فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 4 (زمستان 1392)
  • وی ژه نامه بهداشت محی ط
  • تاریخ انتشار: 1392/12/17
  • تعداد عناوین: 21
|
  • افشین تکدستان، آزاده اسلامی، زهرا رمضانی، هدی تقی محب صفحات 1-14
    مقدمه
    از آنجایی که روش های موجود جهت جداسازی فلزات سنگین مشکلاتی به همراه دارد، اخیرا تمایل به استفاده از روش جذب بیولوژیکی توسط جاذبهای ارزان قیمت رو به گسترش است. در این تحقیق جذب فلزات سنگین سرب و روی توسط پودر لجن خشک شده حاصل از بسترهای لجن خشک کن تصفیه خانه فاضلاب شهری (بیوجاذب) بررسی شده است.
    روش بررسی
    آزمایشات بصورت ناپیوسته با دستگاه شیکر در دمای آزمایشگاهی 20 تا 26 درجه سلسیوس و دور اختلاط 200 دور بر دقیقه با تهیه محلولهای 100 میلی لیتری پودر لجن انجام گردیده است. پساب مورد بررسی در این پژوهش به صورت سنتتیک با محلول های استاندارد سرب و روی تهیه گردیده است. پارامترهای مورد بررسی عبارت از pH اولیه سیستم از 2 تا 6، زمان تماس 5 تا 300 دقیقه، غلظت اولیه یون فلز 50، 100 و mg/l 150و تعیین زمان تعادلی جذب می باشد. پیش تصفیه بیوجاذب شامل خشک سازی، خرد سازی و دانه بندی ذرات بین الک 120 و 230 بوده است.
    یافته ها
    بر اساس نتایج بدست آمده از فرآیند بیوجذب سرب و روی، حداکثر راندمان جذب یون سرب مربوط به غلظت mg/l 150و به میزان 8/98 درصد و در مدت زمان 5 دقیقه و حداکثر راندمان جذب یون روی مربوط به غلظت mg/ l 50 و به میزان 6/35 درصد و در مدت زمان 30 دقیقه بدست آمد. زمان تعادل برای یون سرب 120 دقیقه و برای یون روی 300 دقیقه مشاهده گردید و pH بهینه برای یون سرب و روی به ترتیب 4 و 6 بدست آمد. همچنین دوز بهینه بیوجاذب برای یون سرب و روی به ترتیب g/ l 2 با حداکثر راندمان حذف 7/98 درصد و g/l 4 با حداکثر 7/72 درصد حذف برآورد شده است. ایزوترم جذب فروندلیچ مدل مناسبی برای هر دو فلز بود اما ایزوترم جذب لانگمویر تنها برای فلز روی برازش بسیار دقیقی داشته است و نتایج جذب سرب بسیار دور از آن بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت، پودر لجن دفعی فاضلاب شهری می تواند بعنوان جاذبی در دسترس و بسیار عالی برای حذف سرب بکار گرفته شود و همچنین نیز جاذب مناسبی برای حذف روی از پسابهای با غلظت متوسط باشد به شرط آنکه از لجنی استفاده شود که میزان غلظت روی اولیه آن پایین باشد.
    کلیدواژگان: جذب بیولوژیکی، سرب، روی، بیوجاذب، ایزوترم جذب
  • مالک حسن پور، احمد جنیدی جعفری، مهدی فرزادکیا، میترا غلامی صفحات 15-28
    مقدمه
    لجن اسیدی محصول جانبی صنایع فراورش مجدد روغن موتور مصرف شده می باشد که به عنوان ماده زائد خطرناک به محیط زیست دفع می شود. تحت شرایط خاصی از ادغام لجن اسیدی و خاک بنتونیت و پلیمر استایرن بوتادین استایرن(SBS) قیر پلیمری تولید می شود. هدف این مطالعه بازیافت لجن اسیدی به قیر پلیمری به کمک مواد افزودنی، خاک بنتونیت و پلیمر SBS بود.
    روش بررسی
    در این تحقیق تجربی تاثیر مواد افزودنی با درصدهای وزنی مختلف بر روی پارامترهای کارایی قیر مورد ارزیابی قرار گرفت. در ابتدا فاز روغن هدر رفته به داخل لجن اسیدی با تغلیظ سانتریفیوژی جداسازی شد. سپس لجن اسیدی و مواد افزودنی با میکسر سرعت بالا، 2500 دور در دقیقه در دمای o C 180 حدود 30 دقیقه با هم مخلوط شد. در نهایت بر روی لجن اسیدی و فراورده بدست آمده آزمایشات کارایی قیر انجام شد. داده های بدست آمده به کمک برنامه 2007 Excel تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده آن است که پارامترهای کارایی شامل دمای نقطه نرمی، افت وزنی، درجه نفوذ، PI، دمای نقطه شکست فراس و حساسیت حرارتی به ترتیب از o C 37، 38/1درصد، 230 دهم میلیمتر، 07854/0-، o C 5-، 0451/0 به o C 54، 1 درصد، 130 دهم میلیمتر، 7094/2، o C 11-، 02721/0 ارتقاء یافت.
    نتیجه گیری
    خاک بنتونیت و پلیمر SBS به ترتیب در 2 و4 درصد وزنی به عنوان مواد افزودنی مناسب به منظور بازیافت لجن اسیدی به قیر پلیمری بود.
    کلیدواژگان: لجن اسیدی، قیر پلیمری، مواد افزودنی، روغن موتور مصرف شده
  • رسول خسروی، بهنام باریک بین، مهدی فضل زاده، علی اکبر تقی زاده صفحات 29-39
    مقدمه
    کروم شش ظرفیتی یکی از سمی ترین فلزات سنگین بوده که باید قبل از ورود به محیط توسط یک فرایند موثر و کارآمد از پسابهای آلوده حذف شود. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای مقدار جذب کروم شش ظرفیتی فاضلاب با استفاده از دانه گرانولی و پودر شده اسپند بوده است.
    روش بررسی
    دانه های اسپند بعد از جمع آوری و تمیز سازی الک شده و دانه های با مش 10 به عنوان دانه گرانولی مورد استفاده قرار گرفت. مقداری از دانه های گرانولی توسط آسیاب پودر گردید و سپس ذرات با مش 60 به عنوان دانه پودر شده مورد استفاده قرار گرفت. برای تهیه محلول استوک کروم از دی کرومات پتاسیم استفاده شد و جهت اندازه گیری غلظت کروم از روش رنگ سنجی با استفاده از UV/VIS Spectrometer T80 + استفاده گردید. تمام مواد مورد استفاده محصول شرکت مرک بود.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که حداکثر جذب کروم برای هر دو جاذب در pH 5/1 به دست آمد، و با افزایش مقدار جاذب راندمان حذف افزایش یافته ولی ظرفیت جذب کاهش یافت. با افزایش زمان ماند و افزایش سرعت اختلاط مقدار جذب کروم توسط هر دو جاذب روند صعودی داشت اما با افزایش غلظت اولیه کروم این روند سیر نزولی را نشان داد. در تمام آزمایشات مقدار جذب کروم توسط دانه پودر شده اسپند بسیار بیشتر از دانه گرانولی آن به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که دانه پودر شده اسپند توانایی بیشتری در جذب کروم نسبت به دانه گرانولی آن دارد. بنابراین دانه پودر شده اسپند می تواند به عنوان یک جاذب ارزان قیمت در حذف کروم مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دانه اسپند، کروم، جاذب
  • مهدی اسدی، امیر حسین محوی صفحات 40-50
    مقدمه
    آلودگی منابع آب در اثر تخلیه فاضلاب های خروجی صنایع تحدید عمده بر ارگانیسم های زنده محیط زیست آبی است. آزمایش های فیزیکی و شیمیایی برای ارزیابی اثرات بالقوه این آلاینده ها بر حیات آبزیان کافی نیست. استفاده از آزمون های زیستی می تواند معیار مناسب و مستقیمی از سمیت را برای تکمیل معیار های فیزیکوشیمیایی کیفیت فاضلاب ها فراهم نماید.
    روش بررسی
    دافنیای مورد نیاز از مرکز تکثیر و پرورش ماهی اصفهان تهیه و پس از آماده سازی غلظت های مختلف نمونه های فاضلاب خام و نمونه های رنگزدایی شده در هشت درصد حجمی مختلف، به تمام ظروف حاوی نمونه فاضلاب خام و رنگ زدایی شده و نمونه شاهد تعداد 10 عدد نوزاد دافنیا که در آب رقیق سازی شستشو شده اند، اضافه گردید. مشاهده نمونه ها بعد از 48 ساعت انجام و تعداد حیوانات مرده در هر ظرف آزمایش شمارش و ثبت گردید. در پایان آزمایش ها، واحد سمیت حاد، غلظت کشنده 48 ساعته و بازده حذف سمیت در شرایط بهینه فرآیند الکتروفنتون محاسبه گردید.
    یافته ها
    بر اساس نتایج بدست آمده از آزمون سمیت مشخص گردید که h 48 LC50 – در نمونه های فاضلاب سنتتیک با غلظت رنگ mg/L 40 از 18 درصد حجمی قبل از حذف رنگ به 70 درصد حجمی بعد از تصفیه، نمونه های فاضلاب سنتتیک با غلظت رنگ mg/L 100 از 14 به 50 درصد، فاضلاب سنتتیک با غلظت رنگ mg/L 200از 10 به 35 درصد و در نمونه های حاوی رنگ با غلظت mg/L 300 از 8/6 به 20 درصد حجمی افزایش پیدا کرد. همچنین بازده حذف سمیت برای غلظت های مختلف رنگ نیز به ترتیب 76، 72، 71 و 66 درصد بدست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج بدست آمده می توان اظهار داشت که زیست آزمونی جهت ارزیابی پتانسیل سمیت فاضلاب های رنگی جهت تخلیه آنها به درون آبهای سطحی وتعیین معیار های کیفیت جهت تعیین غلظت های مجاز این آلاینده ها روشی ساده، سریع وموثر می باشد.
    کلیدواژگان: آزمون سمیت، دافنیا مگنا، واحد سمیت، LC50
  • پرستو ساکی، رویا مافی غلامی، افشین تکدستان صفحات 51-60
    مقدمه
    یکی از عمده ترین آلاینده های محیط زیست پساب های صنعتی حاوی فلزات سنگین است. کروم از جمله فلزات سنگین می باشد که در پساب صنایع مختلف وجود دارد و به شدت برای انسان و محیط زیست سمی و خطرناک است. سرباره فولاد یک محصول جانبی در صنایع فولاد است که به میزان قابل توجهی تولید می گردد. هدف از این تحقیق بررسی حذف فلزات سنگین مثل کروم از محیط های آبی با استفاده از سرباره صنایع فولاد به عنوان جاذب ارزان قیمت بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه آزمایشگاهی حذف کروم با بکارگیری سرباره حاصل از صنایع فولاد با تغییر پارامترهایی از جمله pH، زمان تماس، مقدار ماده جاذب(سرباره) و غلظت اولیه کروم در سیستم ناپیوسته مورد بررسی قرار گرفت. نمونه پساب مصنوعی مورد استفاده برای انجام آزمایشات برای ساخت محلول کروم با اضافه کردن دی کرومات پتاسیم در آب مقطر و ساخت غلظت های25، 20، 15، 10، 5 میلی گرم بر لیترآماده گردید.
