فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و دوم شماره 1 (فروردین و اردیبهشت 1393)
  • سال بیست و دوم شماره 1 (فروردین و اردیبهشت 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/02/04
  • تعداد عناوین: 15
|
  • حسین نوروزی، علی کاظمی صفحات 850-857
    مقدمه
    اشعه UV به عنوان یک ضدعفونی کننده در آزمایشگاه ها و بیمارستان ها کاربرد دارد که سطح اثر آن به مدت زمان تابش بستگی دارد. این مطالعه به منظور ارزیابی اثر مدت زمان تابش اشعه UV بر روی حساسیت دارویی گونه های رایزوپوس نسبت به داروهای آمفوتریسین ب، ایتراکونازول و فلوکونازول انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی بر روی 12 سوش بالینی جدا شده از بیمار طبق روش CLSI M38-P انجام گرفت. ابتدا سوسپانسیون قارچی با دامنه سلولی (cfu/ml 104× 5 - 5 /0) تهیه گردید، سپس استوک های دارویی از داروهای ایتراکونازول و آمفوتریسین ب با رقت سریالی(μg/ml 16- 03125/0) و داروی فلوکونازول با رقت سریالی (μg/ml64 - 125/0) تهیه گردید و تست حساسیت دارویی قبل و بعد از تابش UV در زمان های 1، 2، 5، 10، 60، 90 و 120 ثانیه ارزیابی شد.
    نتایج
    بیشترین و کمترین میزان بازدارندگی(MIC) برای داروهای فلوکونازول و آمفوتریسین ب به ترتیب (μg/ml 64) و (μg/ml5/0) قبل از تابش UV بود. میزان MIC پس از تابش UV به تدریج کاهش یافت به طوری بعد از 10 ثانیه میزان MIC برای تمام سویه ها کمتر از μg/ml 03125/0 بود که صفر در نظر گرفته شد. حداقل میزان بازدارندگی (MIC) هر سه داروی مذکور با افزایش تابش اشعه UV بیش از 2 ثانیه، کاهش معنی داری نسبت به قبل از تابش اشعه داشت (05/0>p).
    نتیجه گیری
    استفاده از اشعه UV با رعایت زمان تابش مناسب به منظور پیشگیری از عفونت های بیمارستانی قارچی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اشعه اولتراویوله، رایزوپوس، داروهای ضدقارچی، تست حساسیت دارویی
  • احمد ایزدی، فاطمه سادات ایزدی اونجی، امیر حسین معصومی، محبوبه کفایی عطری، علی حاجی باقری، صدیقه میرانزاده صفحات 858-870
    مقدمه
    رنج یک پدیده ذهنی است که تمامی ابعاد انسانی فرد، اعضای خانواده و تیم سلامت را تحت تاثیر قرار می دهد. کاهش رنج هر فردی یکی از اهداف اصلی تیم سلامت است. به نظر می رسد مزمن شدن فرایند بیماری و تعدد مشکلات جسمی، به همراه مشکلات روانی و اجتماعی و اقتصادی در مصدومین شیمیایی هر کدام به تنهایی می تواند یک منبع رنج در این گروه از بیماران باشد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب جانبازان شیمیایی جنگ ایران و عراق از ماهیت و ساختار منابع رنج انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. 12 نظامی مصدوم شیمیایی به روش مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق بدون ساختار استفاده شد. متن مصاحبه ها با روش «پارسی» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    یافته های حاصل از این مطالعه در مفاهیم محوری «رنج یک منبع ارزش»، «مشکلات جسمی به عنوان منبع رنج»، «جامعه به عنوان منبع رنج»، «مشکلات اقتصادی به عنوان منبع رنج»، «اختلال در آسایش اطرافیان به عنوان منبع رنج» بیان شدند.
    نتیجه گیری
    تجارب شرکت کنندگان نیاز به درک قربانیان توسط افراد تیم سلامت، مسئولین و افراد جامعه را منعکس می سازد. افزایش احترام اجتماعی، حمایت از کانون های خانوادگی و سایر حمایت های اجتماعی مثل برنامه های آموزشی جهت بهبود مراقبت از خود و فراهم کردن تسهیلات متناسب با نیازهای جانبازان ازگام های مفید برای کاهش رنج این قربانیان می باشد.
    کلیدواژگان: ماهیت رنج، مصدومین شیمیایی، فنومنولوژی، جانبازان شیمیایی، ساختار منابع رنج
  • پرستو راد، میترا تدین، محمدرضا عباسپور، محمود لطیفی، حمدالله دلاویز صفحات 871-879
    مقدمه
    پس از شروع یائسگی وکاهش استروژن، خشکی واژن یکی از مشکلات شایع زنان می باشد. تجویز دارو، به طور موقت علائم آن را کاهش می دهد، اما دریافت دراز مدت دارو برای بیشتر زنان امکان پذیر نخواهد بود. در این مطالعه تاثیر شیاف ویتامین D بر خشکی واژن در زنان یائسه مورد بررسی قرار گرفته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تعداد 44 نفر زن یائسه به طور تصادفی به دو گروه مساوی درمان و کنترل تقسیم شدند. گروه درمان، شیاف واژینال ویتامین D و گروه کنترل، شیاف پلاسبو دریافت کردند. میزان خشکی و رنگ پریدگی در اولین ملاقات، در پایان هفته های 2، 4 و 8 معاینه و ثبت گردید. همچنین میانگین بلوغ سلول های پارابازال مخاط واژن در شروع مطالعه و در پایان هشتمین هفته با تهیه اسمیر بررسی گردید. داده ها با آزمون های آماری تی مستقل و من ویتنی تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    میانگین شدت خشکی در گروه های درمان و کنترل در پایان هفته هشتم به ترتیب؛ 5/0±42/1 و 76/0±09/2 و میانگین رنگ پریدگی 62/0±9/1 و 67/0±8/2 بود (05/0p<). درپایان هفته هشتم میانگین سلول های پارابازال مخاط واژن در گروه درمان به طور قابل توجهی در قیاس با گروه کنترل کاهش یافته بود.
    نتیجه گیری
    شیاف واژینال ویتامین D در بهبود خشکی و رنگ پریدگی و در تکثیر سلول های سطحی مخاط واژن در زنان یائسه موثر است.
    کلیدواژگان: ویتامین D، رنگ پریدگی واژن، خشکی مخاط واژن
  • مصیب میرحسینی، فهیمه اسفرجانی، سید محمد مرندی، سعید حسین خلیل زاده، حمیده میرحسینی صفحات 880-891
    مقدمه
    سیر طبیعی پیشرونده و عوارض دیابت نوع دو، همگی بر لزوم اتخاذ راهبردهای مناسب درمانی تاکید می کنند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک دوره تمرینات یوگا بر قند خون، HbA1c، VO2max و درصد چربی پوستی بیماران دیابتی نوع 2 بود.
