری دارند و به همبری های گسله شیل (مارن) / سرپانتینیت محدود می شوند. از نظر کانی شناسی، لیستونیت سیلیسی عمدتا از کانی های کوارتز، کلسدونی، اوپال و هیدروکسیدهای ثانوی آهن تشکیل شده است. منیزیت، دولومیت، کلسیت و کانی های رسی از فازهای فرعی هستند. به سمت لیستونیت های سیلیسی- کربناته و کربناته، از مقدار کانی های سیلیسی کاسته و به مقدار کانی های کربناته افزوده می شود. روابط صحرایی زمین شناسی و وجود کانی فلزی کرم اسپینل باقی مانده در لیستونیت ناحیه طوره سنگ میزبان اولترابازیکی را تایید می کند.
    بر پایه بررسی ژئوشیمیایی، میانگین مقادیر SiO2، Fe2O3، MgO و L.O.I به عنوان تشکیل دهنده های اصلی لیستونیت سیلیسی به ترتیب برابر 6/82، 99/6، 02/1 و 74/3 درصد وزنی می باشند. در میان عناصر کمیاب، میانگین مقادیر Hg، Pb، As و S به ترتیب برابر ppm 2/646، ppm 7/517، ppm 1/ 329 و ppm 281 به دست آمده است.
    در این پژوهش، تغییرات جرم (افزایش و کاهش) عناصر اصلی و فرعی در طول فرآیند دگرسانی در ناحیه طوره با استفاده از معادله Gresens مورد بررسی قرار گرفته است. لیستونیت سیلیسی سینابردار، در K2O، Al2O3، SiO2 و Hg غنی شده و در MgO و MnO کاهش یافته است. نوع سیلیسی- کربناته در، Al2O3، Na2O، CaO K2O و TiO2 غنی شدگی و در MgO، MnO، P2O5، SiO2، Cr2O3 و Fe2O3 کاهیدگی نشان می دهد. نوع کربناتی نیز در مقادیر CaO و Sr افزایش، و در مقادیر SiO2 MgO، Na2O، Al2O3، Fe2O3، TiO2 و MnO کاهش نشان می دهد.
    کلیدواژگان: خوی، طوره، سرپانتینیت، دگرسانی، لیستونیت، بیربیریت، تغییرات جرم، جیوه
  • محسن علیخانی بنقنی، غلامحسین شمعانیان، محمد جعفری زنگلانلو صفحه 325
    سامانه رگه ای تجرود در 190 کیلومتری جنوب باختری مشهد و در بخش جنوبی زون سبزوار واقع شده است. سنگ دیواره رگه ها شامل مجموعه ای از سنگهای آتشفشانی حدواسط تا اسیدی ائوسن است. کانی سازی از نوع پرکننده فضای خالی است و به صورت رگه ها، رگه چه ها و برشهای گرمابی تظاهر دارد. بر پایه ویژگی های صحرایی و بافتی، سه مرحله اصلی کانی سازی تشخیص داده شد. مرحله I به طور عمده از کوارتز، پیریت، کالکوپیریت و مگنتیت تشکیل شده است. مرحله II که دارای همان مجموعه کانیایی مرحله اول است، مهمترین مرحله کانی سازی از نظر حجم می باشد. مرحله III با نوارهای تکراری کوارتز و کلسیت با مقادیر ناچیزی از کانی های سولفیدی مشخص می شود. دگرسانی گرمابی در اطراف رگه ها توسعه یافته و در نزدیکی رگه ها از شدت بیشتری برخوردار است. ترسیم شاخص دگرسانی ایشی کاوا (AI) در مقابل شاخص کلریت- کربنات- پیریت (CCPI)، موسوم به نمودار جعبه ای دگرسانی، سه روند اصلی دگرسانی را نشان می دهد. مجموعه دگرسانی گرمابی کوارتز، آدولاریا، کلریت، ایلیت، کلسیت و اپیدوت که سامانه رگه ای تجرود را دربرگرفته، از صعود محلولهای گرمابی با pH نزدیک به خنثی تا کمی قلیایی تشکیل شده است. ویژگی های کانی شناسی، دگرسانی و زمین شیمیایی منطقه مورد مطالعه و مقایسه آن با کانسارهای اپی ترمال نشان می دهد که سامانه رگه ای تجرود در یک محیط اپی ترمال نوع سولفیدی شدن پایین تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: اپی ترمال، دگرسانی گرمابی، شاخصهای دگرسانی، سولفیدی شدن پایین، تجرود
|
  • Abbas Golmohammadi, Mohammad Hassan Karimpour, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi, Seyed Ahamad Mazaheri Page 155
    Sangan magnetite skarn mine is located 300 km southeast of Mashhad، along the eastern part of Khaf-Drouneh volcanic-plutonic belt. Granitoids from three areas within the Sangan mine A، C-North and Dardvay were studied. Within the study area، three intrusive rocks including biotite-hornblende monzonite porphyry، biotite syenite and syenogranite were recognized. Based on field cross cutting، absence of garnet-magnetite skarn around the contact، and alteration by younger hydrothermal fluids، these granitoids are older than the magnetite skarn. U-Pb zircon age of the granitoid is 42 Ma (Middle Eocene). Magnetic susceptibility of the granitoids are 310-900 × 10-5 (SI units) and therefore، they are classified as belonging to the magnetite-series (oxidant type) I-type. Chemically، these granitoids are metaluminous، alkali-calcic to alkali and shoshonite to ultrapotassic. Enrichment of LREE، relative to HREE and enrichment of LILE (Sr، Cs، Rb، K and Ba) relative to HFSE (Nb، Ta، Ti، Hf and Zr) indicate that the magma formed in island arc setting. This magma originated from low partial melting
