فهرست مطالب

آمایش جغرافیایی فضا - پیاپی 6 (زمستان 1391)
  • پیاپی 6 (زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/11/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مریم عزتی، مریم آق آتابای، مصطفی رقیمی، شعبان شتایی صفحات 1-16
    شاخص های مورفومتریک برای تعیین سطح فعالیت های تکتونیکی مفید هستند و در پروژه های تحقیقاتی از این شاخص ها برای به دست آوردن جزئیات تکتونیک فعال استفاده می شود. در این پژوهش، برای ارزیابی میزان فعالیت تکتونیکی شاخص های ریخت زمین ساختی، نظیر فاکتور عدم تقارن AF، طول- شیب رودخانهSL، نسبت عرض کف دره به ارتفاع دره Vf، فاکتور عدم تقارن توپوگرافی T و شاخص شکل حوضه Bs محاسبه گردید. هدف از این پژوهش تفکیک مناطق فعال تکتونیکی از مناطق با فعالیت کم تر می باشد. برای محاسبه شاخص های مورفومتریک از نقشه های توپوگرافی و عکس های هوایی در محیط GIS و Global mapper استفاده شد. میزان شاخص AF حوضه ی اصلی 17.20 به دست آمد که نشان دهنده ی کج شدگی زیاد آن است. به نظر می رسد وجود گسل های تراستی و چین های مرتبط با آن ها در راستای موازی حوضه، باعث کج شدگی آن شده است. نتایج نشان می دهد بیشترین میزان شاخص AF، مربوط به زیر حوضه های شرقی و غربی می باشد. بالاترین میزان شاخص SL مربوط به محل های تقاطع گسل ها و شکستگی های مزدوجی است که مسیر آبراهه ی اصلی را قطع می کند. شاخص Vf محاسبه شده نشان می دهد که اکثر دره ها به خصوص در شمال منطقه، اغلبV شکل و عمیق بوده و مرتبط با بالاآمدگی تکتونیکی می باشد. نکته جالب این تحقیق این است که مقدار شاخص Vf بر خلاف انتظار در محل هایی که شاخص SL افزایش پیدا کرده، زیاد است که نشان دهنده U شکل بودن دره ها در این محل هاست. به نظر می رسد علت این امر فرسایش بالای سنگ ها به علت تقاطع گسل های مزدوج، اختلاف فرسایشی سنگ ها و نیز عملکرد گسل های امتدادلغز باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که فعالیت تکتونیکی در منطقه بالا است.
    کلیدواژگان: نو زمین ساخت، کپه داغ مرکزی، شاخص مورفومتریک، حوضه ی آبریز
  • مصطفی امیرفخریان، محمدرحیم رهنما، حسین آقاجانی صفحات 17-37
    شهر مشهد با 8 پهنه عمده، شامل 42 محله حاشیه نشین، براساس آمار 1385 دارای 804000 نفرجمعیت و 6354 هکتار وسعت است که به ترتیب 33 و 22 درصد از جمعیت و وسعت شهر مشهد را در بردارد. ارزیابی شاخص های بهداشتی درمانی در این مناطق حاکی از وضعیت بسیار نامطلوب آن است. به گونه ای که سرانه تخت بیمارستان 8040، داروخانه 16090، داروخانه شبانه روزی و پایگاه اورژانس 134079 و درمانگاه 73174 نفر است. با توجه به وسعت بالا و تعدد محلات، تعیین برنامه زمان بندی اجرایی به منظور توسعه و تجهیز خدمات درمانی در این محلات ضروری است. اولویت بندی محلات براساس نیاز آنها به خدمات درمانی گامی مهم در خصوص تحقق این هدف است. براین اساس در این مطالعه با طرح این فرضیه که، به نظر می رسد اولویت محلات حاشیه نشین شهر مشهد از نظر بهره مندی و توسعه خدمات بهداشتی درمانی با یکدیگر متفاوت است، با استفاده از روش های مبتنی بر سیستمهای پشتیبانی فضایی چند معیاره (MC-SDSS) و ترکیب آن با سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و بهره گیری از شاخص های جمعیت و فاصله به خدمات درمانی، این مهم به انجام رسیده است. مزیت این روش تلفیق روش های آماری با سیستم اطلاعات جغرافیایی و فضایی کردن نتایج است. یافته ها نشان می دهد که محلات حاشیه نشین شرایط نامناسبی را از نظر دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی دارند و در بین این محلات، محله گلشهر، شهرک شهید رجایی و بازه شیخ دارای اولویتهای نخست نیاز به خدمات بهداشتی درمانی در شهر مشهد می باشند. لذا جهت ارتقای شرایط بهداشتی درمانی محلات ضرورت اتخاذ رویکردهای کوتاه مدت (تدوین طرح جامع توسعه خدمات بهداشتی درمانی محلات حاشیه نشین) و میان مدت (احداث فضاهای مورد نیاز نظیر بیمارستان و درمانگاه شبانه روزی) ضروری است.
