فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 2 (1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/12/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهدی بهلولی*، جلیل شجاع، صادق علیجانی، علی محمدی، سعادت صادقی صفحه 1
    در این تحقیق تعداد 701212، 596329 و 505793 رکورد روز آزمون به ترتیب برای مقادیر شیر، چربی و پروتئین که توسط مرکز اصلاح نژاد دام کرج از سال 1385 تا 1389 جمع آوری شده بود، جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی تداوم شیردهی استفاده گردید. اجزای (کو)واریانس با روش حداکثر درستنمایی محدود شده و مدل رگرسیون تصادفی برآورد گردید. پنج معیار تداوم شیردهی مختلف با استفاده از ارزش های اصلاحی ارزیابی شد. وراثت پذیری تداوم تولید شیر، چربی و پروتئین به ترتیب در دامنه ی 06/0 تا 16/0، 03/0 تا 17/0 و 06/0 تا 20/0 و وراثت پذیری 305 روز تولید صفات مذکور به ترتیب 29/0، 28/0 و 28/0 برآورد شد. مقادیر همبستگی اسپیرمن بین تداوم شیردهی و ارزش اصلاحی 305 روز تولید شیر، چربی و پروتئین به ترتیب در دامنه 02/0 تا 76/0، 24/0- تا 58/0 و 50/0- تا 80/0 به دست آمد. همبستگی ژنتیکی بین معیارهای تداوم و ارزش اصلاحی 305 روز تولید، متغیر بود و برای مقادیر شیر و پروتئین بالاتر از مقدار چربی برآورد گردید. لذا برای مقادیر شیر و پروتئین، انتخاب از طریق ارزش اصلاحی 305 روز تولید، گاوهای نر یا ماده ای که به لحاظ ژنتیکی تداوم شیردهی بالاتری دارند را مشخص خواهد کرد. ولی ارزش اصلاحی بالا برای تولید چربی، ممکن است گاوهای دارای تداوم شیردهی بالا را نشان ندهد. بنابراین ارزیابی ژنتیکی تداوم شیردهی برای بهبود صفات تولیدی شیر گاوهای هلشتاین دارای اهمیت بوده و در برنامه های اصلاح نژادی گاوهای هلشتاین ایران قابل کاربرد است.
    کلیدواژگان: ارزش اصلاحی، پارامتر ژنتیکی، مدل رگرسیون تصادفی و همبستگی ژنتیکی
  • حسین دقیق کیا*، رستگار الفتی کرجی صفحه 11
    غشای سلول اسپرم به واسطه افزایش انواع اکسیژن فعال ناشی از فرآیند انجماد مستعد استرس اکسیداتیو و آسیب پراکسیداتیو است. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر سطوح مختلف آنتی اکسیدان های گلوتاتیون احیاء شده (GSH) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) بر پارامترهای بیوشیمیایی اسپرم منجمد-یخ گشایی شده گاونر بود. 35 انزال (5 انزال ازهر گاو در هر نژاد) از نژادهای هلشتاین (4n=) و سیمنتال (3n=) جمع آوری شدند. نمونه های منی دارای شرایط مناسب، مخلوط شده (بطور جداگانه در هر تکرار از هر نژاد) و توسط رقیق کننده تریس– زرده تخم مرغ که حاوی سطوح 5 و 5/7 میلی مولار GSH و 100 و 150 واحد بین المللی در میلی لیتر SOD بود و یک رقیق کننده فاقد افزودنی (شاهد) رقیق شدند. نمونه های منی به مدت 2 ساعت تا دمای Co5 خنک شده و سپس در پایوت های 5/0 میلی لیتر منجمد شدند. سطح مالونیل دی آلدهاید، فعالیت آندوژنوسی آنزیم های SOD و گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) پس از یخ گشایی ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که افزودن هر دو سطح GSHبه رقیق کننده انجماد منی گاو، بطور معنی داری سطح مالون دی آلدهاید را نسبت به گروه کنترل، در هر دو نژاد کاهش داد (05/0P<). همچنین افزودن سطح 5 میلی مولار از GSH فعالیت GPx اسپرم های نژاد سمینتال را نسبت به گروه شاهد بهبود بخشید (05/0P<). بطورکلی، نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن 5/7 یا 5 میلی مولار از GSH به رقیق کننده تاثیر مثبتی بر سیستم دفاع داخل سلولی و کاهش پراکسیداسیون غشاء اسپرم دارد.
