فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 56 (تابستان 1392)
  • پیاپی 56 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/05/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • داود اسپرهم*، سیدمهدی دادرس صفحه 7
    قصه ی ماهان گوشیار یکی از چند افسانه ای است که نظامی در هفت پیکر روایت کرده است. علاوه بر جنبه های اسطوره شناختی و روان کاوانه، آن چه بر اهمیت این افسانه افزوده، نظریاتی زیبایی شناختی است که شاعر، در خلال روایت، اظهار کرده است. نقدهایی که به زبان فارسی و دیگر زبان ها بر قصه ی ماهان نوشته شده، عموما جنبه ی تاریخی و درزمانی داشته اند و بیشتر به پیشینه ی تاریخی عناصر داستان یا تفسیر رمزشناختی و کهن الگویی آن پرداخته اند. در مقاله ی حاضر کوشش شده است تا علاوه بر مرور دیدگاه های تفسیری رایج، تحلیل روان کاوانه ی جدیدی از متن ارائه شود. طبق این تحلیل که عمدتا وامدار آراء ژاک لکان، روان کاو سرشناس فرانسوی، و شارحان اوست قصه ی ماهان نه تنها ماهیت عرفانی ندارد، و دگرگونی و تعالی (فرایند فردیت) را روایت نمی کند، بلکه داستان بی انجام و اضطراب آفرینی است که ساختار ایدئولوژیک خاصی را انعکاس داده است. بر این اساس، اگر در بخش هایی از قصه مضامین عرفانی به چشم می خورد، نتیجه ی کوشش سراینده در جهت سازگارسازی قصه با یک دیدگاه عرفانی خاص بوده است؛ دیدگاهی که مشخصه ی آن، دوقطبی بودن و شکاف میان صورت و معناست.
    کلیدواژگان: افسانه، نقد روان کاوانه، روان شناسی تحلیلی، ساختارگرایی، زیبایی، شناسی، نقد ایدئولوژیک
  • مهدی نیک منش* صفحه 33
    در قرن ششم هجری با چهار حوزه ادبی ماوراءالنهر، خراسان، عراق و آذربایجان روبه روییم که در مقایسه با حوزه واحد خراسان از گستره و موقعیت متفاوتی برخوردارند. با وجود این، گستردگی جغرافیا، دوری شاعران از یکدیگر و حتی تفاوت لهجه، دلیلی برای بی خبری آنان از شعر یکدیگر نبوده است؛ بلکه استقبال آنان از اشعار یکدیگر، نشان از پیوند و ارتباط عمیق میان آنان دارد. از نمونه این پیوندها می توان به مجموعه اشعاری اشاره کرد که با ردیف «آفتاب» سروده شده و به نام «شعر آفتابی» مشهور گشته اند. یکی از مهم ترین این سروده ها از آن خاقانی و با مطلع زیر است:ای عارض چو ماه تو را چاکر آفتاب یک بنده تو ماه سزد، دیگر آفتابافزون بر خاقانی، انوری، اثیر اخسیکتی، سیف فرغانی، محتشم کاشانی، بیدل، حزین لاهیجی و... از جمله شاعرانی به شمار می روند که اشعاری با همین وزن، قافیه و ردیف دارند. خاقانی این قصیده را در مدح قزل ارسلان، فرمانروای آذربایجان سروده است. اهمیت بررسی این چکامه، افزون بر پیوند با دیگر اشعاری که در مدح وی انشاد کرده، در گرو فضای شعری مشابهی است که با دیگر اشعار آفتابی شاعران معاصر و متاخر خود دارد. پژوهش حاضر به تبیین و تحلیل ده نکته در قصیده آفتابی خاقانی از منظر مقایسه تصاویر و موسیقی شعر، نجوم، اسطوره-شناسی، شرح، تصحیح و... می پردازد.
