فهرست مطالب

مطالعات فرهنگی و ارتباطات - پیاپی 32 (پاییز 1392)
  • پیاپی 32 (پاییز 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/04
  • تعداد عناوین: 7
|
  • یوسف اباذری*، علی پاپلی یزدی صفحه 11
    سینمای ایران ما بین سال های 1337 تا 1357 الگوهای متفاوتی از لات و لوطی را به نمایش گذاشت. چگونگی روایت سینمای عامه پسند ایران از تحول این قشر، عملا روایتی است از چگونگی مواجهه یکی از رادیکال ترین اقشار سنتی با برخی از مظاهر مدرنیته. قشر لات و لوطی مانند هر قشر اجتما عی دیگری، در یک ساختار اجتماعی خاص معنا می یابد. ساختاری که در این مقاله از آن با عنوان «ساختار محله ای» نام برده ایم. میزان قدرت این ساختار، قدرت لات و لوطی را تعیین می کند. مدرنیته این ساختار را درهم می ریزد. به تبع این درهم ریختن ساختاری، نظام ارزشی مطابق با این ساختار نیز تضعیف می شود. تحولات الگویی لات و لوطی به واسطه این تحول ارزشی ایجاد می شود. سینمای عامه پسند در پیش از انقلاب عرصه ای بود که چگونگی مواجهه لات و لوطی با فروپاشی نظام ارزشی سنتی- محله ای را روایت می کرد. این مقاله با اتکا به این تحول ساختاری و تحول ارزشی متناظر با آن، از خلال دو فیلم لات جوانمرد و قیصر، تغییرات الگویی لوطی و لات در مواجهه با مدرنیته را در سینمای ایران بررسی می کند. علت انتخاب این دو فیلم آن است که اولی به عنوان اولین فیلم شاخص جاهلی شناخته می شود و دومی به عنوان نقطه عطفی در این فیلم ها که هم عامه مردم و هم روشنفکران را به خود جذب کرد. برای مفهوم پردازی مفاهیم لات و لوطی از مفهوم مردانگی بیتسون بهره برده ایم و برای مفهوم پردازی «ساختار محله ای» از دوگانه گماینشافت- گزلشافت تونیس استفاده کرده ایم.
    کلیدواژگان: فیلم های جاهلی، مردانگی، گماینشافت، گزلشافت، ساختار محله ای، ژیگولو، لات، لوطی
  • حسن بشیر*، میثم قمشیان صفحه 37
    اصالت محوریت زندگی عادی و لذت بردن از آن و یا عدم اصیل شمردن آن و تصمیم بر مبارزه با خود و طبیعت وجه ممیزه ی دو مکتب فمینیستی رمانتیک و اگزیستانسیالیست است. فمینیسم رمانتیک با انتخاب مسیر «زنانه» ی مهربانی برای ایجاد تغییرات مد نظر خود در جهان، در عین مبارزه با آنچه که آن را زشتی و پلشتی می داند، به ادامه یافتن جریان حیات معتقد بوده و «لذت در حین ایجاد تغییر» را برای پیروان خود و همچنین برای ابژه ی تغییر یعنی مردان به ارمغان می آورد اما فمینیسم اگزیستانسیالیست، لذت زندگی را از هم از زنان مبارزه گر و هم از ابژه های آن ها (مردان) می گیرد. فیلم «برخورد خیلی نزدیک»، دربردارنده ی دو نوع نگاه به ارتباط میان زنان و مردان است. دیدگاه «ناهید» دربردارنده ی ضدیت با مردان و دوری جستن از آنان است، حتی اگر این دوری جستن به عدم ارضای روانی خود او و ایجاد عقده های روانی در او بیانجامد. اما «نرگس» مشکلی با مردان نداشته و با شوهر خود روابط عاشقانه ای دارد. زندگی به تصویر کشیده شده برای نرگس، سراسر موفقیت و شادی؛ و برای ناهید سراسر شکست و اندوه است. فیلم درصدد ترویج این اندیشه است که راهبرد «ایجاد تغییر» در جهان که راهبرد فمینیسم رمانتیک است و با روش های نرم زنانه صورت می گیرد بهتر از راهبرد «مبارزه» است که در فمینیسم اگزیستانسیالیست دنبال می شود.
