فهرست مطالب

  • Volume:7 Issue: 4, 2014
  • تاریخ انتشار: 1392/11/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • رقیه یعقوبی*، پرویز آزاد فلاح، کاظم رسول زاده طباطبایی صفحات 289-295
    مقدمه
    وارسی نقش سازه های شخصیتی و مولفه های مرتبط با تفاوت های فردی اهمیت شایان توجهی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین رابطه بین سیستم های روی آورد/ اجتناب و سبک های دلبستگی بود.
    روش
    این مطالعه در قالب یک پژوهش، از نوع همبستگی صورت گرفته است. نمونه آماری تحقیق شامل 315 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تربیت مدرس بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند.گروه نمونه با اجرای مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری (BIS/BAS)کرور و وایت و پرسشنامه بازنگری شده مقیاس دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید RAAS مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین فعالیت سیستم روی آورد با سبک دلبستگی ایمن و فعالیت سیستم اجتناب با سبک های دلبستگی ناایمن رابطه وجود دارد. به علاوه این پژوهش نشان داد خرده مقیاس های سیستم روی آورد به میزان 20 درصد، واریانس سبک دلبستگی ایمن را پیش بینی کرده و سیستم اجتناب تقریبا 5/11 درصد واریانس مربوط به سبک دلبستگی ناایمن را تبیین می کند.
    نتیجه گیری
    آنچه از یافته های پژوهش بر می آید، تاکید بر این مطلب است که سطح فعالیت سیستم های روی آورد/ اجتناب می تواند پیش بینی کننده سبک های دلبستگی فرد باشد.
    کلیدواژگان: سیستم های مغزی، رفتاری، سیستم روی آورد (BIS)، سیستم اجتناب (BAS)، سبک های دلبستگی
  • فریده سادات حسبنی*، زهرا سالاری صفحات 297-305
    مقدمه
    طرحوراه ناسازگار اولیه و دشواری در نظم بخشی هیجانی به صورت جداگانه، در چندین مدل آسیب شناسی روانی به منزله ی مولفه های کلیدی در اختلالات روانی خاص، در نظر گرفته شده اند. هدف از انجام پژوهش حاضر، نقش طرحوراه های ناسازگار اولیه به عنوان عامل شناختی و نقش دشواری در نظم بخشی هیجانی به عنوان عامل عاطفی در بروز اضطراب در میان دانشجویان بود.
    روش
    بدین منظور تعداد 200 (108دختر و 92 پسر) نفر از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه خلیج فارس که به روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی مرحله ایی انتخاب شده بودند، مقیاس دشواری در نظم بخشی هیجان، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره و پرسشنامه اضطراب بک را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون گام به گام تحلیل گردید.
    یافته ها
    بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام در زمینه دشواری در نظم بخشی هیجانی، مهم ترین متغیر راهبردهای محدود است و متغیر مهم دیگر، دشواری در کنترل تکانه است. نتایج این تحلیل در زمینه طرحواره های ناسازگار اولیه، به ترتیب طرحواره های آسیب پذیری نسبت به بیماری و رهاشدگی را استخراج می کند. نتایج این تحلیل در کل، به ترتیب نقش طرحواره ناسازگار آسیب پذیری نسبت به بیماری، طرحواره ناسازگار رهاشدگی و دشواری در کنترل تکانه را نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش، نقش همزمان عوامل شناختی و عاطفی در بروز اضطراب در جمعیت دانشجویی شایان توجه است. یافته ها بر اساس نظریه های شناختی/ عاطفی از اضطراب تبیین شده است.
    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، نقص در دشواری هیجان، اضطراب، دانشجویان
  • خدامراد مومنی، مصطفی اکبری، حسین حسینی*، سمیرا کرمی صفحات 307-313
    مقدمه
    بهزیستی روانشناختی همواره در محیط های شغلی و علمی مورد توجه روان شناسان بوده است. پرستاری یکی از مشاغل مهم و پراسترسی است که پیامدهای جدی جسمانی و روانی ایجاد می کند. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به تعیین نقش ویژگی های شخصیتی (NEO)و تاب آوری در پیش بینی بهزیستی روانشناختی پرستاران پرداخته است.