    کلیدواژگان: انجماد منی، آنتی اکسیدان، پراکسیداسیون چربی
  • نرگس طباطبایی، محمدحسن فتحی نسری*، همایون فرهنگ فر، احمد ریاسی صفحه 19
    در این مطالعه نمونه های ساقه آتریپلکس پرتوتابی شده با دوزهای 100، 200 و 300 کیلوگری برای ارزیابی اثر بیم الکترونی بر ترکیب شیمیایی، فراسنجه های تجزیه پذیری شکمبه ای و گوارش پذیری شکمبه ای و پس از شکمبه ای ماده خشک و فیبر نامحلول در شوینده ی خنثی ساقه آتریپلکس مورد استفاده قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش درون کیسه ای، مقدار 5 گرم از نمونه ی آسیاب شده (6 تکرار) به مدت صفر، 2، 4، 8، 16، 24، 48 و 72 ساعت در شکمبه ی دو راس تلیسه ی هلشتاین مجهز به فیستولای شکمبه ای انکوبیت شدند و فراسنجه های تجزیه پذیری شکمبه ای مواد مغذی برآورد شدند. سپس برای تعیین گوارش پذیری شکمبه ای و پس از شکمبه ای مواد مغذی به ترتیب از انکوباسیون 16 ساعته نمونه های خوراکی در شکمبه و انکوباسیون در دستگاه شبیه ساز هضم دیزی استفاده شد. تجزیه آماری داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SAS انجام شد. بر اساس نتایج این تحقیق، فیبر نامحلول در شوینده اسیدی در اثر پرتوتابی به لحاظ عددی کاهش یافت ولی این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود؛ اما فیبر نامحلول در شوینده خنثی در ساقه ی آتریپلکس پرتوتابی شده نسبت به تیمار شاهد به طور معنی داری کاهش یافت (05/0P<). از طرفی بخش سریع تجزیه، بخش کند تجزیه و تجزیه پذیری موثر ماده خشک با افزایش سطح پرتوتابی به طور معنی داری افزایش یافت (05/0P<). بخش سریع تجزیه فیبر نامحلول در شوینده خنثی در اثر پرتوتابی با دوزهای 100 و 200 کیلوگری افزایش یافت ولی این افزایش به لحاظ آماری معنی دار نبود. بخش کند تجزیه فیبر نامحلول در شوینده خنثی در اثر پرتوتابی به طور معنی داری افزایش یافت (01/0P<). گوارش پذیری پس از شکمبه ای ماده خشک و گوارش پذیری ماده ی خشک در کل دستگاه گوارش در اثر پرتوتابی به طور معنی داری افزایش یافت (05/0P<). گوارش پذیری شکمبه ای، پس از شکمبه ای و کل دستگاه گوارشی فیبر نامحلول در شوینده خنثی تحت تاثیر پرتوتابی قرار نگرفت. نتایج این پژوهش نشان داد پرتوتابی الکترونی نقش موثری در بهبود ارزش غذایی و گوارش پذیری ساقه آتریپلکس دارد، لیکن با توجه به عدم تفاوت بین دوزهای پرتوتابی، دوز 100 کیلوگری قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: ساقه آتریپلکس، بیم الکترونی، تجزیه پذیری شکمبه ای
  • حیدر قیاسی*، مجید خالداری، رضا طاهرخانی صفحه 29