    یافته ها
    نتایج این تحقیق نشان می دهد که در شرایط بهینه سرباره قابلیت جذب یون های کروم از محلول های آبی با غلظت 25 میلی گرم بر لیتر، 7 pH=، مقدار جاذب 3 گرم و زمان تماس 60 دقیقه را تا حدود 3/96 درصد داراست. داده های آزمایش از مدل های لانگمویر و سینتیک جذب شبه مرتبه دوم تبعیت کردند. حداکثر ظرفیت جذب (qm) با مدل لانگمویر معادل 97/. میلی گرم برگرم بود. و ضریب همبستگی (R2) در سینتیک جذب شبه مرتبه دوم معادل 1 می باشد. خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و مورفولوژی سرباره نیز با استفاده از دستگاه های XRD،XRF،SEM تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این تحقیق می تواند در به کارگیری سرباره صنایع فولاد جهت حذف کروم از محلول های آبی مفید باشد.
    این مقاله حاصل از پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی محیط زیست گرایش آب و فاضلاب مصوب دانشگاه آزاد اسلامی.
    کلیدواژگان: سرباره، کروم، جذب سطحی، مدل سینتیکی، مدل ایزوترمی
  • قاسم کیانی، امیر حسین محوی، محمد هادی دهقانی، رامین نبی زاده صفحات 61-73
    مقدمه
    در بسیاری از کشور های جهان شیرابه زباله بدون هیچ تصفیه ای در محیط رها می شودو به دلیل ترکیب متفاوت شیرابه زباله در مکان های مختلف، تاکنون روش یکنواختی برای تصفیه آن ارائه نشده است. عدم کنترل و بی توجهی نسبت به تصفیه و دفع صحیح شیرابه موجب آلودگی محیط می گردد. این تحقیق با هدف بررسی اثرمنعقدکننده ها در حذف COD و TSS شیرابه زباله کارخانه کمپوست اصفهان انجام شد. بدین منظور از مواد منعقدکننده سولفات آهن،کلرور آهن، پلی فریک سولفات، آلوم و پلی آلومینیوم کلراید به همراه دو کمک منعقد کننده تجاری آنیونی و کاتیونی استفاده گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه که از نوع تجربی- آزمایشگاهی می باشد، نمونه شیرابه از حوضچه جمع آوری و ذخیره شیرابه کارخانه کمپوست اصفهان برداشت شد. در ابتدا خصوصیات شیرابه بر اساس روش استاندارد اندازه گیری گردید. در مراحل بعد بااستفاده از روش آزمایش جار اثر تغییرات دوز مواد منعقد کننده (5/0، 1، 5/1، 2، 5/2 و3 گرم بر لیتر) و pH (12، 11، 9-4) در حذف COD و TSS بررسی گردید و نهایتا دوز موثر، pH بهینه و بهترین منعقد کننده مشخص شد.
    یافته ها
    حداکثر راندمان حذف TSS و COD با استفاده از پلی فریک سولفات بدست آمدکه دردوز g/l 2پلی فریک سولفات در 11 pH=، 49 درصد حذف COD و دردوز g/l 5/2، 51 درصدحذف TSS بدست آمد.کمک منعقد کننده K350CF به همراه منعقد کننده پلی فریک سولفات بیشترین افزایش راندمان حذف COD و TSS راداشته و به ترتیب برابر 53 و 52 درصد می باشد. بیشترین راندمان حذف COD در حضور کمک منعقد کننده LT25 را پلی آلومینیوم کلراید داشته که برابر 49درصد بود.
    نتیجه گیری
    در حذف COD و TSS موثرترین منعقدکننده پلی فریک سولفات بوده که در pH بازی نتیجه بهتری را نشان می دهد. با توجه به نتایج بدست آمده می توان روش انعقاد وکواگولاسیون را روشی مناسب و ارزان قیمت جهت پیش تصفیه شیرابه حاصل از کارخانه کمپوست اصفهان و آماده سازی آن برای تصفیه بهتر و مناسب تر باروش های دیگر معرفی نمود.
    کلیدواژگان: پسماند، ترسیب شیمیایی، TSS، COD، اصفهان، شیرابه کمپوست، منعقد کننده
  • محمد حسن احرامپوش، محمد تقی قانعیان، سیده پروین موسوی صفحات 74-83
    مقدمه
    صنایع نساجی فاضلاب رنگی با ویژگی های متفاوتی تولید می کنند که باید تصفیه شوند. فرآیند جذب سطحی از فرآیند های کارآمد در حذف رنگ می باشد. هدف از این مطالعه کاربرد خاکستر استخوان به عنوان جاذب طبیعی برای حذف رنگ اسیدی نارنجی 7 از فاضلاب سنتتیک نساجی می باشد.
    روش بررسی
    محلول رنگ اسیدی نارنجی 7 تهیه و اثر متغیرهای زمان تماس، pH، غلظت اولیه رنگ، دوز جاذب و شدت اختلاط بر روی کارایی حذف رنگ مورد بررسی قرار گرفت. سنجش غلظت رنگ در نمونه ها به روش اسپکتروفتومتری در طول موج 484 نانومتر انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد pH نقش مهمی در جذب رنگ داشته است، به طوری که با کاهش pH، میزان جذب رنگ در واحد جرم جاذب افزایش یافته است. حداکثر ظرفیت جذب سطحی رنگ بر روی خاکستر استخوان 74/0 میلی گرم بر گرم در 3 pH: اتفاق افتاده است. نتایج نشان داد که با کاهش غلظت اولیه رنگ و با افزایش دوز جاذب، مقدار آلاینده جذب شده در واحد جرم جاذب کاهش می یابد. با افزایش دوز جاذب از 5/0 به 4 گرم در 100 میلی لیتر راندمان حذف رنگ افزایش می یابد. با کاهش غلظت اولیه رنگ از 100 به 25 میلی گرم در لیتر در 3 pH: و زمان 180 دقیقه راندمان حذف از10% به 96% درصد افزایش یافته است. در غلظت 25 و 50 میلی گرم در لیتر با افزایش شدت اختلاط از 40 به120 دور در دقیقه، میزان ظرفیت جذب رنگ در واحد جرم جاذب افزایش یافته است. همچنین مشخص گردید که زمان مناسب جهت دستیابی به حداکثر جذب رنگ و حالت تعادل، 180 دقیقه می باشد.
    نتیجه گیری
    به دلیل سهولت تهیه، فراوانی مواد اولیه و عملکرد قابل توجه خاکستر استخوان به عنوان جاذب طبیعی در حذف آلاینده ها از فاضلاب نساجی، این جاذب جهت حذف رنگ موثر می باشد.
    کلیدواژگان: خاکستر استخوان، جذب سطحی، اسیدی نارنجی 7، رنگ، فاضلاب، نساجی
  • محمد حسن احرامپوش، محمد مهدی امین، حمید رضا پورزمانی، محمد تقی قانعیان، مریم پزشکی صفحات 84-95
    مقدمه
    بنزن یک ترکیب آلی فرار در محصولات نفتی است،که مهمترین نگرانی در مورد آن خاصیت سرطانزایی بنزن می باشد.. از این روهدف از این مطالعه بررسی قابلیت حذف بنزن با استفاده ازنانو لوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده با هیپوکلریت کلسیم، نانوذرات سیلیکا و هیبرید نانولوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده با هیپوکلریت کلسیم از محلول های آبی است.
    روش بررسی
    مطالعه حذف بنزن یک مطالعه تجربی-آزمایشگاهی است. دراین مطالعه غلظت بنزن mg/l 100، غلظت نانولوله های کربنی اصلاح شده و نانو ذرات سیلیکا و هیبرید نانولوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده با هیپوکلریت کلسیم و نانو ذرات سیلیکا g/l 5/0 و زمان تماس 1ساعت و 2ساعت و pH خنثی برای انجام آزمایش در نظر گرفته شد. نمونه های مورد نیاز به صورت سنتتیک در آزمایشگاه ساخته شد و توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی جرمی آنالیز گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهند که بهترین ظرفیت جذب(qe) و راندمان حذف (R) برای بنزن، توسط هیبرید نانولوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده باهیپوکلریت کلسیم و نانوذرات سیلیکا mg/g) 46/192 qe= و 23/96%= R) بوده است. همچنین نانولوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده با هیپوکلریت کلسیم mg/g) 58/188 qe= و 92/94%= R) و نانوذرات سیلیکا (mg/g 6/182 qe= و 3/91%= R) می باشد.
    نتیجه گیری
    هیبرید نانولوله های کربنی اصلاح شده با هیپوکلریت کلسیم می تواند به طور موثری بنزن را از آب جذب نماید و دارای پتانسیل خوبی برای تصفیه آب وفاضلابهای آلوده به مواد نفتی است.
    این مقاله حاصل پایان نامه دانشجویی مریم پزشکی نجف آبادی دردانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد،شعبه بین الملل می باشد.
    کلیدواژگان: هیبرید نانولوله های کربنی اصلاح شده، نانوذرات سیلیکا، بنزن، محلول های آبی، هیپوکلریت کلسیم
  • منصوره دهقانی، مهدی صفی نیا فلاح، حسن هاشمی، نرگس شمس الدینی صفحات 96-103
    مقدمه
    بسیاری از کشورها صنعت گردشگری را به عنوان منبع اصلی درآمد می دانند. این تحقیق با هدف تعیین شاخص های بهداشت محیطی مراکز اقامتی شهر شیراز و نقش مشاور بهداشتی و مدرک دوره هتل داری متصدی مراکز اقامتی در بالا بردن میزان شاخص های بهداشتی مراکز اقامتی شهر شیراز، درسال 1389انجام گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه، به صورت توصیفی _ مقطعی انجام شد. برای تعیین شاخص های بهداشت محیطی اماکن با توجه به آئین نامه ماده 13، چک لیستی شامل 52پرسش برای میهمان پذیر هاو83 پرسش برای هتل ها و هتل آپارتمان ها تهیه شد. سپس از طریق مصاحبه حضوری و بازدید از کلیه اماکن اقامتی شهر شیراز شامل 141مکان، تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در شیراز 2/58 درصد اماکن دارای شرایط بهداشتی،9/31 درصد دارای معیار بهسازی و9/9 درصد در معیار نامطلوب قرار دارند.