    روش بررسی
    در این تحقیق نیمه تجربی، از بین مردان 35 تا 55 ساله شهرستان یزد 30 نفر با میانگین سنی40/5±30/49 سال به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب و به طور داوطلبانه به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 12هفته و هر هفته 3 جلسه به مدت 60 دقیقه به تمرینات یوگا پرداختند. در صورتی که گروه کنترل هیچگونه فعالیت بدنی منظمی نداشتند. در این تحقیق متغیرهای قند خون ناشتا (fbs)، قند خون 2 ساعته (IIh.p.p)، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، توان هوازی (VO2max) و درصد چربی پوستی قبل و بعد از 12هفته تمرین در هر دو گروه اندازه گیری شد. جهت اندازه گیری های fbs، IIh.p.p و HbA1c از آزمودنی ها 10 سی سی خون به طور ناشتا و 10 سی سی، 2 ساعت بعد از صرف صبحانه گرفته شد، جهت اندازه گیری VO2max از آزمون راکپورت و درصد چربی از کالیپر لانج استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    تفاوت معنی داری در سطوح fbs، IIh.p.p، HbA1c، VO2max و درصد چربی پوستی در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد(05/0>p).
    نتیجه گیری
    استفاده از تمرینات یوگا (به مدت 12 هفته) می تواند بر کنترل قندخون افراد مبتلا به دیابت نوع 2 تاثیرگذار باشد.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، ورزش یوگا، قند خون، HbA1c، VO2max، چربی پوستی
  • فاطمه عزالدینی اردکانی، نسیم مختاری، ملیحه معینی، سیروس روحی، فرزانه میرحسینی صفحات 892-898
    مقدمه
    رادیوگرافی پانورامیک به طور گسترده ای برای اهداف تشخیصی دهان و دندان ها کاربرد دارد. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان خطاهای رادیوگرافی پانورامیک دیجیتال در بیمارانی است که به دانشکده دندانپزشکی شهر یزد مراجعه کرده اند.
    روش بررسی
    این مطالعه به روش توصیفی مقطعی انجام شد و از 400 رادیوگرافی موجود در آرشیو بخش استفاده شد. دامنه سنی بیماران از 70-10 سال بود. خطاهای رایج که در 13 گروه طبقه بندی شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS نسخه 17 تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    تنها 47 (11%) از رادیوگرافی ها عاری از خطا بودند و شیوع خطا در سیر رادیوگرافی ها بدین شرح بود. موقعیت جلوتر بیمار در دستگاه (7/8%)، موقعیت عقب تر بیمار در دستگاه (9%)، چرخش سر (2/6%)، کج شدن سر (7/3%)، پایین آمدن چانه(11%)، بالا رفتن چانه (7/27%)، موقعیت قوز کرده (5/14%)، قرار نگرفتن چانه بر روی Chin Rest (0%)، قرار نداشتن زبان بر سقف کام (5/21%)، استفاده نکردن از راهنمای Bite (1%)، حرکت بیمار (5%)، خارج نکردن دندان مصنوعی بیمار (2/1%) و جدا نکردن اجسام فلزی (4%).
    نتیجه گیری
    بیشترین خطای رخ داده مربوط به بالاتر قرار گرفتن چانه است و کمترین خطا مربوط به قرار نگرفتن چانه بر Chin Rest می باشد. به نظر می رسد بهترین راه برای داشتن رادیوگرافی هایی با خطای کمتر، موقعیت دادن صحیح بیمار در دستگاه می باشد.
    کلیدواژگان: رادیوگرافی پانورامیک، خطای موقعیتی، تشخیص، رادیولوژی
  • هادی زارع زردینی، اعظم هاشمی، بهناز طلوعی نیا، امیر بیطرف صفحات 899-911
    مقدمه
    امروزه تحقیق در زمینه پپتیدهای ضدمیکروبی به یک عرصه فعالی بدل شده است. بنابراین، هدف این مطالعه خالص سازی و تعیین خواص بیوشیمیایی)به ویژه اثر ضدمیکروبی(پپتیدهای جدید از ترشحات پوستی وزغ کویری است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی ترشحات پوستی وزغ با استفاده از روش های بیوشیمیایی خالص سازی گردید و اثرات ضدمیکروبی آن توسط روش نشر شعاعی و حداقل غلظت مهاری مشخص شد. توالی پپتیدها نیز توسط روش اسپکتروسکوپی تعیین شد.
    نتایج
    یک پپتید ضدمیکروبی جدید از ترشحات پوستی به دست آمد. این پپتید از 20 آمینواسید ساخته شده است. این پپتید با هیچ یک از پپتیدهای ضدمیکروبی از دوزیستان همسانی نداشت. بنابراین این پپتید جدید، Buforin–K نام گرفت. این پپتید از لحاظ فعالیت ضدمیکروبی ارزیابی شد. پپتید Buforin–K فعالیت ضدمیکروبی قابل توجهی را علیه باکتری های گرم منفی و گرم مثبت (با حداقل غلظت مهاری در محدوده 1/8 تا μg/ml 6/35(و همچنین علیه قارچ ها (حداقل غلظت مهاری این پپتید در محدوده 7/25 تا 6/35) از خود نشان داد. این پپتید اثر ضدمیکروبی بیشتری بر روی باکتری های گرم منفی در مقایسه با باکتری های گرم مثبت و قارچ ها دارد. Buforin–K فعالیت همولیزی پایینی را بر روی اریتروسیت ها نشان داد، به طوری که در غلظت μg/ml100، سبب القای 5 درصد همولیز شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اثرات زیستی مفید، MaximinBk می تواند یک ماده مستعد برای درمان بیماری های عفونی مختلف باشد.
