فهرست مطالب

تنشهای محیطی در علوم زراعی - سال ششم شماره 2 (نیمه دوم 1392)
  • سال ششم شماره 2 (نیمه دوم 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/17
  • تعداد عناوین: 9
|
  • اثر تنش بی کربنات سدیم بر خصوصیات رشدی و فیزیولوژیکی کاهو، آمارانت و پیچک آبی تحت سیستم آبکشت
    حمیدرضا روستا، واحد باقری، میثم منظری توکلی صفحه 6
    اثر تنش بی کربنات سدیم (تنش قلیائیت) بر برخی خصوصیات رشدی، فیزیولوژیکی و تغذیه ای در سه نوع سبزی برگی (کاهو، آمارانت و پیچک آبی) مورد ارزیابی قرار گرفت. به منظور مطالعه آسیب ناشی از تنش قلیائیت، این آزمایش به صورت فاکتوریل با دو فاکتور شامل گونه گیاهی و بی کربنات سدیم (در سه سطح صفر0، 5 و 10 میلی مولار) با سه تکرار انجام پذیرفت. تجزیه داده ها در قالب طرح کاملا تصادفی انجام گرفت. نشاءها پس از انتقال به شرایط هیدروپونیک به مدت یک ماه تحت تنش قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، وزن خشک شاخساره و ریشه با افزایش غلظت بی کربنات سدیم کاهش نشان داد. در پاسخ به افزایش بی کربنات سدیم میزان رنگیزه های گیاهی، حداکثر بازده محصول کوانتومی (Fv/Fm) و شاخص کارآیی فتوسنتزی (PI) در تمام گونه-های گیاهی مورد آزمایش کاهش یافت، که کمترین کاهش در گیاه پیچک آبی مشاهده شد. بیشترین تجمع پرولین و کربوهیدرات های محلول در گیاه پیچک آبی و در تیمار 10 میلی مولار بی کربنات سدیم مشاهده شد، به طوری که کربوهیدرات محلول در پیچک آبی در سطح 10 میلی مولار نسبت به شاهد 227 درصد افزایش نشان داد. در اثر افزایش غلظت بی کربنات سدیم میزان پتاسیم، آهن در شاخساره و ریشه کاهش و میزان سدیم افزایش یافت. نتایج نشان داد که پیچک آبی در بین گیاهان مورد آزمایش نسبت به تنش بی کربنات سدیم مقاوم تر می باشد.
    کلیدواژگان: پرولین، سبزی، بی کربنات سدیم، کلروفیل، کربوهیدرات، آهن
  • احمدرضا محمدزاده، حمید سیادت، ابراهیم پذیرا صفحه 97
    به منظور بررسی تاثیر شوری آب و خاک بر رشد و عملکرد ژنوتیپ های گندم نان شامل رقم های فلات، بزوستایا، مهدوی، روشن، گاسپارد، گاسکوژن، سایونز، چمران، الوند، قدس، مرودشت، الموت، کراس اروند، کراس شاهی، و لاین های 4211*، 4211، 4213، 4209 و 17 M.V. طرحی در قالب بلوک های کامل تصادفی در دو مکان، مکان 1 (فیض آباد) با شوری آب آبیاری 4 و مکان 2 (داغستانی) با شوری آب 8- 6 دسی‍ زیمنس برمتر و در سه تکرار به مدت دو سال زراعی (79-1378 و 80-1379) در اراضی شور دشت سیلابی نیشابور اجرا شد. نتایج تجزیه مرکب دوساله نشان داد که در دو مکان اجرای آزمایش اثر سال و اثر ژنوتیپ بر صفت های عملکرد دانه، عملکرد کاه و عملکرد بیولوژیک معنی دار (01/0< P) بود. در مکان 1، لاین * 4211 بالاترین عملکرد دانه را به مقدار 4167 کیلوگرم در هکتار تولید کرد و رقم روشن با تولید 7833 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد کاه را داشت. بالاترین عملکرد بیولوژیک نیز به مقدار 11780 کیلوگرم در هکتار مربوط به رقم روشن بود. رقم فلات با تولید 2650 کیلوگرم دانه در هکتار، رقم سایونز با 4850 کیلوگرم کاه در هکتار و رقم فلات با عملکرد بیولوژیک 7817 کیلوگرم در هکتار به ترتیب کمترین عملکردهای دانه، کاه و بیولوژیک را داشتند. نتایج نشان داد که افزایش شوری باعث کاهش عملکرد دانه و کاه گردید، ولی در مقایسه با دانه، کاهش عملکرد کاه کمتر بود. در مکان 2 بیشترین عملکردهای دانه، کاه و بیولوژیک را رقم روشن به ترتیب 3867، 7983 و 11850 کیلوگرم در هکتار تولید نمود. کمترین عملکردهای دانه، کاه و بیولوژیک به مقدار 1567، 2983 و 4550 کیلوگرم در هکتار مربوط به رقم کراس اروند بود. باتوجه به این نتایج به نظر می رسد رقم های روشن، سایونز و لاین 4213 به شوری متحمل تر بوده و از نظر عملکرد دانه بر سایر ژنوتیپ ها برتری داشتند، هر چند رقم های روشن، کراس شاهی و الوند در این شرایط سه ژنوتیپ برتر در تولید کاه بودند و تنوع ژنتیکی از نظر تحمل به شوری در این رقم ها و لاین ها وجود دارد.
