فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 26 (زمستان 1391)
  • پیاپی 26 (زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/11/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • درا پرو*، پروانه محمد خانی، بهروز دولتشاهی، نهاله مشتاق صفحه 7
    مدل تجربی افشای هیجانی، پیش بینی می کند که بر حسب دامنه ای که افشا منجر به بر انگیختگی عاطفی و پردازش جنبه های اطلاعات ناهمخوان با طرحواره می شود، تغییر روان شناختی و رهایی پیش خواهد آمد. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی یک جلسه ی دو دقیقه ای افشای هیجانی- نوشتاری بر افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان دچار ضربه ی روانی بود. بدین منظور با استفاده از طرح آزمایش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل، 46 دانشجوی دختر با روش غربالگری انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش در مورد ضربه ی روانی و شرکت کنندگان گروه کنترل در مورد محوطه ی دانشگاه به مدت 2 دقیقه نوشتند. افسردگی، اضطراب و استرس قبل از مداخله و سه هفته بعد و عاطفه ی مثبت و منفی بلافاصله قبل و بعد از مداخله ارزیابی شد و نتایج نشان داد که در کوتاه مدت، افشای هیجانی نوشتاری دو دقیقه ای به طور معناداری موجب افزایش عاطفه ی منفی و در درازمدت باعث کاهش افسردگی و اضطراب می شود. همچنین، مداخله در دانشجویانی که شدت ضربه ی روانی بیشتر و وضعیت اقتصادی ضعیف تری داشتند، موثرتربود. نتایج این پژوهش نشان داد که افشای هیجانی- نوشتاری در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس موثر است و در این اثربخشی، تفاوتهای فردی به عنوان تعدیل کننده عمل می کند.
    کلیدواژگان: افشای هیجانی، نوشتاری، افسردگی، اضطراب، استرس
  • مقداد طالبی زاده*، المیرا شاهمیر، سلیمان جعفری فرد صفحه 17
    اختلال دوقطبی، اختلالی مزمن و عود کننده ای است که مداخلات مختلفی برای درمان آن معرفی شده است. درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، تکنیک های مراقبه ای را با برخی از جنبه های درمان شناختی ترکیب کرده و برای درمان این اختلال، پیشنهاد شده است. هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش شدت علایم افسردگی و شیدایی در بیماران مبتلا بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی با گمارش تصادفی و پیش آزمون- پس آزمون 19 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی که در مرحله ی بهبود نسبی به سر می بردند در دو گروه آزمایش (9n=) و گواه (10=n) کاربندی شدند و شرکت کنندگان گروه آزمایش، طی 8 جلسه، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت کردند. آزمودنی ها، قبل و بعد از اتمام پژوهش از نظر نشانه های افسردگی و شیدایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، موجب کاهش شدت علایم افسردگی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شد اما چنین کاهشی در شدت علایم شیدایی مشاهده نشد. اگرچه این یافته ها مقدماتی است با این وجود پیشنهاد می شود که از درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می توان به عنوان گزینه ی مناسبی برای درمان اختلال دوقطبی، به خصوص درمان علایم افسردگی آن استفاده شود.
    کلیدواژگان: اختلال دوقطبی، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، افسردگی، علایم شیدایی
  • فریبا نبوی آل آقا*، فرح نادری، علیرضا حیدری، حسن احدی، محمد علی نظری صفحه 27
    فرایند های شناختی، از جمله توجه و زمان واکنش، نقش عمده ای در زمینه های مختلف عملکردی دارند. یکی از روش های مورد استفاده ی روان شناسان برای افزایش تمرکز و توجه و تغییر در زمان واکنش، آموزش نوروفیدبک است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه ی اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر توجه و زمان واکنش بازیکنان مبتدی تنیس روی میز بود. بدین منظور طی یک طرح نیمه آزمایش با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل، 36 داوطلب به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش (نوروفیدبک واقعی)، پلاسیبو (نوروفیدبک ساختگی) و کنترل کاربندی شدند. گروه ها، ابتدا و انتهای پژوهش از نظر و میزان توجه و زمان واکنش، ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که آموزش نوروفیدبک برکاهش زمان واکنش موثر است ولی بر میزان توجه، تاثیری ندارد. بنابراین به نظر می رسد که آموزش نوروفیدبک می تواند در عملکرد شناختی به خصوص در کاهش زمان واکنش موثر باشد.