    Keywords: Sangan mine, Petrology of intrusive rocks, Zircon dating, A, C, south, Dardvay districts
  • Mohammad Maanijou, Mohammad Mostaghimi Page 175
    Sarcheshmeh porphyry copper deposit is located 65 km southwest of Rafsanjan in Kerman province. The Sarcheshmeh deposit belongs to the southeastern part of Urumieh-Dokhtar magmatic assemblage (i. e.، Dehaj-Sarduyeh zone). Intrusion of Sarcheshmeh granodiorite stock in faulted and thrusted early-Tertiary volcano-sedimentary deposits، led to mineralization in Miocene. In this research، the mass changes and element mobilities during hydrothermal process of potassic alteration were studied relative to fresh rock from the deeper parts of the plutonic body، phyllic relative to potassic، argillic relative to phyllic and propylitic alteration relative to fresh andesites surrounding the deposit. In the potassic zone، enrichment in Fe2O3 and K2O is so clear، because of increasing Fe coming from biotite alteration and presence of K-feldspar، respectively. Copper and molybdenum enrichments resulted from presence of chalcopyrite، bornite and molybdenite mineralization in this zone. Enrichment of SiO2 and depletion of CaO، MgO، Na2O and K2O in the phyllic zone resulted from leaching of sodium، calcium and magnesium from the aluminosilicate rocks and alteration of K-feldspar to sericite and quartz. In the argillic zone، Al2O3، CaO، MgO، Na2O and MnO have also been enriched in which increasing Al2O3 may be from kaolinite and illite formation. Also، enrichment in SiO2، Al2O3 and CaO in propylitic alteration zone can be attributed to the formation of chlorite، epidote and calcite as indicative minerals of this zone.
    Keywords: Porphyry copper, Alteration, Mass balance, Enrichment, depletion
  • Mohammad Ali Rajabzadeh, Nazanin Zamansani Page 201
    Manganese ore deposits occurred in various types of syngenetic، diagenetic and epigenetic mineralization in association with radiolarian cherts in colored melange of Neyriz ophiolite in Abadeh Tashk area، eastern Fars Province. Microscopic study and XRD analyses show a simple mineralogy for manganese compounds in all types. Psylomelane and braunite are the primary manganese compounds in syngenetic type that are found as alternative bands with amorphous silica and quartz in a sedimentary environment. Braunite and bixbite occur in lens shape deposits، showing diagenetic type of mineralization that formed in fold hinges during diagenesis process. Pyrolusite، auororite and rancieite are major minerals of epigenetic type that formed during remobilization and reprecipitation of manganese compounds in radiolarian cherts from upper horizons as open space fillings by supergene processes. Manganese ores show low values of TiO2 (0. 012-0. 13 %)، Fe/Mn (0. 02-5. 45) and Al2O3 (0. 019-2. 13) and high values of Si/Al (21. 84-427. 46). The ores contain low contents of Co (31-131 ppm)، Cu (17-277 ppm) and Ni (12-193 ppm) and have negative anomalies of Ce and positive Eu، low total REE and enriched LREE compared to HREE، indicating that primary manganese compounds and host cherts formed close to mid oceanic ridges above seafloor hydrothermal fluid channels.
