فهرست مطالب

امامت پژوهی - پیاپی 9 (بهار 1392)
  • پیاپی 9 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/05/18
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقالات
  • سید علی حسینی میلانی* صفحه 3
    غدیر یادآور امامت امیرمومنان علی(علیه السلام) و انتصاب رسمی ایشان بر این مقام والاست. امامت عهد و پیمانی بسان نبوت است و به دست خدای متعال بوده و هیچ کس بدان مقام نایل نمی گردد، مگر اینکه او اراده کند.
    پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) از آغازین روز رسالت خویش در هر فرصت و موقعیت و در میان هر گروه و جماعت مردم را به امامت امیرمومنان علی(علیه السلام) فرا می خواند و با عبارات و کلمات گوناگون آن را به امت خویش می رساند؛ تا اینکه در غدیر هر آنچه را که به صورت پراکنده درباره امامت و ولایت علی(علیه السلام) فرموده بود، در یک مجلس بیان کرد.
    این نوشتار مراحل اعلام جانشینی امیر المومنین(علیه السلام) را از آغاز بعثت در شش مرحله بر شمرده، و غدیر را آخرین جایگاه اعلام عمومی جانشینی آن حضرت می داند. سپس با نقل واقعه غدیر، به بیان خطبه و معانی واژه «مولی» و دلالت آن بر امامت امیر المومنین می پردازد و در ادامه به تشکیکها و ایرادهای برخی از اهل سنت، پاسخ می دهد.
    مدرس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم و مولف آثار متعدد در زمینه امامت*
  • محمد علی دزفولی صفحه 29
    اندیشه اطاعت محض از امام، از باورهایی است که شیعه از ابتدا بدان معتقد بوده، و آن را در مقاطع مختلفی تاریخی به شکل های گوناگون بروز داده است. شواهدی که از تاریخ ظهور امامت در جامعه حکایت می کند، گویای این مطلب است که ماهیت فرمان برداری از امام در هر دوره زمانی از حیات ائمه در اذهان شیعیان رسوخ داشته و امری انکار ناپذیر است. حتی انحرافاتی که از مکتب تشیع دیده می شود در جوهر این باور نیست؛ بلکه در یافتن مصادیقی است که باید از ایشان فرمان برد و مطیع محض آنها بود. از این رو، سرگذشت، رواج و ارائه این عقیده در شیعه بنابر اقتضائات اجتماعی و سلطه حاکمان با فراز و نشیب هایی مواجه بوده است به طوری که تنها در نوع بروز این باور تفاوت دیده می شود و نه در اصل آن که مورد پذیرش شیعه و تایید ائمه بوده است. کاوش شواهدی که به تقویت این مدعا یاری می رساند، بر دوش این نوشتار است.
  • سید عبدالحمید ابطحی صفحه 69
    زید و فرزندش یحیی به علم ائمه معترف بودند؛ ولی برخی شواهد نشان می دهد که ولایت و افتراض طاعت الهی برای ایشان نمی شناختند. خلف ایشان از جریان بنی الحسن علاوه بر انکار ولایت الهی اهل بیت نسبت به الهی بودن علم ائمه نیز موضع انکاری داشتند. شواهد نشان می دهد در نیمه اول قرن دوم مرز پیروان اهل بیت از جریان زیدی ها علاوه بر عقیده به الهی بودن ولایت اهل بیت، از طریق موضع گیری نسبت به شیخین نیز آشکار می شده است و لذا زیدی های کوفه در اظهار تولی نسبت به شیخین اصرار داشته اند؛ به این معنا که حقی از علی را ضایع نکرده بودند. بر اساس برخی شواهد ابوالخطاب در قبال تقصیر این طایفه در کوفه به تبری از شیخین و اعلام تولی نسبت به امام صادق اقدام کرده بوده است و به تدریج در این زمینه به افراط گرایید.
  • پرونده علمی: ولایت ائمه
  • هادی صادقی، محمد رکعی صفحه 101
    ولایت امامان دارای دو بعد تکوین و تشریع است. هر کدام از این دو بعد را می توان با رویکردهای عقلی، نقلی و تاریخی بررسی کرد. نوشتار حاضر مساله «ولایت تشریعی امامان» را با رویکرد روایی در حوزه گونه های ولایت تشریعی مورد بررسی قرار می دهد. محورهای این پژوهش عبارتند از: ولایت بر تشریع یا تفویض تشریع به امامان، ولایت تفسیری یا مرجعیت علمی و دینی، ولایت اجتماعی یا رهبری و سرپرستی جامعه. متون روایی در تمامی این محورها، ولایت تشریعی را برای ائمه ثابت می دانند و در نهایت این اصل را اثبات می کنند که امامان جز در رسالت و نبوت در تمامی شوون مربوط به ولایت با پیامبر مشترکند.
