فهرست مطالب

پژوهش های باستان شناسی ایران - سال دوم شماره 2 (بهار و تابستان 1391)
  • سال دوم شماره 2 (بهار و تابستان 1391)
  • 184 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1391/07/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • دکتر روح الله یوسفی زشک، سعید باقی زاده صفحات 7-24
    استان خراسان و به ویژه دشت درگز، به دلیل قرارگیری در میان سه حوضه ی فرهنگی؛ جنوب غرب آسیای مرکزی (کوه پایه های ترکمنستان)، شمال شرق فلات مرکزی ایران و شمال شرق ایران یکی از مناطق مهم، اما ناشناخته در پژوهش های باستان شناسی به شمار می رود. ویژگی های اقلیمی، جایگاه خاص جغرافیایی و موقعیت مهم منطقه باعث شده که از دیرباز مورد توجه گرو ه های انسانی واقع گردد. با این وجود اطلاعات ما درباره ی تحولات منطقه در دوران مختلف پیش از تاریخ و یکفیت ارتباط این منطقه با سایر حوضه های فرهنگی بسیار ناقص است. از این رو انجام پژوهش های باستان شناختی و به ویژه کاو ش های باستان شناسی بسیار ضروری است. بررسی های باستا ن شناسی و تحلیل الگوی استقراری، از روش های شناخته شده در باستان شناسی برای کمک به شناخت روابط فرهنگی در دوران پیش از تاریخ می باشد. اطاع و آگاهی از الگوهای استقراری این منطقه می تواند درک و ما را از چشم انداز فرهنگی آن بهبود بخشد. در گذشته، این نوع تحلیل با رو شهای سنتی انجام می گردید اما امروزه، تحلیل الگوهای انجام می گردد که به ARC GIS؛ استقراری با نرم افزارهای متفاوتی به ماننداطلاعات واضح تر و واقعی تری منجر می گردد.
    در این مقاله به نتایج حاصل از بررسی های باستا ن شناختی دشت درگز و پرداخته شده است. در این مطالعه Arc GIS تحلیل آن ها با استفاده از نرم افزار مشخص گردید که تاثیرپذیری از آب و خاک و هم چنین طیف ارتفاعی مشخصی باعث به وجود آمدن الگوی استقراری مشخصی می گردد.
    کلیدواژگان: دشت درگز، بررسی باستان شناختی، الگوی استقراری، نرم افزار Arc GIS
  • دکتر کمال الدین نیکنامی، دکتر محمدرضا سعیدی هرسینی، اکرم طهماسبی صفحات 25-36
    مقاله ی حاضر نتیجه ی فعالیت های پروژه ای است که در سا ل های 1385-1383 برای یافتن آثار دوره مس-سنگی و طراحی مدل پراکنش آثار، تحت تاثیر عوامل محیطی، در یک گستره ی جغرافیایی منطقه ای در زاگرس مرکزی انجام گرفته است. و روش آماری چند متغیره و داده های مکانی رقومی، GIS این مدل با استفاده از عوامل محیطی و فرهنگی را که سهم بیشتری در شکل دهی به الگوهای پراکنش داده های مکانی (محوطه های باستا ن شناختی) داشته اند، به صورت تقسیم طبقات ارایه نموده است. با آنالیز خوشه ای سه بافت پراکنش در منطقه مورد مطالعه، براساس توزیع عناصر محیطی مشاهده شدند که ارایه یک مدل نظری دوگانه را پشتیبانی میک نند. اکثریت سای تهای باستان شناختی در این مدل محوطه هایی با وسعت بیشتر و در روی ارتفاع متوسط و نزدیک به منابع آب قرار دارند و احتمالا محوطه هایی هستند با خصوصیات یک جانشینی و اقتصاد کشاورزی. در حالی که نوع دیگری از محوطه ها که بستر محیطی آن ها با محوطه های نوع اول تفاوت دارند، احتمالا محوطه هایی هستند که به صورت فصلی استفاده می شدند.