    کلیدواژگان: حاشیه نشینی، خدمات بهداشتی درمانی، سیستم پشتیبانی فضایی چند معیاره، شهر مشهد
  • احمد پوراحمد، آرزو حاجی شریفی، مهدی رمضانزاده لسبویی صفحات 37-56
    با اختراع خودروی شخصی و تولید روزافزون آن، چهره ی شهرها و نوع زندگی مردم دچار تغییراتی شد. فضای شهری که تا آن زمان بر اساس مقیاس انسانی و با توجه به حرکت کند عابر پیاده و سطح ادراک او تعریف می شد، از آن پس با مقیاس خودروها و با توجه به حرکت سریع و سطح ادراک از درون آن ها طراحی شد. رفته رفته وجود انسان به عنوان کاربر اصلی فضاهای شهری رو به فراموشی گذاشت. تجاوز به حریم پیاده و آمار بالای تصادفات منجر به مرگ عابرین، نتیجه تسلط کامل اتومبیل بر فضای شهری ماست. هدف ما در این تحقیق، بررسی کیفیت و مقایسه پیاده راه ها در دو محله هفت حوض واقع در منطقه 8 و محله مقدم واقع در منطقه 17 شهر تهران و ارائه راه کارهایی برای ارتقای سطح کیفی آن ها است. روش تحقیقی که در این پژوهش از آن استفاده شده، توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات با استفاده از روش میدانی و پیمایشی به همراه تهیه و تنظیم پرسش نامه است. در تدوین پرسش نامه از ده مولفه اصلی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تقریبا اکثر معیارهای کیفی در محله هفت حوض در سطحی متوسط و حتی بالاتر از متوسط ارزیابی شده است. در مورد مولفه های فرم و کالبد، آسایش و راحتی و تنوع با میانگین های 5/40، 8/19 و 2/15، نسبت به معیار مشابه در محله مقدم با میزان 2/7، 5/10، 8/6 تفاوت زیادی بین دو محله مشاهده می شود و میانگین سایر مولفه ها نیز در این محله، وضعیت بهتری نسبت به محله ی مقدم دارد که نشان از طراحی مناسب معابر در محلهی پایدار هفت حوض به شیوه ای مطلوب و در مقابل فراموشی انسان پیاده به عنوان بخشی از مولفه سازنده ی شهر در محله ی مقدم دارد. چندین راه کار از جمله اختصاص دادن زمین به فضای سبز و پارکینگ، مطالعات احداث خط دوچرخه، بهبود وضعیت روگذر و زیرگذرها و تعریض معابر و اصلاح شبکه ی حمل و نقل درونی منطقه پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: پیاده راه، سنجش کیفیت، قابلیت پیاده روی، محله ی هفت حوض، محله مقدم
  • مسعود تقوایی، علی جوزی خمسلویی صفحات 57-74
    اگر چه امروزه با پیشرفت فناوری و دانش بشر در عرصه های مختلف، شهرها و کلان شهرهای دنیا به پیشرفت های چشمگیری دست پیدا کرده اند ولی همزمان با این پیشرفت احتمال آسیب پذیری آن ها در برابر بحران های انسانی در دهه های اخیر مانند بمب گذاری، شورش های شهری و فعالیت های تروریستی افزایش پیدا کرده است. از این رو مدیران و برنامه ریزان شهری در سال های اخیر با استفاده از رویکردهای نوین برنامه ریزی و طراحی شهری از قبیل پدافند غیرعامل سعی کرده اند تا ساخت کالبدی، برنامه ریزی فضاهای شهری و چیدمان کاربری های مختلف را بر اساس راهبردهای نوین این رویکردها، ساختاربندی نمایند. مسیرهای هشت گانه راهپیمایی در شهر اصفهان در روزهای خاصی از سال (22 بهمن، روز قدس) شاهد گردهمایی