فهرست مطالب

کتاب قیم - پیاپی 7 (پاییز و زمستان 1391)
  • پیاپی 7 (پاییز و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس اسماعیلی زاده صفحات 7-28
    «ضال» با توجه به معنای لغوی و کاربرد آن در شماری از آیات قرآن، به کسی گفته می شود که به هدایت آسمانی راه ندارد و این هدایت آسمانی اعم از آگاهی از اسرار غیب یا بهره مندی از وحی الهی است. کاربرد آن درباره انبیای الهی نیز در چارچوب همین معناست:در داستان حضرت یوسف (ع)، برادران وی، فرزندان پیامبر خدا، در دو مورد پدرشان حضرت یعقوب (ع) را «ضال» می خوانند: إن ابانا لفی ضلال مبین و تالله إنک لفی ضلالک القدیم. ضلالت در هر دو مورد، به معنای انکار اطلاع یعقوب (ع) از اخبار و اسرار غیبیی چون منتخب الهی بودن یوسف (ع) در بار اول و زنده بودن او بعد از گذشت چندین سال در بار دوم است. «ضال» بودن حضرت موسی (ع) در بیان خودش: قال فعلتها إذا وانا من الضالین و پیامبر اکرم (ص) در بیان خداوند خطاب به او ووجدک ضالا فهدی نیز به زمان پیش از نبوت ایشان و بهره مند نبودنشان از وحی الهی اشاره دارد.
    کلیدواژگان: ضلالت، ضال، انبیاء، عصمت، نبوت
  • روح الله نجفی* صفحات 29-52
    قرآن مبین از آسمان های هفتگانه سخن می گوید، اما اخترشناسان کنونی نشانی از این گزاره نیافته اند و ازمیلیاردها کهکشان سخن می گویند. مقاله حاضر با مروری بر پیشینه تاریخی هفت آسمان و ارزیابی مهمترین آرای ارائه شده در این باب، بیان می دارد که درباره هفت آسمان، عهد ذهنی معین و معلومی در ذهن مخاطبان مستقیم قرآن وجود داشته است و محتمل است که ایشان به سان پاره ای دیگر از قدما، برای ماه و خورشید و هر یک از سیارات پنجگانه شناخته شده منظومه شمسی در آن دوران، آسمان جداگانه ای قرار داده باشند و به تبع مشهود بودن ماه و خورشید و سیارات پنجگانه، آسمان های آنها را هم با نگاهی توهم آلود، مشهود و معلوم فرض کرده باشند. با این همه، از آنجا که اراده شدن این معنای مبتنی بر ظواهر و پیشینه تاریخی از سوی قرآن با مسلمات کنونی علمی تعارض دارد، نگارنده بر آن است که در این موضع باید از ظواهر عبور نمود و از میان تاویلات محتمل، شایسته ترین را برگزید. بدین سان، می توان نتیجه گرفت که حمل عدد هفت بر مطلق کثرت، تاویلی در خور اختیار جلوه می کند.
    کلیدواژگان: هفت آسمان، رابطه دین و علم، رابطه قرآن و علم، خطا ناپذیری قرآن، شبهات قرآنی
  • علی محمد میرجلیلی، عباس کلانتری خلیل آباد، محمد شریفی صفحات 53-82
    روش تفسیر قرآن به قرآن یکی از کارآمدترین روش های تفسیری است که سابقه ای به قدمت عصر نزول قرآن کریم دارد. حال، مساله مهمی که با آن مواجه هستیم این است که آیا قرآن کریم بدون لحاظ روایات معصومان (ع) به تنهایی و با تکیه به خود، قابل فهم است و اگر چنین است جایگاه روایات در تفسیر قرآن چیست؟ در این پژوهش، با بررسی دیدگاه مفسر بزرگ علامه طباطبایی (ره) در صدد اثبات این مطلبیم که قرآن کریم بتنهایی و بدون مراجعه به منبع دیگری حتی روایات معصومان (ع) قابل فهم است و بیانات قرآنی در رساندن پیام خویش گویا و رسا هستند و با تدبر و مراجعه به خود قرآن قابل فهم و تفسیر و بی نیاز از غیر است و قرآن در بیان مقاصد خویش، دلالت استقلالی دارد. البته دلالت استقلالی قرآن در بیان مقاصد خویش و انحصار قرآن در فهم خود هرگز به معنی بی نیازی از سایر ادله در رسیدن به احکام الهی و معارف الهی نیست، بلکه برای رسیدن به این دو بطور کامل، هم به قرآن کریم و هم به روایات معصومان (ع) در کنار هم نیاز داریم.