    کلیدواژگان: فمینیسم رمانتیک، فمینیسم اگزیستانسیالیست، زنانگی، روابط عاشقانه میان زن و شوهر، فیلم برخورد خیلی نزدیک
  • بهناز صادق پناه، رضا افهمی* صفحه 55
    آگهی های تجاری ضمن ارایه اطلاعات به مصرف کننده ی بالقوه، رفتار وی را با استفاده از دلالت های صریح و ضمنی تغییر داده و به سمت خرید محصول سوق می دهند. بدین ترتیب، کالا فارغ از کارکرد خود، به تجسم آرزوها و نیازهای روانی مخاطب بدل می گردد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کنش تبلیغات در تغییر رفتار مخاطب و تمایل وی به محصول، به مطالعه موردی بر روی پنج آگهی تلویزیونی گزینش شده در یک بازه زمانی پرداخته است. فرآیند تحلیل شامل تحلیل محتوای این آثار با اتکا به نظریه ساختار روان فروید، به منظور نمایش فعل و انفعال میان سه بخش غریزه، من و فرامن فرد مصرف کننده درآگهی، به عنوان مصدر همذات پنداری مخاطب است. نتایج پژوهش نشانگر تاثیر دلالت های ضمنی آگهی های تجاری بر دگرگونی موازنه ساختار شخصیت به منظور ترغیب و اقناع مخاطب برای پذیرش پیام آگهی است. آگهی های محرک مصرف، از طریق اهمیت دادن به انگیزش های «نهاد» و کنش فعال «من» در پاسخگویی به آن، به تضعیف نیروی فرامن می پردازند و در برخی موارد نیز با تحریک حضور «فرامن» سعی در سوق دادن مخاطب به سمت انتخاب های خردمندانه دارند.
    کلیدواژگان: روانشناسی تبلیغات، آگهی تجاری، روانکاوی فروید، ناخودآگاه، بازنمایی امیال
  • محمد جواد غلامرضاکاشی*، مینا هلالی ستوده صفحه 75
    مقاله حاضر به مطالعه نسبت میان تن زنانه و ساختارهای سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی می پردازد. در این راستا تلاش شده با تاکید بر نظریه فوکو در مورد مناسبات قدرت و بدن و نیز مطالعه تجربی وجوه نمادین بدن زنانه در ارتباط با گفتمان انقلابی به فهمی از الگوی ساماندهی نمادین به تن زنانه دست یابیم. این تحلیل نشان داد که گفتمان انقلابی بنا به ضرورت های اجتماعی و سیاسی مقتضی در دوره تکوین خود با الگوی خاصی از نظارت بر تن زنانه هم نشان گردید. تحولات پدید آمده در زمینه اجتماعی در سطح درون گفتمانی و برون گفتمانی و نیز تداوم این هم نشانی منجر به بروز چالش هایی در گفتمان انقلابی شد. با در نظر گرفتن اهمیت و اولویت گفتمان انقلابی، بازنگری در ساختار درونی این گفتمان به منظور رهاسازی آن از وابستگی به دال های آسیب زننده ضروری به نظر می رسد. در این راستا دو استراتژی بازسازی، بازگشت به مبدا و بازسازی بنیادین، پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: تن زنانه، الگوهای نظارتی، انقلاب اسلامی، ناسازه های گفتمانی
  • شراره مهدی زاده، زهرا خیلا صفحه 99
    در دو دهه اخیر استفاده گسترده و فراوان و همه جانبه از تلفن همراه، تاثیرات زیاد و متنوعی را بر الگوهای روابط و رفتار اجتماعی انسان ها گذاشته است. جوانان به عنوان پیشتازان مصرف این وسیله مورد توجه ویژه ای در بررسی ها و تحقیقات بوده اند. مقاله حاضر می کوشد تا کاربرد این وسیله را در برقراری روابط اجتماعی با توجه به نوع کاربری و کارکردهای متنوع آن مطالعه نماید. بدین منظور تعداد 323 پرسش نامه در میان دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با استفاده از نمونه گیری تصادفی توزیع گردید. نتایج پژوهش نشان داد بین الگوی مصرف تلفن همراه و میزان روابط اجتماعی، تفاوت معنادار است.