    کلیدواژگان: تجزیه مرکب، شوری، تنوع ژنتیکی، لاین
  • غلامحسن رنجبر، محمدحسین بناکار صفحه 111
    به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت و شوری بر عملکرد و میزان عقیمی سنبله گندم (Triticum aestivum L.)، رقم بم، آزمایشی مزرعه ای در ایستگاه تحقیقات شوری صدوق مرکز ملی تحقیقات شوری طی سال های 88-1387 و 89-1388 انجام گرفت. آزمایش به صورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل تاریخ کاشت (کاشت در اول آبان، 15 آبان، 30 آبان و 15 آذر) و شوری آب آبیاری 2 دسی زیمنس بر متر (شرایط غیر شور) و 10 دسی زیمنس بر متر (شرایط شور) بودند. نتایج نشان داد که در هر دو سال آزمایش بین تاریخ های کاشت در آبان از نظر میزان عملکرد دانه و بیولوژیک تفاوت معنی دار وجود نداشت. تاخیر در کاشت تا 15 آذر عملکرد دانه را در سال اول، به میزان 28 درصد و در سال دوم به میزان 34 درصد کاهش داد. عملکرد دانه و بیولوژیک در شرایط شور به میزان 14 درصد کمتر از شرایط غیر شور بود. مناسب ترین تاریخ کاشت در شرایط آزمایش اواسط آبان ماه بود. تاخیر در کاشت، باعث افزایش معنی دار درصد سنبله ها و سنبلک های عقیم در هر دو سال آزمایش گردید. کمترین و بیشترین درصد سنبله ها و سنبلک های عقیم به ترتیب در تاریخ های کاشت 15 آبان و 15 آذر بدست آمد. تعداد سنبله های نوک عقیم و درصد سنبلک های عقیم در هر سنبله در شرایط شور به میزان معنی داری بیشتر از شرایط غیر شور بود. به نظر می رسد هرگونه تنش محیطی مانند شوری و تاخیر در تاریخ کاشت در مرحله رشدی 40 تا 49 (دوره غلاف رفتن) می تواند درصد عقیمی سنبلک های سنبله را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: شرایط شور، زمان کاشت، عقیمی سنبلک
  • جعفر نباتی، محمد کافی، احمد نظامی، پرویز رضوانی مقدم، علی معصومی، محمد زارع مهرجردی صفحه 123
    تولید علوفه باکیفیت از گیاهان شورزیست از اهداف اصلی زراعت در بوم زیست های تحت تنش شوری می باشد. کوشیا گیاهی شورزیست است که ظرفیت مناسبی برای تولید علوفه دارد. هدف از این آزمایش بررسی کیفیت و کمیت علوفه کوشیا و برخی مواد ضد تغذیه ای علوفه تولیدی تحت شرایط آبیاری با آب شور بود. این آزمایش با استفاده از سه توده کوشیا (بیرجند، بروجرد و سبزوار) و سه سطح شوری (2/5، 5/10 و 1/23 دسی زیمنس بر متر) به صورت آزمایش کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که قابلیت هضم ماده خشک برگ و کل اندام هوایی تحت تاثیر شوری قرار نگرفت، اما قابلیت هضم ماده خشک ساقه در تنش شدید شوری افزایش پیدا کرد. قابلیت هضم ماده آلی برگ، ساقه و کل اندام هوایی در تیمار 5/10 دسی زیمنس بر متر بیشتر از سایر تیمارها بود. افزایش شدت تنش شوری موجب کاهش درصد پروتئین کل اندام هوایی شد ولی بین توده های کوشیا اختلافی مشاهده نشد. افزایش میزان شوری موجب کاهش درصد الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) کل اندام هوایی شد. بین توده ها، توده سبزوار از نظر درصدNDF کل اندام هوایی بیشترین مقدار را دارا بود، اما از نظر درصدADF کل اندام هوایی اختلافی بین توده ها مشاهده نشد. میزان فنل و تانن با افزایش شدت تنش شوری روند افزایشی نشان دادند با این وجود اختلاف معنی داری بین سطوح مختلف شوری مشاهده نشد. در میان توده های کوشیا نیز توده سبزوار بیشترین میزان فنل کل و تانن را در اندام های هوایی خود تولید کرد. در مجموع کیفیت علوفه کوشیا در ابتدای مراحل گل دهی قابل مقایسه با سایر گیاهان علوفه ای رایج می باشد و تا 1/23 دسی زیمنس بر متر اختلافی از نظر کیفیت علوفه در توده های مورد مطالعه وجود نداشت.