    کلیدواژگان: نوروفیدبک، زمان واکنش، توجه
  • مهدی خوریانیان*، لیلا حیدری نسب، زهرا طبیبی، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف صفحه 37
    رویکرهای مختلفی برای درمان و کاهش نشانه های افسردگی ارایه شده است. یکی از این رویکردها، درمان های روان پویشی است. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (ISTDP) بر کاهش نشانه ها و ابرازگری هیجانی مبتلایان به افسردگی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایش با پیش آزمون و پس آزمون، گمارش تصادفی وگروه کنترل، 16 نفر از بین دانشجویان مبتلا به افسردگی، در دانشگاه فردوسی مشهد به شیوه ی نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله، از نظر میزان افسردگی و ابرازگری هیجانی ارزیابی شدند. گروه آزمایش به مدت 20 جلسه، تحت مداخله ی روان پویشی کوتاه مدت فشرده قرار گرفتند اما در مورد گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت. نتایج تحلیل آنکووا نشان داد که مداخله ی روان پویشی کوتاه مدت فشرده، باعث کاهش نشانه های افسردگی و افزایش ابرازگری هیجانی شده است. با توجه به نتایج یافته ها می توان اظهار داشت که مداخله ی روان پویشی کوتاه مدت فشرده منجر به بهبود خلق (کاهش نشانه های افسردگی) و افزایش افشای هیجانی شود.
    کلیدواژگان: روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده، افسردگی، ابرازگری هیجانی
  • رعنا رحمانی، حسن بنی اسدی* صفحه 47
    ارتباط انسانی، فرایندی است که طی آن شخص مفهومی را با استفاده از پیام های کلامی و غیرکلامی به ذهن شخص دیگر می رساند. این روابط به راحتی تحت تاثیر کمرویی قرار می گیرد. کمرویی برای افراد کمرو مشکلات متعددی را ایجاد می کند و آنها را از رسیدن به بسیاری از اهدافشان باز می دارد، به همین دلیل یکی از مهمترین کشمکش های انسان های کمرو برقراری ارتباط است. هدف پژوهش حاضر، تاثیر آموزش ارتباط غیرکلامی درکاهش علایم کمرویی دانشجویان بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی، 30 نفر از دانشجویان مبتلا به کمرویی دانشگاه شهید باهنر کرمان با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه کاربندی شدتد. گروه آزمایش، طی 8 جلسه تحت آموزش ارتباط غیر کلامی قرار گرفتند. گروه ها قبل از کاربندی و بعد از اتمام پژوهش از نظر میزان کمرویی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش ارتباط غیر کلامی موجب کاهش علایم کمرویی در تمام ابعاد شناختی، فیزیولوژیک و رفتاری آن می شود و به نظر می رسد آموزش اصول ارتباط غیرکلامی باید در آموزش سبک زندگی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کمرویی، ارتباط غیرکلامی، دانشجویان
  • راضیه ایزدی*، محمدرضا عابدی، سمانه معین صفحه 57
    افسردگی، یکی از اختلالات شایع در جوامع مختلف است و تشخیص به موقع و ارزیابی های بالینی مبتلایان به افسردگی از دغدغه های مهم متخصصان بالینی است. با توجه به اهمیت تشخیص به هنگام و دقیق اختلال وسواس و پیامدهای آن، هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ی وسواسی جبری ونکوور در بیماران وسواس و دانشجویان بود. بدین منظور در یک پژوهش زمینه یابی از نوع توصیفی- مقطعی، 82 بیمار مبتلا به وسواس، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با پرسشنامه ی وسواسی جبری ونکوور، مقیاس وسواس فکری و عملی ییل براون، پرسشنامه ی وسواسی جبری مادزلی، پرسشنامه ی باورهای وسواسی پرسشنامه ی افسردگی و اضطراب بک مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل عاملی به روش تحلیل مولفه های اصلی با چرخش پروماکس، حاکی از تایید ساختار عاملی پرسشنامه ی وسواسی جبری ونکوور، بود. بررسی های روان سنجی در این پژوهش، پایایی و اعتبار این پرسشنامه را تایید کرد و نتایج حاکی از آن بود که نسخه ی فارسی پرسشنامه ی وسواسی جبری ونکوور در جامعه ی ایرانی از ویژگی های روانسنجی مطلوبی برخوردار است.
