فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال سوم شماره 2 (پیاپی 8، تابستان 1382)
  • سال سوم شماره 2 (پیاپی 8، تابستان 1382)
  • 205 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1382/05/15
  • تعداد عناوین: 6
|
  • الهه محمد اسماعیل، حکیمه سادات موسوی صفحه 105
    هدف از تحقیق حاضر بررسی سلامت روانی مادران کودکان دارای اختلالات رفتاری است. در این تحقیق تعداد 243 نفر از مادران دانش آموزان دارای اختلالات رفتاری مدارس ابتدایی و راهنمایی مناطق نوزده گانه شهر تهران به همراه فرزندانشان مورد بررسی قرار گرفتند. مادران دانش آموزان پس از مصاحبه روانپزشکی و تشخیص اختلالات رفتاری فرزندشان، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه علائم مرضی کودکان را تکمیل نمودند. ابزارهای بکار گرفته شده پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی، پرسشنامه علائم مرضی کودکان و مصاحبه روانپزشک بود نتایج یافته های آماری نشان داد که: 61 (1 درصد از مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری هیجانی مشکوک به عدم سلامت روان هستند که این میزان برحسب اختلالات رفتاری کودکان آنها به این شرح است: اختلال بیش فعالی - نقص توجه69 %؛ اختلال افسردگی،60 %؛ اختلال بی اعتنایی مقابله ای، %72؛ اختلال وسواس فکری – عملی،50 %؛ اختلال تیک، %72؛ اختلال شب ادراری، %66؛ اختلال اضطرابی،54 %؛ اختلال هراس اجتماعی،44 %؛ اختلال هراس خاص،50 %؛ اختلال اضطراب فراگیر،67 %؛ اختلال اضطراب جدایی.
    48 %:2 بین خرده آزمونهای چهار گانه (علائم جسمانی، طراب، ناسازگاری اجتماعی و افسردگی سلامت عمومی مادران کودکان دارای اختلالات بیش فعالی - نقص توجه، افسردگی، اختلالات اضطرابی، بی اعتنایی مقابله ای، وسواس فکری - عملی و اختلال شب ادراری تفاوت معناداری وجود دارد، بطوری که بالاترین میانگین در سلامت روانی مادران در چهار خرده آزمون در تمام اختلالات مورد بررسی به استثنای اختلال شب ادراری، متعلق به حیطه اضطراب است و اکثر مادران اضطراب بالایی را تجربه می کنند: 3 بین عدم سلامت روانی مادران و کودکان دارای اختلال افسردگی،اختلال اضطرابی، اختلال بی اعتنایی مقابله ای،وسواس فکری - عملی همبستگی معنی داری وجود دارد، ولی بین سلامت روان مادران و اختلال بیش فعالی – نقص توجه و اختلال تیک تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: سلامت روانی، اختلالات رفتاری
  • ماشاء الله واشقانی فراهانی، ئکتر احمد علی پور صفحه 117
    هدف از انجام این تحقیق بررسی و تحلیل محتوای کتاب درسی علوم پایه اول کودکان کم توان ذهنی و مقایسه آن با کتاب درسی علوم کودکان عادی می باشد. برای رسیدن به این مقصود، سه کتاب علوم کودکان کم توان ذهنی پایه اول و کتاب کودکان عادی، با توجه به اصول تحلیل محتوای کتاب درسی از جنبه های یادگیری درسی، ماهیت موضوع آموزش علوم، سازماندهی محتوای درسی، روش های آموزش علوم، اصول وساختار کتاب درسی، ویژگی های تصویری کتاب های درسی کودکان و مسایل خاص کتاب های درسی کودکان کم توان ذهنی مورد بررسی قرار گرفت. در پایان ضمن بیان یافته ها و نتایج بررسی تحلیل محتوای کتاب های مورد نظر، پیشنهادهایی جهت اصلاح کتاب های درسی مورد نظر ارائه گردید. در مورد پیشینه این بررسی باید گفت که در کشور ما پژوهش های زیادی در این خصوص انجام نشده است. با مراجعه به پژوهشکده تعلیم و تربیت، سازمان برنامه ریزی درسی و دانشگاه های علوم تربیتی، معلوم شد که تحقیقات سازمان یافته ای در مورد تحلیل محتوا به ویژه درباره کتاب های درسی کودکان کم توان ذهنی در زمینه علوم انجام نشده است
    کلیدواژگان: کتاب درسی علوم، کودکان کم توان ذهنی، روش ویلیام رومی
  • مژگان فرهبد صفحه 143
