فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/28
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مجید صباغ کرمانی، کاظم یاوری، سیدهادی موسوی نیک، شعله باقری پرمهر صفحات 1-26
    در این مقاله، با هدف بررسی درجه حاکمیت مالی در اقتصاد ایران و اثر کاهش یا افزایش آن بر نرخ تورم، مدل مناسب اقتصاد ایران در چارچوب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) طراحی و به روش کالیبراسیون حل شد.
    به منظور اطمینان از قابلیت اتکاء نتایج مدل، گشتاورهای مرتبه دوم متغیرهای اصلی بر اساس داده های واقعی با گشتاورهای مرتبه دوم مقادیر شبیه سازی شده آن متغیرها مقایسه شده و توابع واکنش آنی متغیرها نسبت به شوک های مدل بررسی شده است.
    نتایج حاصل از مدل نشان می دهد که درجه حاکمیت مالی در ایران بالا و حدود 92 درصد است. به عبارت دیگر، استقلال سیاست پولی از سیاست مالی در این کشور کمتر از 8 درصد می باشد. همچنین نتایج به دست آمده مبین آن است که با کاهش حاکمیت مالی، نرخ تورم در ایران کاهش می یابد.
    با توجه به این نتایج، هر اقدامی که نتیجه آن افزایش اسقلال بانک مرکزی و کاهش وابستگی دولت به درآمد ناشی از حق الضرب باشد، نقش مهمی در کاهش نرخ تورم در اقتصاد ایران خواهد داشت.
    کلیدواژگان: حاکمیت مالی، تورم، DSGE
  • حسین عباسی نژاد، یزدان گودرزی فراهانی، محمدحسین قیاسی صفحات 27-58
    در این مقاله، ارتباط بین حقوق مالکیت فکری و حمایت از حق اختراع و رشد اقتصادی در ایران در دوره سال های 1370 تا 1389 با استفاده از روش مدل خودهمبسته با وقفه های توزیعی(ARDL) بررسی و مبانی نظری آن، بر اساس مطالعات مدل های رشد اقتصادی دهه 1990 بنا نهاده شده و برای بررسی حمایت از حق اختراع بر رشد اقتصادی، از شاخص پتنت یا ثبت اختراع استفاده شده است. همچنین در این مقاله، رابطه علی رشد اقتصادی و درجه باز بودن اقتصادی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و میزان توسعه انسانی مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج این بررسی، حاکی از این است که حمایت از حق اختراع اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد. همچنین رابطه علی درجه باز بودن اقتصاد، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، شاخص توسعه انسانی و حمایت از سرمایه گذاری بر فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر رشد اقتصادی نشان دهنده تاثیر مثبت و معنا دار این عوامل می باشد؛ به طوری که ضرایب فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاخص توسعه انسانی، شاخص حمایت از ثبت اختراع و مالکیت فکری، هزینه های دولت و درآمدهای نفتی، به ترتیب برابر با10/0، 12/0، 10/0، 39/0 و 21/0 می باشند که نشان می دهد یک واحد افزایش در هر یک از این شاخص ها، به ترتیب منجر به 10/0، 12/0، 10/0، 39/0 و 21/0 واحد افزایش در رشد اقتصادی می شوند و بنابراین، می توان نتیجه گرفت که با افزایش حمایت از حقوق مالکیت فکری و حق ثبت اختراع، رشد اقتصادی نیز افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: حقوق مالکیت فکری، پتنت، رشد اقتصادی، ایران، مدل خودهمبسته با وقفه های توزیعی(ARDL)
  • علیرضا شکیبایی، قاسم شادمانی صفحات 59-77
    برآورد اندازه اقتصاد سایه ای همواره در تنظیم متغیرهای کلان اقتصادی و سیاست مالی، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در سال های اخیر، از سیستم استنتاج فازی برای اندازه گیری اقتصاد سایه ای استفاده شده است.