    در این تحقیق داده های 15 گله گاو هلشتاین در ایران طی سالهای 1360 تا 1386 برای بررسی اثر تولید شیر بر باروری و برآورد همبستگی ژنتیکی تولید شیر با صفات باروری استفاده شدند. صفات باروری مورد مطالعه شامل: تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی (INS)، فاصله گوساله زایی (CI)، فاصله زایش تا اولین تلقیح (DFS)، فاصله اولین وآخرین تلقیح (IFL)، تعداد روزهای باز (DO) و موفقیت در اولین تلقیح (SF) بود. دام ها بر اساس تولید شیر به سه گروه کم تولید، متوسط تولید و پر تولید تقسیم شدند. عملکرد باروری گروه پرتولید و متوسط تولید، کمتر از گروه کم تولید بود (P < 0.001). در گروه پرتولید INS، DO، CIو IFL به ترتیب 37/0 واحد، 11، 17 و 14 روز نسبت به گروه کم تولید بیشتر بود. DFS در گروه کم تولید از گروه پرتولید و متوسط تولید کمتر بود. مقدار SF در گروه پرتولید نسبت به گروه کم تولید 10 درصد کاهش یافت. همبستگی ژنتیکی نامطلوبی بین صفت تولید شیر با صفات مرتبط با باروری برآورد گردید. DFS کمترین (17/0) و CI بیشترین (37/0) همبستگی های ژنتیکی را با تولید شیر داشتند. روند فنوتیپی برای تولید شیر، روندی مطلوب و برای صفات مرتبط به باروری نامطلوب بود. افزایش تولید شیر 198 کیلوگرم در هر سال بود. مقدار INS به مقدار 048/0 و IFL به میزان 51/1 روز در هر سال افزایش یافت که روند نامطلوبی است. در هر سال مقدار SF به میزان 37/1 درصد کاهش نشان داد. نتایج این تحقیق نشان می دهد اگر برنامه اصلاحی فقط بر افزایش تولید شیر بدون در نظر گرفتن باروری باشد، عملکرد باروری کاهش خواهد یافت.
    کلیدواژگان: باروری، تولید شیر، گروه بندی، همبستگی ژنتیکی، روند فنوتیپی
  • مجید متقی طلب*، محدثه هرمزدی صفحه 37
    به منظور بررسی اثر جایگزینی ویتامین کوله کلسیفرول با 1- آلفاهیدروکسی کوله کلسیفرول بر عملکرد مرغ های مادرگوشتی این مطالعه درقالب طرح بلوک کاملا تصادفی با تعداد 288 قطعه مرغ مادرگوشتی سویه راس 308 از سن 57 تا 70 هفتگی در 6 تیمار و 4 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شاملIU/kg 3500 ویتامین 3D، 3IU/kg D3340 +10گرم در تن 3D(α(OH1، 3IU/kg D3300 +5/12گرم در تن 3D(α(OH1، 3IU/kg D3260 + 15 گرم در تن 3D(α(OH1، 3IU/kg D3180 + 20 گرم در تن3D(α(OH1 و تیمار کنترل منفی (بدون کوله کلسیفرول) بود. اختلاف بین میانگین تولید تخم مرغ در کل دوره آزمایش بین تیمارهای مختلف معنی دار بود و مرغ های تغذیه شده با 20 گرم در تن 1- آلفا هیدروکسی-کوله کلسیفرول دارای پایین ترین میانگین تولید تخم مرغ نسبت به تیمارهای شاهد و گروه های تغذیه شده با سطوح 10، 5، 12 و 15 گرم در تن 1- آلفا هیدروکسی کوله کلسیفرول بود. به علاوه اختلاف معنی داری از نظرصفات تولیدی بین گروه کنترل منفی و سایرگروه های آزمایشی مشاهده شد (05/0>P). میانگین وزن تخم مرغ، وزن مخصوص تخم مرغ، تلفات اولیه، میانی، انتهایی جنین و تخم مرغ های نوک زده تحت تاثیر معنی دار منبع ویتامین D قرار نگرفت (05/0P). نتایج این آزمایش نشان دادکه جایگزینی مکمل 1- آلفا هیدروکسی کوله کلسیفرول به جای کوله کلسیفرول اثر سودمندی بر تولید تخم مرغ،کیفیت پوسته و درصد جوجه درآوری ندارد. با توجه به نتایج به دست آمده از بررسی صفات مختلف به نظرمی رسد مقادیرکافی ویتامین 3 Dدر جیره مرغ های مادر آنها را قادر می سازد تا به صورت مطلوبی 3D2(OH)251 را مورد سوخت و ساز قرار دهند.