  • پرونده علمی: ولایت ائمه (ع)
  • غلا مرضا شاه رجبیان صفحه 127
    ولایت تکوینی، شانی از شوون اهل بیت(علیهم السلام) است که در حدود و گستره آن، اختلاف است؛ از این رو، بعضی از راویان و محدثانی که روایات حاکی از کرامتهای اهل بیت(علیهم السلام) را نقل می کرده اند، متهم به غلو شده اند. در این تحقیق، به بررسی دامنه این موضوع، در دو منبع از منابع کهن روایی شیعه، اصول کافی و بصائرالدرجات، پرداخته شده است.
    از مقایسه گستره ولایت تکوینی اهل بیت(علیهم السلام) در این دو کتاب، روشن می شود که ولایت ایشان حوزه های متعددی را شامل می شود. صفار، روایات مربوط به حوزه هایی مانند: زنده کردن مردگان، طی الارض، و شفای بیماران را به طور گسترده آورده و برای غالب آنها، عنوان باب مستقل قرار داده است؛ ولی مرحوم کلینی، در اصول کافی، اگر چه از قریب به اتفاق این حوزه ها، روایت نقل کرده، اما برای غالب آنها، عنوان باب مستقل، قرار نداده، و برای هر حوزه ای نیز، روایات کمتری را نسبت به استادشان (صفار) نقل کرده است.
  • مهدی سفری، محمدکرمانی کجو ر صفحه 161
    اصطلاح تفویض، گاه به معنایی در مقابل جبر و گاه به معنای واگذاری دست کم پاره ای امور به انسانی والا از سوی خداوند می باشد. اصطلاح دوم به دو گونه کلان تکوینی و تشریعی طبقه بندی می گردد؛ و اینکه خداوند جعل حکمی شرعی و کلی را به معصوم و یا معصومانی، سپرده باشد بی آنکه وحی یا الهام خاصی در خصوص آن حکم رسیده باشد، گونه ای متصور از تفویض در فضای تشریع است که ولایت تشریعی و گاه ولایت بر تشریع نیز خوانده شده است. در این نوشتار این معنا در ساحت رویکردهای عالمان امامی، مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه به دست آمده که در مجموع رویکرد عالمان امامی بدان، سه نظریه را سامان داده که هر یک طرفداران برجسته ای داشته و در دو دسته نظریه اختصاص و نظریه اشتراک قابل طبقه بندی است. نظریه اختصاص تشریع به خداوند که مبتنی بر نفی هر گونه تفویض تشریعی است بر مستندهای قرآنی استوار است و به نظر می رسد نظریه اشتراک، که بر عدم تنافی خود با مستندهای قرآنی نظریه اختصاص پای می فشرد، نظریه غالب در جامعه علمی امامی باشد. این نظریه که از منظر گستره دو گونه حداقلی و حداکثری دارد، گونه حداقلی آن، تفویض تشریعی را تنها در پیامبر(صلی الله علیه و آله) پذیرفته و بر مستندهای روایی استوار است و گونه حداکثری آن، از اشتراک پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام) با خداوند سخن گفته و با منهجی روایی و نیز اصولی، از آن دفاع می نماید.
  • مرتضی علیزاده نجار صفحه 187
    تفویض امر دین به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیه السلام) از بحث انگیزترین مسائلی است که از دیرباز معرکه آراء میان عالمان و اندیشمندان قرار گرفته و موافقان و مخالفان با طرح مستندات عقلی و نقلی به دفاع از مدعای خود پرداخته اند. تبیین درست محل نزاع به پژوهشگران این عرصه کمک می کند تا علاوه بر هموار شدن بخشی از مسیر تحقیق، آشنایی دقیق تری با موضوع پیدا کنند و در مقام نفی یا اثبات دچار خطا و اشتباه نشوند. در این نوشتار می کوشیم با تنقیح و توضیح محدوده بحث در تفویض دین، نقطه کور اختلاف علماء را بررسی کنیم و در همین راستا به اشکال هایی که اصل نزاع را باطل دانسته و با توجیه لفظی بودن نزاع، نظریه اثبات حق تشریع برای پیامبر و ائمه را منکر شده اند پاسخ دهیم تا در نهایت بدانیم که بسیاری از علماء معتقد به تفویض امر دین به معنای حق تشریع بوده اند و هنوز جای بحث علمی دقیق در این مساله وجود دارد.