    نتیجه گیری
    با الزام کردن هتل ها به داشتن مشاور بهداشتی می توان شاخص های بهداشت محیطی را در هتل ها بالا برد. از طرفی با ملزم کردن داشتن مدرک هتل داری توسط مدیر مراکز اقامتی می توان شاخص های بهداشتی را در مراکز اقامتی ارتقاء داد.
    کلیدواژگان: شاخص های بهداشت محیطی، هتل، شیراز، جهانگردی
  • قاسم کیانی، امیر حسین محوی صفحات 104-112
    مقدمه
    سیانید یکی از آلاینده های محیط زیست است که در پساب صنایع مختلف وجود دارد و موجب آلودگی منابع آب شده که برای انسان و محیط زیست خطرناک می باشد. سیانید را می توان به روش های مختلفی از محیط های آبی حذف کرد، اما غالب این روش ها هزینه بر می باشند. در این مطالعه از رزین تبادل کننده لیواتیت FO36 برای حذف سیانید در سیستم ناپیوسته استفاده شده است.
    روش بررسی
    حذف سیانید از محلول های آبی با رزین تبادل کننده لیواتیت FO36 در وضعیت های مختلف از جمله اثر میزان ماده جاذب، غلظت سیانید اولیه، زمان تماس و pH در فاز ناپیوسته مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    در پروسه تبادل کننده ناپیوسته، زمان تعادل بعد از 90 دقیقه تماس حاصل گردید و میزان حداکثر حذف سیانید، در میزان pH 5 تا 9 برای غلظت سیانید، 1 میلی گرم در لیتر، به دست آمد. لیواتیت F O 36 قدرت باند شدن بالایی دارد. ثابت تعادل که به ظرفیت تبادل یون بستگی دارد توسط ایزوترم جذب لانگمیر به دست آورده شد.
    میزان حداکثر ظرفیت جذب سیانید برای FO36 در 5/6= pH به دست آمد و اثر تبادل کنندگی سیانید بر روی رزین تبادل کننده کاتیونی از معادله واکنش درجه اول پیروی کرد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این تحقیق. رزین لیواتیت FO36 می تواند به عنوان یک گزینه مناسب با توجه به قابل احیاء بودن آن، جهت کاهش میزان سیانید از محیط های آبی به کار رود.
    کلیدواژگان: سیانید، نانوذرات آهن(لواتیت FO36)، تعویض یون، محیط آبی
  • علیرضا وحیدی، سید محمود قریشیان، نضرالله بشردوست، فاطمه صادقی پناه، مجتبی سلطانی صفحات 113-122
    مقدمه
    دیابت شایع ترین بیماری متابولیک در جهان است. قبل از کشف انسولین و داروهای کاهش دهنده قندخون، بیماران دیابتی با گیاهان دارویی و درمان های سنتی معالجه می شدند. هم اکنون داروهای متعددی جهت کاهش میزان قند خون بالا ارایه شده است ولی به دلیل عدم بهبودی کامل این بیماری با مصرف داروهای موجود، تمایل به استفاده از درمان های جایگزین و سنتی افزایش یافته است.به همین منظور شایسته است جهت شناساندن فواید وعوارض گیاهان دارویی تلاش بیشتری صورت گیرد لذا این مطالعه با هدف بررسی نگرش هاو رفتار های اجتماعی مردم شهر یزد نسبت به مصرف داروهای گیاهی در درمان دیابت انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه ازنوع توصیفی می باشدکه به روش مقطعی Cross-sectional درسال 1391انجام گردیده است. در این مطالعه 300 فرد 15 تا 65 سال واجد شرایط به شیوه تصادفی از 10 نقطه شهر یزد انتخاب شدند.اطلاعات ازطریق پرسشنامه جمع آوری و با آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نمره نگرش مرد و زن در مورد مصرف داروهای گیاهی دردرمان دیابت یکسان است وهردو گروه جنسی دارای اعتقادخوبی نسبت به مصرف گیاهان دارویی بودند. هرچه سن بالاتر می رود نگرش آنها به مصرف گیاهان دارویی افزایش می یابد که با 020/P = معنی دار گزارش شد. بررسی نگرش افراد برحسب سطح تحصیلات، با 026/P = معنی دارگزارش شد،بدین معنی که با افزایش تحصیلات Attitude کاهش می یابد، که پیشنهاد می شود مسئولین مربوطه از جمله رسانه ها و آموزش عالی به این مساله توجه بیشتری داشته باشند.
    نتیجه گیری
    مشخص شد افردی که دیابت داشتند آگاهی بیشتری در مورد نوع گیاه دارویی کاهنده قند خون دارند.وافراد اطلاعات خود را بیشتر از اقوام وبستگان درجه یک کسب کرده بودند.
    کلیدواژگان: نگرش، منابع اطلاعاتی، گیاهان دارویی، دیابت، مردم شهر یزد
  • مقداد پیرصاحب، مسعود مرادی، کیومرث شرفی، زهرا عطافر، طیبه بابائیان، نادره نوری صفحات 123-134
    مقدمه
    امروزه فرآیندهای تصفیه هوازی با رشد چسبیده ثابت، به دلیل جداسازی مواد آلی در فاضلاب و نیز به منظور نیتریفیکاسیون(تبدیل آمونیوم به نیترات)، توجه مهندسین و طراحان تصفیه خانه های فاضلاب را به خود جلب کرده است. هدف از این مطالعه بررسی کارایی سیستم بیوفیلمی با بستر مستغرق در حذف مواد آلی(BOD5 و COD)، کدورت و جامدات معلق(TSS)از فاضلاب بیمارستان فارابی کرمانشاه می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه ابتدا اقدام به ساخت راکتور، راه اندازی و بارگذاری سیستم لجن فعال رشد ثابت با بستر مستغرق شد و سپس جهت بررسی راندمان سیستم در حذف مواد آلی(BOD5 و COD)، کدورت و جامدات معلق(TSS) در سه زمان ماند مختلف(9/2ساعت هوازی و 1/1 ساعت بی هوازی، 6/3ساعت هوازی و 4/1 ساعت بی هوازی و 4ساعت هوازی و 5/1 ساعت بی هوازی)اقدام به برداشت 135 نمونه شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان حذف COD، BOD5، TSS و کدورت در مرحله سوم بارگذاری(4ساعت هوازی و 5/1 ساعت بیهوازی) بالاترین میزان را به خود اختصاص داد. به طوری که میانگین حذف پارامترهای مذکور به ترتیب 82، 95، 4/98 و 98 درصد به دست آمد. هرچند که مقایسه میانگین راندمان حذف پارامترهای مذکور(به جز کدورت و BOD) اختلاف معناداری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    در صورت بهره برداری و نگهداری مناسب، سیستم بیوفیلمی با بستر مستغرق کارایی بالایی در حذف مواد آلی، جامدات معلق و کدورت فاضلاب بیمارستانی دارد، بدون اینکه نیازی به برگشت جامدات بیولوژیکی داشته باشد.
    کلیدواژگان: تصفیه فاضلاب، لجن فعال، رشد ثابت با بستر مستغرق، فاضلاب بیمار
  • زهرا رحمانی، مجید کرمانی، میترا غلامی، نیاز محمد محمودی صفحات 135-149
    مقدمه
    رنگزاهای کاتیونی و راکتیو از جمله رنگزای کاتیونی بنفش16 و راکتیو قرمز 120 کاربردهای بسیار زیادی در صنایع مختلف از قبیل صنایع نساجی، چرم سازی، الیاف کنف (گونی بافی)، صنایع غذایی دارند. این مطالعه به منظور بررسی میزان تجزیه رنگزای کاتیونی بنفش 16 و راکتیو قرمز 120 توسط فرایندهای UV و UV/H2O2 انجام شد.
    روش بررسی
    فرایند فتولیز با استفاده از یک فتوراکتور مجهز شده به یک لامپ کم فشار بخار جیوه (طول موج کوتاه) و با توان 55 وات در مقیاس آزمایشگاهی با تاکید بر اثرات انواع پارامترهای موثر بر روی روند رنگ بری و راندمان تخریب رنگزا انجام گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهند که تابش امواج UV به تنهایی قادر به حذف کامل رنگزاهای مذکور نبوده و نیاز به کابرد روش تلفیقی UV/H2O 2 می باشد. همچنین مشاهده شد که با افزایش میزان پراکسید هیدروژن راندمان حذف افزایش یافته و این روند افزایشی تا میزان مشخصی از H2O 2 می باشد. راندمان حذف در محیط های اسیدی بیشترین مقدار را داشته و همچنین با افزایش میزان غلظت رنگزا راندمان حذف کاهش می یابد. انرژی الکتریکی مصرفی (EE/O) به منظور رنگزدایی محلول محاسبه شده است.
    نتیجه گیری
    به طور کلی می توان نتیجه گرفت که کاربرد روش فتوشیمیایی(UV/H2O 2)به منظور حذف هر رنگزاهای کاتیونی بنفش 16 و راکتیو قرمز 120 بسیار مناسب بوده و از راندمان حذف بالایی برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: اکسیداسیون فتوشیمیایی پیشرفته، کاتیون بنفش 16، راکتیو قرمز 120، صنایع نساجی، فاضلاب
  • سهیل سبحان اردکانی، شیوا عین القضاتی، رضا صحرایی صفحات 150-162
    مقدمه
    رنگ ها یکی از آلاینده های مهم در پساب های صنعتی محسوب می شوند که تصفیه آن ها به دلیل منشاء مصنوعی و ماهیت مولکولی پیچیده بسیار دشوار است. رنگ اریکروم بلک تی یکی از رنگ های خانواده آزو می باشد که به صورت گسترده ای در مواد غذایی، صنعتی، آرایشی، بهداشتی و دارویی مورد استفاده قرار گرفته است و با توجه به حلالیت بالا در محیط های آبی، زمان ماندگاری بالا، تجزیه ناپذیری توسط ترکیبات ارگانیک و تجمع زیستی آن، در محیط زیست به عنوان یک آلاینده مهم محیط های آبی، به خصوص آب های پذیرنده مطرح است. لذا این مطالعه با هدف بررسی کارایی فرآیند حذف رنگ اریکروم بلک تی توسط نانو لوله کربنی چند دیواره اصلاح شده از نمونه حقیقی پساب صنعتی کارخانه سامان نوش همدان انجام شد.