    کلیدواژگان: خاقانی، شعر آفتابی، قزل ارسلان، شعر مدحی
  • سید مهدی طباطبائی* صفحه 63
    یکی از دلایل دیرآشنایی و ابهام زبان بیدل، نوع ساخت ترکیبات اوست که بر اثر دگرگون کردن قراردادهای رایج زبان و شکستن قراردادهای ادبی پیشین انجام گرفته است. ویژگی کلی این گونه ترکیبات آن است که در کنار هم نشاندن واژگان، حالت طبیعی ندارد و حاصل تصنع و برقراری روابط ساختگی میان آن هاست؛ از طرف دیگر، پی هم آمدن واژه های متعدد که هرکدام قابلیت ساخت ترکیبی خاص دارد، تزاحم ترکیب ها را به وجود آورده و مسیر شناخت ترکیب و خوانش ابیات را دشوار کرده است.
    این پژوهش در پی آن است که با بررسی مسائل مطرح شده، به چگونگی ساخت ترکیب های بیدل بپردازد. روش تحقیق به صورت اسنادی و با استفاده از امکانات کتابخانه ای و شیوه تحلیل محتوا و طبقه بندی داده هاست.
    بایستگی مطالعه پیرامون بیدل در زبان و ادبیات فارسی، اهمیت و ضرورت این تحقیق را مشخص می کند و نتیجه ی حاصل از آن، برجسته کردن ترکیب سازی به عنوان یکی از ویژگی های سبکی بیدل است.
    کلیدواژگان: سبک هندی، عبدالقادر بیدل، ترکیب سازی
  • قدرت الله طاهری*، فاطمه اسمعیلی نیا صفحه 85
    تحت تاثیر رواج اندیشه های پوچ گرایی متاثر از وقایع و تحولات فلسفی، علمی، تاریخی و اجتماعی عصر مدرن، در ادبیات قرن بیستم، سبکی با عنوان ادبیات معناباخته (Absurd Literature) پدیدآمد که با تاکید بر فقدان منطق در طبیعت و انزوای انسان در جهانی فاقد معنا و ارزش، به بیان اندیشه هایی همچون بی هدفی و پوچی، بی ایمانی، ازخودبیگانگی، بی هویتی، تنهایی، مرگ اندیشی و... در زندگی انسان عصر مدرن می پرداخت. این جریان تقریبا همزمان با غرب در طی دو دوره در ادبیات ایران مجال ظهور پیدا کرد. نخست، دوره استیلای استبداد رضاشاه بود که خفقان و یاس و ناامیدی را در جامعه رواج داد و دوره دوم به وقوع کودتای 28 مرداد 1332 و شکست جنبش ملی شدن صنعت نفت مربوط می شد که موجب سرخوردگی و سرکوب روشنفکران و زمینه ساز گرایش به ادبیات معناباخته و پوچ گرا شد. هجوم نیروهای بیگانه، استعمار، استبداد، آشوب و ناامنی و بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، در روحیه ی نویسندگان ایرانی تاثیر به سزایی گذاشت و موجب پدیدآمدن اندیشه های پوچ گرایی و بی معنایی در آثار آنان شد. صادق هدایت، صادق چوبک و بهرام صادقی از جمله نویسندگان دهه های 30 و 40 هستند که نشانه های تفکرات پوچ گرایی در آثار آنان دیده می شود. در این پژوهش سعی شده است بازتاب جلوه های معناباختگی در آثار صادق هدایت با تکیه بر سه اثر وی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ادبیات معناباخته، صادق هدایت، بوف کور، سگ ولگرد، سه قطره خون
  • ابراهیم محمدی*، رضا موصلی صفحه 107