    روش
    پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه پژوهش شامل همه پرستاران بخش خصوصی شهر همدان بود که 160 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت کاستا و مک-کری، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (SPWB) استفاده گردید. داده های دریافتی براساس ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره، با استفاده از نرم افزار 18SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل داده های پژوهش نشان داد که ویژگی های شخصیتی قادر به پیش بینی مولفه های بهزیستی روانشناختی به صورت معناداری هستند، 37= R2 همچنین تاب آوری بالا، قادر است که بهزیستی روانشناختی بالا را به شکل معناداری و با بتای 41/0 =β پیش بینی کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه ویژگی های شخصیتی و تاب آوری بالا قادر به پیش بینی میزان بالایی از بهزیستی روانشناختی هستند باید تلاش کرد تا تاب آوری بالا و همچنین ویژگی های شخصیتی مثبت را در افراد پرورش یابد، یا افراد در معرض آسیب پذیری شناسایی شوند و با استفاده از راهبردهای آموزشی ویژه میزان بهزیستی روانشناختی آن ها را افزایش داده شود.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، تاب آوری، بهزیستی روانشناختی، پرستار
  • عبدالزهرا نعامی، صالحه پیریایی* صفحات 315-320
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش موفقیت شغلی ادراک شده در پیش بینی بهزیستی شغلی صورت گرفته است.
    روش
    نمونه پژوهش حاضر شامل 335 نفر از کارکنان یک شرکت صنعتی در اصفهان بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از جامعه آماری مورد پژوهش انتخاب شد. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش مقیاس موفقیت شغلی ادراک شده (گریبنر، ایلفرینگ و سمر، 2008) و مقیاس بهزیستی شغلی (هینکین، 1998) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان دادند که موفقیت شغلی ادراک شده و ابعاد آن روابط معناداری با بهزیستی شغلی دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که موفقیت کارراهه و بازخورد مثبت پیش بین های معناداری برای بهزیستی شغلی بودند.
    نتیجه گیری
    براساس الگوی منبع غلبه بر استرس شغلی، موفقیت شغلی ادراک شده به عنوان عامل اصلی سلامت، بهزیستی و پیامدهای مطلوب شغلی فردی و سازمانی می تواند در پیش بینی بهزیستی شغلی نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: موفقیت شغلی ادراک شده، بهزیستی شغلی، کارکنان
  • محسن احمد، مسعود باقری صفحات 321-329
    مقدمه
    این پژوهش با هدف تبیین نقش واسطه ای تحریف های شناختی در تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان انجام شد.
    روش
    از دانش آموزان نوجوان دبیرستانی شهر کرمان 376 نفر با میانگین سنی 17 سال و 3 ماه و انحراف استاندارد 7/2 با روش تصادفی خوشه ایبه عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند و مقیاس های اضطراب اجتماعی نوجوانان، مقیاس اضطراب جسمانی و پرسشنامه افکار اضطراب اجتماعی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج بیانگر آن است که تصورمنفی از بدن پیش بینی کننده مثبت اضطراب اجتماعی است. تحریف های شناختی نیز اضطراب اجتماعی را به نحو مثبت پیش بینی می کند. هر چند نمی توان برای تحریف های شناختی در رابطه تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی نقش واسطه ای در نظرگرفت، اما این متغیر در رابطه بین تصویر بدنی و ترس از ارزیابی به عنوان مولفه اضطراب اجتماعی نقش واسطه ای دارد.
    نتیجه گیری
    یافته ها بیانگر آن است که نوجوانان در اثر نگرش منفی نسبت به ویژگی های ظاهری خود و نیز تحریف های شناختی، اضطراب اجتماعی بیشتری را تجربه می کنند. بنابراین شناسایی خطاهای شناختی درک بهتری از سبب شناسی این اختلال در نوجوانان فراهم می آورد. همچنین می توان نتیجه گرفت با در نظر گرفتن مولفه های اضطراب اجتماعی به جای کل این متغیر در تحلیل ها، نقش واسطه ای تحریف های شناختی در رابطه بین تصویر بدنی و مولفه های اضطراب اجتماعی به نحو متفاوتی تغییر می کند.
    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، تحریف های شناختی، تصور از بدن، نوجوانان
  • مجید محمودعلیلو، تورج هاشمی، پروانه اشرفیان* صفحات 331-335
    مقدمه
    در تبیین ابتلا به اختلال وسواسی – اجباری (OCD) تحقیقات اخیر معتقد به نقش کلیدی شش حوزه شناخت ناکارآمد شامل احساس مسئولیت برای صدمه و آسیب، ارزیابی تهدید و خطر، نیاز به برخورداری از اطمینان، اهمیت دادن به افکار، کنترل افکار و کمال هستند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش باورهای وسواسی (باورهای ناکارآمد) درپیش بینی گرایش به شستشوی وسواسی-اجباری است.