    Keywords: Manganese, Neyriz ophiolite, Mineralogy, Geochemistry, Abadeh Tashk
  • Maryam Ahankoub, Ahmad Jahangiri, Mohsen Moayyed Page 215
    Misho intrusions outcrop in the southern part of North Tabriz fault، east Misho Mountains، NW Tabriz. Filed studies، petrological and geochemical data show that both mafic and felsic rock types occur in the area. Mafic rocks include gabbro consisting of plagioclase، clinopyroxene، olivine and opaque minerals and felsic bodies consist of alkali granite with K-feldspar، quartz، plagioclase and a few grains of biotite and amphibole. Mafic rocks have higher enrichment in LREEs than in HREEs. Also، the mafic rocks are rich in LILEs and poor in HFSEs. Geochemical characteristics of the gabbros show that they formed as a result of interplay between a depleted asthenospheric mantle and an upwelling mantle plume، while granitic rocks are alkaline and metaluminous to peraluminous rich in LILEs especially Rb and Th and poor in Nb، Sr، Eu، Ba،Ti. Geochemical characteristics of the granites belong to A-type granites and A2 subgroup that formed in an extensional tectonic setting of the post collision in active continental margin by lower crustal melts.
    Keywords: Petrology, Geochemistry, NW Iran, A2 granite, Tholeiitic gabbro, East Misho
  • Mehrdad Barati, Meysam Gholipoor Page 235
    Zafarabad iron deposit is located northwest of Divandareh، in the northern margin of Sanandaj-Sirjan plutonic-metamorphic zone. The deposit is in lentoid to tubular shape، within a shear zone and occrrued in host rocks of calc-schist and limestone. Magnetite with massive، cataclastic and replacement textures are the main phases، while pyrite and other sulfide minerals are found. Major and trace elements are measured by ICP-MS and ICP-AES methods. Based on some ratios of trace elements in the ore samples and (Ti+V vs. Cal+Al+Mn and Ti+V vs. Ni/(Cr+Mn)) diagrams which are used for classification of iron deposit types، Zafarabad iron deposit fall in the range of skarn deposits. Spider diagrams show a steady decline from LREE to HREE elements with Eu (mean value of 0. 06 ppm) and Ce (mean value of 0. 94 ppm) negative anomalies. Comparing the distribution patterns of REE for the Zafarabad magnetites with those of various types of iron deposits shows that the REE pattern for Zafarabad is similar to these deposits. Analysis of calculated parameters for REE shows that the hydrothermal fluids responsible for mineralization are mainly of magmatic origin through fractionation and crystallization processes of a deep iron rich fluid phase and its emplacement within the carbonate rocks، forming iron skarn.
    Keywords: Zafarabad, Shear zone, Magnetite, REE, Magmatic waters, Skarn
  • Mostafa Dehghani Ahmadabad, Seyed Hossein Mojtahedzadeh, Alireza Yarahmadi Bafghi Page 255
    Determining the promising area for ore deposits is one of the most important steps of prospecting in regional scales. There are many different methods for identifying these areas including geochemical and geophysical methods، remote sensing and sophisticated statistical methods. Based on the theory of spatial relations between the dispersion pattern of ore deposits and metallogenic provinces، mineralization belts، faults and structural factors، some new interpretative methods can be proposed in the preliminary exploration phase of the potential areas. In this study، the geostatistical methods were used، where the spatial location of faults and known metallic deposits were considered as the primary source of data to obtain their correlation (case study of metallic deposits in Yazd province). The research was performed on 807 major and minor faults and 76 metallic deposits، mainly from hydrothermal origins. The data was arranged in ArcViewGIS software environment. The geostatistical analysis was performed by defining the regionalized variable (distance between faults and deposits) in a Mathematica subroutine. Variography operations، in order to find the spatial structure، were performed on regionalized variable using Surpac software. It was also shown that the theory of spatial correlation was valid for the defined variable. In this work، the variography operation was used to find the direction and the range of the effect of faults and deposits. Variograms indicated that the possibility of ore deposits existence in an area could depend on the direction of the faults. By drawing the directional variogram and variogram map، the best stretches for more exploratory studies is shown to be parallel along the Azimuth 130◦ and 64 km distance. By revealing the spatial structure in different directions، the area of mineralization related to the faults and the number of ore deposits associated with major faults have been marked.