    کلیدواژگان: پروتئین، تانن، درصد الیاف نامحلول، فنل، قابلیت هضم
  • محمدحسین بناکار، غلامحسن رنجبر صفحه 137
    وسعت و پراکنش اراضی شور در کشور، کمبود منابع آبی متعارف و استعداد گیاهان شورپسند در تولید علوفه موجب شده است تا این گیاهان برای جبران بخشی از کمبود علوفه مورد توجه قرار گیرند. این تحقیق به منظور معرفی گیاهان شورپسند جهت تولید علوفه درگلخانه مرکز ملی تحقیقات شوری و عرصه های شور ایستگاه تحقیقات شوری چاه افضل یزد بر روی 14 گونه شورپسند انجام گرفت. در این تحقیق، گونه های مورد نظر در گلخانه تکثیر شده و سرعت و درصد سبز شدن بذور آنها مورد مطالعه قرار گرفت. گونه هایی که سبزشدن بالایی داشتند برای آزمایش های بعدی انتخاب گردیده و در زمین اصلی نشاء های دو ماهه با فواصل 5/1 متر در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرارکشت شده و با آب دارای شوری 8 دسی زیمنس بر متر آبیاری شدند. پس از 6 ماه گیاهان برداشت شده و میزان استقرار، عملکرد و اجزای عملکرد علوفه مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد گونه Kochia indica بیشترین مقدار عملکرد علوفه تر و خشک (به ترتیب 5/15 و 9/6 تن در هکتار) را تولید کرد. همچنین، این گونه بالاترین مقدار سبز شدن بذور (100%) و بیشترین مقدار سرعت سبز شدن (5/5 عدد در روز) را دارا بود. پس از آن گونه Atriplex halimus بالاترین مقدار عملکرد (7/9 تن در هکتار علوفه تر و 5/3 تن در هکتار علوفه خشک) و نیز بالاترین میزان سبز شدن (95%) و سرعت سبز شدن (83/4 عدد در روز) را به خود اختصاص داد. بنابراین، گونه های K. indica و A. halimus دارای برتری بوده و کاشت آنها به عنوان گونه های شورپسند برتر برای تولید علوفه و احیاء مراتع در مناطق شور پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: رشد، شوری، علوفه، عملکرد، گیاهان شورپسند
  • حمیدرضا فنایی، عیسی پیری، محمدرضا نارویی راد صفحه 147
    به منظور بررسی اثر مقادیر مختلف کود فسفر بر عملکرد دانه، روغن و برخی صفات زراعی خردل هندی در شرایط تنش خشکی ابتدای فصل، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان در سال زراعی 90-89 اجرا شد. فاکتور اصلی آزمایش، تنش خشکی در دو سطح شامل (1) شاهد (بدون تنش)، که از زمان کاشت تا رسیدگی فیزیولوژیک آبیاری کرت ها بر اساس 50 درصد تخلیه رطوبتی خاک صورت گرفت؛ و (2) تنش خشکی در فاز رویشی که آبیاری کرت ها از زمان کاشت تا شروع گل دهی بر اساس 80 درصد تخلیه رطوبتی خاک صورت گرفت. فاکتور فرعی مصرف کود فسفره در چهار سطح شامل: عدم مصرف فسفر، مصرف 100، 150 و 200 کیلوگرم فسفر در هکتار (از منبع سوپر فسفات تریپل) بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که تنش خشکی در ابتدای فصل (قطع آبیاری در مراحل روزت، غنچه دهی تا شروع گلدهی) عملکرد دانه، اجزای عملکرد نظیر تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، و صفات ارتفاع بوته و عملکرد روغن را بطور معنی داری کاهش داد. بالاترین عملکرد دانه (3567 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد روغن (1377 کیلوگرم در هکتار) در شرایط عدم تنش آبیاری به دست آمد. افزایش مصرف فسفر تا سطح 150 کیلوگرم در هکتار افزایش عملکرد دانه و اکثر صفات مرتبط را به دنبال داشت، اما در سطح 200 کیلوگرم کاهش در عملکرد مشاهده شد. برهمکنش مقادیر مصرف فسفر و تیمار آبیاری بر هیچ یک از صفات معنی دار نبود. از بین ویژگی های زراعی بالاترین ضریب همبستگی را عملکرد دانه با تعداد خورجین در شاخه اصلی (**84/0 = r)، ارتفاع بوته (**76/0=r)، تعداد خورجین در بوته (**74/0 = r) و وزن هزار (**62/0=r) نشان داد. براساس نتایج بدست آمده جهت دستیابی به حداکثر عملکرد دانه، روغن و اجزای عملکرد فراهمی آب در مرحله رشد رویشی به خصوص (غنچه دهی) و در مرحله زایشی (گلدهی و پر شدن دانه) به همراه مصرف 150 کیلوگرم در هکتار سوپر فسفات تریپل در خردل ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: تخلیه رطوبتی، کود شیمیایی، آبیاری، اجزای عملکرد
  • مصطفی حیدری، حمیدرضا میری، آزاد مینایی صفحه 159
    تاثیر تنش خشکی بر گیاهان پیچیده و از جنبه های مختلفی قابل بررسی است. در این راستا مطالعه واکنش های فیزیولوژیکی می تواند به شناسایی موثر در مقاومت به خشکی مفید و تاثیرگذار باشد. به منظور بررسی اثرات تنش خشکی و تیمارهای مختلف اسید هیومیک بر رنگدانه های فتوسنتزی، آنزیم های آنتی اکسیدان و ترکیبات بیوشیمیایی درگیر در تنظیم اسمزی (پرولین و کربوهیدرات محلول) در گیاه گاوزبان اروپایی، آزمایشی به صورت کرت های خرده شده و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 91-1390 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل اجرا گردید. تیمارهای خشکی شامل شاهد یا 90 درصد ظرفیت زراعی (W1)، 70 درصد ظرفیت زراعی (W2) و 50 درصد ظرفیت زراعی مزرعه (W3) به عنوان عامل اصلی و چهار سطح محلول پاشی اسید هیومیک شامل صفرH1=، 5/1H2=، 3 H3= و 5/4 H4= لیتر در هزار لیتر آب به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج تجزیه آماری داده ها نشان داد تنش خشکی تاثیر معنی داری بر میزان کلروفیل a و b، کربوهیدرات محلول، پرولین و فعالیت دو آنزیم آنتی اکسیدان اسکوربات پراکسیداز (APX) وگایاکول پراکسیداز (GPX) در بافت سبز برگ های گیاه گاوزبان دارد. با افزایش سطح تنش خشکی از شاهد به W3 بر میزان کربوهیدرات محلول، فعالیت آنزیم های APX و GPX افزوده و از مقادیر کلروفیل a و b کاسته شدند. در این بین افرایش پرولین تنها تا سطح خشکی W2 معنی دار بود. تیمار اسید هیومیک در سطوح مختلف تیمار خشکی بجز آنزیم کاتالاز، کلروفیل b و رنگدانه کارتنوئید تاثیر معنی دار و مثبتی بر کلیه فاکتورهای مورد مطالعه فوق داشت. براساس نتایج این آزمایش، در بالاترین سطح خشکی (W3) محلول پاشی اسید هیومیک به میزان 5/1 تا 3 لیتر در هزار لیتر آب از بیشترین تاثیر بر تنظیم کننده های اسمزی، رنگدانه های فتوسنتزی و آنزیم آنتی کسیدان APX برخودار و در مقاومت به خشکی موثرتر بود.
