فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و دوم شماره 3 (پیاپی 159، خرداد 1393)
  • سال هفتاد و دوم شماره 3 (پیاپی 159، خرداد 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/03/02
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فریده حسینی، محمدرضا سام*، نصرالله جباری صفحات 139-146
    هدف
    از پرتودرمانی در درمان بسیاری از سرطان ها استفاده می شود. پرتودرمانی عوارض جانبی بالایی دارد. ترکیبات حساس کننده پرتوی، تکثیر سلول های توموری و نیز دوز پرتوی در پرتودرمانی را کاهش می دهند. دوکوزاهگزانویک اسید (DHA) روغن ماهی اثر ضد تکثیری بر سلول های بدخیم دارد. در این مطالعه، اثر ترکیبی DHA و پرتو گاما بر رشد و بقا سلول های کولورکتال HT-29 بررسی شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه آزمایشگاهی، سلول های بدخیم در محیط کشت کامل در تعداد 105 5 در پلیت شش خانه ای به مدت یک روز کشت داده شدند و با دو غلظت 50 یا M 100 DHA به مدت چهار ساعت تیمار و در دوزهای دو و 10 گری پرتودهی شدند. میزان زنده مانی سلول ها پس از 48 ساعت با رنگ آمیزی تریپان بلو بررسی شد. همچنین سلول های بدخیم ابتدا با 50 یا M 100 DHA به مدت 48 ساعت تیمار و سپس با دوزهای 10-2 گری پرتودهی شدند و پس از شش روز میزان بقا توسط آزمون MTT بررسی شد.
    یافته ها
    میزان زنده مانی در تیمار همزمان سلول ها با 50 و M 100 DHA و دوز پرتوی دو و 10گری به ترتیب به 8/59%، 5/17%، 47% و 9/13% کاهش یافت. تیمار سلول ها با DHA به همراه دوزهای افزاینده دو، چهار، شش، هشت و 10 گری پرتو گاما میزان بقا سلول های بدخیم را به ترتیب 1/79%، 6/57%، 8/42%، 5/40% و 34% برای M 50 DHA و 8/55%، 7/43%، 6/33%، 9/27% و 5/23% برای M 100 DHA رساند.
    نتیجه گیری
    DHA می تواند به عنوان داروی حساس کننده سلول های سرطان کولورکتال در پرتودرمانی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: پرتودرمانی، پرتو گاما، سرطان کولورکتال، دوکوزاهگزانویک اسید (DHA، HT، 29)
  • محمودرضا سرزعیم، نسیم شایان*، جمشید باقری، محمد جبلی، محمدحسین ماندگار صفحات 147-154
    زمینه و هدف
    بروز فیبریلاسیون دهلیزی با افزایش پاسخ التهابی بعد از عمل جراحی قلب مرتبط می باشد که به طور قابل توجهی با درمان های ضد التهابی کاهش یافته است. پژوهش حاضر با هدف تجویز کلشی سین به عنوان روشی جهت کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی بعد از عمل بای پس کرونری انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی موازی دوسوکور، 216 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر که تحت عمل جراحی CABG قرار گرفتند با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد جهت دریافت دارونما یا کلشی سین تقسیم شدند. گروه مداخله شب قبل از عمل و صبح روز عمل mg 1 قرص کلشی سین دریافت کردند. این دارو بعد از جراحی، با دوز mg 5/0، دو بار در روز تا پنج روز ادامه یافت. پس از عمل دو گروه از نظر پیامدهای مهم مطالعه به خصوص بروز آریتمی، مدت زمان بستری در ICU و مدت زمان بستری در بیمارستان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    تعداد 156 مرد و 60 زن با میانگین سنی (3/9±)9/59 سال در دو گروه دریافت کننده کلشی سین و دارونما (هر یک شامل 108 بیمار) وارد مطالعه شدند. شیوع فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل CABG در گروه کلشی سین، 8/14% و در گروه شاهد 6/30% بود (006/0P=). مدت زمان بستری در ICU در گروه کلشی سین، 3/1±4/2 روز در مقابل 5/1±1/3 روز در گروه شاهد (001/0P<) و مدت زمان بستری در بیمارستان در گروه کلشی سین، 5/1±6/6 روز در مقابل 0/2±1/8 روز در گروه شاهد بود (001/0P<).
    نتیجه گیری
    کلشی سین دارویی موثر در پیشگیری از بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل بای پس کرونری می باشد.
    کلیدواژگان: کلشی سین، فیبریلاسیون دهلیزی، بای پس عروق کرونر
  • فاطمه سروی*، مرضیه عالی صفحات 155-160
    زمینه و هدف
    سپتوم رحمی یکی از ناهنجاری های مادرزادی رحمی شایع است که با مشکلات مامایی و نتایج نامطلوب باروری همراه است. هیستروسکوپی به عنوان روش درمانی استاندارد برای سپتوم رحم می باشد. در این مطالعه ما به ارزیابی نتیجه هیستروسکوپی و میزان اثر آن در بهبود نتایج باروری در بیماران با سپتوم رحمی و ناباروری نامشخص یا سقط مکرر پرداخته ایم.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت آینده نگر طراحی و بر روی 40 نفر از زنان مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی با شکایت ناباروری نامشخص یا سقط مکرر که وجود سپتوم در آنها تایید شده بود انجام شد که پس از تایید ناباروری و ارزیابی سپتوم توسط هیستروسکوپ، برداشتن سپتوم انجام شد و به دنبال آن نتیجه جراحی، میزان بارداری، نتایج بارداری (سقط، زایمان رسیده، زایمان زودرس) و ارتباط این نتایج با وجود سپتوم در بیماران ارزیابی شد.