    Keywords: Deposit, Fault, Geostatistics, Variogram, Yazd province
  • Mohammad Hasan Karimpour, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi, Mehrab Moradi Neghondar, J. Lang Farmer, Charles Stern Page 267
    Kalateh Ahani is located 27 km southeast of Gonabad within the Khorasan Razavi province. The area is part of Lut Block. Sub-volcanic monzonitic rocks intruded regional metamorphosed Shemshak Formation (Jurassic age). Magnetic susceptibility of less altered monzonitic rocks is < 25 ×10-5 SI، therefore they belong to reduced type ilmenite granitoid series. Both intrusive and metamorphic rocks are altered to argillic، propylitic، silicification and some iron oxides. Argillic alteration is dominant within the intrusive rocks. Two major quartz sulfide (sulfides are oxidized) veins trending NW-SE are recognized within the study area. Based on core logging، both disseminated and veinlet mineralization types are recognized within the intrusive and metamorphic rocks. Eight types of veinlet and vein are identified within the intrusive rocks. Maximum density of the veinlets is about 35 per meter within the biotite monzonite porphyry. Hypogene minerals include pyrite، chalcopyrite، sphalerite، galena and quartz. Secondary minerals comprise malachite، hematite، chrysocolla، goethite and gangue minerals are quartz and siderite. Rock geochemistry shows high anomalies of Cu، Pb، Zn، Sn، As، and Au both in the surface and within the mineralized core. Cu > 0. 6%.، As، Pb and Zn > 1%، Au up to 150 ppb and Sn = 133 ppm. The Sn content of vein in the northern part of Kalateh Ahani (Rud Gaz) is > 1%. Based on mineralization، alteration and geochemistry، it seems that Sn mineralization is associated with the Cretaceous monzonitic rocks. Zircon U–Pb dating indicates that the age of the monzonitic rocks associated with mineralization is 109 Ma (Lower Cretaceous). Based on (87Sr/86Sr) i = 0. 71089-0. 710647 and (143Nd/144Nd) i = 0. 512113-0. 51227 of the monzonitic rocks، the magma for these rocks were originated from the continental crust. This research has opened new window with respect to Sn-Cu mineralization and exploration within the Lut Block which is associated with Cretaceous granitoid rocks (reduced type، ilmenite series) originated from the continental crust.
    Keywords: Lut block, Kalateh Ahani, Mineralization, Geochemistry, U–Pb geochronology, Isotopes, Radiogenic, Cretaceous
  • Reza Zarei Sahamieh, Amir Ali Tabakh Shabani, Seyed Vahid Shahrokhi, Nasrin Barek Page 291
    The Shahabad gabbroic intrusion، with NW-SE trend cropped out at the boundary of Zagros and Sanandaj-Sirjan zones is composed of olivine gabbro، orthogabbro and troctolite. Plagioclase، clinopyroxene and olivine are the main minerals; and magnetite، titanomagnetite and serpentine are minor and secondary minerals. Microprobe analyses of the minerals show that plagioclase is labradorite، pyroxene diopsidic augite and olivine، chrysolite. The rocks appear to have calc-alkaline and metaluminous nature. The plots of some trace elements and composition of clinopyroxenes in the tectonic discrimination diagrams indicate a volcanic arc environment. In addition، spider diagram pattern of elements shows Sr enrichment and Ti، Nb، Zr and P depletion، typical characteristics of volcanic arc subduction related magmas. Furthermore، close similarity between the patterns of spider diagram for the Shahabad pluton with those of Andean basic rocks suggests that the Shahabad calc-alkaline basic magma may have formed in a subduction environment. Based on geological، geochemical and mineralogical features، formation of the gabbros، as a part of ophiolite mélange، is attributed to a suprasubduction system.