    در این پژوهش، هشت شاخص فازی جدید برای مدل سازی و برآورد اندازه اقتصاد سایه ای ارائه می شود. در اینجا، اقتصاد سایه ای را طبق تعریف لوکاس، به چهار بخش تقسیم کرده و برای هر بخش دو شاخص تعریف می کنیم. بعد از انجام سه مرحله استنتاج فازی، به برآورد نهایی اندازه اقتصاد سایه ای می رسیم.
    نتایج نشان می دهد که اثرگذاری تولید بخش خانوار بر روی اندازه اقتصاد سایه ای در ایران رو به کاهش است؛ بخش های نامنظم، غیررسمی و غیرقانونی عوامل تاثیرگذار بر اندازه اقتصاد سایه ای می باشند. همچنین اندازه اقتصاد سایه ای ایران طی دوره 1386- 1349 به طور میانگین حدود 13 درصد تولید ناخالص داخلی برآورد می شود.
    کلیدواژگان: اقتصاد سایه ای، منطق فازی، استنتاج فازی، توابع عضویت
  • کیومرث سهیلی، شهرام فتاحی، مهرداد جیحونی پور صفحات 79-114
    رواج پول الکترونیکی، حجم اسکناس و مسکوک در گردش را در ایران تحت تاثیر قرار داده است. مطالعه و تحلیل چگونگی و فرایند تاثیرگذاری پول الکترونیکی بر حجم اسکناس و مسکوک از موضوعات ویژه و با اهمیتی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.
    در این مقاله، اثر شاخص های نشان دهنده میزان توسعه و نشر پول الکترونیکی از قبیل تعداد کارت های بدهی، تعداد دستگاه های خودپرداز، تعداد پایانه های فروش و تعداد پایانه های شعب بانک ها، بر روی حجم اسکناس و مسکوک در گردش برآورد شده است. برای برآورد مدل ها از داده های فصلی سال های 1389-1383 استفاده شده است.
    از برآورد مدل ها نتیجه شده که در ایران افزایش تعداد کارت های بدهی، حجم اسکناس و مسکوک در گردش را افزایش داده و علت رابطه مثبت بین تعداد کارت های بدهی و حجم اسکناس و مسکوک در گردش، آن است که در دوره مورد مطالعه در ایران کارت های بدهی، بیشتر جهت دریافت پول از دستگاه های خودپرداز برای خریدهای روزانه و هفتگی مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنین یافته های این پژوهش مشخص ساخته که تعداد پایانه های فروش، اثر معکوسی بر حجم اسکناس و مسکوک در گردش داشته است.
    کلیدواژگان: پول الکترونیک، کارت های بدهی، پایانه فروش، اسکناس و مسکوک در گردش، مدل خود توضیح با وقفه های توزیعی، الگوی تصحیح خطا
  • محمدرضا معظمی گودرزی*، محمدرضا جابرانصاری، آذر معلم، 3محبوبه شکیبا صفحات 115-126
    یکی از عوامل موفقیت کشورهای پیشرفته، توجه به کارآمدی واحدهای اقتصادی خصوصا بانک ها می باشد. در همین راستا، مدیران بانک ها موظفند در قبال سوالاتی که در مورد بهره وری بانک می شود، پاسخ مناسبی ارائه دهند که این امر بدون ارزیابی کارآیی شعب تحت نظارتشان عملا امکان ناپذیر است.
    یکی از روش های محاسبه کارآیی برای واحدهای با چند ورودی و چند خروجی، روش تحلیل پوششی داده ها می باشد. با استفاده از این روش، می توان شعب کارا و ناکارا را مشخص و شعب ناکارا را رتبه بندی و برای آنها از بین شعب کارا، مرجع (الگو) جهت رسیدن به مرز کارآیی مشخص کرد. همچنین می توان میزان تاثیر هر یک از متغیرها را در میزان کارآیی شعب مشخص کرد. در این تحقیق، از مدل با ماهیت ورودی و با فرم پوششی استفاده شده است.