    روش
    390 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه های وسواسی – اجباری مادزلی و باورهای وسواسی(OBQ-44) به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شدند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شد.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان دادند که باورهای ناکارآمد نیاز به یقین، کمال گرایی، اهمیت افکار، احساس تهدید و کنترل افکار، به ترتیب اهمیت قادرند تغییرات زیر مجموعه شستشوی وسواسی- اجباری را در افراد مورد مطالعه به طور معنادار(در سطح01/0 P<)پیش بینی کنند، که در این میان نیاز به یقین 33 درصد از واریانس متغیر ملاک شستشو را پیش بینی می کند. باور ناکارآمد کمال گرایی 5 درصد و اهمیت افکار و احساس تهدید هر دو 2 درصد و باور به کنترل افکار 1 درصد از این متغیر را پیش بینی می کنند.
    نتیجه گیری
    باورهای ناکارآمد وسواسی می توانند عامل زمینه ساز اختلال وسواسی-اجباری شستشو شوند. لذا در مداخلات درمانی، توجه به این باورها و اصلاح آن ها ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلال وسواسی، اجباری، باورهای وسواسی، احساس تهدید، اهمیت افکار، نیاز به یقین
  • نسرین ارشدی*، عبدالکاظم نیسی، ایمان اسماعیلی صفحات 337-345
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای انگیزش شغلی در رابطه بین فرسودگی عاطفی با عملکرد شغلی بر اساس الگوی حفظ منابع (COR) انجام گرفت.
    روش
    شرکت کنندگان در این پژوهش متشکل از 317 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب (NISOC)، منطقه اهواز انتخاب شدند. پرسشنامه های فرسودگی شغلی (MBI)، جهت گیری انگیزشی (MOI) و عملکرد شغلی (JPS) ابزار مورد استفاده در این پژوهش بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار AMOS ویراست 18 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرهای واسطه ای در الگوی پیشنهادی از روش بوت استراپ استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش نسبتا خوبی با داده ها برخوردار است. همچنین، یافته ها حاکی از معنی داری روابط مستقیم فرسودگی عاطفی و نیز روابط غیرمستقیم این متغیر از طریق انگیزش شغلی با انواع مختلف عملکرد شغلی (عملکرد تکلیفی و رفتارهای مدنی سازمانی). بودند.
    نتیجه گیری
    بر اساس الگوی حفظ منابع، درموقعیت هایی که کارکنان در ارتباط با شغل خویش احساس فرسودگی می کنند به جستجوی منابع حمایتی برمی آیند. در این ارتباط فرد به اعمال رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به فرد می پردازد.
    کلیدواژگان: فرسودگی عاطفی، انگیزش شغلی، عملکرد شغلی
  • علیرضا بخشایش*، راضیه دهقان زردینی صفحات 347-353
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت حل مساله بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان انجام شد.
    روش
    روش پژوهش حاضر، آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری با گروه کنترل و پلاسیبو بود. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان ارجاعی به کلینیک امام حسین (ع) یزد در سال تحصیلی 91-90 بودند. تعداد 85 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه جایگزین شدند (29 دانش آموز گروه آزمایش، 28 دانش آموز گروه کنترل و 28 دانش آموز گروه پلاسیبو). جهت سنجش آزمودنی ها از پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش مهارت حل مساله بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان تاثیر داشت. بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش مهارت حل مساله به دانش آموزان مبتلا به این نوع اختلالات موجب پرورش مهارت های اجتماعی و رفتاری لازم در آنها می گردد، توانایی موثر بودن، غلبه بر مشکل، توانایی برنامه ریزی و رفتار هدفمند و متناسب با مشکل را در آن ها افزایش می دهد.
    نتیجه گیری
    آموزش مهارت حل مساله در کاهش ابتلای دانش آموزان به انواع ناهنجاری های رفتاری آنان نقش موثری دارد.
