فهرست مطالب

  • پیاپی 16 (پاییز و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/17
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدعلی آتش سودا*، محمدرضا اکرمی صفحات 5-26
    این مقاله به خوانش دوباره و تصحیح قیاسی برخی از عبارات نامفهوم شرح شطحیات، نوشته روزبهان بقلی اختصاص دارد. سبک این کتاب به شیوه متون نثر عرفانی فنی است و از همین رو در زمره متون دشوار عرفانی قرار گرفته است، اما بخشی از دشواری های کنونی کتاب حاضر به دلیل اغلاط متن است که شکل درست آن ها با تصحیح قیاسی این واژه ها با توجه به قرائن درون متنی به دست خواهد آمد. جدا از قرائن درون متنی، با توجه به انس شدید ذهن روزبهان با میراث فرهنگ اسلامی، می توان برخی از اشتباهات متن شرح شطحیات را با مراجعه به آیات قرانی و احادیث و روایات مشهور اصلاح کرد. در مقاله حاضر برخی عبارات دشوار و غریب شرح شطحیات به شیوه قیاسی و ذهنی تحلیل و پس از تصحیح عبارت، معنا شده است. نیز مشخص شده است که بخش بزرگی از غرابت و دشواری متن حاضر شرح شطحیات، معلول اشتباه در خوانش یا کتابت متن بوده و در صورت پیدا شدن نسخه های بهتر، دیریابی فعلی آن از بین خواهد رفت. تا به دست آمدن چنین نسخه هایی، هر گونه استناد به متن فعلی، نیازمند تصحیحات فراوان خواهد بود.
    کلیدواژگان: روزبهان بقلی، شرح شطحیات، تصحیح قیاسی، متون عرفانی
  • داوود اسپرهم* صفحات 27-52
    در ذهن و زبان ابن عربی، عدد رمزی 28 متاثر از 28 منزل ماه(قمر) بازتاب گسترده ای داشته، به گونه ای که بسیاری از اجزای تفکر وی در تبیین مراتب وجود و درجات آن را تحت شعاع قرار داده است. ابن عربی در پاره ای از آثار خود به رموز این عدد و جلوه های ظهور آن در مراتب انسانی، فلکی و الوهی پرداخته است. مهم ترین بازتاب آن در فصوص الحکم است که در 28 فص مطابق با مراتب الوجود ترتیب یافته است. از آنجا که مراتب وجود بر محور انسان الهی خاص هر مرتبه که مظهر یکی از اسماء الهی است می گردد، توجه به رابطه آن انسان کامل با مرتبه ای که در آن واقع شده، حائز اهمیت است. در این میان، معلومات کی هان شناسی خاص ابن عربی و مناسبات محاسبه شده مربوط به جهان حروف و اعداد، وضعیت ویژه ای پدید آورده است. این نوشته یکی از جهات محاسباتی عددی و حروفی ابن عربی را ذیل بحث مقابله ماه و انسان کامل پیگیری کرده است.
    کلیدواژگان: ابن عربی، ماه، انسان کامل، عدد 28، مراتب الوجود، اسماء الهی، صور فلکی
  • زهرا انصاری* صفحات 53-78
    یکی از پربسامدترین موضوعاتی که در حکایت پردازی متون صوفیه دیده می شود، حکایاتی است که درباره کرامات عرفا نوشته شده است. نخستین گام برای مطالعه این حکایت ها ارائه طبقه بندی موضوعی بسامدی حکایات با حداکثر میزان شمول آن هاست. در متون صوفیانه ای که به زبان فارسی نوشته شده اند، مطلبی تحت عنوان طبقه بندی کرامات به صورت جامع و علمی وجود ندارد و تنها هنگام بیان کرامات اولیا، انواعی از آن بر شمرده شده است. حاصل پژوهش های مولف در این زمینه، این است که حکایات حاوی کرامات عرفا در متون منثور صوفیانه تا قرن هفت در 21 دسته کلی و 15 شاخه فرعی جای می گیرند. پربسامدترین موضوع در حکایات کرامات به «اطلاع بر غیب» و کم بسامدترین موضوع به «بر هوا رفتن جنازه» اختصاص دارد.