    روش بررسی
    در این پژوهش به منظور ارزیابی کارایی حذف رنگ اریکروم بلک تی تحت شرایط بهینه از پساب کارخانه سامان نوش همدان به عنوان نمونه حقیقی، از نانو لوله های کربنی چند دیواره اصلاح شده و روش فرآوری Batch استفاده و بدین منظور تاثیر پیراسنجه های pH محلول و غلظت جاذب، مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین به منظور تعیین ثابت سرعت فرآیند جذب، داده های آزمایشگاهی با دو مدل سینتیکی شبه مرتبه اول و دوم مقایسه و با ایزوترم های لانگمویر و فروندلیخ مطابقت داده شدند.
    نتیجه گیری
    نتایج بیانگر آن بود که در شرایط بهینه پیراسنجه ها (3 pH=، مقدار 01/0 گرم جاذب)، کارایی حذف رنگ به 98 درصد رسید. همچنین مشخص شد که داده ها از سینتیک مرتبه دوم و ایزوترم جذب فروندلیخ با ضریب همبستگی 9622/0 پیروی می کنند.
    کلیدواژگان: نانو لوله کربنی چند دیواره، رنگ اریکروم بلک تی، تصفیه پساب های صنعتی، ایزوترم فروندلیخ
  • امین گلی، محبوبه شعبانی، امیر رضا طلایی صفحات 163-174
    مقدمه
    رشد سریع صنعت و تکنولوژی در چند سده اخیر و افزایش استانداردهای زندگی باعث شده است که تحقیقات مختلفی جهت یافتن روش های اقتصادی و کارآمدترتصفیه فاضلاب انجام پذیرد.اگرچه تحقیقات زیادی بر روی دو روش بیولوژیکی و الکتروشیمیایی در حذف آلاینده های سمی صورت پذیرفته است، لیکن ترکیب این دو روش تاکنون مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف از این مطالعه مقایسه مابین راندمان راکتور رشد چسبیده مستغرق و راکتور بیوالکتروشیمیایی (ترکیبی از روش الکتروشیمیایی و راکتور رشد چسبیده مستغرق) بود.
    روش بررسی
    راکتورهای بیولوژیک و بیوالکتروشیمیایی به صورت جداگانه برای تصفیه فاضلاب آلوده به فرمالدوئید برای مدتی طولانی مورد پایش قرار گرفتند. جهت بررسی تاثیر عبور جریان الکتریکی بر روی میکروارگانیسم ها و راندمان سیستم بیولوژیکی از الکترودهای گرافیتی استفاده گردید و راندمان سیستم بطور مداوم مورد پایش قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که راکتور بیولوژیکی رشد چسبیده مستغرق، قادر به حذف 88% فرمالدوئید ورودی به سیستم بود. لیکن با نصب الکترود ها و عبور جریان برق از آن راندمان آن به 85% کاهش یافت. غلظت میکروارگانیسم ها در راکتور بیوالکتروشیمیایی نیز در مقایسه با راکتور بیولوژیک به مراتب کمتر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که جریان الکتریکی عبوری از راکتور الکتروبیوشیمیایی رابطه ای معکوس با راندمان حذف فرمالدوئید دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که راکتور بیوالکتروشیمیایی و بیولوژیکی در ولتاژ های پایین توانایی تقریبا یکسانی در حذف فرمالدوئید از فاضلاب دارند، با این حال مقدار انرژی مورد نیاز راکتور بیوالکتروشیمیایی بیش از مقدار مورد نیاز راکتور بیولوژیکی است. در ولتاژهای بالا نیز توانایی این راکتور در حذف آلاینده ها به شدت کاهش می یابد. لذا در این مطالعه نتیجه گیری شد که با دانش کنونی روش های بیوالکتروشیمیایی مقرون به صرفه نیستند.
    کلیدواژگان: تصفیه فاضلاب، روش الکتروشیمیایی، روش بیوالکتروشیمیایی، فرمالدوئید
  • سید رضا فانی، امان الله جوانشاه، محمد مرادی صفحات 175-189
    مقدمه
    آلودگی میوه پسته به سم آفلاتوکسین ناشی از گونه های قارچ Aspergillus یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در مصرف این محصول با ارزش غذایی است. یکی از روش های مهم کاهش آفلاتوکسین در توده پسته، غربال یا جداسازی میوه های پسته آلوده است. در این تحقیق پراکندگی آفلاتوکسین در پسته های فرآوری شده یک ترمینال در 3 زمان دهم شهریور، بیست و پنجم شهریور و دهم مهر ماه مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    نمونه برداری از پسته های خشک جمع آوری شده از فاز زیرآبی که شامل پسته های نهایی، ریز و با رنگ زرد، و از فاز روآبی چرخ انجام شد. پسته های نهایی و ریز به لکه دار، بدشکل و بدون لکه، و پسته های با رنگ زرد و روآبی به لکه دار، بدشکل و با رنگ زرد تقسیم بندی شدند. آفلاتوکسین در نمونه ها با استفاده از روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    از نظر کلی و با استفاده از آزمون های آماری مورد استفاده (05/0= p) جهت آنالیز داده ها، حاکی از وجود تفاوت در بین انواع پسته های مورد بررسی از نظر غلظت آفلاتوکسین ها می باشد. نتایج نشان داد که وجود پسته های بدشکل و لکه دار در آلودگی یک توده پسته ارائه شده به بازار نقش مهمی دارند و دامنه غلظت آفلاتوکسین 1 B در آنها به ترتیب از 76/0 تا ng/g 6/251 و 46/1 تا ng/g 3/85در سه زمان نمونه برداری متغیر بود. در خصوص پسته های ریز مقدار آفلاتوکسین از 23/1 تا 55/241 ng/g متغیر بود، که بسته به بدشکل بودن و وجود و یا عدم وجود لکه بر روی پوست استخوانی متغیر بود. از طرف دیگر عدم وجود لکه بر روی پوست استخوانی در پسته های ریز نمی تواند دلیلی بر عدم وجود آفلاتوکسین باشد. پسته های زرد رنگ نیز یکی از منابع اصلی آلودگی دریک توده پسته بودند و بیشترین غلظت آفلاتوکسین (ng/g 5214) مربوط به آنها بود. مقایسه زمان های مختلف نمونه برداری نشان داد که بیشترین مقدارآفلاتوکسین با زمان 10 مهر ارتباط دارد. با تاخیر در زمان برداشت، مقدار آفلاتوکسین بین 2 تا 30 برابر در انواع پسته های مورد بررسی افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق می تواند در جداسازی پسته های آلوده از سالم در مرحله فرآوری و یا پس از آن در یک توده پسته مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آفلاتوکسین، ایمنی غذایی، کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا
  • خلیل الله معینیان، روح الله رستمی دهجلالی، طیبه راستگو، زهرا رضایی، اکرم احمدی صفحات 190-201
    مقدمه
    کاربرد ازن در استخرهای شنا در ایران رو به افزایش است. هدف این مطالعه توصیفی – مقطعی، تعیین کارآیی ازناسیون و تاثیر عمق استخر و جنس شناگران بر شش شاخص کیفیت میکروبی بوده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش مجموع کلیفرم، اشرشیاکلی، باکتریهای هترتروف، استافیلوکوکوس اورئوس، استرپتوکوک مدفوعی و سودوموناس آئروژینوزا مورد بررسی قرارگرفتند. نمونه برداری در دو نوبت آقایان و بانوان و از هر سه منطقه کم عمق، متوسط و عمیق و در زمان حضور پرتعداد شناگران انجام شده است.
    یافته ها
    براساس نتایج، تعداد باکتریهای هترتروف، اشرشیاکلی و سودوموناس آئروژینوزا همواره بیش از حد مجاز بوده است. آلودگی به استافیلوکوکوس اورئوس در تمام نمونه های بخش آقایان کمتر از حد استاندارد و در10 درصد از نمونه های بخش بانوان بیش از حد مجاز و آلودگی به استرپتوکوک مدفوعی در تمام نمونه ها کمتر از حد مجاز بوده است.
    نتیجه گیری
    در بسیاری از موارد، تعداد شاخصها از حد استاندارد بیشتر بوده است که می تواند ناشی از عواملی همچون عدم کفایت غلظت ازن زنی و یا نامناسب بودن نقاط ازن زنی باشد. همچنین در اغلب موارد، میانگین آلودگی میکروبی در نوبت بانوان بیش از نوبت آقایان بوده است که اگر چه اختلاف بین آنها در حد 05/0= α معنی دار نبوده است اما لزوم توجه بیشتر به استخرهای شنا در نوبت بانوان را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: استخر شنا، ازناسیون، اشرشیاکلی، باکتریهای هترتروف، استافیلوکوکوس اورئوس، استرپتوکوک مدفوعی، سودوموناس آئروژینوزا
  • عبدالمطلب صید محمدی، مجتبی زیوری، قربان عسکری، علیرضا رحمانی، محمدرضا سمرقندی صفحات 202-214
    مقدمه
    کروم از جمله فلزات سنگینی است که به دلیل فراوانی، استفاده در مصارف مختلف و عدم تصفیه مناسب فاضلاب صنایع به سهولت وارد منابع آبی شده و منجر به آلودگی وسیع آنها می شود. از این رو در این مطالعه احیاء شیمیایی کروم شش ظرفیتی توسط گرانول منیزیم و تاثیر پارامترهای مختلف بر عملکرد آن مورد بررسی قرار گرفته است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه تجربی آزمایشگاهی بوده که از فلز منیزیم با ظرفیت صفر به منظور احیاء کروم شش ظرفیتی استفاده شده است. نمونه های مائی حاوی کروم شش ظرفیتی به صورت سنتتیک با استفاده از آب مقطر تهیه گردید. مراحل مختلف انجام آزمایشات در ارلن های 250 میلی لیتری شیشه ای در دستگاه شیکر انکوباتور انجام گردیده و اثر فاکتورهای مختلف نظیر تغییرات pH محلول، غلظت های مختلف منیزیم، غلظت اولیه کروم، دما، زمان تماس و عوامل مداخله کننده مورد بررسی قرار گرفت. در خاتمه غلظت کروم در زمان های مختلف با استفاده از دستگاه اسپکترفوتومتر و در طول موج 540 نانومتر قرائت گردید.
    یافته ها
    نتایج مطالعه اخیر حاکی از آنست که راندمان حذف کروم با استفاده از منیزیم صفر ظرفیتی با افزایش غلظت منیزیم، افزایش غلظت اولیه کروم و دما افزایش و با افزایش pH محلول کاهش داشته است. بیشترین کارایی حذف در زمان 10 دقیقه از انجام واکنش در3=pH، غلظت منیزیم 7/0 گرم در لیتر و کروم اولیه 150 میلی گرم در لیتر به میزان 2/92% بوده است. همچنین وجود اسید هیومیک، سختی و قلیائیت به عنوان عوامل مداخله کننده سبب کاهش کارایی حذف کروم در این فرایند شده است. با افزایش زمان تماس نیز راندمان حذف افزایش یافته است.