    نتایج تحقیق نشان داد که با توجه به اطلاعات به دست آمده در سال 1389 از بین 17 شعبه بانک رفاه استان لرستان تعداد 11 شعبه کارا (65 درصد شعب) و 6 شعبه ناکارا تشخیص داده شد که رتبه بندی شعب ناکارا با توجه به اندازه کارآیی آنان صورت پذیرفت، و برای رتبه بندی شعب کارا از مدل استفاده شد. در نهایت به منظور بررسی درستی نتایج به دست آمده با استفاده از روش نیز اقدام به رتبه بندی واحدها شده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی عملکرد، کارآیی، تحلیل پوششی داده ها، رتبه بندی
  • عبدالله محمودی صفحات 127-150
    تاثیر آزاد سازی تجاری بر رفاه اقتصادی شرکای تجاری موضوع بحث بسیاری از مطالعات علمی بوده است، اما اینکه کل تاثیر رفاهی از چه اجزائی تشکیل شده و چگونه می توان اجزا را تفکیک کرد، مورد بررسی این مطالعه قرار گرفته است.
    مدل پروژه تحلیل های تجارت جهانی و مطالعه هاف و هرتل در سال 2000 مبنای این مطالعه می باشند. نخست به شکل گرافیکی در یک اقتصاد بسته دارای دو بخش تولیدی، موضوع انحراف در فعالیت بخشهای تولیدی و به کارگماری عوامل تولید مورد بررسی قرار گرفته، سپس با استفاده از روش ریاضی، در مدل یک و چند ناحیه ای، تجزیه رفاه شکافته و نشان داده شده که عوامل زیادی در تغییر رفاه ناشی از شوک سیاستی موثر هستند.
    در این مطالعه، تاثیر کاهش تعرفه واردات کالای کشاورزی از ایران به اعضای سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج نشان داده که رفاه ایران از سه ناحیه تخصیص کارآ، رابطه مبادله و درآمدهای تعرفه افزایش پیدا کرده است. با اینکه سرمایه گذاری، تغییر در تقاضای کلی نیروی کار و بهبود تکنولوژی، عامل مهمی در تغییر رفاه ناشی از سیاست تجاری می باشند، به علت محدودیت توانایی مدل، تغییرات آنها صفر تلقی گردید، اما تئوری نشان داد که می توانند منشا آثار رفاهی باشند.
    کلیدواژگان: آزاد سازی تجاری، تجزیه رفاه اقتصادی، تغییر معادل، تخصیص کارا، رابطه مبادله، انحراف مالیاتی، مدل جیتپ
  • غلامحسین خورشیدی، آرش نقاش، میلاد محمدیان صفحات 151-168
    امروزه موضوع کیفیت خدمات برای سازمان های خدماتی بخصوص بانک ها، اهمیت قابل توجهی پیدا کرده است. سازمان های خدماتی مخصوصا بانک ها (بویژه بانک های دولتی)، به ضرورت دستیابی به رضایت مندی مشتری و نیز سنجش کیفیت خدمات واقفند.
    در این مقاله، شکاف بین وضعیت مورد انتظار مشتری از خدمات بانکی و وضعیت موجود بر اساس الگوی کیفیت خدمت سلسله مراتبی یا HSQM که توسط بردی و کرونین در سال 2001 ارائه شد، سنجیده شده است.
    جامعه مورد بررسی، شامل مشتریان شعبه های بانک کشاورزی در شهر تهران می باشد و نمونه آماری در نظر گرفته شده براساس جدول کرجسی مورگان و فرمول کوکران 384 عدد است.
    نتایج این تحقیق نشان می دهد که تنها در دو بعد «زمان انتظار» و «ارزش خروجی»، بین وضعیت مورد انتظار و وضعیت موجود تفاوت معنی داری وجود ندارد؛ اما در بقیه ابعاد الگوی HSQM بین انتظارات و ادراکات شکاف وجود دارد.