    Keywords: Gabbro, Clinopyroxene, Olivine, Plagioclase, Sanandaj–Sirjan zone, Shahabad, Lorestan
  • Ali Imamalipour, Mastoureh Yousefi, Mahdiyeh Karimlou Page 307
    Alteration of ophiolitic ultramafic rocks، formation of listwaenite and associated mineralization are interesting phenomena of metallogeny of Khoy ophiolite. It seems that the hydrothermal circulations responsible for mercury mineralization were derived from geothermal systems caused by intermediate to acidic magmatism in Neogene-Pleistocene time. Reactivation of brecciated serpentinite with hydrothermal solutions led to the silica-carbonate hydrothermal alteration and formation of listwaenite. The importance of these alteration types is due to associated Hg-Au mineralization. Based on the microscopic mineralogical studies، XRD analysis، geochemical characteristics and field relationships، three types of listwaenite including silica، silica-carbonate and carbonate have been recognized. Tavreh mercury occurrence has formed in relation with silica type listwaenite which also named as birbirite. Alteration zones have structural controls and are restricted to shale (marl) /serpentinite fault type contacts. Mineralogically، silica type listwaenite mainly consists of quartz، chalcedony، opal and secondary iron hydroxides. Magnesite، dolomite، calcite and clay minerals are the minor phases. Toward silica-carbonate and carbonate listwaenites، silica minerals decrease while carbonate minerals increase. Geological field relations and existence of residual chrome spinel in the listwaenite of Tavreh area confirmed the ultrabasic host rock. Based on geochemical studies، average values of SiO2، Fe2O3، MgO and L. O. I as the main components of silica listwaenite are 82. 6، 6. 99، 1. 02 and 3. 74 wt %، respectively. Among rare elements، average values of Hg، Pb، As and S have been obtained as 646. 2 ppm، 517. 7 ppm، 329. 1 ppm and 281 ppm، respectively. Mass changes (gains and losses) of major and minor elements during the alteration process in the Tavreh area have considered، using Gresens’ equation in this study. Cinabar-bearing silica listwaenite is enriched in SiO2، Al2O3، K2O and Hg components and is depleted in MgO and MnO. Silica-carbonate type shows enrichment in CaO، Na2O، Al2O3، K2O and TiO2 and deplection in MgO، MnO P2O5، SiO2، Cr2O3 and Fe2O3. Carbonate type shows increase in CaO and Sr and reduction in SiO2، Na2O، MgO، Al2O3، Fe2O3، TiO2 and MnO.
    Keywords: Khoy, Tavreh, Serpentinite, Alteration, Listwaenite, Birbirite, Mass changes, Mercury
  • Mohsen Alikhani Banghani, Gholam Hosein Shamanian, Mohammad Jafari Zanglanlou Page 325
    The Tajroud vein system is located 190 km southwest of Mashhad، and in the southern part of the Sabzevar zone. The vein host rocks consist of Eocene intermediate to silicic volcanic rocks. The mineralization occurs as open space filling، taking place as veins، veinlets and hydrothermal breccias. Based on field geology and textural evidence، three main stages of mineralization were identified. Stage I mainly contains quartz، pyrite، chalcopyrite and magnetite. Stage II، which has the same mineral assemblage as stage I، is the most important stage in terms of volume. Finally، stage III is characterized by repetitive quartz and calcite banding with negligible amounts of sulfide minerals. Hydrothermal alteration is developed around the veins and tends to be more intense in the vicinity of the veins. The plot of the Ishikawa alteration index (AI) versus chlorite-carbonate-pyrite index (CCPI)، known as alteration box plot، displays three main alteration trends. The hydrothermal alteration assemblage of quartz، adularia، chlorite، illite، calcite، and epidote that envelops the Tajroud vein system formed from the upwelling of near-neutral to weakly alkaline hydrothermal solutions. The mineralogic، alteration and geochemical characteristics of the studied area and comparison with epithermal ore deposits indicate that the Tajroud vein system represents an epithermal system of low-sulfidation type.
    Keywords: Epithermal, Hydrothermal alteration, Alteration index, Low, sulfidation, Tajroud