    کلیدواژگان: دوره باستان شناختی مس سنگی، زاگرس مرکزی، مدل های پراکنش، آنالیزهای چند متغیره، آنالیز خوشه ای
  • دکتر مهدی مرتضوی صفحات 37-46
    پاسخ به چرایی و چگونگی رفتارهای انسانی در گذشته وظیفه باستان شناسی است، و درک مناسب محیط طبیعی بخش عمده ای از سوالات مربوط به گذشته را پاسخ خواهد داد. امروزه باستان شناسی با یاری گرفتن از علوم دیگر همچون قوم شناسی سعی در بازسازی رفتارهای گذشته انسانی دارد. قوم باستان شناسی یکی از جمله راه بردهایی است که به باستان شناس کمک می کند که به عنوان پلی میان حال و گذشته قرار گیرد. مهم ترین شرط یک سانی میان محیط طبیعی حال و گذشته است. این بدان معنا نیست که ما روستایی در سیستان را مطالعه کنیم و از آن طریق رفتارهای انسانی در محوط های باستانی در کردستان را بازسازی کنیم. در واقع این اعتقاد وجود دارد که انسان رفتارهای مشخصی از خود در قبال محیطی مشخص ارایه می دهد. بنابراین مردمی که در سیستان و یا بلوچستان زندگی می کنند با محیطی ارتباط دارند که در طی 5000 سال تغ ییرات ک می را در پی داشته است. هنرهای سنتی ه مچون موسیقی محلی، فرش، گلیم بافی سفال گری، سوزن دوزی، تکه دوزی، سکه دوزی، حصیربافی و غیره در استان سیستان وبلوچستان ریشه در هنرهای گذشته مردم این خطه دارند. کم توجهی و افول برخی از این هنرها نتیجه نگاه متفاوت به حمایت از این هنرها می باشد. در واقع بومی سازی مطالعات باستان شناسی و هنر در این استان به معنای شناخت کامل محیط طبیعی و مردم این خطه از ادوار گذشته تاکنون است. بر این اساس است که با حمایت هنرمندان هنرهای فوق که ریشه در تاریخ این منطقه دارند می توان امیدوار بود که باستان شناسی و هنر می توانند در خدمت توسعه استان سیستان وبلوچستان باشند. مقاله حاضر قصد دارد تا با بیان چالش های موجود بر سر راه باستان شناسی و هنرهای سنتی در منطقه، راه کارهای مناسبی جهت حمایت از آن ها را ارایه دهد، چرا که با توجه به شرایط نامناسب اقلیمی منطقه، حمایت از هنرهای سنتی می تواند به عنوان راه کاری مطمئن در جهت تحکیم هم بستگی دراستان و در عین حال منبع درآمدی مطمئن برای مردم این منطقه محسوب گردد.
    کلیدواژگان: قوم باستان شناسی، هنرهای سنتی، بومی سازی، توسعه، سیستان و بلوچستان
  • دکتر محمد مرتضایی، ندا صداقتی زاده صفحات 47-62
    نقش مایه ها در هنر ایران حامل مفاهیم و مضامین مورد توجه مردم اعصار گوناگون بود هاند و تداوم در طراحی آن ها، تغییرات تصویری هر دوره را آشکار می سازد. یکی از مهم ترین نقوشی که همواره در ایران مورد توجه بوده و حتی با تغییر آیین نیز استفاده از آن ادامه یافته، آرایه های جانوری است که در غالب هنرهای مختلف مصور گردیده است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقوش جانوری سفالینه های کهن شهر گرگان و تبیین تغییرات طراحی این دسته از نقوش در حد فاصل قرون اولیه اسامی تا پایان قرن هفتم هجری است. نتایج نشا نگر آن است که کیفیت ترسیم و طراحی نقوش جانوری گرگان، در ابتدا ادامه برخی سنت های هنری ایران باستان بوده که با مضامین اسامی پیوند خورده است.این امر خصوصا در نوع پرداخت به جزییات مشهود است. اما با گذشت زمان و نزدیک تر شدن به سده های میانی، این سن تهای تصویری، دس تخوش تغییرات محسوسی از بعد طراحی و نحوه تزیین شده است.