    کلیدواژگان: تکنولوژی ارتباطی، تلفن همراه، روابط اجتماعی، کارکردهای تلفن همراه، پیامک
  • عباس کاظمی*، محبوبه حاج محمد حسینی صفحه 119
    مقاله حاضر نوعی مطالعه انتقادی بخشی از تحقیقات مطالعات فرهنگی در دانشگاه ها با تاکید بر پایان نامه های حوزه مطالعات بازنمایی است. میدان مطالعه، محدود به دپارتمان های مطالعات فرهنگی در دانشگاه ها نبوده، بلکه از سایر گرایش های علوم اجتماعی به ویژه ارتباطات و جامعه شناسی نیز نمونه هایی استخراج شده است. پرسش این است که چگونه تحقیقاتی که به بازنمایی های متفاوت در متون فرهنگی یا رسانه ای توجه کرده اند، خود می توانند از دریچه همان نوع مطالعات مورد بررسی قرار گیرند؟ آیا می توان رد پای قدرت را در مطالعاتی که خود نقد قدرت هستند جست وجو کرد؟ نتایج نشان داده است که مطالعات بازنمایی یا به تعبیری مطالعات فرهنگی در ایران به دو طریق به عنوان بخشی از سازوکار قدرت عمل می کنند. نخست با کلیشه سازی مجدد کلیشه های فرهنگی و دوم با غفلت و بی توجهی به (عدم بازنمایی) موضوعاتی که مورد علاقه فرهنگ فرادست در جامعه نیستند. در مورد اول می توان افزود که مطالعات بازنمایی در ایران، گروه های فرودست (همچون زنان، جوانان، کردها و...) را که پیش از این توسط رسانه ها به کلیشه بدل شده بودند برای بار دوم به کلیشه تحقیقاتی بدل می کنند. مورد دوم به موضوعاتی برمی گردد که اساسا در مطالعات بازنمایی مورد توجه قرارنگرفتند؛ مانند افغانی ها (اقلیت مهاجر)، کردها و بلوچ ها (اقلیت های قومی)، سنی ها (اقلیت مذهبی) و.... اینها موضوعاتی هستند که نه تنها به لحاظ فرهنگی بی اهمیت فرض می شوند بلکه مطالعات فرهنگی در ایران به عنوان بخشی از سازوکار فرهنگ مسلط آن ها را مجدد به حاشیه می راند. در نتیجه، این شیوه از بازنمایی در مطالعات بازنمایی خود موجب به عقب راندن، برجسته کردن و کلیشه کردن برخی موضوعات و گروه ها در جامعه ایران شده اند.
    کلیدواژگان: مطالعات بازنمایی، بازنمایی بازنمایی، کلیشه سازی مجدد، حاشیه سازی مجدد، فرهنگ فرادست
  • جمال محمدی*، مریم رضایی صفحه 143
    این پژوهش کاوشی است درباره تعامل من/ دیگری در فضای اجتماعی نیمه دوم دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد به میانجی سینمای ایران. طبق رویکرد نظری پژوهش، تعامل من/ دیگری برساختی اجتماعی است که فرم و محتوای آن به فراخور گشودگی/ فروبستگی، زایایی/ سترونی و غنا/ تهی بودگی جهان زندگی تعیین می شود. برای ایضاح و تشریح این ایده به آرای زیمل، باختین و هابرماس استناد شده است. ایده دیگر پژوهش آن است که میانجی هنر (سینما) بهتر می تواند ما را در فهم ظرایف و پیچیدگی های این مسئله یاری رساند. بر این اساس، به شیوه نمونه گیری هدفمند سه فیلم آژانس شیشه ای، زیر پوست شهر، بوتیک انتخاب و با روش «تحلیل روایت نشانه شناختی» تحلیل شده اند. نتایج حاکی از آن است که هرچه از جهان زندگی گشوده و پویای نیمه دوم دهه هفتاد، که فضای دیالوگ محور آژانس شیشه ای بازتاب آن است، فاصله می گیریم، و به اوایل دهه هشتاد، که در حال وهوای یاس آور بوتیک بازنمود یافته است، نزدیک تر می شویم، نوع تعامل من/دیگری تغییر می کند. زیر پوست شهر در عین این که تکراری بودن تراژیک جریان زندگی برای فرودستان را به تصویر می کشد، گشودگی و پویایی آن را برجسته می سازد و گویای آن است که آن ها اساسا با وضعیتی ناهمگن و پویا مواجه اند. اما بوتیک روایت سیطره فضاهای هیستریک، تعامل های مخدوش، واپس روی روانی و زندگی روزمره متلاشی شده در اوایل دهه هشتاد است. می توان نتیجه گرفت که شوق به تعامل معنادار با دیگری به مرور جای خود را به بی اعتنایی به دیگری و معنازدودگی هر گونه تعامل می دهد.