    یافته ها
    میانگین سن بیماران 02/35/31 سال بود. هشت مورد از بیماران به دلایلی غیر از ناباروری مراجعه کرده بودند که از مطالعه حذف شدند. از 40 بیمار در مدت پیگیری ما 29 بیمار (5/72%) حامله شدند که 15 مورد (7/51%) آنها به طور طبیعی و 14 مورد (3/48%) با ART حامله گردیدند و 11 مورد (5/27%) در طی این مدت باردار نشدند. از بیمارانی که باردار شدند 9 مورد (31%) سقط خود به خودی، سه مورد (3/10%) زایمان زودرس و 17 مورد (6/58%) زایمان رسیده داشتند. میزان تولد زنده در مطالعه ما 9/68% بود.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که انجام هیستروسکوپی سپتوپلاستی در جهت بهبود پیامد باروری با موفقیت همراه می باشد.
    کلیدواژگان: هیستروسکوپی سپتوپلاستی، ناباروری، پیامد بارداری
  • مهوش زرگر، محمد علی نظری، لیلا هرمزی، هستی مدعوی محمدی* صفحات 161-166
    زمینه و هدف
    در هر زمان قبل از شروع خود به خودی لیبر که منافع ختم حاملگی برای مادر و جنین بر منافع تداوم حاملگی برتری داشته باشد، القای زایمان اندیکاسیون دارد. وضعیت سرویکس و مطلوب بودن آن برای القای لیبر مهم است و در بسیاری از وضعیت های نیازمند القای زایمان قبل از شروع لیبر وضعیت سرویکس نامطلوب است با توجه به اهمیت وضعیت سرویکس در موفقیت القای زایمان، مطالعه حاضر جهت مقایسه دو روش آماده سازی سرویکس انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 100 بیمار با حاملگی گذشته از موعد به طور تصادفی به دو گروه 50 نفری تقسیم شدند که در یک گروه کاتتر ترانس سرویکال و در گروه دیگر لامیناریا جهت آماده سازی سرویکس استفاده شد. سپس فاصله زمانی شروع القا تا ورود به فاز فعال زایمان و شروع القا تا زایمان و بروز عوارض در دو گروه ارزیابی شد.
    یافته ها
    از 100 بیمار 53 مورد (53%) اول زا و 47 مورد (47%) چندزا بودند که همگی امتیاز کمتر از پنج داشتند. فاصله زمانی شروع القا تا ورود به فاز فعال زایمانی در گروه لامیناریا Bishop 33/2±55/7 ساعت و در گروه کاتتر ترانس سرویکال 67/2±7/5 ساعت بود. همچنین فاصله زمانی شروع القا تا زایمان در گروه لامیناریا 90/4±5/12 ساعت و در گروه کاتتر ترانس سرویکال 35/4±3/10 ساعت بود که در هر دو مورد اختلاف معنادار وجود داشت (01/0P=). از نظر میزان بروز عوارض هیچ گونه اختلاف معناداری بین دو گروه درمانی کاتتر ترانس سرویکال و لامیناریا مشاهده نشد (05/0P>).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه به نظر می رسد که استفاده از کاتتر ترانس سرویکال جهت آماده سازی سرویکس کمک به القای زایمان مفید می باشد.
    کلیدواژگان: کاتتر ترانس سرویکال، لامیناریا، القای زایمان
  • رسول یوسفی مشعوف، رسول اسماعیلی*، محمد یوسف یوسف علیخانی، مهدی قنبری صفحات 167-173
    زمینه و هدف
    سودوموناس آئروژینوزا باکتری گرم منفی و پاتوژن فرصت طلبی است که در تمام محیط ها قدرت زیست داشته و عامل بسیاری از عفونت های شدید در انسان مانند آندوکاردیت، مننژیت، سپتی سمی و عفونت های مزمن ریه در بیماران سیستیک فیبروزیس می باشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ژن اگزوتوکسین A (exotoxin A، ETA) به عنوان یک فاکتور ویرولانس قوی و تعیین حساسیت روش واکنش زنجیره ای پلیمراز در سویه های سودوموناس آئروژینوزاهای جدا شده از بیماران مبتلا به سوختگی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه 170 نمونه (بیوپسی پوست و خون) از بیماران سوختگی درجه دو و سه بستری در بیمارستان بعثت همدان، ایزوله گردید که 79 سویه کشت مثبت سودوموناس آئروژینوزا را نشان دادند. سپس ژنوم سویه های شناخته شده با استفاده از کیت تخلیص ژنوم استخراج و شناسایی سودوموناس آئروژینوزا از طریق روش Polymerase Chain Reaction (PCR) انجام شد. جهت تعیین حساسیت روش PCR، از روش کشت به عنوان روش استاندارد طلایی استفاده شد. DNA سودوموناس آئروژینوزا (ATCC 27853) به عنوان کنترل مثبت لحاظ گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که از 79 سویه سودوموناس آئروژینوزا ایزوله شده از بیماران سوختگی، پنج سویه (33/6%) فاقد ژن ETA بودند و 74 سویه (67/93%) سودوموناس آئروژینوزا جدا شده دارای ژن ETA بودند که حساسیت آزمایش 04/94% درصد تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصله نشان می دهد که حساسیت روش PCR با واسطه ژن ETA در شناسایی سویه های سودوموناس آئروژینوزا قابل توجه بوده و می توان از آن به عنوان یک فاکتور موثر با دقت بالا در تشخیص سویه های سودوموناس آئروژینوزا استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سودوموناس آئروژینوزا، سوختگی، اگزوتوکسین A، PCR
  • حشمت مویری، زینب مدرسی مصلی*، مامک شریعت، زهرا حق شناس، فریبا نادری صفحات 174-180
    زمینه و هدف
    بلوغ زودرس علاوه بر اثرات عمیق جسمی و روانی، منجر به پیشرفت سریع سن استخوانی، افزایش هورمون های جنسی، منارک زودرس و کاهش قابل توجه در قد نهایی بیماران درمان نشده می شود. درمان با آنالوگ های طولانی اثر گنادوتروپین ها، درمان انتخابی بلوغ زودرس می باشد، اما در مورد اثر این داروها بر افزایش وزن، اختلاف نظر وجود دارد.