    کلیدواژگان: آنزیم های اکسایشی، اسمولیت ها، پرولین، کلروفیل، کم آبیاری
  • سمانه لاله، محسن موسوی نیک، مهدی فیروزآبادی، زهرا شریفی صفحه 183
    امروزه کاربرد تکنیک های هسته ای به ویژه اشعه ی گاما در تولید گیاهان مقاوم به شوری نقش مهمی را ایفا می کند. این آزمایش در دو مرحله اجرا شد. مرحله اول بررسی جوانه زنی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی و مرحله دوم رشد اولیه ی گیاهچه به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار که در دانشکده ی کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام گرفت. از سه رقم گلرنگ KW9، IL111 و اصفهان 14 و شش دز صفر، 50، 100، 200، 300 و 400 گری اشعه ی گاما و پنج سطح شوری صفر، 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر کلرید سدیم استفاده گردید. نتایج آزمایش نشان داد که پاسخ ارقام گلرنگ در برابر اشعه گاما و شوری متفاوت بود. شوری موجب کاهش طول ریشه چه و ساقه چه، وزن خشک ریشه چه و ساقه چه، تعداد و سطح برگ و هدایت روزنه شد. وزن خشک ریشه چه در دز 50 گری و در سطوح شوری 3 و 6 دسی زیمنس بر متر و در دز 100 گری در تمامی سطوح شوری افزایش یافت. دزهای 300 و 400 گری اشعه ی گاما موجب کاهش صفات رشد در ریشه چه و ساقه چه ی گلرنگ شدند. با توجه به نتایج به دست آمده از آزمایش می توان نتیجه گرفت که دزهای کمتر از 200 گری در گلرنگ توانایی تولید گیاه مقاوم به شوری را دارند.
    کلیدواژگان: امواج الکترومغناطیس، کلرید سدیم، دانه، هدایت روزنه
  • مرتضی گلدانی، محمد علی فرجیان مشهدی صفحه 189
    شوری ناشی از کلرید سدیم تعادل یونی و وضعیت مواد غذایی را در گیاه تغییر می دهد. لذا به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف شوری در مراحل جوانه زنی و گیاهچه ای آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط گلخانه ای انجام شد. اعمال شوری در مرحله جوانه زنی شامل پنج سطح 0، 5/2، 5، 5/7 و 10 دسی زیمنس بر متر با چهار تکرار انجام شد. شاخص های جوانه زنی با افزایش شوری کاهش یافت به طوری که در 5/2 دسی زیمنس بر متر افت شدید مشاهده شد (درصد جوانه زنی نسبت به شاهد 47 درصد کاهش یافت) و در غلظت شوری 10 دسی زیمنس بر متر به حداقل خود (89 درصد کاهش نسبت به شاهد) رسید. آزمایش در مرحله گیاهچه ای نیز در پنج سطح 0، 5/2، 5، 5/7 و 10 دسی زیمنس بر متر با سه تکرار انجام شد، که شامل سه بخش: 1- اعمال تیمارهای شوری تا قبل از سبز شدن 2- اعمال تیمارهای شوری پس از سبز شدن و 3- اعمال تیمارهای شوری از ابتدا تا پایان آزمایش (4 برگی) بود. در این مرحله از آزمایش سطح برگ، وزن خشک ریشه و ساقه و نسبت ریشه به ساقه تحت تاثیر شوری معنی دار شد. در بخش دوم آزمایش دوم در شوری 5 دسی زیمنس بر متر نسبت ریشه به ساقه افزایش نشان داد (یعنی 62/0 ولی در شاهد 44/0 بود). به طور کلی نتایج نشان داد که گیاه ارزن پادزهری در مرحله جوانه زنی به تنش شوری نسبت به مرحله گیاهچه ای حساستر است.
    کلیدواژگان: تنش شوری، درصد جوانه زنی، متوسط زمان جوانه زنی، سطح برگ
|
  • Effect of sodium bicarbonate stress on growth and physiological characteristics of lettuce, amaranth and water convolvulus in hydroponic system
    Roosta, H.R., V. Bagheri, M. Manzari Tavakkoli Page 6
    The effect of sodium bicarbonate (alkalinity stress) on growth, and physiological and nutritional characteristics in three leafy vegetables (lettuce, amaranth and water convolvulus) were evaluated. In order to study the deleterious effect of alkalinity stress on plants, a factorial experiment was conducted with two factors including plant with three species and sodium bicarbonate in three levels (0, 5 and 10 mM) with three replicates. Data analysis was performed in a completely randomized design. Seedlings, after transplanting into the hydroponic condition, were put under stress for one month. According to the obtained results, shoot and root dry mass showed reduction with increase of sodium bicarbonate concentration. In response to elevated sodium bicarbonate concentrations; the plant pigments, maximum quantum yield (Fv/Fm) and photosynthetic performance index (PI) decreased in all examined plant species, however the lowest decrease, were observed in water convolvulus. The highest accumulation of proline and soluble carbohydrates was observed in water convolvulus with 10 mM sodium bicarbonate, so that soluble carbohydrates in water convolvulus at 10 mM increased 227% compared to control. Increase of sodium bicarbonate concentrations leaded to decrease in K, Fe and Zn and increase in Na in shoots and roots of plants. The results showed that water convolvulus was the most tolerance species to sodium bicarbonate among the studied plants.