    کلیدواژگان: سفالینه های گرگان (جرجان)، نقوش جانوری، قرون اولیه اسلامی، سده های میانی
  • دکتر حسن کریمیان، دکتر محسن جاوری، مهدی منتظر ظهور صفحات 63-80
    شهرستان سمیرم با مساحتی حدود 5224 کیلومتر مربع در جنوب استان اصفهان در دامنه های ارتفاعات زاگرس قرار گرفته که به تبع آن از منابع آبی سرشار و پوشش گیاهی مناسبی برخوردار بوده و جایگاه مناسبی برای استقرار انسان از آغاز تا روزگار حاضر فراهم ساخته است. در بررسی های باستان شناختی شهرستان سمیرم مجموعا 49 محوطه باستانی از ادوار پیش از تاریخ تا دوران اسامی شناسایی گردیده اند. از این میان، 30 محوطه شناسایی شده به روزگار ساسانیان و قرون اولیه اسامی تعلق داشت که رشد و رونق چشم گیر استقرارها را به لحاظ کمی و کیفی نسبت به دوره های قبل به نمایش می گذارد. با توجه به این که یکی از مباحث جدید در راستای تحلیل تحولات فرهنگی جوامع در دوران مختلف و هم چنین دوران انتقالی، در باستان شناسی نوین استفاده از تکنیک های آماری است، نگارندگان (GIS) سعی داشتند تا با به کارگیری تکنیک آماری سیستم اطلاعات جغرافیایی تا حدودی به درک تحولات واقع شده در دوران گذر از ساسانیان به قرون نخستین اسامی در این منطقه جغرافیایی دست یابند. به منظور ارزیابی تحولات استقرارهای مورد مطالعه در دوران انتقال از ساسانیان به دوران اسامی، متغیرهایی نظیر فاصله آن ها از رودهای دایمی، شبکه های ارتباطی کهن، روستاهای موجود و نیز کد ارتفاعی، کاربری اراضی، پوشش گیاهی و سایر پارامترهای که در شکل گیری این محوطه ها نقش موثر داشته اند، تعریف و تمامی داد ه های ثبت شده تحلیل روشن (GIS)گردیدند. توزیع مکانی آثار مکشوفه بر اساس سیستم جغرافیایی ساخت که بیشتر محوطه های استقراری در بخش شمالی و مرکزی این شهرستان واقع شده اند که از پراکنش یک نواختی برخوردار است. آنالیز داده های میدانی همچنین روشن ساخت که محوطه های مکشوفه از لحاظ کمی و کیفی در دوره ساسانی و متعاقبا دوره اسامی دچار تغییرات چش مگیری نشد ه اند و دگرگونی هایی که بر تاریخ سیاسی – اجتماعی کشورمان عارض گردیده تاثیر چندانی بر روند زندگی ساکنان دشت سمیرم نداشته است.
    کلیدواژگان: ساسانیان، قرون اولیه اسلامی، سمیرم، بررسی های باستان شناختی، تحلیل الگوی استقراری
  • دکتر مرتضی حصاری، دکتر نیما نظافتی، محبوبه ناصری تهرانی صفحات 81-96
    فراوانی کانسارهای مس در حوزه فرهنگی جنوب شرق ایران به خصوص استان کرمان را می توان به عنوان یکی از دلایل شک لگیری و گسترش صنعت فلزکاری در این حوزه در نظر گرفت که باعث خلق آثار منحصر به فردی از آلیاژ مفرغ گردید. اشیای مفرغی، به ویژه نمونه های استان کرمان، غنای فرهنگی این مرحله زمانی را دقیق تر نشان می دهند. عصرمفرغ ایران حدود اواخر شش هزار سال تا اواسط چهار هزار سال قبل را در بر می گیرد. از میان اشیای مفرغی می توان تبرها را نام برد. تبرهای مفرغی مورد مطالعه در این پژوهش همگی در موزه هرندی کرمان نگهداری می شوند. با مطالعه میدانی مجموعه تبرهای مفرغی در موزه و مقایسه تطبیقی آنها بر اساس منابع در این پژوهش به پرسش هایی به مانند: کاربرد، تکنیک و جایگاه آن در حوزه فرهنگی مورد مطالعه پاسخ داده می شود. آن ها از نظر فرم، نحوه قرارگیری تیغه، شیوه ساخت و نیز از نظر کاربرد طبقه بندی و در نهایت مورد مقایسه تطبیقی قرار می گردند. تشابه نسبی تبرهای حوزه جنوب شرق ایران با تبرهای خارج از این حوزه فرهنگی و فرهنگ های همسایه ایران در مناطق شرقی و شمال شرقی به ویژه باختر و آسیای میانه، نشان از تبادلات فرهنگی فرامنطقه ای دارد. این ارتباطات منطقه ای و فرامنطق های را می توان در تجارت مواد خام فلزی، سن گهای قیمتی و نیمه قیمتی و نیز اشیای شان زا جستجو نمود، واقعیتی که در متون بین النهرینی این زمان نیز تایید می گردد.