    کلیدواژگان: عرفان اسلامی، نثر صوفیانه فارسی، کرامات اولیا، حکایات کرامات، طبقه بندی کرامات
  • منوچهر جوکار* صفحات 79-106
    در گذشته تاریخی ایران، کمتر دانشمند بزرگی را می توان سراغ گرفت که در پرتو دریافت های علمی و انگیزش های صادقانه درونی خویش، به عرفان گرایش نداشته باشد؛ بهاءالدین محمد عاملی(شیخ بهایی) فقیه و حکیم و مفسر و محدث و شاعر قرن دهم هجری از این جمله است. صفویه خود از تصوف به قدرت رسیدند، و کسانی چون شیخ بهایی و گروهی دیگر از عالمان عصر، گرایش های عمیق زاهدانه و عارفانه داشتند. هرچند شاعری شیخ بهایی در کنار دانش های وسیع او از رشته های گوناگون، چندان به چشم نمی آید، اما بی گمان شان عرفانی او بیشتر از هر چیز و هرجا در شاعری اش نمود یافته و این مسئله تا حدودی به سابقه تاریخی شعر و عرفان ایرانی مربوط است. شیخ بهایی در عین برخورداری از اعتبار و احترام رشک برانگیز در دربار صفوی و استادی در بسیاری از دانش های زمان و نیز در کنار مقامات عالی مذهبی، منش و گرایش های عمیق عرفانی داشته و به خوبی توانسته این همه را با هم جمع کند. عرفان او گرچه مستقل و مولد نیست، عموما عاشقانه و رندانه و معطوف به نقد و تخطئه صوفیان ناصاف و بزرگداشت عاشقان و عارفان صافی دل است. در مقاله حاضر، گرایش ها و اندیشه های عرفانی بهایی، بیشتر از منظر شعرهای فارسی او که عمدتا مشتمل بر غزل و رباعی و مثنوی است، معرفی و بررسی شده است.
    کلیدواژگان: شیخ بهایی، شعر فارسی، عرفان اسلامی، عشق، زهد، رندی
  • محمد خدادادی*، محمدکاظم کهدویی صفحات 107-138
    نظریه وحدت وجود را می توان محوری ترین مفهوم در عرفان اسلامی نامید و به درستی می توان گفت که سایر مفاهیم حول این محور اصلی در گردش اند و برای اعتلای این مفهوم به کار می روند. در این پژوهش، نظریات وحدت وجودی عمان سامانی، در قالبی طبقه بندی شده و منظم به تصویر کشیده شده و در هر بخش با نظریات سایر عرفا به خصوص آرای شمس الدین محمد تبریزی و مولانا جلال الدین محمد مولوی مقایسه شده است. همچنین در این مقاله، در یک طبقه بندی منظم، آرای عمان سامانی در باب وحدت وجود در چهار بخش مورد بررسی قرار گرفته و به تفصیل در مورد هر باب بحث شده است: نخست یگانگی عاشق و معشوق؛ دوم، یگانگی جان اولیا؛ سوم، یگانگی اولیا و خداوند(مقام فنا) و چهارم، وحدت جان اولیا در طول زمان. علاوه بر طبقه بندی و سنجش نظریات وحدت وجودی عمان سامانی، به بررسی آبشخور و سرچشمه این نظریات در احادیث و روایات ماثوره از ائمه نیز پرداخته و نمونه هایی از این تاثیر ارائه شده است.