    در این راستا به اشکالاتی که به نظر علامه (ره) وارد شده پاسخ می دهیم؛ از جمله اینکه چرا علامه (ره) با وجود اینکه قرآن را در فهم خود بی نیاز از روایات می داند ولی خود، بیشترین بهره را از روایات برده است؟ و در نهایت به جایگاه و نقش روایات معصومان (ع) اشاره می کنیم.
    کلیدواژگان: تفسیر قرآن به قرآن، علامه طباطبایی (ره)، انحصار در فهم، روایات معصومان (ع)، تحلیل
  • شهاب الدین وحیدی مهرجردی صفحات 83-106
    معاد و اعتقاد به عالم قیامت از اندیشه های اولیه حیات بشری بوده است و همه ادیان الهی پیروان خود را به روزی وعده می دهند که به حساب همگان رسیدگی می شود. اما در کیفیت و چگونگی انتقال انسانها به آن عالم اختلاف نظرهای شدیدی بین پیروان ادیان و متفکران آنها وجود دارد. فقها، فلاسفه، متکلمان و محدثان شیعی با توجه به نوع نگرش و مبانی فکری خود، معاد را پیش روی ما به تصویر می کشند. علامه مجلسی (ره) به عنوان یک مسلمان شیعی و محدث، معاد خود را مبتنی بر آیات قرآنی می داند و با استفاده از آیات، علاوه بر نفس معاد، به اثبات معاد جسمانی نیز می پردازد و این برخلاف نظر برخی از علماء است که معاد قرآنی را «مثالی» می دانند. در این تحقیق، برآنیم تا با بررسی معاد قرآنی در آثار و آرای علامه مجلسی، به اصل معاد جسمانی که مورد تایید اوست بپردازیم. او این معاد جسمانی قرآنی را مبتنی بر برهان عقلی می داند و منکر این معاد را کافر می شمارد. علامه علی رغم اینکه انسان را دارای دو بعد روحانی و جسمانی می داند روح را امری غیر مجرد به شمار می آورد. به نظر می رسد ایشان متاثر از دیدگاه های استاد خود میرزارفیعا نائینی و نیز پدرش، محمدباقر مجلسی (ره)، بوده است. علامه مجلسی(ره)، ایمان به معاد جسمانی و ایمان به بهشت و دوزخ را از ضروریات دین اسلام بر می شمرد.
    کلیدواژگان: علامه مجلسی، اصول دین، قرآن، نفس، معاد جسمانی، تناسخ
  • محمدرضا شاهرودی، محمد پارساییان صفحات 107-133
    برخی از نویسندگان مدعی هستند که با توجه به اینکه واژه «تعمق» در منابع لغوی کهن، بار معنایی نکوهیده ای دارد و در بعضی از روایات اهل بیت (ع) از آن با مذمت یاد شده، این واژه در کلام معصومین(ع) معنای مذمومی دارد. درباره برداشت گروهی از دانشمندان در ممدوح دانستن معنای «متعمقون» در روایت امام سجاد (ع) نیز عده ای بحث کرده و آن را تحلیلی ناصواب و ناشی از غفلت آنان در معنای تعمق و دیگر قرائن حدیث برمی شمرند. این مقاله به بازشناسی مفهوم «تعمق» اختصاص دارد و نگارندگان پس از مفهوم شناسی این واژه و تحلیل تبارشناسانه تعمق و خانواده حدیثی آن، به تفحص از قرائن درونی و بیرونی روایت امام سجاد (ع) می پردازند. در ادامه مقاله نیز وجوه مخاطبان و سطوح معنایی در قرآن کریم، سیره معصومین (ع) در پاسخ دهی به مسائل اعتقادی و محدوده تفکر در ذات و صفات الهی بررسی می شود تا تمایز تعمق و ژرف اندیشی ضابطه مند با تعمق فرونگر و کج اندیش در کلام معصومین (ع) مشخص شود.
