فهرست مطالب

روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران - سال نوزدهم شماره 4 (پیاپی 75، زمستان 1392)
  • سال نوزدهم شماره 4 (پیاپی 75، زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرزان خیرخواه، سید رضاحسینی*، رقیه فلاح، علی بیژنی صفحات 247-254
    هدف
    هدف پژوهش حاضر تعیین شیوع اختلالات شناختی در سالمندان شهر امیرکلا، طی سال های 91-1390، بود.
    روش
    پژوهش حاضر قسمتی از طرح جامع بررسی وضعیت سلامت سالمندان بود که روی 1600 سالمند 60 ساله و بالاتر شهر امیرکلا در سال 91-1390 انجام شد. از تمام سالمندان برای شرکت در پژوهش دعوت شد. محل مراجعه مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، واقع در شهر امیرکلا، بود. داده های جمعیت شناختی با استفاده از یک پرسشنامه گردآوری شد. برای شناسایی اختلالات شناختی از مقیاس افسردگی پیری (GDS) و بررسی مختصر وضعیت روانی (MMSE) استفاده شد.
    یافته ها
    شیوع نشانه های اختلالات شناختی در جمعیت مورد بررسی 3/18 درصد بود. شیوع اختلالات شناختی در سنین بالاتر (001/0>p)، در زنان (001/0>p)، در افراد غیرمتاهل (001/0>p)، در افراد با سطح تحصیلات پایین (001/0>p) و کسانی که تنها زندگی می کردند (005/0=p) بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای نشانه های اختلالات شناختی در سالمندان شهر امیرکلا، غربالگری سالمندان با استفاده از ابزار MMSE ممکن است در شناخت زودرس این بیماران مفید باشد.
    کلیدواژگان: اختلال شناختی، سالمندان، ایران
  • زهرا فاضلی*، الهام شیرازی، علی اصغر اصغرنژاد فرید، عزیزه افخم ابراهیمی صفحات 264-274
    هدف
    پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دارودرمانی و ترکیب دارودرمانی و آموزش مدیریت والدین بر شاخص های بینایی- ساختاری، توجهی، رفتاری و هیجانی کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/کمبود توجه (ADHD) بود.
    روش
    در پژوهش مداخله ای حاضر، 18 کودک مبتلا به ADHD نوع مرکب، به همراه مادرانشان، به شکل تصادفی به دو گروه دارودرمانی و درمان ترکیبی (دارودرمانی همراه با آموزش مدیریت والدین) تقسیم شدند. درمان شامل دست کم پنج هفته درمان دارویی برای هر دو گروه و 10 جلسه آموزش مدیریت والدین برای گروه درمان ترکیبی بود. پیش و پس از درمان، چهارمین ویراست پرسشنامه نشانه های کودکCSI-4))، آزمون بینایی- حرکتی بندر گشتالت، نسخه گلدن آزمون رنگ-کلمه استروپ (SCWT)، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون (RPM) و نسخه کوتاه و تجدیدنظرشده مقیاس درجه بندی کانرز والدین (CPRS-R-S) تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون هتلینگ، آزمون t و تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    در دو گروه، پس از مداخله نمره شاخص بینایی- ساختاری کاهش و نمره شاخص توجه افزایش یافت (به ترتیب، 01/0>p و 05/0>p). همچنین، درمان ترکیبی بر تمام شاخص ها (01/0>p) و دارودرمانی بر دو شاخص بیش فعالی (01/0>p) و شاخص ADHD (05/0>p) تاثیر داشت. رفتار مقابله ای در گروه درمان ترکیبی نسبت به گروه دارودرمانی کاهش بیشتری داشت (05/0>p). هیچ یک از درمان ها نتوانست بر شاخص های هیجانی تاثیر بگذارد.
    نتیجه گیری
    درمان دارویی بر رفع نقایص شناختی و درمان ترکیبی بر بهبود رفتارهای مقابله ای و تعامل میان والدین و فرزندان اثرگذار است.
    کلیدواژگان: بیش فعالی، کمبود توجه، دارودرمانی، آموزش مدیریت والدین، شاخص های هیجانی، شاخص های رفتاری، شاخص های توجهی
  • حجت الله ابراهیمی*، محمود دژکام، طاهره ثقه الاسلام صفحات 275-282
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تروماهای دوران کودکی و افسردگی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی بود.