  • مریا مسی داکیک ترجمه: گروه بررسی مطالعات امام تپژوهی در غرب انگلیس یزبان صفحه 207
  • نقد اندیشه
  • مرتضی فرج پور صفحه 239
    ابوجعفر محمد بن جریر طبری مورخ و مفسر مشهور قرن سوم و از علمای عامه است. در این مقاله بخشی از شواهد روشن اعتماد او به راویان غیر معتمد از سویی و کتمان و تحریف وقایع تاریخی از سوی دیگر به همراه برخی از کاستی های محتوایی و عقیدتی، در دو اثر تاریخی و تفسیری وی (تاریخ الامم و الملوک و جامع البیان عن تاویل آی القرآن)، مرور می شود. در ضمن به معرفی شخصیت و عقاید خاص طبری نیز خواهیم پرداخت.
  • کتاب شناخت
  • عبدالحسین طالعی صفحه 283
    کتاب الوصیه، روایه عیسی بن المستفاد، ابی موسی البجلی الضریر، (المتوفی سنه 220 ه. ق.) عن الإمام موسی بن جعفر(علیه السلام)، اعاد جمعه وترتیبه: الشیخ قیس بهجت عطار مشهد: المکتبه المتخصصه بامیرالمومنین علی(علیه السلام)، 1429 ه = 1387. 180 ص. (1)نگارش کتابهایی با موضوع وصایت امیرالمومنین(علیه السلام)، پیشینه دیرینه دارد. این کتابها با عناوینی همچون «اثبات الوصیه»، «الوصیه» و مانند آن، در فرهنگ اسلامی، نمود بارزی دارد، و می رساند که اصالت عقیده به وصایت حضرتش، ورای تحولات تاریخی نظرهای شیعیان یا تطورات سیاسی اجتماعی جوامع شیعی است.
  • نجمه باقریان صفحه 327
|
  • Sayyed Ali Hosseini Milani Page 3
    Ghadir is the reminder of Imamate of Amir al-Mumenin Ali (AS) and his official appointment to this office. Like prophethood, Imamate is also a heavenly covenant signed by the Lord and no one would be honored to this title unless His Majesty has already willed it. From the earliest days of his prophecy, Prophet Muhammad (SAW) always did take the occasion to recall the people both communally and individually to the Imamate of His Holiness Ali (AS) and communicated this Divine Message to his nation in various phrases and words; until in Ghadir the Prophet (SAW) expressed all he had stated about the Imamate and Welayat of Ali (AS) here and there in one assembly. This essay discusses of sextuple stages of announcement of vicegerency of Imam Ali (AS) and regards Ghadir as the last one of these stages of public announcement of Vicegerency of His Holiness. Having related the Ghadir occasion, the essay turns to the phraseology of Ghadir Sermon particularly the term "Maula" and its application to Imam Ali (AS) and then answers some doubts casted by Sunnite scholars.
  • Mohammad Ali Dezfuli Page 29
    The idea of passive obedience from Imam is among the beliefs that Shiite has always been attached to since the earliest days on, and has divulged it through different historical periods in various forms. The evidences that bespeak of the history of emergence of Imamate in Muslim society show that the belief in obedience from Imam had invariably dominated Shiite minds throughout all Shiite Imams Imamate. Even the deviations seen from Shiism are not related to the essence of this belief; rather they are concerned with extensions of application of this belief. Thus, this idea has been exposed to various vicissitudes due to socio-political circumstances that have led to its various divulgences while it remains intact in its essence. This essay seeks to substantiate this latter claim through available evidences.
  • Sayyed Abdulhamid Abtahi Page 69
    Zeyd and his son both did acknowledge the primordial knowledge of Imams (AS); however some evidences demonstrate that they did not believe in canonical necessity of obedience from Their Holinesses. Their successor from Bani al-Hassan descent besides denying divine Welayat of Prophet's Household did also renounce the belief in divinity of Imam's knowledge. The evidences show that during the first half of second century the followers of Prophet's Household were distinguished from Zeydis not only through their belief in the divinity of Welayat of Prophet Muhammad's descendents but also by their stances toward Sheikheyn as the Zeydis of Kufah insistently showed their adherence to Sheikheyn; this adherence was a witness to their belief that Sheikheyn did not violated Ali's right. According to some evidences, to reciprocate the fault of these people of Kufah, Abulkhatab renounced any adherence to the Sheikheyn and revealed his loyalty to Imam al-Sadegh (AS) and gradually he began to tread the path of extremism.
