فهرست مطالب

  • پیاپی 20 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/01/29
  • تعداد عناوین: 7
|
  • الهه شعبانی صفحات 1-34
    خودستایی از مضامین پر اهمیت شعر فارسی است که در آثار شاعرانی که در ادوار گوناگون حیات ادبی ایران می زیسته اند جلوه گر شده است. این شاعران با ذهنیت های منحصر به فرد و تحت تاثیر محیط به مضمون آفرینی های بدیع در زمینه خودستایی دست یازیده اند و از این مهم در جهت دستیابی به اهداف خود سود جسته اند.
    خودستایی ممکن است ارزش تعلیمی داشته باشد، بدین صورت که شاعر خود را الگوی هر خصیصه اخلاقی نشان دهد تا از این طریق به جلوه دادن ارزش های والایی که می خواسته است به ضمیر خواننده القا کند بپردازد و با تشویق و تحریض مخاطب به این صفات، حرکت به سمت زندگی متعالی را برای او ممکن سازد.
    ناصرخسرو قبادیانی، شاعر قرن پنجم، در زمینه سرودن خودستایی های آموزنده در شعر فارسی جایگاه ویژه ای دارد. او خود را به سبب هنر سخنوری، فضل و همت والا می ستاید و از دیگران برتر می داند.
    در این جستار، کوشش می شود به بررسی ماهیت خودستایی و انگیزه های آن و معرفی اجمالی زندگی و شعر ناصرخسرو پرداخته شود و سپس با تامل در انواع خودستایی های هدفمند اخلاقی و تعلیمی در شعر او، وجوه شخصیتی و افکار این شاعر بلند مرتبه روشن گردد.
    کلیدواژگان: خودستایی های تعلیمی، شعر، ناصرخسرو
  • صفحات 35-72
    بدن انسان مکانیسم پیچیده ای دارد که علی رغم تمامی پیشرفت های علوم زیستی و شناختی باز هم جنبه های زیادی از آن کشف نشده است و دانشمندان امروزی در صدد کشف آنها هستند.گاهی آنچه علم پس از مدت ها آزمایش به آن می رسد، به وضوح در آیات قرآن تصریح شده و با تفحص به راحتی قابل استنباط است. یادگیری، یکی از فرآیندهای پیچیده در بدن انسان است. با نگاهی به ظاهر بدن انسان به راحتی می توان دریافت که دو ابزار وقوع و تکامل این فرآیند یعنی «گوش و چشم»، توسط باری تعالی با ظرافت و دقت هرچه تمام تر در بدن تعبیه شده است. انسان با تربیت این اعضا و استفاده درست از آنها می تواند فرآیند یادگیری را در خود تکامل بخشد و به کمال مطلوب انسانی و کسب معرفت الهی که هدف خالق است، برسد. حال که در فرآیند یادگیری، این دو حس نقش اساسی را ایفا می کنند، این سوال پیش می آید که آیا نقش هر دوی آنها مساوی است یا یکی بر دیگری رجحان دارد و جایگاه هر یک از آنها در فرآیند یادگیری کجاست؟ در این تحقیق با جستجو در نظریه های روانشناسی، مانند نظریه های شناختی و انگیزشی و جستاری در آیات قرآن و اشعار مثنوی معنوی، به تبیین نقش و جایگاه هر یک از این حواس در فرآیند یادگیری پرداخته شده و وجه تمایز و امتیاز هریک مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: یادگیری، شنیدن، دیدن، آیات قرآن، اشعار مثنوی
  • صفحات 73-102
    ظهور حکایت عرفانی در ایران با گسترش گفتمان عرفانی در قرن پنجم هجری همراه است. این نوع حکایت بیشتر در پی معرفت استعلایی شخصیت های عارف خویش است و به منظور نمایش جایگاه شخصیت اصلی و مقام معنوی او به وجود می آید. آنچه به این گونه حکایت انسجام می بخشد، پیام اخلاقی و نقش تعلیمی آن است؛ هدفی که حکایت برای بیان و انتقال آن به مخاطب نوشته می شود.
    روایت شناسان ساختارگرا، در حیطه روایت، نظام حاکم بر اثر داستانی را مورد توجه قرار می دهند و به تحلیل زبانی و معنایی عناصر مختلف روایت می پردازند. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، حکایت های تذکره الاولیای عطار بر اساس الگوی روایی گریماس با تاکید بر نقش تعلیمی این حکایات مورد بررسی قرار می گیرد تا میزان موفقیت عطار در پرورش و غنی کردن حکایات، برای بیان آموزه های اخلاقی و تعلیم مخاطب مشخص شود. حکایت پردازی در تذکره الاولیا یکی از شیوه های تاثیر گذاری است که عطار برای گسترش اندیشه های عارفانه و تعلیم دیگران از آن بهره می گیرد.