    کودکان بسیاری بر اثر نقص های حرکتی، شنوایی، بینایی و ذهنی، با ناتوانی هایی مواجه هستند که همیشه با آن ها باقی خواهد ماند. بدون هیچ تردیدی روشن است که خدمات آموزشی و توانبخشی موجود برای برطرف کردن نیازهای این افراد، کافی نیست، و این افراد از فرصت های کافی برای پیوستن به زندگی اجتماعی و اشتغال به کار، محروم هستند. ایجاد نگرش مثبت نسبت به افراد دارای ناتوانی، فراهم نمودن فرصت های برابر و یکسان برای آن ها، شناخت نیازهای مختلف افراد و ارزش گذاری به آن ها و بالا بردن آگاهی افراد جامعه، شیوه های مبارزه با این محرومیت موجود هستند. در چنین وضعیتی، آموزش و پرورش فراگیر و به دنبال آن طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه مطرح می گردد. اصول سیستم های آموزشی و توانبخشی مذکور براین اصل انسان گرایانه استوار است که انسان باید به عنوان یک کل یکپارچه و سازمان یافته شناخته شود و همه کودکان حتی کودکان دارای ناتوانی، باید از آموزش برای ارتقای کیفیت زندگی، برخوردار گردند و در این راستا بر این عقیده پافشاری می نمایند که باید همه موانع را از پیش روی برداشت و با فراهم کردن امکانات و تسهیلات، شرایط برای آموزش فراهم گردد. آموزش و پرورش فراگیر و توانبخشی مبتنی بر جامعه با اصل قراردادن نیازها، تفاوت ها و ایجاد خودپنداره مثبت در افراد دارای ناتوانی، بدون در نظرگرفتن ناتوانی ها، احساس لذت بردن و اعتماد به نفس را ایجادکرده و سبب خواهد شد که افراد دارای ناتوانی، حداکثر موفقیت در حد توان خود را، کسب نمایند. در سایه چنین ارتباط و هماهنگی است که افراد دارای ناتوانی از ارزش، شان و مقام برابری در جامعه برخوردارخواهند شد و تجربه موفقی از عملکردهایی که توانایی آن را دارند، کسب خواهند نمود
    کلیدواژگان: توانبخشی مبتنی بر جامعه و آموزش و پرورش فراگیر
  • شیوا ابراهیمیان، رضا نیلی پور، فریبا یادگاری صفحه 161
    این پژوهش با هدف تعیین میزان ارتباط بین زبان بیانی وزبان دریافتی درکودکان مبتلا به نشانگان داون با سن عقلی 4-5سال انجام شده است. در این تحقیق ابتدا با انجام تست غیرکلامی لایتر، کودکان نشانگان داون با سن عقلی 4-5 سال از میان دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون مقاطع پیش دبستانی کلاس اول مدارس استثنایی پنج ناحیه آموزش و پرورش شهراصفهان انتخاب شدند. سپس با انجام آزمون های غربالی شنوایی و آپراکسی 18 نفر از میان گروه مذکور انتخاب شدند و با توجه به محدود بودن تعداد جامعه، از تمام آنها آزمون زبان به عمل آمد و روش نمونه گیری خاصی اعمال نشد. برای انجام این پژوهش از آزمون رشد زبان که تنها آزمون زبانی است که درزبان فارسی هنجار شده است، استفاده شد و تنها چهار خرده آزمون درک واژگان، درک دستوری، واژگان شفاهی و تکمیل دستوری این آزمون روی هر کدام از نمونه ها اجرا شد و مشاهدات آزمونگر نیز ثبت گردید و در نهایت یافته های حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و با آزمون های آماری زوجی و آزمون همبستگی و شاخص های آمار توصیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج که بین زبان دریافتی و زبان tP =0/55(سال اختلاف معنا داری وجود دارد و این دو متغیر همبستگی پایینی 4-5 بیانی کودکان نشانگان داون با سن عقلی (را با هم نشان دادند
    کلیدواژگان: زبان بیانی، زبان دریافتی، نشانگان داون
  • سید مرتضی نوربخش، علی خانزاده، مجید یوسفی لویه صفحه 177
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه نوع ادراک کودکان دچار اختلالات یادگیری LD و کودکان عادی با آزمون رورشاخ و قابلیت این آزمون در شناسایی و تشخیص بالینی کودکان دچار LD است. به همین منظور در این پژوهش 23 کودک 8 LD نارساخوان، 8 نارسانویس و 7 نفر با نارسایی درحساببه عنوان گروه اصلی و 23 کودک عادی به عنوان گروه کنترل در دامنه سنی 9 تا 13 سال و پایه تحصیلی سوم تا پنجم ابتدایی با آزمون رورشاخ، بررسی شدند و پس از نمره گذاری باسبک رورشاخ یافته های دو گر وه با یکدیگر مقایسه گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که کودکان LD در مقایسه با کودکان عادی از کاهش قابل توجه فراوانی کل پاسخ ها (R)، افزایش پاسخ های کلی ساده، وجود پاسخ های (C)، وجود رنگ محض (Dd)، پاسخ های جزء کوچک (D)، کمبود پاسخ جزء بزرگ (G) خون (Blood)، افزایش پاسخ های رایج Ban و رد کارت برخوردارند که ازنظر ادراکی نشانگر ادراک محدودترو توجهی به امور عینی، یک بعدنگری، بازداری های عاطفی، رفتارهای تکانه ای، محدودیت در کنترل هیجانی، تعارضات روانی،گرایش به همنوایی ودریافت تاییدهای اجتماعی وآمادگی برای بروز اختلالات هیجانی می باشند.
    کلیدواژگان: اختلالات یادگیری کودکان، ادراک آزمون رورشاخ
  • خبر، کنگره ها و همایش ها
    صفحه 195