    کلیدواژگان: پپتیدهای ضد میکروبی، وزغ کویری، همولیز، حداقل غلظت مهاری
  • علی رضائی، بهزاد زادفتاح، مهرداد پاشازاده صفحات 912-919
    مقدمه
    Cannabis Sativa گیاهی است که در فارسی به شاهدانه معروف است. ترکیبات شیمیایی این گیاه حاوی کانابیدول، کانابینول، اسید کانالبیدیولیک و تتراهیدروکانابینول است که باعث افزایش زمان بیهوشی ناشی از تزریق داروهای بیهوشی می شود که این خود شاخص عالی جهت اثبات اثر آرام بخشی و تسکین دهند گی عصاره گیاه است. به نظر می رسد کانابیس و ترکیبات مختلف موجود در آن از طریق هیپوتالاموس و هسته رافه خلفی روی خواب تاثیرات می گذارند. در این مطالعه به بررسی اثرات تسکینی پایین بیهوشی و ضداضطرابی عصاره گیاه شاهدانه پرداخته شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی به گروه های مختلف موش صحرایی نر نژاد ویستار با شرایط سنی و وزنی برابر دوزهای mg/kg150 و mg/kg 300 و mg/kg450 از عصاره گیاهی شاهدانه، mg/kg2/1 دیازپام و همچنین دی متیل سولفوکساید DMSO (به عنوان دارونما) با حجم برابر، 30 دقیقه قبل از ارزیابی اثرات تسکینی و پیش بیهوشی (مدت خواب القاء شده با کتامین با دوز mg/kg40) به صورت داخل صفاقی تزریق شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون ANOVA و توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج به دست آمده بیانگر کاهش معنی داری زمان القاء بیهوشی و افزایش معنی داری مدت خواب القاء شده با کتامین در گروه های تیمار با دوزهای بالا و پایین عصاره بود (01/0p<).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصله نشان داد که عصاره شاهدانه در دوز mg/kg 450 دارای اثرات تسکینی و پیش بیهوشی است.
    کلیدواژگان: شاهدانه، تسکین دهنده، ضداضطراب، دیازپام، ماز
  • بتول تیرگری، مریم توفیقی، منصوره عزیززاده فروزی، صدیقه ایرانمنش، هادی طهرانی صفحات 920-927
    مقدمه
    بیماری مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری غیرتروماتیک سیستم عصبی مرکزی است که بیماران به علت ماهیت ناتوان کننده و پیشرفت غیرقابل پیش بینی این بیماری، دارای شک و تردید زیادی در خصوص سلامتی و بهبودی در آینده هستند. این پژوهش با هدف تعیین میزان درک از تردید نسبت به بیماری و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس صورت گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 200 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به مرکز بیماری های خاص شهر کرمان با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی و تردید میشل جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های t وANOVA تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    میانگین تردید در افراد مبتلا 35/12±20/67 و میانگین ابعاد تردید: بعد ابهام 90/7±24/32، پیچیدگی 12/3±80/11، بی ثباتی 37/2±79/4، غیرقابل پیشگوئی بودن 97/0±78/2 بود. تنها بین متغیرهای سطح تحصیلات با درک از تردید و بعد ابهام و محل سکونت با درک از تردید و ابهام اختلاف معنی داری وجود داشت. به طوری که نمره کلی تردید و نمره ابهام در افرادی که در شهرستان زندگی می کردند بالاتر از افراد ساکن کرمان بود.
    نتیجه گیری
    بیماران این مطالعه سطوح بالایی از تردید را تجربه می کنند و بالا بودن تردید زمینه را برای ایجاد افسردگی و استرس در آنها فراهم می کند، لذا می توان با تاکید بر بررسی دقیق و همه جانبه سلامت بیمار و برگزاری کلاس های آموزشی مدیریت تردید، گام موثری در جهت کاهش تردید بیماران و پیشگیری از ایجاد استرس و افسردگی آنان برداشت.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، درک از تردید، ابهام
  • محبوبه فکوری جویباری، پروین فرزانگی، علیرضا براری صفحات 928-939
    مقدمه
    اثر فعالیت بدنی همراه با مصرف مکمل ها بر کاهش اثر رادیکال های آزاد شده به خوبی شناخته شده نیست. از آنجا که خرفه یکی از غنی ترین منبع نباتی امگا-3 و مواد آنتی اکسیدانی است، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین به همراه مصرف خرفه بر شاخص های پراکسیدانی و آنتی اکسیدانی (MDA، SOD، CAT) در بیماران دیابتی بود.
    روش بررسی
    28 زن کم تحرک مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سنی 50 سال به طور تصادفی به 4 گروه کنترل، تمرین، مکمل و تمرین همراه با مکمل تقسیم شدند. برنامه گروه تمرین شامل 75-60 دقیقه تمرین هوازی، 3 جلسه در هفته با ضربان قلب 70-50% حداکثر ضربان قلب بود. گروه مکمل و تمرین همراه با مکمل، پیش از تمرین هوازی، 5 گرم خرفه همراه با ناهار مصرف و با فاصله زمانی 3 ساعت به تمرین می پرداختند. همچنین 5/2 گرم خرفه همراه شام مصرف می کردند. خون گیری قبل و بعد از 8 هفته به دنبال 14-12 ساعت ناشتایی شبانه انجام شد.
    نتایج
    MDA پس از 8 هفته در گروه های تمرین، مکمل و تمرین همراه با مکمل کاهش و سطوح SOD و CAT افزایش معنی داری یافت (05/0≥p). همچنین پس از 8 هفته بین مقادیر MDA در گروه تمرین و تمرین همراه با مکمل، اختلاف معنی داری مشاهده گردید (015/0=p).
    نتیجه گیری
    تمرینات هوازی به همراه مصرف خرفه می تواند باعث بهبود تعادل پراکسیدانی و آنتی اکسیدانی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 شده و از استرس اکسایشی ناشی از ورزش و همچنین بیماری دیابت جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: تمرین هوازی، خرفه، دیابت نوع 2، آنتی اکسیدان، پراکسیدان
  • علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، مهسان ششمانی، بهنازسادات بهنیا فر صفحات 940-951
    مقدمه
    به منظور افزایش استحکام باند سمان های رزینی به کامپوزیت های غیرمستقیم، تلاش هایی از قبیل ایجاد خشونت سطحی با سندبلاست، اسید و سایلن و لیزر انجام گرفته است که در مورد نتایج آنها توافق نظر وجود ندارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر لیزرEr:YAG و Nd:YAG و اسید اچ بر استحکام باند ریز برشی سمان رزینی و کامپوزیت غیرمستقیم است.
    روش بررسی
    پس از ساخت 30 عدد بلوک کامپوزیتی (GC-Japan) Gradia-Indirect، سه گروه 10 تایی A(Er:YAG)، B(Nd:YAG) و C(کنترل، بدون مداخله لیزر) در نظر گرفته شد. بر روی نیمی از نمونه ها در هر گروه اسید فسفریک 40% اعمال شد. سپس روی هر بلوک کامپوزیتی، 4 ستون سمان رزینی Panavia F2 ساخته شد و میزان استحکام باند ریزبرشی به وسیله دستگاه MTD-500 با سرعت یک میلی متر در دقیقه بررسی شد. داده ها با آزمون آماری T-test، Two-way ANOVA/One way و Post Hoc تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    در گروه های لیزر Er:YAG (01/0p:) و Nd:YAG(01/0p=) افزایش استحکام باند در مقایسه با گروه کنترل (94/0p=)، معنی دار بود. نوع لیزر به تنهایی (001/0p<) و اثر همزمان لیزر و اچ (001/0=p) تاثیر معنی دار داشتند. در مجموع اثر Er:YAG بدون اچ، از همه گروه ها بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    هر دو نوع لیزر Er:YAG و Nd:YAG منجر به افزایش استحکام باند سمان رزینی به کامپوزیت غیرمستقیم شدند. اچ کردن، به تنهایی تاثیر معنی داری نداشت، در حالی که بعد از کاربرد لیزر Nd:YAG موجب افزایش استحکام باند شد.