    کلیدواژگان: تعامل خود، دیگری، جهان زندگی، فضای اجتماعی، گشودگی، فروبستگی، زایایی، سترونی
|
  • Yousof Abazari*, Ali Papoli Yazdi Page 11
    Between 1958 and 1979 Iranian Cinema illustrated different types of Luti. The story that Iranian popular cinema tells of the transformations of this social group is in fact the story of how one of the most radically traditional groups confronts some of modernity’s manifestations. Like any other social group, the Luti group finds meaning within a specific social structure; what we call here the “neighborhood structure”. There is a direct relationship between the strength of this structure and the power of Luti. Modernity dismantles the neighborhood structure. As a result, the value system accompanying this structure also fades. The transformation of the Luti type is mediated through the changing values. Pre-revolutionary popular cinema is a narration of how the Luti confronted the collapse of neighborhood system’s traditional values. Based on this structural transformation and the parallel change in values, this paper studies the changes in Luti’s confrontation with modernity in Iranian Cinema, by considering two films: Laat-e Javanmard and Gheysar. The former is chosen as the first remarkable Jaheli film, and the second, as a milestone in this genre that amused the masses and the intellectuals alike. To conceptualize Luti and neighborhood structure, we use Bateson’s concept of Manhood and Tonnies’s Gemeinschaft-Gesellschaft dichotomy respectively.
    Keywords: Jaheli Films, Manhood, Gemeinschaft, Gesellschaft, Neighborhood Structure, Gigolo, Luti
  • Hassan Bashir*, Meysam Qomeshian Page 37
    The main difference between Romantic feminism and Existentialist feminism is considering the everyday life as something original or not, or in other words, enjoying in everyday life or battling with it. There are two characters in an Iranian film, Barkhord-e KheyliNazdic, which present two kinds of view about the relations between men & women. The view of Nahid involves oppositions to men and avoidance from them, even this avoidance led to psychological discontent and make psychological complexes. On the contrary, Narges has no problem with men and has amorous relations to her wife. The life for Narges is full of success and full of jubilation, and for Nahid is full of sadness and losing. The film attempts to widespread the notion of “changing the world” which is the strategy of romantic feminism and acts via soft feminine methods, is better than "battling" strategy, the strategy of existentialist feminism.
    Keywords: Romantic Feminism, Existentialism Feminism, Femininity, Amorous relations, Barkhord, e Kheyli Nazdic
  • Behnaz Sadeghpanah, Reza Afhami* Page 55
    Advertising, rather than presenting information to a potential consumer, with denotative and connotative implications try to alter behavior of consumer and directs him to purchase a commodity. Hence commodity separate from its function, becomes a reflex to desires, psychic requirements of audience. This research aims to show the action of advertisings in altering audience’s manner and his desire to product and studies about five TV advertisings which have been selected in a certain period. Analysis process includes content analysis of Case studies with accent on Freud’s psychic structure theory to show interaction between “id”,”ego” and “super ego” in consumer in TV advertisings as an identification’s origin. Results show the efficacy of connotative implications of commercial advertising on altering the equilibrium of character’s structure to persuade and satisfy the audience to accepting advertising, s message. The advertising that stimulate consuming through emphasize to “Id” motivation and “ego”, s active interaction in responding to it, weaken the “super ego” force and in some cases through stimulating “super ego” try to directs the audience to wisely choices.