    Keywords: Proline, Vegetables, Sodium bicarbonate, Chlorophyll, Carbohydrate, Iron
  • Mohammadzadeh. A.R., H. Siadat, E. Pazira Page 97
    Salinity is a major environmental stress that drastically affects plant growth and productivity. To achieve optimal crop production in saline regions, the most appropriate, logical choice is growing salt-tolerant varieties best suited for these regions. A two year field study was conducted at two locations on saline soils of Nishabour to investigate the effect of salinity on growth and yield of 20 wheat (Triticum aestivum.L) genotypes. Two salinity levels were imposed on two silt loam soils by irrigating with saline waters. Electerical conductivities of applied waters were 4 and 6-8 d Sm-1. The experimental design was a randomized complete block with three replications. The studied genotypes were Rowshan, Siossons, Falat, 4213, Qods, 4211*, Bezostaya, 4211, Alvand, Gaspard, Cross Shahi, Gaskogn, Marvdasht, Mahdavi, M.V.17, Hirmand, Alamoot, 4209, Cross Arvand and Chamran. Results of combined analysis of variances showed that the effect of year and genotype on grain, straw and biological yields were significant (P<0.01). In site 1, grain yield of line 4211* as a highest yield was 4167 kg ha-1. Rowshan cultivar had the highest straw and biological yields equal to 7833 and 11780 kgha-1 respectively. The lowest grain yield belongned to Falat cultivar (2650 kgha-1). Siossens cultivar had the lowest straw yield (4850 kgha-1).Generally, increase of salinity decreased grain and straw yields but straw yields reduction were less than grain yields. In site 2 Rowshan cultivar had the highest grain, straw and biological yields equal to 3867, 7893 and 11850 kgha-1 respectively. Lowest yields of grain (1567kgha-1), straw (2983kgha-1) and biological (4550kgha-1) yields belonged to Cross Arvand cultivar. According to obtained grain yield it seems that Rowshan and Siossons cultivars and line 4213 in comparison with other cultivars were preferable genotypes in saline condition. Rowshan, Cross Shahi and Alvand were superior cultivars evaluated for straw production in saline condition respectively. There is genetic variation for salinity tolerance in studied wheat cultivars and lines.
    Keywords: combined analysis, saline, genetic variation, line
  • Ranjbar, G.H., M.H. Banakar Page 111
    To investigate the effect of planting date and salinity on yield and spike sterility of wheat (Triticum aestivum L.) cv. Bam, a field experiment was conducted at Sadouq Salinity Research Farm, National Salinity Research Center, Yazd, Iran, during 2008-2009 and 2009-2010. The experiment was arranged as split plot based on RCBD with three replicates. Treatments were sowing dates (planting at 23 Oct., 6 Nov., 21 Nov. and 6 Dec.), and saline water, ECiw= 2 (non-saline) and and 10 dS/m (saline conditions). Results showed that grain yield were not significantly different by planting date at 23 Oct., 6 Nov., 21 Nov. in both years. Delay in planting date until 6 Dec. reduced grain yield significantly by 28 and 34 percent in 2008-2009 and 2009-2010, respectively. The best planting date in order to experiment conditions was early November. Delay in planting date increased spike and spikelet sterility percent in both years. The lowest and highest spike and spikelet sterility percent was observed at 6 Nov. and 6 Dec., respectively. Spike and spikelet sterility percent was more in saline conditions than non-saline conditions. It seems any environmental stress such as salinity and delay in planting date in ZGS=40 to ZGS=49 (Booting stage), could increase spikelet sterility per spike.