    کلیدواژگان: لیزر Er:YAG، لیزر Nd:YAG، کامپوزیت غیرمستقیم، اسید اچینگ، استحکام باند ریز برشی
  • سید حسین طباطبایی، محمد دانش اردکانی، امیرحسین شکری، فرامرز رستمی صفحات 952-962
    مقدمه
    تشخیص زودهنگام اسکواموس سل کارسینومای دهان(OSCC) در مراحل اولیه نیازمند آگاهی از این بیماری و حفظ آن در طول دوران فعالیت حرفه ای است. هدف از این مطالعه بررسی میزان آگاهی دندانپزشکان عمومی در مقایسه با کارورزان دندانپزشکی در مورد OSCC بود.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 110 نفر از دندانپزشکان عمومی و 23 نفر از کارورزان دندانپزشکی شهر یزد در سال 1390 با استفاده از پرسشنامه انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون ANOVA وFisher exact تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    هر چند میزان آگاهی کارورزان (93/8 از 20) در مقایسه با دندانپزشکان عمومی)99/5 از 20) به طور معنی داری بیشتر بود (001/0p<) ولی میزان آگاهی هر دو گروه ضعیف (9/9-5) بود. با افزایش سال های فراغت از تحصیل، میانگین آگاهی دندانپزشکان به طور معنی داری کاهش نشان داد(001/0p=) ولی تفاوت میزان آگاهی بر حسب جنس (671/0p=)، شرکت در جلسات بازآموزی (864/0(p= و نوع دانشگاه محل تحصیل (868/0 p=) معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که بازنگری در امر آموزش دانشجویان دندانپزشکی از اهمیت بیشتری نسبت به تجدیدنظر در برنامه های بازآموزی دندانپزشکان دارد.
    کلیدواژگان: آگاهی، دندانپزشک عمومی، کارورز دندانپزشکی، اسکواموس سل کارسینومای دهان
  • محمد حسن افتخاری، منصوره اعلایی، شهداد خسروپناه، عبدالرضا رجایی فرد، مرضیه اکبرزاده صفحات 963-973
    مقدمه
    سندروم متابولیک مجموعه ای از اختلالات متابولیک است که با افزایش خطر بیماری های قلبی عروقی ارتباط دارد. مطالعات متعددی در خصوص پلی فنل های گیاهی و اثرات آنها به عنوان درمان جایگزین برای تظاهرات سندروم متابولیک در حال انجام است. هدف از مطالعه حاضر تعیین اثر مکمل زغال اخته بر برخی از شاخص های سندروم متابولیک است.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسو کور، 48 زن مبتلا به سندروم متابولیک به مدت 8 هفته در دو گروه مداخله و شاهد تحت بررسی قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله روزانه 2 کپسول حاوی عصاره زغال اخته (معادل 400 میلی گرم عصاره زغال اخته) و گروه شاهد روزانه دو کپسول دارونما دریافت کردند. سطح گلوکز، انسولین، پروفایل لیپیدی، شاخص استرس اکسیداتیو، توزیع بافت چربی و فشار خون در ابتدای مطالعه و پایان هفته هشتم اندازه گیری و بین دو گروه مقایسه گردید.
    نتایج
    در مقایسه با گروه شاهد، سطحHDL کلسترول و LDL کلسترول در گروه مداخله به میزان معنی داری افزایش یافت (05/0>p). همچنین کاهش سطح تری گلیسرید خون، فشارخون سیستولی و اندازه دور کمر در گروه مداخله معنی دار بود (05/0>p). اما مکمل زغال اخته تغییر چشمگیری در میزان گلوکز، انسولین، شاخص مقاومت به انسولین و شاخص استرس اکسیداتیو به همراه نداشت.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر مکمل زغال اخته باعث افزایش شاخص HDL کلسترول و LDL-کلسترول، کاهش تری گلیسرید و فشارخون و نیز کاهش اندازه دور کمر در بیماران مبتلا به سندروم متابولیک گردید، اما اثرات معنی داری بر شاخص استرس اکسیداتیو نداشت.
    کلیدواژگان: پلی فنول ها، سندروم متابولیک، زغال اخته، کرن بری
  • رقیه ایمان پرست، حامد برماس، عصمت دانش، زرین آجودانی صفحات 974-980
    مقدمه
    اضطراب به عنوان یک عامل بازدارنده و تاثیرگذار بر سیر زایمان طبیعی شناخته شده است. به علت عدم وجود مطالعات مشابه، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر درمان شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب زایمان طبیعی نخست طراحی گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه نیمه تجربی بر 40 زن نخست زا با سن بارداری شش ماه که سابقه سقط و ناباروری نداشتند، انجام گردید. افراد پس از تکمیل فرم رضایت نامه با استفاده از آزمون اضطراب بک مورد بررسی قرار گرفتند و میزان اضطراب آنها سنجیده شد و سپس به صورت تصادفی به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند. آزمودنی های گروه آزمایش تحت 10 جلسه درمان انفرادی شناختی رفتاری قرار گرفتند. یک هفته قبل از زایمان و 20 روز بعد از زایمان، آزمون اضطراب مجددا اجرا شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSSنسخه 16 تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    میانگین نمره اضطراب بک در ابتدای سه ماهه سوم بارداری در گروه آزمایش 16/34، در پس آزمون 68/8 و در پیگیری 79/7 بود و تفاوت معنی دار بود (01/0>p). این میزان در گروه کنترل در ابتدای سه ماهه سوم 05/34، در پس آزمون 53/34 و در پیگیری 89/26 بود که تفاوت معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    درمان شناختی رفتاری موجب کاهش اضطراب زایمان طبیعی نخست می شود و تاثیر آن بعد از زایمان نیز باقی می ماند. بر این اساس این درمان جهت کاهش اضطراب زنان نخست زا پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: بارداری، سقط، ناباروری، زایمان طبیعی
  • مهری خاتمی، زهرا قانعی یخدان صفحات 981-988
    مقدمه
    سندرم بروگادا یکی از دلایل ژنتیکی مرگ های ناگهانی قلبی در نتیجه فیبریله شدن بطن است. در سطح مولکولی جهش هایی که در ژن SCN5A کدکننده زیر واحد آلفای کانال سدیم سلول های قلب رخ می دهند، باعث بروز علایم سندرم بروگادا می شوند. هرگونه اختلال در زنجیره های تنفسی میتوکندری باعث نقص در عملکرد کانال های قلب می شود، هدف مطالعه حاضر بررسی جهش های بخشی از ژنوم میتوکندری شامل ژن های CoxII، سیتوکروم b و tRNAGlu در بیماران است.