انبوهی از جمعیت می باشد و به نظر می رسد که این مسیرها در معرض آسیب پذیری قرار داشته و نیاز به ارزیابی مجدد دارند. بررسی میزان آسیب پذیری کاربری ها در مسیرهای هشت گانه و پراکنش فضایی آنها در محیط GIS نشان می دهد که مسیرهای شماره پنج، شش و هشت در وضعیت بحرانی و مابقی مسیرها نیز تا حدودی آسیب پذیر هستند. هدف پژوهشگران در این مقاله معرفی مسیرهای جدید راهپیمایی با آسیب پذیری کمتر و ارائه راهبردهای مدیریتی برای کاهش بحران با بهره گیری از مدل SWOT می باشد. لازم به ذکر است که معرفی مسیرهای جدید راهپیمایی نیز چندان دور از بحران نیست و در این پژوهش حداقل بحران و آسیب زایی مدنظر می باشد. نصب دوربین مداربسته در مسیرها، همکاری بین سازمانی در برنامه ریزی، اجرا و مدیریت راهپیمایی ها، عریض سازی خیابان های تنگ، زمان بندی ساعتی و تقویت سازمان های مدیریت بحران از مهم ترین راهبردهای پیشنهادی برای کاهش بحران در مسیرها است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی راهبردی، فضاهای شهری، مسیرهای راهپیمایی، پدافند غیرعامل، مدلSWOT
  • محمود فالسلیمان، محمد حجی پور، کمال جمشیدی صفحات 75-99
    ایران از نظر بحران های زیست محیطی، ده کشور اول دنیا محسوب می شود. از آن جایی که زلزله به عنوان یکی از مخاطرات زمین ساخت، در کوتاه ترین زمان بیش ترین سطح تلفات انسانی و مالی را دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سکونتگاه های روستایی که دارای بیش ترین پراکنش جغرافیایی است. در مقایسه با مراکز شهری، همواره آسیب پذیرترین فضاهای انسانی در برابر تهدیدات ناشی از این مخاطره طبیعی نیز بوده است. پژوهش حاضر با انتخاب یک محور جغرافیایی زلزله خیز در شرق ایران (شهرستان های قاینات و زیرکوه) تلاش کرده تا میزان آسیب پذیری روستاهای شهرستان را با توجه به استقرار در منطقه ی خطر زلزله طبقه بندی کرده، سپس در اولویت بندی و اجرای فعالیت های به سازی و مقاوم سازی مساکن روستایی، به سازمان های ذیربط یاری رساند. این مقاله با رویکردی کاربردی و با روشی اکتشافی نوشته شده است. داده های لازم، با مطالعات اسنادی تهیه شده است؛ به گونه ای که ابتدا نقشه 1:250.000 زمین ساخت منطقه استخراج و پس از ورود به محیط GIS، با توجه به روند، طول و فاصله ی گسل ها تا نقاط روستایی، نقشه ی پهنه بندی از نظر میزان آسیب پذیری منطقه از خطر زلزله در سه طبقه ی «بسیار پرخطر»، «پر خطر» و «خطرناک» تهیه شد. در گام بعدی پس از بررسی وضعیت مساکن روستایی در منطقه ی مورد[1] مطالعه و روند به سازی آن، فضاهای روستایی اولویت دار از میان 357 کانون روستایی شهرستان تعیین شد که باید در راس توجه سازمان های مربوطه برای انجام مقاوم سازی قرار گیرد. نتایج نشان داد در اولویت نخست: روستاهای حد فاصل شهرهای زهان و اسفدن (یعنی افین) و غربی ترین روستای شهر قائن (یعنی شهرک هاشمیه) قرار می گیرد؛ در اولویت دوم: روستاهای واقع در بین شهرهای اسفدن، حاجی آباد (به ویژه جنوب آن) و زهان- که این محدوده، تشکیل اضلاع یک مثلث را می دهد - قرار دارد.