    روش
    جامعه پژوهش حاضر عبارت بود از تمامی افراد مراجعه کننده به بیمارستان لقمان حکیم به دلیل اقدام به خودکشی، در شش ماهه دوم سال 1390. از این افراد 180 نفر (100 زن و 80 مرد) به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و بر مبنای ملاک های ورود و خروج بررسی شدند. 180 نفر نیز (100 زن و 80 مرد) از بیمارانی بررسی شدند که طی شش ماهه دوم سال 1390 به دلیل بیماری جسمی -که ارتباط غیرمستقیم نیز با خودکشی نداشت در بیمارستان لقمان بستری شده بودند. برای گردآوری داده ها ویراست دوم پرسش نامه افسردگی بک (BDI-II) و پرسش نامه ترومای دوران کودکی (CTQ) به کار رفت. داده ها به روش تحلیل تشخیصی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.
    یافته ها
    با افزایش نمره تروماهای دوران کودکی (در تمام خرده مقیاس ها) احتمال اقدام به خودکشی افزایش یافت (001/0≥ p) از میان تروماهای دوران کودکی، سوء استفاده هیجانی بیشترین نقش را در اقدام به خودکشی داشت. هم چنین میان سوء استفاده هیجانی (001/0≥p)، سوء استفاده جسمی (05/0≥p)، غفلت جسمی (001/0≥ p)و غفلت هیجانی(001/0≥ p)با افسردگی رابطه وجود داشت.
    نتیجه گیری
    تروماهای دوران کودکی، به ویژه سوء استفاده هیجانی می تواند منجر به بروز افسردگی و اقدام به خودکشی در بزرگسالی شود.
    کلیدواژگان: اقدام به خودکشی، تروماهای دوران کودکی، افسردگی
  • شیما عطایی، لادن فتی*، سیدعلی احمدی ابهری صفحات 283-295
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی دو مولفه نشخوار ذهنی و اجتناب در افراد سالم و مبتلا به اختلال های افسردگی و اضطراب اجتماعی بود.
    روش
    30 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی، 30 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و 120 فرد غیربیمار به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب بک (BAI)، ویرایش دوم پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ)، پرسشنامه سبک های پاسخ (RSQ)، مقیاس اجتناب شناختی- رفتاری (CBAS) و پرسشنامه پردازش پس رویدادی (PEPQ) به کار رفت. برای تحلیل داده ها افزون بر روش های توصیفی، از تحلیل تابع تمایزی برای آشکارسازی تفاوت های عمده میان گرو ه ها استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد میان افراد افسرده و افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی (001/0>p)، اجتناب رفتاری غیراجتماعی (001/0>p) و نشخوار ذهنی (001/0>p) تفاوت وجود داشت و از نظر متغیرهای پردازش پس رویدادی، اجتناب اجتماعی و پرت کردن حواس میان دو گروه تفاوتی وجود نداشت. متغیرهای اجتناب شناختی غیراجتماعی و نشخوار ذهنی بهترین متغیرهای پیش بینی کننده بودند که توانستند گروه افراد مبتلا به افسردگی را از گروه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی متمایز کنند.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر مقداری همپوشانی در آسیب پذیری شناختی در دو اختلال افسردگی و اضطراب اجتماعی نشان داد. به نظر می رسد نشخوار ذهنی، پردازش پس رویدادی و اجتناب در طول یک پیوستار از هنجار تا نابهنجار قرار دارند. با این وجود نشخوار ذهنی و اجتناب شناختی غیراجتماعی، مولفه های خاص افسردگی بودند. این پژوهش در تایید هر دو دیدگاه طبقه ای و طیفی شواهدی فراهم آورد.