    کلیدواژگان: عمان سامانی، گنجینه اسرار، وحدت وجود، امام حسین(ع)، شمس تبریزی، مولوی
  • یدالله دادجو* صفحات 139-156
    ابن عربی تحلیل خاصی از وحی دارد که از هستی شناسی او نشئت می گیرد. هستی شناسی او نیز بر تجلی حق تعالی مبتنی است. با تجلی او، همه پدیده های عالم لباس تحقق بر تن کرده، بروز و ظهور می یابد. حقیقت محمدیه و انسان کامل، نخستین تجلی حق تعالی است که همه مواهب انبیا از عهد آدم تا آخرین آن ها و وحی از آن نشئت می گیرد. از نظر ابن عربی، وحی که همان معانی مجرد عقلی است، در قالب های حسی در مرتبه خیال، مقید است. از دیدگاه ابن عربی، وحی دو نوع است: یکی وحی عام که تمام موجودات عالم(ماسوی الله ) را در بر می گیرد و دیگری، وحی خاص که همان الهام است. در تلقی وحی، گاه فرشته وحی نقش ایفا می کند. از آنجا که وحی شریعت و نبوت مربوط به وضع و تنظیم قوانین و برنامه های زندگی بشر در این دنیاست، منقطع می شود، اما ولایت که مربوط به چهره باطن و حقیقت دین است، استمرار می یابد.
    کلیدواژگان: ابن عربی، وحی، حقیقت محمدیه، جبرئیل، فرشته وحی، عالم مثال
  • مهدی زمانی*، محمد جواد قاسمی صفحات 157-177
    مسئله رویت خداوند در کلام، حکمت و عرفان اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حالی که به نظر نمی رسد در علم کلام، دغدغه ای برای جمع میان موافقان و مخالفان رویت خداوند با بصر وجود داشته باشد، عارفان برای جمع میان رویت بصری و بصیرت شهودی تلاش فراوانی کرده اند. نمونه کامل این تلاش ها را می توان در تاویل دو آیه «ما کذب الفواد ما رای» و «ما زاغ البصر و ما طغی» در سوره نجم ملاحظه کرد که ویژگی های دیدار پیامبر با جبرئیل را در سفر روحانی یا معراج خود حکایت می کنند. از میان عارفان مسلمان، فرغانی در مشارق الدراری با تصریح به اتحاد دیده و دل، آیه دوم را نمونه ای از رویت خدا با چشم سر که با دیده دل یگانه شده می بیند. سید حیدر آملی نیز با تاویل آیه دوم به سفر چهارم از اسفار اربعه، دیدن بصر را به مقام بازگشت و از وحدت به کثرت خلق مربوط می داند. در این سیر، سالک با چشم، گوش و زبان الهی می بیند، می شنود و سخن می گوید؛ بنابراین در قرآن و عرفان، میان ادراک حسی و شهود عرفانی، نوعی رابطه عمیق و پیوند هم افزایی وجود دارد.
    کلیدواژگان: بصر نبی، رویت خدا، فواد نبی، معراج نبی، حضرت محمد(ص)
  • محمدکاظم علمی سولا*، سیده سوزان انجم روز صفحات 177-216
    این پژوهش به بررسی احوال عارفانه قبض و بسط(غم و شادی) و تعیین خاستگاه و جایگاه هر یک در تفکر مولانا با تکیه بر توصیف و تحلیل صور خیال دیوان شمس پرداخته است. در کنار هم بودن غم و شادی در جهان بینی عرفانی مولانا، صوری را پدید آورده که بیش از هر چیز با زبان موسیقایی و شعر هم خوان است. با توجه به این امر که در شعر او ارتباط عمیقی میان صورت و محتوا نمایان است، این مقاله به بررسی برخی از اجزای غزل ها و چینش واژه ها و نیز کلیت آن ها می پردازد تا خاستگاه های قبض و بسط مولانا به دست آید. در ورای اشعار شورانگیز غزلیات شمس، جلوه های موسیقایی، صور خیال پویا و نیز شادی و شعف و مستی و خلاقیت مولانا، «تجربه های عرفانی و جهان شناختی» او وجود دارد. ارتباط میان تجربیات عرفانی مولانا و جلوه های این تجربیات با موقعیت های ذومراتب قبض و بسط و بیان خاص او در این باره مشهود است. با تامل در دیوان شمس درمی یابیم که در کنار موسیقی شاد غزلیات، مولانا از غمی عمیق نیز سخن می گوید؛ غم غربت در تنگنای تن و جدایی از وطن اصلی که نیستان ازلی است. این مقاله بر آن است که وی در دیوان شمس دو چشم انداز اصلی دارد: واقعیتی که هستیم(منشا قبض) و آرمان هستی ما(منشا بسط) که به شدت و ضعف در کنار یکدیگر مطرح شده اند.