    روش بررسی
    در این تحقیق، از یک خانواده مبتلا با 5 عضو و 15 بیمار تک گیر مبتلا به سندرم بروگادا نمونه خون گرفته شد و برای غربالگری جهش های mtDNA، ژن های میتوکندریایی CoxII، سیتوکروم B و tRNAGlu با استفاده از آنالیزهای PCR-SSCP بررسی گردید و برای تشخیص جایگاه دقیق جهش های احتمالی، نمونه بیمارانی که الگوی باندی متفاوت داشتند، تعیین توالی شدند.
    نتایج
    در خانواده مورد مطالعه، یک جهش جدید و هموپلاسمی (T8258C) در ژن CoxII بیماران یافت شد که این جهش جدید باعث تغییر اسید آمینه فنیل آلانین به لوسین در دومین قلمرو (Domain) این پروتئین می شود. در بیماران غیرخویشاوند نیز 3 جهش را یافت شد که شامل یک جهش هموپلاسمی و حفاظت شده در ژن tRNA اسید گلوتامیک (T14687C)، یک جهش جدید هتروپلاسمی در سیتوکروم b (G14838A) و یک جابجایی هموپلاسمی C14766T می باشد.
    نتیجه گیری
    چون جهش های گزارش شده فقط در بیماران مشاهده شدند، می توان این جهش ها را به عنوان کاندید و عامل خطری مهم در بیماری زایی این سندرم معرفی کرد که احتمالا در سنتز ATP میتوکندری سلول های قلبی اختلال ایجاد می کنند و در بروز حالات وخیم بیماری نقش دارند.
    کلیدواژگان: سندرم بروگادا، جهش های ژنوم میتوکندری، ژن CoxII، ژن سیتوکروم b و tRNAGlu، آریتمی قلب
  • حمید محبی، حمیدرضا رضایی صفحات 989-1001
    مقدمه
    پس از یک جلسه فعالیت ورزشی هوازی و مقاومتی، میانگین فشارخون استراحتی کاهش می یابد. بنابراین انتظار می رود که ترکیب این دو شکل فعالیت ورزشی، اثر مضاعفی بر هیپوتنشن داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ های همودینامیک پس از فعالیت های ورزشی مقاومتی، هوازی و ترکیبی در مردان تمرین نکرده دارای اضافه وزن است.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی، 12 مرد سالم در سه نوبت فعالیت ورزشی هوازی، مقاومتی و ترکیبی را به فاصله 72 ساعت از یکدیگر انجام دادند. فشارخون، ضربان قلب و هزینه اکسیژن میوکارد قبل و پس از فعالیت، اندازه گیری و ثبت شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبی بونفرونی و نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    فشارخون سیستولی در طول مدت 90 دقیقه پس از یک جلسه فعالیت ورزشی هوازی نسبت به فعالیت ورزشی مقاومتی به طور معنی داری پایین تر بود (05/0>p) و نسبت به فعالیت ورزشی ترکیبی فقط در دقیقه 15 کاهش معنی داری نداشت (05/0>p). اگرچه در فشارخون دیاستولی در هیچ یک از زمان های اندازه گیری در هر آزمون و بین آزمون های مختلف تفاوت معنی داری مشاهده نشد. ضربان قلب پس از فعالیت ورزشی هوازی نسبت به مقاومتی و ترکیبی به طور معنی داری پایین تر بود (05/0>p). همچنین در فعالیت ورزشی مقاومتی، هزینه اکسیژن میوکارد نسبت به هوازی و ترکیبی بالاتر بود (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان داد ترکیب فعالیت ورزشی هوازی و مقاومتی باعث ایجاد هیپوتنشن مشابه با فعالیت ورزشی هوازی می گردد اما نسبت به فعالیت ورزشی مقاومتی، اثر مضاعفی دارد.
    کلیدواژگان: هیپوتنشن، پاسخ های همودینامیک، ورزش مقاومتی، ورزش هوازی
|
  • H. Nowrozi, A. Kazemi Pages 850-857
    Introduction
    Ultraviolet (UV) radiation is used as a disinfectant in laboratories and hospitals which its efficacy level depends on duration of radiation. Therefore, this study was done to evaluate the duration of UV radiation effect on drug susceptibility testing of Rhizopus spp. to amphotericin B, itraconazole and fluconazole.
    Methods
    This cross- sectional study was conducted on 12 clinical strains isolated from patients according to CLSI M38-P method. Initially, fungal suspensions were supplied with cell ranges of 0.5-5×104cfu/ml. Then, drug stocks of itraconazole and amphotericin B with serial dilution of 0.03125-16 µg/mlas well as fluconazole of 0.125-64µg/ml were prepared. Drug susceptibility was scrutinized pre and post UV radiation after 1, 2, 5,10,60,90 and 120 s of UV radiation.
    Results
    The highest and lowest MICs were 64µg/ml and 0.5 µg/ml for amphotericin B and fluconazole pre UV radiation, respectively. After UV radiation, MICs gradually decreased so that after 10 s of UV radiation, MICs were <0.03125 which were considered 0. MICs of mentioned drugs significantly decreased with increasing UV radiation of more than 2 s duration compared to pre UV radiation (P< 0.05).
    Conclusion
    UV radiation use with proper radiation time is recommended for prevention of nosocomial fungal infection.
    Keywords: Antifungal Agents, Drug Sensitivity Test, Rhizopus Spp, UV Radiation
  • A. Izadi, F. Izadi, Avanji, Ah Masoumi, M. Kafaei Atri, A. Hajibagheri, S. Miranzadeh Pages 858-870
    Introduction
    Suffering is a subjective phenomenon that affects all dimensions of an experiencing person, family members and health team. Relieving suffering of each individual is a principal goal of health team. It seems that chronic process of disease and numerous physical problems, along with psychological, social and economical problems in the chemical victims, each can by itself involves a source of suffering in this group of patients. The aim of this study was to clarify chemical victim's experiences of the Iran-Iraq war in terms of nature and structure of suffering sources.
    Methods
    This is a qualitative study with phenomenological method. Twelve military chemical victims were selected based on purposive sampling with the maximum variety. The study data were gathered through in-depth and non-structured interviews and, thus were analyzed by “Parse” method.
    Results
    The findings of this study are summarized in these core concepts: “Suffering as a value resource”, “Physical problems as a source of suffering”, “society as a source of suffering”, “The economic problems as a source of suffering”, “Disturbance in family comfort as a source of suffering”.