    کلیدواژگان: رویکرد طبقه ای، رویکرد طیفی (ابعادی)، نشخوار ذهنی، اجتناب شناختی، رفتاری، اختلال افسردگی، اختلال اضطراب اجتماعی
  • زیبا طاهریان*، اصغر آقایی، محسن گلپرور، صادق ولیان بروجنی صفحات 296-304
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر خودافشاگری مشاور بر ادراک مراجع از ابعاد نفوذ اجتماعی مشاور، شامل خبرگی، جذابیت و قابلیت اعتماد، در مشاوره ژنتیک تالاسمی پیش از ازدواج بود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های شبیه سازی شده بود که جلسه مشاوره ژنتیک به صورت فرضی و در قالب یک سناریوی مکتوب اجرا شد. از میان زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره ژنتیک پزشکی اصفهان، 131 نفر در پژوهش حاضر شرکت کردند. ابزار پژوهش سه بخشی و شامل اطلاعات جمعیت شناختی، سناریوی یک جلسه مشاوره ژنتیک تالاسمی و فرم کوتاه ارزیابی مشاور (S-CRF) بود. سناریوها در یکی از سه حالت بدون خودافشاگری، خودافشاگری حرفه ای و خودافشاگری شخصی مشاور ارائه شد. آزمودنی ها با تصور خود در نقش مراجع و پاسخ به S-CRF، ادراک خود را از نفوذ اجتماعی مشاور نشان دادند. داده ها از راه تحلیل واریانس چندمتغیره بررسی شدند.
    یافته ها
    آزمودنی ها مشاور ژنتیک را در حالت خودافشاگری شخصی، قابل اعتمادتر از حالت بدون خودافشاگری ارزیابی کردند.
    نتیجه گیری
    همان گونه که بررسی های پیشین نشان داده اند، خودافشاگری مشاور ژنتیک ممکن است بر ادراک مراجع از نفوذ اجتماعی مشاور تاثیر مثبت داشته باشد.
    کلیدواژگان: مشاوره ژنتیک، خودافشاگری مشاور، نفوذ اجتماعی مشاور، ادراک مراجع از مشاور
  • لیلی پناغی، قیصر ملکی*، عباس ذبیح زاده، مرجان پشت مشهدی، زهرا سلطانی نژاد صفحات 305-313
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی پایایی، روایی و ساختار عاملی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) بود.
    روش
    نمونه پژوهش شامل 391 فرد متاهل (189 مرد و 202 زن) بود که با روش نمونه گیری در دسترس از مناطق مختلف شهر تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، افزون بر مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) و پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ (RSES) برای بررسی روایی هم گرا و واگرای بعد اضطرابی و خرده مقیاس برون گرایی پرسش نامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI) برای بررسی روایی واگرای بعد اجتنابی مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد مدل دوعاملی اجتناب و اضطراب در جامعه ایرانی برازش دارد. روایی هم گرای بعد اضطراب با استفاده از خرده مقیاس افسردگی و اضطراب از مقیاس DASS-21 و روایی واگرای آن با استفاده از پرسش نامه عزت نفس روزنبرگ تایید شد. روایی واگرای بعد اجتناب نیز با بررسی رابطه آن با خرده مقیاس برون گرایی تایید شد. ضریب پایایی آزمون- بازآزمون دو هفته ای برای نمره کل و دو بعد اجتناب و اضطراب به ترتیب 87/0، 71/0 و 89/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    ویژگی های روان سنجی مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک در جامعه ایرانی مناسب است. می توان گفت این پرسش نامه ابزاری مفید و معتبر برای انجام پژوهش های مرتبط با دلبستگی و مشاوره زوجی در ایران است.
    کلیدواژگان: مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک، تحلیل عاملی، روایی، پایایی
  • محمدعلی مظاهری، مجتبی حبیبی، احمد عاشوری صفحات 314-325
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس انسجام و انعطاف پذیری خانواده (FACES-IV) در جامعه خانواده های ایرانی انجام شد.
    روش
    ابتدا مقیاس FACES-IVبه وسیله چهار روانشناس ترجمه و به وسیله متخصص زبان انگلیسی ترجمه وارون شد. پس از اجرای مقدماتی روی 30 آزمودنی، اصلاحات لازم انجام شد. سپس 1652 آزمودنی از اعضای خانواده های هفت استان کشور (558 پدر، 576 مادر و 518 فرزند) به FACES-IV پاسخ دادند. پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (DASS)، مقیاس خودگزارشی نوجوانان(YSR)، فرم کوتاه مقیاس استرس فرزندپروری (PSI-SF)، فهرست وقایع زندگی (LE)، مقیاس تعاملات خانواده (FCS) و مقیاس رضایت خانواده (FSS) نیز برای بررسی روایی همگرا و واگرا روی گروه نمونه اجرا شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    ضریب آلفای کرونباخ نمره کل مقیاس FACES-IV و خرده مقیاس های انسجام متوازن، انعطاف پذیری متوازن، گسسته، به هم تنیده، نامنعطف و آشفته برای پدران به ترتیب 74/0، 71/0، 6/0، 70/0، 60/0 و 58/0، برای مادران به ترتیب 72/0، 72/0، 69/0، 69/0، 56/0 و 62/0 و برای فرزندان خانواده به ترتیب 59/0، 77/0، 69/0، 74/0، 52/0 و 55/0 به دست آمد. بررسی روایی همگرا و واگرا از طریق محاسبه ضریب همبستگی مقیاس FACES-IV با مقیاس های DASS، YSR، PSI-SF و LE رضایت بخش بود. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشانگر برازش الگوی شش عاملی (بعد انسجام شامل سه خرده مقیاس گسسته، انسجام متوازن و به هم تنیده و بعد انعطاف پذیری شامل سه خرده مقیاس نامنعطف، انعطاف پذیری متوازن و آشفته) با داده ها بود.