    در داستان مدرن، استفاده از برخی ظرفیت های زبان به ویژه در خلق استعاره و ایجاد ابهام در روایت، به شاعرانه شدن متن کمک می کند. از جمله این ظرفیت ها سوق دادن زبان به سمت قطب استعاری- به تعبیر رومن یاکوبسن- است. هدف اصلی نگارندگان، این است که نشان دهند چگونه زبان در داستان های مندنی پور به قطب های استعاری گرایش پیدا کرده و شاعرانه شده است. برای این منظور، مجموعه داستان های مندنی پور در چهار سطح بررسی می شود: در سطح توصیف و خلق شخصیت نشان می دهد که چگونه یک شخصیت جایگزین شخصیتی دیگر شده است، یعنی تداخل شخصیت روی داده و شخصیت ها از حالت انسانی خارج شده اند و این تداخل منجر به ابهام در شخصیتی واحد شده است که در طول داستان جایگزین دیگری شده است؛ در سطح توصیف و پرداخت زمان نیز نشان می دهد که چگونه زمان ها جایگزین هم شده اند و گذشته و حال در هم آمیخته اند؛ در سطح توصیف و پرداخت مکان نیز، مکان هر لحظه در جایی بروز می یابد و پیچیده و مبهم می شود؛ و سرانجام در سطح توصیف و خلق تصویر نیز نشان داده می شود که تصاویر به کار رفته در این داستان ها، گاه در تصاویر واقعی و خیالی، و گاه، تصاویر دو دنیای متفاوت جایگزین هم شده اند. این پژوهش نشان می دهد بیشترین جایگزینی در سطح خلق شخصیت اتفاق می افتد و کم ترین جایگزینی در سطح مکان روی می دهد.
    کلیدواژگان: قطب های استعاری و مجازی زبان، استعاری شدن زبان داستان، شهریار مندنی پور، یاکوبسن
  • قدسیه رضوانیان*، طیبه غزنوی صفحه 135
    گفتمان تقدیری، گفتمانی است که روشن ترین آغازگاهش در ایران قبل از اسلام، عصر تفکر زروانیستی بوده، پس از اسلام نیز با قدر ی تفاوت اما با ماهیتی هم سان، گسترش متنابهی یافته است. نفوذ و گسترش دامنه دار این اندیشه در بنیان های تفکر و باور ایرانی، بازتاب وسیعی نیز در آثار تاریخی و ادبی ایران داشته است. یکی از این آثار، تاریخ بیهقی است که این باور در آن گفتمانی ویژه را شکل داده که در سطح ظاهری اثر نیز باعث ایجاد دوگانگی و تناقض شده است.
    در این مقاله، سعی بر این است که به روش توصیفی- تحلیلی، این تناقض با تکیه بر شخصیت مذهبی بیهقی، روش تاریخ نگاری اسلامی، پوشیده گویی و رندی زبانی بیهقی، تبیین شود. علاوه بر آن تقدیر در تاریخ بیهقی دارای کارکردهای متفاوت مذهبی، علی، روانی و سیاسی است، که تمرکز بحث بر روی کارکرد سیاسی تقدیر است و به این نتیجه می رسد که بعد ایدئولوژیک تقدیر اندیشی موجب اضمحلال ساز و کار عقلانیت و علت یابی شده که در نتیجه در توسعه نیافتگی فکری و سیاسی کشورهای تحت نفوذ این باور نقش اساسی داشته است.
    کلیدواژگان: تقدیراندیشی - تاریخ بیهقی، خردگرایی، دوگانه گویی
  • سید مرتضی حسینی*، عباس گنجعلی صفحه 159
    مقامات حمیدی نوشته ی قاضی حمیدالدین ابوبکر محمد بن عمر بن علی بلخی، از شاه کارهای متون نثر فارسی است که با اسلوب مقامات عربی بدیع الزمان همدانی و ابوالقاسم حریری معارضه می نماید. این اثر که به سبک نثرهای مصنوع فارسی قرن ششم نگاشته شده، دربردارنده شمار زیادی اشعار و عبارات زیبا و لطیف عربی است که تاکنون تحقیقی جامع درباره مآخذ آن ها صورت نگرفته است. در این جستار نگارنده با بضاعت مزجات خود به پژوهش درباره ابیات و عبارات عربی مقامات حمیدی پرداخته، کوشیده است در حد امکان به تعیین منابع و مستندات آن ها بپردازد.