    Keywords: Psychology of advertising, TV advertising, Freud psychoanalysis, Unconscious, Representation of Desires
  • Mohammad Javad Gholamreza Kashi*, Mina Helali Sotoudeh Page 75
    The present study closely examines the relationship between the female body and the political structures in the discourse of the Iranian Islamic Revolution. More specifically, Foucault’s Theory regarding the relationship between power and body as well as the empirical study of the symbolic aspects of the female body in relation to the revolutionary discourse are employed to arrive at a symbolic pattern of female body organization. The analysis indicated that the revolutionary discourse is associated with a specific pattern of female body surveillance according to the imperative social and political necessities of its evolution. The emerged revolutions in social context of intra-discourse and extradiscourse and the continuity of such association have led to challenges in the revolutionary discourse. Considering the importance and primacy of revolutionary discourse, it is essential to revise the internal structure of this discourse in order to release it from dependence on demanding signifiers. Finally, two strategies including ‘return to origin’ and ‘fundamental reconstruction’ are suggested.
    Keywords: Female body, patterns of surveillance, the Iranian Islamic Revolution, discoursive paradoxes
  • Sharareh Mehdizadeh*, Zahra Kheila Page 99
    In recent two decades, the widespread and all-round use of mobile phone has had a wide variety of effects on social behavior and relationships and leisure patterns people have. Young people, as leaders in using mobile phone, are at the center of attention in related studies and researches. The purpose of this paper is to study the application of this device in people's social relationships and leisure time regarding its diverse functions. For this purpose, 323 questionnaires were distributed among Shahid Beheshti University students using random sampling. Results showed that there is a significant difference between mobile phone usage and social relationships. The influential variables in this category are occupation and marital status. Also, there is a significant positive relationship between the type of mobile phone use and the amount and manner of spending leisure time. The highest use of this device was found to be in their leisure time, listening to music.
    Keywords: communication technology, mobile phone, social relationships, leisure time, functions of mobile phone, SMS
  • Abbas Varij Kazemi*, Mahboube Haj Hoseini Page 119
    This article, criticize student’s dissertations in representation studies filed. In this research, we reviewed all other majors that are related to our subject. In addition to cultural studies’ dissertations, we examined the dissertations in communication, sociology and anthropology as well. Our main question is that, how this research applies the method of representation and more importantly, how we can apply the method of representation on the student’s research. To what extent we can follow that trace of power (biases) in “critical research” itself. The results demonstrate the representation studies in Iran, practice through the two ways as part of ideological state apparatuses. First, with reinforcing cultural clichés and second, overlooking some subjects that have not priority for the powers. In the first case, the subordinate groups such as women, youths, race minorities that beforehand have become “cultural cliché” by media for a second time are becoming “research cliché” by universities and research centers. Another form that displays how Iranian cultural studies tied up with the power interests is to conceal a series of research topics. Some issues related to ethnic minorities or immigrants underemphasized and other matters totally disregard such as religious or sexual minorities. In conclusion, while cultural studies that was supposed to be the advocate of subordinate groups, in practice more marginalized muted people; and hence as a form of knowledge exercises its power.
    Keywords: cultural cliché, research cliché, representation, student's dissertations, cultural studies
  • Jamal Mohammadi*, Maryam Rezai Page 143
    This article reflects on I/thou interaction in the social space through the lens of Iranian cinema in two past decades. According to Simmel, Bakhtin and Habermas social theories, I/thou interaction is a social construct which changes in accordance with the openness (closure), productivity (sterility) and richness (emptiness) of the social world. Another idea here is that cinema is a useful medium for perceiving the complexities of the social world. Using theoretical-purposeful sampling, we chose three films: Ajanse shishei, Zire Puste Shahr and Butik. These films have been analyzed via narrative/semiotic analysis. The findings show that in the open and productive social space of early reformation era, which is represented in Ajanse shishei, I/thou interaction is completely different from the kind of social interaction that prevailed in late reformation era, as represented in Butik. Zire Puste Shahr represents the tragic nature of life for the poor, but at the same time shows openness and dynamism inherent in their everyday life.
    Keywords: Thou Interaction, Social Space, Openness, Closure, Productivity, Sterility, Richness, Emptiness