    کلیدواژگان: دیوان شمس، مولانا، خاستگاه های قبض و بسط، تجربیات عرفانی
  • امیرحسین مدنی* صفحات 217-240
    شیخ احمد جام در میان نامداران صوفیه، بیش از دیگران، زندگی و شخصیت اش با افسانه ها و حکایات عجیب گره خورده است. نویسندگان مقامات با نقل افسانه ها و روایت های شگفت و انتساب صفاتی چون خم شکنی و تعصب و تشدد در امر به معروف و نهی از منکر و شکستن چنگ و چغانه، چهره شیخ جام را چنان ترسیم کرده اند که دلخواه ایشان بوده است و کاری به آن نداشته اند که او خود چه می اندیشیده و در قاموس ذهن و اندیشه و سلوک وی چه می گذشته است. کمبود پژوهش در خصوص اندیشه ها و شخصیت اصیل احمد جام ورای مقامات نوشته شده برای وی و افسانه های مندرج در آن ها از یک طرف، و قضاوت های نادرست و شتاب زده برخی از عرفان پژوهان، بدون توجه به آثار شیخ از سوی دیگر، حاصلی جز بدنامی و تصور خودخواهی و انتقام جویی برای شیخ نزد معاصران نداشته است. این در حالی است که با یک نگاه اجمالی به آثار شیخ، می توان تا حد زیادی از انتساب چنین صفاتی به وی کاست و حتی او را عارفی مشفق، مهربان و وارسته به شمار آورد. در این گفتار، پس از نقل دیدگاه ها و سخنان برخی از محققان معاصر درباره شخصیت شیخ جام و اشاره به چند حکایت از مقامات ژنده پیل، کوشش شده در سه بخش «نگرش غیرمتعصبانه»، «نگرش مشفقانه» و «نگرش روشن بینانه»، شخصیت حقیقی شیخ، آن گونه که در آثار و نوشته هایش تجلی کرده است، معرفی گردد.
    کلیدواژگان: احمد جام، مقامات ژنده پیل، نگرش های انسانی شیخ جام، افسانه و حقیقت زندگی شیخ جام
  • غزال مهاجری زاده* صفحات 241-257
    فرض این تحقیق، آن است که بعد از فریدالدین عطار نیشابوری، عطار یا عطارهای دیگری بوده اند که خود را فریدالدین عطار معرفی کرده اند و آثار عطار را به خود نسبت داده اند و منظومه های دیگری را که خود سروده بودند، به آثار فریدالدین عطار، صاحب منطق الطیر افزوده اند. سراینده این منظومه ها، گاه خود را به گونه ای معرفی می کند که گویی، حتی سال ها قبل از تولد عطار صاحب منطق الطیر باید متولد شده باشد. نگارنده به بررسی علت این پدیده غیر متعارف پرداخته است و به این حکم دست یافته که اعتقاد به «تجلی انوار» یا به تعبیر افراطیون و مخالفان آن ها، اعتقاد به «حلول»، و نیز گرایشات تندروانه برخی از حلاجی ها(پیروان حلاج) سبب چنین رویدادی است. اندیشه تجلی انواری، اعتقاد به انتقال انوار الهی از یک شخص به شخص دیگر است که معمولا از دیدگاه برخی عرفا آغاز آن علی ابن ابی طالب(ع) می باشد و در ائمه و عرفای حلاجی از یکی به دیگری انتقال می یابد. به این ترتیب، عطار یا عطارهای بعدی، خود را به طریق تجلی انوار، فریدالدین عطار معرفی کرده اند.