    Keywords: Saline conditions, Sowing date, spikelet sterility
  • Nabati. J., M. Kafi, A. Nezami, P. Rezvani Moghaddam, A. Masoumi, M. Zare Mehrjerdi Page 123
    One of the main aims of biosaline agriculture is the production of high quality forages by halophyte plants. Kochia is a halophyte plant which has a proper capability for forage production. Evaluation of nutritive value and anti-nutritional compounds of Kochia ecotypes under saline irrigation was the goal of this experiment. Three saline irrigation waters (5.2, 10.5 and 23.1 dS m-1) and three Iranian kochia ecotypes (Birjand, Borujerd and Sabzevar) were assigned as the main and sub plots, respectively, in a split plot design based on RCBD with three replications. The results showed that in vitro dry matter digestibility of leaf and whole aboveground organs were not affected by salinity, while in vitro stem dry matter digestibility increased under the severe salinity conditions. Organic matter digestibility of leaf, stem and whole plant at 10.5 dS m-1 were higher than other salinity levels. Crude proteins in whole plant increased by salinity but there were no significant difference among ecotypes. Increasing salinity levels decreased the percentage of neutral detergent fiber (NDF) and acid detergent fibre (ADF) in whole plant. Percentage of whole plant NDF in Sabzevar ecotype was more than other populations, but there were no significant differences among populations in whole plant ADF. The total phenol and tannin content showed an increasing trend with increased salinity levels, though it was not significant among salinity levels. Total phenol and tannin accumulation in Sabzevar population was more than other populations. Generally, kochia forage quality is comparable with other common forage crops at the beginning of anthesis stage and there were no differences between the forage quality of studied populations up to the salinity level of 23.1 dS m-1.
    Keywords: Detergent Fiber, Digestibility, Phenol, Protein, Tannin
  • Banakar, M.H., G.H. Ranjbar Page 137
    In Iran, vast amounts of saline lands, shortage of fresh water resources and potential of halophytes for forage production has generated a great interest in utilizing these species as a substitute for convenient forage resources. In order to introduce suitable halophyte species for forage production, an experiment was conducted on 14 halophyte species in the greenhouse and in the saline lands located at Chah-Afzal Salinity Research Station of NSRC, Yazd, Iran. In the greenhouse experiment, seedling emergence percentage and emergence rate were studied. In the saline land, 2-month old seedlings of halophyte species with high emergence percentage were planted at 1.5 ×1.5 m spacing in the form of a complete randomized block design with three replications and were irrigated with saline water (8 dS/m). All plants were harvested six months later and some characteristics including amount of seedling establishment, yield and yield components were measured. Results showed that Kochia indica produced the greatest forage fresh and dry yield (15.5 and 6.9 ton/ha, respectively). This species also had the greatest seedling emergence percentage (100%) and emergence rate (5.5 seedling per day). After that, Atriplex halimus had the greatest yield (9.7 ton/ha fresh forage and 3.5 dry forage), seedling emergence (95%) and emergence rate (4.83). Therefore, both K. indica and A. halimus are superior species for forage production under saline conditions and may be suggested for forage production and rehabilitation of rangelands under saline conditions.
    Keywords: forage, growth, halophytes, salinity, yield
  • Fanaei, H.R., E. Piree, M.R. Narouei Page 147
    In order to investigate the effect of different rates of phosphorous fertilizer on grain and oil yield and some agronomic traits of Indian mustard (Brassica juncea L.) under drought stress at early growth stage, a split plot experiment based on randomized complete block design was conducted with three replications at the Agricultural and Natural Resources Research Center of Sistan during 2009-2010 cropping season. Drought stress was assigned as the main plot factor with two levels including: 1- Non stress, where plots were irrigated from sowing to physiological maturity based on % 50 depletion of available water. 2- Vegetative phase drought stress, where plots were irrigated from sowing to flowering stage based on % 80 depletion of available water. Phosphorus fertilizer was considered as sub-plots with four levels of P1=0, P2=100, P3=150 and P4=200 kg.ha-1 (from super-phosphate triple P2O5-1). Results showed that early season drought stress (irrigation ceasing at rosette and budding to flowering stage) significantly decreased grain yield and yield components such as, number of siliques per plant, seeds per silique, 1000-grain weight, as well as plant height and oil yield traits. The greatest seed yield (3567 kg.ha-1) and oil yield (1377 kg.ha-1) were obtained at non- stress irrigation conditions. Increasing phosphorus application up to 150 kg.ha-1 increased the grain yield and most related traits, while yield reduction was observed at 200 kg.ha-1 level. The interaction effect of phosphorus application and irrigation on all traits was not significant. Amongst agronomic traits, the greatest correlation coefficients of grain yield were obtained with the number of silique on main branch (r= 0.84**), plant height (r=0.76**), silique number per plant (r= 0.74**), and 1000-seed weight (r=0.76**). Based on study results, to gain maximum grain and oil yield and yield components, water availability at vegetative growth stage (especially at budding stage) and at reproductive stage (flowering and grain filling stages) by consumption of 150 kg.ha-1 super-phosphate triple is essential in mustard.