    کلیدواژگان: آسیب پذیری، مسکن روستایی، به سازی، زلزله، قاینات، زیرکوه
  • هدایتالله درویشی، فرهاد عزیزپور، عبدالرضا رحمانی فضلی، مریم بیرانوندزاده صفحات 99-116
    یکی از مهمترین عواملی که از بعد سیاسی (برنامه ریزی) بر ساختار و کارکرد سکونتگاه های روستایی اثر می گذارد، پروژه های عمرانی به ویژه احداث سدها است. سد سیمره که بر روی رودخانه سیمره بین استانهای لرستان و ایلام قرار گرفته است، یکی از این سدهاست. این سد، به علت ویژگی ساختاری و کارکردی اش شدیدا نظام اسکان را در محدوده اجرایش تحت تاثیر قرار داده است. این تحقیق با هدف تبیین اثرات احداث سد سیمره بر نظام اسکان محدوده مورد مطالعه و ترسیم چشم انداز مطلوب مداخله در این نظام انجام شده است. روش انجام این تحقیق، توصیفی، تحلیلی وترکیبی است. روش جمع آوری اطلاعات، روش جمع آوری کتابخانه ای– پیمایشی می باشد. محدوده جغرافیایی این تحقیق 14روستای دهستان زیرتنگ است. تعداد نمونه مورد مطالعه در محدوده جغرافیایی شامل 10روستا و 184خانوار می باشد. برای تعیین حجم نمونه روستاها و خانوارها، از فرمول کوکران استفاده گردیده است. روش نمونه گیری با توجه به تعداد نمونه ها روش های طبقه ایی و تصادفی انتخاب گردید. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات به دست آمده از مدل تحلیل سلسله مراتبی (A.H.P) و مدل سوات (SOWT) استفاده گردید. بررسی انجام گرفته، نشان داده است که ایجاد سد سیمره در محدوده دهستان زیرتنگ به عنوان عامل بیرونی، اگرچه از نگاه سیاستگذاران امری اجتناب ناپذیر بود، ولی سیاست مداخله (خرید داراییها) برای سامان دادن به نظام اسکان متناسب با ویژگیهای ساختاری-کارکردی آن نبود.
    کلیدواژگان: نظام اسکان، سکونتگاه های روستایی، سد سیمره، دهستان زیرتنگ
  • عباسعلی آروین، اراز محمد مفیدی خواجه، فرشته مازینی صفحه 117
    تعیین مناطق بارشی بر اساس تشابه مقادیر بارش ایستگاه ها می تواند برای اعمال مدیریت بهینه ی منابع آب استفاده شود. با توجه به متوسط 487 میلی متری بارش استان گلستان، شناسایی نواحی بارشی این استان به عنوان یکی از نواحی مستعد تولید کشاورزی کشور اهمیت ویژه ای دارد. از این رو بر اساس داده های بارش 52 ایستگاه سینوپتیک، اقلیم شناسی، باران سنجی و تبخیرسنجی استان در یک دوره ی زمانی 37 ساله، نواحی بارشی این استان با استفاده از روش تحلیل خوشه ای گروه بندی شد. سپس اعتبار گروه بندی ها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه آزمون شد. نتایج حاصل از تحلیل آنالیز واریانس یک طرفه بر گروه بندی های حاصل از تحلیل خوشه ای نشان داد که تقسیم استان در همه ی فصول به سه ناحیه ی بارشی: حداکثر در ناحیه ی کوهستانی، متوسط در ناحیه ی کوهپایه ای و حداقل در ناحیه ی پست در سطح اطمینان 95 درصد تایید شد. نتایج این بررسی نشان داد که روش خوشه بندی وارد بهترین روش برای تعیین گروه ها و روش مربع فاصله اقلیدسی به بهترین شکل تمایز بین گروهی را نشان می دهد. سپس بر اساس گروه بندی به دست آمده، پهنه های بارشی استان در محیط Arc_GIS و بروش کرجینگ مشخص شد. نتایج این بررسی نشان داد بیش ترین مقدار وزنی بارش در فصول بهار، تابستان و زمستان در ناحیه کوهپایه ای ریزش دارد و فقط در فصل پاییز، وزن بارش نوع کوهستانی بیش تر است. باوجود آن که 17 درصد مساحت استان در فصل زمستان، بارش نوع کوهستانی دارد لیکن به دلیل بالا بودن میانگین بارش در این ناحیه، 7/47 درصد نیاز آبی استان را تامین می کند.