    کلیدواژگان: حل مساله، مشکلات رفتاری، اختلال کاستی توجه، بیش فعالی، اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال سلوک
  • زهرا مداح کرانی*، طاهره الهی، علی فتحی آشتیانی صفحات 355-361
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تجارب معنوی، تاب آوری و بهزیستی روانشناختی و امکان تبیین بهزیستی روانشناختی بر اساس تجارب معنوی و تاب آوری در دانشجویان بومی و غیربومی انجام شد.
    روش
    در این مطالعه که از نوع توصیفی بوده است، نمونه ای مشتمل بر 332 دانشجو (191 دختر و 141 پسر) از دانشجویان بومی و غیربومی دانشگاه زنجان به پرسشنامه های تجارب معنوی (DSES)، تاب آوری کانر – دیویدسون (CO-RISC) و بهزیستی روانشناختی (RSPWB) پاسخ دادند.
    یافته ها
    نتایج تحقیق با استفاده از روش تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام نشان داد که در گام نخست متغیر تاب آوری و در گام بعدی تجارب معنوی به ترتیب با ضریب تعیین 2/14 و 19 درصد پیش بینی کننده بهزیستی روانشناختی دانشجویان در اولین سال ورود به دانشگاه می باشند. همچنین یافته ها حاکی از آن است که در گروه دانشجویان بومی متغیر تاب آوری 23 درصد از واریانس بهزیستی روانشناختی را تبیین می کند در حالی که در گروه دانشجویان غیر بومی متغیر تجارب معنوی 8/10 درصد واریانس بهزیستی روانشناختی را تبیین می نماید.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که متغیر های تاب آوری و تجارب معنوی پیش بینی کننده های معناداری برای بهزیستی روانشناختی هستند، می توان با ایجاد و ارتقاء چنین ظرفیت هایی بهزیستی روانشناختی دانشجویان را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: تجارب معنوی، تاب آوری، بهزیستی روانشناختی، دانشجو
  • میترا تعویقی*، علیرضا کاکاوند، محمد حکمی صفحات 363-371
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی مهارت حل مساله بر افزایش تحمل ابهام نوجوانان دختر مقطع راهنمایی شهرکرج بود.
    روش
    روش پژوهش آزمایشی، با پیش آزمون - پس آزمون- پیگیری و گروه گواه و جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی شهر کرج بودند که از میان آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای، 30 نفر انتخاب شده و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه تحمل ابهام احمدپور مبارکه بود. در مرحله-ی پیش آزمون، همه ی دانش آموزان این پرسشنامه را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش در 10 جلسه ی 1 ساعته، در برنامه آموزش مهارت حل مساله شرکت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. در مرحله ی پس آزمون، دوباره هر دو گروه به مقیاس تحمل ابهام پاسخ دادند و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس یک راهه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش مهارت حل مساله تحمل ابهام را در آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش داده و این اثر در پیگیری دو ماهه نیز تداوم داشته است.
    نتیجه گیری
    تحمل ابهام یکی از مهم ترین زیر بناهای شخصیتی است که با آموزش مهارت حل مساله، فرد توانمند می شود که بتواند در شرایط مبهم و پیش بینی نشده از عهده ی مسائل و مشکلات برآید.
    کلیدواژگان: آموزش گروهی، حل مساله، تحمل ابهام، نوجوانان
  • مهدی ربیعی*، مسعود نیک فرجام، محمد موثق، نسیم گلدوز صفحات 373-378
    مقدمه
    اختلال وسواس مو کنی یک اختلال نسبتا ناشناخته و مقاوم به درمان است. مطالعه حاضر با هدف تدوین و بررسی اثربخشی مداخله رفتاری-شناختی و فراشناختی بر روی علائم اختلال وسواس مو کنی انجام شد
    روش
    بیماران به روش مورد منفرد مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمرات مقیاس MGH-HPSدر مرحله خط پایه، درمان و پیگیری بر روی 3 نفر به دست آمد. روش پژوهش مورد منفرد بود و برای تحلیل داده های از ترسیم نمودار استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج ترسیم نمودار نشان داد که مداخله رفتاری-شناختی-فراشناختی علائم اختلال وسواس مو کنی را کاهش می دهد و از لحاظ بالینی نیز کاهش علائم وسواسی مو کنی معنادار بود.