    کلیدواژگان: 1، آلفا هیدروکسی کوله کلسیفرول، مرغ مادر گوشتی، ویتامین D، عملکرد تولید تخم مرغ
  • سیدامین مرتضوی*، صادق علیجانی، سیدعباس رافت، حسین دقیق کیا صفحه 47
    پارامترهای ژنتیکی صفت دوقلوزایی در گوسفندان نژاد ماکوئی به روش بیزی و با استفاده از مدلهای مختلف برآورد شدند. بدین منظور شش مدل آستانه ای مورد بررسی قرارگرفت. مدل ها در لحاظ یا عدم لحاظ اثرات محیط دائمی حیوان، ژنتیکی مادری و لحاظ کواریانس بین اثرات ژنتیکی افزایشی و مادری با هم تفاوت داشتند. عوامل موثر بر صفت دوقلوزایی مورد آزمون معنی داری قرار گرفتند و از بین اثرات لحاظ شده تنها اثرات گله و سال زایش معنی دار شدند (05/0>P). برآورد اجزای واریانس صفت دوقلوزایی با استفاده از نرم افزارThrgibbs1f90 و مقایسه بین مدلها با استفاده از معیار میزان انحراف (DIC)انجام گرفت. مدل چهار (مدل حاوی اثر مادری و کواریانس بین اثر ژنتیکی افزایشی و مادری) به عنوان مدل برتر برای آنالیز صفت دوقلوزایی شناخته شد. میانگین پسین وراثت پذیری افزایشی و ژنتیکی مادری صفت دوقلوزایی (انحراف معیار) با بهترین مدل به ترتیب (004/0) 03/0 درصد و (017/0) 109/ برآورد شدند. مقادیر پارامترهای ژنتیکی برآورد شده برای صفت دوقلوزایی در این تحقیق نشان داد که برای پیشرفت ژنتیکی در صفت چندقلوزایی باید توجه بیشتری به اثرات مادری داشت و به بهبود شرایط محیطی پرداخت.
    کلیدواژگان: گوسفند ماکوئی، دوقلوزایی، مدل های آستانه ای، روش بیزی
  • علی نوبخت* صفحه 55
    این آزمایش به منظور بررسی اثرات استفاده از سطوح مختلف پودر گیاه کاسنی بر عملکرد و متابولیت های خون مرغ های تخم گذار انجام گرفت. سطوح کاسنی مورد استفاده صفر، 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد در تیمارهای آزمایشی 1 تا 5 بود. در این آزمایش تعداد 180 قطعه مرغ تخم گذار سویه های- لاین (W36) در 5 گروه آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 12 قطعه مرغ در هر تکرار) از سن 65 تا 76 هفتگی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که استفاده از سطوح مختلف پودر گیاه کاسنی دارای اثرات معنی داری بر عملکرد، صفات کیفی تخم مرغ و سطح سلول های ایمنی خون مرغ های تخم گذار می باشد (05/0>P). بیشترین مقادیر مربوط به درصد تولید تخم مرغ، توده تخم مرغ های تولیدی، خوراک مصرفی، کمترین هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم تخم مرغ تولیدی و بیشترین درصد سفیده با استفاده از 2 درصد کاسنی در جیره ها مشاهده شد. کمترین درصد گلبول های سفید، هتروفیل، نسبت هتروفیل به لمفوسیت و بیشترین درصد لمفوسیت با استفاده از 5/1 درصد کاسنی به دست آمد. استفاده از کاسنی اثرات معنی داری بر فراسنجه های بیوشیمیایی خون مرغ ها نداشت. نتیجه گیری می شود که استفاده از 5/1 درصد پودر کاسنی اثرات مثبتی بر سطح سلول های ایمنی، عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ در مرغ های تخم گذار دارد.