    Conclusions
    Participant's experiences reflect that victims need to be understood by health team, officials and members of the society. Moreover, some steps can be taken to reduce the suffering including increasing social respect, supporting family clubs. Also providing other social supports such as educational programs to improve their caring of themselves and offering appropriate facilities proportionate with needs of victims can be mentioned.
    Keywords: Chemical Victims, Phenomenology, Suffering
  • P. Rad, M. Tadayon, Mitra Abbaspour, M. Latifi, H. Delaviz Pages 871-879
    Introduction
    Vaginal dryness is a common symptom after menopause and reduction of estrogen levels. Prescription of the drug can temporarily be effective but it will not be possible for most of the women to take them for a prolonged period of time. Therefore, as an alternative to estrogen replacement, this study was conducted to determine the effect of vitamin D on vaginal dryness in menopause women.
    Methods
    In the present double-blind clinical trial study, forty-four women were randomly divided into two groups. Treatment group received the vitamin D vaginal suppository, and the control group received placebo vaginal suppository in an 8-week period. The vaginal paleness and dryness were assessed in first, 2, 4 and 8 weeks of visit. The mean of maturation index of parabasal cells were measured in the beginning of the study as well as at the end of the eighth week. The Mann-whitney and independent T-test were utilized in order to analyze the data.
    Results
    The mean of vaginal dryness in treatment and control groups were (Mean ± SD), 1.42±0.5, 2.09±0.76, respectively, at the end of eighth week (P<0.05). Mann Whitney test determined a significant difference (P<0.05) of vaginal palenss in the treatment group (1.9±0.62) compared to the control group (2.8±o.67). The mean of parabasal cells in the treatment group decreased significantly compare to the control group.
    Conclusion
    Vitamin D vaginal suppository is effective on decrease of vaginal dryness and paleness in menopause women.
    Keywords: Vitamin D, Menopause, Vaginal dryness, pale
  • M. Mirhosseini, F. Esfarjani, M. Marandi, Sh Khalilzadeh, H. Mirhosseini Pages 880-891
    Introduction
    Progressive natural history and complications of diabetes emphasize the need to adopt appropriate therapeutic strategies. Therefore, this study aimed to investigate the effect of yoga on body composition, blood glucose, HbA1c, Cutaneous fat percentage, and VO2max of type 2 diabetic patients.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 30 men with mean age of 49/30±5/40 years in Yazd were purposefully selected via a convenience sampling and divided into two groups of experimental and control(15 each). Experimental group began the yoga exercises for 12 weeks and 3 sessions per week for 60 minutes, whereas the control group did not receive any regular physical activity. In this study, several variables were measured before and after 12 weeks in both groups including fasting blood sugar (fbs), 2 hour glucose (IIh.pp), glycosylated hemoglobin (HbA1c), aerobic power (VO2max) and Cutaneous fat percentage. In order to measure fbs, IIh.pp, HbA1c, 10 cc of fasting blood and 10 cc of blood 2 hours after breakfast were collected from the subjects in Yazd Diabetes Center. Racopurt test was used to measure VO2max and Lange caliper was applied to measure Cutaneous fat percentage. Moreover, in order to compare the changes between the two groups, mean differences were analyzed using T-test.
    Results
    No significant difference was observed in levels of fbs, IIh.pp, HbA1c, VO2max and Cutaneous fat percentage in the experimental group compared with the control group (p< 0/05).
    Conclusion
    Yoga exercises (for 12 weeks) can be effective on controlling the blood glucose in type 2 diabetic patients.
    Keywords: Blood Glucose, Cutaneous Fat, Hba1c, Type 2 Diabetes, VO2max, Yoga Exercise
  • F. Ezzodiniardakani, N. Mokhtari, M. Moeini, S. Ruhi, F. Mirhosseini Pages 892-898
    Introduction
    Panoramic is the most widely used radiographs for the oral and dental diagnosis. This study aimed to investigate the common errors of digital panoramic radiographs in patients who referred to School of Dentistry (Yazd, Iran).
    Methods
    This study was a cross-sectional descriptive one. Four-hundred radiographs available in the department archive were utilized. They aged from 10 – 70 years. The common positioning errors were divided into 13groups and the study data were analyzed via SPSS (Version 17).
    Results
    The frequencies of errors were as followed: there were only 47(11/7%) error free radiographs and its prevalence involved forward position (8.7%) of patient, back position of patient(9%), head twisted (6/2%), head tilted (3/7%), chin tipped too low (11%). chin raised too high (27/7%), slumped position (14/5%), chin not on chin rest (0%), tongue not on plate (21/5%). Moreover, bite guide was not used (5%), Prostheses was not removed (1/2%), and metallic accessories were not separated (4%).
    Conclusions
    Most errors were related to “Chin raised too high”. The lowest error was associated with “Chin not on chin rest”. It seems that the best strategy for having radiographs with fewer errors is appropriate and accurate positioning of the patient.
    Keywords: Diagnosis, Error, Panoramic Radiography
  • H. Zare Zardini, A. Hashemi, Behnaz Tolueinia, Amir Bitaraf Pages 899-911
    Introduction
    Today, research in the field of antimicrobial peptides is active. Thus, the aim of this study is to purify and determine biochemical properties (especially antimicrobial effect) of new antimicrobial peptides from skin secretions of bufo kavirensis.
    Methods
    This is a descriptive study. The skin secretions of bufo was purified by biochemical manners and antimicrobial effects was characterized by radial dffusion assay and minimal inhibitory concentration. The sequence of peptides was also determined by using MS/MS.
    Results
    A novel antimicrobial peptide was obtained from skin secretions. This peptide is composed of 20 amino acids. This peptide does not present any similarity with the other antimicrobial peptides from the amphibians. Thus, it was named Maximin Bk. The peptide was subjected to antimicrobial activity assays. The Buforin–Kpeptide showed considerable antimicrobial activity against Gram positive and Gram negative bacteria (minimum inhibitory concentrations (MIC), 8.1 to 20.78 µg/ml) as well as fungi (MIC, 25.7 to 35.6 mg/ml). Moreover, this peptide showed higher antimicrobial activity against Gram-negative than against Gram-positive bacteria and fungi. Maximin Bk showed virtually low hemolytic activity, which, at a concentration of 100 μg/mL, induced 5% hemolysis. Thus, a very slight haemolytic activity was obtained against human erythrocytes.
    Conclusion
    On the basis of the biological effects, Buforin–Kcan can be regarded as the potent agent for treatment of various microbial diseases.