    روش بررسی
    در این مطالعه گذشته نگر وزن، قد و اندکس توده بدنی 52 بیمار به مدت 12 ماه، (در شروع درمان، شش و 12 ماه پس از آن) با آنالوگ های گنادوتروپین مورد بررسی قرار گرفت. بیماران بیشتر دختران مبتلا به بلوغ زودرس ایدیوپاتیک بودند و تعداد کمی هم دخترانی بودند که به علت قد کوتاه و یا مسایل اجتماعی و روانی کاندید درمان بودند. شاخص های آنتروپومتریک و BMI پس از درمان با قبل مقایسه شد.
    یافته ها
    متوسط سن بیماران در شروع درمان 07/3±78/8 بود. انحراف معیار برای توده بدنی (Standard Deviation Score for Body Mass Index، SDS BMI) بیماران، قبل از درمان 18/1±80/0، شش ماه بعد از درمان 15/1±82/0 و 12 ماه بعد از درمان هم 28/1±82/0 بود که تغییر معناداری نداشت (909/0P=). قد SDS بیماران در شروع درمان 65/1±41/0، شش ماه بعد از درمان 60/1±43/0 و 12 ماه بعد از درمان 50/1±46/0 بود که این افزایش از لحاظ آماری معنادار نبود (66/0P=). افزایش وزن بیماران هم در سه گروه کم وزن، نرمال، دارای اضافه وزن و چاق نیز تفاوت معناداری با هم نداشت.
    نتیجه گیری
    درمان با آنالوگ های گنادوتروپین باعث چاقی قابل توجه در بیماران نمی شود، هرچند افزایش مختصری در وزن دیده می شود اما این تغییر از لحاظ آماری معنادار نیست.
    کلیدواژگان: بلوغ زودرس، آنالوگ گنادوتروپین، چاقی، اندکس توده بدنی
  • مظاهر قربانی، امیر مولانایی*، شیث امینی، مریم عامری صفحات 181-186
    زمینه و هدف
    شیوع کاربرد اسلحه گرم در اعمال جنایی حتی در کشورهایی که کنترل قانونی شدید بر این سلاح ها وجود دارد رو به افزایش است. در این بررسی تلاش داریم تا خصوصیات دموگرافیک اجساد این عامل غیر طبیعی مرگ را در جامعه ایرانی مورد ارزیابی قرار دهیم.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی توصیفی، موارد مرگ در اثر اصابت گلوله در سالن تشریح پزشکی قانونی طی یک سال از تیر 1390 لغایت تیر 1391 بررسی شدند. متغیرهای مورد مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، شغل، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و همچنین اطلاعات مربوط به اصابت گلوله مثل خودکشی یا دگرکشی، تعداد شلیک (ورودی گلوله)، محل اصابت گلوله، نوع سلاح گرم، ارگان های آسیب دیده، فاصله ی شلیک گلوله و محل حادثه بودند.
    یافته ها
    در این مطالعه، 38 جسد مذکر با میانگین سنی 4/32 سال که بر اثر اصابت گلوله فوت شده بودند وارد مطالعه شدند. محل اصابت گلوله در سر 16 مورد (2/42%)، قفسه سینه 9 مورد (3/24%)، شکم دو مورد (4/5%)، یک مورد به اندام (7/2%) و اصابت به محل های مختلف 9 مورد (3/24%) بود. ارگان های آسیب دیده مغز 18 مورد (6/48%) ریه پنج مورد (5/13%) و 12 مورد (4/32%) ارگان های متعدد آسیب دیده بودند. در مطالعه ما 33% موارد خودکشی بود و 5/47% موارد دیگر کشی بود. محل حادثه در 12 مورد (0/50%) خارج از منزل، هشت مورد (3/33%) در منزل و چهار مورد (7/16%) در محل کار بوده است.
    نتیجه گیری
    سن قربانیان نسبت به گذشته بالاتر رفته و الگوهای مشاهده شده به علت نحوه ی دسترسی ایرانیان به اسلحه و اختلاف فرهنگی از بعضی جهات با گزارشات جهانی متفاوت است. این مطالعه می تواند مبنایی برای تغییرات استفاده از سلاح گرم و میزان قتل و خودکشی و گروه سنی استفاده کنندگان از سلاح گرم باشد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، اجساد گلوله خورده، تهران
  • عبدالرضا ملک، یحیی عقیقی، بهنام پرویزی عمران، سید رضارئیس کرمی*، وحید ضیایی صفحات 187-193
    زمینه و هدف
    آرتریت روماتویید جوانان شایعترین بیماری مزمن روماتولوژیک کودکان است. با توجه به اینکه مطالعه اپیدمیولوژیکی در مورد این بیماری در ایران منتشر نشده است این مطالعه بدین منظور طراحی و انجام شد.