    نتیجه گیری
    فلز منیزیم بدلیل خصوصیات منحصر به فرد از جمله بالا بودن پتانسیل اکسیداسیون و احیاء، سهولت دسترسی و بالا بودن استاندارد یون منیزیم در آب از یک سو و پیچیدگی سایر روش های حذف کروم از سوی دیگر قادر است به نحو چشمگیری در حذف کروم موثر بوده و در فرایند حذف کروم در محلول های مائی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کروم شش ظرفیتی، احیاء شیمیایی، منیزیم صفر
  • ادریس بذرافشان، فردوس کردمصطفی پور، محبوبه رضایی صفحات 215-320
    مقدمه
    رنگها از جمله مهمترین آلاینده های موجود در فاضلاب صنایع نساجی و رنگرزی هستند.این ترکیبات غالبا سمی، جهش زا و غیرقابل تجزیه بیولوژیک می باشند. رنگزاهای آزو به عنوان دسته ای از رنگزاها، کاربردهای گوناگونی در صنایع مختلف داشته که پتانسیل جهش زایی و سرطان زایی برخی از این نوع رنگزاها مشخص شده است. رنگ راکتیو قرمز 198 یکی از رنگ های آزو بوده که در حال حاضر نیز در صنایع نساجی کاربرد دارد. این مطالعه با هدف بررسی کارایی نانولوله های کربنی چند جداره در حذف رنگ راکتیو قرمز 198 از محیط های آبی و نیز تعیین ایزوترم های جذب انجام پذیرفت.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به صورت تجربی و در مقیاس آزمایشگاهی در یک سیستم بسته انجام پذیرفت. در این تحقیق اثر غلظت اولیه رنگ (200-100-50-10 میلی گرم بر لیتر)، جرم جاذب (05/0-01/0 گرم در 100 میلی لیتر)، زمان واکنش (270- 240-210-180-150-120-90-60-30 دقیقه) و pH (11-9-7-5-4-3-2) بر حذف رنگ راکتیو رد 198 مورد بررسی قرار گرفت. غلظت رنگ در نمونه های مختلف با استفاده از اسپکتروفتومتر در طول موج 518 نانومتر اندازه گیری شد. ایزوترم های جذب رنگ راکتیو قرمز 198 بر روی نانو لوله های کربنی چند جداره بر اساس معادلات جذب ایزوترم لانگمویر، فروندلیچ و بت تعیین شدند.
    یافته ها
    حداکثر ظرفیت جذب سطحی رنگ راکتیو قرمز 198 بر روی نانو لوله های کربنی چندجداره معادل 1000 میلی گرم برگرم حاصل شد. از طرفی نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین حذف رنگ با غلظت اولیه 50 میلی گرم بر لیتر در 4= pH معادل 4/74 درصد بوده (mg/g 02/372) و در عین حال مشخص گردید زمان مناسب جهت جذب رنگ 3 ساعت می باشد. همچنین داده های حاصل از مطالعه حاضر با ایزوترم جذب لانگمویر (9996/0 = R2) تطابق بیشتری را نسبت به ایزوترم های فروندلیچ و بت نشان داد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های مطالعه حاضر مشخص گردید که نانو لوله های کربنی چندجداره از توانایی مطلوبی در حذف رنگ راکتیو قرمز 198 از محلول های آبی و فاضلابهای صنعت نساجی برخوردار است.
    کلیدواژگان: رنگ راکتیو، نانو لوله کربنی، پسابهای نساجی
  • محمد تقی قانعیان، علی اصغر نجف پور، محمد حسن احرامپوش، حبیب الله اسماعیلی، حسین علیدادی، قربان سلیمانی خمارتاش، محسن امرالهی صفحات 231-241
    مقدمه
    فلزات سنگین از جمله آلاینده های مهمی هستند که امروزه غلظت آن ها در محیط زیست با گسترش شهرها و توسعه صنایع افزایش یافته است. یکی از مهمترین فلزات سنگین، کروم است و به صورت اکسیدهای سه و شش ظرفیتی در صنایعی مانند آبکاری، شیشه، سرامیک، دباغی و چرم کاربرد دارد. کروم شش ظرفیتی دارای مخاطرات بهداشتی اثبات شده ای مانند سرطانزایی است. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای کارآیی نانولوله های کربنی تک جداره وچند جداره فعال در حذف کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی است.
    روش بررسی
    این تحقیق یک مطالعه تجربی است که در آن اثر غلظت اولیه کروم، pH، جرم جاذب و زمان واکنش بر حذف کروم شش ظرفیتی توسط جاذب نانولوله های کربنی تک جداره وچند جداره فعال مورد بررسی قرار گرفته است. برای تهیه جاذب، نانولوله های کربنی تک جداره وچند جداره فعال از پژوهشگاه صنعت نفت ایران (R.I.P.I) تهیه شد. مطالعه روی نمونه های سنتزی حاوی غلظت های 5/0، 1 و 2 میلی گرم در لیتر کروم شش ظرفیتی انجام گرفت. غلظت مقادیر کروم شش ظرفیتی به روش جذب اتمی تعیین گردید.
    یافته ها
    با توجه به نتایج، با افزایش زمان تماس و افزایش غلظت آلاینده، ظرفیت جذب (qe) افزایش و با افزایش pH و افزایش جرم جاذب ظرفیت جذب (q e) کاهش یافته است. داده های این تحقیق نشان داد که بهترین ظرفیت جذب (qe) کروم شش ظرفیتی توسط نانولوله های کربنی تک جداره وچند جداره فعال در مدت زمان 120دقیقه با pH مساوی 3 و غلظت الاینده 2 میلی گرم بر لیتر و مقدار جاذب 4/0 گرم بر لیتر به ترتیب برابر با 94/3 و 74/3 میلی گرم برگرم بدست آمد و بر اساس نتایج بدست آمده کارائی نانولوله های کربنی تک جداره بهتر از چند جداره بوده است، با اینحال اختلاف معنی داری بین نتایج حذف این دو نوع جاذب مشاهده نشده است.
    نتیجه گیری
    نانولوله های کربنی تک جداره فعال نسبت به چند جداره فعال جاذبی موثرتر در حذف کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی می باشند.
    کلیدواژگان: نانولوله های کربنی، جذب سطحی، کروم شش ظرفیتی، محلول آبی
  • محمدحسین سلمانی، محمد عابدی، سیداحمد مظفری، محمدحسن احرام پوش صفحات 242-255
    مقدمه
    مطالعات نشان داده است که چنانچه تصفیه ی فاضلاب و پساب ها بطور مناسب مدیریت شود، بخش قابل ملاحظه ای از منابع آب مورد نیاز جوامع در حال توسعه را فراهم می کند. با افزایش بی رویه غلظت مواد ریزدانه، ترکیبات آلی و معدنی و بخصوص فلزات سنگین در پساب ها روش های متعارف جوابگوی حذف آلاینده ها نبوده و لازم است از فرآیندهای جدید در حذف آنها استفاده شود. با توسعه فناوری های نوین از قبیل نانو فناوری، فرآیندهای حذف آلاینده ها از آب و پساب های صنعتی و کشاورزی بهبود یافته است. این مطالعه مروری بر تحقیقات انجام شده در مورد کاربرد فناوری نانو در حذف آلاینده های آب است که در این زمینه از سال 2000 تا 2013 منتشر شده است. با عبارات کلیدی Application of Nanotechnology، Nanotechnology and wastewater treatment، Nanofiltration and wastewater در اینترنت و مجلات معتبر علمی بهداشت محیط جستجو انجام شد.
    نتیجه گیری
    اکثر مطالعات نشان داده اند، که استفاده از مواد نانو به علت دارا بودن سطح ویژه بسیار زیاد و خواص شیمیایی منحصر بفرد به کاربران این امکان را می دهد تا بطور مستقیم یا پس از اصلاح و عاملدارشدن به صورت اختصاصی و با ظرفیت بالاتر آلاینده ها را از محیط آبی خارج نمایند. نانو فیلتراسیون، نانو فتوکاتالیست ها، نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی، نانو ذرات مغناطیسی از جمله روش ها و موادی هستند که جهت کنترل و حذف آلاینده ها از آب و پساب استفاده شده اند. حذف آلاینده ها و بازیابی آب خالص با بکاربردن فناوری نانو تاثیر زیادی در کاهش هزینه و زمان در صنعت تصفیه داشته و باعث بهبود منابع آبی در محیط زیست می گردد. نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن به علت دارا بودن خاصیت مغناطیسی و امکان جداسازی راحت تر از محیط پس از تصفیه، یک روش موثر و کارامد در حذف آلاینده ها بشمار می رود.
    کلیدواژگان: فناوری نانو، حذف آلاینده ها از آب، نانو فیلتراسیون، نانو ذرات مغناطیسی، نانوذرات آهن صفر ظرفیتی
|
  • A. Takdastan, A. Eslami, Z. Ramezani, H. Taghi Moheb Pages 1-14
    Introduction
    Since the existing methods to remove the hazardous material are associated with problems, recently, the tendency is to use Biosorption methods by Low-cost adsorbents: this was investigated in our project‌. This study was conducted to investigate the adsorption of lead and zinc from aqueous solution by using powdered excess sludge (biosolid) from sludge drying beds of municipal wastewater‌.
    Methods
    Experiments were carried out as batch system with the shaker device at 20 to 26ºC and a stirring rate of 200 rpm by preparing solutions in 100 ml of sludge powder‌. The experiments were carried out with synthetic effluent prepared by zinc and lead standard solutions. Parameters affecting the adsorption of this research was determined by solution pH at 2 to 6, contact time 5 to 300 minutes, initial metal ion concentration 50, 100 and 150mg/l as well as determining the equilibrium adsorption. The pretreatment of biosolids consisted of dewatering, grinding and grainsizing with sieves (mesh dimensions between 120 and 230).
    Results
    According to the results of biosorption process, maximum lead adsorption efficiency in 150 mg/l concentration was 98.8% at 5 minutes contact time, and maximum zinc adsorption efficiency in 50mg/l concentration, 35.6% at 30 minutes‌. The equilibrium time for lead ion was observed after 120 minutes, and 300 minutes for zinc ion. Optimum pH was found 4 and 6 for lead and zinc ions respectively‌. Optimum concentration of biosolid was observed in 2g/l with maximum adsorption efficiency of 98.7% and 4g/l with maximum adsorption efficiency of 72.7% for lead and zinc ions respectively‌. Freundlich Isotherm was an appropriate method to describe the adsorption for both metals. Langmuir isotherm is highly appropriate for zinc linear regression, and the results out of lead adsorption were far-reaching.