    کلیدواژگان: عطار، حلول، حلاج، قطب الدین حیدر، عطار تونی
|
  • Muhammad Ali Atash Sowda *, Muhammad Reza Akrami Pages 5-26
    The current article aims at reviewing and correcting some difficult and obscure words in Description of Shathyyāt written by Roozbehān Baqali. Similar to the mystic texts، this book is found to use technical writing style which causes it to be one of the complicated mystic passages. Some complexities of this book، however، are assumed to be originated in errors and inaccuracies of text. A Comparative study of these words on the basis of in-text signs may result in correction of these forms. As Roozbehān was obsessed with Islamic cultural heritage، such sources as Qurānic verses، Hadiths and famous narrations can also be applied to correct errors in Descritption of Shathyyāt. Employing comparative and subjective approach، the present study analyzes and corrects some difficult words of this book، and then defines them. The most significant origin of complexities in the book is detected to be writing/reading errors. If more thorough versions are found، these difficulties in interpretation of text will be removed. By that time، every reference to this book requires many corrections.
    Keywords: Rozbeh?n Baqali, Description of Shathyy?t, Comparative Correction, Mystic Texts
  • Dawood Esparham * Pages 27-52
    Number 28 is a code related to 28-day cycle of moon which is highly reflected in Ibn ‘Arabi’s viewpoint. Most aspects of Ibn ‘Arabi’s thought are affected by this code. In his works، Ibn ‘Arabi has attempted to decode this number and express its effect on celestial and divine aspects of human. This is mostly revealed in Fusous al-Hikam (=Seals of Wisdom) which was presented in 28 chapter on the basis of levels of existence. Each level of existence is formed based on a divine person that is symbol of one of the divine names. So، the relationship between that perfect man and his relevant level of existence is required to be observed. Ibn ‘Arabi’s cosmological knowledge and his examination of the relationship between words and numbers result in specific situation. The present study sought to investigate one aspect of Ibn ‘Arabi’s examination of number and words as related to comparison of moon and perfect man.
    Keywords: Ibn Arabi, Moon, Perfect Man, Number 28, Levels of Existence, Divine Names, Constellations
  • Zahra Ansari * Pages 53-78
    One of the most frequent topics in discourse on Sufism is presumed to be stories about Kerāmāts of Sufis. The first step for reading these stories is presenting a classification based on theme and frequency of stories. Persian texts on Sufism do not seem to include any comprehensive and scientific category of Kerāmāts (Sufis Extraordinary Actions). Instead، these texts are found to introduce some limited types of Kerāmāts. The findings of this study reveal that stories about Kerāmāts of mystics in discourse on Sufism، written up to the 7th century AH، can be categorized into 21 groups and 15 subgroups. While the most frequent theme in these stories was found to be “knowledge of unseen”، the least common appeared to be “corpse walking on air”.
    Keywords: Islamic Mysticism, Persian Texts on Sufism, Extraordinary Actions of Sufi Masters, Categorization of Ker?m?t
  • Manouchehr Jowkar * Pages 79-106
    As it can be observed in the history of Iran، most of the great scholars in different branches of science are oriented toward mysticism. One of those scholars was Bahā al‐Din Muhammad Āmili (Sheykh Bahāyi)، a scholar، philosopher، Faqih (expert in Fiqh)، exegete، Muhaddith (Hadith expert) and poet in 10th century AH. Though Safavid dynasty originated from a mystical order، people in this era did not appreciate Sufism. Still، Sheykh Bahāyi and some other scholars of time were assumed to have profound mystical and pietical tendencies. While his poems appear to be less noteworthy as compared to his extensive knowledge in different branches of science، mystical aspect of Sheykh Bahāyi is principally reflected in his poems. This fact may be rooted in the history of Iranian poetry and mysticism. Devoid of some exceptions، unconscious mind of the public in Iran expect mysticism and poetry to coincide. Sheykh Bahāyi was a significant، respectful character in Safavid court. Meantime، he was proficient in all facets of science in his time. He also has deep mystical tendencies similar to those found in senior religious officials. All these characteristics were properly collected in this personality. Although his mysticism was not independent، it was an amorous، roguish belief، oriented to criticize and disclaim impure Sufis while appreciating true mystics and Sufis. The current study is an attempt to examine Bahāyi’s mystical thoughts and tendencies as reflected in his Persian poems including sonnets، quatrain and mathnawi.