    کلیدواژگان: ساختار عاملی، اعتبار، پایایی، اختلال وسواسی فکری و عملی
  • هادی پردل*، مجید محمود علیلو، آذر تاجور، مریم حجازی پور صفحه 67
    اختلال نقص توجه و بیش فعالی، اختلالی است که در دوره ی کودکی ظاهر می شود و مشکلات متعددی را برای خانواده ها به همراه می آورد. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش های مدیریت کودک به مادران در کاهش علایم اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان آنها بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه پژوهشی با پیش آزمون و پس آزمون و گمارش تصادفی، 24 نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش کاربندی شدند. مادران گروه آزمایش، 9 جلسه ی آموزش مهارت های مدیریت کودک را دریافت کردند. قبل و بعد از اجرای مداخله، هر دو گروه با استفاده از مصاحبه ی بالینی و مقیاس سنجش اختلال نقص توجه و بیش فعالی کودکان، در مورد فرزندانشان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت کودک موجب کاهش نشانه های بیش فعالی و تکانش گری شده اما روی نقص توجه تاثیری نداشته است. با توجه به مشخص شدن اثر بخشی این برنامه ی آموزشی می توان آن را در سطح جامعه در جهت رفع ضعف مهارت های مادران در برخورد با کودکانشان و در راستای برنامه های پیشگیرانه به کار برد.
    کلیدواژگان: اختلال نقص توجه و بیش فعالی، مهارت های مدیریت کودک، والدین
  • شهرام وزیری*، فرح لطفی کاشانی صفحه 77
    شکل گیری هویت، ترکیب مهارت ها، جهان بینی و همانندسازی هاست که به صورت یک کل کم و بیش منسجم، پیوسته و منحصر به فرد در می آید و به تبیینی تبدیل می شود که نحوه ی رفتار و اندیشه ی فرد را با خود و پیرامون خود تعریف می کند. بر این اساس، می تواند به زمینه و بنیادی برای پریشانی روان شناختی تبدیل شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی سبک های هویت و پریشانی روانی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی مبتنی بر همبستگی، 3245 نفر دانشجوی دانشگاه (1703 مرد و 1534 زن) از نظر سبک های هویت و پریشانی روان شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج همبستگی این نمرات نشان داد که نمرات سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری و تعهد هویت، همبستگی منفی با نمره های پریشانی دارند در حالی که نمره های سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با نمرات پریشانی، همبستگی مثبت دارد. به نظر می رسد که افراد با استفاده از یک مدل هویتی سردرگم و اجتنابی و به تعویق انداختن تصمیم گیری در مورد هویت و شخصیتشان به تدریج به علت استفاده از شیوه های اجتنابی و غیر انطباقی، زمینه ی پریشانی روانی خود را فراهم می سازند.
    کلیدواژگان: هویت، بروزنسکی، پریشانی، دانشجویان
|
  • Parv Dorra*, Mohammad Khani, Parvaneh, Moshtagh, Nahaleh, Dolat Shahi, Behrouz Page 7
    Cognitive processes, such as attention span and reaction time play a key role in a variety of practical realms. An effective method which can be applied to increase the concentration, attention and also the alteration of reaction time is neurofeedback training. The research purpose is to assess the effectiveness of neurofeedback training in the attention and reaction time of novice tennis players. Therefore,a sample of 36 volunteers was randomly selected and assigned to experimental group (real neurofeedback) and placebo group (simulated neurofeedback),through employing a semi-experimental method with pre test, post-test and control group design.Both groups were assessed in terms of attention span and reaction time prior and subsequent to the training. The result of difference variance analysis indicated that neurofeedback training is effective in decreasing the reaction time. However, no support was found in terms of attention span. Overall, it can be concluded that neurofeedback training is effective in the enhancement of cognitive performance, particularly, the decrease of reaction time.