    Keywords: Antimicrobial peptides, Bufo kavirensis, Hemolysis, MIC
  • A. Rezaei, B. Zadefatah, M. Pashazadeh Pages 912-919
    Introduction
    Cannabis sativa is a plant that is Called Cannabis in Persian and has diversity all over the world. This plant grows in North region, Arak and Kashan in Iran. Chemical compounds of this plant are cannabidiol, cannabidiolic acid and tetra hydro cannabinol that cause the increase in duration of anesthesia via injection of anesthesia drugs. This effect shows the effectiveness of this plant extraction for sedation and smoothing. It is claimed that the usage of this drug for preanesthesia causes the reduction of anesthesia duration induction and increases anesthesia persistency. It seems that Cannabis and its compounds have effects on sleep through hypothalamus and posterior nucleus hemisphere.
    Methods
    herbal extract of Cannabis Sativa (with doses of 150, 300, 450mg/kg, IP), Diazepam (with dose of 1.2mg/kg, IP), and Di-methyl sulphoxide with the equal volume was injected intraperitoneally into two different groups of male wistar rats 30 minutes before assessing the relief sedative and preanaesthetic effects (induced sleep duration by ketamine 40mg/kg, ip) & anti-anxiety effects (using elevated plus maze).
    Results
    The results showed a meaningful increase in the period of the sleep time that had been induced with Ketamine and also a meaningful increase was observed in the time spent at open arms in the treatment groups with high and low dose of extract.
    Conclusion
    The results showed that the Cannabis Sativa extract with dose of 350mg/kg has sedative, preanaesthetic & anti-anxiety effects.
    Keywords: Anti, anxiety, Cannabis Sativa, Diazepam, Maze, Sedative
  • B. Tirgary, M. Tofighi, M. Azizzadeh Foroozy, S. Iranmanesh, H. Tehrani Pages 920-927
    Introduction
    Multiple Sclerosis is the most common non - traumatic illness of central nervous system. Due to debilitating nature of the disorder, and its unpredictable progress, there is a great deal of uncertainty about the future health and well-being of MS sufferers. Therefore, this study aimed to assess the perceived uncertainty in patients with MS.
    Methods
    This is a cross-sectional descriptive study. The study population consisted of 200 non- hospitalized patients With Multiple Sclerosis. Convenience sampling was applied in this study and data was collected via a questionnaire including background information and MUIS-Community questionnaire consisting of 23 items about uncertainty. Data analysis was performed by T-test and ANOVA test.
    Results
    Results showed that the most active patients (5/79%) were females and 5/67% were married. Overall mean score of uncertainty scale was 67.20 (12/35). The results related to uncertainty dimensions revealed that mean score of ambiguity was 32.24, mean score of complexity was 11.80, mean score of inconsistency was 4.79 and unpredictability was 2.78. The results related to relationship between perceived uncertainty and demographic factors show significant difference between the education level and residence with perceived uncertainty and ambiguity.
    Conclusions
    Considering that MS patients experience the high levels of uncertainty that it will lead to depression and stress, therefore, with the emphasis on rigorous assessment of patient health and holding educational classes of uncertainty management especially for people with lower education level can be an effective step to reduce stress and depression in patients with Multiple Sclerosis.
    Keywords: Ambiguity, Multiple Sclerosis, Perceived Uncertainty
  • M. Fakoori Jouibari, P. Farzanegi, Ar Barari Pages 928-939
    Introduction
    Influence of physical activity with supplement consumption on the decrease of free radicals effects is not well known during exercise. Purslane is one of the richest sources of omega-3 fatty acid. Thus, the purpose of this study was to investigate the effect of 8-week exercise with Purslane consumption on peroxidant and antioxidants indicators (MDA, SOD, CAT) in women with type 2 diabetes.
    Methods
    28 sedentary women with type 2 diabetes participated in this study with average age of 50 years and with no history of regular exercise that were randomly divided into 4 groups: control (C), exercise (E), supplementation (S) and exercise + supplementation (E+S). Training programs were 60-75 minutes of aerobic exercise, 3 times in week with 50-70% of maximal heart rate. S and E+S groups consumed 5gr of Purslane seeds with lunch and performed aerobic exercise after 3 hours. Also, 2/5 gr Purslane was consumed with dinner. Blood samples were taken in two phases (before and after 8 weeks) following 12 to 14 hours of being fasted.
    Results
    MDA decreased significantly, but SOD and CAT levels increased significantly in E, S, E+S groups after 8 weeks (P> 0/05). Also there was a significant difference between MDA in E and E+S groups after 8 weeks (P=0/015).
    Conclusion
    The results showed that regular aerobic exercise with Purslane consumption can improve peroxidant and antioxidant balance in women with type 2 diabetes and prevent exercise-induced oxidative stress and also diabetes.
    Keywords: Aerobic Exercise, Antioxidant, Peroxidant, Purslane, Type 2 Diabetes
  • Ar Daneshkazemi, Ar Davari, M. Sheshmani, B. Behniafar Pages 940-951
    Introduction
    In order to increase the bonding strength of the composite resin cements to the indirect composites, experiments such as the creation of surface roughness with sandblasting, acid-etching, silane application, laser, etc. have been carried out. However, there is no consensus about the results. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of Er: YAG and Nd: YAG lasers and acid etching on microshear bond strength of an indirect composite resin.
    Methods
    After making 30 blocks of Gradia indirect composite (GC/Japan), three groups were considered (10 each): A(Er:YAG), B(Nd:YAG) and C (control, without interfering laser). Phosphoric acid (40%) was applied on half of the subjects in each group. Thereafter, 4 columns of the Panavia F2 resin cement were made on top of each block of composite. The micro-shear bond strength rates were examined by MTD-500(SD Mechatronik-Germany)with the cross head speed of 1mm/min). The data were analyzed by the t-test, one way /two-way ANOVA and the Post-Hoc analyses.
    Results
    There was a significant increase in the bond strength in the laser groups, Er:YAG(P: 0.01) and Nd: YAG(P: 0.01), compared with the control group(P:0.94). The lasers alone (P<0.001) and the combination of the laser and acid-etching (P: 0.001) had significant effects. Overall, the effect of Er:YAG without acid-etching was more than all the other groups.
    Conclusion
    The two Er:YAG and Nd: YAG lasers increased the bond strength. Though etching alone had no significant effect, the application of the laser Nd:YAG with etching increased the bond strength.
    Keywords: Acid, Etching, Er:YAG laser, Indirect composite, Nd:YAG laser, Micro shear bond strength
  • H. Tabatabaei, M. Dannesh Ardakani, Ah Shekari, F. Rostami Pages 952-962
    Introduction
    Early diagnosis of oral Squamous Cell Carcinoma (OSCC) needs the knowledge about the disease and keeping it during the period of professional activity. This study aimed to compare general dentists and dental interns regarding their knowledge about OSCC in Yazd in 2012.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed on 110 general dentists and 23 dental interns in Yazd (a city in Iran) in 2012 via utilizing a questionnaire. Statistical analysis of the data was carried out using ANOVA and Fisher's exact test.