    کلیدواژگان: استان گلستان، تحلیل خوشه ای، تحلیل واریانس یک طرفه، بارش
|
  • Pages 1-16
    Geomorphic indices are useful for determining level of tectonic activity which is used for planning research to obtain detailed information about active tectonics. In this paper، in order to evaluate rate of tectonic activity، the drainage basin asymmetry index (AF)، stream length-gradient index (SL)، ratio of valley floor width to valley height (Vf)، transverse topographic system (T)، and drainage basin shape (Bs) were calculated. Goal of this research is to separate high activity areas to low activity. For calculating morphometric indices we utilize topographic map & satellite images in GIS & Global mapper. AF index of main basin is 17. 20 obtain which is indicating high tilting of this sub-catchment. It seems that folds and trusts parallel to the basin caused such tilting. The results show that the value of AF index in the west and east part of the basin is high. The highest value of SL index is related to the intersection of the conjugate faults and fractures which cut the stream. Computing of Vf for study area shows that almost valleys particular at the north of the basin are V shape and suggest a high rate of incision associated with tectonic uplift. Values of Vf index is high at the areas that SL index increased. High rate erosion of rock is، at the result of، different type of rock''s erosion and strike slip faulting. Results of this research show that study area is tectonically active.
    Keywords: Neotectonic, Central Kopehdagh, Morphometric index, Drainage Basin
  • Pages 17-37
    Mashhad city, with 8main zones and 42 Informal settlements neighborhoods, according to 2006 census has population of 804000 in 6354 hectares. That order consists of 33% and 22% of the population and area this city. Health indicators in these areas have highly undesirable condition. For example, per capita indicator for hospital bed is 8040, for pharmacy is16090, for emergency service is 134079, and for the clinic is 73174. Due to a high extent and frequency neighborhoods, the program executive scheduling is essential to develop health services in these neighborhoods. Prioritize the Neighborhoods based on their need to health care is an important step in realizing this goal. In this study using space-based systems to support multi-criteria (MC-SDSS) and indices of population and distance to health care, this has been done. Advantage of this method is combining GIS and statistical techniques with together. The findings show that Golshahr, Shahrak Shahid Rajai and Baze Shikh neighborhoods have first priority to the health services are in Mashhad. So it is necessary to improve the health condition of these villages and to get short term point of views (providing comprehensive plan to develop health services in villages) and to get medium period (providing spaces like hospital and health centre).
    Keywords: Informal settlements, health services, systems support multi, criteria space, Mashhad city
  • Pages 37-56
    City views and people’s lifestyle change with the invention of personal cars and their over and over production. After that, urban cities which were defined based on the humanity scale, the slow motion of pedestrian and also his understanding level, designed due to the vehicles scales, their speeds and understanding level from inside of the cars. Gradually, the existence of human as a major member of urban space was forgotten and his need to the peace and safety was ignored. Statistically, the high number of pedestrian’s death is the result of vehicle dominance on our urban areas. The research methodology of this study is descriptive-analytical. The required information has been gathered through the documentation and questionnaires. In this research we consider and compare formation and quality of paths and sidewalks in HaftHose and Moghaddam neighborhood in 17 municipality of Tehran. Evaluations show that pedestrian rights and appropriate paths designs in a stable area like Haft Hoze have been suitably considered by urban designers so that acceptable condition has been provided for pedestrian walking while breaking pedestrian rights still clearly observe in Moghadam neighborhood. This component seems to be a forgotten element in formation of sidewalks in the neighborhood. Moghadam neighborhood is intensely in need of walking as well as creational space for residents and the reason is existence of small size homes (fine textured applications), old and highly dense urban texture, utilization of non-standard construction materials in buildings, and green space shortage.[1].
    Keywords: Sidewalk, Quality Evaluation, Walkability, HaftHose Neighborhood, Moghaddam
  • Pages 57-74
    However, nowadays cities and metropolitans of worlds archives the considerable progress with advance of technology and knowledge in different dimensions; but probability of vulnerability of them have been increased in recent decades as bombing, urban riots and terrorist activities with progresses simultaneously. Therefore, in recent years with new approaches of urban planning and design as passive defense; urban managers and planners have been trying to structure the somatogenic construct, planning of urban spaces and arrangement of different uses according to these new strategies of trends. Isfahan metropolitan is one of the most important cities of Iran which each year in special days (Qods day, 22th of bahman) in 8 march passes is the host of great gatherings of people and it seems that this passes subject to vulnerability and need to reorganization. Assessment of vulnerability rate of uses in 8 March passes and their spatial transmittance in GIS software indicate which 5, 6 and 8 passes are in critical situation and others have moderate vulnerability. The aim of researchers in this paper introduces the new march passes with little vulnerability and offers the management strategies to reduce crisis with SWOT models. It is necessary to mention that introduce of new march passes are not remote from crisis, but in this paper the little crises and vulnerability is regarded. CCTV cameras installed in the routes, cooperation between organization in planning, implementation and management of rallies, wide narrow street, scheduling time and enhancing crisis management organizations is the best strategy to reduce of crisis in march passes.