    کلیدواژگان: حوزه فرهنگی جنوب شرق ایران، کرمان، آسیای میانه، تبرهای مفرغی، گونه و کاربرد تبرها
  • دکتر احمد صالحی کاخکی، شادابه عزیزپور صفحات 97-120
    آثار برجای مانده از هنرهای تزیینی در ابنیه اسامی، مخصوصا در اماکن مذهبی، نظیر مساجد واجد روحیات منحصر به فرد و ژرفای تجسمی هستند. درواقع مساجد به گنجینه های بی بدیلی از جلوه های هنر اسامی تبدیل شده اند. در تاریخ معماری ایران، معماری عصر سلجوقی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اهمیت را می توان در تزیینات شاخص این دوره به خصوص انواع کتیبه های به جای مانده از این دوره ارزشمند یافت. بناهای دوره ی سلجوقیان اغلب با آجر تزیین یافته است اما در قسمت هایی از بنا مانند: محراب، کتیبه های گنبدخانه و ایوانها، گچ به دلیل انعطاف بیشتر(نسبت به آجر)، جای گزین گردیده است. یکی از بناهای شاخص دوره ی سلجوقیان از این حیث، مسجد جامع زواره است که در این مقاله با نگاهی به ابعاد تاریخی و محتوایی، بیشتر به قابلیت های گرافیکی کتیبه ها و نقوش آن پرداخته شده است. ه مچنین مقاله ی حاضر به تعمق و وارسی کتیبه ی تاریخ دار مسجد جامع زواره پرداخته و نتیجه ی حاصل آ نکه تاریخ ساخت مسجد جامع زواره برخلاف نظر آندره گدار، 564 هجری قمری است نه 530 هجری قمری. این مهم در گذار از آنالیز گرافیکی کتیبه تاریخی بنا و تامل در آن حاصل آمده است که نشان از اهمیت مستندنگاری در حفظ ارز شهای واقعی یک بنا دارد. با اشاره به این نکته که نگارندگان قالب گرافیکی را به جهت دست یابی به شکل و محتوای کتیبه ها و نقوش به کار برده اند که این امر خصوصیات تزیینی بنا را به وضوح آشکار و امکان قیاس آن را با تزیینات بناهای هم عصر خودو (یا بناهای ادوار دیگر) میسر ساخته است. از سوی دیگر باز زنده سازی بخش های مفقود ه ی کتیبه ها، مجموعه ای جامع از الفبای کوفی مسجد جامع زواره را پدید آورده که این مجموعه در بازسازی بخش های از بین رفته بسیار کارآمد است. عاوه بر آن گرافیک معاصر ایران می تواند با الگو قرار دادن این میراث ارزشمند در یک ایده ی مدرن، آثاری با ارزش های ملی-سنتی خلق نماید.
    کلیدواژگان: زواره، مسجد جامع، نقوش، کتیبه ها
  • خلیل الله بیک محمدی، محسن جانجان، نسرین بیک محمدی صفحات 121-140
    سنگ نگاره های نویافته ارگس در ناحیه کوهستانی به فاصله 200 متری جنوب شرقی روستای ارگس سفلی از توابع بخش زند، شهرستان ملایر در استان همدان قرار دارد. این اثر در سال 1390 با بررسی پیمایشی بخش زند شهرستان ملایر توسط محسن جانجان در فهرست ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی قرار به سه گروه اصلی نقوش؛، B و A گرفته است. نگاره های ارگس در دو مجموعه هندسی، جانوری و انسانی تقسیم می شوند. نقوش هندسی به صورت نمادین و محدود هستند اما نقوش جانوری شامل: چهار پایانی مانند: بز، اسب، سگ سانان و نقوش انسانی شامل؛ صحنه های شکارگاه از نقوش انسان شکارگر که ب هصورت سوارکارن، پیاده های کمان دار و نیزه دار که به دور از هر گونه نوشتار و علایم نگارشی را دربر گرفته است. نگار ه ها به صورت کوب های برروی صخره هایی از جنس سنگ آهن به صورت کنده به دور از هرگونه حجم و بعد تصویر گردیده اند.
    بررسی و مطالعه این نگار ه ها در بر گیرنده سوالاتی نظیر؛ توسط چه کسانی و در چه دوره ای این نقش ها ایجاد گردیده و هدف از به تصویر کشیدن نقش ها چه بوده است. مبنای گاه نگاری سنگ نگاره های ارگس مقایسه ریخت شناسی آ نها با دیگر نمونه های سنگ نگاره های به دست آمده از همدان و ه مچنین سنگ نگاره های به دست آمده از سایر نقاط ایران، به لحاظ سبک کار و ریخت شناسی نگاره هایی که از هزاره چهار پ.م به دلیل تعاملات فرهنگی گسترد ه، در سرتاسر حضور شکارگران و دام داران کوچ رو این مناطق شاهد هستیم، قرار گرفته است. روش و با بهره گیری GPS کار ثبت و ضبط اطلاعات موقعیت جغرافیایی با استفاده از در طراحی نگاره ها بوده است. بحث در این پژوهش، Photoshop از نرم افزار در: شیوه، سبک و اسلوب ساختار نقش مایه های B بررسی و تحلیل مجموعه هنری در بحث زیبایی شناختی، صحنه های نمادین و معنادار، تصویرگران و دوره ثبت نگار ه های ارگس خواهد بود.