    کلیدواژگان: کیفیت خدمت، شکاف کیفیت خدمت، الگوی کیفیت خدمت سلسله مراتبی
  • لیلا علوی، رضا رنج پور صفحات 169-192
    بحث اصلی این مقاله، بحران توسعه از زبان انسان شناسان است؛ بحرانی که گفتمان حال حاضر توسعه را زیر سوال برده و نیاز به گفتمان بدیل توسعه را آشکارتر می سازد. نظم های کنونی توسعه، دیگر پاسخگوی جامعه جهانی نبوده و تفکیک ها و برچسب های «توسعه یافته» و «توسعه نیافته» به دلیل بحران های دوگانه پارادایم و اقتصاد رنگ باخته اند و صورت بندی های جدید اجتماعی و جهانی را می طلبند.
    هدف از این مقاله، بررسی پیامدهای تئوریکی انسان شناختی بحران توسعه و اندیشه انتقادی آن و نیز بازخوانی گفتمان مذهبی جامعه ایران و همانندی های آن با دیدگاه انسان شناسان می باشد. برای رسیدن به این هدف از رویکرد توصیفی - تحلیلی با رهیافت گفتمانی بهره برده شده است. در نهایت، انسان شناسی، مفهوم پردازی صرف بحران توسعه بر حسب واژگان اقتصادی و سیاسی را نقد کرده و در این راستا، رویکردی بدیل برای توسعه پایه گذاری می نماید و گفتمان جدید توسعه را در برابر گفتمان هژمونیک غالب توسعه برپا می دارد. گفتمان پساتوسعه گرایی در ارتباط با سلطه آمیز بودن علوم رایج کلان نگر توسعه است و به استقلال، فرهنگ و دانش محلی در بحث توسعه توجه دارد.
    در این مقاله، جنبش های محلی و پلورالیستی در جهت تقویت گفتمان بدیل توسعه (پساتوسعه گرایی) پیشنهاد می گردد و با بررسی گفتمان مذهبی ایرانی، نتیجه می شود کهدو گفتمان پسا توسعه ای انسان شناسان و انقلاب اسلامی ایران با ساختارشکنی و بازخوانی الگوی توسعه مدرن، هرکدام به نوعی، گفتمانی بدیل از توسعه را ارائه می دهند.
    کلیدواژگان: گفتمان توسعه، انسان شناسی، پسا توسعه گرایی، گفتمان بدیل توسعه
  • امیررضا سوری، احمد تشکینی صفحات 193-216
    مطالعه حاضر، به دنبال تحلیل عوامل موثر بر تجارت درون صنعتی ایران با کشورهای طرف تجاری در بلوک های منطقه ای EU، ECO، GCC و ASEAN به صورت متقابل و به تفکیک صنایع مختلف با استفاده از داده های تلفیقی دوره 2009-1997 مبتنی بر رویکرد پانل پویا و به کارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته می باشد.
    برای توضیح تجارت درون صنعتی صنایع بین ایران و کشورهای طرف تجاری، متغیرهای اندازه اقتصادی، درآمد سرانه، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، مسافت و عدم توازن تجاری مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج برآورد مدل نشان می دهد که اندازه اقتصادی، درآمد سرانه و مسافت، مهمترین متغیرهای توضیح دهنده تجارت درون صنعتی ایران و کشورهای طرف تجاری می باشند.
    براساس یافته های پژوهش، اندازه اقتصادی، رابطه مثبت با تجارت درون صنعتی دارد و از مهمترین متغیرهای توضیح دهنده تجارت درون صنعتی ایران و کشورهای طرف تجاری می باشند و هر چه ابعاد اقتصادی بزرگتر باشد، نشانگر امکانات وسیع تر برای تمایز محصول و افزایش تجارت درون صنعتی است. از طرفی، درآمد سرانه دارای تاثیر منفی بر تجارت درون صنعتی است که این امر بیانگر آن است که در انتخاب کشورهای طرف تجاری باید ساختارهای متفاوت کشورها از طرف عرضه و از طرف تقاضا مد نظر قرار گیرد و هر چه ساختار درآمدی کشورها مشابه باشد، ساختار تقاضای آنها مشابه خواهد بود و سطح تجارت این کشورها، گسترده خواهد شد. همچنین مسافت و عدم توازن تجاری تاثیر معکوسی بر جریان تجارت درون صنعتی صنایع در ایران دارند.