    کلیدواژگان: مقامات حمیدی، قاضی حمیدالدین بلخی، ابیات و عبارات عربی، مآخذ و گویندگان
|
  • Davood Sparham*, Seyyed Mehdi Dadras Page 7
    "Māhān-i Gushyār" is one of the several myths narrated by Nezami in his "The Seven Beauties". In addition to its mythological and psychoanalytical features, the myth enjoys esthetic theories expressed by the poet during the narration of the story, adding paramount significance to this piece of work. Reviews written in Persian and other languages on the story of Mahan tend to deal with the historical aspects and mostly involve the symbolic and archetypal interpretation of the elements. This paper attempts to not only review the current interpretation viewpoints, but also offer a new psychoanalytical analysis of the text. According to this analysis – which borrows mainly the theories of well-known French psychoanalyst, Jacques Lacans and his followers – the story of "Mahan" has neither a mystical identity nor Jungian individuation. It rather is an unfinished and stressful story reflecting a particular ideological structure. On this basis, if there can been seen mystical themes in some parts of the story, it is the result of the narrator's attempt to match the story with a certain mystical viewpoint; one that is characterized by polarity and a rift between form and meaning.
    Keywords: myth, psychoanalytic criticism, analytical psychology, structuralism, aesthetics, ideological criticism
  • Mehdi Nikmanesh* Page 33
    In the 12th century, we have four literary areas of Transoxania, Khurasan, Iraq and Azerbaijan whose vastness and situation is different compared to the Khurassan area. Despite different geographic areas, neither their distance nor difference of accents was a reason for them not to notice each other. Parody of their poems is a sign of a deep relationship and bond between them. As an instance we can mention a set of poems with a radif (a word repeated in all even verses) of aftab (sunshine) which are well known as “aftabi (sunny) Poems”. One of the main poems of this type belongs to Khaqani, beginning with these statements:O’ thee, who the sun is a servant of his moon-like face,A slave of thee should be moon and another should be the sunIn addition to Khaqani, poets like Assir Akhsikati, Anvari, Seyf Faraghani, Hazin Lahiji, Bidel, Mohtasham Kashani, etc. are ones who have poems with the same rhythm, rhyme and radif. Khaqani has written this qasidah to praise Qezel Arsalan, the ruler of Azerbaijan. The importance of studying the qasidah lies in the similar poetical scope of aftabi poems composed by other contemporary and later poets. This paper studies and evaluates ten points in Khaqani’s “aftabi” qasidah in terms of comparing poetical images and music, astronomy, explanation, correction, etc.
    Keywords: Khaqani, Aftabi Poem, Qezel Arsalan, Eulogizing poetry
  • Seyed Mehdi Tabatabayi* Page 63
    One of the reasons for the ambiguity in the language used by Bidel is the structure of his compounds made by changing the common linguistic agreements and breaking the former literary ones. The general characteristic of such compounds is that the way the words are put together is not normal and the mixture is a product of artificial relationship between them. On the other hand, the fact that numerous words with the ability to create a specific compound are put together actually leads to abundance in compound. This makes the verses hard to read and understand. The present paper aims at studying the structure of Bidel compounds. In this research, library sources and the content analysis and data classification methods are used. The necessity to study Bidel in Persian language and literature proves the significance of this research. The result shows that making compounds is a prominent feature of Bidel’s poetic style.