    کلیدواژگان: سنگ نگاره، ارگس، نقش مایه، صحنه
  • علی بهادری، دکتر بهمن فیروزمندی صفحات 141-159
    با تاسیس هیئت باستان شناسی خوارزم در اواخر دهه ی 1930 میلادی توسط س.پ. تولستوف، باستان شناس مشهور روس و انجام کاو ش ها و بررسی های رو شمند باستان شناختی، اطلاعات ذیقیمتی از حضور هخامنشیان در خوارزم به دست آمد. از محوطه های مهم متعلق به این دوره که توسط هیئت مزبور کشف و مورد کاوش قرار گرفتند بایستی از کیوزلی گیر و کلال یگیر نام برد. کاخ کیوزل یگیر دارای تالار ستون داری است که اولین بار در دور هی هخامنشی در خوارزم ظاهر شد و از کلالی گیر نیز قطعات سرستون و ریتون های هخامنشی به دست آمد. اولی را نخستین پایگاه قدرت هخامنشیان در خوارزم در اواخر سده ی ششم ق.م و دومی را مقر ساتراپی خوارزم در دوره ی هخامنشی در قرن پنجم ق.م تعبیر کرده اند. با از سرگیری پژوهش های باستان شناختی در خوارزم پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی محوطه های هخامنشی بیشتری مانند: تاشکیرمان و کازالی یاتکان شناسایی و مورد کاوش واقع شدند. اولی به عنوان یک مرکز مذهبی معرفی شد و در بردارنده پایه ستون هایی به سبک هخامنشی است و دومی در میان کانال های آبیاری باستانی قرار داشت که تاریخ برپایی آن ها به دوره ی هخامنشی می رسد. مدارک به دست آمده از محوطه های فوق حکایت از ترک آن ها در اوایل قرن چهارم ق.م دارند و این را نشانه ی استقلال خوارزم از شاهنشاهی هخامنشی در این دوره ی زمانی دانسته اند.
    کلیدواژگان: هخامنشی، آسیای مرکزی، خوارزم، آثار باستان شناختی، حکومت مستقل
  • دکتر مجید ساریخانی، اکبر شریفی نیا، ندا قنبری صفحات 161-173
    قلعه میرغام هاشمی در استان ایام و در روستای فرهاد آباد از توابع شهرستان دره شهر قرار دارد. بنای قلعه، بر طبق کتیبه موجود در قسمت ورودی آن، مربوط به دوره ی قاجاریه است. این کتیبه تنها مدرکی است که از بنا با نام قلعه یاد می کند. علیرغم معنایی که از این کلمه استنباط می شود در این بنا همانند قاع این دوره هیچ تمهیدات نظامی در نظر گرفته نشده است. هیچ نشانی از بر جهای دیدبانی با تیرک شهای بزرگ، درهای آهنی و خندق، انبار مهمات، زندان و...که از شاخص های معماری نظامی قاع ایران می باشند، در این جا دیده نمی شود. آن چه در این پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و یافته ی تحقیق را در بر می گیرد اثر معماری می رغلام هاشمی واقع در روستای فرهادآباد است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و مطالعات کتابخانه ای، به بررسی و تحلیل کارکرد اصلی بنا با مقایسه ی آن با دیگر بناهای مشابه از دوره ی قاجاریه، جهت روشن کردن کارکرد بنا و در نتیجه تصحیح وجه تسمیه ی آن پرداخته است. هدف پژوهش بر آن است که با تحلیل داد ه های موجود، کارکرد اصلی این بنا را مشخص سازد که قلعه است یا کاروانسرا. سوال نگارندگان در این پژوهش مبتنی بر آن است که شاخصه های معماری به کار رفته در شاکله ی این بنا چگونه قابل تبیین است و فرضی هی تحقیق مبتنی بر آن است که مشخصه های معماری به کار رفته در این بنا مصداق کاملی از یک کاروانسرای قاجاری است. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که این اثر، کاروانسرایی از نوع کاروانسراهای خصوصی است که در کنار کارکرد اصلی خود، نقش حفاظتی و دفاعی را نیز بر عهده داشته است. این بنا، هم در امر کمک رسانی به مقررات مملکتی نظارت داشته و هم این که با تنظیم نمودن مناسبات اجتماعی روستاهای اطراف خود، عاوه بر راهنمایی قافله های کاروانی سود و عایدات فراوانی را نصیب خان منطقه نموده است.