    کلیدواژگان: تذکره الاولیا، روایت شناسی، گریماس، حکایت های عرفانی، نقش تعلیمی حکایات
  • صفحات 103-136
    تامل در مقدمه کتاب کلیله و دمنه و باب برزویه حکیم این کتاب نشان می دهد که این دو بخش از افزوده های بزرگمهر حکیم و یا به اعتقاد برخی از ابن مقفع است. آنچه مهم است اینکه این دو بخش هندی نیست و دریچه ای به فرهنگ و ادب ایرانیان باستان است. موضوعات اصلی این دو بخش عبارت است از خردورزی، عشق به دانش و کتاب، اعتقادات دینی، پایبندی به صفات نیک اخلاقی، مبارزه با رذایل اخلاقی و پندهای حکیمانه. در این جستار، با ارائه شواهد مختلف نشان داده ایم که نیاکان ما از معرفت و آگاهی و ارزش های اخلاقی و دینی بهره مند بوده اند و مضامین حکمی این دو بخش، روزنه ای برای اطلاع از دیدگاه های ایرانیان باستان در خصوص محورهای اساسی زندگی است. عموم این مضامین به سبب حقیقت بینی و درک درست از جهان هستی، همسو و هماهنگ با فرهنگ اسلامی است و با آنکه سرچشمه آنها در فرهنگ ایرانیان است، در انتخاب آنها گزینشی هدفدار برای تطبیق با عقاید اسلامی حاکم بر روزگار ابن مقفع صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: ابن مقفع، کلیله و دمنه، برزویه طبیب، فرهنگ ایرانیان باستان
  • صفحات 137-160
    در بین موجودات عالم هستی، انسان تنها حیوان اندیشمندی است که برای تداوم حیات و رفع نیازهای مادی و معنوی خویش از گوهر تفکر خلاق و انتقادی بهره می گیرد.
    ارتقای فکری انسان از موضوعات قابل تامل در فرهنگ قرآنی-اسلامی است. عارفان با استمداد از این فرهنگ به واکاوی ژرفای وجود آدمی پرداخته اند. مولوی بلخی در زمره عارفانی است که در بستر دین با دستیابی به آگاهی کی هانی، درصدد حل مسائل مادی و معنوی انسان از مجرای اندیشه و در قالب تمثیل و حکایات دلنشین برآمده است. با وجود آنکه مولانا گوهر وجودی انسان را اندیشه وری تلقی می کند اما از مضیق افهام کهن و وسواس افکار، جهل و عصبیت فکری مردمان نیز به تنگ آمده است و همواره در تمنای افکار نو و معانی بکر برمی آید. او فکر خلاق و بکر را امری فطری می پندارد و بر آن است که با فکر شیرین و ذکر مدام می توان زمینه خلاقیت در اندیشه و تفکر منتقدانه را فراهم آورد. وی انسان کامل را الگوی تفکر درست و خلاق می شمرد.
    کلیدواژگان: تفکر نو، انسان کامل، تفکر خلاق، تفکر انتقادی و مولوی
  • صفحات 161-186
    در این که سخن گفتن از حماسه سرایی و گذشته پهلوانی و اسطوره ای ایران زمین ویژگی برجسته و اصلی در سبک خراسانی است تردیدی نیست و در این دوره درخشان، یاد کرد از ایران باستان و حماسه هایش تا قرن پنجم با شدت و سرعت ادامه دارد و پس از آن رو به کاستی می نهد.
    با فرا رسیدن قرن ششم و گشوده شدن فضای مذهبی، عقلی و عرفانی پیش روی اهل ادب، توجه به حماسه باستانی و ملی ایران نه تنها کم رنگ شد بلکه برخی از شاعران به نفی پهلوانان و قهرمانان حماسی و برتر شمردن اسوه ها و نمونه های مذهبی پرداختند و آنان را بر قهرمانان شاهنامه ترجیح دادند. فضای شعر ستایشی نیز به گونه ای پیش رفت که در نظر برخی شاعران، فضایل و خصایل ممدوح برتر از ویژگی های رستم و دیگر پهلوانان حماسی تلقی شد.