    Keywords: Written Emotional Disclosure, Depression, Anxiety, Stress
  • Talebi Zadeh, Meghdad*, Shahmir, Elmira, Jafari Fard, Soleiman Page 17
    Bipolar disorder is characterized as a chronic disorder which maintains elevated relapse rate. Mindfulness-based cognitive therapy, which is generally based on meditative techniques integrated with some aspects of cognitive therapy, has been recommended for the treatment of this disorder. Hence, the research purpose was to carry out an investigation into the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy in the decrease of depression and maniac symptoms of individuals diagnosed with bipolar disorder. A semi-experimental method with post-test-pre-test design was employed and a sample of 19 individuals diagnosed with bipolar disorder was assigned to the experimental (n=9) and control (n 10) groups. The subjects underwent 8 sessions of mindfulness-based cognitive therapy and were tested in terms of maniac and depression symptoms. Covariance analysis indicated that mindfulness-based cognitive therapy could significantly reduce the depression symptoms in the experimental group as compared to the control group. However, no improvement was observed in maniac symptoms. Overall, mindfulness-based cognitive therapy can be a preferred therapy in the treatment of bipolar disorder in general and depression symptoms, in particular.
    Keywords: Bipolar Disorder, Mindfulness, Based Cognitive Therapy, epression, Maniac Symptoms
  • Nabavi Al Agha, Fariba*, Naderi, Farah, Heidari, Alireza, Ahadi, Hasan, Mohammad Nazari, Ali Page 27
    Cognitive processes, such as attention span and reaction time play a key role in a variety of practical realms. An effective method which can be applied to increase the concentration, attention and also the alteration of reaction time is neurofeedback training. The research purpose is to assess the effectiveness of neurofeedback training in the attention and reaction time of novice tennis players. Therefore,a sample of 36 volunteers was randomly selected and assigned to experimental group (real neurofeedback) and placebo group (simulated neurofeedback),through employing a semi-experimental method with pre test, post-test and control group design.Both groups were assessed in terms of attention span and reaction time prior and subsequent to the training. The result of difference variance analysis indicated that neurofeedback training is effective in decreasing the reaction time. However, no support was found in terms of attention span. Overall, it can be concluded that neurofeedback training is effective in the enhancement of cognitive performance, particularly, the decrease of reaction time.
    Keywords: Neurofeedback, Reaction Time, Attention Span
  • Khorianian Mehdi*, Heidari Nasab Leila, Tabibi Zahra, Agha Mohammadian Sherbaf Hamid Reza Page 37
    Various approaches have been put forward for the treatment and decrease of depression symptoms, one of which is intensive short-term dynamic psychotherapy (ISTDP). Therefore, the research purpose is to assess the effectiveness of short-term dynamic psychotherapy in decreasing the symptoms of depression and emotional disclosure in patients suffering from depression. The research employed a semi-experimental method with pre-test-post-test-control group design. The sample comprised 16 individuals diagnosed with depression who were selected using voluntary sampling and were randomly assigned to the experimental and control groups. Prior to the intervention, the subjects were tested in terms of depression and emotional disclosure. The experimental group received 20 sessions of intensive short-term dynamic psychotherapy, whereas, the control group received no intervention. ANCOVA analysis indicated that intensive shortterm dynamic psychotherapy has significantly decreased the symptoms of depression and increased the emotional disclosure. Overall, it can be concluded that short-term dynamic psychotherapy can elevate the lowered mood (decrease of depression symptoms) and increase the emotional disclosure.