    روش بررسی
    این بررسی 10 ساله در کودکان بستری با تشخیص آرتریت روماتویید جوانان براساس کرایتریای انجمن روماتولوژی آمریکا در بخش روماتولوژی کودکان در یک بیمارستان ارجاعی صورت گرفت. اطلاعات بیمارانی که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند براساس پرونده های بیمارستانی در پرسشنامه های جداگانه جمع آوری شد و به لحاظ سن موقع مراجعه، جنس، قومیت، تظاهرات بالینی اولیه، مفاصل درگیر، وجود بیماری همراه و درگیری خارج مفصلی بررسی گردیدند.
    یافته ها
    جمعیت مورد مطالعه 171 بیمار بودند. میانگین سن بیماران در زمان بروز تظاهرات بیماری 5/3±2/5 و در زمان تشخیص 6/3±7/5 سال بود. شایعترین نوع بیماری شکل چند مفصلی (پلی آرتیکولار) بود. در توزیع قومیتی بیشترین بیماران به ترتیب فارس و ترک بودند. شایعترین تظاهر عمومی در بیماران تب بود و به طور معناداری تب و خشکی صبحگاهی در مبتلایان به نوع چند مفصلی بیشتر وجود داشت. شایعترین تظاهر خارج مفصلی درگیری پوستی بود. یووییت در 8/5% بیماران وجود داشت. سن شروع علایم و تشخیص بیماری در نوع پلی آرتیکولار به طور معناداری بالاتر از نوع پاسی آرتیکولار و سیستمیک بود (005/0P=) (04/6 در مقابل 4/4 سال). ارتباطی میان جنس بیماران و زیر گروه آرتریت مزمن پیدا نشد.
    نتیجه گیری
    شیوع زیرگروه های آرتریت روماتویید جوانان در این مطالعه با جوامع دیگر متفاوت بود و نوع چند مفصلی بیماری شایعتر و برتری جنسیتی در هیچ زیرگروه بیماری وجود نداشت.
    کلیدواژگان: آرتریت روماتویید جوانان، آرتریت مزمن جوانان، آرتریت ایدیوپاتیک جوانان، اپیدمیولوژی، کودکان، یووییت
  • محمد عباسی نظری*، افشین محمد علیزاده، یوسف جمشیدی صفحات 194-198
    زمینه و هدف
    سفتریاکسون یک سفالوسپورین نسل سوم است که به صورت گسترده برای درمان عفونت های گوناگون سرپایی و بستری استفاده می شود. هدف این مطالعه، ارزیابی نحوه استفاده سفتریاکسون پیش و پس از معرفی راهنماهای درمانی، در یک بیمارستان آموزشی تهران است.
    روش بررسی
    یک مطالعه توصیفی مقطعی پیش و پس از مداخله در شش بخش یک بیمارستان آموزشی و در سه مرحله انجام شد. مرحله اول شامل بررسی اندیکاسیون و نحوه تجویز سفتریاکسون در 200 بیمار بود. مرحله دوم مداخلات آموزشی شامل تهیه و توزیع راهنماهای سفتریاکسون میان پزشکان شاغل بخش ها بود. همچنین داروساز بالینی به هر بخش مراجعه و در مورد استفاده درست سفتریاکسون پزشکان را آموزش داد. در مرحله سوم، استفاده از سفتریاکسون در 200 بیمار دیگر بررسی شد.
    یافته ها
    400 بیمار (200 بیمار قبل و 200 بیمار بعد از مداخله) مورد بررسی قرار گرفتند. اندیکاسیون درست سفتریاکسون، پیش و پس از مداخله به ترتیب 93% و 96% بود. آنالیزهای آماری نشان داد که اندیکاسیون درست سفتریاکسون پیش و پس از آموزش تغییر معناداری نداشت (188/0P=) ولی نحوه تجویز مناسب سفتریاکسون (دوز، توالی و مدت زمان مصرف)، پس از آموزش، تغییر معنادار داشت (001/0P<).
    نتیجه گیری
    توزیع راهنمای سفتریاکسون و آموزش مستقیم پزشکان، الگوی تجویز سفتریاکسون را بهبود می دهد.
    کلیدواژگان: سفتریاکسون، بررسی الگوی مصرف، راهنما، بیمارستان
  • مهدی محبی، خلیل پور خلیلی، مهناز کسمتی، صمد اکبرزاده، زهرا اکبری* صفحات 199-206
    زمینه و هدف
    استروییدهای آنابولیک که توسط ورزشکاران جهت تقویت عضلات استفاده می شوند، بیان اپیوییدهای اندوژن را تغییر و باعث اختلالات رفتاری می شوند. فعالیت های ورزشی میزان اپیوییدهای اندوژن را افزایش می دهند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر استفاده مزمن ناندرولون بر اوپیوییدهای سرم موش های ورزشکار می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی در دو گروه بدون حرکت ورزشی و ورزشکار قرار گرفتند. حیوانات هر گروه به دو زیر گروه کنترل (حلال) و دارو (ناندرولون mg/kg 15) تقسیم شدند. در پایان سطح اوپیوییدهای سرم سنجیده شد.