    مقاله حاضر نگاهی اجمالی به دنیای شاهنامه در سبک عراقی (قرن های ششم تا هشتم) خواهد داشت و ارزش تعلیمی شاهنامه را از نظر شاعران و ادیبان بررسی خواهد کرد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، ادب حماسی، سبک عراقی، ادب تعلیمی
  • صفحات 187-219
    سنایی از پایه گذاران ادبیات تعلیمی و از سرآمدان آن محسوب می شود. بیشتر قصاید او سرشار از مضامین حکیمانه و تعلیمی است و همچون سایر اشعار تعلیمی این شاعر بزرگ، با آموزه های اخلاقی و مذهبی گره خورده است.مقاله حاضر سعی دارد با توجه به اهمیت کارکرد نقش های زبان در القای مفاهیم، به تحلیل و بررسی کارکرد آنها در ادبیات تعلیمی بر اساس الگوی یاکوبسن، زبان شناس معاصر، بپردازد. به این منظور یکی از قصاید سنایی را که سرشار از آموزهای تعلیمی و اخلاقی است، از حیث میزان تاثیر هر یک از نقش های زبانی در جهت انتقال آموزه های تعلیمی، مورد واکاوی قرار می دهد. یاکوبسن در به کارگیری نظریه ارتباط در ادبیات، قائل به شش مولفه ارتباطی است: 1- پیام(اثر ادبی) 2- فرستنده پیام (نویسنده یا شاعر) 3- گیرنده پیام (مخاطب- خواننده)4- رمز (قواعد و هنجارهای زبان) 5- زمینه تماس(موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی) 6- مجرای ارتباطی تماس(کلمات یا اصوات). بر این اساس در ادبیات تعلیمی عموما و در قصیده مورد بررسی خصوصا، مولفه سوم یعنی مخاطب، محور اصلی فرایند ارتباط به شمار می رود و از میان نقش های شش گانه زبان (ترغیبی، عاطفی، همدلی، ادبی، فرازبانی و ارجاعی) نقش ترغیبی به عنوان نقش عمودی و اصلی و بقیه به عنوان نقش وسیله ای و فرعی محسوب می گردد. این امر خود حاکی از آگاهی و تسلط شاعر بر فنون سخنوری و معیارهای بلاغت در زبان فارسی است.
    کلیدواژگان: سنایی، نقش های زبان، آموزه های اخلاقی، نقش ترغیبی
|
  • Pages 1-34
    Boast is one of the most important themes in the Persian poetry that has been represented in the works of poets in different periods. These poets with unique mentality and due to environmental conditions have composed poetry in the field of Boasting and have created new concepts by using this figure of speech. Boasting may have educational value; namely، the poet shows himself/herself as a model of moral traits in order that his / her readers encourage following these traits in their lives. Nasser Khosro Qobadiyani، the poet of fifth century، has a particular place in the Persian poetry in the field of composing Educational boasting poetry. He considered himself superior to others because of his art of eloquence، knowledge and loftiness of purpose. In this article، firstly we try to study the nature of boasting، its incentives and give a brief introduction of life and poems of Nasser Khosro. Secondly، his personality and opinions are examined through contemplation on different types of boasting including targeted moral boastings.
    Keywords: Educational boasting, poetry, Nasser Khosro
  • Pages 35-72
    The human body has a complex mechanism that despite all the advances in biology and cognitive sciences، there are still many unexplored aspects that scientists are trying to discover. Sometimes these discoveries are clearly expressed in the verses of Holy Quran long ago before scientists archive them through laborious experiment. Learning is one of the complex processes in the human body that through Looking at the human body it can be easily found that two organs of learning; namely، “eyes and ears«have been created by God. Human being by correct using of these two organs is able to promote learning process and reach to the development and acquisition of divine knowledge that is the goal of creator. Therefore، some questions arise concerning the role of these two senses in learning process. Do they have equal role or one of them is preferred? What is their place in the process of learning? In the present study through searching in psychological theories، such as cognitive and motivational ones and research on holy Quran verses and poems of Masnavi، the role and place of these two senses have been explained.