    Conclusion
    According to the results, excess municipal sludge can be used as an available and very excellent adsorbent for lead ions, and also an appropriate adsorbent to remove zinc from effluents with average concentration in biosolids with low initial concentration of zinc‌.
    Keywords: Biosorption, Lead, Zink, Biosolid, Adsorption, Isotherms
  • Pages 15-28
    Introduction
    Acidic sludge is a by-product of used motor-oil reprocessing industries which is disposed of in the environment as hazardous waste material. The polymer bitumen under certain conditions is produced from mixing Bentonite soil, polymer styrene - butadiene – styrene(SBS) and acidic sludge. The aim of this study was retrieval of acidic sludge from polymer bitumen using additives such as bentonite soil and polymer SBS.
    Methods
    In this experimental study, the effect of additives with different weight percentages on the performance parameters of bitumen was evaluated. At first, spilled oil phase into the acidic sludge was isolated with centrifugal concentrator. Acidic sludge and additives with a high shear mixer 2500 rpm were mixed together for 30 minutes at 180 °C. Finally, performance tests on acidic sludge and obtained products were performed.The obtained data were analyzed using Excel microsoft 2007.
    Results
    The results indicated that the performance parameters such as softening point temperature, weight loss, penetration degree, PI, Frass breaking point and thermal sensitivity increased from 37 °C, 1/3 %, 230 dmm, -0.07854, -5 °C and 0.0451 to 54 °C, 1%, 130 dmm, 2/7094, -11 °C, 0.02721 respectively.
    Conclusion
    The bentonite soil and SBS polymer in weight percentages of 2 and 4 respectively were the suitable additives in retrieval of acidic sludge from the polymer bitumen.
    Keywords: Acidic sludge, Polymer bitumen, Additives, Used, engine oil
  • R. Khosravi, B. Barikbin, M. Fazlzadeh, A. Taghizadeh Pages 29-39
    Introduction
    Cr (VI) is a common and very toxic pollutant thus essential to be removed from contaminated wastewater before disposal into the environment. The aim of this study was removal of Cr (VI) from wastewater by granular and powdered seeds of Peganum Harmala.
    Methods
    Peganum Harmala grains were first collected, cleaned and sieved. Then, Granular grains with 10 mesh size were used as the granular Peganum Harmala. Some Granular grains were powdered by grinder and 60 mesh size particles were used as powdered Peganum Harmala. A stock solution of Cr (VI) was prepared by K2Cr2O7 and a colorimetric method was used to analyze the Cr (VI) concentration using a UV/VIS T80+ spectrophotometer. The chemicals used in this study were obtained from Merck, Germany.
    Results
    The result showed that the maximum removal of Cr (VI) was observed at pH 1.5 for both adsorbents, and with increasing amount of adsorbent, removal efficiency increased as well, but the adsorption capacity decreased. In all experiments the amount of chromium absorption by powdered Harmala Peganum was much more than the granular Harmala Peganum.
    Conclusion
    The research results showed that the powdered seeds of Peganum harmala have the higher ability to absorb chromium. Thus, the powdered seeds of Peganum harmala can be considered as an inexpensive adsorbent in the removal of chromium.
    Keywords: Peganum harmala, Chromium, Adsorbent
  • M. Asadi, Ah Mahvi Pages 40-50
    Introduction
    The contamination of water resources resulting from industrial output discharge is a serious threat to the water-living organisms. Chemical and physical examinations are not enough to evaluate the potential effects of these pollutants on aquatic life. Biological tests can provide appropriate and direct measure of toxicity as a complete physicochemical criterion of wastewater quality.
    Methods
    The requierd Daphnia was provided in fish breeding centers of Esfahan and after preparing different concentrations of raw wastewater and decolorated samples in eight percent of the differents volume, 10 Daphnia was added to all containers containing samples of raw wastewater, decolorated and control samples rinsed with diluted water. All samples were observed after 48 hours and the number of dead animals in each test container was counted. In the final experiments, acute toxicity units, LC50 - 48h and efficiency of toxicity removal on the optimum conditions of Electro Fenton process were calculated.
    Results
    Based on the results of toxicity tests it was determined that LC50 - 48h in synthetic wastewater samples with dye concentration in 40mg/L increased from 18% before decoloration reached 70% after decoloration, samples of wastewater synthetic concentrations dye 100 mg/L from 14 to 50%, wastewater synthetic with concentrations dye of 200mg/L from 10 to 35 % and in samples containing of 300 mg/L the dye concentrations of 6.8 reached 20 % respectively. The efficiency of toxicity removal for different dye concentrations reached 76, 72, 71 and 66 % respectively.
    Conclusion
    According to the results obtained, it can be stated that to evaluate the potential toxicity of colored wastewaters discharged into surface waters and to determine the quality criteria for contaminant permissible concentrations, bioassay is a simple, quick and effective procedure.
    Keywords: Bioassay, Daphnia Magna, toxicity units, LC50
  • P. Saki, R. Mafigholami, A. Takdastan, E. Khoshkhoo Pages 51-60
    Introduction
    One of the main environmental pollutants is the existence of heavy metals in the industrial wastewater. Chromium is among the heavy metals found in industrial wastewater. It is toxic and dangerous for people and environment. The steel slag is the main by-product of steel industry. The aim of this study was removing heavy metal such as Chromium by using the steel slag as a low-cost adsorbent from aquatic environment.
    Methods
    Some factors that affect the process of Chromium removal by steel slag such as pH, contact time, adsorbent dosage and cadmium initial concentration were studied. Standard solution of synthetic wastewater including Chromium was prepared by adding Potassium Dichromate to distilled water and concentrations in the range of 5-25 mg/l.
    Results
    The results showed that in optimum conditions, the removal of Chromium from aqueous solution with concentration of 25mg/l, pH=7, adsorbent equal to 3gr and 60min contact time is about 99%. The experimental data of adsorption equilibrium were analyzed on the basis of adsorption kinetics models and Freundlich and Langmiur adsorption isotherms. Maximum adsorption capacity by Langmiur model was. /97mg/g a nd correlation factor in kinetic pseudo-second order model turned out to be1. The physical, chemical and morphological features of the steel slag were also determined by XRD, XRF and SEM techniques.
    Conclusion
    The results of this study could be useful in using steel slag for removing Chromium from aqueous solution.
    Keywords: slag steel, Chromium, adsorption, the kinetic model, the isotherm model
  • Gh Kiani, Ah Mahvi, Mh Dehghani, R. Nabizadeh Pages 61-73
    Introduction
    Untreated leachate is being discharged into the environment in many countries worldwide. Leachate treatment methods have not been unified so far due to variable composition of leachate in different sites. Lack of control as well as disregarding leachate treatment and disposal of it can cause environmental pollution. This study aimed to investigate the Coagulant's effect on the COD (Chemical Oxygen Demond) and TSS(Total Suspended Solids) removal from Isfahan composting leachate. Ferrous sulfate, Ferric chloride,Poly ferric sulfate, Alum and Poly aluminium chloride were used in addition to two cationic and anionic commercial co-coagulants.
    Methods
    In this experimental study, leachate samples were collected from the Isfahan composting leachate collection ponds. At first, Leachate characteristics were measured according to standard methods. Jar-test experiments were carried out to examine the effects of changing coagulants ' dosage (0/5,1,1/5,2,2/5 and 3 g/l) and PH values (4,5,6,7,8,9,11 and 12) on COD and TSS removal. As a result, the effective dosage, optimum pH and the most convenient coagulant were identified.
    Results
    According to the results, polyferric sulfate reached the highest COD and TSS removal efficiency were at pH= 11, with 2 g/L of poly ferric sulfate, the COD removal efficiency was 49% while the dosage of 2.5 g/l of this coagulant levelled at 51% of TSS removal efficiency.The co-coagulant K350CF, while used along with polyferric sulfate, reached the highest level in COD and TSS removal efficiencies which were 53% and 52% respectively.The highest COD removal efficiency using co-coagulant LT25 was related to poly-aluminum chloride, equal to 49%.
    Conclusion
    The most effective coagulant for COD and TSS removal was polyferric sulfate which contributed to better results with an alkaline pH. From the results obtained, it may be stated that Coagulation-flocculation can be used as a convenient inexpensive pretreatment process to treat Isfahan composting leachate, processing the leachate for a better and more convenient treatment compared with other methods.
    Keywords: Waste, Chemical Precipitation, COD, TSS, Isfahan, Compost Leachate, Coagulant
  • Mh Ehrampoush, Mt Ghaneian, Sp Moussavi Pages 74-83
    Introduction
    The textile industry produces a colored effluent with different characteristics that needs to be treated. Adsorption is one of the methods for removing dyes. The aim of this study was to evaluate application of bone char as natural adsorbent for removal of acid orange 7 from synthetic textile wastewater.
    Methods
    In this study, the effect of variations such as contact time, pH, initial dye concentration, adsorbent dose and agitation rate on efficiency of dye removal was investigated. At first, the solution of acid orange 7 was prepared. Dye removal efficiency was measured by UV/visible spectrophotometer and at 484 nanometer.
    Results
    According to the results, pH can enjoy an important role in contaminant removal by this adsorbent so that by decreasing pH, dye adsorption rate increases. The maximum of dye adsorption capacity on bone char has taken place 0.74 mg/g at pH:3. The results showed that by decreasing initial dye concentration and by increasing adsorption rate, the amount of adsorbed pollutant at adsorbent mass unit decreased. By increasing adsorbent dose from 0.5 to 4 g/100 ml, dye removal efficiency increased. By decreasing initial dye concentration from 100 to 25 mg/l at pH:3 at 180 min, removal efficiency increased from 10% to 96%. At 25 and 50 mg/l concentration, by increasing agitation rate from 40 to 120 rpm, capacity of dye adsorption at adsorbent mass unit also increased. The appropriate time to get the maximum of dye adsorption and equilibrium state was 180 min.
    Conclusion
    Due to easy preparation, ample initial matter and significant function of bone char as a natural adsorbent for removal of pollutants from textile wastewater, this adsorbent is effective for dye removal.
    Keywords: Bone char, Surface adsorption, Acid orange 7, Dye, Wastewater, Textile
  • Mh Ehrampoush, Mm Aamin, Hr Pourzamani, Mt Ghaneian, M. Pezeshki Pages 84-95
    Introduction
    Benzene is a volatile compound in petroleum products and a major concern is its carcinogenic effects. The purpose of this study was to survey benzene removal ability of multi-walled carbon nano tubes by surface modified with calcium hypochlorite and sodium hypochlorite from aqueous solution.