    یافته ها
    شنای دو هفته ای باعث افزایش معنادار سطوح سرمی اوپیوییدهای بتا- اندورفین (ng/l 5±114 در مقایسه با 5±98 در گروه کنترل، 038/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 42±1556 در مقایسه با 27±1475 در گروه کنترل، 25/0P=) گردید. ناندرولون میزان بتا- اندورفین (ng/l 4±84 در مقایسه با 5±114، 002/0P=) و مت- انکفالین (ng/l 36±1378 در مقایسه با 42±1556، 011/0P=) را در گروه ورزشکار کاهش داد؛ اما در حیوانات بدون حرکت ورزشی ناندرولون تاثیر قابل ملاحظه ای بر سطح اوپیوییدها نداشت.
    نتیجه گیری
    تجویز مزمن ناندرولون سطح افزایش یافته اپیوییدها به دنبال ورزش را کاهش می دهد. با توجه به نقش اوپیوییدها در کنترل رفتار، احتمال ایجاد تغییرات رفتاری به دنبال مصرف استروییدهای آنابولیک دور از انتظار نیست.
    کلیدواژگان: ناندرولون، ورزش، بتا، اندورفین، مت، انکفالین
|
  • Farideh Hosseini, Mohammad Reza Sam *, Nasrollah Jabbari Pages 139-146
    Background
    Radiotherapy has been used to treat many types of cancers over the past years. Radiotherapy generates side effects on normal tissues. Radiosensitizer products provide decrease in tumor proliferation and reduce radiation dose in radiotherapy. Docosahexaenoic Acid (DHA) as an omega-3 polyunsaturated fatty acid has anti-proliferative effects on malignant cells. In this study، the effects of DHA accompanied by ionizing radiation on growth rate and survival fraction of HT29 colorectal cancer cells were evaluated.
    Methods
    The present study was performed at the Institute of Biotechnology، affiliated to Urmia University، Urmia، Iran in the year 2013. In this laboratory experiment، ma-lignant cells were cultured in RPMI-1640 supplemented with 10% fetal bovine serum. HT-29 cells were cultured at 5105 cells/well into 6-well culture plates for overnight. Thereafter، the cells were pretreated with either 50 or 100 µM DHA for 4 hours and malignant cells were irradiated with either dose of 2 or 10 Gy. Cell viability was evalu-ated by trypan blue staining after 48 hours. Moreover، malignant cells were pretreated with either 50 or 100 µM DHA for 48 hours and irradiated with dose of 2 to 10 Gy. Thereafter، survival rate was evaluated by 3- (4،5-Dimethylthiazol-2-Yl) -2،5-Diphenyltetrazolium Bromide (MTT) assay after 6 days.
    Results
    Cell viabilities were found to be 59. 8% and 17. 5% for 50 µM DHA in combi-nation with doses of 2 and 10 Gy respectively. Using 100 µM DHA diminished cell vi-ability up to 47% and 13. 9% following doses of 2 and 10 Gy respectively. Treatment of cells with DHA accompanied by increasing doses of γ-rays significantly diminished survival rate. In treated cells with 50 and 100 µM DHA، survival rate were measured to be 79. 1%، 57. 6%، 42. 8%، 40. 5%، 34% and 55. 8%، 43. 7%، 33. 6%، 27. 9%، 23. 5% for doses of 2، 4، 6، 8 and 10 Gy respectively.
    Conclusion
    Our study indicates that DHA decreases colorectal cancer cells prolifera-tion and could provide a new radiosensitizer drug to enhance the efficacy of colorectal cancer radiotherapy.
    Keywords: colorectal neoplasms, docosahexaenoic acids, fatty acids, gamma rays, HT29 cells, radiotherapy, unsaturated
  • Mahmoodreza Sarzaeem, Nasim Shayan *, Jamshid Bagheri, Mohammad Jebelli, Mohammadhosein Mandegar Pages 147-154
    Background
    The occurrence of Atrial Fibrillation (AF) is linked to an increased inflam-matory response after cardiac surgery that is significantly decreased by anti-inflammatory treatments. The present study aimed at administrating Colchicine as a way to reduce the incidence of post- Coronary Artery Bypass Graft (CABG) atrial fibrillation.
    Methods
    In this double-blind، parallel clinical trial، 216 patients with coronary artery disease who underwent CABG surgery، by using a table of random numbers are divided into intervention and control groups to receive placebo or Colchicine. The clinical and surgical characteristics of the patients in two groups were similar. The intervention group received 1. 0 mg of Colchicine tab، the night before surgery and on the morning of surgery. This drug followed by 0. 5 mg twice a day for five days after surgery. On the other hand patients in the control group received only placebo (ineffective pill with similar size to Colchicine). After operation two groups were compared regarding important outcomes such as postoperative arrhythmia، ICU stay and hospital stay. The data were assessed using SPSS software (version 17) and t-test and 2 statistical tests.
    Results
    One hundred fifty six men and sixty women with a mean age of 59. 9±9. 3 years were enrolled in the study in two Colchicine and placebo groups (each consisting of 108 patients). The incidence of postoperative atrial fibrillation was 14. 8% in the Col-chicine group and 30. 6% in the control group (P= 0. 006). ICU stay in the Colchicine group were 2. 4±1. 3 days versus 3. 1±1. 5 days in controls (P< 0. 001) and hospital stay in the Colchicine group were 6. 6±1. 5 days versus 8. 1±2. 0 days in controls (P< 0. 001).
    Conclusion
    Colchicine is an anti-inflammatory medication and has very few side effects at low doses. According to the 48% reduction in the incidence of atrial fibrillation in Colchicine patients undergoing coronary artery bypass grafting surgery، this drug can be prescribed as a prophylaxis for prevention of post-CABG atrial fibrillation.