    Keywords: Sheykh Bah?yi, Persian Poem, Islamic Mysticm, Love, Asceticism, Roguery
  • Muhammad Khodadadi *, Muhammad Kazem Kahdoyi Pages 107-138
    Unity of existence is one of the basic concepts in Islamic mysticism. Other concepts in Islamic mysticism appear to be less important than this theory، so that those concepts are assumed to be aimed at progress of the notion of unity of existence. The current article sought to categorize Ammān Sāmāni’s views about unity of existence. Each division of this category is compared with views of such mystics as Shams al-Din Mohammad Tabrizi and Jalal ad-Din Muhammad Rumi. Meantime، the study presents a detailed analysis of Ammān Sāmāni’s views as classified in four sections: unity of lover and beloved، spiritual unity of awliya، unity of awliya and God (Fannā Fi Allāh or Annihilation in God)، spiritual unity of awliya along the time. Beside Examining and categorizing ‘Ummān Samāni’s ideas about unity of existence، this research attempts to discover source of these theories as found in Hadiths and traditions. Some examples of the effect of this theory are also presented.
    Keywords: Umm?n, e S?m?ni, Ganjineh al Asr?r, Unity of Existence, Im?m Hussein, Shams Tabrizi, Jalal al din Rumi
  • Yadollah Dadjoo * Pages 139-156
    Ibn ‘Arabi’s knowledge about ontology caused him to have a specific interpretation of revelation. His ontology has been based on Emanation of God. He has asserted that all things flow from emanation of God. The first emanation of God presumed to be the «Perfect Man» or Muhammad (PBUH) who was the source of revelation and endowments of all prophets (from Adam to the latest). Ibn ‘Arabi introduces two types of revelation including general and special revelation. General revelation includes all creatures، whereas special revelation is given through inspiration or angels of revelation. As the purpose of revelation appears to be setting rules and life schedules which help people to live in the world، it can be ceased. However wilāyah which is the soul and essence of religion has always been continued.
    Keywords: Ibn Arabi, Revelation, the Truth of Muhammadyyieh, Gabriel, Angel of Revelation, World of Archetypal Realities
  • Mahdi Zamani *, Muhammad Javad Qasemi Pages 157-177
    The issue of perceiving God in Islamic theology، philosophy and mysticism is very important. It seems that there is no concern regarding the consensus among the proponents and opponents of perceiving God by the visual sense، though mystics have made a lot of efforts to reconcile the visual perception and intuitive discernment. Of these efforts، a typical example can be found in the interpretation of these two verses from Najm chapter: “The heart did not deny what it saw” (11)، and “The gaze did not swerve، nor did it overstep the bounds” (17). These verses tell about the quality of the day when messenger of Islam meets Gabriel in his spiritual journey or his ascent to heaven. Among Muslim Mystics، Faraqāni in his Mashāriq al-Darari، insisting on the union between sight and mind، considers the second verse as a case of God’s perception with the mind rather than with the visual sense. Seyyed Heydar Amoli، also، by attributing the second verse to the second journey of so-called four-fold journeys، relates the visual sense to the returning position and from unity to multiplicity. In this course، the wayfarer sees، hears and speaks with the divine eye، ear and tongue. So، there is a kind of strong relation between sensory perception and intuition in Quran and mysticism.