    کلیدواژگان: پودر کاسنی، عملکرد، مرغ تخم گذار، متابولیت های خون
  • مقاله کوتاه علمی
  • منیره دره زرشکی پور*، خسرو پارسائی مهر، سعید حسین زاده، پرویز فرهومند صفحه 63
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف مکمل پری بیوتیکی (ای-ماکس) شامل ترکیبات دیواره سلولی مخمر ساکارومایسس سرویزیه بر عملکرد رشدو پارامترهای تخمیری شکمبه دربزغاله های بومی آذربایجان غربی انجام شد.در یک طرح بلوک کاملا تصادفی،20راس بزغاله ماده با میانگین وزن 8/1±1/11 کیلوگرم و سن حدود6-5ماه با 4جیره آزمایشی مورد استفاده قرار گرفت. تیمارها شامل:1) شاهد (بدون پری بیوتیک)، 2) جیره پایه +2گرم پری بیوتیک، 3) جیره پایه +4گرم پری بیوتیک، 4) جیره پایه +6گرم پری بیوتیک در روز،که به مصرف بزغاله ها رسید. افزایش وزن روزانه بزغاله هایی که جیره حاوی پری بیوتیک مصرف نموده اند به طور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود (05/0P<). همچنینافزودن پری بیوتیک در جیره بزغاله ها باعث بهبود ضریب تبدیل غذایی شد(05/0P<). مصرف ماده خشک در بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشت. افزودن پری بیوتیک در جیره بزغاله تاثیری بر pHشکمبه نداشت.نیتروژن آمونیاکی شکمبه، استات، پروپیونات و والرات در بین گروه های آزمایشی اختلاف معنی داری نداشت. میزان بوتیرات در گروه های حاوی پری بیوتیک در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (05/0P<). در مجموع می توان گفت اضافه نمودن پری بیوتیک (ای-ماکس) به جیره بزغاله ها، موجب بهبود عملکرد رشد و تخمیر شکمبه آن ها شد.
    کلیدواژگان: پری بیوتیک، عملکرد، تخمیر شکمبه، بزغاله های بومی آذربایجان غربی
|
  • M. Bohlouli*, J. Shodja, S. Alijani, A. Mohammadi, S. Sadeghi Page 1
    In this research, a total number of 701212 (milk), 596331 (fat) and 505793 (protein) yields were used to estimate genetic parameters for persistency of lactation. The records were collected by the national animal breeding center of Karaj during 2006 and 2010. (Co) variance components were estimated using REML method and random regression models. Five persistency measures of lactation were evaluated using estimated breeding values. The estimated heritabilities of persistency for milk, fat, and protein yields ranged from 0.06 to 0.16, 0.03 to 0.17, and 0.06 to 0.20, respectively; the heritabilities for 305-d yield were 0.29, 0.28 and 0.28, respectively. Values of Spearman correlations between measures of persistency and EBVs of 305-d milk, fat, and protein yields ranged from 0.02 to 0.76, -0.24 to 0.58, and -0.50 to 0.80, respectively. Genetic correlations between persistency measures and EBVs of 305-d yield were varied; and were higher for milk and protein yields than for fat yield. For milk and protein yields, selection for EBVs of 305-d production identified sires or cows that are genetically superior in regards to persistency of lactation. But for fat yield, high breeding values for 305-d yield does not identify superior cows for yield persistency. Therefore, genetic evaluation for persistency of lactation is important for improving the milk production traits of Iranian Holstein cows and it is applicable in breeding programs for Iranian Holstein dairy cattle.
    Keywords: Breeding Value, Genetic Correlation, Genetic parameter, Random Regression Model
  • H. Daghighkia*, R. Olfati Karaji Page 11
    The sperm cell membrane is prone to oxidative stress and peroxidative damage due to an increase in reactive oxygen species (ROS) caused by the freezing process. The aim of present study was to determine the effect of different levels of reduced glutathione (GSH) and superoxide dismutase (SOD) antioxidants in freezing extender on the biochemical parameters of frozen–thawed bull semen. Thirty five ejaculates (5 ejaculate per bull) were collected from Holstein (n = 4) and Simmental (n = 3) breeds. Semen samples with appropriate conditions were pooled (separately for each replicate of each breed) and were diluted in Tris-egg yolk containing 5 and 7.5 mM GSH and 100 and 150 IU/ml SOD and an extender with no additives (control). Semen samples were cooled to 5°C during 2 h then they were filled and frozen in 0.5 ml French straws. Malonaldialdehyde (MDA) level, the intracellular activity of SOD and glutathione peroxides (GPx) enzymes were assayed after thawing samples. Results showed that, the addition of both levels of GSH to the semen freezing extender significantly decreased MDA level compared to the control group (P<0.05). However, the addition of 5 mM GSH improved GPx activity compared to the control group in Simmental breed (P <0.05). Generally, the results of this study showed that, the addition of 5 or 7.5 mM of GSH to the Tris-egg yolk extender has a positive effect on intracellular defense system and reduction of sperm membrane lipid peroxidation.