    کلیدواژگان: ایلام، دره شهر، فرهاد آباد، قاجاریه، قلعه ی میرغلام هاشمی، کاروانسرا
|
  • Rohoallah Yousefi Zoshk, Saeed Baghizadeh Pages 7-24
    Khorasan province and in particular Dargaz plain which is located among the cultural area of southwestern central Asia (Turkmenistan mountainous), northeastern of central plateau and northeastern Iran is one of the unexplored but important regions in archaeological investigation in Iran. Climate characteristics of the region, its special geographical conditions and its important location caused this region to receive attention from human’s groups long time ago. Therefore, our records of the changes of the region in different periods of prehistory and its mode of relationship with other cultural area are incomplete. So archaeological investigation and archaeological excavation is very necessary. Archaeological survey’s and settlement pattern analysis is one certain method in archaeology for understanding cultural contacts at prehistoric periods. Information and awareness of settlement pattern of Dargaz plain could improve the perception of its cultural landscapes. In the past, this kind of analysis was done through traditional methods but nowadays analysis of settlement pattern is done by different software like ArcGIS that results in real and accurate information. In this article, we are working with the results of archaeological surveys of Dargaz plain and analysis of them with ArcGIS. In this study, the influence of soil, water and also a certain height range created a specific pattern.
    Keywords: Dargaz Plain, Archaeological Survey, Settlement pattern, ArcGIS Software
  • Mohammad Reza Saeedi Harsini, Kamaloddin Nik Nami, Akram Tahmasebi Pages 25-36
    The Gamasb River Basin survey project carried out from 2004 to 2006 in the Central Zagros West of Iran was aimed at obtaining a reliable overview of the occurrence of Chalcolithic sites across the area. This paper explores environmental archaeological approaches to regional scale research in dynamic landscapes. This approach explicitly links archaeological studies of landscape with various land use patterns that may have affected archaeological material structures. An important aspect of any approach to natural and archaeological resource problems lies with the ability to represent spatially those resources and elements of the environment. The adoption of a spatial framework for landscape study provides a mechanism for the spatial conceptualization of solutions to those problems. A basic rationale for taking a spatial perspective to management strategies can be readily derived from the overall function of planning, namely Geographic Information Systems (GIS) which provide a suitable inference for such a spatial approach and one which establishes the necessary analytical and decision support tools. The main goals of present paper are as follow: (1)- This paper attempts to make a contribution toward application of the above concepts archaeological material distributions on the cultural landscape; (2)- examines the role and functionality of GIS as an appropriate tool for spatial analyses of archaeological materials and an appropriate decision-support tool that conceptualizes solutions for the environmental and cultural interactions; (3)- discusses the potential of assessment method through the use of statistics based on findings from a case study in Iran. Results have increased our understanding of archaeological site location in Iran and the close links between landscape ecology and archaeology.
    Keywords: Chalcolithic Iran, Gamasb River Basin, Central Zagros, Environmental Variables
  • Mahdi Mortazavi Pages 37-46
    Answer to Why and How of ancient human behaviors is the task of Archaeology, proper understanding of natural environment will answer most of the questions related to ancient time. Nowadays, archaeology attempts to reconstruct ancient human behaviors with the help of other sciences such as ethnology. Ethnoarchaeology is one of the main approaches, which helps archaeologist to make a bridge between the present and the past. Analogy between present and past environments is one of the most important conditions. It is not possible to study a village in Sistan region and then reconstruct ancient human behavior in Kordestan. In fact, it is believed that human offers certain behaviors against specific environment. Thus, people who are living in Sistan and Baluchestan Province, live in an environment, which has had a few changes during last 5000 years. Traditional arts such as local music, carpet, rug, pottery, needle works, coin works, mat weaving and many other arts have roots in ancient arts of people of Sistan Region. Neglect and decline of some of the above arts are results of different ideas to support these arts. In fact, localization of art and archaeological studies in Sistan reagion mean to have full understanding of the environment of this region from the past to the present. In this regard, with support of traditional artists, which have roots in history, it is possible to hope that archaeology and art could serve for development of Sistan and Baluchestan Province. The aim of this article is two folded firstly to discover problems of archaeology and traditional arts in this region and secondly to suggest certain solutions. As in modern time, environment of the Sistan region is fragile, support of the traditional arts could function as a main way to strength unity in this province, it also could function as a sure source of income for people of this region.