    Keywords: Learning, Hearing, Seeing, Verses of Holy Quran, Poemes of Masnavi
  • Pages 73-102
    The emergence of mystical anecdote in Iran was accompanied by development of mystical dialogue in the fifth century A.H. this type of anecdote mostly seek insight into the supreme mystical characters of mystic and are created to represent his/her spiritual place. What make this type of anecdote coherent are the moral lesson and its didactic role. This is the goal for which the anecdote has been written. Those who know the narrative structure in field of narrative consider the system governed the story then they analyses different semantic elements in the narratives. In the present research through using analytical/descriptive method the anecdots of Attar’s Tazkeratol Olya based on Greimas narrative pattern with emphasis on didactic role has been studied. The aim is to measure the extent of success of Attar in enriching of anecdotes to expressing mystical teachings. Anecdote telling in Tazkaratol Oliya is one of the ways of effectiveness that Attar has utilized it in developing mystical thoughts and teaching others.
  • Pages 103-136
    Contemplation on Kelileh and Demneh and the chapter of Borzoieh Tabib، shows that these two parts are added by Bozorgmehr (a philosopher) and according to some Ibne Moghafa. What is important is that these two parts are not Hindi and they are a window on the culture and customs of the ancient Iranians. The main issue includes wisdom، knowledge، the religious beliefs، loyalty to moral issues، fighting against immoralities and philosophical advices. This study aims to show، with the help of different evidences، that our ancient Iranians have been familiar with knowledge، the religious and moral values. The moral issues of these two chapters are a window to the the views of ancient Iranians toward the main axes of life. Furthermore، we try to show that the above ancient Iranians concepts are in line with Islamic culture. Although these concepts are originated from the Iranian culture، there is a goal-based option to compare them with the dominant Islamic principles in Ibne Moghafa’s period.
    Keywords: Ibne Moghafa, Kelileh, Demneh, Borzoieh Tabib, culture of ancient Iranians
  • Pages 137-160
    Among the creatures of the world human being is the only animals that for continuation of life and removing his material and spiritual needs is able to think creatively. In fact، it is one of the advantages of human being to enjoy such rational abilities. Muslims have tried their best to explain the nature of humans as clearly as possible and to enumerate their needs. Molavi، from Balkh، is one of the theologians who tried to remove some of physical and spiritual needs of the people through contemplation and using allegories and anecdotes under the larger context of religion. He could achieve a cosmological awareness due to such an attitude. He was a scholar who was tired of out-dated conceptions and ideas of his time and the intellectual ignorance of the people. As a result، he made attempts to bring new ideas and meanings. He believed that brand new ideas are innate. Therefore، he tried to establish the ground for the creativity of thinking. According to Molavi، a perfect human being is the one who is the symbol of correct and creative thinking.
    Keywords: New thought, perfect human being, creative thinking, critical thinking, Molavi
  • Pages 161-186
    There is no doubt that composing epic and explaining about past Iranian heroes and mythology is the main characteristic of Khorasani style. We also know that this excellent period strongly continue till the fifth century and then fade away. In sixth century، the opening of religious، intellectual، mystical atmosphere for men of letters، turn the attention away from ancient Iranian epic، and even some poets prefer religious heroes. Therefore، they replaced ancient Iranian heroes in Shahnameh with religious ones. Furthermore، the characteristics of these heroes exceeded Rostam and other epic heroes. The present paper will look briefly at Iraqi style in Shahnameh and represent its didactic values more prominently
    Keywords: Epic Literature, Islamic Mysticism, Stylistics
  • Pages 187-219
    Sanai is the founder of didactic literature and considered to be the pioneer. Most of his odes are full of didactic and philosophical concepts. Thereforelike his didactic poems they، areinterwoven with moral and religious teachings. The present research paper aims to analysis and study the six function of the language in expressing meaning. The pattern ofJacobson، the contemporary linguists in didactic literature، and one of Sanai’s odes that is full of didactic and moral teachings has been analyzed. Therefore the effect of these functions in expressing didactic teachings has been investigated. Jacobson in applying the theory of communication use six commutativecomponentsincluding1- message (literary work) 2- the message sender (author and poet) 3- message receiver (reader - the reader) 4- Code (rules and norms of language) 5- Fields contact (social and cultural situations) 6-channel of communication calls (words or sounds). Accordingly، in didactic literature generally and the odes under investigation specifically، the third component; namely، reader considered the axis point of communication and among six function of the language (conative، emotive، poetic، phatic،metalinguistic and referential) conative role as a vertical and main role and others as instrumental and subsidiary role. This fact shows the mastery and awareness of poet in the art of oratory techniques and criteria of rhetoric in the Persian language.
    Keywords: Sanai, ode, moral teachings, language functions, conative