    Keywords: Planning, Urban Spaces, March Passes, Passive Defense, SWOT Model
  • Pages 75-99
    In the terms of exposure to environmental crises, Iran is first out of ten countries in the world. This study attempts to classify vulnerability of county villages according to establishing in the earthquake zone by select a seismic geographic axis in east of Iran (Qaenat and Zirkouh county), and afterward help relevant organizations to prioritize and implement activities to improve the resistance of rural residential structures. This study is based on exploratory - descriptive and methods of data collection are the library. First of all 1:250000 tectonic map of the region derived out, and after import to GIS environment, based on strike, length and fault distance to rural areas, zoning map of the region's vulnerability ratio made in three division: high, medium, and low danger zones, then defined the priorities which should be placed at the head of the relevant organs for retrofitting 357 rural points counties then check settlements status of each villages. In addition to the observed frequency range in the northern of study region earthquakes, earthquakes of highest intensity as it happened. Despite the major improvements in the villages in high-risk areas have been, but nonetheless the most common class of high-risk villages has also been upgraded with a 74.4 percent. Evaluation of villages of the loan of housing improvement receiving in Qaenat and Zirkouh counties shows that in terms of geographical distribution, mainly in the area of the city is a narrow strip in the middle. According to the result of this study, Afeen Village between two Zohan and Isfdn cities and Hashemiyeh town in western Part of Qaen will be the first priority. The second priority is a village located between Isfdn, Haji-Abad (particularly southern part) and Zohan cities, which make three corners of a triangle.
    Keywords: Vulnerability, Rural housing, Improvements, Earthquake, Qaenat, Zirkouh
  • Pages 99-116
    One of the most importantelementsofthe political (planning) iseffectson thestructure and function of rural settlements is construction projects, especially the construction of dams. Seimareh damis located on the river between the provinces of Lorestan and Ilam Seimareh, is one of the dams. These dams, strongly affect the Implementation area of the settlement system, due to its structural and functional characteristics. This study was done to explore the effects of Seimareh dams on the settlement system of the case study area and mapped of interventiongood vision in this system. Research method is descriptive-analytical and combination. Data collection method, is library - survey. Geographical case study is 14 villages of Zyrtang area. Samples number in a geographic case study includes 10 villages and 184 households. The selections of sample villages and households have been used the formula of Cochran. Sampling method was selected stratified& random techniques. Also, Analysis of data and information was used AHP and SOWT models. The studies have shown that construction Seymare dam in Zyrtang rural area, although its realization was inevitable from view point policy makers but policy intervention (assets buying) was inappropriate to order the settlement system to structural& functional characteristic’s.
    Keywords: The settlements, rural settlements, dams Seimareh, Zyrtang District
  • Page 117
    Recognition of precipitation areas can define the potential of regional development in Golestan Province. For this aim, we used the precipitation data of 52 stations including synoptic, climatology, rain gauge and transpiration stations. The missing values were reconstructed by interpolation methods. The precipitation local variation was surveyed by isorain maps and variation coefficient. Province stations were grouped using cluster analysis and the significance of this groping was tested by One-Way ANOVA. Then the province was divided by Arc_GIS based on the obtained grouping. The results showed that the most rainy and driest season belonged to winter and summer, respectively. The results of cluster analysis on rainfall also showed that the Golestan province could be divided in to three precipitation regions: maximum in the mountainous region, average in the mountainside region and minimum in the plain region as adapted with Golestan topography map. The significance of this classification was certified by One-Way ANOVA with the confidence level of 95%. Spatial distribution of rainfall in Golestan Province showed that the highest rainfall in the area was devoted to the Foothills area in three seasons of spring, autumn and winter. Most precipitation in the plain region was in the summer, indicating that Golestan, summer rainfall had local sources. In three rainy seasons of winter, autumn and spring, the highest amount of rainfall was in the mountainous region. This stressed that the nature of the rainfall in the north of the country has not changed in Golestan Province. The highest rainfall in winter (47.7 mm) was related to Foothills Precipitation type that included 17 percent of the province's total area.
    Keywords: : Golestan Province, Cluster Analysis, One, way ANOVA, Precipitation