    کلیدواژگان: تجارت درون صنعتی، بلوک های منطقه ای، بخش صنعت، داده های پانل پویا، مقیاس اقتصادی و روش گشتاورهای تعمیم یافته
  • مرضیه اسفندیاری، نظر دهمرده، حسین کاوند صفحات 217-238
    سهم قابل توجه اشتغال غیررسمی در ایران از یک سو و استفاده رو به گسترش مدل های تعادل عمومی پویای تصادفی توسط بانک های مرکزی برای تحلیل سیاست های اقتصادی و رفع نواقص این مدل ها از سوی دیگر، ضرورت طراحی یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی مبتنی بر ویژگی های اقتصاد کشور و دربرگیرنده بازار کار دوگانه را آشکار می سازد. برای این منظور مطالعه حاضر علاوه بر تفکیک بازار کار به بخش رسمی و غیررسمی، بنگاه های اقتصادی را نیز بر حسب نوع تابع تولید و نوع استفاده از نیروی کار به بنگاه رسمی و غیررسمی تقسیم نموده است. متغیرهای مورد استفاده در مدل با تناوب سالانه و در فاصله زمانی 89-1353 از سری های زمانی بانک مرکزی و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن و سرشماری کارگاهی مرکز آمار ایران استخراج شده است.
    پس از حل مدل با استفاده از روش مقداردهی، آثار شوک های بهره وری کل عوامل تولید، مخارج دولت، درآمد نفت و نرخ رشد پول با فرض عدم وجود چسبندگی و همچنین با لحاظ چسبندگی اسمی دستمزد بر متغیرهای واقعی مدل مورد بررسی قرار گرفته است.
    نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد که بخش غیررسمی بازار کار در ادوار مختلف کسب و کار همانند یک ضربه گیر عمل نموده و حرکت مخالف چرخه ای[1] دارد. همچنین با توجه به وجود چسبندگی دستمزد در الگو، پول در کوتاهمدت خنثی نبوده و بر متغیرهای واقعی اقتصاد تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، بازار کار دوگانه، اشتغال غیررسمی
|
  • Pages 1-26
    In this paper، we design a Dynamic Stochastic General Equilibrium (DSGE) model to investigate effects of fiscal dominance on inflation rate in Iran and solve it by calibration method. In order to getting reliable results، the second-order moments of main variables were compared based on actual and simulated data; and functions of impulse response to model innovations were considered. The results show that the degree of fiscal dominance in Iranian economy is about 92%، i. e.، the independence degree of monetary and fiscal policies is nearly 8%. Therefore، decreasing fiscal dominance may lead to decreasing inflation rate in Iran. In addition، any action for increasing independence of central bank and decreasing dependence of government on seigniorage revenue will play important role in reducing inflation rate in Iran.
    Keywords: Fiscal Dominance, Inflation, DSGE
  • Hossein Abbasinejad, Yazdan Gudarzi Farahani, Mohammah Hossein Ghiassi Pages 27-58
    This paper aims to study the relationship between intellectual property and patent protection and economic growth in Iran using Auto Regressive Distributed Lag (ARDL) technique during 1979 – 2010. This model is based on economic growth models in 1990s. The number of patents is used to measure the impact of patents on economic growth. Moreover، we investigate the casual relationships among economic growth، degree of economic openness، foreign direct investment، information and communication technology (ICT) and human development. The results indicate that patent protection has a positive and significant impact on economic growth. Furthermore، the casual relationships from degree of economic openness، foreign direct investment، ICT and human development to economic growth are positively significant. Based on numerical results، one-unit increases in ICT، HDI، patents، government expenditure and oil revenues lead to 0. 10، 0. 12، 0. 10، 0. 39 and 0. 21 percent increase in economic growth respectively. Hence، we conclude that the higher intellectual property and patent protection results in high economic growth.