    Keywords: Short, Term Dynamic Psychotherapy, Symptoms of Depression, Emotional Disclosure
  • Rahmani Rana, Bani Asadi Hasan* Page 47
    Human communication is a process in which the individuals transmit verbal and non-verbal concepts to the others’ mind. These communications can be easily influenced by shyness. Shyness poses various problems for shy individuals and prevents them in pursuing their goals. Therefore, one of the most major problems of shy people is communication. The research aims to investigate the influence of non-verbal communication in decreasing the students’ symptoms of shyness. Hence, a sample of 30 individuals was drawn from among the diagnosed shy students of Shahid Bahonar University and assigned to the experimental and control groups. The experimental group underwent 8 sessions of nonverbal interaction skills training and was subsequently tested for shyness. Results of covariance analysis indicated that nonverbal social interaction skills training can significantly decrease the symptoms of shyness in cognitive, physiological and behavioral aspects. Overall, it seems that nonverbal social interaction skills training merits attention in life style training.
    Keywords: Shyness, Nonverbal Communication, College Students
  • Izadi Raziyeh*, Abedi Mohmmad Reza, Moeen Samaneh Page 57
    Depression stands amongst the most prevalent disorders and its accurate and early diagnosis and assessment is of crucial importance for the clinical specialist. Therefore, the research purpose is to assess the psychometric properties of Vancouver Obsessional Compulsive Inventory (VOCI) amongst the obsessivecompulsive students. Hence, a sample of 82 obsessive-compulsive patients were selected through convenience sampling and tested by Vancouver Obsessional Compulsive Inventory (VOCI), The Yale–Brown Obsessive–Compulsive scale, Maudsley Obsessive-Compulsive Inventory (MOCI), Beck Anxiety Inventory(BAI), Beck Depression Inventory (BDI) and Obsessive Beliefs Questionnaire. Results have confirmed the reliability and validity of Vancouver Obsessional Compulsive Inventory (VOCI). Moreover, the factor structure employing the main components’ analysis with promax rotation confirmed the factor structure of Vancouver Obsessional Compulsive Inventory (VOCI). Overall, the Persian version of Vancouver Obsessional Compulsive Inventory (VOCI) proved to possess adequate psychometric properties.
    Keywords: Reliability, Validity, Obsessive, Compulsive Disorder
  • Pordel Hadi*, Mahmoud Alilou Majid Page 67
    Attention deficit hyperactivity disorder emerges during childhood and presents parents with various problems. The research purpose is to assess the effectiveness of children’s management skills training in the decrease of their attention deficit hyperactivity disorder. Therefore, the research employed a semi-experimental method with pre-test-post-test design and a sample of 24 mothers whose children had been diagnosed with attention deficit hyperactivity disorder was selected through convenience sampling and assigned to the experimental and control groups. The experimental group received 9 sessions of children’s management skills training and was assessed with clinical interview and attention deficit hyperactivity disorder scale regarding their children. Multivariate variance analysis indicated that children’s management skill training is effective in decreasing the symptoms of hyperactivity and impulsiveness. However, no significant effectiveness was observed in terms of attention deficit. Overall, this training can be employed as a preventive program to enable mothers to deal effectively with their children who are diagnosed with such disorder.
    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder, Children's Management Skills, Parents
  • Vaziri Shahram*, Lotfi Kashani Farah Page 77
    Formation of identity entails the integration of skills, world view and identification which emerges as a relatively cohesive, unique and differentiated whole. An integrated explanatory self which identifies the individual’s thought and behavior and can be regarded as the underlying arena for psychological distress. The research purpose was to investigate the relationship between identity styles and psychological distress. Therefore, in a descriptive-correlative study, 3245 college students (1703 male students and 1534 female students) were tested with regard to the identity styles and psychological distress. The correlation results of the scores indicated that information-oriented style, normative style and identity commitment are significantly negatively correlated to psychological distress; however, diffuseavoidant style was significantly, positively correlated to psychological distress. It seems that, individuals who adopt diffuse-avoidant style delay decision-making on their identity and gradually these maladaptive and avoidant strategies give rise to distress.
    Keywords: Identity, Berzonsky, Distress, Students