    نتیجه گیری
    مداخله پژوهش حاضر از جهت این که چند بعدی است و به هر سه جنبه رفتاری، شناختی و فراشناختی توجه می کند و این سه جنبه را لازم و ملزوم یکدیگر می داند و آنها را جدا یا در تناقض با یکدیگر نمی داند یک مداخله جدید و نو به حساب می آید. این مدل ممکن است تحقیقات آینده که مرتبط با اختلال وسواس مو کنی هستند را ارتقاء بخشد و فرمول بندی موردی و درمان های بالینی مرتبط با این اختلال را تسهیل کند.
    کلیدواژگان: درمان، اختلال مو کنی، رفتار، شناخت، فراشناخت
  • محمد خدایاری قرد، سعید اکبری زردخانه*، شیرین زینالی ممقانی صفحات 379-388
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس ابعادی علائم وسواس بی اختیاری در جمعیت دانشجویان ایرانی انجام گرفت.
    روش
    پژوهش از نظر شیوه جمع آوری داده ها از نوع توصیفی- ابزارسازی است. نمونه مورد بررسی 1005 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تهران بودند که به شیوه خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. در فرایند جمع آوری داده ها از هر یک از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته شد که به دو ابزار 1) مقیاس ابعاد وسواس بی اختیاری و 2) یکی از نه ابزار مقیاس افسردگی اضطراب استرس، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر، فهرست نشانگان- 25، سیاهه افسردگی بک، سیاهه اضطراب بک، مقیاس وسواس بی اختیاری، مقیاس وسواس فکری- عملی یل براون، سیاهه وسواس بی اختیاری مادسلیو مقیاس ملی سلامت روان دانشجویان ایرانی پاسخ دهند.
    یافته ها
    تحلیل عاملی اکتشافی بیانگر وجود چهار عامل موجود در نسخه اصلی مقیاس در نمونه ایرانی بود. تحلیل آیتم و محاسبه ضرایب همگونی درونی و بازآزمایی ابزار نیز نشان دهنده ویژگی های مناسب آیتم ها و عامل های استخراج شده بود. تحلیل عاملی تاییدی نیز مدل چهارعاملی اصلی را با کمی تغییر تایید کرد.
    نتیجه گیری
    مقیاس ابعادی علائم وسواس بی اختیاری اعتبار و روایی مناسبی برای سنجش مولفه های وسواس دارد.
    کلیدواژگان: مقیاس وسواس بی اختیاری، انطباق سازی آزمون، ویژگی های روان سنجی، تحلیل گویه، تحلیل عاملی، دانشجو
|
  • Roghayeh Yaghobi *, Parviz Azadfallah, Kazem Rasoolzade, Tabatabaei Pages 289-295
    Introduction
    The Study of personality structures and the components related to personal differences is of great importance. The present study is devoted to investigate the relationship between approach/avoidance systems and attachment styles.
    Method
    This is a correlational study. The sample population included 315 female postgraduates and PhD students in Tarbiat Modares University، who were selected by way of random stratification. The sample group was evaluated using Carver and White’s Behavioral Inhibition/Activation Scales (BIS/BAS)، Collins and Read’s accompanied by Revised Adult Attachment Scale (RAAS).
    Findings
    The results of the present study indicated that there was a relationship between the approach system and secure attachment styles، as well as the avoidance system and insecure attachment styles. Furthermore، the study showed that BAS''s subscales could explain secure attachment styles variance around 20 percent and the BIS could predict the variance associated with insecure attachment styles up to 11. 5 percent.
    Conclusion
    The research findings suggest that the activity level of approach/avoidance systems can predict the individual’s attachment styles.
    Keywords: Brain, Behavioral Systems, Behavioral Inhibition System (BIS), Behavioral Activation System (BAS), Attachment Styles
  • Faride Sadat Hoseini*, Zahra Salari Pages 297-305
    Introduction
    Early maladaptive schemas and difficulties in emotion regulation are separately considered as key components in characterization of disorders in several psychopathological models. The aim of this study is to survey the role of early maladaptive schemas as a cognitive factor and difficulties in emotion regulation as an emotional factor in students’ anxiety.
    Method
    Sample included 108 female and 92 male students of Persian Gulf University who were given the Difficulties in Emotion Regulation Scale، Short Form of Schema Questionnaire and Beck Anxiety Inventory.
    Results
    The results of stepwise multiple regression on difficulties in emotion regulation showed that limited emotion regulation strategies was the most important variable and impulse control difficulties proved to be the second variable. The results on early maladaptive schemas also extracted two schemas of vulnerability to illness and abandonment in terms of importance. In sum، findings on total variables suggested three variables of vulnerability to illness maladaptive schema، abandonment maladaptive schema، and impulse control difficulties in respect of importance.