    Keywords: atrial fibrillation, colchicine, coronary artery bypass
  • Fatemeh Sarvi *, Marzieh Aali Pages 155-160
    Background
    Septate uterus is the most common congenital malformation of the uterus in normal population and also patients with recurrent abortions. Pathogenesis of the disease is incompletely elucidated. It is clarified that incomplete absorption of paramesonephric ducts in the first trimester is responsible for septum formation. Hysteroscopy is known as the standard diagnostic and therapeutic procedure for septate uterus. In this study، our aim was to evaluated the effects of hysteroscopic septal resection in improving pregnancy outcomes in patients with unexplained infertility or recurrent abortion.
    Methods
    Prospective cohort study was conducted in a Tehran University Medical Sci-ences affiliated hospital from April 2012 to May 2013. Eight patients were excluded from the study because of non-reproductive related complains. The other 40 patients went through a prospective cohort study and were treated for septate uterus. All patients had complete history taken and underwent physical examination. Septum size was measured by hysteroscopy. Patients underwent hysteroscopic metroplasty with resectoscope with an equatorial semicircular loop cutting 12 with monopolar energy. Some septum resected by 5 french hysteroscopic scissor. The patients were visited 2 month later for evaluated surgical outcome. This assessment was done by hysterosalpingography (HSG). Patient’s reproductive outcome were followed for 10. 33 (SD: ±6. 43) months.
    Results
    The mean age in patients was 31. 5 (SD; ±3. 02) years. In whole، 48 patients un-derwent hysteroscopic metroplasty. In 52. 1% length of septum occupied two third of uterine cavity. Eight patients were excluded from the study because of non-reproductive related complains. There were 29 pregnant patients (72. 5%). Fifteen patients became pregnant without intervention (51. 7%). 14 patients had pregnancy under ART، while the pregnancy did not occur in 11 patients (27. 5%) during this period. Among pregnant population there were 9 miscarriage (31%)، 3 preterm (13. 3%) and 17 term delivery (50%). Live birth rate in our study was 68. 9%. In control hysterosalpingography (HSG)، no patients had adhesion or residual ridge.
    Conclusion
    The findings of this study indicate that hysteroscopic septoplasty is ac-ceptable for improving reproductive outcomes in patients with septate uterus.
    Keywords: hysteroscopy, pregnancy outcome, uterus abnormalities
  • Mahvash Zargar, Mohammad Ali Nazari, Leila Hormozy, Hasti Madovi Mohammadi * Pages 161-166
    Background
    Any time before labor that termination of pregnancy for mother and fe-tus is better than keeping pregnancy، this is indication of induction for labor. The condi-tion of cervix is the most important factor for labor induction. Cervical condition، In many cases that candidate for induction of labor before labor pain، is poor. As the cervical ripening is quite important for success of labor induction. This study is attempting to compare two methods of cervical ripening.
    Methods
    During this clinical study، 100 patients admitted in Ahwaz Imam Khomeini Hospital from 2010 to 2011. All of these patients had BISHOP score bellow 5، were di-vided to two groups for cervical ripening. Group one: trans cervical catheter and group two: laminaria. After placing transcervical foley catheter and laminaria for patient in-duction with oxytocin was started according to classic protocol. Then the time lapse from the beginning of induction to enter the active phase of labor and also from start of induction till delivery and appearing the side effect in both group was assessed. The result was analysed by SPSS 16 program.
    Results
    Fifty three of patient (53%) were primiparous and the rest 47 (47%) were mul-tiparous. All of them had bishop score bellow 5. The average age for the patient group 1 was 27. 1 and the average age for other group was 27. 18. The time lapse from start of induction to enter active phase of labor in first group was 5. 7±2. 67 hours and this time for 2nd group was 7. 51±2. 33 hours. Also the time interval between the start of induction and delivery in group 1 was 10. 3±4. 35 hours and this time for group 2 was 12. 5±4. 9 hours. In both cases there was meaningful difference between two groups. There was no difference between both group for appearing the side effects.
    Conclusion
    Based on this study، it seems using trans- cervical catheter for cervical rip-ening and aid to successful induction of labor is beneficial.
    Keywords: labor induced, laminaria, trans cervical catheter
  • Rasoul Yousefi Mashouf, Rasoul Esmaeili *, Mohammad Yousef Alikhani, Mehdi Ghanbari Pages 167-173
    Background
    Pseudomonas aeruginosa is a gram-negative pathogens opportunism which causes severe infections in human beings. The most common infection include: endocarditis، meningitis، septicemia and chronic lung infections in cystic fibrosis pa-tients. This bacterium has many pathogenic factors including; exotoxin A، lipopoly-sacharide، phospholipase C، pili، elastase and alkaline protease. The purpose of this study was to evaluate the frequency of exotoxin A gene (ETA) as a strong virulence factor and sensitivity determination of polymerase chain reaction (PCR) in pseudomonas aeruginosa isolated from second and third-degree burn patients.
    Methods
    This study has performed in Besat University Hospital in Hamadan from January to December 2012. We used 170 isolated samples. The samples were isolated from blood and skin biopsy in second and third-degree burn patients. We had 79 strains positive culture of pseudomonas aeruginosa. Forward and reverse primers used for PCR were designed by DNASIS and Oligo software. Then genomic of known strains were extracted by DNA purification kit and indentified by PCR. The quality and quantity of the extracted DNA was determined using spectrophotometry. For determination of PCR sensitivity was used culture test as gold standard. DNA of pseudomonas aeruginosa (ATCC 27853) was used as a positive control. Finally data was analyzed using SPSS software.