    نتیجه گیری
    نسخه فارسی مقیاس FACES-IV واجد ویژگی های روان سنجی مورد نیاز برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی و تشخیص های بالینی است.
    کلیدواژگان: پایایی، روایی، ساختار عاملی، مقیاس انسجام و انعطاف پذیری خانواده
  • محمد باقر صابری زفرقندی، محسن روشن پژوه*، رکسانا میرکاظمی، جعفر بوالهری صفحات 326-329
    وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از سال 1383 برنامه پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد و پیشگیری از ویروس نقص ایمنی انسان(HIV) را در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه(PHC) ادغام کرده است. چالش های اساسی این برنامه، طبق دیدگاه صاحب نظران، شامل تغییر مفهوم و کارکرد نظام PHC، هماهنگی کم خدمات کاهش تقاضای مواد با نظام PHC، نبود پذیرش طرح ادغام خدمات کاهش تقاضای مواد در نظام PHC، وضعیت قوانین موجود، سیاست گذاری و چالش های مربوط به ماهیت اعتیاد است.
    کلیدواژگان: چالش، ادغام کاهش تقاضای مواد، نظام مراقبت های بهداشتی اولیه، ایران
|
  • Farzan Kheirkhah, Seyed Reza Hosseini *, Roghayyeh Fallah, Ali Bijani Pages 247-254
    Objectives
    The aim of the current research was to determine the prevalence of cognitive disorders among elderly people of Amirkola during 2012-2013.
    Method
    This study is a part of a comprehensive cohort project named as Amirkola Health and Ageing Project (AHAP) to investigate health status of 1600 elderly people (≥60 years old) in Amikola، in northern part of I. R. Iran. All elderly people in Amirkola were invited to participate in this study، at Social Determinats of Health (SDH) Research Centre، Babol University of Medical Sciences. Data were collected using a demographic questionnaire، Geriatric Depression Scale (GDS) and Mini-Mental State Examination (MMSE). MMSE were used to screen cognitive impairments.
    Results
    Prevalence of cognitive impairments was %18. 3. The prevalence of cognitive impairments were higher in older aged (p<0. 001)، in women (p<0. 001)، in single people (p<0. 001)، in people with low educational level (p<0. 001) and in those lived lonely (p=0. 005).
    Conclusion
    Considering the high prevalence of cognitive disorders among elderly people of Amirkola، old-aged population screening using MMSE may be useful to early identification of cognitive impairments.
    Keywords: cognitive disorder, elderly, Iran
  • Zahra Fazeli *, Elham Shirazi, Aliasgar Asgharnejad Farid, Azize Afkham Ebrahimi Pages 264-274
    Objectives
    The aim of the present study was to compare the effectiveness of medication with and without parent management training (PMT) on visuo-constructive، attentional، behavioral and emotional indicators of children with attention deficit/hyperactivity disorder.
    Method
    In this interventional study، 18 children with ADHD combined type and their mothers were randomly allocated into a medication group (MED) and a medication plus parent management training (MED+PMT). Medication was prescribed for all affected children، for at least a five-week period. In addition، in MED+PMT group، 10 sessions of PMT was administered. The Child Symptom Inventory-4th Edition (CSI-4)، Bender Gestalt Visual Motor Test، Stroop Color-Word Test (SCWT)، Raven''s Progressive Matrices (RPM)، and Conners'' Parent Rating Scales-Revised short form (CPRS-R-S) were administered before and after treatment. The data analysis was done by Hoteling test، t-test for independent variables، and univariate and multivariate analysis of covariance.