    Conclusion
    According to the results of this research، cognitive and emotional factors have simultaneous roles in prediction of students’ anxiety. The results have been explained on the basis of cognitive/emotional theory of anxiety.
    Keywords: Early Maladaptive Schemas, Difficulties in Emotion Regulation, Anxiety, Students
  • Khodamorad Momani, Mostafa Akbari, Hosain Hosaini *, Samira Karani Pages 307-313
    Introduction
    Psychological well-being has always attracted psychologists'' attention، especially in occupational and scientific environments. Nursing is an important and stressful job that has serious physical and psychological consequences. Due to the sensitivity of the matter، Present research tries to make a prediction about nurses'' psychological well-being based on personality traits (NEO) and resiliency.
    Method
    The present research was in descriptive and correlation style. The statistical universe consisted of all nurses of private sector of Hamedan from them، 160 people were selected as sample population through cluster sampling. To collect the data، big five personality factors of Costa and McCrae (NEO)، Connor and Davidson''s resiliency inventory (CD-RISC)، Ryff''s Scales of Psychological Well-Being (SPWB) were used and then the data was analyzed using SPSS 18 according to Pearson''s correlation coefficient، multivariate regression.
    Results
    Analysis of research data showed that personality traits are able to predict psychological components of well-being to a significant degree (R2 = 37) and high resiliency also predicts higher psychological well-being (β = 41).
    Conclusion
    Considering that personality traits and high resiliency are able to predict psychological well-being، we should try to develop high resiliency as well as positive personality traits in individuals، or identify susceptible individuals to improve their psychological well-being by means of educational approaches.
    Keywords: Personality Traits, Resiliency, Psychological Well, Being, Nurse
  • Abdulzahra Naami, Saleheh Piryaei* Pages 315-320
    Introduction
    The purpose of this research was to determine the role of subjective occupational success in predicting occupational well-being.
    Method
    The sample consisted of 335 employees of an industrial company in Isfahan who were selected by stratified random sampling method. The instruments used in this study were subjective occupational success scale (Grebner، Elfering & Semmer، 2008) and occupational well-being questionnaire (Hinkin، 1998). Regression analysis was used to analyze data as well.
    Results
    Results indicated that subjective occupational success and its dimension had significant connections with occupational well-being. Moreover، the results of multiple regression analysis showd that career success and positive feedback were significant predictors of occupational well-being.
    Conclusion
    According to success resource model of job stress، subjective occupational success which has influences on health together with well-being and individual/organizational job outcomes can both predict an employee’s occupational well-being.
    Keywords: Subjective Occupational Success, Occupational Well, Being
  • Mohsen Ahmadi, Massoud Bagheri Pages 321-329
    Introduction
    The aim of this study was to examine the mediation effect of cognitive distortions in the relationship between body image and social anxiety among adolescents.
    Method
    In a correlational study 376 high school students from Kerman، with mean age 17 years and 3 months (SD = 2. 7) were selected via random sampling method and then they filled out the social anxiety scale for adolescents، physique anxiety scale and social anxiety thought questionnaire. Data were analyzed through Baron and Kenny steps for path analysis.
    Results
    The results revealed that negative body image is a positive predictor of social anxiety. Besides، cognitive distortions can positively predict social anxiety. Although cognitive distortions do not function as mediators in the relationship between body image and social anxiety، it can mediate the relationship between body image and fear of negative evaluations as a component of social anxiety.
    Conclusion
    Findings suggest that cognitive distortions and Negative attitudes toward appearance characteristics are important for understanding of adolescents’ social anxiety. Thus، identification of these cognitive distortions may offer a better understanding of the etiology of the disorder in adolescents. Additionally، through considering components of social anxiety rather than the entire scale، the mediating role of cognitive distortions would remarkablely change.
    Keywords: Social Anxiety, Cognitive Distortions, Body Image, Adolescents
  • Majid Mahmud Alilu, Turaj Hashemi, Parvaneh Ashrafian* Pages 331-335
    Introduction
    Recent studies show that six dysfunctional belifs have important role in tendesy to obsessive-compulsive disorder. As a result، the aim of present study is to investigate the role of obsessive beliefs (dysfunctional beliefs) in predicting washing obsessive compulsions.