    کلیدواژگان: تعمق، آخر الزمان، ژرف اندیشی، عقل فرونگر
  • سهیلا پیروزفر، محمد محجل، منصوره مرادی صفحات 135-165
    در خطبه های 1، 91، 177 و 211 نهج البلاغه، مباحث گوناگون درباره کوه ها با عبارت های مختلف برای پی بردن انسان ها به خالق بی همتای قادر، آمده است. دانشمندان و محققین علوم زمین بر آن اند که کوه ها طی زمان های طولانی تشکیل شده و تکامل یافته اند و کوهزایی در پوسته زمین بر اثر فرایندهایی مثل فرورانش در لبه های ناآرام قاره ای با چین خوردن لایه ها و یا بر اثر نفوذ «ماگما»ی مذاب از ماگمای گداخته، به صورت های مختلف، مثل آتشفشان ها، ایجاد می شوند. بررسی کاربرد «کوه» و توصیف آن در این خطبه ها روشن ساخت که این اشارات علمی با یافته های ثابت شده و قطعی زمین شناسی مانند:زمین ساخت صفحه ای، «ایزوستازی» و ریشه دار بودن کوه ها، ساختمان درونی کوه ها، اعتدال حرکات زمین، فواید وجود کوه ها در روی زمین و... نه تنها در تعارض نیست، بلکه منشا وحیانی این سخنان را ثابت می کند.
    کلیدواژگان امام علی(ع)؛ نهج البلاغه؛ کوه؛ زمین شناسی؛ زمین
  • دل آرا نعمتی پیرعلی، فاطمه مسجدی صفحات 167-186
    دین اسلام برای همه ابعاد وجودی انسان و شئون مادی و معنوی زندگی او برنامه ارائه کرده است. پس می تواند مدار زندگی بشر قرار گیرد و پاسخگوی نیازهای جسمی و روحی، فردی و اجتماعی انسان باشد.نهج البلاغه به دلیل اشتمال بر تعالیم جامع و مرتبط با حوزه های مختلف معرفتی، ازجمله عقائد و اخلاق، یکی از منابع اسلام شناسی است که قابلیت پاسخگویی به نیازهای معرفتی انسان را دارا می باشد، ازآن جمله، مساله بصیرت دینی و رابطه دین مداری با آن است که در این کتاب به طور کامل تبیین شده است. دین مداری در نهج البلاغه به معنای بهره مندی از روح تعبد و بندگی و ایجاد تلازم میان علم و عمل در عرصه ها و حوزه های مختلف حیات فردی و اجتماعی است که این دو، شاخصه سوم دین مداری یعنی «بصیرت دینی» را موجب می شوند که خود، در تعامل متداخل با دو اصل تقوی (تعبد) و ولایت پذیری، حمیت و غیرت دینی را در وجود انسان دین مدار متجلی می سازد.
    کلیدواژگان: دین مداری، بصیرت دینی، تقوا، ولایت پذیری، غیرت دینی
  • حسین خاکپور، احمد عابدی صفحات 187-214
    اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به عنوان وارثان علم پیامبر (ص)، بهترین رهنمودها را برای هدایت مردم ارائه کرده اند که بخشی از آنها در روایات تفسیری این بزرگواران نمود یافته است. جمع قابل توجهی از اندیشمندان اهل سنت به نقل احادیث اهل بیت (ع) به عنوان صحابه یا تابعین جلیل القدر همت گماشته و از آنها به گونه های مختلف بهره برده اند.
    مقاله حاضر به روش توصیفی اسنادی با رویکردی قرآنی روایی، پس از مطالعه در تفاسیر روایی و غیر روایی اهل سنت و تامل در سایر کتب آنها، به تحلیل و تقسیم بندی بهره گیری اندیشمندان اهل سنت از روایات اهل بیت (ع) پرداخته و ضمن گونه شناسی، اقسام آنها را در قالب موارد ذیل بیان می دارد: «بهره وری ترجیحی» که در آن، روایت اهل بیت (ع) بر سایر احادیث، ترجیح داده می شود؛ «بهره وری تاییدی» که روایت امام توسط روایت پیامبر (ص) یا سایرین تایید می شود؛ «بهره وری انکاری»؛ «بهره وری تضعیفی» و «بهره وری انتقادی» از موارد دیگری است که این نوشته به آنها می پردازد.
    کلیدواژگان: اهل بیت، اهل سنت، روایات تفسیری، استناد، بهره وری