    Results
    In both groups، after intervention the visuo-constructive scores were reduced and attention scores increased (p<0. 05 and p<0. 1، respectively). Combination treatment was effective on all relevant indices (p<0. 01، in all cases). Also، medication alone caused significant changes in hyperactivity (p<0. 05) and ADHD (p<0. 05) indices. The oppositional behavior scores were reduced more in MED+PMT group than MED group (p<0. 05). Neither medication nor combination treatment was effective on emotional indices.
    Conclusion
    Medication is effective in treatment of cognitive impairments. However، combination of medication and parent management training causes more improvement in oppositional behaviors and interaction between parents and children.
    Keywords: attention deficit, hyperactivity, medication, parent management training (PMT), emotional indices, behavioral indices, attention indices
  • Hojjat Ebrahimi *, Mahmood Dejkam, Tahereh Seghatoleslam Pages 275-282
    Objectives
    The current research aim was to consider the childhood traumas’ relationship with depression and suicide attempt in adulthood.
    Method
    This study population consisted of all refereed individual to Loghman Hakim Hospital due to suicide attempt at the Fall 2011 and Winter 2012. Of these 180 people (100 females and 80 males) were selected by random sampling method and studied by inclusion-exclusion criteria. Also، 180 patients (100 females and 80 males) hospitalized during the Fall 2011 and Winter 2012 due to physical disease-without even indirect relevance with suicide- were examined. Data collection was by Beck Depression Inventory (BDI-II) and Childhood Trauma Questionnaire (CTQ). The data were analyzed using discriminant functions and multivariable regression.
    Results
    By increasing the level of childhood traumas (all subscales) the suicide attempt probability (p≤0. 001) was increased (p≤0. 01). Of childhood trauma the emotional abuse had the most effect on suicide attempt. Moreover، there were relationships among emotional abuse (p≤0. 01)، physical neglect (p≤0. 001) and emotional neglect (p≤0. 001).
    Conclusion
    Childhood traumas، especially emotional abuse may lead to depression and suicide attempt in adulthood.
    Keywords: suicide attempt, childhood trauma, depression
  • Shima Ataie, Ladan Fata *, Ali Ahmadi Abhari Pages 283-295
    Objectives
    The aim of current study was to investigate two factors of rumination and avoidance in healthy and with depression and social anxiety disorder individuals.
    Method
    Thirty patients with unipolar mood disorder، 30 patients with social anxiety disorder and 120 nonclinical samples were selected by accessible sampling method. Data gathering was by Beck Anxiety Inventory (BAI)، Beck Depression Inventory-II (BDI-II)، General Health Questionnaire (GHQ)، Response Styles Questionnaire (RSQ)، Cognitive Behavioral Avoidance Scale (CBAS) and Post Event Processing Questionnaire (PEPQ). In addition to descriptive statistics methods، discriminant function analysis was used to reveal major differences among the groups.
    Results
    The findings showed significant difference between individuals with depression and with social anxiety groups in cognitive nonsocial avoidance (p<0. 001)، behavioral nonsocial avoidance (p<0. 001) and rumination (p<0. 001)، and no significant difference for post event processing، social avoidance and distraction. The cognitive nonsocial avoidance and rumination variables were the best predictors for distinguishing social anxiety group from depressed group.
    Conclusion
    The current study showed some overlap in cognitive psychopathology of unipolar disorders and social anxiety. It seems that rumination، post event processing and avoidance are on a continuum from normal to abnormal. However، rumination and cognitive nonsocial avoidance were distinctive features of depression. This study provided evidence to support both dimensional and categorical approaches.
    Keywords: categorical approach, dimensional approach, rumination, cognitive social avoidance, unipolar mood disorder, social anxiety disorder
  • Ziba Taherian *, Asghar Aghaei, Mohsen Golparvar, Sadeq Vallian Boroujeni Pages 296-304
    Objectives
    The aim of this study was to investigate the effect of counselor self-disclosure on clients’ perception of counselor''s social influence including expertness، attractiveness، and trustworthiness in genetic counseling sessions for thalassemia prior to marriage.