    Keywords: Intellectual Property, patent, Economic growth, Iran, ARDL Model
  • Alireza Shakibaei, Ghasem Shadmani Pages 59-77
    Estimating the size of shadow economy is of special importance in setting macroeconomic variables and fiscal policies. In recent years، the fuzzy inference sets have been used for measuring shadow economy. In this paper، we present eight new fuzzy indicators for modeling and estimating the size of shadow economy. Thus، according to Lucas definition، we divide the shadow economy into four sectors and define two indicators for each sector. After three fuzzy inference phases، we measure the size of shadow economy. Our results indicate that the effect of production household on Iran’s shadow economy size is decreasing; and irregular، informal and illegal sectors impact size of shadow economy. In addition، the size of Iran’s shadow economy is estimated around 13 percent of GDP، on average، over 1970- 2007.
    Keywords: Shadow Economy, Fuzzy Logic, Fuzzy Inference, Membership Functions
  • Kiomars Sohaili, Shahram Fattahi, Mehrdad Jaihoonipour Pages 79-114
    The prevalence of electronic money has affected the volume of banknotes and coins in circulation in Iran. This paper aims to study and analyses the mechanism of e-money impacts on currency volume. In this regard، the effects of e-money issuance and development indicators، such as number of debit cards، number of ATM machines، number of Point of Sales (POS) terminals، number of terminals in bank branches، on the volume of banknotes and coins in circulation are estimated using quarterly data during 2004-2010. The estimation results show that the increase in the number of debit cards raises the volume of currency in circulation. This arises since the debit cards are often used to get money for daily and weekly purchases from ATM machines in Iran. In addition، the number of Point of Sales has a negative effect on the volume of currency in circulation.
    Keywords: Electronic Money, Debit Cards, Point of Sales, Banknotes, Coins in Circulation, Auto Regressive Distributed Lag Model
  • Mohammadreza Moazzami Gudarzi*, Mohammadreza Jaberansari, Azar Moallem, Mahboubeh Shakiba Pages 115-126
    Efficiency of economical units especially banks is one of the success factors in developed countries. In this regard، managers of the banks are responsible for the efficiency of them، which is not possible without evaluation of efficiency of the bank branches under the supervision of the managers. Data Envelopment Analysis (DEA) is a method for calculating the efficiency of various organizations having multiple-inputs multiple-outputs. This method leads to ordering of efficient and inefficient branches and identifying reference unit (DMU) to attain efficiency frontier. Also، effectiveness of each variable in efficiency of each unit can be determined. In this research، an input-oriented BCC model with envelopment form has been employed. Thus، the statistical data from 17 branches of Refah Kargaran Bank in Lorestan Province was collected during 2010-2011. The results show that there are 11 efficient branches (65% of the branches) and 6 inefficient branches. Inefficient branches were ranked in terms of their efficiency، and AP model was used for ranking of the efficient branches. Finally، TOPSIS was applied for ranking of the branches in order to verify the results.
    Keywords: Performance Evaluation, Efficiency, Data Envelopment Analysis, Ranking
  • Abdollah Mahmoodi Pages 127-150
    The impact of trade liberalization on welfare of trade partners has been the subject of various economic studies، but components of welfare and their decomposition is considered by this study. The study of Huff and Hertel (2000) and the global trade analysis project constitute the theoretical basics of this research. First، by using the graphical approach، the distortion in labor market is investigated within a closed economy with two producing sectors. Than by using a mathematical approach، welfare effects will be decomposed using single and multi regions models. It is shown that various components affect welfare changes resulting from policy shocks. The effects of reduction in tariffs of imported agriculture commodities from Iran to WTO are examined. The results show that the Iran’s welfare rises because of positive contribution of allocative efficiency، terms of trade and tariff revenues. The changes in aggregate labor demand، investment and technology progress are the important elements in welfare changes due to trade policy، but in static models such as GTAP، these components are fixed، however the theoretical analysis shows that they may lead to welfare.