    Results
    The results of this study indicated, that although the level of intern's knowledge (8.93 out of 20) was significantly higher (P<0.001) compared to that of general dentists (5.99 out of 20), both groups revealed poor level of knowledge (5-9.99). As a matter of fact, with an increase in the years of graduation, the mean awareness of general dentists significantly (P=0.001) decreased. Moreover, there was no significant relationship between the subject's knowledge and gender (P=0.671), attending re-education courses (P=0.864) and the type of university (P=0.868).
    Conclusion
    The results of this study showed that reconsidering the education issues for the dental students seems more important than revising re-education courses for the dentists.
    Keywords: Dental Intern, General Dentist, Knowledge, Squamous Cell Carcinoma
  • Mh Eftekhari, M. Alaei, Sh Khosropanah, Ar Rajaeifard, M. Akbarzadeh Pages 963-973
    Introduction
    Metabolic syndrome consists of a group of metabolic disorders which is associated with increased cardiovascular risk. Several studies are conducting in regard to the effects of plant polyphenols as an alternative treatment for metabolic syndrome. Therefore, the goal of the present study was to assess the effects of cranberry supplement on some features of metabolic syndrome.
    Methods
    In this double-blind randomized clinical trial, 48 women with metabolic syndrome were followed for 8 weeks, divided into two groups: intervention and control. The participants in the intervention group received 2 capsules of cranberry extract (equal to 400 miligrams of cranberry extract) and the participants in the control group received two placebo capsules daily. Serum levels of glucose, insulin, lipid profile, oxidative stress marker, fat tissue distribution and blood pressure were measured at the beginning and after 8 weeks of the study, and were compared between the two groups.
    Results
    Compared to the control group, HDL- cholesterol level increased significantly in the intervention group (P<0.05). Also a significant reduction was seen in systolic blood pressure and waist circumference in the intervention group (P<0.05), whereas no change was made in levels of glucose, insulin, insulin resistance index and oxidative stress marker.
    Conclusion
    In the present study, cranberry supplement increased HDL-cholesterol level, decreased blood pressure and waist circumference in patients with metabolic syndrome, but did not have any effect on other lipid indices and oxidative stress marker.
    Keywords: Metabolic Syndrome, Polyphenols, Vaccinium Macrocarpon
  • R. Imanparast, H. Bermas, S. Danesh, Z. Ajoudani Pages 974-980
    Introduction
    Anxiety has an impressive effect on normal vaginal delivery. Since no study has been conducted in this regard, this research is designed to determine the effect of cognitive behavior therapy on the reduction of anxiety at first normal vaginal delivery.
    Methods
    A semi-experimental study was carried out on 40 nulliparous women with six months age of pregnancy and without abortion and infertility background. After the completion of testimonial, the rate of anxiety was evaluated by Beck anxiety inventory. Then the participants were randomly divided into two groups (20 persons in each group). The experimental group received ten sessions of individual cognitive behavior therapy. The test was carried out again a week before delivery and twenty days after it. The data analysis was accomplished by SPSS16 and Co-variance analysis test.
    Results
    At first the average of anxiety score in the experimental group was 34.16, in post test. 8.68 and in follow up test 7.79 and, thus the difference was meaningful(p<0.01), whereas in the control group, this score, at first, was 34.05, in post test 34.53 and in follow up test 26.89, which did not show any meaningful difference.
    Conclusions
    Consequently the cognitive behavior therapy causes to decrease the anxiety with enduring effect at first normal vaginal delivery. Therefore, this treatment is proposed to reduce the anxiety of first delivery women.
    Keywords: Abortion, Infertility, Normal Vaginal Delivery, Pregnancy
  • M. Khatami, Z. Ghanei Yakhdan Pages 981-988
    Introduction
    The Brugada syndrome (BrS) belongs to cardiac arrhythmia disorders that is seen on the echocardiogram bands and is a significant cause of sudden death in young adults. At the molecular level, mechanisms that contribute to BrS are mutations in genes that encode for ion channels. It has been reported that the activity of ion channels in cardiomyocytes is sensitive to ATP level. This study aimed to clarify the relationship between variations in mtDNA and the development of BrS.
    Methods
    single strand conformation polymorphism (SSCP) was used for rapid screening of mtDNA mutations in CoxII, Cytb and tRNAGlu genes in a family with 5 patients and 15 sporadic patients. DNA fragments showing abnormal banding patterns were sequenced for identification of exact mutations.
    Results
    One new mutation (T8258C) was found in Cox II gene in family members that caused to change phenylalanine amino acid to leucine. In sporadic patients, three different new mutations were also found including a homoplasmic mutation (T14687C) in tRNAGlu gene, a heteroplasmic mutation (G14838A) and a homoplasmic C14766T mutation.
    Conclusions
    Since the mitochondrion's ATP synthesis is important in heart and this mutation was not identified in control samples, it is possible that these mutations could constitute a predisposing factor that in combination with environmental factors may trigger in patients with BrS.:
    Keywords: Brugada Syndrome, CoxII Gene, Cytb Gene, Mitochondrial Mutation, PCR, SSCP tRNAGlu
  • H. Mohebbi, H. Rezaei Pages 989-1001
    Introduction
    After resistance and aerobic training session are decreased mean resting blood pressure. Therefore is expected that concurrent training session had additive effects on hypotension. The aim of this study was to investigate hemodynamic responses after aerobic training session (ATS), strength training session (STS), and concurrent training session (CTS) in untrained, overweight young men.
    Methods
    Twelve healthy men (age: 25 ± 3.3 years, weight: 87.21 ± 2.1 kg, body mass index: 28.02 ± 1.4 kg.m-2) performed STS (3 sets, 10 repetitions at 80% 1RM for 8 exercise, including upper and lower limbs), ATS (50 minutes of running on treadmill exercise at 65% Heart rate reserve), and CTS (2 sets, 10 repetition at 65% 1RM for 6 exercise among those which composed the STS, plus 25 minutes of running on treadmill exercise at 65% Heart rate reserve) with 72 hours interval in counterbalanced crossover design. Blood pressure, heart rate and rate pressure product were measured before, and after the exercise.
    Results
    Systolic blood pressure in ATS was significantly lower than STS during 90 minutes after the exercise (p<0.05), and comparison to CTS the decrease was found significantly only at 15 minute (p<0.05). Although No difference was observed for diastolic blood pressure at between trials and any trial at any time. Heart rate in ATS was significantly lower than STS and CTS (p<0.05). Rate pressure product in STS was significantly upper than ATS and CTS (p<0.05).
    Conclusion
    The results showed that CTS induced hypotension similar to ATS but it had additive effects compare to STS.
    Keywords: Post Exercise Hypotension, Hemodynamic Response