    Method
    390 undergraduate university students from Tabriz university were selected by cluster sampling. Next، Maudsley obsessive-compulsive questionnaire and obsessive beliefs questionnaire (OBQ-44) were used to collect data. Then، Pearson correlation and step by step multiple regression were used for data analysis.
    Results
    Findings showed that dysfunctional beliefs on need for certainty، Importance of thoughts and threat estimation، thought control and perfectionism could significantly predict washing obsessive-compulsive tendency (p<0. 01). Among these factors، the need for certainty had more important role in prediction model 33%، dysfunctional belief of perfectionism predicted 5%، either of importance of the thoughts and threat estimation 2%، and thoughts control could say 1% of washing obsessive-compulsive tendency. Conclution: Obsessive beliefs can predict OCD. Then in treatment of illness it is needed to modify them.
    Keywords: Obsessive, Compulsive Disorder, Obsessive Beliefs, Threat Estimation
  • Nasrin Arshadi*, Abdolkazem Neisi, Iman Esmaeili Pages 337-345
    Introduction
    The purpose of this study was to investigate influence of work motivation as a mediator on the relationship between emotional exhaustion and job performance based on COR model.
    Method
    The participants of this study included 317 employees of National Iranian South Oil Company (NISOC) in Ahvaz، Iran، who were selected by stratified random sampling method. The instruments used in the study consisted of Maslach Burnout Inventory (MBI)، Motivational Orientation Inventory (MOI)، and Job Performance Scale (JPS). Structural equation modeling (SEM) through AMOS-18 and SPSS-19 software packages were used to test fitness of the model. In addition، bootstrap procedure was applied for the test of mediation effects.
    Results
    Findings indicated that the proposed model fitted the data properly. The results also supported the direct relationship of emotional exhaustion and indirect relationship of this variable with different kinds of job performance (task performance and organizational citizenship behaviors) by the mediation of work motivation.
    Conclusion
    According to COR model، employees focus on OCB-I to develop support from coworkers and friends in order to cope with burnout.
    Keywords: Emotional Exhaustion, Work Motivation, Job Performance
  • Ali Reza Bakhshayesh*, Raziye Dehghan Zardini Pages 347-353
    Introduction
    The present study aimed to investigate the effectiveness of problem solving skill training on reducing behavioral problems among students referred to the Yazd Education Counseling Center.
    Methods
    The method of research was experimental with pre-test، post-test and follow-up tests along with placebo and control group. The subjects of this study were the students who had referred to Imam Hossein Clinic in Yazd at the academic year 2011- 2012. The sample of this study were 85 students selected by available sampling method and substituted randomly to three groups (29 students in experimental group، 28 students in control group and، 28 students in placebo group). In order to survey the subjects، Children Symptom Inventory (CSI) was used.
    Findings
    The results of variance analyses with repeated measures showed that problem solving skill training could reduce behavioral problems among students. According to study''s results، problem solving skill training could help the students with behavioral disorders to develop their social skills، and also، it increased their abilities to be effective and to plan. Besides، it helped them to overcome the problem. Therefore، problem solving skill increases appropriate behavior in students.
    Conclusion
    problem solving skill training has an effective role in reducing student''s behavioral disorders.
    Keywords: Problem Solving Skill, Behavioral Problems, Attention Deficit, Hyperactivity Disorder, Oppositional Defiant Disorder, Conduct Disorder
  • Zahra Maddah Karani*, Tahereh Elahi, Ali Fathi Ashtiyani Pages 355-361
    Introduction
    The present study aimed to investigate the relationship between Spiritual experiences، Resiliency and psychological well-being and possibility of explanation of psychological well-being in native and non-native students based on Spiritual experiences and Resiliency.
    Method
    The sample consisted of 332 native and non-native students of Zanjan University (191 females and 141 males) who were randomly selected. Next، they completed the Spiritual experiences (DSES)، Conner–Davidson Resiliency (CO-RISC) and Psychological Well-being (RSPWB) questionnaires.
    Results
    Data analysis via stepwise regression indicated that Resiliency in first step and Resiliency with Spiritual experiences in the next step with R Square of 14. 2% and 19% could predict psychological well-being of freshmen. The findings also indicated that resiliency explained 23% of variance of psychological well-being in native students while in non-native students، Spiritual experiences explained 10. 8% of variance of their psychological well-being.
    Conclusion
    Given that Spiritual experiences and Resiliency variables were significant predictors of psychological well-being in students، creating and fortifying such capacities can promot mental health of students.