    Keywords: Semen Cryopreservation, Antioxidant, Lipid Peroxidation
  • N. Tabatabaie*, M.H. Fathi Nasri, H. Farhangfar, A. Riasi Page 19
    In this study, atriplex stem samples were irradiated with three doses (100, 200 and 300 KGy) to evaluate the effect of electron beam on the chemical composition, ruminal degradability parameters and ruminal-postruminal digestibility of dry matter (DM) and neutral detergent fiber (NDF). Initially, using nylon bag technique, an amount of 5 g of grounded sample (six replicates) was incubated for 0, 2, 4, 8, 16, 24, 48 and 72 hours in the rumen of two Holstein heifers and then parameters of ruminal degradability were estimated. Then ruminal digestibility and post ruminal digestibility of nutrients were determined by incubating of samples in rumen for 16 h and by Daisy digester apparatus, respectively. Statistical analysis was performed using SAS software. The results indicated that reduction of acid detergent fiber (ADF) in irradiated samples was numerically reduced, while NDF reduction was statistically significant (P<0.05). Quickly degradable fraction (a), potentially degradable fraction (b) and effective degradability of DM increased significantly (P<0.05) with increasing dose of irradiation. Quickly degradable fraction (a) of NDF at the doses of 100 and 200 KGy irradiation increased but this change was not statistically significant. Potentially degradable fraction (b) of NDF was significantly increased (P<0.01). Quickly degradable fraction (a) of ADF at the dose of 300 KGy increased that it was not statistically significant. Post-ruminal and total tract digestibility of DM increased significantly (P<0.05). Ruminal, post ruminal and total tract digestibility of NDF was not affected by irradiation. This experiment showed electron beam irradiation had an effective role in improving the nutritive value and digestibility of atriplex stem, but regarding the absence of a dose related effect, the dose of 100 KGy is recommended.
    Keywords: Atriplex stem, Electron beam irradiation, Ruminal degradability
  • H. Ghiasi*, M. Khaldari, R. Taherkhani Page 29
    A data set belonging to Iranian Holsteins from 15 herds (1981 to 2005) were used to investigate the effect of milk production on fertility performance. The traits were: number of inseminations to conception (INS), calving interval (CI), days from calving to first service (DFS), interval between first and last insemination (IFL) days open (DO), and success to first insemination (SF). Cows were divided into three groups (low, medium and high producing) according to milk production. High milk producing group have low fertility performance (P<0.01). High producing group had more 0.37 INS, more 11 days DO, more 17 days CI, more 14 IFL than low producing group. DFS in low producing group was lower than medium and high producing group. SF in high producing cow was 10 % lower than low producing group. Undesirable genetic correlations (<0.37) were estimated between milk production and fertility performance traits. Among fertility traits DFS had lowest (0.17) and CI had highest (0.37) genetic correlation with milk production. Desirable genetic trend for milk production and undesirable genetic trend for fertility traits were observed. Milk production increased 198 kg per year, INS increased 0.048, IFL increased 1.51days per year and SF decreased 1.37 percent per year. Result of this study indicates that if breeding program only focuses on milk production, fertility performance will decrease.
    Keywords: Fertility, Milk production, Grouping, Genetic correlation, Phenotypic trend
  • M. Mottaghitalab*, M. Hormozdi Page 37
    This experiment was carried out to evaluate the effects of 1α-hydroxycholecalciferol as a replacement for cholecalciferol on broiler breeder hen performance. 288 Ross "308" broiler breeder hens at 57 weeks of age were allocated to a randomized complete block design with six treatments and four replications of twelve females and 1 male each. The treatments consisted of 3500Iu/kg vitamin D3(Control),combination of 3340IU D3+10 g/Ton 1α(OH)D3, 3300IU D3+12.5 g/Ton 1α(OH)D3, 3260IU D3+15gr/Ton 1α(OH)D3, 3180IU D3+20 g/Ton 1α(OH)D3 and one additional group was fed no supplemental D3. The results of this study indicated egg production, egg mass, feed conversion, egg specific gravity, early and late embryo mortality and hatchability of the broiler breeder hens fed the vitamin D3 deficient basal diet was significantly lower than all other treatments (P<0.05). In addition to egg production, egg mass and feed conversion between treatments were significantly differ, and egg production was significantly lower when added as 20 g/Ton 1α(OH)D3 as compared to lower levels of the same metabolites and also as compared with the hens fed D3(P<0.05), however no differences were observed in egg weight, egg specific gravity, hatchability, early, middle and late embryo mortality and pip egg between treatments supplemented combination of vitamin D¬3 and 1α(OH)D3 as compared with D3 (P>0.05).The result of this experiment indicated that replacement of 1α(OH)D3 with D3 in broiler breeder diets have no beneficial effect on egg production, egg shell quality and hatchability. It seems, that hens are able to metabolize sufficient 1,25(OH)2D3 from dietary vitamin D3 to meet requirement.