    Methods
    The removal of benzene was evaluated by aqueous solution by hybrid multi-walled carbon nano tubes modified surface by calcium hypochlorite, and nano-silica, and multi walled carbon nano tubes(MWCNT) and its modified surface by calcium hypochlorite (MWCNT(Ca(OCl)2)) and nano-silica. Synthetic samples were analyzed by GC.
    Conclusion
    In this study, nano materials dose of 0.5 g/l, contact time (1hr and 2hr) with benzene concentration of 100 mg/l, and pH 7 were chosen. The equilibrium amount (qe) and removal efficiency (R) for benzene were 192.46 mg/g and 96.23% respectively, with HCNT higher than (MWCNT(Ca(OCl)2)) (qe =188.58;R=%94.92) nano-silica.(qe =182.6;R=%91.3)
    Conclusion
    The HCNT can effectively adsorb benzene from water and can thus be used as efficient adsorbents to purify waters and wastewaters pollutants by petrochemicals.
    Keywords: Hybrid Modified Carbon Nano Tube, Nano, Silica, Benzene, Aqueous Solution, Calcium Hypochlorite
  • Pages 96-103
    Introduction
    Many countries are considered tourism industry as the source of income. This study aimed to determine environmental health indicators of accommodating centers of Shiraz and the role of health advisor and degree of hotel management in raising the amount of health indicators of the accommodating centers in Shiraz, 2011.
    Methods
    This study was descriptive and case study. For determining indicators of environmental health places with regard to the law of food, drinking water, cosmetics according to the ministry of Health and Medical Education. The list included 52 questions for motels and 83 questions for hotels and hotel apartments. Then the list was completed via interview and visiting of all accommodating places of Shiraz included 141 places, in 2011. After evaluating the questioner (the scores over 80 are categorized as healthy, scores in the range of 40-79 is categorized as sanitation and the scores under the 40 are considered as unhealthy) the accommodating places are categorized. Data analysis was done be K square and Fisher tests.
    Results
    The results of this study showed that 58.2 percent of the accommodation places in Shiraz are categorized as healthy, 31.9 percent of the places are in sanitation condition and 9.9 percent are in healthy condition.
    Conclusion
    The environment health of Shiraz hotels that have health advisor are in an ideal heath situation of health. So by making the hotels having health advisor, the indicators of environmental health at the hotel are upgraded. In addition having the certificate for hotel management might also increase the environmental health indices.
    Keywords: Index of Environmental Health, Hotel, Shiraz, Tourism
  • M. Kiani, Ah Mahvi Pages 104-112
    Introduction
    Cyanide, an environmental pollutant which is found in many different industrial effluents, causes water resources pollution being hazardous to human and environment. Cyanide can be removed from aqueous solutions by different methods but most of them are very expensive. In this study, Lewatit FO36 exchange resin was used to remove Cyanide in a batch system.
    Methods
    Removing the cyanide from the aqueous solutions with the Lewatit FO36 exchange resin was studied via considering the effects of absorbent dose, initial cyanide concentration, contact time and pH in batch phase.
    Results
    The Batch ion-exchange process reached equilibrium inr about 90 minutes of contact. The ion-exchange process, which is pH dependent showed maximum removal of CN in the pH range 5.0-9.0 for an initial CN concentration of 1 mg L-1. Lewatit FO 36 showed high bonding constant. Equilibrium constant which depends on the ion-exchange capacity was calculated using Longmuir adsorption isotherm. It was observed that the maximum ion-exchange capacity for Lewatit FO36 was achieved at optimum pH value of 6.5. The ion exchange of CN on this cation-exchange resin followed first-order reversible kinetics.
    Conclusion
    According to the results, for its regeneration characteristic, Liwatit FO36 resin can be used as a convenient option to reduce the level of CN from the aqueous solutions.
    Keywords: Cyanide, Iron Nano Particle(LewatitFO36), Ion exchange, Aqueous solutions
  • Ar Vahidi, Sm Ghoreishian, N. Bashardoost, F. Sadeghipanah, M. Soltani Pages 113-122
    Introduction
    Diabetes mellitus(DM) is the most common metabolic disease in the world. Before insulin drugs that regulating blood sugar the patient with DM were be treated with herbal medicine. Now there is different drugs to regulating blood sugar but for incomplete treatment of this disease the use of herbal medicine is rising in treatment of DM. therefore it is important to show people adverse effect and benefit of herbal medicine. The aim of this study is the attitude and information sources of yazd's people to consume of herbal medicine in treatment of DM.
    Methods
    a descriptive cross sectional study has been designed on 300 person who are 15 to 65 years old that collected accidental in 10 area of yazd. Data was collected by a reliable and validated questionnaire and analysis data with spss software.
    Results
    this study indicated that attitude of man and woman is the same in consume of herbal medicine in treatment of DM and both of them have a better attitude about consume of herbal medicine. people with old age have better attitude than other (p value:0.020) people with higher level of education show descending in attitude(p value:0.026).
    Conclusion
    this issue show that we need more education for them. also this study indicated that the people with DM have better attitude in consuming and know the kind of herbal medicine and generally find data from parents and first class family.
    Keywords: Believe, Information source, Herbal medicine, Diabetes
  • M. Pirsaheb, M. Moradi, K. Sharafi, Z. Atafer, T. Babayan, N. Nouri Pages 123-134
    Introduction
    Aerobic treatment processes with fixed growth has attracted attention of the engineers and designers of wastewater treatment due to the separation of organic materials in sewage and also to nitrification (conversion of ammonium to nitrate).The purpose of this study was to evaluate the performance of Submerged Biofilm Reactor to removal of organic matter (BOD and COD), turbidity and suspended solids (TSS) from wastewater of Farabi Hospital of Kermanshah.
    Methods
    In this study, first it was attempted to build the reactor, to startup and to load the activated sludge fixed growth with bed submerged systems and then to evaluate efficiency of the system for removal of the organic materials(BOD, COD), turbidity and total suspended solids in three different retention times (2.9 h. aeration and 1.1 h. anaerobic, 3.6 h. aeration and 1.4 h. anaerobic, 4 h. aeration and 1.5 h. anaerobic), 135 samples were performed.
    Results
    Results showed that the highest level of removal of COD, BOD, TSS and turbidity was in the Phase III of the system (4 h aeration and 1.5 h anaerobic) so that the percentage of removal average of the mentioned parameters were 82, 95, 98.4 and 98% respectively. Also comparison of removal efficiency of these parameters showed no significant differences (except BOD and turbidity).
    Conclusion
    According to the results, by proper operation and maintenance, the Submerged Biofilm Reactor has high performance in COD, BOD, TSS and turbidity removal from hospital wastewater, without the need for biological solids to be returned.
    Keywords: Organic matter, Turbidity, TSS, Submerged Biofilm Reactor, Hospital wastewater
  • Z. Rahmani, M. Kermani, M. Gholami, Nm Mahmoodi Pages 135-149
    Introduction
    Basic and reactive dyes such as basic violet16 and Reactive Red 120 have most common in different industries such as textile, leather and food industry. The degradation of basic violet and Reactive Red 120 by means of UV/H2O2 processes was investigated in the current study.
    Methods
    photolysis process was accomplished in a laboratory-scale batch photoreactor equipped with an 55 W immersed-type low-pressure mercury vapor lamp(UVC) with emphasis on the effect of various parameters on decolouration and degradation efficiency.
    Results
    The results showed that radiation of UV alone cannot remove dyes completely and needs to accompany with UV/H2O2 process for getting best results. According to the obtained results, the removal efficiency increased with increasing H2O2concentration until especial concentration of H2O2and decreasing the initial dye concentration. Mean while, the electrical energy (EE/O) for decolorization of solution was calculated.Concclusion: It is concluded that the application of UV/H2O2 process for degradation of basic violet 16 and reactive red 120 was suitable and have a high removal efficiency.
    Keywords: Advanced oxidation processes, Basic violet 16, Reactive red 120, Textile industry, wastewater
  • Pages 150-162
    Introduction
    Dyes in industrial wastewater are major pollutants that are difficult to treat due to their complex molecular nature and synthetic origin. EBT is one of azo dyes that has been used in the cosmetics, health and medicine products. Due to its high solubility in aqueous environments and high shelf life, the inseparability of the biological magnification by organic compounds in the environment is a major pollutant in the aquatic environment, especially in the receptive waters. The extensive use of dyes often causes pollution problems in the form of colored wastewater discharged into environmental water bodies. In addition, they create free annular radicals that are highly carcinogenic. EBT being a naphathol azo dye is­ recalcitrant to oxidative biodegradation. Biological treatment would be cost-effective but most dyes are resistant to bacterial degradation and a considerable percentage of these dyes go into the effluent during the dying the process as they are highly soluble in water and cannot be separated by filtration. Therefore developing new methods for their treatment is important.
    Methods
    In this study, the effects of major variables governing the efficiency of the process such as, temperature, initial dye concentration, CNTs dosage and pH were investigated.
    Results
    The adsorption kinetic data were analyzed using pseudo-second-order and Freundlich isotherm model. pH=3, and 0.01 g absorbent, absorption capacity rates were 98% for removal of EBT.
    Conclusion
    The results of absorption studies showed that removal rates would increase with decreasing pH and temperature, On the basis of the results, MWCNTs can absorb EBT dye appropriately and efficiency of the process is higher in acidic pH. Multiwalled carbon nanotubes can contribute to environmental pollutant removal, and more pollutant absorption on nanotubes in acidic condition.
    Keywords: Multiwalled Carbon Nanotubes, Dye EBT, Industrial Wastewater Treatment, Ferundlich Isotherm
  • A. Goli, M. Shabani, Ar Talaie Pages 163-174
    Introduction
    Among the pollutants in waste gases, volatile organic carbons (VOCs) are very harmful for human, animals and plants. Formaldehyde is a member of VOCs family and is very toxic, mutagen and carcinogen. For removing formaldehyde, Some biological methods for treating waste gases such as bio-trickling filter reactor (BTFR) have been developed by scientists. The aim of this study was to evaluate BTFR usability for formaldehyde vapor removal.
    Methods
    In this study, bio-film was developed on polyethylene tubes as supporting material in BTFR. Formaldehyde removing efficiency was evaluated during three different hydraulic retention time (HRT) using a digital formaldehyde meter.
    Results
    The results showed that BTFR can reduce 99% of formaldehyde in hydraulic retention time equal to 126 seconds. To have the best efficiency, the optimum pH was also 5 to 8. The efficiency will decrease if bio-trickling filter is conducted on the pH less than 5. Also microbiological investigation showed that Salmonella and Serratia strains are predominant throughout the bio-trickling filter. Based on the results, an empirical model was developed to design full scale bio-trickling filter.