    Keywords: Spiritual Experiences, Resiliency, Psychological Well, being, Student
  • Mitra Tavighi*, Alireza Kakavand, Mohammad Hakami Pages 363-371
    Introduction
    The aim of the present research was investigation of effectiveness of group problem-solving skill training on increase of ambiguity tolerance in secondary school female teenagers in Karaj.
    Methods
    The design of study is pre-test - post-test accompanied by follow-up and control group. Statistic universe included secondary school female students in Karaj among whom 30 students were selected by cluster random multi-stage sampling method. Then، they were put into two groups by random: experiment group (15 students) and control group (15 students). The research tool was “Ahmadpour-Mobarake” ambiguity tolerance questionnaire (2009). At the pre-test stage، all of the students completed the questionnaire. Then the experiment group participated in ten sessions of one hour problem-solving skill training، whereas، the control group didn’t get any training at all. At the post-test stage، both of the groups answered the ambiguity tolerance scale again and the incoming data were analyzed using one-way co-variance analysis and variance analysis with repetitious measuring.
    Results
    The results showed that the group problem-solving skill training increased the ambiguity tolerance in experiment group in comparison to the control group، and this effect continued later two-month when the follow-up was taken.
    Conclusions
    Ambiguity tolerance is one of the most important personal infrastructures. Problem-solving skill training enables an individual to cope with problems in ambiguous and unforeseen situations.
    Keywords: Ambiguity Tolerance, Group Problem, Solving Skill Training, Teenagers
  • Mehdi Rabiei* Pages 373-378
    Introduction
    Trichotillomania is partly a secret and unknown disorder. Recovering from TTM is not simple. The purpose of this study was to investigate the effect of metacognitive-cognitive-behavioral intervention on severity of the symptoms of hair pulling disorder.
    Methods
    Patients were selected on the basis of DSM-IV-TR and DSM-5 diagnostic criteria for hair pulling disorder and the instruments (MGH-HPS) were administered on them. According to single case method they received 12 sessions of 45-60 minutes per week of metacognitive -cognitive-behavioral individual intervention. A Chart was also drawn using the data of this study at the second stage.
    Results
    The results of chart drawing showed that metacognitive-cognitive-behavioral intervention significantly reduced the symptoms of the hair pulling disorder. The results of this study supported a metacognitive-cognitive-behavioral model for hair pulling disorder.
    Conclusion
    The model presented in this study illustrates a multidimensional approach focusing on the metacognitive-cognitive-behavioral dimensions. The intervention presented in this study is a new explanatory model. The model may promotes future research into hair pulling disorder and facilitate clinical treatment and case formulation.
    Keywords: Treatment, Hair Pulling Disorder, Behavior, Cognition, Metacognition
  • Mohammad Khodaiarifard, Saeed Akbari Zardkhaneh*, Shirin Zeinali Mamaghani Pages 379-388
    Introducation: The aim of present study was to investigate the psychometric properties of Dimensional Obsessive-Compulsive Scale (DOCS) among Iranian university students.
    Method
    The study used descriptive instrument-producing manner of data-collection and 1005 students from different schools of Tehran University were selected by multistage cluster sampling. Next، They completed DOCS and one of the following instruments: Depression، Anxiety and Stress Scale (DASS)، Kessler Psychological Distress Scale (K- 10)، Symptom Checklist-25 (SCL- 25)، Beck Depression Inventory (BDI)، Beck Anxiety Inventory (BAI)، Obsessive- Compulsive Inventory- revised (OCI- R)، Yale-Brown Obsessive-Compulsive Scale (Y-BOCS)، Maudsley Obsessive Compulsive Inventory (MOCI)، and Iranian Mental Health Scale IMHS).
    Results
    Explanatory factor analysis indicated that Iranian versian of the scale was the same as original one as to four factor structure. Moreover، item analysis، measurement of the coefficient of internal consistency، and test-retest reliability demonstrated that the items and factors were satisfactory. Confirmatory factor analysis، also corroborated the model with four factors، albeit with a little change in it.
    Conclusion
    All things considered، reliability and validity of DOCS were approved in order to measure OCD symptoms among Iranian youth and it can be employed as an instrument in related researches.
    Keywords: Dimensional Obsessive Compulsive Scale (DOCS), Test Adaptation, Item analysis, Psychometric properties, Factor Analysis, Student