    Keywords: 1α hydroxy cholecalciferol, Broiler breeder performance, Vitamin D
  • A. Mortazavi*, S. Alijani, A. Rafat, H. Daghigh Kia Page 47
    Genetic parameters for litter size trait in Makuie sheep were estimated using Bayesian method and different models. For this purpose, six threshold models were fitted. Different models with direct genetic effects, maternal and permanent environmental effects were implemented. Effects after significance test (P<0.05) by logistic procedure of SAS software were included in these models (herd and year of lambing). Variance components of litter size trait were estimated by Thrgibbs1f90 software. The most appropriate model was determined based on deviance information criterion (DIC). Model 4 was recognized as the best model for the genetic analysis of litter size trait in Makuie sheep. The meanof the posterior distribution of estimated additive and maternal heritability for best model (model 4) were 0.03% (0.004) and 0.109(0.017), respectively. Estimated genetic parameters of litter size in this studyshowed that for genetic gain in this trait more attention should be paid to maternal effect and improve environmental condition.
    Keywords: Makuie sheep, Litter size, Threshold models, Bayesian method
  • A. Nobakht* Page 55
    This experiment was conducted to evaluate the effects of using different levels of Chicory (Cichorium intybus L.) powder on performance, egg traits and blood metabolites of laying hens. The levels of Chicory were 0, 0.5, 1, 1.5, and 2 percent. In this experiment, 180 laying hens (Hy-line W36 strain) in five treatments and three replicates (with 12 hens in each replicate) from 65 until 76 weeks of age were used in a completely randomized design. The results showed that the using different levels of Chicory powder had significant effects on performance, egg traits, and immunity cells of blood in laying hens (P<0.05). The highest egg production percentage, highest amounts of egg mass, daily feed intake, the best feed conversion ratio, the lowest amount of feed price for production per kilogram of egg, the highest yolk color index and the highest albumin percentage were resulted by using 2% of Chicory powder. The lowest percentage of white blood cells, heterophil, and heterophil/lymphocyte and the highest percentage of lymphocyte were obtained by the use of 1.5% of Chicory powder. Different levels of Chicory powder did not have any significant effects on blood biochemical parameters of laying hens. It was concluded that in laying hens diets, using 1.5 of Chicory powder can improve their immunity cells status, performance, and egg traits.
    Keywords: Blood metabolites, Chicory, Laying hens, Performance
  • M. Darezershkipoor*, K. Parsaeimehr, S. Hossenzadeh, P. Farhoomand Page 63
    The objective of this study was to determine the effects of different levels of prebiotic (A-MAX) included cell wall composition of Saccharomyces cervisiae yeast on performance, and rumenal fermentation parametersin west Azarbaijankids, with an average weight of 11.1 ± 1.8 kg and about five to six months of age, in a randomized complete block design with 4 treatments (5 kids per treatment). Treatments included 1) no prebiotic (control), 2) 2 gram, 3) 4 gram and 4) 6 gram prebiotic/day per animal which were fed with a basal diet. Daily weight gain significantly in treatments receiving prebiotic was higher than the control treatment (P<0.05). Moreover, feed conversation ratio in treatments receiving prebiotic significantly was better than control treatment (P<0.05). Dry matter intake was not affected by treatments. Rumenal pH and ammonia N were not affected by groups. Acetate, propionate and valerate concentrations were not affected by treatments. Butyrate increased in prebiotic groups compared with control group (P<0.05). The results indicated that the addition of prebiotic (A-MAX) to the diet of kids improved growth performance, and rumenal fermentation.
    Keywords: Prebiotic, Performance, Rumenal fermentation, West Azerbaijan kids