    Results
    Out of 170 isolated samples، 79 strains of pseudomonas aeruginosa isolated from burn patients had positive culture. PCR of isolated positive culture demonstrated that 5 strains (6. 33%) were with out this virulence factor and 74 strains (93. 67%) had ETA gene. So the sensitivity of test based on sensitivity formula was 94. 04%.
    Conclusion
    Our results showed that sensitivity of PCR mediated ETA gene in detection of pseudomonas aeruginosa strains is considerable and this factor can be used as a good factor identifying of pseudomonas aeruginosa. It seems more studies with larger sample size is necessary in this area.
    Keywords: burns, exotoxin A, polymerase chain reaction, pseudomonas aeruginosa
  • Heshmat Moaieri, Zeinab Modarresi Mosalla *, Mamak Shariat, Zahra Haghshenas, Fariba Naderi Pages 174-180
    Background
    Gonadotropin-releasing hormone analog (GnRHa) therapy is used in central precocious puberty (CPP) worldwide and it is the treatment of choice for this condition. Many of the previous studies concerning the effect of gonadotropin-releasing hormone analog (GnRHa) therapy on height. Much less attention has been paid to changes in body weight. However، concerns have been expressed that CPP may be associated with increased body mass index (BMI) both at initial presentation and during GnRH agonist treatment، but it is controversial in some studies.
    Methods
    We have retrospectively reviewed 52 female patients that the majority of them had CPP. We assessed height، height SDS، weight، weight SDS، BMI and BMI SDS. All patients were treated with GnRHa over 12 months. The variables were evalu-ated at 0، 6 and 12 months after initiation of treatment. 8 girls received growth hormone concomitantly. Also bone age and sexual maturity were measured. Bone age was assessed according to the Greulich-Pyle method and sexual maturation was classified according to the Marshall-Tanner method.
    Results
    Before the initiation of therapy، the girls had a mean BMI SD score for chronological age of 0. 80± 1. 18 after 6 months of therapy BMI SDS was 0. 82± 1. 15 and after 12 months was 0. 82± 1. 28 the P value is 0. 909 and it is not statistically signif-icant. Height SD score for chronological age was 0. 41± 1. 65 before the initiation of therapy and was 0. 41± 1. 65 after 6 months and 0. 43± 1. 60 after 12 months of therapy. The P= 0. 66 and it is not statistically significant. Eight girls received growth hormone concomitantly، in this group increasing height SDS is statistically significant P= 0. 044 but increasing BMI SDS is not significant.
    Conclusion
    Gonadotropin-releasing hormone analog (GnRHa) therapy in central precocious puberty (CPP) is safe for BMI and increasing of BMI is not significant، long- term follow-up study is required to elucidate whether GnRHa treatment affects adult obesity. Using growth hormone concomitantly، the effect on increasing height is significant.
    Keywords: body mass index, GnRH agonist, obesity, precocious puberty
  • Mazaher Ghorbani, Amir Molanaei *, Sheis Amini, Maryam Ameri Pages 181-186
    Background
    The rate of using firearm in criminal acts، even in countries with strict le-gal controls on these weapons is increasing. The most common methods of homicides and suicides are using firearm in United States. In this study we aimed to evaluate the epidemiology of gunshot bodies referred to Forensic Medicine.
    Methods
    Information about firearm-related injuries in autopsy hall of Forensic Medi-cine center in Tehran during 2011-2012 were evaluated from patients’ documents. Necessary information including age، sex، education، employment، drug and alcohol addiction، as well as information related to shot such as suicide or homicidal، shoot number (incoming bullets)، shot location، type of firearm، organ damage، shot distance and location of the incident were extracted and analyzed using SPSS version 16.
    Results
    In this cross sectional study، 38 deaths were identified. These were over-whelmingly males (100%) with mean age of 32. 4 (SD= 6. 57). The typical entrance wound sites in suicides were the head (42. 2%) and chest (24. 3%) and abdomen (5. 4%) and limb (2. 7%) and others (48. 6%). place a bullet in the head، 16 (42. 2 %)، chest 9 (24. 3%)، the abdomen، 2 cases (5. 4%)، an organ (2. 7%) and hit a different place (9 cas-es 24. 3 percent). Brain damaged in 18 cases (84. 6%) and lung 5 (13. 5%) and 12 (32. 4%) and several organs were damaged. The typical entrance wound sites in suicides were the head (42. 2%) and chest (24. 3%) and abdomen (5. 4%) and limb (2. 7%) and others (48. 6%). This total included 33% attempted or completed suicides، and 47. 5% assaults/homicides The scene of disaster were the 12 patients (50%) outdoors، 8 (33. 3%) at home and in 4 cases (16. 7%) at work.
    Conclusion
    Based on results of this study، age of victims is higher than previously ob-served patterns، such as gender of victims، location of shots، type of weapon used is different with international reports due to differences in availability of Iranian weapons and cultural differences. The results of this study can be a base for other investigations’s changes in trends of total firearm death rates، mass fatal shooting incidents، rates of firearm homicide، suicide and unintentional firearm deaths، and of total homicides and suicides.
    Keywords: epidemiology, homicide, suicide
  • Abdolreza Malek, Yahya Aghighi, Behnam Parvisy Parvisy, Seyed Reza Raeeskarami *, Vahid Ziaee Pages 187-193
    Background
    Juvenile Rheumatoid Arthritis (JRA) is the most common chronic pediat-ric rheumatologic disease. There is a wide range of variation in disease subgroup distri-bution and evolution according to different populations، environments and genetic pre-disposition. This study was designed to evaluate epidemiologic characteristics of JRA in Iran.