    Keywords: Trade Liberalization, Welfare Decomposition, Equivalent Variation, Efficient Allocation, Terms of Trade, Tax Distortion, GTAP
  • Gholamhossain Khorshidi, Arash Naghash, Milad Mohamadian Pages 151-168
    Nowadays، the issue of service quality for service-provider organizations specifically banks is of considerable importance. The service-provider organizations (specifically governmental banks) are aware from the necessity of getting satisfaction of customer and assessing quality of services. In this research، we evaluate and analyze the gap of expected and current service quality. In fact، the gap between customer´s expectations of bank services and customers perceptions is assessed based on the hierarchical service quality model (HSQM)، which has been introduced by Brady and Cronin in 2001. To do this، customers of Keshavarzi Bank are given as statistical population and a sample with 384 people is extracted from Tehran Keshavarzi Banks using Krejcie-Morgan Table and Cochran formula. The results show that just in two dimensions of HSQM namely «waiting time» and «valence»، there is no significant difference between expectations and perceptions، but there are gaps among expectations and perceptions in the other dimensions.
    Keywords: service quality, service quality´s gap, Hierarchical Service Quality Model
  • Leila Alavi, Reza Ranjpour Pages 169-192
    The topic of this paper is development crisis from anthropologists’ perspective. This crisis challenges the current development discourse and reveals the necessity of alternative discourse for development. Current development arrangements are not responding for international community; in addition، differentiations and labels (for example “developed” or “underdeveloped”) have fossilized because of dual crises of paradigm and economy; and they need to new versions of social and global formulations. Studying of anthropological consequences of development crisis، its critical idea، and similarities of Islamic revolution discourse with anthropologists approach is the main purpose of this paper. So، we use descriptive - analytic methodology with discourse approach. Finally، we criticize anthropology، pure conceptualization of development crisis in terms of political and economic terms، establish an alternative approach for development، and found new development discourse against the dominant hegemonic discourse of development. The post-development discourse is a movement about the domination of modern development sciences، which focuses on local independence، culture، and knowledge. In this paper، the local and pluralistic movements are proposed for strengthening of alternative discourse of development. In the end، we conclude that Iranian religious discourse and anthropologists’ post-developmental discourse present alternative discourses for development by deconstructing and reexamining of modern development model.
    Keywords: development discourse, alternative discourse od development, anthropology, post oriented development
  • Amirreza Soori, Ahmad Tashkini Pages 193-216
    In this paper، we analyze the determinants of Intra-Industry trade (IIT) between Iran and her trading partners، i. e. European Union، ECO، GCC and ASEAN countries using dynamic panel data and GMM during 1997-2009. This study uses country-specific characteristics such as economic size، per capita income، foreign direct investment، geographical distance، and trade imbalance as explanatory variables. The results indicate that economic size، per capita income، and geographical distance explain most of IIT between Iran and her trading partners. According to econometric findings، the economic size has high and positive correlation with IIT، however per capita income affects negatively IIT. Thus، differences in aggregate demand and supply should be considered in selecting trade partners. The similarity in income structure leads to same demand structure and expansion of trade volume. In addition، geographical distance and trade imbalance has negative effect on IIT flow in Iran.
    Keywords: Intra, industry Trade, Regional blocs, Industry sector, Dynamic panel data, Economic scale, GMM
  • Marzieh Esfandyari, Nazar Dahmardeh, Hossein Kavand Pages 217-238
    The substantial share of informal employment in Iran، on the one hand and the growing use of dynamic stochastic general equilibrium models in analyzing economic policies by central banks and eliminating the flaws of these models، on the other hand، necessitate designing a dynamic stochastic general equilibrium model with dual labor market based on Iran''s economy. To do so، the current study divides labor market into formal and informal sectors. In addition، it classifies firms in formal and informal ones regarding the type of the production function and labor. The annual data used in the model are collected from the Central Bank and the Statistical Center of Iran during 1974-2010. After calibrating and solving the model with numerical method، the shock effects of total factors productivity، government expenditure، oil revenue، and money growth on real variables of the model have been analyzed with and without nominal wage rigidity. The results of the study suggest that the informal sector of the labor market in different business cycles acts as a buffer with countercyclical shift. The money is not neutral in the short run due to lack of rigidity in a model of monopolistic competition، so money supply affects real variables of economy.
    Keywords: Dynamic Stochastic General Equilibrium (DSGE), Dual Labor Market, Informal Employment