    Conclusion
    The results demonstrated that bio-trickling filter is an applicable and economic way to treat air stream contaminated by formaldehyde. Based on the importance of air pollution in the world, the results of this experiment can be used to reduce air pollution.
    Keywords: Bio, filter, Formaldehyde, Biodegradation, Microorganisms, Organic loading rat
  • Sr Fani, A. Javanshah, M. Moradi Pages 175-189
    Introduction
    Contamination of pistachio nuts of Aspergillus species and their toxins is the most serious health threat for human and animal. Sorting out contaminated pistachios is critical to reduce the sources and levels of aflatoxins in pistachio nuts. Distribution of aflatoxin in processed pistachios was determined in the fifth and twentieth of September and fifth of October.
    Methods
    Samples were collected from dried sinking (final, small, and yellow shell discoloration pistachios) and floater pistachios. The final and small pistachios were categorized in stained, deformed, and non-stained (healthy) pistachios, while the yellow shell discoloration and floater pistachios were divided into deformed, stained, and yellow shell discoloration. Aflatoxins in the samples were measured using high performance liquid chromatography (HPLC) method.
    Results
    Overall, there was significant differences (p=0.05) between aflatoxin amounts in evaluated pistachios. The results showed that the presence or frequency of deformity and shell staining in pistachio offered to the markets are critical factors and their aflatoxin B1 content ranged from 0.76 to 251.6 ng/g and 1.46 to 85.3 ng/g, respectively. In small pistachios, aflatoxin levels varied from 1.23 to 241.55 ng/g, depending on the presence or frequency of shell staining and deformity. On the other hand, there was no relation between shell staining and aflatoxin in small pistachios. The highest content of aflatoxins belonged to yellow shell discoloration (5214 ng/g) in floater pistachios. Normally, these pistachios are sorted out by their density in floatation tanks during processing. The levels of aflatoxins increased by the time of sampling and the highest amounts were associated with sampling in October fifth. The amount of aflatoxin increased by 2 to 30 times in delayed harvesting pistachios.
    Conclusion
    The results could be applied to sort out contaminated pistachio as well as early harvest to reduce the risk of aflatoxin in pistachios.
    Keywords: Aflatoxin, Food safety, High performance Liquid chromatography
  • K. Moeenian, R. Rostami Dehjalali, T. Rastgou, A. Ahmadi Pages 190-201
    Introduction
    Ozon is increasingly used for swimming pools disinfecting in Iran. The scope of this cross-sectional study was to the determine ozonation eficiency and influence of pool depth and swimmers gender on the six microbial quality indices.
    Methods
    In this investigation, total Coliform, E.Coli, Heterotrophic bacteria, Streptococcus Feacalis, Staphylococcus Aureus and Pseudomonas Aeroginosa were examined. Sampling was performed six times in every three points (the surface, middle and the end part of the swimming pool), in both men and women ' swimming-turn, at the busy time (most costumer's presence) and from the 10-30 centimeters deep in water.
    Results
    The number of Pseudomonas Aeroginosa and Heterotrophic Plate Count were always higher than the Iranian standard level. The number of Staphylococcus Aureus in the all samples of men ' s turn were lower than the Iranian standard level, but in the women 's turn, 10% of the samples were higher than the Iranian standard level. In all the samples, the number of E.Coli and Feacal streptococcus were respectively higher and lower than the Iranian standard level.
    Conclusion
    The observed high pollution levels can be related to inadequate ozone concentration, inappropriate treatment and/or ozone injection points. Although the statistical analysis did not show significant differences between men and women ' s swimming-turn (a≤ 0/05), there is need for more control in the women ' s turn because the mean of the most indices in women 's turn was higher than that of the men ' s turn.
    Keywords: Swimming Pool, Ozonion, E.Coli, Heterotrophic Bacteria, Feacal Streptococcus, Staphylococcus aerus, Pseudomonas aeruginosa
  • A. Seid, Mohammadi, M. Zivari, G. Asgari, Ar Rahmani, Mr Samarghandi Pages 202-214
    Introduction
    Chromium is an extremely important heavy metal which is used in different industries. It can be found in water resources due to insufficient treatment of industrial wastewater. The goal of this study was to survey the feasibility of application of hexavalent chromium reduction using granular magnesium as reducing agent and to investigate the affects of various operational parameters.
    Methods
    In this experimental study, zero-valent magnesium was used for the removal of hexavalent chromium from aqueous solution. Synthetic solution of chromium was prepared from dionized water. Several experimental steps was done in 250 ml glass beakers in a shaker incubator device and different operational parameters such as pH of solution, initial concentration of chromium, temperature, contact times, magnesium dose and intercurrent factors were investigated. Concentration changes of chromium were determined with spectrophotometer at an absorbance wavelength of 540 nm.
    Results
    The results indicated that chromium removal efficiency, using zero-valent magnesium, increases with contact times, magnesium dose, initial concentration of chromium and temperature. However, chromium removal efficiency decreased with increasing pH of solution. The highest removal efficiency was achieved in pH 3, initial concentration of chromium at 150 mg/L and magnesium at dose of 0.7 g/L, respectively. In addition, the presence of humic acid, hardness and alkalinity in solution extensively decreased the chromium removal efficiency.
    Conclusion
    The results showed that zero-valent magnesium, due to high oxidation and reduction potential, can be extensively effective for removing hexavalent chromium in aqueous solution.
    Keywords: Hexavalent chromium, Reduction, Zero, valent magnesium, Aqueous solution
  • E. Bazrafshan, F. Kord Mostafapour, M. Rezaie Pages 215-320
    Introduction
    Dyes are one of the most important existing pollutants in textile industrial wastewater. These compounds are often toxic, carcinogenic, teratogenic, and non- biodegradable. Carcinogenic and mutagenic potential of some azo dyes as a category of common dyes in different types of industries has been reported. Reactive red 198 is one of the azo dyes that are currently used in the textile industry. This study was performed to investigation of reactive red 198 dye removal by multi-wall carbon nano tubes (MWCNTs) from synthetic textile wastewater and also determination of adsorption isotherms.
    Methods
    This study was performed experimentally in laboratory scale and in a batch system. In this research the effect of initial dye concentration (10, 50, 100, 200 mg/L), absorbent dosage (0.01-0.05 g/100ml) reaction time (30, 60, 90, 120, 150, 180, 210, 240, 270 min) and pH (2,3,4,5,7,9,11) were investigated. The dye concentrations were measured via spectrophotometer (518 nm wavelengths). Adsorption isotherms were determined and correlated with Longmuir, Freundlich and Bet models.
    Results
    The maximum adsorption capacity of reactive red 198 onto MWCNTs was 1000 mg/g. According the results of this study, the most removal efficiency of dye equal 74.4% (372.02 mg/g) was obtained at initial dye concentration 50 mg/l at pH=4, also, the best time for equilibrium was 3 hr. Also, the findings of this study well fitted with Longmuir isotherm (R2=0.9996), towards Freundlich and Bet models.
    Conclusion
    According to results of this study, it was concluded that the MWCNTs has high ability to remove Reactive Red 198 dye from aqueous solutions and textile industry wastewaters.
    Keywords: Reactive Red, Carbon nano tubes, Textile effluents
  • Mt Ghaneian, Aa Najafpoor, Mh Ehrampoush, H. Esmayli, H. Alidadi, Gh Solaymani Khomartash, M. Amrolahi Pages 231-241
    Introduction
    The heavy metals are the most important pollutant that their concentration in environment is increasing with cities and industrials developing. One of this metals is chromium that in the trivalent and hexavalent oxidation state used in industries such as electroplating, glass, ceramic, tannery and leather. Hexavalent chromium has proven several health hazards such as a carcinogenicity. The aim of this study was survey the efficacy of oxidized multi walled and single walled carbon nano tubes in removal of hexavalent chromium from aqueous solution.
    Methods
    This study was experimental which investigated the effect of initial chromium concentration,pH, adsorbent dose and reaction time on removal of chromium by oxidized multi and single walled carbon nano tubes. Oxidized carbon nano tubes were purchased from Research Institute of Petroleum Industry (R.I.P.I). The study performed on the synthetic samples contain 0.5,1 and 2 mg/l concentration of chromium(VI). The unknown concentration of hexavalent chromium detected by atomic absorption spectrophotometry.
    Results
    According to the results, adsorption capacities (qe) increased with increasing of initial Cr(VI) concentrations and reaction time and decreased with increasing adsorbent dose and increasing of pH. Maximum adsorption capacities of Hexavalent chromium by OSWCNTs and OMWCNT at 120 minutes, pH=3, initial Hexavalent chromium concentration 2mg/l and adsorbent dose 0.4g/l were obtained 3.94 and 3.74 mg/g respectively.
    Conclusion
    Oxidized single walled Carbon Nano tubes(SWCNTs) is more efficient than oxidized multi walled carbon nano tubes (MWCNTs) in removal of hexavalent chromium from aqueous solutions
    Keywords: Carbon nano tubes, adsorption, hexavalent chromium, aqueous solution
  • Mh Salmani, M. Abedi, Sa Mozaffari, Mh Ehrampoush Pages 242-255
    Introduction
    Researches have been shown if water and wastewater treatment systems properly managed, it provides a major part of water reservoirs for the needs of developing countries. Because of the uncontrolled increase in concentrations of fine particle materials, organic and inorganic compounds and especially heavy metals in water, the conventional methods of treatment is not able to remove contaminants and it require a relatively new process. Recently, removal processes of industrial and agricultural wastewater pollutants have improved by development of new technologies such as nanotechnology. This study reviews the application of nanotechnology innovations for removing pollutants from waste water which published in this area from 2000-2013. We have searched through internet by following keywords; Application of nanotechnology, nanothechnology and wastewater treatment, and nanofiltration.
    Conclusion
    Extensive studies have been evaluated to obtain low-cost and environmentally friendly adsorbents. Most of researchers used nanomaterials due to the high specific area and unique chemical properties for removing contaminates from aqueous media directly or after modification and functionalization. They used nano-filtration, nano-photocatalysts, zero-valent iron nano-particles and magnetic nanoparticles to control and remove pollutants from water and wastewaters. According to the capabilities and high capacity of nano-sized practices, they introduced them as a superior technology. Iron oxide magnetic nanoparticles, due to easy separation with a magnet, have been considered for removing pollutants as an effective and efficient process. Based on these considerations, nanotechnology can efficiently affect the cost and time of treatment process and is suggested instead of conventional process for treatment of water and waste waters.
    Keywords: Nanothechnology, Nanoadsorption, Nanofiltration, Magnetic nanoparticles, Zero valant iron nanoparticles, Waste water treatment