    Methods
    A cross-sectional studies was performed on children suffering from JRA ac-cording to American College of Rheumatology during 10 year (2002-2011). Patients'' data was recorded in hospital questionnaires; Patients'' age at the first presentation and time of diagnosis، sex، ethnicity، early clinical and constitutional presentations، joint in-volvement pattern and presence of associated diseases were evaluated.
    Results
    In this study، 171 children (91 boys and 80 girls) were enrolled. The mean age of patients was 5. 2±3. 5 years at the time of presentation and 5. 7±3. 6 years when the diagnosis was confirmed. The most common type of disease was polyarticular arthritis (41. 9%). The prevalence of pauciarticular and systemic onset subtype were 31. 6% and 19. 3%، respectively. According to ethnicity، the most common incidence was seen in Fars and Turk populations respectively. The most common constitutional presentation was fever. Fever and morning stiffness was significantly higher in polyarticular pa-tients. Extra articular manifestation was seen in 40. 4% patients. Among extra-articular manifestations، skin involvement was seen more than others. There was no correlation between sex and type of chronic arthritis. Uveitis was detected in 5. 8% of our cases. The mean age was significantly higher in polyarticular group (6. 04 year) in comparison to pauciarticular and systemic group (4. 4 year in both groups) (P= 0. 005). There was no correlation between sex and type of chronic arthritis.
    Conclusion
    The prevalence of JRA subgroups was different in Iran comparing with western countries and polyarticular disease was the most common subgroup in this study. Uveitis was less common in this study in comparison to studies in other coun-tries. There is no sex predilection in each subgroup of JRA.
    Keywords: arthritis, juvenile, juvenile idiopathic arthritis, uveitis, epidemiology, children
  • Mohammad Abbasinazari *, Afshin Mohammad Alizadeh, Yusef Jamshidi Pages 194-198
    Background
    Judicious use of antibiotics is essential considering the growth of antimi-crobial resistance and escalating costs in health care. Ceftriaxone is a third-generation cephalosporin used widely for the treatment of various infections in outpatient and in-patient. The purpose of this study was to evaluate the ceftriaxone utilization before and after implementation of guidelines and physicians education.
    Methods
    A descriptive cross-sectional، before-after intervention study was performed in 6 wards of a teaching hospital in Tehran، Iran. The study was conducted in three phases: pre-guideline، educational interventions and post guideline implementation. The pre intervention phase included chart analysis of current ceftriaxone use in 200 consecutive patients from the representative wards included in the study. The educational interventions included preparation and distribution of ceftriaxone guidelines as pamphlets among physicians working in the studied wards. Also the clinical pharmacist returned to each ward and trained physicians regarding the correct use of ceftriaxone. In the post intervention phase immediately after the instruction، and in the follow up phase، one month later، a prospective analysis of ceftriaxone utilization was performed by chart review of 200 patients to detect changes in ceftriaxone utilization pattern.
    Results
    Four hundred cases were evaluated during study (200 before and 200 after physician’s education). The correct indication of ceftriaxone was 93% and 96% before and after the educational interventions respectively. Analysis showed that correct indi-cation of ceftriaxone did not change significantly before and after education (P= 0. 188). Regarding to proper administration (dose، interval and duration) ceftriaxone utilization significantly changed after education (P< 0. 001).
    Conclusion
    Adoption of the guidelines with associated training resulted in significant improvement in ceftriaxone administration pattern in the hospitals.
    Keywords: ceftriaxone, drug utilization, guideline, hospital
  • Mehdi Mohebi, Khalil Pourkhalili, Mahnaz Kesmati, Samad Akbarzadeh, Zahra Akbari * Pages 199-206
    Background
    Anabolic-Androgenic Steroids (AAS) are mainly abused by athletes for improvement of muscle performance. Data suggest that the effect of AAS on neurobiochemicals related to behavioral response، may be underlies psychological adverse effects. Physical activity has beneficial psychophysiological effects، which may be related to increased serum levels of endogenous opioid peptides during exercise. In the present study we aimed to study the effect of chronic administration of nandrolone decanoate on beta-endorphin and met-enkephalin level in exercising rats.
    Methods
    In this experimental study، forty male Wistar rats were randomly assigned in two main groups of sedentary and trained (2 weeks swimming exercise). Animals in each group were divided in two subgroups of control (received nandrolone solvent) and drug treatment (received nandrolone 15 mg/kg، 5 times/week). After two weeks of swimming exercise and drug treatment، serum levels of beta-endorphin and met-enkephalin were measured using ELIZA.
    Results
    Our data showed that two weeks of swimming exercise training significantly increased serum beta-endorphin (114±5 vs. 98±5 ng/l in control group، P= 0. 038) and met-enkephalin levels (1556±42 vs. 1475±27 ng/l in control group، P= 0. 25). However، chronic administration of nandrolone decanoate in trained group considerably de-creased beta-endorphin (84±4 vs. 114±5 ng/l in control group، P= 0. 002) and met-enkephalin levels (1378±36 vs. 1556±42 ng/l in control group، P= 0. 011). The effect of supraphysiologic doses of nandrolone decanoate in control sedentary group was not statistically significant.
    Conclusion
    In the present study we show that chronic nandrolone decanoate admin-istration attenuates effects of two weeks swimming exercise on serum opioid peptide and reduces the level of beta-endorphin and met-enkephalin. Keeping in mind that opi-oidergic system play an important role in behavior، athletes abusing anabolic steroid drugs may potentially experience changes in mood and behavior.
    Keywords: beta, endorphin, exercise, met, enkephalin, nandrolone