    Keywords: Ethnoarchaeology, Traditional arts, Localization, DevelopMent of Sistan, Baluchestan
  • Mohammad Mortezaee, Neda Sedaghati Zadeh Pages 47-62
    Motifs of Iranian art have always been a symbol of considered concepts and themes of people from different eras, and continuity in their design, reveals figurative changes of each period. Animal drawing, visualized in different types of art, was one of the most important motifs in Iranian art which has always drawn attention to itself and its utilization has not been stopped even after religious revolutions. Present study deals with animal drawings of ancient Gurgan’s potteries and represents the variations of their designs during 1st A. H to 7th A. H. Results show that the quality of drawing and designing of Gurgan’s animal motifs was initially the continuation of some of the artistic cultures of ancient Iran which has been bound to Islamic contents. This is more evident through the type of addressing the details. But as time passes and get closer to medial centuries, these cultural drawings, experienced considerable changes from designing and decorating techniques points of views.
    Keywords: Gurgan's potteries, Animal motifs, First Islamic Centuries, Media Islamic Centuries
  • Hasan Karimian, Mohsen Javeri, Mahdi Montazer Zohor Pages 63-80
    The county of Semirom, with an approximate area of 5224 square kilometres, is located in Zagros mountain foothills in the south of Esfahan province, and as a result, has benefited from adequate annual precipitation; hence make abundant water resources and suitable plant variety. Such factors have made it fairly suitable for human settlement throughout the history. In archaeological investigations of Semirom, a total of 49 archaeological sites from prehistoric to Islamic era have been identified. Amongst these, 30 are known to belong to Sassanian era and early Islamic centuries, which is an indicator of the considerable growth, thrive and flourish of settlement compared to previous eras. In order to assess the changes in settlements during the transition from the Sasanian to the Islamic era, various parameters were defined all of the recorded data were analysed. These variable parameters included: (1) distance from permanent rivers, (2) distance from ancient communication networks, (3) distance from existing villages, (4) functionality of the lands, (5) plant coverage and other parameters that had influenced the establishment of settlements in this region. Geographical and spatial distribution of the discovered sites (based on GIS system) clarified that most of residential areas have been monotonously located in the northern and central parts of the county. Analysis of the data collected from fieldwork also showed that the discovered sites from the Sassanian and the Islamic period have not undergone considerable qualitative and quantitative changes; and the socio-political changes of Iran have not much influenced the life of Semirom residents.
    Keywords: Sassanian, Early Islamic, Transition, Semirom, Settlement pattern
  • Morteza Hesari, Nima Nezafati, Mahbobeh Naseri Tehrani Pages 81-96
    The abundance of copper deposits in the Kerman Province of Iran can be considered as one of the main reasons for the emergence of the extensive ancient metallurgical activities in the ancient cultural domain of southeastern Iran by the third millennium BCE. This has partly resulted in the production of some of the most exquisite ancient bronze artifacts in the Kerman region and southeastern Iran, among which the bronze axes are of significant value. In this study, we investigated the collection of ancient bronze axes kept in the Harandi museum of Kerman from different viewpoints including their forms, the position of the blades, the technology of manufacturing, the way of utilization and function, and consequently their prestigious position. These axes were also compared with the same age axes of the other regions in Western Asia. This comparison indicates an extensive cultural and commercial exchange among the neighboring areas of Kerman together with farther regions including central Asia, Afghanistan, Turkmenistan, Pakistan, Luristan, and Mesopotamia, the latter exchange has also been acknowledged in the ancient texts.
    Keywords: Ancient Southeastern Iran, Bronze Axes, Typology, Function of Ancient Axes
  • Ahmad Salehi Kakhki, Shadabeh Azizpour Pages 97-120
    All the remaining works of decorative art of Islamic monuments, especially in religious places, like mosques have their particular emotions and deep visualization. In fact, mosques have been changed into unique treasury of Islamic art manifestation. In the history of Iranian architecture, the Seljuks architecture has the utmost importance. The importance of this critical period can be found in spectacular decorations of remaining inscriptions. Most of the Seljuks monuments are decorated with bricks, but in some parts of the monuments such as the inscriptions of the domes and porch(iwan), stucco had been used because of its more flexible form. In this case, Zavareh Jame Mosque is one of the spectacular monuments from Seljuks period. In this article, it’s tried to understand its historical and conceptual dimensions, in order to focus on its graphic capacities of inscriptions and Noqush(=patterns). We also contemplate and probe the historical monument of Zavareh Jame mosque. And the conclusion is that the date of making Zavareh Jame mosque, in contrast to what Andre Godard said, is back to the year 564 A.H., but not 530 A.H. This important fact is reached through the graphic analysis and deep consideration of the historical inscription of the monument, which shows the importance of documentary evidence in maintaining the real values of a monument. Referring to the point that the authors have used the graphic form to reach the shape and concept of the inscriptions and motifs, the decorative qualities of the monument can be apparently seen and compared with the decorations of their own periods of time. On the other hand, restoring the lost parts of inscriptions has made the general collection of Kufi alphabet of Zavareh Jame mosque, which is very useful in restoring those parts. Besides, Iranian modern graphics can create works of art with the national-traditional values, by considering this precious heritage in the form of modern idea.