    Keywords: Heart of Muhammad, Vision of God, The Vision of Muhammad, Muhammad?s Ascension to Heaven, The Last Prophet (Muhammad)
  • Muhammad K?zem Elmi Soul? *, Sayyedeh Souz?n Anjom Afrooz Pages 177-216
    Through Analyzing poetic imagery in Diwān-e Shams، the current study tries to investigate sorrow and happiness in Jalāl al-din Rumi’s perspectives along with their origin and status in his works. Coincidence of sorrow and happiness in Rumi’s mystical worldview result in some images which chiefly correlate with musical language and poem. There appears to be a profound relationship between content and appearance in Rumi’s poem. So، the present article examines some language elements and the order of words in his sonnets to detect origin of Rumi’s sorrow and happiness. “Mystical and ideological experiences” of Rumi may be found in musical facet and dynamic imageries of his poems. Meantime، Rumi’s happiness، intoxication and creativity are signs of his mystical maturity. The relationship between Rumi’s mystical experiences their reflection in his poems، and situations including happiness and sorrow are obvious in his poems. Reflecting on his Diwān Shams، this study proposes that Rumi express a deep sorrow in his sonnets، while applying happy music in them. He resembles body to a cage which separate people from their homeland or، as he calls، their eternal canebrake. This research argues that Rumi suggests two main perspective in Diwān Shams: the thing we are (the origin of sorrow)، and the purpose of our being (the origin of happiness). In this book، these two views are presented beside each other.
    Keywords: Diw?n, e Shams, Jalal al din Rumi (Molavi), Origin of Sorrow, Happiness, Mystical Expriences
  • Amir Hussein Madani * Pages 217-240
    Among the well known figures of Sufies، the life and the character of Ahmad Jām is more tied by legends and strange anecdotes. Official authors have drawn his figure by uttering the legends and wonderful anecdotes and attributing features to him such as breaking jar، dogmatism and increasing enjoying and prohibited from denying and breaking harp in a way that it was of his favorite and they didn’t care about what he had thought or what had happened in his mental and thought and manner lexicon. The shortage of research based on thoughts and the principal character of Ahmad Jām beyond the written officials for him and appointed legends in them in one side، and the unfair and hastened judgments of some scholars of mysticism without noticing his works in other side، has had nothing but notoriety، self satisfaction، and seeking for revenge for him in the sight of contemporaries. While، it is possible to lower the number of these wrong features having been attributed to him by having a brief look at his works or even regarding him a sympathetic، kind، and pious mistiest. In this utterance، after uttering approaches and the lectures of some contemporary researchers about the character of Sheykh-e Jam and pointing to some anecdotes، is tried to introduce the real character of him in three chapters “non dogmatic approach” “sympathetic approach” and “clear sighted approach.
    Keywords: Ahmad jam, Zhendehpil?s atatus, Nonfanatic vision, Compassionate vision, Enlightened vision
  • Ghazal Mohajeri Zadeh * Pages 241-257
    After Farid al-Din Attār of Nishāpur، as this study assumes، there were some other persons who claimed to be Attār. Claiming that they have written Attār’s works، these fake Attārs attribute their own products to the poet of Mantiq al-Tayr. When reading the introduction of these fake works، the readers may assume that their poets have been born before the real Attār. Examining this unusual phenomenon، the current article reveals that believing in the “emanation of lights” or، as extremists and their opponents called it، believing in the “advent” might cause this event. Meanwhile، some radical tendencies of followers of Mansur al-Hallāj were also found to be the source of this phenomenon. According to the emanation of lights، divine lights are transferred from each person to another. This process was started from Ali ibn Abi Tālib and transferred to other Imāms and mystics. So، fake Attārs presumed that they had become Farid al-Din Attār through the emanation of lights.
    Keywords: Att?r, Incarnation, Hall?j, Qotb al Din Heidar, Att?r Tuni