    Method
    This research was an analogue study performed using simulated genetic counseling sessions with depicted scenario. Among couples referred to Isfahan Medical Genetics Center، 131 people participated to the study. We used a demographic questionnaire، a scenario of a genetic counseling session for thalassemia، and Counselor Rating Form-S (CRF-S). Three versions of the scenario were prepared: without counselor self-disclosure، with professional self-disclosure، and with personal self-disclosure. Imaginating themselves as the client، participants completed CRF-S and showed their perception of counselor''s social influence. A multivariate analysis of variance (MANOVA) was used to analyze the data.
    Results
    Participants assessed the counselor in the personal self-disclosure scenario more trusted than in scenario without self-disclosure.
    Conclusion
    As shown in previous studies، counselor self-disclosure may have positive effects on clients’ perception of counselor’s social influence.
    Keywords: genetic counseling, counselor self, disclosure, counselor\'s social influence, client's perception of counselor
  • Leili Panaghi, Gheysar Maleki *, Abbas Zabihzadeh, Marjan Poshtmashhadi, Zahra Soltaninezhad Pages 305-313
    Objectives
    The aim of current study was to investigate the validity، reliability، and factor analysis of Experience in Close Relationship (ECR) scale.
    Method
    A sample including 391 married individuals (189 male and 202 female) were selected from different region of Tehran by convenience sampling method. In addition to the ECR scale، data collection was by administering Depression، Anxiety and Stress scale (DASS-21) and Rosenberg Self-esteem Scale (RSES) for investigating the convergent and divergent validity of anxiety، and NEO Five Factor Inventory (NEO-FFI) extraversion subscale was conducted for divergent validity of avoidant subscale.
    Results
    The results of exploratory factor analysis indicated that two factor model of ECR fit in Iranian sample. The convergent validity of anxiety was confirmed by depression and anxiety subscale of DASS-21 and the divergent validity with RSES. The divergent validity of avoidant was also confirmed by investigating its relation with extraversion subscale. The test-retest reliability over a two week period for total score and two dimensions of avoidant and anxiety were 0. 87، 0. 71، and 0. 89، respectively.
    Conclusion
    The psychometric characteristics of ECR in Iranian society seem satisfactory. It could be said that the ECR is a useful and reliable tool for attachment research and couple counseling in Iran.
    Keywords: experience in close relationship questionnaire, factor analysis, validity, reliability
  • Mohammadali Mazaheri, Mojtaba Habibi, Ahmad Ashori Pages 314-325
    Objectives
    The current research aim was to study the factor analysis، reliability and validity of the Persian version of Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES-IV) in Iranian families’ society.
    Method
    Initially، the FACES-IV was translated to Persian by four psychologists، and then back translated into English by an English expert. The modifications were performed after a pilot study with 30 participants. Thereafter، the final version was administrated to 1652 subjects (558 fathers، 576 mothers، and 518 children) in seven large provinces in the country. In order to testing the convergent and divergent validity the Depression، Anxiety، and Stress Scale (DASS)، Youth Self-Report (YSR)، Parenting Stress Inventory-short form (PSI-SF)، Life Event checklist (LE)، Family Conflicts Scale (FCS)، and Family Satisfaction Scale (FSS) were used.
    Results
    Alpha’s Chronbach for the total score of FACES-IV and for the balanced cohesion، balanced flexibility، disengaged، enmeshed، rigid، chaotic subscales for fathers were 0. 74، 0. 71، 0. 60، 0. 70، 0. 60، and 0. 58، for mothers 0. 72، 0. 72، 0. 69، 0. 69، 0. 56، and 0. 62، and for children 0. 59، 0. 77، 0. 69، 0. 74، 0. 52، and 0. 55، respectively. The convergent and divergent validity tests by calculating the correlation coefficient of FACES-IV using DASS، YSR، PSI-SF، and LE were satisfactory. The confirmatory factor analysis results depicted fit of the six-factor model (the cohesion dimension included disengaged، balanced flexibility، enmeshed subscales، and the flexibility dimension included rigid، balanced flexibility and chaotic subscales) with the data.
    Conclusion
    The FACES-IV Persian version meets the psychometric properties needed for application in psychological studies and clinical diagnoses.
    Keywords: reliability, validity, factor analysis, family adaptability, cohesion
  • Mohammad Bagher Saberi Zafarghandi, Mohsen Roshanpajouh *, Roksana Mirkazemi, Jafar Bolhari Pages 326-329