    Keywords: Zavareh, Jame Mosque, Inscription, Motives
  • Khaliloallah Bikmohammadi, Mohsen Janjan, Nasrin Bikmohammadi Pages 121-140
    New found petro graph of Arges is located in mountain area by 200 m interval of east south of Arges-e Sofla village from Zand district, Malayer. This work is in works registration list of cultural heritage organization at 1390 by survey of Zand district of Malayer by Mohsen Janjan. Arges motif is divided in to main 3 groups in two sets A and B: geometric, animal and human. Human motif include hunting-ground from huntsman in the form of jockey, bower walkers and lancers far from any writing and writing signs. Geometric motive are symbolic and limited but animal motif include live stocks like goat, horse and dog. Motives are knocker on rocks of iron stone gravely far from any image volume and dimension. Study and analyses of these motives include the questions such as who are created these motives and in what ages? and what is the aim of drawing of these motive? Arges petrography chronology is based on comparison of their morphology with other petrography samples obtained from Hamedan and also petrography obtained from other parts of Iran based on work style and morphology of motif that we are seen since millennium 4 AD owing to broad cultural interactions throughout of presence of migrating hunters and ranchers. Work method of information record of geographical station is using GIS and GPS by using Photoshop software in drawing motif. Discussion of the research is to examine and analyses the B set in method, style and approaches of art motif structure in aesthetics, symbolic and meaningful stages, illustrators and Arges motif registration age.
    Keywords: Petrography, Arges, Motive, Stage
  • Ali Bahadori, Bahman Firouzmandi Pages 141-159
    Systematic excavations and surveys began since 1930s, when the Chorasmian Archaeological Expedition founded by S. P. Tolstov, have shed some new lights on the Achaemenid presence in Chorasmia. Kiuzeli-gir and Kalali-gir 1 are, among others, the most important sites of this period in Chorasmia. Palace discovered at Kiuzeli-gir was contained a columned hall, an architectural element introduced in the Achaemenid period in Central Asia. Similar architecture plus the Achaemenid capitals and rhytons were recovered at Kalali-gir. The first site has been interpreted as the first Achaemenid center in Chorasmia in the late 6 century BC, whereas the second might has been the seat of this satrapy during 5 century BC. More excavations, began after collapsing the S.S.R, have been revealed further Archaeological sites containing the Achaemenid material culture such as Tashkirman and Kazali-Yatkan. The first site, bearing the Achaemenid stone bases column, is assumed to be a religious center, while the second was located among the ancient irrigation canals constructed in the Achaemenid period. There are some evidence to show that the all abovementioned sites abandoned in the early 4 century BC, a sign which has led some scholars to conclusion that Chorasmia became an independent state from that date onwards.
    Keywords: Achaemenid, Central Asia, Charasmia, Archaeological Finide, Independent State
  • Majid Sarikhani, Akbar Sharifinia, Neda Ghanbari Pages 161-173
    Mir GholamHashemi castle in Ilam is located in Farhad Abad village near the DarrehShahr city. According to the inscription on the entrance of the building of the castle, it is dates back to Qajar period. This inscription is the only evidence that names the building a ‘castle’. Unlike the implication of the word, there is no sign of military considerations, like other castles of this period. Architectural indicators of Iranian military castles such aswatch towers, loopholes, large iron gates, moats, magazine, prisons and the like are not found there. This research studies Mir Gholam Hashemi castle architecture work that is located in Farhad Abad village. This study used field research and literature review to analyze the main function of this building compared to other similar buildings in Qajar period. The purpose of this study is to analyze the available data to specify the use of this construction, whether it is a castle or a caravansary. The research question is that, what are the architectural elements that are used in the construction of this building; and the research hypothesis is that the architectural elements used in this building represents a Qajar caravansary. The results show that, this castle can be considered as a kind of private caravansary which in addition to its original purpose had some defensive and protective functions. This building was also supervising execution of country laws and by managing social relations between adjacent villages, in addition to guiding caravans, raised financial profits for the local Khan.
    Keywords: Ilam, DarrehShahr, Farhad Abad, Qajar, Mir Gholam, eHashemi castle, Caravansary