    Keywords: Water depletion, chemical fertilizer, irrigation, yield components
  • Heidari.M., H.R. Miri, A. Minaei Page 159
    The effect of water stress on plants is complex and can be studied from different aspects. In this regard, studying the physiological reactions can be an effective and helpful tool in identifying the drought tolerance. In order to evaluate the effect of water stress and foliar application of humic acid on photosynthetic pigments, antioxidant enzymes and biochemical compoounds (proline and soluble carbohydrates) of borage (Borago officinalis), a field experiment was conducted as a split plot design with three replications in 2012 at Agricultural Research Station, University of Zabol. Water stress levels included 90 percent of field capacity (W1) as the control, 70 percent of field capacity (W2) and 50 percent of field capacity (W3) as the main plots and four levels of humic acid foliar application including control or without humic application (H1), H2=1.5, H3=3 and H4=4.5 liter of humic acid in 1000 L water. Analysis of variance results showed that water stress had a significant effect on chlorophyll a, b, soluble carbohydrate, proline content and antioxidant enzymes, ascorbate peroxidase (APX) and gaycol peroxidase (GPX) in green leaves of borage plants. By increasing levels of water stress from control to W3, the carbohydrate content as well as APX and GPX activities increased and the amounts of chlorophyll a and b decreased. Meanwhile the increased concentration of proline only happened until W2 treatment. Humic acid treatment at different levels of water stress had a significant and positive influence on all of the above studied factors except CAT enzyme, chlorophyll b and carotenoid pigments. The maximum effect of humic acid at the most severe water stress level (W3) was obtained by foliar application of 1.5 and 3 liter of humic acid and this treatment had the most impact on the osmotic adjustment, photosynthesis pigments and APX antioxidant enzymes, which was very effective in drought tolerance.
    Keywords: Chlorophyll, Deficit irrigation, Osmolites, Oxidative enzymes, Proline
  • Lalehs., M. Moussavi Nik, M. Firooz Abadi, Z. Sharifie Page 183
    Nowadays, it is clear that the nuclear techniques especially gamma radiation play an important role in production of resistance plants to salinity.These experiments were conducted in two phases. First of which is germination in a factorial based on completely randomized design and second of which is seedling growth in a factorial based on randomized complete block design (RCBD) with three replications at the Faculty of Agriculture in Birjand University. We used three kinds of Safflower cultivars namely Isfahan14, KW9, IL111 and six gamma rays at 0, 50 100, 200, 300, and 400 Gy and five salinity levels of 0, 3, 6, 9 and 12 dsm-1. Experimental results showed that the response of safflower against gamma radiation and salinity varied. Salinity decreased root and shoot length, root and shoot dry weight, leaf number and area, and stomatal conductance. Root dry weight at the dose of 50 Gy and salinity levels of 3 and 6 dsm-1 and at 100 Gy at all salinity levels increased. Gamma irradiation doses of 300 and 400 Gy decreased root and shoot growth characteristics of safflower. According to the results of the experiment, it can be concluded that doses less than 200 Gy in safflower are capable of producing salt- resistance crop.
    Keywords: Electromagnetic waves, NaCl, Seed, Stomata conductive
  • Goldanim., A. Farajian Mashhadi Page 189
    Salinity caused by sodium chlorides alters the ion balance and nutrient status of a plant. Therefore in order to investigate the effect of different levels of salinity on germination and seedling growth traits of blue panic grass (Panicum antidotal L.) an experiment was conducted in completely randomized design with four replications during 2011 growing season under green house conditions. Salinity applied at germination stage using five levels of 0, 2.5, 5, 7.5 and 10 dS m-1 with four replications. Germination indices were reduced by increasing salinity, so that a severe reduction happened at 2.5 dS m-1 (47% reduction in germination percentage compared to the control) and it was reached its lowest value at 10 dS m-1 (89% reduction in germination percentage compared to the control). The experiment at seedling stage included five salinity levels (0, 2.5, 5, 7.5 and 10 dS m-1) with three replications. This stage included three parts: 1- salinity application before emergence, 2- salinity application before emergence and 3- salinity application from planting until four leaf stage. At this stage, plant leaf area, root and stem dry weight and root to shoot ratio were significantly affected by salinity levels. At the second part of second experiment, root to shoot ratio increased at the salinity of 5 dS m-1 (i.e. 0.62 but for the control was 0.44). Overall results showed that blue panic grass was more sensitive to salinity at germination stage compared with seedling stage.
    Keywords: Salinity stress, Germination percentage, Mean germination time, Leaf area