  • Hadi Sadeghi, Mohammad Rokkeii Page 101
    The Welayat of Holy Imams has two dimensions – i.e. generation and legislation. Each one of these aspects can be examined via rational, traditional and historical approaches. The present essay studies the issue of "legislative Welayat of Imams (AS)" through a tradition-based approach in the domain of varieties of legislative Welayat. This article is concentrated on the following categories: Welayat to legislation or conferment of legislation to Imams, exegetical Welayat or scientific and religious authority, social Welayat or leadership of society. Traditional texts have proven the legislative Welayat of Prophet's Household in all these cases and eventually they demonstrate that Imams have the same status as that of Prophet Mohammad (SAW) in all affairs of Welayat but prophecy.
  • Gholom Reza Shahrajabian Page 127
    Generic Welayat is an existential aspect of Prophet's Household (AS) the scope of which is a matter of dispute among scholars. Thus some traditionists who had narrated Imam's dignities and divine gifts were accused of exaggeration. This research is an attempt to evaluate this issue in the light of two ancient Shiite tradition books, i.e. Usul al-Kafi and Basaer al-Darajat. By comparing the scope of generic Welayat of Prophet's Household (AS) in these books it becomes clear that their Welayat encompasses various domains. Safar has broadly narrated the traditions pertaining such categories as reviving the dead, earth traveling in a moment, healing the ills and the like and in most cases set an independent chapter for each one; but Kuleini, in Usul al-Kafi, although he has related traditions concerning almost all of these domains, however as compared to his master, neither has he opened an independent chapter for them nor did he relate traditions as much as the master.
  • Mahdi Safari. Mohammad Kermani Kajur Page 161
    The term 'conferment' is sometimes used in a sense counter to arbitration and sometimes it implies the assignment of at least some affairs to a noble man by God. The latter sense of the term is being classified in two general forms of generic and legislative. Conferment in legislative sense means that the Lord has assigned the institution of some judicial and public laws to Immaculate Imams without being preceded by any revelation or inspiration. This is called Welayat to legislation or legislative Welayat. This essay has examined this sense of conferment according to Imamyah point of view and concluded that Imamyah approach has given rise to three theories in this regard each one of which has its own proponents and can be categorized in two groups of theories respectively insist on the commonality of legislation and those that see the latter an specificity of Divine Essence. Both theories ground themselves in Quranic documentations; however, it seems that the theory of commonality represents the dominant view of scientific community of Imamyah. This theory is of two kinds in respect of its scope, i.e. minimal and maximal, the former one of which insists on legislative conferment as a specific gift of the Prophet while the latter regards it as a common gift of the Prophet and Imams and both defend their stances with verses of Quran and prophetic traditions.
  • Morteza Alizadeh Najjar Page 187
    The conferment of religious affairs to prophet and Imams is among the controversial issues that has been the battle ground of scholars and theologians since the early days of Islam on and the proponents and opponents have substantiated their views through rational and traditional documents. The exposition of issue helps the scholars to have a clear view of the debate and not to be trammeled in intellectual impasses in their positive or negative arguments. In doing so, we seek to tile the path for a better understanding of the issue and the Gordian knot that has preoccupied scholars for a while and to challenge those who has regarded this issue a verbal dispute and denied the right of legislation of Prophet and Imams. Finally we are to prove that this is a dynamic debate between scholars and needs to be demarcated in a more precise manner.
  • Marya Massi Dakake, Translated By: Commission For The Assessment Of Western Studies Of Imamate English Group Page 207
    This is a Persian translation of a chapter of the following book: The Charismatic Community: Shiite Identity in Early Islam.
  • Morteza Faraj Pour Page 239
    Abu Mohammad Ibni Jurayri Tabari is a renowned historian and exegete of the third century and a public scholar. This essay seeks to offer an overview of his distortions and misrepresentations and his frequent reference to unreliable narrators in his renowned exegetical and historical books, i.e. Jami ul-Bayan An Tawili Ayat al-Quran and Tarikh al-Umam wa al-Muluk. At the same time the reader shall be provided with an introduction of the personality and ideas of Tabari.
  • Abdulhossein Talei Page 283