    Keywords: Hindi style, Abdolqader Bidel, compound
  • Qodratollah Taheri*, Fateme Esmaily Nia Page 85
    Under the influence of nihilistic thoughts created as a result of philosophical, scientific, historical and social developments in the modern era, a style called Absurd Literature emerged which emphasizes the lack of logic in the nature and man’s solitude in a meaningless world and expresses thoughts such as aimlessness, nihilism, faithlessness, lack of identity, loneliness, etc. in the life of modern man. This movement emerged in Iran’s literature at the same time as the West in two periods of time. The first one was the period of the hegemony of Reza Shah, during which desperation prevailed in the society and the second period is related to the 1953 Iranian coup d’état and failure of the movement of nationalization of the oil industry, which disappointed the intellectuals and provided the grounds for their inclination towards the absurd literature. The attacks by foreign forces, colonization, hegemony, chaos, insecurity and political, social and economic crises had a great effect on the morale of Iranian writers and led to the emergence of nihilistic and absurdist thoughts among them. Sadeq Hedayat, Sadeq Choobak and Bahram Sadeqi are among the writers in the 1950’s and 60’s whose works are filled with the signs of nihilistic thoughts. This paper attempts to study the reflection of absurdist effects on the works by Sadeq Hedayat with emphasis on his three main works.
    Keywords: Absurd literature, Sadeq Hedayat, the Blind Owl, the Stray Dog, Three Drops of Blood
  • Ebrahim Mohammadi*, Reza Movasseli Page 107
    Use of some language capabilities helps the poeticization of the text particularly when it comes to creation of metaphors and ambiguity in narration in modern stories. One of the capabilities, according to Jacobson, is leading the language towards the metaphorical pole. This research attempts to show how the language gravitates toward metaphorical poles and poeticization. To this end, each one of Mandanipoor’s stories is studied at four levels. At the level of the characters descriptions, it shows how a character is replaced by another one. That is, character interference happens and the characters deviate from the human form. This interaction leads to the ambiguity in the characters replaced by each other in the story. At the level of description and time, it shows that how times are replaced by and how the present and the past are intermingled. At the level of description and place, the place emerges anywhere and gets complicated and ambiguous. Finally, at the level of description and imagery, it shows that the pictures in the story are replaced sometimes in real or imaginary images and sometimes in two different worlds. This research shows that the most substitutions occur at the level of characters creation, and the least substitution occurs at the place level.
    Keywords: metaphorical poles, metonymy, language metaphorization, Shahriar Mandanipoor, Jacobson
  • Ghodsieh Rezvanian*, Tayyebeh Ghaznavi Page 135
    Destinism is a belief that has begun in the Zoroastrian Period in the pre-Islamic era. In the post-Islamic era, this belief developed with a little difference but with the same nature. The influence of this thought is seen in our historic works like Tarikh-i Beyhaqi. This paper aims at studying the role of destiny in the discourse of Tarikh-i Beyhaqi and the role of this thought in the contradictions existed in this book. The paper then deals with the depiction of this book based on the religious personality of Beyhaqi, the way of Islamic history writing, censorship and linguistic freedom of Beyhaqi.In Tarikh-i Beyhaqi, destiny has diverse religious, reasonable, psychological and political functions. The focus of discussion is on the political function of destiny. The result shows how destinism led to disintegration of mechanism of rationality and consequently the mental and political backwardness in the countries influenced by this thought.
    Keywords: Destinism, Tarikh, i Beyhaqi, rationality, contradiction
  • Seyyed Morteza Hosseini*, Abbas Ganjali Page 159
    Maqamat-i Hamidi written by Hamideddin Abubakr Mohammad bin Omar bin Ali Balkhi is one of the masterpieces in the Persian prose that challenges the styles of Arabic Maghamah texts by Badiozaman Hamedani and Abolqassem Hariri. This work that is written with the style of Persian prose is filled with a large number of beautiful and delicate Arabic poems and phrases, whose sources have remained unexplored so far. This paper studies the Arabic verses and phrases in Maqamat-i Hamidi and attempts to determine their sources and references as much as possible.
    Keywords: Maqamat, i Hamidi, Hamideddin Balkhi, Arabic verses, phrases, sources, informants